مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 40

موضوع: امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    من میخوام همه ی مشکلاتم رو اینجا بنویسم و میدونم طولانی می شه اما میخوام ببینم میشه با همسرم زندگی کنم و راهکاری هست؟ یا باید جدا بشیم؟ من دلم نمی خواد جدا بشیم و دوست دارم با همسرم زندگی کنم ولی الان شرایط خیلی بده.
    من و همسرم با هم قبل از ازدواج چند سال چت می کردیم و دورادور همدیگر رو میشناختیم ولی همدیگه رو ندیده بودیم. به خاطر مجازی بودن فکر می کردم حرف همدیگه رو درک نمیکردیم اما دعوا زیاد می کردیم. توی دعواها زیاد از هم جدا می شدیم و می تونم بگم همش من التماس می کردم آشتی کنیم. چون دوستش داشتم. اونم می گفت دوستم داره و از آینده های خیلی خوشگل برام می گفت. باید بگم اون واقعا پسر خوبی هست. من میدونستم پسر خوبیه. اون دو سال برای تحصیل خارج از کشور اومد. ما با هم چت می کردیم و اس ام اس می دادیم و تلفنی صحبت می کردیم. یه روز بهش اس ام اس دادم گفت توی راه فرودگاه هست و کارش درست شده و به من نگفته بود و همش میگفت کارش درست نمیشه . اون روز دنیا برام خراب شد. باهاش قهر کردم. وقتی رسید باهاش توی چت دعوا کردم اونم گفت یه دختری ازش خواسته در مشروب رو براش باز کنه الان میره پیش اون. بعد دو روز دیگه با من چت نکرد. تصور اینکه من چقدر داغون شدم هم بده. من باز بودم و دعوا میکردیم و التماس می کردم و این چرخه ادامه داشت. من برام خواستگار زیاد می اومد من به سختی ردشون می کردم همیشه برای رد کردنشون جنگ اعصاب داشتم. بعد از دوسال که رفته بود خارج اومد خواستگاری و ازدواج کردیم و حدود یک سال هست باهاش هستم. قبل از عقد بهش گفته بودم توی چت که فکر کنم ما از نظر عقایدی به هم نمیخوریم ما خانوادمون مذهبیه خیلی و ... بعد ازش پرسیدم نماز می خونه و تا حالا انگشتش حتی به دختری خورده؟ گفت نه ما هم مثل شماییم و نماز می خونم و تا حالا انگشتم حتی به کسی نخورده. روز بعد از عقد من رفتم خونه ی برادرشون زن داداششون تی شرت و شلوار پوشیده بودن با یه شال. من نمیخوام کسی رو قضاوت کنم ولی من احساس کردم من اونجا بهشون نمیخورم. من دوستش داشتم و دوستم داشت ولی. وقتی رفتم خونه ی خودشون با یکی از دیگه زن داداش هاش که کلا اصلا هیچ حجابی نداره دست داد و هیچکسی هیچی نگفت. من دلم خیلی شکست. از روزی که اومدیم اینجا همش جنگ اعصاب داشتیم و من میگفتم تو چرا با دخترا می خندی ؟ چرا باهاشون دوستی ؟‌چرا باهاشون راحتی ؟ من رو یه احمق فرض می کرد و دعوام می کرد. کلا هر وقت من اعتراضی میکردم کاری می کرد که به غلط کردن و ببخشید گفتن بیفتم. دعوام میکرد که متوهم هستم. بعد مثلا هفته اول دلم می خواست بریم کوه بهش گفتم بریم کوه؟ گفت باشه پس بزار زنگ بزنم دوستم ببینم الان خوبه؟ من تعجب کردم زنگ زد با دوستش قرار گذاشت سه تایی بریم. من دلم خیلی غصه خورد من میخواستم با شوهرم دوتایی بریم کوه. اون پسره دوستش از کوهپایه تا قله ی کوه یه قطار اسم دختر اورد و سراغشون رو از شوهر من گرفت. شوهر من میگفت من نصفشون رو نمیشناسم و بقیشون رو اسمشون رو شنیدم و توی همونجایی که ما زندگی می کنیم هستن. می خواست برام دوچرخه از دختری بخره که بعدها فهمیدم کارت پستال روز تولدشو که یه دختری بهش داده همون بوده. هفته اول منو برد جایی که یه دختری اومد با شوهرم مثل دو دوست صمیمی شوخی کرد و شوهرم گفت برم باهاش دوست بشم دختر با شخصیته و بعدها فهمیدم این دختر هم مشروب می خوره هم جلوی همه ی ماها رقصید توی یه برنامه. و شوهرم تاکید داشت من خیلی توجه کردم و دیدم مشروب نمیخوره!‌ و من خودم نشونش دادم. و دو هفته هست که فهمیدم قبل از اومدن به اینجا به دختره ایمیل زده و ... یه بار یه خانم میانسال از برگزار کنندگان جایی که شوهرم میخواست سخنرانی کنه اومد و بازوی شوهرم رو چند بار نوازش کرد و شوهرم هیچ کاری نکرد بغضم داشت خفه ام میکرد و من نمیتونستم هیچ کاری بکنم و بعدش گفتم چرا دستتو نکشیدی؟ گفت کشیدم!!! گفتم چرا بهش چیزی نگفتی؟‌گفت میگم و بعدش رفت گفت. دیر نگفت؟؟؟‌ یه بار توی محل کارش بودم از گرسنگی داشتم می مردم و نمیتونستم از اتاقش برم بیرون چون عصر بود از توی کشو اومدم ببینم توی جعبه ی گزش گز هست یا نه دقیقا زیر اون یه عکسی دیدم از همسرم با یه خانم دیگه که گفت زن دوستشه. یه بارقبل ازدواج به عنوان کادو تولد برام کلی عکس فرستاده بود (‌ما دور بودیم اینجوری دوتامون به هم کادو می دادیم متن عکس اهنگ) بعد من دیدم عکس یه دختری توی عکسشه گفت زن دوستش بوده که رفته بودن دوچرخه سواری خواسته این عکس بگیره. بعد دو هفته پیش توی فیس بوک عکس یه مراسم رو دیدم که روز ورزش بود و همسرم پاشو به پای دختری بسته بود و دستاشون رو دور کمر هم گذاشته بودن و باید یه مسیری رو بالا و پایین می پریدن و چند عکس بعد لباس دختره هم نگه داشته بود. بازهم هست. من نمیتونم اینا رو هضم کنم ولی سعی میکردم هضم کنم. اینا برای زمانی بود که با من ازدواج نکرده بود ولی من فکر می کردم متعهدیم به هم و قرار بود با هم ازدواج کنیم!‌الان گفته قبلا ادم بدی بوده ولی به خاطر من خوب شده ولی من حس خوبی ندارم چون تصور اینکه همسرم استخر مختلط رفته یا اون اس ام اسی که از دختری خواسته باهاش بره بازی یا اینکه همش رد یه دختر توی زندگیمون هست داره آزارم می ده.
    ما دیشب دعوامون شد و همدیگه رو زدیم
    من بهش التماس کردم طلاقم نده چون برای بار سوم منو تهدید کرد ازم جدا می شه و میخواد طلاقم بده
    بهش گفتم بشو ادم قبلی و هر کاری دوس داری بکن و من اعتراضی نمیکنم
    اما دروغ چرا؟ دارم اذیت میشم
    فقط دوستش دارم
    امروز کلا حالت طلبکاری داره و میگه گذشت دیگه نداره!‌و منو نمیبخشه و دوستم نداره مثل قبل. که با توجه به دیروز میتونم بگم اصلا الان دوستم نداره
    من چکار کنم زندگیمون خوب بشه؟ باید جدا بشم؟ تصورش هم دردم میده میخوام خودمو بکشم وقتی فکر میکنم باید جدا بشیم
    ولی نمیدونم میشه چطور زندگی کرد؟
    دیگه نممیخواد اون تلاشی کنه برای زندگی امروز گفت. من چکار می تونم بکنم؟؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    ...................
    ویرایش توسط yekdokhtar : 02-16-2017 در ساعت 09:02 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.67
    نوشته ها
    8,704
    تشکـر
    4,084
    تشکر شده 9,716 بار در 4,795 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    زندگی شما وارد مرحله بدی شده و حرمت و احترام بینتون از بین رفته

    در این مواقع بهتره از وساطت بزرگان فامیل استفاده کنید تا بتونید ریشه این سردی رو پیدا کنید و خودتون مشاوره کنید ...

    متاسفانه ما ایرانی ها برعکس همین خارجیا که معتقدیم به اصول خانواده پایبند نیستن نمیتونیم فرقی بین قبل از ازدواج و بعد از ازدواج قایل بشیم


    نتایج پژوهش‌ها نشان داده است مردان بیش از زنان تنوع‌طلب و به برقراری رابطه جنسی گرایش دارند و مهم‌ترین عامل در گرایش آنان هیجانات جنسی خاموش نشده است.

    موارد دیگر کمبودهای روانی، ناتوانی در حل تعارضات زناشویی، ماجراجویی، کنجکاوی در رسیدن به نادیده‌ها و ناشناخته‌ها، میل به تجربه رابطه با افراد متعدد و انحرافات جنسی عنوان شده است.


    برخی افراد پس از مدتی که از زندگی مشترکشان می‌گذرد با این‌که از همسرشان رضایت دارند، احساس می‌کنند برای زنده و با طراوت ماندن میل جنسی یا عواطفشان به روابط و جذابیت‌های جدیدتر نیاز دارند و

    لذت از روابط جنسی در بسیاری از مردان ازجمله لذات قوی است که اگر بخوبی تامین نشود، ممکن است فرد را به سمت تنوع‌طلبی سوق دهد.


    برخی مردان حاضر نیستند تا آخر عمر نیاز جنسی خود را سرکوب کنند و اغلب از اعتراض کردن، بیان نیاز جنسی خویش و راهکارهای عملی درمان پرهیز می‌کنند

    و در نتیجه زمانی که زمینه مناسبی فراهم شود نیاز مخفی و سرکوب شده خود را با ایجاد رابطه نامشروع جبران می‌کنند.

    متاسفانه تنوع‌طلبی برای مردان جامعه کنونی و در این زمانه که دسترسی به برنامه‌های محرک و پوشش‌های نامناسب وجود دارد، بیشتر از گذشته است.

    تعداد مردانی که با وجود داشتن همسر اول تن به ازدواج دوم می‌دهند یا با دختران و زنان مجرد و متاهل وارد رابطه می‌شوند،

    کم نیستند و اغلب آنها نداشتن رابطه جنسی لذتبخش و رضایتمند را دلیل قانع‌کننده‌ای برای این کارشان می‌دانند.


    حال اگر نارضایتی از طرف زن باشد معمولا به دلایل شرعی و قانونی، زن نمی‌تواند زوج دیگری برای خود انتخاب کند و در نتیجه فحشا یا پافشاری در گرفتن حق طلاق رخ خواهد داد که ذکر پیامدهای منفی آن در این نوشتار نمی‌گنجد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    زندگی شما وارد مرحله بدی شده و حرمت و احترام بینتون از بین رفته

    در این مواقع بهتره از وساطت بزرگان فامیل استفاده کنید تا بتونید ریشه این سردی رو پیدا کنید و خودتون مشاوره کنید ...

    متاسفانه ما ایرانی ها برعکس همین خارجیا که معتقدیم به اصول خانواده پایبند نیستن نمیتونیم فرقی بین قبل از ازدواج و بعد از ازدواج قایل بشیم


    نتایج پژوهش‌ها نشان داده است مردان بیش از زنان تنوع‌طلب و به برقراری رابطه جنسی گرایش دارند و مهم‌ترین عامل در گرایش آنان هیجانات جنسی خاموش نشده است.

    موارد دیگر کمبودهای روانی، ناتوانی در حل تعارضات زناشویی، ماجراجویی، کنجکاوی در رسیدن به نادیده‌ها و ناشناخته‌ها، میل به تجربه رابطه با افراد متعدد و انحرافات جنسی عنوان شده است.


    برخی افراد پس از مدتی که از زندگی مشترکشان می‌گذرد با این‌که از همسرشان رضایت دارند، احساس می‌کنند برای زنده و با طراوت ماندن میل جنسی یا عواطفشان به روابط و جذابیت‌های جدیدتر نیاز دارند و

    لذت از روابط جنسی در بسیاری از مردان ازجمله لذات قوی است که اگر بخوبی تامین نشود، ممکن است فرد را به سمت تنوع‌طلبی سوق دهد.


    برخی مردان حاضر نیستند تا آخر عمر نیاز جنسی خود را سرکوب کنند و اغلب از اعتراض کردن، بیان نیاز جنسی خویش و راهکارهای عملی درمان پرهیز می‌کنند

    و در نتیجه زمانی که زمینه مناسبی فراهم شود نیاز مخفی و سرکوب شده خود را با ایجاد رابطه نامشروع جبران می‌کنند.

    متاسفانه تنوع‌طلبی برای مردان جامعه کنونی و در این زمانه که دسترسی به برنامه‌های محرک و پوشش‌های نامناسب وجود دارد، بیشتر از گذشته است.

    تعداد مردانی که با وجود داشتن همسر اول تن به ازدواج دوم می‌دهند یا با دختران و زنان مجرد و متاهل وارد رابطه می‌شوند،

    کم نیستند و اغلب آنها نداشتن رابطه جنسی لذتبخش و رضایتمند را دلیل قانع‌کننده‌ای برای این کارشان می‌دانند.


    حال اگر نارضایتی از طرف زن باشد معمولا به دلایل شرعی و قانونی، زن نمی‌تواند زوج دیگری برای خود انتخاب کند و در نتیجه فحشا یا پافشاری در گرفتن حق طلاق رخ خواهد داد که ذکر پیامدهای منفی آن در این نوشتار نمی‌گنجد.
    من نمیتونم با بزرگان فامیل در ارتباط بزارم چون دلم نمیخواد زندگی ام خراب شود چون من میخوام تلاشم رو بکنم همسرم خوشبخت بشه و نمیخوام بیان کنم خودم چقدر شکننده و داغونم الان!‌من واقعا همسرم رو دوست دارم و برایم مهمه که غصه اش و خستگی اش از زندگی رو نبینم
    در ضمن باید بگم همسرم با کسی رابطه جنسی نداشته و جواب شما یکم نمیخوره به این مطلب من فکر می کنم شاید چون من ذهنم خیلی آشفته هست بدجوری نوشتم که انگار همسرم خیانت جنسی کرده است.
    من درست منظور شما رو متوجه نشدم منظورتون اینه که من نباید ناراحت باشم که همسرم اون روابط ( غیر جنسی - دوستانه - تماس و برخورد ) رو با دیگران زمانی که صیغه عقد جاری نشده بود داشته و با این حال که ما قرار ازدواج داشتیم؟
    چکار باید بکنم که همسرم دلش اونجوری که شما گفتین نشه؟ من باید چطور خوب باشم؟< خودم یه سری کارها میخوام بکنم می خوام خوشبختش کنم
    البته خودش گفته دیگه شوهره بده و با من بدرفتاری می کنه
    جدا از غصه های خودم قبول دارم منم اذیتش کردم
    نمیخوام عوض بشه ولی دلم میخواد روزی نباشه بگه میخوام مثل تو باشم پس بد هستم

    من نمیخوام طلاق بگیرم چون دوستش دارم اما اگه الان خیانت ببینم میرم بدون لحظه ای درنگ
    ولی خب میشه بگین چکارکنم اگه مردها اینقدر تنوع طلب هستن جطوری میشه کاری کرد که دختر دیگه به چشمشون نیاد؟ من واقعا اعتماد به نفسم یکم پایین بوده و الان در حد زیر خط فقره شما نمیدونین دخترای اینجا هم خوشگلن هم از هر نظر از من سر تر هستن از هر نظرررررر ولی شوهرم الان نه ولی قبلنا میگفت تارموی گندیده منو باهاشون عوض نمیکنه ولی الان یکم اوضاع فرق کرده من نمیخوام این غصه هامو باهاش درمیون بزارم من چکار کنم ؟ میشه بگین؟ من یکم گیج شدم اینجا خارج از کشور من مشاور از کجا گیر بیارم از صبح هر جا بگین پیام گذاشتم یه جا بود حتی مشاوره برای بهزیستی!!!‌ اصلا کلا قاطی کردم کمک کنین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.79
    نوشته ها
    334
    تشکـر
    69
    تشکر شده 134 بار در 107 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط yekdokhtar نمایش پست ها
    من نمیتونم با بزرگان فامیل در ارتباط بزارم چون دلم نمیخواد زندگی ام خراب شود چون من میخوام تلاشم رو بکنم همسرم خوشبخت بشه و نمیخوام بیان کنم خودم چقدر شکننده و داغونم الان!‌من واقعا همسرم رو دوست دارم و برایم مهمه که غصه اش و خستگی اش از زندگی رو نبینم
    در ضمن باید بگم همسرم با کسی رابطه جنسی نداشته و جواب شما یکم نمیخوره به این مطلب من فکر می کنم شاید چون من ذهنم خیلی آشفته هست بدجوری نوشتم که انگار همسرم خیانت جنسی کرده است.
    من درست منظور شما رو متوجه نشدم منظورتون اینه که من نباید ناراحت باشم که همسرم اون روابط ( غیر جنسی - دوستانه - تماس و برخورد ) رو با دیگران زمانی که صیغه عقد جاری نشده بود داشته و با این حال که ما قرار ازدواج داشتیم؟
    چکار باید بکنم که همسرم دلش اونجوری که شما گفتین نشه؟ من باید چطور خوب باشم؟< خودم یه سری کارها میخوام بکنم می خوام خوشبختش کنم
    البته خودش گفته دیگه شوهره بده و با من بدرفتاری می کنه
    جدا از غصه های خودم قبول دارم منم اذیتش کردم
    نمیخوام عوض بشه ولی دلم میخواد روزی نباشه بگه میخوام مثل تو باشم پس بد هستم

    من نمیخوام طلاق بگیرم چون دوستش دارم اما اگه الان خیانت ببینم میرم بدون لحظه ای درنگ
    ولی خب میشه بگین چکارکنم اگه مردها اینقدر تنوع طلب هستن جطوری میشه کاری کرد که دختر دیگه به چشمشون نیاد؟ من واقعا اعتماد به نفسم یکم پایین بوده و الان در حد زیر خط فقره شما نمیدونین دخترای اینجا هم خوشگلن هم از هر نظر از من سر تر هستن از هر نظرررررر ولی شوهرم الان نه ولی قبلنا میگفت تارموی گندیده منو باهاشون عوض نمیکنه ولی الان یکم اوضاع فرق کرده من نمیخوام این غصه هامو باهاش درمیون بزارم من چکار کنم ؟ میشه بگین؟ من یکم گیج شدم اینجا خارج از کشور من مشاور از کجا گیر بیارم از صبح هر جا بگین پیام گذاشتم یه جا بود حتی مشاوره برای بهزیستی!!!‌ اصلا کلا قاطی کردم کمک کنین
    سلام. به نظر من مشکل اصلی شما در حال حاضر اعتماد به نفستونه، شاید این موضوع رو با همسرتون درمیان نداشته باشید ولی اعتماد به نفس پایین توی همه رفتارها و زندگی تاثیرشو میذاره، روی اعتماد به نفستون کار کنید، روی داشته هاتون متمرکز بشید ، همین که گفتید فوق لیسانس دارید یعنی از هوش بالایی برخوردارید و... این روابطی هم که گفتید شوهرتون قبل ازدواج با شما داشتن، اگه اونا رو میخواستن قطعا شما الان همسرشون نبودید، اینکه حس میکنید اونا از شما سرن این حس شماست، اعتماد به نفستون رو بالا ببرید تا اونا رو برتر حس نکنید، در حال حاضر، تمرکزتون رو بذارید روی مسایل زندگی خودتون ، از طرز پوشیدن و غذاپختن و... اینجوری حساسیت هاتون هم کمتر میشه و در مورد حرفای همسرتون، من حس میکنم حرفاشون از سر لجبازی و عصبانیت بوده،چون رابطه شما رابطه یک روزه نبوده که یدفعه نظرشون عوض بشه...
    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. 2 کاربران زیر از توسکا2016 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط توسکا2016 نمایش پست ها
    سلام. به نظر من مشکل اصلی شما در حال حاضر اعتماد به نفستونه، شاید این موضوع رو با همسرتون درمیان نداشته باشید ولی اعتماد به نفس پایین توی همه رفتارها و زندگی تاثیرشو میذاره، روی اعتماد به نفستون کار کنید، روی داشته هاتون متمرکز بشید ، همین که گفتید فوق لیسانس دارید یعنی از هوش بالایی برخوردارید و... این روابطی هم که گفتید شوهرتون قبل ازدواج با شما داشتن، اگه اونا رو میخواستن قطعا شما الان همسرشون نبودید، اینکه حس میکنید اونا از شما سرن این حس شماست، اعتماد به نفستون رو بالا ببرید تا اونا رو برتر حس نکنید، در حال حاضر، تمرکزتون رو بذارید روی مسایل زندگی خودتون ، از طرز پوشیدن و غذاپختن و... اینجوری حساسیت هاتون هم کمتر میشه و در مورد حرفای همسرتون، من حس میکنم حرفاشون از سر لجبازی و عصبانیت بوده،چون رابطه شما رابطه یک روزه نبوده که یدفعه نظرشون عوض بشه...
    موفق باشید
    من اعتماد به نفس بالایی داشتم تا سال اول لیسانس بعدش کلا اعتماد به نفسم کم کم - کم شد و الان دقیقا به مرزی رسیدم که حس می کنم اصلا اعتماد به نفسی برام نمونده
    ولی خب الان طوری شده که یکی میاد حتی با خنده به شوهرم سلام میده و اون هم هر چقدر بخاد رعایت کنه دستشو میاره بالا و با لبخند میگه سلام من قاطی می کنم!‌ چون حس میکنم اون از من بهتره شوهرم منو دیگه نمیخواد حس من مهم نیست و الان هم دیگه میگم شوهرم گفته قبلا براش مهم نبوده به کسی بخوره یا نه پس قبلا دست می داده و ..... اینا کلا یه دفعه بهم هجوم میاره
    الان هم این حس ها رو دارم اما با خودم عهد کردم که دیگه به شوهرم هیچی نگم راجع به هر چی که توی حسم میاد و سعی کنم فقط خوشبختش کنم چون واقعا دوستش دارم
    ولی بهش گفتم اگه بهم خیانت کنه از پیشش میرم
    البته اونم قرار هس منو دعوا کنه و ادم بدی باشه چون می گه من دلش رو شکستم
    من دلش رو شکستم و پشیمونم و میخوام دختر خوبی باشم و خوشبختش کنم
    ولی اونم دلم رو شکسته که التیام پیدا نکرده ولی خب دیگه بهش هیچی نمیگم میزارم زخمم کهنه شه ولی سرباز نمیکنه دیگه
    من شوهرمو با عشق انتخاب کردم
    اون دوست داشتن منو باور نداره ولی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #7

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,176
    تشکر شده 1,155 بار در 624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    عزیز من وقتی خودتو از همه پایین تر میدونی٬

    وقتی سر هر بحثی حتی اگه شوهرت مقصر باشه خودتو خار و ذلیل میکنی و به دست و پاش میفتی٬

    وقتی خودت خودتو دوس نداری٬ خودتو قبول نداری٬ چطور انتظار داری یک نفر دیگه قبولت کنه و دوستت داشته باشه!!؟

    اگه احترام و توجه میخوای اول این خودتی که باید به خودت توجه کنی و احترام بزاری!

    انتظار داری واسه شوهرت ملکه باشی در حالی که خودت ملکه بودنتو باور نداری و حتی از خیلیا پایینتر میدونی!

    بعدشم شما الان توی یک کشور ذیگه با یه فرهنگ دیگه دارین زندگی و کار میکنین٬

    شما که نمیتونی با مردم اونجا بجنگی و بگی که با شوهرت چطور رفتار کنن٬

    شوهرتم که نمیتونه هر روز اعصابشو به خاطر رفتارای دیگران به هم بریزه و باهاشون بحث کنه که اینکارو نکنین خانومم نا احت میشه٬

    درسته خیلی چیزا رو میشه رعایت کرد اما یه چیزایی رو دیگه نمیشه کاریش کرد واقعا!

    حالا شما یکسره بخوای به جون شوهرت غر بزنی که این چرا اینجوری کرد و تو چرا اینجوری برخورد نکردی که نمیشه!

    این یک قانونه٬ مردا از زنهای ضعیف و غرغرو که همش فک میکنن دیگران ازشون بهترن و یکسره غر میزنن فراری ان!

    شما هم اگه واقعا میخوای شوهرت دوستت داشته باشه دیگه این رفتارا رو انجام نده و تمرکز کن روی تواناییهات تا واسه شوهرت بهترین باشی!

    پیشنهاد میکنم تاپیک چطوری شوهر بداخلاقمو عاشق خودم کردم رو بخونی!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. 2 کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.33
    نوشته ها
    378
    تشکـر
    942
    تشکر شده 1,121 بار در 593 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    سلام ممنون بابت اینکه دعوتم کردید.

    دوست عزیز، من فکر میکنم شما و همسرتون باید حضوری به مشاورین و روانشناسای محترم مراجعه کنید. با اینترنت و دوتا پست گذاشتن نمیشه همه مشکلات رو حل کرد.

    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. کاربران زیر از رنگو بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.79
    نوشته ها
    334
    تشکـر
    69
    تشکر شده 134 بار در 107 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط yekdokhtar نمایش پست ها
    من اعتماد به نفس بالایی داشتم تا سال اول لیسانس بعدش کلا اعتماد به نفسم کم کم - کم شد و الان دقیقا به مرزی رسیدم که حس می کنم اصلا اعتماد به نفسی برام نمونده
    ولی خب الان طوری شده که یکی میاد حتی با خنده به شوهرم سلام میده و اون هم هر چقدر بخاد رعایت کنه دستشو میاره بالا و با لبخند میگه سلام من قاطی می کنم!‌ چون حس میکنم اون از من بهتره شوهرم منو دیگه نمیخواد حس من مهم نیست و الان هم دیگه میگم شوهرم گفته قبلا براش مهم نبوده به کسی بخوره یا نه پس قبلا دست می داده و ..... اینا کلا یه دفعه بهم هجوم میاره
    الان هم این حس ها رو دارم اما با خودم عهد کردم که دیگه به شوهرم هیچی نگم راجع به هر چی که توی حسم میاد و سعی کنم فقط خوشبختش کنم چون واقعا دوستش دارم
    ولی بهش گفتم اگه بهم خیانت کنه از پیشش میرم
    البته اونم قرار هس منو دعوا کنه و ادم بدی باشه چون می گه من دلش رو شکستم
    من دلش رو شکستم و پشیمونم و میخوام دختر خوبی باشم و خوشبختش کنم
    ولی اونم دلم رو شکسته که التیام پیدا نکرده ولی خب دیگه بهش هیچی نمیگم میزارم زخمم کهنه شه ولی سرباز نمیکنه دیگه
    من شوهرمو با عشق انتخاب کردم
    اون دوست داشتن منو باور نداره ولی
    ببین عزیز من بیشتر رفتارهاتونو ناشی از اعتماد به نفس پایینتون میدونم، تلاش کنین اعتماد به نفستون رو بالا ببرید، شما یک انسان منحصر به فریدید، هرکسی توانایی ها و استعدادهای خودشو داره، به هیچ وجه خودتونو با بقیه مقایسه نکنید، مخصوصا با دخترای همکارشوهرتون و...
    این موضوع به شدت به اعتماد به نفس ضربه میزنه،همین باعث میشه که به روابط معمولی شوهرتون حساس بشید، اینو بدونید که توی اون روابط، شوهرتون یک طرف قضیه ست، شما نمیتونید رفتارهای همه رو کنترل کنید ، پس سعی کنید با این موضوع کنار بیاید و برای اینکه اون دخترا به چشم همسرتون نیایند روابطتون با شوهرتون رو قوی تر کنید و بهش اعتماد داشته باشید...
    اگر با همسرتون مشکلی دارید بدون نیش و کنایه و دعوا در زمانی که فکر میکنید مساعده با ایشون صحبت کنید، اینکه بذارید کهنه بشه، در درجه اول به خودتون آسیب میزنه و دچار مشکل میشید... با کارهاتون دوس داشتنتونو اثبات کنید، با اعتماد داشتنتون و...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. کاربران زیر از توسکا2016 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.84
    نوشته ها
    5,253
    تشکـر
    6,021
    تشکر شده 6,162 بار در 2,942 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    سلام
    مردا برای خانم هایی ک خودشون را کوچیک میکنن و راحت بدستشون میارن ارزش قایل نیستن و وقتی اینطور راحت خودتون را کوچیک میکنید از چشم شون میفتید
    متاسفم اما گلم خودت ارزش خودت را پایین اوردی
    دنیای مجازی دنیای دروغ و کلک هست.

    یا علی مدد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    عزیز من وقتی خودتو از همه پایین تر میدونی٬

    وقتی سر هر بحثی حتی اگه شوهرت مقصر باشه خودتو خار و ذلیل میکنی و به دست و پاش میفتی٬

    وقتی خودت خودتو دوس نداری٬ خودتو قبول نداری٬ چطور انتظار داری یک نفر دیگه قبولت کنه و دوستت داشته باشه!!؟

    اگه احترام و توجه میخوای اول این خودتی که باید به خودت توجه کنی و احترام بزاری!

    انتظار داری واسه شوهرت ملکه باشی در حالی که خودت ملکه بودنتو باور نداری و حتی از خیلیا پایینتر میدونی!

    بعدشم شما الان توی یک کشور ذیگه با یه فرهنگ دیگه دارین زندگی و کار میکنین٬

    شما که نمیتونی با مردم اونجا بجنگی و بگی که با شوهرت چطور رفتار کنن٬

    شوهرتم که نمیتونه هر روز اعصابشو به خاطر رفتارای دیگران به هم بریزه و باهاشون بحث کنه که اینکارو نکنین خانومم نا احت میشه٬

    درسته خیلی چیزا رو میشه رعایت کرد اما یه چیزایی رو دیگه نمیشه کاریش کرد واقعا!

    حالا شما یکسره بخوای به جون شوهرت غر بزنی که این چرا اینجوری کرد و تو چرا اینجوری برخورد نکردی که نمیشه!

    این یک قانونه٬ مردا از زنهای ضعیف و غرغرو که همش فک میکنن دیگران ازشون بهترن و یکسره غر میزنن فراری ان!

    شما هم اگه واقعا میخوای شوهرت دوستت داشته باشه دیگه این رفتارا رو انجام نده و تمرکز کن روی تواناییهات تا واسه شوهرت بهترین باشی!

    پیشنهاد میکنم تاپیک چطوری شوهر بداخلاقمو عاشق خودم کردم رو بخونی!
    راست میگین من باید اعتماد به نفسم رو بالا ببرم این که گفتین چطور میتونم بخام شوهرم من رو ملکه تصور کنه در صورتی که خودم این باور رو ندارم برام خیلی جالب بود و دقیقا درست میگین
    اما خب من چطور اعتماد به نفسم رو ببرم بالا
    من زبانم خیلی بده و نمیتونم یاد بگیرم تنهایی
    الان به مرحله ای رسیدم باید هی تمرین کنم و باهاشون حرف بزنم ولی همش میترسم و حس خجالت و سرخوردگی دارم!‌
    بعد مثلا یه دختره که توی عکسا با شوهرم بود امروز توی راه برگشت دیدیم و سلام کرد و هیچکدوم نایستادیم ولی من میدونم شوهرم کار بدی نکرده الان شوهرم جواب سلام و احوالپرسی رو توی همون مسیرمون داد من فقط تونستم لبخند بزنم به روی دختره که از دور دست ت************ داد من داشتم میترکیدم من داشتم منفجر میشدم چکااااااااار کنم؟ شوهرم مقصر نبود امروز و کار بدی نکرده بود من قبلا ازش خواستم کاری کنه این دختره رو دیگه نبینم اما اون باید چکار میکرد؟؟؟؟ من میدونم امروز کار بدی نکرد برای همین به شوهرم هیچی نگفتم ولی پشت لبم سوخت از بس محکم گازش گرفتم گریه نکنم و بخندم منظورمو متوجه میشین؟ منم دارم درد میکشم چکار کنم چطور با این حس ها مقابله کنم میشه بگین لطفا؟
    من تاپیکی که گفتین از کجا پیدا کنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط رنگو نمایش پست ها
    سلام ممنون بابت اینکه دعوتم کردید.

    دوست عزیز، من فکر میکنم شما و همسرتون باید حضوری به مشاورین و روانشناسای محترم مراجعه کنید. با اینترنت و دوتا پست گذاشتن نمیشه همه مشکلات رو حل کرد.

    موفق باشید
    شوهرم گفت بریم مشاوره اینجا اما من میخوام مشاورم فارسی حرف بزنه
    من زبانم خوب نیست خیلی دردمو نمیتونم بگم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط توسکا2016 نمایش پست ها
    ببین عزیز من بیشتر رفتارهاتونو ناشی از اعتماد به نفس پایینتون میدونم، تلاش کنین اعتماد به نفستون رو بالا ببرید، شما یک انسان منحصر به فریدید، هرکسی توانایی ها و استعدادهای خودشو داره، به هیچ وجه خودتونو با بقیه مقایسه نکنید، مخصوصا با دخترای همکارشوهرتون و...
    این موضوع به شدت به اعتماد به نفس ضربه میزنه،همین باعث میشه که به روابط معمولی شوهرتون حساس بشید، اینو بدونید که توی اون روابط، شوهرتون یک طرف قضیه ست، شما نمیتونید رفتارهای همه رو کنترل کنید ، پس سعی کنید با این موضوع کنار بیاید و برای اینکه اون دخترا به چشم همسرتون نیایند روابطتون با شوهرتون رو قوی تر کنید و بهش اعتماد داشته باشید...
    اگر با همسرتون مشکلی دارید بدون نیش و کنایه و دعوا در زمانی که فکر میکنید مساعده با ایشون صحبت کنید، اینکه بذارید کهنه بشه، در درجه اول به خودتون آسیب میزنه و دچار مشکل میشید... با کارهاتون دوس داشتنتونو اثبات کنید، با اعتماد داشتنتون و...
    من بهش اعتماد دارم
    راست می گم باورکردنی نیست چون گاهی برعکس اعتماد رو نشون میدم
    من الان ضربه بدی خوردم یهو قاطی میکنم که میخوام خودمو کنترل کنم امروز شاید زیاد موفق نبودم ولی بهتر از دیروز بود وقتی اون دختره رو دیدم ولی فردا موفق ترم
    من دلم میخواد با شوهرم در میون بزارم چون تنها کسیه که میتونم حرفای دلمو بهش بزنم اما حتی با حالت ملایم هم که بگم دردش میاد!‌میگه من تلاشی نمیکنم و بحث می شه
    من چطور اعتماد به نفسمو باید بالا ببرم و چطور غصه ام ندن اونا؟ من واقعا هیچ هنر و چیز مثبتی ندارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    سلام
    مردا برای خانم هایی ک خودشون را کوچیک میکنن و راحت بدستشون میارن ارزش قایل نیستن و وقتی اینطور راحت خودتون را کوچیک میکنید از چشم شون میفتید
    متاسفم اما گلم خودت ارزش خودت را پایین اوردی
    دنیای مجازی دنیای دروغ و کلک هست.

    یا علی مدد
    دنیای مجازی دروغ نیست چون شوهر من همونطور ک گفتم خوبه
    من چطور اعتماد به نفسم رو بالا ببرم وقتی چیزی ندارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.84
    نوشته ها
    5,253
    تشکـر
    6,021
    تشکر شده 6,162 بار در 2,942 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط yekdokhtar نمایش پست ها
    دنیای مجازی دروغ نیست چون شوهر من همونطور ک گفتم خوبه
    من چطور اعتماد به نفسم رو بالا ببرم وقتی چیزی ندارم
    دروغ گفت ک دستش به هیچ دختری نخورده
    دروغ گفت ک مثه شماس از نظر مذهبی
    و...

    چرا چیزی نداری
    بشین و حسن های خودت را بنویس
    تحصیلات .خانواده.ادب.ایمان.زیبایی.ه ر.و...
    بعد بگو چی دارم

    یا علی مدد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.79
    نوشته ها
    334
    تشکـر
    69
    تشکر شده 134 بار در 107 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : آیا میشه به زندگی با همسرم ادامه بدهم یا باید جدا بشم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط yekdokhtar نمایش پست ها
    من بهش اعتماد دارم
    راست می گم باورکردنی نیست چون گاهی برعکس اعتماد رو نشون میدم
    من الان ضربه بدی خوردم یهو قاطی میکنم که میخوام خودمو کنترل کنم امروز شاید زیاد موفق نبودم ولی بهتر از دیروز بود وقتی اون دختره رو دیدم ولی فردا موفق ترم
    من دلم میخواد با شوهرم در میون بزارم چون تنها کسیه که میتونم حرفای دلمو بهش بزنم اما حتی با حالت ملایم هم که بگم دردش میاد!‌میگه من تلاشی نمیکنم و بحث می شه
    من چطور اعتماد به نفسمو باید بالا ببرم و چطور غصه ام ندن اونا؟ من واقعا هیچ هنر و چیز مثبتی ندارم
    شما گفتید ارشد دارین، این خودش یک نکته مثبته. بقیه شم خودتون پیدا کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. کاربران زیر از توسکا2016 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.33
    نوشته ها
    378
    تشکـر
    942
    تشکر شده 1,121 بار در 593 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    خب اگه نمیتونید ایران بیاید و نمیتونید از مشاوران خارجی کمک بگیرید، میتونید از مشاوره های تلفنی ایرانی کمک بگیرید.

    شماره هاش رو از پایین همین صفحه پیدا میکنی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. کاربران زیر از رنگو بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. Top | #18

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,176
    تشکر شده 1,155 بار در 624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    https://plus.google.com/+MoshaverCo/posts/EMTiu93qxis

    بیا عزیزم لینکشو واست گذاشتم.

    نکات آموزنده ای توش هست.

    باید روی استعداد و تواناییهات تمرکز کنی.

    قطعا ویژگیهای خوبی داشتی که شوهرت عاشقت شده و باهات ازدواج کرده٬ همونا رو قویتر کن!

    به دست آوردن خوشبختی و آرامشی که دنبالشی به راحتی نیست٬ باید باید زحمت بکشی٬ باید سختی بکشی و تلاش کنی تا چیزی که میخوای به دست بیاری!

    مثلا من نمیفهمم چرا میگی نمیتونی زبان یاد بگیری؟!
    معذرت میخوام ولی کند ذهن که نیستی٬ کسی که تحصیلات دانشگاهی داره قطعا توانایی یادگیریش بالاس پس انقد نگو نمیتونم.

    به خودت برس٬ به ظاهر و پوششت!

    ببین تو چه کاری استعداد داری٬ برو دنبالش ٬ مطالعه کن٬ تحقیق کن و خودتو توش قوی کن!

    تو خونه نشین و درجا نزن٬ برو دنبال رشد و پیشرفتت!

    یاد بگیر ملکه بودنو تا مثل ملکه ها باهات رفتار بشه.

    از شوهرت محبت گدایی نکن٬ خونسرد و خویشتن دار باش٬ عزت نفستو حفظ کن٬ قوی باش و رشد کن٬ اونوقت میبینی شوهرت چطوری میاد دنبالت و با افتخار هر جا میره فقط از تو حرف میزنه و به همه معرفیت میکنه!

    وقتی بتونی خودتو توی اوج ببینی دیگه این احساسات آزار دهنده نمیاد سراغت٬ چون اونوقت مطمئنی شوهرت هر جایی باشه چشماش فقط تو رو میبینه و گوشاش فقط صدای تو رو میشنوه!

    پس اولین لازمه غلبه به مشکلاتت بالا بردن اعتماد به نفس و قوی کردن خودته!
    باید اول تغییر رو از خودت شروع کنی!
    ویرایش توسط رامونا : 02-16-2017 در ساعت 09:32 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  28. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. Top | #19

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.21
    نوشته ها
    978
    تشکـر
    1,176
    تشکر شده 1,155 بار در 624 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    ببین خانومی مطمئن باش هزار سال دیگه اینجا یا هر جای دیگه دیگران بهت مشاوره و کمک بدن

    اما تو مدام با درموندگی بگی که من هیچ استعدادی ندارم و نمیتونم و نمیدونم و بلد نیستم و این حرفا ٬ هیچ مشکلی ازت حل نمیشه!

    آخرش فقط خودتی که میتونی به خودت کمک کنی و لاغیر!

    پس با امید به خدا دستتو بگیر به زانوت و پاشو از راهنمایی و کمک دیگران استفاده کن و یه حرکت جدی برای بهبود زندگیت انجام بده.

    انشاء الله که عشق و آرامش به زندگیت برمیگرده!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  30. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  31. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Feb 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.17
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    31
    تشکر شده 6 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    پاسخ : امید به ادامه زندگی یا جدایی ؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    دروغ گفت ک دستش به هیچ دختری نخورده
    دروغ گفت ک مثه شماس از نظر مذهبی
    و...

    چرا چیزی نداری
    بشین و حسن های خودت را بنویس
    تحصیلات .خانواده.ادب.ایمان.زیبایی.ه ر.و...
    بعد بگو چی دارم

    یا علی مدد
    آره خب اون دروغ ها شدیدا ازارم میده
    ولی من دلم میخواد الان بتونم دختر خوبی باشم
    یعنی میدونین اول دلم میخواد اعتماد به نفسمو بدست بیارم و مشکل و سردرد برای شوهرم ایجاد نکنم
    بعد دلم میخواد کاری کنم که بتونم اون موارد رو فراموش کنم
    نمیدونم چطور دلم رو برای اونا هم اروم کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-27-2015, 04:05 PM
  2. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 10:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
امید,  امید زندگانی,  امید حاجیلی,  امید نعمتی,  امید ابراهیمی,  امید علومی,  امید به زندگی,  امید جهان,  امید روحانی,  امیدان پرواز,  امید به زندگی,  امید به خدا,  امید به زندگی در ایران,  امید به آینده,  امید به زندگی شعر,  امید به رحمت خدا,  امید به خدا داشتن,  امید بهبهانی,  امید به فردا,  امید به زندگی+pdf,  فیس بوک,  فیس بوک فارسی,  فیسبوک ایرانی,  فیس بوک اندروید,  فیسبوک چت,  فیس بوک چیست,  فیسبوک مسنجر,  فیسبوکی,  فیس بوک جدید,  فیس بوک بدون فیلتر شکن,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید