مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 22

موضوع: ازدواج دوم

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14456
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.74
    نوشته ها
    556
    تشکـر
    1
    تشکر شده 568 بار در 297 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : ازدواج دوم

    یه تعدادی میگن جای ایشون نیستین که قضاوت کنین. ولی من که دقیقا شرایط ایشون رو دارم میتونم کاملا بفهمم تو این سالها چی به هردونفر گذشته. با جزییاتی که شاید فقط کسانی که درگیر این مشکل هستن متوجه ش میشن.
    منتها تفاوت من با این آقا اینه که مشکل از شوهر منه. منم از این روزای داغون داشتم. من هم روزهایی رو از سر گذروندم که تا صبح اشک ریختم و از خواب و خوراک افتادم. سر تولد هر نوزاد تو فامیل و اشنا روزها افسرده و گریون بودم. حتی به جدایی هم فکر کردم! اما یه روز واقعا معجزه شد. یه روز یه ارامش عجیبی بهم دست داد. انگار تازه دور و برم رو دیدم و قدر نعمتهای دیگه ای که خدا بهم داده رو فهمیدم.
    وقتی میدیدم از نظر مالی نسبت به همسن و سالهای خودم بالاتریم. حتی خیلی از افراد میانسال رو میدیدم که لنگ یکی دومیلیون هستن که برای ما این پول شوخی بود میگفتم خدا رو شکر که دستمون جلوی کسی دراز نیست.
    اخلاق همسرم هم که بیسته. وقتی دوستام باهام درددل میکردن و از بددهنی و بدخلقی و دست بزن شوهراشون گله داشتن، تو دلم میگفتم خدایا شکرت که همسرم تا حالا از گل کمتر بهم نگفته.
    اونقدر محو اتفاقات خوب زندگیم شدم که دیگه این مشکل ازارم نمی داد.
    همین جا کلی پست گذاشتم و سر هرکدوم یه ساعت گریه کردم و خودم رو بدبخت ترین ادم روی زمین میدونستم. اما الان الحمدلله حالم خیلی بهتره. و مطمئنم خدا این مشکل رو یه جوری برامون جبران میکنه.

    من یه زن هستم. خیلی اوقات تحت فشار قرار میگیرم و به ظاهر باهاشون کنار میام ولی فقط خدا میدونه درونم چه خبره؟
    من کاملا اون خانم رو درک میکنم. و رک بهتون میگم خانمتون رو له کردین با این حرفتون.
    اگه واقعا اولویت زندگی تون بچه س، خانمتون رو طلاق بدین و برین دنبال یه زندگی جدید. ولی هوو سرش نیارین. تکلیف زندگی شما یه بار برای همیشه باید روشن بشه. یا میخواهیدش بدون بچه، یا کلا نمی خواهیدش.

    میدونین خانمتون الان داره به چی فکر میکنه؟
    احتمالا اولش میگه چطور تونسته این حرف رو بزنه؟
    بعد که قانع شد شما تصمیم تون رو گرفتین چند روز در حد مرگ اشک میریزه.
    بعد خودش رو توجیه میکنه که بهتره لااقل خودش پیشقدم بشه. و الکی تظاهر میکنه موافقه تا بلکه بتونه یه درصد از احترام سابقش رو برای خودش حفظ کنه.
    ولی دور از چشم شما مدام باخودش درگیره. یه مدت هم خشمگین و عصبیه و دنبال مقصر میگرده. نهایتا که دید راه به جایی نمیبره باز میره تو فاز افسردگی.
    نهایتا زندگی 16 ساله تون رو مرور میکنه و تهش به تمام عشق و علاقه ای که تو این سالها بین تون وجود داشته شک میکنه و از خودش خجالت میکشه که شما رو درست نشناخته و تصور میکنه در بهترین لحظات زندگی تون هم احتمالا هرگز از صمیم قلب از وجودش خوشحال و راضی نبودین.
    و این نتیجه گیری صد در صد از پا درش میاره.

    حالا دیگه تصمیم با خودتونه. اگه ادم بخواد میتونه با این شرایط هم زندگی کنه. من خواستم و تونستم. پس نمیتونین منو متهم کنین که تو این شرایط نبودم و تجربه ای نداشتم.
    دیگه باقیش به خودتون بستگی داره.


    موفق باشین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. 2 کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خوشبتختی یعنی فقط عشق به خدا ...
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6691
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    4.10
    نوشته ها
    3,897
    تشکـر
    17,917
    تشکر شده 9,247 بار در 3,107 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    8

    پاسخ : ازدواج دوم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلگیر نمایش پست ها
    سلام دوستان
    من 38 سالمه و 16 ساله ازدواج کردم ، همسرم رو هم دوست دارم ولی دیگه خسته شدم چون به خاطر بیماری که داره نمیتونه بچه دار بشه. روش رحم جایگزین رو هم رفتیم که متاسفانه شکست خوردیم و نشد.
    اون بچه پرورشگاهی می خواد و منم کاملا مخالفم و با این نوع بچه ها مشکل دارم و نمی تونم به عنوان بچه خودم بپذیرمش.
    هفته پیش دیگه حرف دلمو زدم که چاره ای بجز ازدواج مجدد ندارم. خیلی بهش برخورد و ناراحت شد. خودش میگه بهت حق میدم زحمتمو زیاد کشیدی ولی نمیتونم اجازه بدم.
    بعد چند روز راضی شد و با شرایطی گفت خودم پیدا میکنم. یه نفر روهم پیدا کرد ولی طرف چون علت طلاقش دوهمسری شوهرش بود قبول نکرد. این روزا زندگی نداریم هردوتامون ناراحت و افسرده ایم. منم نمیتونم از حرفم کوتاه بیام چون هم به عقل و هم به شرع نزدیکتره
    من مذهبی هستم و نمیخوام بهش ظلم کنم در موردش هم خیلی تا حالا از خود گذشتگی کردم خودشم قبول داره ولی بازم زیربار نمیره. نمیخوام ظلم کنم ولی خودمم آدمم تو این چند سال اخیر دوبرابر پیر شدم چون قبل ازدواجمم عاشق بچه بودم.
    ممنون میشم راهنماییم کنین.
    سلام
    خوش اومدین
    حق با شماست و انتظارتون بجا ، چون درخواست ازدواج دومتون نه از روی شهوته نه چیز دیگه ...
    از اونجای که گفتین فرد مذهبی هستین این را هم در نظر بگیرین که باید اعدالت را برای هردو همسر هم از نظر مادی هم معنوی رعایت کنید و در قبال هر دو مسئول هستین و اون دنیا باید جواب بدین...
    اگه توانای برقراری عدالت رو برای هردو همسر دارین بسم الله...

    اما از اونجای که دو همسری دردسر های داره و لذت های که در تک همسری هست رو از انسان میگیره بنده توصیه نمیکنم ،
    راه های دیگه ای هم هست که میتونین روی اونا هم فکر کنید ؛
    اوردن بچه از پرورشگاه ، درسته که شاید براتون جالب نیست ، اما هم ثوابش زیاده... ، هم میتونین عاطفه و عشقی که ثمره 16 ساله ازدواج داشتین را حفظ کنید( برای یکبار هم شده برین بچه های پروشگاهی رو تنهای ببینید شاید خوشتون اومد )
    گذینه بعدی هم که توصیه میکنم یک نوع درمانه جالبه گیاهیه که خیلی ها به نتیجه رسیدن ، این رو هم تست کنید ضرر نمیکنید " خام گیاه خواری " حتی سرطان رو هم درمان کرده ، بیماری ها و مشکلات دیگه که بماند ، یک سرچ کنید اطلاعات بیشتر کسب میکنید ، اگه همسرتون اراده خوبی داره بهش بگین تست کنه ، چیزی رو از دست نمیده .

    انشالله هر تصمیمی میگیرید در زندگی موفق و سربلند باشید ( مشورت با همسر فراموش نشه )
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضويت
    29700
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ازدواج دوم

    خدمت همه دوستان گلم سلام میکنم و خیلی متشکرم که اینقدر لطف داشتین و وقت گذاشتین و مشورت دادین
    با اجازه عزیزانم چند تا نکته رو میگم شاید کمک بهتری بهم بشه و موضوع کمی روشن تر بشه:

    - بعضی عزیزان موضوع رو دقیقا متوجه نشدن من عرض کردم که همه راه ها رو رفتیم آخریشم رحم جایگزین بود که نشد
    - بچه دار نشدنمون هم بخاطر مشکلی قلبی و دوبار عمل سنگین قلب ایشون هست نه مشکل نازایی چون تو آزمایش تخمک و اسپرم مشکلی نبود و دکتر می گفت خوبه (هرجند بازم همه چی دست خداست)
    - منم از بچه بی سرپرست بیزار که نیستم گفتم به عنوان فرزند نمی تونم بپذیرم و الا خودم پایه دست گیری این جور بچه ها هستم
    - ببینید من کسی هستم که تو مجردی علاقه خیلی شدیدی به بچه داشتم و وقتی میشنیدم یکی مثلا 10 ساله بچه دار نشده واقعا نمی فهمیدم و می گفتم مگه زندگی بدون بچه هم میشه
    - عزیزان نازک دل من تردید من هم همین علاقه ای که به ایشون دارم و الا اگه بحث علاقه نبود که تصمیم گیری راحت بود
    - عزیزی گفته بود اگه قضیه برعکس می شد چی؟ مطمئن باش دوست من که تو همون سالای اول زندگی از شوهرم جدات میشدم چون حسش نسبت به بچه هارو درک می کنم
    - سربسته یه موضوع رو خطاب به عزیزانی میگم که فکر می کنن با دوخط زندگی من میتونن راحت قضاوتم کنن (من از خود گذشتگی زیادی تو زندگی مشترک داشتم ولی در عوض دوسال بهم خیانت شد و من شکستم و دوروزه پیر شدم بهانه خوبی بود ولی چون خودمو جزئی از مشکل می دیدم فقط به خاطر خدا ازش گذشتم ولی دیگه عاشق نبودم و قلبم به شدت شکست)
    - به هرحال راه سختیه و من چون عشقی تو زندگیم ندارم برام مهم نیست ولی وقتی به عشق پاکی که پای زندگیم ریختم فکر می کنم خودمو شکست خورده می بینم و شاید دارم تلافی می کنم - نمیدونم
    - من به شدت احساسی هستم و این خیلی بده دیگه وقتشه که تصمیمی عاقلانه بگیرم - شایدم دارم خود زنی می کنم - نمی دونم
    - دعا می کنم کسی به مشکل من دچار نشه
    سربلند و شاد باشید و زندگیتون با عشق واقعی همراه باشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از دلگیر بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2016
    شماره عضويت
    28860
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.64
    نوشته ها
    200
    تشکـر
    135
    تشکر شده 155 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : ازدواج دوم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلگیر نمایش پست ها
    خدمت همه دوستان گلم سلام میکنم و خیلی متشکرم که اینقدر لطف داشتین و وقت گذاشتین و مشورت دادین
    با اجازه عزیزانم چند تا نکته رو میگم شاید کمک بهتری بهم بشه و موضوع کمی روشن تر بشه:

    - بعضی عزیزان موضوع رو دقیقا متوجه نشدن من عرض کردم که همه راه ها رو رفتیم آخریشم رحم جایگزین بود که نشد
    - بچه دار نشدنمون هم بخاطر مشکلی قلبی و دوبار عمل سنگین قلب ایشون هست نه مشکل نازایی چون تو آزمایش تخمک و اسپرم مشکلی نبود و دکتر می گفت خوبه (هرجند بازم همه چی دست خداست)
    - منم از بچه بی سرپرست بیزار که نیستم گفتم به عنوان فرزند نمی تونم بپذیرم و الا خودم پایه دست گیری این جور بچه ها هستم
    - ببینید من کسی هستم که تو مجردی علاقه خیلی شدیدی به بچه داشتم و وقتی میشنیدم یکی مثلا 10 ساله بچه دار نشده واقعا نمی فهمیدم و می گفتم مگه زندگی بدون بچه هم میشه
    - عزیزان نازک دل من تردید من هم همین علاقه ای که به ایشون دارم و الا اگه بحث علاقه نبود که تصمیم گیری راحت بود
    - عزیزی گفته بود اگه قضیه برعکس می شد چی؟ مطمئن باش دوست من که تو همون سالای اول زندگی از شوهرم جدات میشدم چون حسش نسبت به بچه هارو درک می کنم
    - سربسته یه موضوع رو خطاب به عزیزانی میگم که فکر می کنن با دوخط زندگی من میتونن راحت قضاوتم کنن (من از خود گذشتگی زیادی تو زندگی مشترک داشتم ولی در عوض دوسال بهم خیانت شد و من شکستم و دوروزه پیر شدم بهانه خوبی بود ولی چون خودمو جزئی از مشکل می دیدم فقط به خاطر خدا ازش گذشتم ولی دیگه عاشق نبودم و قلبم به شدت شکست)
    - به هرحال راه سختیه و من چون عشقی تو زندگیم ندارم برام مهم نیست ولی وقتی به عشق پاکی که پای زندگیم ریختم فکر می کنم خودمو شکست خورده می بینم و شاید دارم تلافی می کنم - نمیدونم
    - من به شدت احساسی هستم و این خیلی بده دیگه وقتشه که تصمیمی عاقلانه بگیرم - شایدم دارم خود زنی می کنم - نمی دونم
    - دعا می کنم کسی به مشکل من دچار نشه
    سربلند و شاد باشید و زندگیتون با عشق واقعی همراه باشه
    سلام.
    واقعا شرایط شما به نظر من خیلی پیچیده و گسترده تر از اونه که توی این انجمن مطرح و حل بشه.

    به نظر من همونطور که توی پست قبلیم گفتم هیچ کس نمیتونه با اطمینان بگه که شما باید چیکار کنید چون نیازمند دونستن جزئیات زیادیه که فقط خودتون ازش مطلع هستید ٬مگر اینکه چند جلسه مشاوره حضوری داشته باشید با یک کارشناس.

    ااز خدا میخوام عشق و آرامشو به زندگیتون برگردونه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    26207
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.57
    نوشته ها
    713
    تشکـر
    1,294
    تشکر شده 664 بار در 416 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ازدواج دوم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلگیر نمایش پست ها
    خدمت همه دوستان گلم سلام میکنم و خیلی متشکرم که اینقدر لطف داشتین و وقت گذاشتین و مشورت دادین
    با اجازه عزیزانم چند تا نکته رو میگم شاید کمک بهتری بهم بشه و موضوع کمی روشن تر بشه:

    - بعضی عزیزان موضوع رو دقیقا متوجه نشدن من عرض کردم که همه راه ها رو رفتیم آخریشم رحم جایگزین بود که نشد
    - بچه دار نشدنمون هم بخاطر مشکلی قلبی و دوبار عمل سنگین قلب ایشون هست نه مشکل نازایی چون تو آزمایش تخمک و اسپرم مشکلی نبود و دکتر می گفت خوبه (هرجند بازم همه چی دست خداست)
    - منم از بچه بی سرپرست بیزار که نیستم گفتم به عنوان فرزند نمی تونم بپذیرم و الا خودم پایه دست گیری این جور بچه ها هستم
    - ببینید من کسی هستم که تو مجردی علاقه خیلی شدیدی به بچه داشتم و وقتی میشنیدم یکی مثلا 10 ساله بچه دار نشده واقعا نمی فهمیدم و می گفتم مگه زندگی بدون بچه هم میشه
    - عزیزان نازک دل من تردید من هم همین علاقه ای که به ایشون دارم و الا اگه بحث علاقه نبود که تصمیم گیری راحت بود
    - عزیزی گفته بود اگه قضیه برعکس می شد چی؟ مطمئن باش دوست من که تو همون سالای اول زندگی از شوهرم جدات میشدم چون حسش نسبت به بچه هارو درک می کنم
    - سربسته یه موضوع رو خطاب به عزیزانی میگم که فکر می کنن با دوخط زندگی من میتونن راحت قضاوتم کنن (من از خود گذشتگی زیادی تو زندگی مشترک داشتم ولی در عوض دوسال بهم خیانت شد و من شکستم و دوروزه پیر شدم بهانه خوبی بود ولی چون خودمو جزئی از مشکل می دیدم فقط به خاطر خدا ازش گذشتم ولی دیگه عاشق نبودم و قلبم به شدت شکست)
    - به هرحال راه سختیه و من چون عشقی تو زندگیم ندارم برام مهم نیست ولی وقتی به عشق پاکی که پای زندگیم ریختم فکر می کنم خودمو شکست خورده می بینم و شاید دارم تلافی می کنم - نمیدونم
    - من به شدت احساسی هستم و این خیلی بده دیگه وقتشه که تصمیمی عاقلانه بگیرم - شایدم دارم خود زنی می کنم - نمی دونم
    - دعا می کنم کسی به مشکل من دچار نشه
    سربلند و شاد باشید و زندگیتون با عشق واقعی همراه باشه
    اینکه شما چقدر تحت ظلم قرار گرفتید موضوع بحث نیست شما ایشون رو بخاطر خیانت بخشیدید و دوباره باهاشون وارد زندگی شدید می تونستید نبخشیدش می تونستید هر کار دیگه ای رو تو اون شرایط انجام بدید. بعد از اونم حتی الان دیر نشده خیلی راحت می تونید بگید چون شما به من خیانت کردید من نمی خوام دیگه با شما باشم همین ولی اینکه ایراد یکنفر اونم این ایراد که بزرگترین عذابها رو سر این می کشه بخواید تو روش بزنید و بدترین کاری که یکنفر می تونه در حق همسرش انجام بده و براش انجام بدید که چی ؟ که اون یه زمانی خیانت کرده .
    در ثانی شما اول می گی به خاطر علاقه بهش نمی تونی زندگیتو ول کنی و بعدش می گی اصلا عشقی نداری. به نظر من خیلی راحت بهشون بگید که هنوز خیانتشون از ذهنتون پاک نشده و اونقدر بخشنده نیستید که بتونید ببخشیدش و دلیلی واسه ادامه زندگیتون نمی بینید. تا اینکه محکومش کنید به زجر کشیدن تا اخر عمر!!!!!
    من نمی دونم این مذهب چیه که ما هر چی به نفعمونه طبقش انجام می دیم و هر چی به نفعمون نیست ازش شانه خالی می کنیم . به اسم مذهب به خودمون حق می دیم که هر رفتاری و با یه زن بکنیم اما اونجایی که تو بزرگای دینمون دیدیم چقدر به همسرانشون احترام می گذارن و غیره و نمی بینیم...
    بچه دار نشدن یه معظل خیلی بزرگه . اما به نظر من عشق اونقدر بزرگتر هست که هیچ ایرادی و تو طرف مقابلت نبینی و هر جور که هست قبولش کنی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضويت
    29700
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ازدواج دوم

    سلام
    یه توضیحی لازمه تا تناقضی که از گفته هام القا شده برطرف بشه
    به نظر من عشق و دوست داشتن دوتاس وقتی عاشق باشی خودتو فنا می کنی به هر قیمتی به گفته خودتون «عشق اونقدر بزرگتر هست که هیچ ایرادی و تو طرف مقابلت نبینی و هر جور که هست قبولش کنی» من در دوره اول زندگیم تا سه سال پیش واقعاعاشق بودم و ضعفا و کمبودها و دردسرهایی که برام پیش می اومد و حتی حرف اطرافیان و دوستام رو با اعتقاد به عشق حل می کردم و دائما به دنبال یک راه بی آسیب بودم. بعد اون جریان تنفر جاش رو جای عشق داد و شاید قابل درک براتون نباشه ولی اگه قلب احساسی رو مثل یک شیشه درنظر بگیری و سالهای اونو با آتش عشق داغ نگهش داری و یکدفعه اونو لای قالب های یخ بذاری قطعا میشکنه و اینجاس که عشق جاشو به تنفر میده. برام خیلی سخت بود خیلی و اگه همین مذهبی که شما بهم خرده می گیری نبود امکان هر جور اتفاقی بود ولی وقتی کلاهمو قاضی کردم دیدم منم تا حدودی مقصرم و از طرفی توبه واقعی یک نفر رو بچشمم دیدم، طبق همین آموزه های دینی با خودم گفتم وقتی خدا گناهکار ترین افراد رو بعد پشیمونی واقعیشون میبخشه چرا من نبخشم و بخشیدم تا خودمم بخشیده بشم. اینحا بود که تنفر رو در خودم کشتم و به جای عشق به دوست داشتنش قانع شدم.
    گمون نکنم کسی بتونه بعد این فراز و نشیب بازم عاشق بمونه و من الان بخاطر بعضی خصوصیات خوبش اونو دوست دارم فقط دوستن داشتن ولی دیگه عاشق نیستم. بنابراین دیگه نمیتونم خودمو فنا کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از دلگیر بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    5.03
    نوشته ها
    3,467
    تشکـر
    3,316
    تشکر شده 6,535 بار در 2,589 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : ازدواج دوم

    به نظرم بهتر بود دوستان مجرد نظر نمیدادن در این رابطه
    با تشکر از نظر غزل خانم وتایید نظرات ایشون باید بگم
    این حق طبیعیه شماست که بچه دار بشید .
    ولی ببینید شاید خدا صلاح رو در این نمیبینه که شما بچه دار بشید
    کسانی رو سراغ دارم که با گذشت سالها با درمان ودعا ونذر ونیاز
    بالاخره بچه دار شدند ولی یه بچه ناقص الخلقه
    یا این که سال ها بعد اون بچه رو از دست دادن
    الان تو آشنایان ما هستند کسانی که دو همسر زیر یک سقف مانند دو خواهر
    زندگی کردند وحتی همسر اول تمام محبتش رو خرج بچه ها کرده
    ولی کسی هم بوده که مثل همسر شما با گذشت بیست سال با عشق فراوانی
    که به هم داشتند از هم جدا شدند
    تصمیم گیری به عهده شما وخانمتونه
    این که ایشون میتونه گذشت کنه یا شما میتونید با دو همسر
    زندگی کنید مهمه
    من حق رو به هر دوی شما میدم .
    حتما به یک مشاور مذهبی خانم در شهرتون مراجعه کنید .
    روی بچه بی پرست بیشتر فکر کنید
    اینجوری سه نفر خوش بخت میشن
    شما وهمسرتون وبچه ای که قراره در کنج پرورشگاه با هزاران امید بزرگ بشه
    مشاوره یادتون نره ..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  12. 2 کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    26207
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.57
    نوشته ها
    713
    تشکـر
    1,294
    تشکر شده 664 بار در 416 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : ازدواج دوم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دلگیر نمایش پست ها
    سلام
    یه توضیحی لازمه تا تناقضی که از گفته هام القا شده برطرف بشه
    به نظر من عشق و دوست داشتن دوتاس وقتی عاشق باشی خودتو فنا می کنی به هر قیمتی به گفته خودتون «عشق اونقدر بزرگتر هست که هیچ ایرادی و تو طرف مقابلت نبینی و هر جور که هست قبولش کنی» من در دوره اول زندگیم تا سه سال پیش واقعاعاشق بودم و ضعفا و کمبودها و دردسرهایی که برام پیش می اومد و حتی حرف اطرافیان و دوستام رو با اعتقاد به عشق حل می کردم و دائما به دنبال یک راه بی آسیب بودم. بعد اون جریان تنفر جاش رو جای عشق داد و شاید قابل درک براتون نباشه ولی اگه قلب احساسی رو مثل یک شیشه درنظر بگیری و سالهای اونو با آتش عشق داغ نگهش داری و یکدفعه اونو لای قالب های یخ بذاری قطعا میشکنه و اینجاس که عشق جاشو به تنفر میده. برام خیلی سخت بود خیلی و اگه همین مذهبی که شما بهم خرده می گیری نبود امکان هر جور اتفاقی بود ولی وقتی کلاهمو قاضی کردم دیدم منم تا حدودی مقصرم و از طرفی توبه واقعی یک نفر رو بچشمم دیدم، طبق همین آموزه های دینی با خودم گفتم وقتی خدا گناهکار ترین افراد رو بعد پشیمونی واقعیشون میبخشه چرا من نبخشم و بخشیدم تا خودمم بخشیده بشم. اینحا بود که تنفر رو در خودم کشتم و به جای عشق به دوست داشتنش قانع شدم.
    گمون نکنم کسی بتونه بعد این فراز و نشیب بازم عاشق بمونه و من الان بخاطر بعضی خصوصیات خوبش اونو دوست دارم فقط دوستن داشتن ولی دیگه عاشق نیستم. بنابراین دیگه نمیتونم خودمو فنا کنم
    من باز هم نظر شما رو قبول ندارم شما یا یکنفر رو می بخشی و بخشیدن به این معنی هستش که انگار اون شخص اصلا اون کار رو انجام نداده و یا نمی بخشی و فقط سعی می کنی فراموش کنی و پس ذهنت اون موضوع رو نگه می داری . خب در مورد شما دومی هست . ما همه آدمیم و خیلی وقتها نمی تونیم خیلی چیزها رو ببخشیم و از خاطرمون پاکش کنیم . شما می گید که مقصر بودید تا حدودی و به خاطر همین زندگی باهاش رو ادامه دادید . خب وقتی شما نمی تونید ببینید که همسرتون با یه نفر دیگه باشه چطور می تونید خودتون همون کار رو با اون انجام بدید؟!!!!
    خیلی راحت ازش جدا بشید و برید یه زن دیگه بگیرید . شاید خدا بهتون بچه داد و خوشبخت شدید.
    اما اینکه بخواید در عین حال دو همسر داشته باشید خیلی به اون ظلمه . مسلم بدونید که با این وضعیتی که شما گفتید که فقط دوستش دارید و عشقی در کار نیست دو روز دیگه اگه یه بچه دیگه از زن دیگه ای داشته باشید اصلا سراغی هم ازش نگیرید و مثلا فقط بخواید حق و حقوق مالیش رو پرداخت کنید . که بازهم از نظر شرع کار درستی نیست. چون باید مساوات باشه.
    پس خودتون رو گول نزنید و اونو هم آزار ندید. اینطوری این احساس فنا شدن هم دیگه ندارید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضويت
    29700
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : ازدواج دوم

    نقل قول نوشته اصلی توسط merina نمایش پست ها
    من باز هم نظر شما رو قبول ندارم شما یا یکنفر رو می بخشی و بخشیدن به این معنی هستش که انگار اون شخص اصلا اون کار رو انجام نداده و یا نمی بخشی و فقط سعی می کنی فراموش کنی و پس ذهنت اون موضوع رو نگه می داری . خب در مورد شما دومی هست . ما همه آدمیم و خیلی وقتها نمی تونیم خیلی چیزها رو ببخشیم و از خاطرمون پاکش کنیم . شما می گید که مقصر بودید تا حدودی و به خاطر همین زندگی باهاش رو ادامه دادید . خب وقتی شما نمی تونید ببینید که همسرتون با یه نفر دیگه باشه چطور می تونید خودتون همون کار رو با اون انجام بدید؟!!!!
    خیلی راحت ازش جدا بشید و برید یه زن دیگه بگیرید . شاید خدا بهتون بچه داد و خوشبخت شدید.
    اما اینکه بخواید در عین حال دو همسر داشته باشید خیلی به اون ظلمه . مسلم بدونید که با این وضعیتی که شما گفتید که فقط دوستش دارید و عشقی در کار نیست دو روز دیگه اگه یه بچه دیگه از زن دیگه ای داشته باشید اصلا سراغی هم ازش نگیرید و مثلا فقط بخواید حق و حقوق مالیش رو پرداخت کنید . که بازهم از نظر شرع کار درستی نیست. چون باید مساوات باشه.
    پس خودتون رو گول نزنید و اونو هم آزار ندید. اینطوری این احساس فنا شدن هم دیگه ندارید .
    بحث من و شما به جایی نمیرسه چون زاویه دیدمون متفاوته و اطلاعاتم نسبت به شما کمه شاید خودتون یا نزدیکانتون قربانی این مساله باشید و شاید صرفا چون احتمالا خانم هستین نمیتونید منو درک کنید ولی بهر حال ممنونم از مشارکت در بحث شما.
    نکته دیگه اینه که من همسرم رو مخیر کردم ولی اون نمیخواد از زندگیم بره بنابراین چاره ای جز این کار ندارم و الا اگه فقط نظر من مهم بود با رفتنش مشکلی نداشتم.
    ازدواج دوم هم وافعا سخته و مطمئنا این نیمه آرامش روهم دیگه نخواهم دید. ولی به نظر شما باید چکار کنم آیا پا روی میلم بذارم و تحمل کنم (بدون بچه) و آخر عمری دست تو دماغ بمونم که تو مشکلات پیری به کی رو بندازم که کمکم کنه (دیدم که می گم) آیا فرزندان برادر و خواهرام توجهی به یه زن و شوهر پیر و بی کس می کنن؟!
    یا برم از پرورشگاه بچه بیارم و یه عمر با خصوصیات فیزیکی و فکری ارثیش کنار بیام (اینوهم دیدم که میگم). درسته که تربیت مهمه ولی یه چیزایی هست که دست تربیت نیست و به خمیر مایه برمیگرده.
    ولی به هرحال از بی بچه بودن بهتره
    با راهنمایی شما دوستان شاید بتونم این راه رو امتحان کنم. شاید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    13.22
    نوشته ها
    12,755
    تشکـر
    9,972
    تشکر شده 12,797 بار در 6,491 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : ازدواج دوم

    ببخشید اگر مشکل نازایی نداره

    سوال داشتم
    رحم اجاره ای هم امتحان کردید ,,؟؟؟؟؟؟!!!!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

ازدواج الشخصية,  ازدواج موقت,  ازدواجية المعايير,  ازدواج,  ازدواجية الموجة والجسيم,  ازدواجية الشخصية,  ازدواجية العمل,  ازدواجية,  ازدواجية الرؤية,  ازدواج الجنسيات العربية,  ازدواج دوم سحر قریشی,  ازدواج دوم نامداری,  ازدواج دوم عابدزاده,  ازدواج دوم علی دایی,  ازدواج دوم فرزاد حسنی,  ازدواج دوم آزاده نامداری,  ازدواج دوم,  ازدواج دوم بنيامين بهادري,  ازدواج دوم فرزاد حسني,  ازدواج دوم گلشیفته فراهانی,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل گشا,  مشکلات زندگی در کانادا,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل اتصال mtp,  مشکل زیرنویس,  مشکل زیرنویس فارسی در kmplayer,  مشکلات زناشویی,  مشکل زیرنویس در kmplayer,  مشکلات بازی gta v,  ناراحتم,  ناراحتی معده,  ناراحتی در بارداری,  ناراحتی یعنی,  ناراحتي معده,  ناراحتی قلبی,  ناراحتی اعصاب,  ناراحت نباش,  ناراحتی روده,  ناراحتی کبد,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید