مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 44

موضوع: برای زندگی مشترک استرس دارم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    برای زندگی مشترک استرس دارم

    سلام
    کمتر از سه هفته دیگه عروسیمه. همسرم رو بسیار دوست دارم ولی بدلیل اختلافات و دعواهامون از زندگی مشترک باهاش شدیدا نگران هستم به طوری که نمیتونم راحت بخوابم فکر و خیال خیلی اذیتم میکنه. هیچ علاقه ای به گرفتن عروسی ندارم و هر روزی که دارم بهش نزدیک میشم نگرانی هام داره بیشتر میشه.
    یه سری مشکلاتی بینمون هست که الان من چندماهه دارم سعی میکنم با دکتر و مشاوره رفتن و خوندن مطالب روانشناسی خودم حلشون کنم ولی متاسفانه حل نشدن و من به گفته روانشناس دچار ترس از ازدواج شدم.
    احساس خفگی میکنم وقتی میرم تو خونه ای که قراره با هم زندگی کنیم با اینکه دلبازه و همه چیزش به سلیقه خودم بوده. وقتی راجع به تدارکات عروسی حتی با کسی صحبت میکنم تنها چیزی که مدام به ذهنم میاد اینه که نمیتونم کنارش زندگی کنم و چطوری باید این مسئله رو بدون اینکه دیگران بفهمن مدیریت کنم. منزل مجزایی از همسرم گرفتم که بهش اطلاع ندادم واحد خیلی کوچیک و درب و داغونی هست و امکانات خاصی هم توش نذاشتم و نمیخوام هم بذارم فقط برای پیشگیری از دعوا و درگیری و از سر نگرانی اینکارو کردم ولی میدونم کار زیاد درستی نیست.
    نمیدونم اینجا مرد متاهلی هست که این حال منو تجربه کرده باشه؟ دوست و خانواده ای که بتونم باهاش راجع به این مسائل صحبت کنم ندارم ممنون میشم اگر راهنمایی کنید چطوری از این فکرای بیخود دربیام چطوری بتونم مثل خانمم از عروسی ذوق زده باشم چطوری با نگرانی هام کنار بیام و از همه مهمتر چطوری بتونم کنارش زندگی کنم و فکر فرار و جدا زندگی کردن به سرم نزنه.
    تشکر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.40
    نوشته ها
    5,340
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,043 بار در 1,703 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    سلام چند سالتونه شما؟؟

    احساس نگرانی و ترس نهفته فک میکنم طبیعی باشه چون ازدواجو برای بار اول دارید تجربه میکنید و ناشناخته هستش واستون

    و اینکه دعواهاتون سر چی بوده مثلا؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    تشکر از توجهتون
    بنده 30 و خانمم 25 ساله هستیم.
    بچه نیستم که از مسئولیت زندگی مشترک بترسم و کلا هم آدم ترسو و منفعلی نیستم ولی در این مورد دچار استرس شدیدی شدم. من توی محیط مردونه و خشن بزرگ شدم از ظرافت های زنانه هم چیز زیادی نمیدونم و خیلی از جنبه های زنانه حتی منو وحشت زده میکنه. خانمم در یک محیط خیلی صورتی زندگی کرده سختی نکشیده من از پونزده سالگی دستم تو جیب خودمه برادر کوچیکم رو هم من بزرگ کردم.
    مشکلاتم با خانمم بیشتر سر حرف گوش نکردناشه. من زود عصبانی میشم (که در حال حل این مشکل از طریق روانشناس بالینی هستم) و اونم بچه بازی زیاد درمیاره.
    ما حرف هم رو نمیفهمیم. جایی که من میگم نرو میره کاری که من میگم نکن میکنه. با کسی که من میگم معاشرت نکن معاشرت میکنه. و اینکه خیلی هم دروغ میگه بهم و اون صمیمیتی که ابتدای رابطه مون داشتیم رو دیگه نداره باهام.
    من دلم میخواد تمام مسائل روزشو بدونم ولی اون بهم نمیگه در حالی که قبلا خودش برام تعریف میکرد. الان به زورم ازش بخوام حرف بکشم بهم جواب های چاخان و دروغ تحویل میده و فایده ای نداره.
    به عنوان مثال بخوام خدمتتون عرض کنم وقتی منزل من در حال ساخت بود به همسرم میگفتم اونجا نرو چون کارگر هست و یکبار با دوستاش رفت اونجا و حتی با کارگرا عکس دسته جمعی انداخته بودن و من از طریق یکی از آشناها که عکس هارو داخل اینستا دیده بود متوجه شدم اینکارو کرده یعنی خودش نیومد اصلا بگه. بار دوم هم که گفت تنهایی رفته اونجا در حالی که سه تا گلدون بزرگ با خودش برده بود و نمیتونست تنها رفته باشه و من حدس زدم با کسی که معاشرت باهاشو قدغن کرده بودم رفته ولی آخرم نفهمیدم با کی رفته بس که دروغ گفت.
    بهم شدیدا وابسته هستیم و دوری همو نمیتونیم تحمل کنیم ولی وقتی هم کنار هم هستیم مرتب دعوامون میشه سر هرچیز کوچیک و بزرگی و اون گریه میکنه منم از گریه بدتر عصبانی میشم و نمیذاره هم تو عصبانیت من ازش جدا بشم کلا توی پنج دقیقه از شرایط خیلی آروم و حتی رمانتیک میتونیم طوفان درست کنیم. مهارت ارتباط صحیح کلامی با هم نداریم.
    استرس من برای بعد عروسی بیشتر از این بابت هست که به دلیل این اختلافات با هم درگیری فیزیکی پیدا کنیم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.44
    نوشته ها
    52
    تشکـر
    47
    تشکر شده 23 بار در 22 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    تشکر از توجهتون
    بنده 30 و خانمم 25 ساله هستیم.
    بچه نیستم که از مسئولیت زندگی مشترک بترسم و کلا هم آدم ترسو و منفعلی نیستم ولی در این مورد دچار استرس شدیدی شدم. من توی محیط مردونه و خشن بزرگ شدم از ظرافت های زنانه هم چیز زیادی نمیدونم و خیلی از جنبه های زنانه حتی منو وحشت زده میکنه. خانمم در یک محیط خیلی صورتی زندگی کرده سختی نکشیده من از پونزده سالگی دستم تو جیب خودمه برادر کوچیکم رو هم من بزرگ کردم.
    مشکلاتم با خانمم بیشتر سر حرف گوش نکردناشه. من زود عصبانی میشم (که در حال حل این مشکل از طریق روانشناس بالینی هستم) و اونم بچه بازی زیاد درمیاره.
    ما حرف هم رو نمیفهمیم. جایی که من میگم نرو میره کاری که من میگم نکن میکنه. با کسی که من میگم معاشرت نکن معاشرت میکنه. و اینکه خیلی هم دروغ میگه بهم و اون صمیمیتی که ابتدای رابطه مون داشتیم رو دیگه نداره باهام.
    من دلم میخواد تمام مسائل روزشو بدونم ولی اون بهم نمیگه در حالی که قبلا خودش برام تعریف میکرد. الان به زورم ازش بخوام حرف بکشم بهم جواب های چاخان و دروغ تحویل میده و فایده ای نداره.
    به عنوان مثال بخوام خدمتتون عرض کنم وقتی منزل من در حال ساخت بود به همسرم میگفتم اونجا نرو چون کارگر هست و یکبار با دوستاش رفت اونجا و حتی با کارگرا عکس دسته جمعی انداخته بودن و من از طریق یکی از آشناها که عکس هارو داخل اینستا دیده بود متوجه شدم اینکارو کرده یعنی خودش نیومد اصلا بگه. بار دوم هم که گفت تنهایی رفته اونجا در حالی که سه تا گلدون بزرگ با خودش برده بود و نمیتونست تنها رفته باشه و من حدس زدم با کسی که معاشرت باهاشو قدغن کرده بودم رفته ولی آخرم نفهمیدم با کی رفته بس که دروغ گفت.
    بهم شدیدا وابسته هستیم و دوری همو نمیتونیم تحمل کنیم ولی وقتی هم کنار هم هستیم مرتب دعوامون میشه سر هرچیز کوچیک و بزرگی و اون گریه میکنه منم از گریه بدتر عصبانی میشم و نمیذاره هم تو عصبانیت من ازش جدا بشم کلا توی پنج دقیقه از شرایط خیلی آروم و حتی رمانتیک میتونیم طوفان درست کنیم. مهارت ارتباط صحیح کلامی با هم نداریم.
    استرس من برای بعد عروسی بیشتر از این بابت هست که به دلیل این اختلافات با هم درگیری فیزیکی پیدا کنیم.

    عزیز دوران عقد رو واسه این جور مسئله ها گذاشتن که طرف از طرف مقابلش شناخت کافی پیدا کنه
    چه مدت عقد بودین شما
    بعد اینکه 5 سال فاصله سنی خب برا یه دختر خیلی فرق میکنه طبیعتا جوونه و فانتزی های خودشو داره و شیطنت هاشو
    البته ااین رفتاری هم که همش ازش انتظار داشته باشین همه مسائلش رو بهتون بگه ، با هرکی بخای شما معاشرت کنه و .... این میشه دیکتاتوری !
    باید با صحبت و مذاکره به نتیجه برسین
    هر رابطه ای پس از گذشت زمان سرد میشه پس باید طوری مدیریتش کرد که محبت نهفته خودشو داشته باشه
    تا زمانی که این مشکلات حل نشده با هم زیر یه سقف نرین !
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از Tarah3 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    متشکر نمیتونم که عروسیو کنسل کنم. 16 روز دیگه ست.
    یکسال عقد بودیم و قبل اونم من سه سال میرفتم خواستگاری و با هم در تماس بودیم البته بیشتر از راه دور.
    خانم من عملا از نظر مشاوری که حتی رفتیم پیشش به اندازه یه دختر بالغ 25 ساله نیست فوق العاده باهوشه ولی شیطنت و سرزندگیش در حد یک نوجوونه. منم برعکس اون والدم فعال تره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    0
    تشکر شده 6 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    سلام خدمت شما.راستش منم یک سری این مشکلات را توی رابطم با نامزدم داشتم و ما هم شرایط تا حدودی شبیه شما داریم.نامزدم درک درست از ارتباط با من نداره و من بعضی مواقع بهش میگم چرا بلد نیستی با یه دختر چه جوری رفتار کنی و ایشون هم به من میگه تو هم یه پسر رو درک نمیکنی. و ما واقعا بعضی وقتا انگار حرف همو نمیفهمیم.راستش خیلی تلاش کردیم و من خودم خیلی کتاب و متن درباره رابطه با مردا خوندم و یک کتاب رازهایی درباره زنان هم گرفتم و به نامزدم دادم یا اگر جایی متن درباره رفتارهای زن و مرد به هم میبینم برای ایشون میفرستم و ما الان خیلی بهتر شدیم و درک بیشتری از هم داریم نسبت به قبل.به شما هم توصیه میکنم از خودتون شروع کنید و سعی کنید این تفاوت های رفتاری و ارتباط با دختر رو بیشتر بشناسید که بحث هاتون کمتر بشه. در رابطه با اینکه میفرمایید همسرتون یک سری موارد رو توضیح نمیده ما باز این مشکل رو با هم داشتیم و این هم من فکر میکنم به دلیل همین درک نکردن تفاوت هاست.من خودم خیلی مسائل رو به نامزدم نمیگفتم نه اینکه از روی قصد باشه ولی پیش خودم فکر میکردم مسئله مهمی نیست که بخوام بگم ولی میدیدم بعد که ایشون متوجه میشدن ناراحت میشدن.مثلا خیلی مواقع با مامانم میرفتم بیرون و به ایشون نمیگفتم ولی وقتی تماس میگرفتن من بیرون بودم واقعا ناراحت میشدن که من اطلاع ندادم با اینکه از نظر من موضوع مهمی نبود و بحثمون میشد. که منم وقتی دیدم اینجوریه از این به بعد سعی میکنم اطلاع بدم که بحث پیش نیاد. همچنین ممکنه بعضی موضوعات از نظر همسر شما انقدر مهم نیست که بخوان توضیح بدن ولی از نظر شما مهمه. با ایشون صحبت کنید و این تفاوت ها رو برای هم شفاف توضیح بدین اگر ایشون مشتاق این رابطه باشن که حتما هستن به حرفاتون گوش میدن. این ترس از ازدواجتون رو تا حالا با خود همسرتون هم مطرح کردین؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از saba26 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    ممنونم صبا خانم
    خیر به همسرم نگفتم تابحال و نمیتونم اصلا بگم. اون فقط میدونه که من برای مسئله عصبانیتم چندماهه پیش مشاور میرم نمیدونه از زندگی مشترک میترسم. کتاب زیاد میخونم یه انجمن دیگه بودم و اونجا مطالب روانشناسی و کتاب خیلی بهم معرفی میشد و خیلی اطلاعاتم زیاد شده نسبت به قبل ولی در عمل هنوز خیلی میلنگم و نتیجه خیلی تحول آفرینی در ارتباطاتم نداده چون بهرحال یک طرف مسئله خانمم بوده که همکاری نمیکنه حتی کتاب بدم بهش نمیخونه حوصله ش نمیگیره.
    منم این مشکل اجازه نگرفتن رو دارم و واقعا رو اعصابمه خیلی شدید. باهاش حرف زدم و میدونه که برای من مهمه ولی به اجازه گرفتن اعتقادی نداره و یه خط درمیون خبر میده. فقط وقتی که من میفهمم یه جایی رفته و میپرسم چرا بی اجازه رفتی عذرخواهی میکنه و چیزهایی که من میخوام ازش رو سخت گیری میبینه.
    چطوری صحبت کردید که این اختلافات حل شده؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    یه مسئله ای رو هم باید اعتراف کنم. من یه بار سال گذشته در عصبانیت دست روش بلند کردم و بعد از اون یکم رابطه مون بهم پیچید پنج هفته با من قهر کرد. بعدش من تصمیم گرفتم برای عصبانیتم برم مشاوره ولی ترس من از اینه که با توجه به اختلافاتی که داریم وقتی هرشب قراره با هم باشیم دوباره اون اتفاق رخ بده. با توجه به این مسئله با مشکل ترسم از زندگی مشترک چی کار کنم؟ نمیتونم شب ها راحت بخوابم دیشب تا سه صبح تو خیابون پرسون بودم و فکر و خیال میکردم.
    ویرایش توسط Amir_A : 03-29-2018 در ساعت 12:15 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    36
    تشکـر
    63
    تشکر شده 13 بار در 11 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    کاشکی هرکسی اجازه اظهار نظر نداشت اینجا! واقعا مشاوره های نادرست توسط افراد غیرمتخصص ممکنه باعث بدتر شدن شرایط بشه!

    کنسل کردن عروسی ایده خوبی نیست! کلی مشکلات پیش میاره. مهم ترینش اینه که با آبروی اون دختر بازی میشه و همه یه انگی بهش میچسبونن که لابد ایرادی داشته که داماد عروسیو کنسل کرده! اینطوری ارتباط اون دختر با شما بدتر میشه و ممکنه به طلاقم فکر کنه.

    شما نباید از لفظ "اجازه گرفتن" استفاده کنید. الان دیگه زمون قدیم نیست. دخترا و همچنین پسرا به روز هستن. هیچ دختری خوشش نمیاد باهاش مثل یه برده رفتار بشه! شما فقط بخواید که بهتون اطلاع بده! نگید اجازه بگیر! میتونید سیاست داشته باشید مثلا بگین من خیلی نگرانت میشم دوس دارم بهم اطلاع بدی همه چیو. تمام لج بازی ها و حرف گوش نکردناش بخاطر لحن دستوری شماست!

    و اینکه یکی از دوستان من ازدواج کرده میگفت اوایل خیلی باهم بحثمون و دعوامون میشد. میگفت اینا طبیعی هست. چون دو طرف از اخلاق و حساسیت های هم اطلاع کافی ندارن..اما به مرور باهم وفق پیدا می کنن.

    حرف آخر اینکه مشکل شما لاینحل به نظر نمیرسه و با مراجعه به مشاور با تجربه میتونید ترس و استرس هاتون رو کم کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. 2 کاربران زیر از حدیثه71 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.48
    نوشته ها
    1,359
    تشکـر
    2,088
    تشکر شده 1,696 بار در 877 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نظر شخصیم اینه که : معلومه که شما شخص خیلی غیرتی و درعین حال بسیار احساساتی و عاشق خانومتون هسید که روی روابطش بسیار حساسید . ولی یه نکته ای وجود داره که این عشق زیاد باعث شده که توقع داشته باشید که اون هم شبیه شما فکر کنه و ازش انتظار دارید که شما رو درک کنه و توجیهتونم این هست که چون دوسش دارم باید اونم اعتماد منو با براوردن خواسته هام عملی کنه که متاسفانه باعث شد روش دست بلند کنید که بدترین کاریه که شما انجام دادید و اونم مطمنن به خاطر اینکارتون ترسو کردید که علت پنهان کاریشم همینه که میترسه یه حرفی بزنه شما بزنیش و همین کار کم کم باعث شده که تودار تر بشه و مثله روزای اول هر چی تو دلشه رو به شما نگه چون درکش نکردید و سعی نکردید با منطق اون مسله رو حلش کنید هر چند هم شما بخواین توجیه بیارید که بخاطر عشق زدینش و یا هر چی دیگه . به نظرم اگر شما خونسرد تر باشید و سعی کنید با دلیل و منطق صحبت کنید نه با زور و تحکم ، مطمن باشید سریعتر و راحترمیتونید به خواستتون برسید .
    در مورد اجازه گرفتن من با یکی از دوستای متاهلم صحبت میکردم گفت که من خیلی برام مهمه که شوهرم هر جایی میره بهم بگه و همیشه دوست داشتم خودش بدون اینکه من بهش بگم اینو بگه و راهش این بود که اول از خودم شروع کردم یعنی هر جایی میرفتم بهش میگفتم که مثلا من ساعت 12 قراره با دوستام برم یه رستوران یه نسکافه بخورم اگر دیر اومدم نگران نشو و این باعث شد شوهرش هم همین عادتو پیدا کنه و یبارم که همسرش اینکارو انجام نداده بود به جایی که باهاش پرخاش کنه فقط بهش گفت فکر نمیکردم این مسله خیلی مهم نباشه ازین به بعد پس منم بهت نمیگم و این باعث شد بدون درگیری و زورگویی هردوشون وظیفه شناس بشن .
    پس در نتیجه شما هر رفتاری که میخای در همسرت ببینی اول از خودتون شروع کنید تا این عادتم در اون ایجاد بشه
    ولی در نهایت فقط یک هشدار بهتون میدم اگر یکبار دیگه خانمتونو بزنید ممکنه برای همیشه قلبشو بشکنید و هیچ وقت دیگه درست نشه و از نظر روحی فرسنگ ها از هم دور بشید
    ویرایش توسط eli2 : 03-30-2018 در ساعت 10:48 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چایت را بنوش
    نگران فردا نباش ....
    از گندمزار من و تو
    مشتی کاه می ماند
    برای بادها ! ...

  15. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Asabani

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    یه مسئله ای رو هم باید اعتراف کنم. من یه بار سال گذشته در عصبانیت دست روش بلند کردم و بعد از اون یکم رابطه مون بهم پیچید پنج هفته با من قهر کرد. بعدش من تصمیم گرفتم برای عصبانیتم برم مشاوره ولی ترس من از اینه که با توجه به اختلافاتی که داریم وقتی هرشب قراره با هم باشیم دوباره اون اتفاق رخ بده. با توجه به این مسئله با مشکل ترسم از زندگی مشترک چی کار کنم؟ نمیتونم شب ها راحت بخوابم دیشب تا سه صبح تو خیابون پرسون بودم و فکر و خیال میکردم.
    سلام آقا امیر. خانوم احساس هستم. زیاد با محیط این جا آشنا نیستم. براتون پیغام گذاشتم. کاش همه مشکلات مث مشکل شما با خانمتون بود.امیدوارم عروسی به خیر و خوشی تموم میشه و سال های سال با آرامش کنار خانمتون زندگی میکنید ببخشید من زیاد حالم خوب نیست. و خودم به مشاوره نیاز دارم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. کاربران زیر از Daghoonam بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    0
    تشکر شده 6 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    به فول دوستان شما ابتدا از خودتون شروع کنید،شما چه قدر خودتون توی این مسئله اجازه گرفتن اطلاع میدید که از همسرتون توقع دارید. راستش منم اوایل در دوران دوستی قبل از نامزدیمون خیلی از نامزدم توقع داشتم هرجا میره میاد اطلاع بده ولی خودم خیلی جاها میرفتم اطلاع نمیدادم فکر میکردم مهم نیست حالا 10 دقیقه میخوام برم برگردم چرا اطلاع بدم.که نامزدم سر همین موضوع خیلی ناراحت میشدن و ما مشاوره هم که میرفتیم به خانم مشاوره هم گفتن که صبا از من انتظار داره و منو مجبور میکنه هرجا میرم بگم و به حالتی رسیده بودن که انگار از من ترسیده بوده.و مشاور به من گفتن دارم اشتباه میکنم تو رابطه و من از اون موقع دیگه حساسیت کمتر به خرج دادم و حتی اگر بعدا متوجه چیزی میشدم با لحن خنده و شوخی میگفتم که بهتر بود بگی و خودم هم سعی کردم که دیگه اطلاع بدم همه موارد رو. شما هم لحنتون را بیشتر محبت آمیز کنید و با شوخی و خنده حرفتون رو بزنید تا خانمتون احساس راحتی با شما داشته باشند و ترسی در کار نباشه.. خیلی خوبه که شما ترس از ازدواج رو به خانمتون منتقل نکردین و ایشون رو ناراحت نکردین چون نامزد من هم مثل شما خیلی از ازدواج ترس دارن و همیشه هم این ترس رو با من درمیون میزاره که باعث شده من هم یکم سرد بشم و عصبی.. به نظر من ترس شما تا حدودی درسته نگرانی قبل از ازدواج برای همه وجود داره ولی اگر خانمتون رو شناختین و دوسش دارین ترسی به دل راه ندین مخصوصا که نزدیک عروسیتونه..فقط روی عصبانیت خودتون کار کنید که خدای نکرده اشتباه گذشته رو تکرار نکنین. یک سری اختلاف ها در زندگی مخصوصا اوایل زندگی همه وجود داره که حل میشه..براتون آرزوی خوشبختی میکنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. کاربران زیر از saba26 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    متشکرم از هم فکری و پاسخ های دل گرم کننده تون.
    خانم حدیثه من قصد بهم زدن عروسیو ندارم اصلا. به سختی زنمو به دست آوردم دیوونه نیستم عروسیو اونم در این برهه کنسل کنم فقط نمیتونم خوشحال باشم به اندازه خودش. نگرانی برای بعد عروسی دارم و باعث استرس زیادم شده.
    میدونه نگرانش میشم بارها هم براش توضیح دادم هم به چشم خودش دیده نگرانیمو.

    ممنونم الی خانم. من اون شبی که دست روش بلند کردم خیلی خسته بودم دیروقت بود و اونم کار اشتباهی کرده بود با اینکه بهش گفته بودم اون کارو نکنه و منم عصبی شدم و نتونستم خودمو کنترل کنم. دیگه الان که نمیتونم زمان رو به عقب برگردونم و ماه ها گذشته و ترس خانمم هم ریخته ولی دیگه مسائلو و رفت و آمداشو به من نمیگه. چون اون شبم سر اینکه جایی که گفته بودم نره رفته بود زدمش.
    من نمیتونم تمام رفت و آمدهامو بهش گزارش بدم چون هم خیلی در رفت و آمد و حتی سفر هستم و خانمم سفرهای یک روزه منو هم متوجه نمیشه هم اینکه این بحث اجازه فکر کنم برای زن هاست نه مردها.
    از هشدارتون هم خیلی ممنونم خودمم استرس این مسئله رو دارم که دلشو بشکنم یا از دستش بدم تهدیدم هم کرده که بزنمش این دفعه به پدرش میگه. به خانواده ش بگه قطعا میخوان طلاقشو بگیرن و من فکر همه این مسائلو میکنم.

    خانم احساس جواب پیام خصوصیتون رو دادم.

    ممنونم صبا خانم من هم برای شما آرزوی سعادت و خوشبختی دارم. ببینید این بحث اجازه گرفتن به نظر من برای خانمها هست نه آقایون. یعنی من نمیتونم شیش صبح خانمم رو از خواب بیدار کنم ازش بپرسم اجازه میده برم سر کار یا خیر!!! اصلا خیلی خنده دار و مضحک میشه. بعد یه سری خطرات هم مرد رو تهدید نمیکنه بیرون از خونه یه جاهایی که خانمها تنها نباید برن مردها میتونن برن و خیلی مسائل دیگه... من دوست ندارم خانمم خرید هم تنها بره یا وقتی تنهاست سوار ماشین نامطمئنی بشه و... با نرمی هم وقتی میگم اصلا اهمیت نمیده بیشتر اوقات چون برام مهمه مسئله جدی میگم که اونم همونطور که میگین لابد میترسه دیگه پنهون کاری میکنه. تو صحبت کردن با هم مشکل داریم من نمیدونم چطوری یه سری مسائل رو توجیه کنم براش. با لحن خوب گفتم دوستانه خواهشی نامه نگاری اثر نکرد. الان مشکل این مقطع من اینه که چون نتونستم در این مسائل قانعش کنم و اونم حرفمو گوش نمیده و منم که آدمیم که زود جوش میارم استرس گرفتم بدجور در حدی که دلم میخواد فرار کنم برم بعد عروسی برگردم (که البته میدونم عملی نیست)
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    امروز متوجه شدم زنم یکی از دوستاشو که کلا بخاطر اون کلی دعوا داشتیم برای عروسی دعوت کرده اون خانم مخل آرامش اعصاب منه حتی یکباری که من دست روش بلند کردم بخاطر این دوستش بوده و هنوز یکماهم نشده که بهم قول داده بود دیگه با این بشر کاری نداشته باشه و برداشته برای عروسیم دعوتش کرده! کلا در هیچ زمینه ای انگار نمیتونه به حرف من گوش کنه فقط حرف دوستاش حرف خانواده ش ولی من هیچی اعصابم خیلی بهم ریخته دلم میخواست یه راهی پیدا میکردم حتی اون زنو از روی زمین برمیداشتم انقدر از خودش و نفوذش روی زنم متنفرم. آدم درستی نیست و من اصلا دلم نمیخواد زنم از راه دورم باهاش در تماس باشه چه برسه رفت و آمد و معاشرت. امروز متوجه شدم بازم دروغ گفته رابطه شو با اون زن قطع نکرده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    0
    تشکر شده 6 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    سلام.شما مطمئن هستید که دوست خانمتون واقعا آدم مطمئنی نیست چیزی ازش دیدین؟یا طبق تصورات و حدس های خودتون اینجوری میگین؟ درسته که بهتر بود خانمتون قبل از دعوت ایشون با شما مشورت میکرد و بعد این کارو انجام میدادن ولی شاید دوستی چندین ساله با این خانم دارن و نمیتونن ایشون رو یکدفعه بزارن کنار
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. کاربران زیر از saba26 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    ممنونم از پاسختون بله مطمئن هستم. خانم من تو آرایشگاه این خانم کار میکرد این خانم مطلقه هست (با حفظ احترام به تمام خانمهای محترم مطلقه) ایشون روابط آزاد با مردهای مختلف داره. خانم خودم هم این مسئله رو میدونه و ازش مطلع هست اوایل میگفت دوستمه و نمیتونم ازش جدا بشم رابطه چندساله دارن بله. این خانم ده سالی از خانم من بزرگتره و حتی بچه داره یعنی هیچ سنخیتی با زن من نداره ولی زن من باهاش معاشرت میکنه و حتی ازش چیزی یاد میگیره یعنی شدیدا تحت نفوذشه حتی من دیگه اجازه ندادم بره آرایشگاه هم باز خیلی مواقع یواشکی و بدون اجازه من روزا میرفت آرایشگاه اون خانم و من از طریق مختلف متوجه میشدم و دعوامون میشد. تا پنج شیش ماه پیش که این خانم یه مهمونی گرفته بود و خانم من با اینکه بهش گفته بودم حق نداری بری بی خبر از من رفت و من رفتم کشیدمش از اونجا بیرون و تو ماشین کتکش زدم و سر این مسئله یکماه با من قهر کرد و نمیذاشت حتی بهش دست بزنم. بردمش به زور مشاوره و اونجا گفت مشکلش فقط کتک زدن من نیست و هزار تا بهانه آورد که من قلب ندارم و بدم و تو رابطه جنسی به فکر خودمم و از من ناراضیه و منم سعی کردم این چند ماهه روی ایرادهایی که ازم گرفته کار کنم و برای اینکه عصبانیتمم کنترل کنم مشاوره رفتم. الان یکماه نشده که به من قول داده بود دیگه رابطشو کلا با این زن قطع میکنه جلوی خودم شمارشو پاک کرد و حتی بلاکش کرد! بعد امروز فهمیدم عروسی هم دعوتش کرده! من بهش گفتم اگه تو عروسی این زنو ببینم میندازمش بیرون واقعا اعصابم بهم ریخته و برای این دروغ و دوست بازیاش قاطیم نمیتونم اصلا برم امشب ببینمش واقعا عصبیم میکنه این کاراش. نمیدونم چطوری جلوی این روابطشو بگیرم چطوری حرف گوش کنش بکنم من حتی به مادرشم گفتم که نمیخوام با این آدم معاشرت کنه دیگه نمیدونم باید چی کار کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  25. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    0
    تشکر شده 6 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    بله اینجوری که تعریف میکنید منم جای شما بودم ناراحت میشدم..خانمتون خودشون گفتن که دوستشون رو دعوت کردن یا شما از جایی فهمیدین؟ الان دیگه عصبانیت شما و دعوا کردن فایده نداره چون دیگه دوستشون رو دعوت کردن،شما هم بهتره که به جا عصبانیت و اینکه نزدیک عروسی اعصاب خودتون رو خورد کنید آرامش داشته باشید و فقط با آرامش با ایشون صحبت کنید، ایشالا که کم کم رابطشون رو کم کنند با دوستشون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. کاربران زیر از saba26 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نه خودش که نمیگه این چیزارو یعنی اگه من این شبکه های اجتماعی و کامنت های دوستاشو هرازگاه رصد نکنم یا کسی بهم خبر نداره هیچ وقت این چیزارو نمیفهمم! از تو اینستاگرام دوستش متوجه شدم و بهشم که میگم همیشه اولش یا انکار میکنه یا یه جوری برخورد میکنه که انگار مسئله مهمی نیست! یعنی کلا قولی که به من داده بود ماه گذشته که این آدم رو دیگه کاریش نداره باد هوا بوده و من مسخره شم که هر از گاه بهم قول میده و باز میزنه زیرش. البته شک دارم دیگه قولش رو یک روزم وفا کرده باشه احتمالا از همون اول قولش الکی بوده و بلاک کردن و پاک کردن شماره دوستشم فیلمش بوده که فقط من دیگه بیخیال این ماجرا بشم. من نمیتونم اجازه بدم با این اوضاع اون دوستش بیاد عروسی هم به حرفم گوش نداده و زده زیر قولش هم دروغ گفته فقط نمیدونم چطوری حالیش کنم با این آدم نباید معاشرت کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  28. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    0
    تشکر شده 6 بار در 6 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    الان که دوستشونو دعوت کردن و نمیتونن کارت دعوت رو پس بگیرن،فقط شما با آرامش با خانمتون صحبت کنید ، به نظرم ایشون توانایی اینکه دوست چندین سالشون رو بزارن کنار ندارن و سختشونه و راه درست رو در این میبینن که پنهان کاری کنن که نه دوستشونو از دست بدن نه شما رو
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. کاربران زیر از saba26 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Asabani

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    هر چیزی ما میکشیم... از دست آدم های عزیز زندگی مون. مال اینه که قلب مون همه کارای اشتباه شون رو توجیه میکنه. منم در شرایط وحشتناکی هستم. اما مدام کارای اشتباه کسی که یه روزی دیوانه وار دوستش داشتم رو مدام توجیه می کنم برای خودم. ببینید بهتره با خودمون رو در بایستی نداشته باشیم.... همه به حرف همو دوست دارند.اما مهم عمله. نمیگم خانومت دوستت نداره. اما بهش بفهمون. برای خواسته های به حقت حداقل احترام قایل بشه. مردا خواسته هایی دارن که یه زن به راحتی میتونه با یه چشم گقتن رامشون کنه.. حتی به سمت خواسته خود خانوم. آقا امیر عاجزانه میخوام این مشکلات رو به هر زبونی که شده... نوازش محبت بی تفاوتی به غیر از کتک به خانومت بفهمون. بفهمون. بفهمون. بفهمون. زندگی خاله بازی نیست. بفهمون دیگه متاهل شده... با۶محبت. با منطق. با دلیل و برهان بهش بفهمون. نذارید دیر بشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  31. کاربران زیر از Daghoonam بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. این داستان کوتاه ترین داستان جهان است.
    توسط sina210 در انجمن سرگرمی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 10-23-2016, 08:18 AM
  2. غار کرفتو، دیواندره، استان کردستان
    توسط سوگل1 در انجمن گردشگری
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 06-02-2015, 12:03 PM
  3. زیبایی های استان گلستان 11
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 59
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 10:28 PM
  4. دستات تو دستای کیه؟
    توسط Alisbi در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-26-2014, 01:22 PM
  5. مراکز مشاوره شهرستان های استان خوزستـان
    توسط *P s y C h e* در انجمن معرفی مراکز روانشناسی و مشاوره در استانها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08-20-2013, 12:09 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
برایم ترکی,  برایم سەردەشتی,  برایەتی,  برایم تاتلیس,  برایان تریسی,  برایانی زیزی,  برايمر,  برايز,  برایم قادری,  ابرام تاتلیس,  برای زندگی بهتر,  برای زندگی,  برای زندگی بهتر چه کنیم,  برای زندگی بجنگ,  برای زندگیت بجنگ,  برای زندگی باید جنگید,  برای زندگیم وان یکاد,  برای زندگیم میجنگم,  برای زندگی در ترکیه,  برای زندگی بهتر چه باید کرد,  فکر,  فکرە,  فکر انت فی الخرطوم,  فکر برتر,  فکرتک شرکت,  فکر آخرت,  فکرونی ام کلثوم,  فکري پوهنه,  فکرشم نکن محمد علیزاده,  فکر را پر بدهید,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید