مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 40 از 44

موضوع: برای زندگی مشترک استرس دارم

  1. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    واقعیت رو بگم من راهی غیر از زدن به ذهنم نمیرسه دیگه. امشبم فقط نرفتم پیشش که یه هفته به عروسی دستم بلند نشه باز.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,808
    تشکـر
    7,900
    تشکر شده 8,190 بار در 3,725 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    واقعیت رو بگم من راهی غیر از زدن به ذهنم نمیرسه دیگه. امشبم فقط نرفتم پیشش که یه هفته به عروسی دستم بلند نشه باز.
    میدونم حرفی که میخام بزنم خیلی سنگینه
    و حتی شاید نشدنی باشه و انجامش هم ندید
    اما احساس میکنم خودم پشیمون میشم اگه الان اینو نگم!
    شاید یه خواهش باشه از شما...
    ازدواجتون رو عقب بندازید!
    مرگ یه بار شیون یه بار
    باید این شوک به همسرتون وارد بشه!
    بهتره قبل از اینکه وارد زندگی بشید این شوک وارد بشه
    تا اینکه بخاید وارد زندگی بشید و خدایی نکرده با طلاق و یه بچه این شوک رخ بده
    آقا امیر دوران عقد و نامزدی برای شناخت طرفین هست، که اگه نمیتونن باهم بسازن دیگه وارد زندگی نشن
    حتما همسرتون رو دوست داشتید که تا الان ادامه دادید
    اما خب زندگی ایی که با این حجم از ناراحتی و اختلاف شروع بشه آخرش چی میخاد بشه؟؟؟؟
    جنگ اول بهتر از صلح آخره!
    یه ماه دو ماه عقب بندازید عروسیتون رو، یا حتی حرفش رو بزنید! شاید باعث بشه همسرتون به خودش بیاد!
    حتی مشاوره برید...
    شاید حرفای من براتون در حد چن خطی باشه و اصلا بهشون توجه نکنید
    ولی بخاطر آرامش خودتون هم که شده کمی بیشتر تامل کنید
    ازدواجی که با دوری شروع میشه بخاطر اینکه کار به کتک کاری نکشه؟؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    با من مدارا کن

    بعدها، دلت برایم تنگ خواهد شد...

  3. 3 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    ممنونم از نظرتون ولی من اگه الان عروسیو بخوام عقب بندازم با اینکه کلا کنسل کنم هیچ تفاوتی نداره. یعنی به هیچ عنوان خانواده ش همچین چیزی رو از من نمیپذیرن و امکان نداره دیگه دخترشون رو دست من بدن. جدای از هزینه ای که کردم و مهمونا و همه اینا خود زنم رو از دست میدم و من دنبال همچین چیزی نیستم. خیلی سخت به دستش آوردم من حتی اسم و مذهبمو بخاطر موافقت خانواده ش تغییر دادم. نمیتونم همچین ریسکی بکنم.
    من تنهایی هم پیش مشاور میرم هم پیش روانشناس ولی خانمم نمیاد. خانم من ناراحت نیست این حجم ناراحتی ها فقط برای منه اون کلا شاد و شنگوله و بسیار هم بابت عروسی خوشحاله.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,808
    تشکـر
    7,900
    تشکر شده 8,190 بار در 3,725 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    ممنونم از نظرتون ولی من اگه الان عروسیو بخوام عقب بندازم با اینکه کلا کنسل کنم هیچ تفاوتی نداره. یعنی به هیچ عنوان خانواده ش همچین چیزی رو از من نمیپذیرن و امکان نداره دیگه دخترشون رو دست من بدن. جدای از هزینه ای که کردم و مهمونا و همه اینا خود زنم رو از دست میدم و من دنبال همچین چیزی نیستم. خیلی سخت به دستش آوردم من حتی اسم و مذهبمو بخاطر موافقت خانواده ش تغییر دادم. نمیتونم همچین ریسکی بکنم.
    من تنهایی هم پیش مشاور میرم هم پیش روانشناس ولی خانمم نمیاد. خانم من ناراحت نیست این حجم ناراحتی ها فقط برای منه اون کلا شاد و شنگوله و بسیار هم بابت عروسی خوشحاله.
    بله خوندم پست ها رو و این ناراحتی رو در مورد خود شما گفتم،

    خب پس یه راه میمونه!
    بی تفاوتی و در مقابل تشویق کردن!
    یعنی چی؟
    یعنی اینکه در مقابل رفتارهایی که خانمتون داره و شما رو اذیت میکنه بی تفاوت باشید و وقتی اون رفتارها رو انجام میده خونسرد باشید
    و در مقابل وقتی رفتاری رو انجام میده که درست و پسندیده هست برای شما تشویقش کنین و بگید چقدر بیشتر دوست دارم وقتی اینجوری رفتار میکنی!
    مثلا در مورد همینکه دوستش رو بدون رضایت شما دعوت کرده شما بدون اینکه عصبانی بشی ازش بپرس دوستت رو دعوت کردی؟ همون که من ازش راضی نیستم؟؟ و بعد در مقابل توضیحات ایشون هیچ حرف دیگه ای نزنید فقط یه نگاه سرد و بی روح و یه ساعتی سکوت کنید
    یا در موارد دیگه
    خانما به توجه و گرم بودن همسرشون خیلی حساسن اگر توجه شما رو از دست بده بیشتر تلاش میکنه تا شما رو متوجه خودش بکنه
    باید مدیریت کنید که کجا و چه موقع سرد رفتار کنید و کجاها تشویقش کنید!
    امیدوارم خوب بشه همه چی...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    با من مدارا کن

    بعدها، دلت برایم تنگ خواهد شد...

  6. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,808
    تشکـر
    7,900
    تشکر شده 8,190 بار در 3,725 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    البته اینو هم بدونید که با کتک زدن هم بازم ممکنه همسرتون رو از دست بدید
    پس به دنبال راهای نوین تری برای برقراری ارتباط باشید!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    با من مدارا کن

    بعدها، دلت برایم تنگ خواهد شد...

  8. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    ممنونم از راهنماییتون باشه سعی میکنم همین سردی و تشویق رو امتحان کنم ببینم چی میشه. البته الان نمیتونم خیلی طولانی سرد بشم باهاش درگیر کارها هستیم با هم و جلوی دیگرانم نمیشه.
    من میدونم نباید بزنم و اصلا تهدیدم کرده بزنم به پدرش این دفعه میگه منتها اولین راه حلی که وقتی به بن بست میخورم به ذهن خودم میاد همینه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,808
    تشکـر
    7,900
    تشکر شده 8,190 بار در 3,725 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    ممنونم از راهنماییتون باشه سعی میکنم همین سردی و تشویق رو امتحان کنم ببینم چی میشه. البته الان نمیتونم خیلی طولانی سرد بشم باهاش درگیر کارها هستیم با هم و جلوی دیگرانم نمیشه.
    من میدونم نباید بزنم و اصلا تهدیدم کرده بزنم به پدرش این دفعه میگه منتها اولین راه حلی که وقتی به بن بست میخورم به ذهن خودم میاد همینه.
    اولین راهه ولی بهترین راه نیست
    البته تا حدودی حق دارید عصبانی بشید چون خانمتون واقعا رفتارش درست نیست
    اما خب به خودتون اجازه ندید که دستتون بلند شه
    من خودم همیشه در تصورم اگه حتی همسرم حرف کتک زدن رو بزنه از چشمم میوفته
    پس همسرتون هم شما رو دوس داره که گذشت کرده از این کتک
    امیدوارم همسرتون راضی و قانع بشن که دنیای تاهل و تعهد با مجردی فرق میکنه
    ویرایش توسط رزمریم : 04-05-2018 در ساعت 01:28 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    با من مدارا کن

    بعدها، دلت برایم تنگ خواهد شد...

  11. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    ممنونم میدونم اونم خیلی صبوری کرده تا اینجا. من زیاد تهدیدش کردم که میزنم یا دستمو خیلی تو عصبانیت بردم بالا بزنم و کنترل کردم نزدم. یواش و به شوخیم خیلی زدمش تاحالا البته دردش نمیگیره ولی اون یه بار شدید بود. مشکل اینه که هم کارای اون خیلی آزاردهنده ست هم من خیلی بد عصبانی میشم. برای همین امشب نرفتم پیشش وگرنه این نیست که بخوام ازش دوری کنم دلم هم میخواد همیشه پیشش باشم ولی ترس دارم اون اتفاق دوباره تکرار بشه چون دست خودم نیست زیاد دیگه یه وقتا قاطی میکنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,808
    تشکـر
    7,900
    تشکر شده 8,190 بار در 3,725 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    ممنونم میدونم اونم خیلی صبوری کرده تا اینجا. من زیاد تهدیدش کردم که میزنم یا دستمو خیلی تو عصبانیت بردم بالا بزنم و کنترل کردم نزدم. یواش و به شوخیم خیلی زدمش تاحالا البته دردش نمیگیره ولی اون یه بار شدید بود. مشکل اینه که هم کارای اون خیلی آزاردهنده ست هم من خیلی بد عصبانی میشم. برای همین امشب نرفتم پیشش وگرنه این نیست که بخوام ازش دوری کنم دلم هم میخواد همیشه پیشش باشم ولی ترس دارم اون اتفاق دوباره تکرار بشه چون دست خودم نیست زیاد دیگه یه وقتا قاطی میکنم.
    کار خوبی کردید که نرفتید
    چون ممکن بود خدایی نکرده اتفاق بدی بینتون بیفته
    کلا شما که بد عصبانی میشید سعی کنید تو عصبانیت از اون محیط فاصله بگیرید نیم ساعت یه ساعت بعدش که مسلط شدید برگردید!
    بهرحال شما که این همه همدیگه رو دوست دارید حیفه که رابطتون خراب بشه!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    با من مدارا کن

    بعدها، دلت برایم تنگ خواهد شد...

  14. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #30
    ghm
    ghm آنلاین نیست.

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.51
    نوشته ها
    408
    تشکـر
    129
    تشکر شده 332 بار در 197 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    ممنونم میدونم اونم خیلی صبوری کرده تا اینجا. من زیاد تهدیدش کردم که میزنم یا دستمو خیلی تو عصبانیت بردم بالا بزنم و کنترل کردم نزدم. یواش و به شوخیم خیلی زدمش تاحالا البته دردش نمیگیره ولی اون یه بار شدید بود. مشکل اینه که هم کارای اون خیلی آزاردهنده ست هم من خیلی بد عصبانی میشم. برای همین امشب نرفتم پیشش وگرنه این نیست که بخوام ازش دوری کنم دلم هم میخواد همیشه پیشش باشم ولی ترس دارم اون اتفاق دوباره تکرار بشه چون دست خودم نیست زیاد دیگه یه وقتا قاطی میکنم.
    سلام جناب
    بنده روانشناس هستم. و ممکنه حرف های بنده زیاد به مذاقتون خوش نیاد اما بنده وظیفه خودم میدونم که این موارد رو خاطر نشان بشم.
    شما بنظر میاد ادمی شکاک، بددل و عصبی و تا حدودی پارانوئید هستید و هنوز آمادگی ازدواج ندارید. بهانه گیری های شما بسیار بچگانه و مستبدانه هستش. با اینکه سنتون کم نیست اما از حرف هاتون بوی ناپختگی میاد. و همسر شما فردی کودک هستش که توانایی مدیریت رابطه رو نداره.
    عروسی اتفاقی هست که هردو طرف باید آن شب رو به خاطر بسپارند و شما حق ندارید با این صحبت ها زندگی رو به کام هردونفر زهر کنید.
    اغلب خانواده ها شب عروسی بچه هاشون صد پشت غریبه رو هم دعوت میکنند دیگه ایشون که دوست صمیمیشون رو دعوت کنند. و بهتره که اگر هم قراره قطع رابطه کنند، بعد از عروسی باشه.
    در ضمن متاسفم از این حرف ها ولی باید بگم بهتره این ازدواج رو به عقب موکول کنید و قبل از به خطر افتادن و به میون اومدن یک زندگی دیگه یک فکری بکنید.
    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    کار خوبی کردید که نرفتید
    چون ممکن بود خدایی نکرده اتفاق بدی بینتون بیفته
    کلا شما که بد عصبانی میشید سعی کنید تو عصبانیت از اون محیط فاصله بگیرید نیم ساعت یه ساعت بعدش که مسلط شدید برگردید!
    بهرحال شما که این همه همدیگه رو دوست دارید حیفه که رابطتون خراب بشه!
    تشکر. من این کار رو هم میکنم یعنی در عصبانیت ازش فاصله میگیرم ولی متاسفانه خانم من طاقت یک رو برگردوندن رو هم نداره و خیلی تو دعواهامون به دست و پای من میپیچه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghm نمایش پست ها
    سلام جناب
    بنده روانشناس هستم. و ممکنه حرف های بنده زیاد به مذاقتون خوش نیاد اما بنده وظیفه خودم میدونم که این موارد رو خاطر نشان بشم.
    شما بنظر میاد ادمی شکاک، بددل و عصبی و تا حدودی پارانوئید هستید و هنوز آمادگی ازدواج ندارید. بهانه گیری های شما بسیار بچگانه و مستبدانه هستش. با اینکه سنتون کم نیست اما از حرف هاتون بوی ناپختگی میاد. و همسر شما فردی کودک هستش که توانایی مدیریت رابطه رو نداره.
    عروسی اتفاقی هست که هردو طرف باید آن شب رو به خاطر بسپارند و شما حق ندارید با این صحبت ها زندگی رو به کام هردونفر زهر کنید.
    اغلب خانواده ها شب عروسی بچه هاشون صد پشت غریبه رو هم دعوت میکنند دیگه ایشون که دوست صمیمیشون رو دعوت کنند. و بهتره که اگر هم قراره قطع رابطه کنند، بعد از عروسی باشه.
    در ضمن متاسفم از این حرف ها ولی باید بگم بهتره این ازدواج رو به عقب موکول کنید و قبل از به خطر افتادن و به میون اومدن یک زندگی دیگه یک فکری بکنید.
    موفق باشید
    یک روانشناس واقعی با دوتا پست وصله پارانوئید به کسی نمیچسبونه. از پست شما بوی غیض و عصبانیت فقط میاد.
    من سه تا مشاور و روانشناس و روانپزشک واقعی رفتم توی چهار پنج ماه اخیر. هیچ کدوم نه گفتن پارانوئید هستم نه بدبین و شکاک و... مشکل من خشم زیادمه که خودم اینجا اعتراف کردم و ریشه در کودکیم داره و دارم از طریق روانشناس بالینی درمانش میکنم.
    من دنبال راه حل های قابل اجرا و کارآمد و پیش برنده هستم نه بحث و دشمنی و انفعال و تسلیم شدن. عملا هم یه هفته به عروسی نمیتونم عروسیو کنسل کنم
    لطفا اگر کسی میخواد راهنمایی بده در جهت بهبود و پیشرفت راهکار بده نه پاک کردن صورت مسئله. ممنون میشم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. Top | #32

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.48
    نوشته ها
    1,351
    تشکـر
    2,068
    تشکر شده 1,679 بار در 868 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    یه سوال برام پیش اومده آیا دوست همسرتون خبر دارن که شما ازش خوشتون نمیاد یانه؟ یعنی آیا میدونه که به خاطر اون با همسرتون دعواتون شده یانه؟ خب اگر بدونه و همچنین داره با پرو بازی خودشو به همسرتون میچسبونه چندتا هدف داره
    اگه ایشون میدونن ،به شدت به زندگی شما حسودیش شده و با اینکار میخوات عقده های خودشو با ایجاد اختلاف بینه شما برطرف کنه و شاید حتی دلش میخوات عروسی شما بهم بخوره .
    ببینید در مراسم عروسی همه شرکت میکنن چه کسایی که قلبا شما رو دوست دارن چه کسایی که حسودن و دلشون نمیخوات خوشبختی شما رو ببینن پس اصلا نمیتونید جلوی حضور دوست و دشمنو بگیرید چون ناخودگاه همه کنجکاو هستن .
    پس به نظرم در این زمینه نباید اصلااااااااااااا حساسیت نشون بدید چون بالاخره یکی پیدا میشه که شما دوسش نداشته باشید و اونم حضور داره .
    بهتره برعکس شما کاملا خونسرد باشید و بهترین و خاطره انگیزترین شب زندگیتون رو در کنار همسرتون بسازید در این شب هیچ کسو جز همسرتون نبینید و همش بهش لبخند بزنید و شاد باشید تا چشم حسود بترکه . اصلا بزارید دوستش هم باشه تا خوشبختی شما رو ببینه شاید باعث شد که بره ازدواج کنه
    ببینید بعضی اشخاص خیلی پرنفوذ هستند دوست همسرتون هم روی همسرتون نفوذ زیادی داره ولی تنها راه اینکه نفوذشو باطل کنید، محبت زیاد به همسرتون هست که اینجوری حس عذاب وجدان پیدا میکنه و باعث میشه کاری کنه که شما رو خوشحال کنه
    میتونید قبل از عروسی بعد از کلی محبت بهش بگین عزیزم من دوس داشتم تو عروسمون کسایی باشن که باعث شادی ما بشن و من از دوستت خیلی خوشم نمیاد چون باعث اختلاف بین منو تو شد . تو واقعا دلت میخوات دوستت بیاد اگر گفت اره بزار بیاد شما هم بگید باشه چون خیلی دوست دارم و دلم میخوات خوشالیتو ببینم اونکاری میکنم که خوشال بشید (ببینید حتی اگر دوستشم اومد مطمن باشید یک حس عذاب وجدان در همسرتوت ایجاد کردید که تا ابد ازین کارش پشیمون میشه چون فهمیده که چقدر شما دوسش دارید)
    ویرایش توسط eli2 : 04-05-2018 در ساعت 11:03 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    چایت را بنوش
    نگران فردا نباش ....
    از گندمزار من و تو
    مشتی کاه می ماند
    برای بادها ! ...

  18. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    بله میدونه من ازش خوشم نمیاد چون من آدمی نیستم تظاهر به چیزی بکنم و حسم رو بهش تقریبا مستقیم نشون دادم. ولی اینکه بدونه من بخاطر اون با زنم دعوام شده رو خبر ندارم چون در این چند ماه گذشته دیگه من با این آدم رو در رو نشدم و فکر میکنم اگر بخوام رو در رو بشم دفعه بعد با هدف تهدید به لو دادن مکانش و این مسائل هست. من اینکارو نکردم تابحال چون این خانم بچه داره و دلم برای بچه ش میسوزه وگرنه خیلی راحت میتونم حتی خودم هم نرم جلو پیگیری کنم بیان این آدمو ببرن.
    احتمال حسودی هم هست چون مثلا من برای خانمم طلا گرفته بودم عکسشو گذاشته بود تو گروه های دوستیش بعد یه دفعه دیدم یکی از دوستاش نوشته بود میخواد خرت کنه گولشو نخور! البته اون خانم آرایشگر نبود و شخص دیگه ای بود ولی میدونم به رابطه مون خیلی ها حسادت میکنن از بیرون که میبینن. ما هم رو با وجود دعواهامون خیلی زیاد دوست داریم و این رو دیگران به وضوح میبینن و بیان هم میکنن.
    ممنونم الی خانم از پیشنهادی که دادین که قبل عروسی چی بهش بگم. فکر میکنم بتونم به این حالت نرم بهش بگم اثر مثبتی داره حتی اگر بازم اون خانم عروسی بیاد.
    من فکر میکنم این آدم رو ببینم عصبانی بشم چون خیلی اذیت شدم این مدت بخاطرش ولی اگر بتونم خونسرد باشم و کلا فراموش کنم این آدم هم قراره حضور داشته باشه خیلی خوب و عالی میشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. کاربران زیر از Amir_A بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #34

    تاریخ عضویت
    May 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    28
    تشکر شده 10 بار در 9 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    سلام.
    آقا امیر من پستهای شما رو هم اینجا و هم توی اون یکی سایت میخونم. شاید لحن گفتار شما مناسب نباشه و مثلا منم خوشم نیاد کسی بهم بگه ازم اجازه بگیر! اما کارهای خانم شما خیلی بدتره. دروغگویی اصلا چیزی نیست که بشه به راحتی از کنارش گذشت. من دخترم و مذهبی یا محدود هم نبودم ولی اگر نامزدم بدون اطلاع من جایی بره قطعا ناراحت میشم و واکنش خوبی نشون نمیدم چه برسه به اینکه اون مکان قبلا باعث اختلاف ما شده باشه!

    به نظرم یه کم عزت نفس خودتون رو بالا ببرید. مهم نیست گذشته شما و ایشون چجوری بوده؛ یه آدم 25 ساله به اون حد از بلوغ فکری رسیده که بدونه نباید به همسرش در مورد روابطش دروغ بگه و تخم بددلی بکاره. قبل از مراسم عروسی حتما یه صحبت جدی و دوستانه با خانمتون یا اگر میبینید فایده نداره با خونوادش داشته باشید.

    مطمئن نیستم این کار چقدر میتونه کمک کنه ولی اگر صلاح میدونید این مسئله رو با پدرخانمتون مطرح کنید که خانمتون بدون اطلاع شما با افراد مختلفی ارتباط داره و در مهمانیهایی حضور پیدا میکنه که برای شما پذیرفته شده نیست. ضمنا به حالت گلایه صحبت نکنید. مثلا اینطور بگید که ایشون هم جای پدر شما هستن و نیاز به حمایت معنویشون دارید و به شما بگن چیکار کنید که این مسئله حل بشه یا اگر صلاح میدونن خودشون با دخترشون صحبت کنن.
    ویرایش توسط yaar : 04-08-2018 در ساعت 01:49 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. کاربران زیر از yaar بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    ممنونم خانم یار گرامی
    شما اونطرفم به من راهنمایی دادین؟
    فعلا نمیدونم باید چی کار کنم راهنمایی هایی که بهم میشه خیلی متفاوته از هفت هشت ده نفر تا الان راهنمایی گرفتم. فقط دارم صبر میکنم اعصابم آروم بشه و فکر کنم ببینم کدوم راه بهتره.
    امشبم نرفتم سراغش و دیگه ناراحت شد کار داشتیم. ولی باید فکر کنم نمیدونم باید چی کار کنم واقعا. نمیخوام هم بخاطر اون زن که گند زده این چند وقت به رابطه م خاطره ای که همیشه برای خانمم میمونه (جریانات عروسی) هم یه چیز تلخ از آب دربیاد. حالا خودم زیاد مهم نیستم برای زن عروسی خیلی مهمتره
    با پدر خانمم هم نمیدونم واقعا. ممکنه اثر خوبی داشته باشه ممکنه اثر بدی داشته باشه. راستش خیلی محافظه کارانه باهاشون رفتار میکنم از وقتی عقد کردیم. میخوام اون ظاهر قلدری که قبل عقد ازم دیدن تلطیف بشه من خودمو آدم زورگویی نمیدونم فقط خیلی بهم فشار آورده بودن. الان نمیخوام دوباره رفتاری بکنم خوششون نیاد احتمال اینکه رو حساب حرف منم به دخترشون چیزی بگن خیلی کمه.
    یکم از متفاوت بودن راهنمایی ها گیج شدم نمیدونم چه کاری باید انجام بدم که به صلاح باشه فکرم خیلی درگیره. برم بهش بگم مهم نیست خودم اذیت میشم هرچیزی هم بهش راجع به این مسئله بگم اون ناراحت میشه. البته الان فهمیده من بخاطر این دوستش ازش دو روزه فاصله گرفتم ولی خب برم پیشش و حرفمون بشه خیلی بد میشه. نمیخوام خاطره بد براش بسازم. هرچیزی این مدت خواسته من انجام دادم برای عروسی. میخواستم کاملا احساس خوشبختی کنه از عروسی با من دیگه نگه من بدبخت شدم. شاید فقط باید رو اعصاب خودم کار کنم خودم بتونم از این مسئله گذر کنم ولی خیلی سخته. فکر آینده هم اذیتم میکنه که این بشر بخواد سایه ش همیشه رو زندگیم بمونه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. Top | #36

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,808
    تشکـر
    7,900
    تشکر شده 8,190 بار در 3,725 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    ممنونم خانم یار گرامی
    شما اونطرفم به من راهنمایی دادین؟
    فعلا نمیدونم باید چی کار کنم راهنمایی هایی که بهم میشه خیلی متفاوته از هفت هشت ده نفر تا الان راهنمایی گرفتم. فقط دارم صبر میکنم اعصابم آروم بشه و فکر کنم ببینم کدوم راه بهتره.
    امشبم نرفتم سراغش و دیگه ناراحت شد کار داشتیم. ولی باید فکر کنم نمیدونم باید چی کار کنم واقعا. نمیخوام هم بخاطر اون زن که گند زده این چند وقت به رابطه م خاطره ای که همیشه برای خانمم میمونه (جریانات عروسی) هم یه چیز تلخ از آب دربیاد. حالا خودم زیاد مهم نیستم برای زن عروسی خیلی مهمتره
    با پدر خانمم هم نمیدونم واقعا. ممکنه اثر خوبی داشته باشه ممکنه اثر بدی داشته باشه. راستش خیلی محافظه کارانه باهاشون رفتار میکنم از وقتی عقد کردیم. میخوام اون ظاهر قلدری که قبل عقد ازم دیدن تلطیف بشه من خودمو آدم زورگویی نمیدونم فقط خیلی بهم فشار آورده بودن. الان نمیخوام دوباره رفتاری بکنم خوششون نیاد احتمال اینکه رو حساب حرف منم به دخترشون چیزی بگن خیلی کمه.
    یکم از متفاوت بودن راهنمایی ها گیج شدم نمیدونم چه کاری باید انجام بدم که به صلاح باشه فکرم خیلی درگیره. برم بهش بگم مهم نیست خودم اذیت میشم هرچیزی هم بهش راجع به این مسئله بگم اون ناراحت میشه. البته الان فهمیده من بخاطر این دوستش ازش دو روزه فاصله گرفتم ولی خب برم پیشش و حرفمون بشه خیلی بد میشه. نمیخوام خاطره بد براش بسازم. هرچیزی این مدت خواسته من انجام دادم برای عروسی. میخواستم کاملا احساس خوشبختی کنه از عروسی با من دیگه نگه من بدبخت شدم. شاید فقط باید رو اعصاب خودم کار کنم خودم بتونم از این مسئله گذر کنم ولی خیلی سخته. فکر آینده هم اذیتم میکنه که این بشر بخواد سایه ش همیشه رو زندگیم بمونه.
    میدونین چرا راهنمایی ها متفاوته؟
    چون شما مشخص نکردید که در مورد چی راهنمایی میخاید
    و چنتا مساله رو با هم عنوان کردید
    و هرکس اون موضوعی که به نظر خودش بولد تر هست رو در موردش راهنمایی میده
    مشکل شما چیه؟
    ترس و نگرانی از تاهل؟
    عدم آمادگی برای ازدواج؟
    خشم و عصبانیت؟
    عدم مدیریت رابطه؟
    حرف گوش ندادن خانمتون؟
    دخالت دوست خانمتون؟
    نارضایتی شما از رفتار خانمتون؟
    خب شما مشخص کنید در چه موردی راهنمایی میخاید که فقط در همون مورد راهنمایی بگیرید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    با من مدارا کن

    بعدها، دلت برایم تنگ خواهد شد...

  25. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #37

    تاریخ عضویت
    May 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    28
    تشکر شده 10 بار در 9 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نه. راستش من با لینکی که خود شما گذاشته بودید اومدم اینجا.

    ببینید ما وقتی خیلی به کسی لطف و محبت میکنیم ناخودآگاه ارزشش در ذهنمون بالاتر میره و مدام میگیم من به خاطرش تا اینجا اومدم؛ حالا این دو قدم هم چیزی نیست... صد قدم هم چیزی نیست. اما این اشتباه محضه که فکر کنید با گذشتن از حق طبیعی خودتون و محبت بیجا(چون معنی خودش رو از دست میده و حالت احمقانه پیدا میکنه) میتونید باعث بشید چیزی که دوست ندارید تغییر بکنه. شما نه هیچ مشکل روانی دارید و نه حتی توقعاتتون بیجاست. گرچه عصبانیتتون از کنترل خارج میشه و حرکات خوشایندی انجام نمیدید اما هیچکس بعد از دونستن علت؛ اصل عصبانیت شما رو محکوم نمیکنه.
    اینکه شما تمام مسائلی که روش حساس هستید رو نادیده بگیرید؛ در دراز مدت نه تنها باعث احساس خوشبختی همسرتون نمیشه بلکه تبدیلش میکنه به همسر یه مرد افسرده یا پرخاشگر و در هر دو حالت بی‌تفاوت. اینکه میگید روی اعصاب خودم کار کنم منو یاد کارخونه‌های فلزکاری میندازه که نویز(آلودگی صوتی) بعد از یه مدت برای افراد، عادی و حتی غیر قابل شنیدن میشه اما بعد از چندسال شنواییشون رو کامل از دست میدن!

    به نظرتون اگر پدرخانمتون متوجه بشه دخترش با کسی که شما از نظر اخلاقی تائید نمیکنید و بارها باعث درگیری شما شده در ارتباطه؛ میگه اشکال نداره دخترم؟ عصبانیت شوهرت فدای یه تار موی دوستت. شوهر چیه؛ دوسته که میمونه برات؟ چنین حرفی از یه آدم عاقل برمیاد؟ اصلا منظورم این نیست که الان برید اینو به پدرش بگید یا توقع حمایت خاصی ازش داشته باشید؛ فقط میگم اقتدار و منطق خودتون رو هم دست کم نگیرید و فکر نکنید چون اینجا همه مشاوره‌ها به شما داده میشه و به دنبال رفع ایرادات شما هستن؛ پس سرتاپا مشکل هستید.

    اگر همسرتون میخواد احساس خوشبختی کنه باید خودش هم قدمی برداره. نمیشه که بارها و بارها به شما دروغ بگه و پنهان کاری کنه. اگر هم نمیتونید عروسی رو عقب بندازید یک روز بشینید منطقی و خیلی آروم و مظلوم با همسرتون حرف بزنید و یک بار باهاش اتمام حجت کنید. بگید من میترسم اینجوری عروسی کنیم و تو هربار چیزهای مختلف رو از من پنهان کنی. وقتی برای خوشحالی من توی روز عروسیم حتی حاضر نیستی از دعوت کردن دوستی که باعث این همه ناراحتی من شده بگذری؛ من چطور اطمینان کنم که توی زندگی پشتم رو خالی نمیکنی؟ اگه هم شروع کرد از دوستش حرف زدن بگید که مسئله اصلا اون نیست و بیاد عروسی و خوش اومد چون نگرانی و استرس شما از آینده با نیومدنش کم نمیشه. خانمتون رو متهم نکنید که من میدونم و میدونستم و... فقط ازش سوال کنید که من باید چیکار کنم تا خیالم بابت آینده راحت بشه؟ تو که همسرم هستی و قراره مایه آرامشم باشی منو راهنمایی کن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  27. کاربران زیر از yaar بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #38

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    42
    تشکر شده 22 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    خیلی ممنونم خانم رز مریم عرض بنده چیز دیگه ای بود. البته حرف شما متین هست مسائل زیاده و شما در هر کدوم از این مواردی که شمردین ایده ای داشته باشید و بنده رو راهنمایی بفرمایید من بینهایت ممنونتون میشم
    منظور من از اینکه گفتم نظرات متفاوته در همین مورد سوال اخیرم راجع به دوست خانمم بود. چون یکی بهم میگفت برو با پدرش حرف بزن یکی میگفت اصلا به روش نیار لبخند بزن یکی میگفت جدی باهاش حرف بزن یکی میگفت باید عقب بندازی مراسم رو اینه که گفتم نظرات متفاوته و من رو گیج کرده بود.
    البته من با خانمم در این رابطه صحبت کردم و گفتم که خوشحالی اون برام اولویت داره و اگر اون اینجوری خوشحال تره منم دیگه مشکلی با اومدن دوستش ندارم. البته مشکل دارم ولی دیگه به اون اینجوری گفتم که خاطره بدی از عروسی تو ذهنش نمونه در آینده.


    ممنونم خانم یار از تحلیل دقیق و موشکافانه تون.
    درست میفرمایید دقیقا وقتی خیلی به کسی محبت میکنی این اتفاق می افته. میگن وقتی هدیه میدی خودتی که بیشتر به طرف مقابل علاقمند میشی. خب من چهارساله که هرکاری تونستم برای داشتن و نگه داشتنش کردم دیگه الان آسیب پذیر بودنم در برابرش یه چیز بدیهیه. البته خانمم هم کارهایی کرده منظورم این نیست که یک طرفه بوده.
    ولی این اتفاقی که می فرمایید دیگه افتاده.
    من همین الانم مشکل پرخاشگری دارم دیگه افسردگی هم اضافه بشه خیلی شاهکار میشم. من نمیخوام مسائل رو نادیده بگیرم و واقعا جز به جز کارهای خلافی که انجام میده رو اعصابمه ولی نمیدونم با چه ترفندی و چطوری باید به راه راست هدایتش کنم. تنها راهی که بلدم زدنه که خودم محکوم میشم بعدش و تازه اثری هم نداره روی زنم.
    خیلی از همه طرف بهم گفتن اعصابم ضعیفه و زود قاطی میکنم منم روی این مسئله زوم کردم این حالت بی تفاوتی هم درسته ولی که میگین خودم هم به همین فکر میکنم گاهی که آخرش راهی نباشه باید کلا بیخیال روابط و رفت و آمدهاش بشم و این فکرشم ناراحتم میکنه. همچین سبک زندگی ای نمیخواستم هیچ وقت.
    راجع به پدرخانمم هم حقیقش نمیدونم اصلا بخوام بگم هم چطوری برم بهشون بگم که میدونم اون خانم یه همچین خلاف هایی داره. اون خانم با دوست دوست مجرد من (این خانم شماره شو به دوستم داده بوده دوستم شماره این خانم رو به دوست دیگه ش داده) رابطه برقرار کرد و من حتی از قیمتی که میگیره خبر دارم. ولی اینو نمیتونم به خانواده زنم که بگم اولین چیز میگن این آدمایی که معاشرت میکنی باهاشون چرا همچین کاری کردن در حالی که طرف اصلا دوست من نیست و من با اون آدم کاری ندارم فقط خبر دارم اینجوری شده. من فقط به مادرخانمم گفتم از این خانم به دلایلی خوشم نمیاد و قراره این دوتا دیگه رابطه نداشته باشن. که الان همین که خانمم عروسی دعوتش کرده انگار جلوی خانواده ش با مشت زده تو دهن من و بی احترامی کرده نسبت به حرفی که جلوی مادرش زدم.


    ممنونم برای پیشنهاد خوبتون باشه ازش سوال میکنم که چی کار کنم از آینده خیالم راحت بشه. این واقعا هم دغدغه و نگرانی من هست.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Asabani

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    بسوزه پدر عاشقی....... امیدوارم تا زنده اید همین جور عاشق بمونید... چون حاضری از همه چیزایی که رو اعصابته بگذری تا فقط و فقط و فقط عشقتو کنار خودت نگه داری. عشقتان تا ابددددد پایدار. و عشق هایی که مث من کشنده س.. امیدوارم روز به روز کمو کمو کمو کم تر بشه. عشق عجیب ترین پدیده ی دنیاس....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  30. کاربران زیر از Daghoonam بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  31. Top | #40

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.93
    نوشته ها
    1,208
    تشکـر
    1,568
    تشکر شده 1,231 بار در 713 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : برای زندگی مشترک استرس دارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Amir_A نمایش پست ها
    خیلی ممنونم خانم رز مریم عرض بنده چیز دیگه ای بود. البته حرف شما متین هست مسائل زیاده و شما در هر کدوم از این مواردی که شمردین ایده ای داشته باشید و بنده رو راهنمایی بفرمایید من بینهایت ممنونتون میشم
    منظور من از اینکه گفتم نظرات متفاوته در همین مورد سوال اخیرم راجع به دوست خانمم بود. چون یکی بهم میگفت برو با پدرش حرف بزن یکی میگفت اصلا به روش نیار لبخند بزن یکی میگفت جدی باهاش حرف بزن یکی میگفت باید عقب بندازی مراسم رو اینه که گفتم نظرات متفاوته و من رو گیج کرده بود.
    البته من با خانمم در این رابطه صحبت کردم و گفتم که خوشحالی اون برام اولویت داره و اگر اون اینجوری خوشحال تره منم دیگه مشکلی با اومدن دوستش ندارم. البته مشکل دارم ولی دیگه به اون اینجوری گفتم که خاطره بدی از عروسی تو ذهنش نمونه در آینده.


    ممنونم خانم یار از تحلیل دقیق و موشکافانه تون.
    درست میفرمایید دقیقا وقتی خیلی به کسی محبت میکنی این اتفاق می افته. میگن وقتی هدیه میدی خودتی که بیشتر به طرف مقابل علاقمند میشی. خب من چهارساله که هرکاری تونستم برای داشتن و نگه داشتنش کردم دیگه الان آسیب پذیر بودنم در برابرش یه چیز بدیهیه. البته خانمم هم کارهایی کرده منظورم این نیست که یک طرفه بوده.
    ولی این اتفاقی که می فرمایید دیگه افتاده.
    من همین الانم مشکل پرخاشگری دارم دیگه افسردگی هم اضافه بشه خیلی شاهکار میشم. من نمیخوام مسائل رو نادیده بگیرم و واقعا جز به جز کارهای خلافی که انجام میده رو اعصابمه ولی نمیدونم با چه ترفندی و چطوری باید به راه راست هدایتش کنم. تنها راهی که بلدم زدنه که خودم محکوم میشم بعدش و تازه اثری هم نداره روی زنم.
    خیلی از همه طرف بهم گفتن اعصابم ضعیفه و زود قاطی میکنم منم روی این مسئله زوم کردم این حالت بی تفاوتی هم درسته ولی که میگین خودم هم به همین فکر میکنم گاهی که آخرش راهی نباشه باید کلا بیخیال روابط و رفت و آمدهاش بشم و این فکرشم ناراحتم میکنه. همچین سبک زندگی ای نمیخواستم هیچ وقت.
    راجع به پدرخانمم هم حقیقش نمیدونم اصلا بخوام بگم هم چطوری برم بهشون بگم که میدونم اون خانم یه همچین خلاف هایی داره. اون خانم با دوست دوست مجرد من (این خانم شماره شو به دوستم داده بوده دوستم شماره این خانم رو به دوست دیگه ش داده) رابطه برقرار کرد و من حتی از قیمتی که میگیره خبر دارم. ولی اینو نمیتونم به خانواده زنم که بگم اولین چیز میگن این آدمایی که معاشرت میکنی باهاشون چرا همچین کاری کردن در حالی که طرف اصلا دوست من نیست و من با اون آدم کاری ندارم فقط خبر دارم اینجوری شده. من فقط به مادرخانمم گفتم از این خانم به دلایلی خوشم نمیاد و قراره این دوتا دیگه رابطه نداشته باشن. که الان همین که خانمم عروسی دعوتش کرده انگار جلوی خانواده ش با مشت زده تو دهن من و بی احترامی کرده نسبت به حرفی که جلوی مادرش زدم.


    ممنونم برای پیشنهاد خوبتون باشه ازش سوال میکنم که چی کار کنم از آینده خیالم راحت بشه. این واقعا هم دغدغه و نگرانی من هست.
    سلام
    شما خیلی از مشکلاتی که دارید تقریبا ریشه واحدی دارند در حقیقت مشکل اصلی شما نگفتن آرام و به موقع مسائل و ناراحتیهایتان هست که منجر به تلانبار شدن ناراحتیها شده و در نهایت انفجار شما میشود و کتک زدن همسرتان میشود شما یا رفتار منفعلانه دارید گاهی اوقات هم رفتار پرخاشگرانه. ولی باید تمرین کنید تا رفتار جراتمندانه را یاد بگیرید. تایپیکهای زیر را مطالعه کنید فقط روی عنوانش کلیک کنید به تایپیک مورد نطر هدایت میشوید.

    مهارت ارتباط موثر(جراتمندانه)

    بیاید رفتار جراتمندانه را تمرین کنیم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  32. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. این داستان کوتاه ترین داستان جهان است.
    توسط sina210 در انجمن سرگرمی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 10-23-2016, 08:18 AM
  2. غار کرفتو، دیواندره، استان کردستان
    توسط سوگل1 در انجمن گردشگری
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 06-02-2015, 12:03 PM
  3. زیبایی های استان گلستان 11
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 59
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 10:28 PM
  4. دستات تو دستای کیه؟
    توسط Alisbi در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-26-2014, 01:22 PM
  5. مراکز مشاوره شهرستان های استان خوزستـان
    توسط *P s y C h e* در انجمن معرفی مراکز روانشناسی و مشاوره در استانها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08-20-2013, 12:09 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
برایم ترکی,  برایم سەردەشتی,  برایەتی,  برایم تاتلیس,  برایان تریسی,  برایانی زیزی,  برايمر,  برايز,  برایم قادری,  ابرام تاتلیس,  برای زندگی بهتر,  برای زندگی,  برای زندگی بهتر چه کنیم,  برای زندگی بجنگ,  برای زندگیت بجنگ,  برای زندگی باید جنگید,  برای زندگیم وان یکاد,  برای زندگیم میجنگم,  برای زندگی در ترکیه,  برای زندگی بهتر چه باید کرد,  فکر,  فکرە,  فکر انت فی الخرطوم,  فکر برتر,  فکرتک شرکت,  فکر آخرت,  فکرونی ام کلثوم,  فکري پوهنه,  فکرشم نکن محمد علیزاده,  فکر را پر بدهید,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید