مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 24

موضوع: خواستگاری از روی دلسوزی

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    24704
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    38
    تشکـر
    35
    تشکر شده 20 بار در 15 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    خواستگاری از روی دلسوزی

    سلام،ممنون که میخونین و خواهش میکنم هر برداشتی داشتین بگین.جریان اینجوری شروع شد که من تو بیمارستان با یه خانم از همکارای جدید آشنا شدم،برا کارای ورودیش باید تاییدش میکردم،بهشون تماس گرفتم که بیان و کاراشونو انجوم بدن،اومدن و شروع شد حرف زدن هردومون.ازش خوشم اومد و شب باهم حرف زدیم.نمیدونم چرا ولی همون شب شروع کرد به درد و دل کردن با من،از رابطه بدش با خانوادش گفت تا ارتباطای قبلیش.خیلی دلم براش سوخت،خیلی تنها بود.دو هفته بعد از سر دلسوزی ازش خاستگاری کردم،ولی با یه شرایطی که شرایط مالیم خوب نیست و بهم وقت بده ،اونم قبول کرد حتی با یه انگشتر فقط.منم پدر و مادرمو برداشتم و رفتیم خونشون و اوناهم جواب مثبت دادن.هرچی رسمی تر میشد رابطه،خواستها بیشتر میشد.هرجوری بود گذشت

    Sent from my HUAWEI Y530-U00 using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11132
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.65
    نوشته ها
    3,156
    تشکـر
    6,938
    تشکر شده 4,105 بار در 2,155 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : نمیدونم بگم خیانت،بگم بی معرفتی،بگم انتخاب بد،...شاید این تجربه بدردتون بخوره.

    خواسته ها بیشتر میشد !!!!

    یعنی چی ؟

    یعنی الان شما عقد هستیدو توقعات همسرتون بالاست ؟

    یعنی الان پشیمونید ؟

    هرجوری بود گذشت یعنی چی ؟

    الان تو چه مرحله ای هستید ؟

    عنوانتون نوشتید خیانت !! چرا خیانت ؟
    ویرایش توسط love : 12-06-2015 در ساعت 09:06 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. 2 کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.29
    نوشته ها
    8,071
    تشکـر
    3,949
    تشکر شده 9,253 بار در 4,552 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen27000 نمایش پست ها
    سلام،ممنون که میخونین و خواهش میکنم هر برداشتی داشتین بگین.جریان اینجوری شروع شد که من تو بیمارستان با یه خانم از همکارای جدید آشنا شدم،برا کارای ورودیش باید تاییدش میکردم،بهشون تماس گرفتم که بیان و کاراشونو انجوم بدن،اومدن و شروع شد حرف زدن هردومون.ازش خوشم اومد و شب باهم حرف زدیم.نمیدونم چرا ولی همون شب شروع کرد به درد و دل کردن با من،از رابطه بدش با خانوادش گفت تا ارتباطای قبلیش.خیلی دلم براش سوخت،خیلی تنها بود.دو هفته بعد از سر دلسوزی ازش خاستگاری کردم،ولی با یه شرایطی که شرایط مالیم خوب نیست و بهم وقت بده ،اونم قبول کرد حتی با یه انگشتر فقط.منم پدر و مادرمو برداشتم و رفتیم خونشون و اوناهم جواب مثبت دادن.هرچی رسمی تر میشد رابطه،خواستها بیشتر میشد.هرجوری بود گذشت

    Sent from my HUAWEI Y530-U00 using Tapatalk

    هيچ گاه از روي ترحم ازدواج نکنيد
    من به طور اتفاقي با دختر خانمي که از لحاظ مکاني فاصله زيادي با هم داريم آشنا شدم. ايشان قبلا از آقايان نفرت داشت. طوري با او حرف زدم که به من وابسته شده است. هر کار کردم زياد وابسته نشود، نشد. به او پيشنهاد ازدواج دادم حالا نمي دانم چه کنم؟ علاوه بر دوري راه، من هم به لحاظ طبقاتي از او پايين تر و هم وابسته به مادرم هستم. شما کمکم کنيد.




    گرفتار شدن در تعارضي جدي
    به نظر مي رسد در تعارضي جدي گرفتار شده ايد. از يک سو ايشان به شما وابسته شده است و از سوي ديگر، شما به ايشان پيشنهاد ازدواج داده ايد. در عين حال به مادرتان هم وابسته هستيد. با توجه به دوري راه، نگران هستيد که اين وابستگي برايتان مشکل ساز شود. بنابراين احتمالا تنها دو گزينه پيش رو داريد:


    ۱ - با خودتان فکر کنيد که اولا او به من وابسته شده است و ثانيا قبل از آشنايي اش با من از مردان نفرت داشت.
    بنابراين اگر با او ازدواج نکنم ضربه بسيار سختي خواهد خورد. شايد هيچ گاه ديگر به هيچ مردي اعتماد نکند و تا آخر عمر ازدواج نکند، پس بايد با او ازدواج کنم.


    ۲ -با خودتان فکر کنيد که با وجود تمام اين مسائل، من نمي توانم با مشکلاتي که با اين ازدواج برايم ايجاد مي شود کنار بيايم، پس بايد از اين ازدواج صرف نظر کنم.



    اطلاعات ضروري براي تصميم به ازدواج
    اما به نظر مي رسد اطلاعات تان براي تصميم گيري چندان کامل نيست. براي مثال آيا مي دانيد که اگر به طور رسمي و به همراه خانواده به خواستگاري ايشان برويد، نظرات هر دو خانواده در اين باره چه خواهد بود؟ آيا تفاوت ها بارزتر خواهد بود يا شباهت ها؟ آيا دوري راه به معناي فرهنگ هاي مختلف هم هست يا خير؟ از نظر فرهنگي شباهتي داريد؟ آيا ايشان موافقت مي کند که زندگي مشترک خود را در شهر شما آغاز کند؟بنابراين مي توانيد خواستگاري را به طور رسمي انجام دهيد و بعد تصميم گيري کنيد. در اين صورت ممکن است مشکلات کمتر يا بيشتر از الان به نظر برسد.

    اگر نخواهيد با ايشان ازدواج کنيد، پس...


    اگر قصد ازدواج با ايشان را نداريد، صادقانه دلايل آن را با ايشان در ميان بگذاريد. يادگاري ها و هدايا را از بين ببريد و به يک باره هر نوع ارتباطي را قطع کنيد. زيرا قطع تدريجي تماس ها، به سخت تر شد اين فرآيند منجر خواهد شد.به خاطر داشته باشيد هيچ گاه از روي ترحم و دلسوزي و به خاطر ديگري، نبايد ازدواج کرد زيرا با اين کار علاوه بر خودتان به ايشان نيز خيانت کرده ايد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  5. 6 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    هر که دلارام دید,از دلش ارام رفت
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17566
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.39
    نوشته ها
    998
    تشکـر
    1,419
    تشکر شده 870 بار در 504 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen27000 نمایش پست ها
    سلام،ممنون که میخونین و خواهش میکنم هر برداشتی داشتین بگین.جریان اینجوری شروع شد که من تو بیمارستان با یه خانم از همکارای جدید آشنا شدم،برا کارای ورودیش باید تاییدش میکردم،بهشون تماس گرفتم که بیان و کاراشونو انجوم بدن،اومدن و شروع شد حرف زدن هردومون.ازش خوشم اومد و شب باهم حرف زدیم.نمیدونم چرا ولی همون شب شروع کرد به درد و دل کردن با من،از رابطه بدش با خانوادش گفت تا ارتباطای قبلیش.خیلی دلم براش سوخت،خیلی تنها بود.دو هفته بعد از سر دلسوزی ازش خاستگاری کردم،ولی با یه شرایطی که شرایط مالیم خوب نیست و بهم وقت بده ،اونم قبول کرد حتی با یه انگشتر فقط.منم پدر و مادرمو برداشتم و رفتیم خونشون و اوناهم جواب مثبت دادن.هرچی رسمی تر میشد رابطه،خواستها بیشتر میشد.هرجوری بود گذشت

    Sent from my HUAWEI Y530-U00 using Tapatalk

    الان من متوجه نشدم ..چی شد؟
    الان ازدواج کردی؟
    پشیمونی؟
    یا میخای ازدواج نکنی باهاش
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


    باید یکبار به خاطر همه چیز گریه کرد
    آن قدر که اشک ها خشک شوند
    باید این تن اندوهگین را چلاند
    و
    بعد دفتر زندگی را ورق زد
    به چیز دیگری فکر کرد
    باید پاها را حرکت داد
    و
    همه چیز را از نو شروع کرد



  7. 2 کاربران زیر از شقایقم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    24704
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    38
    تشکـر
    35
    تشکر شده 20 بار در 15 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    نقل قول نوشته اصلی توسط شقایقم نمایش پست ها
    الان من متوجه نشدم ..چی شد؟
    الان ازدواج کردی؟
    پشیمونی؟
    یا میخای ازدواج نکنی باهاش
    عذر میخوام،نت قط شد،متن کامل نیومد.......خواستها و بهونها که اکثرا مالی بود زیاد شد،با بهونه های مختلف جنگ و دعوا راه مینداخت ،کوچیکترین بحثی بین ما پیش میومد همه روخبردار میکرد.بحثارو کشوند به خانواده ها و حتی زنگ زد و با مادر و خواهرم دعواش شد .مادرم فقط گفت بیشتر فکر کن درباره ی این دختر .نمیدونم واقعا چرا،ولی به بهونه های مختلف دعوا راه مینداخت.من صبوری کردم تا شاید تغییر کنه.آخرش با پدرش و پدرم صحبت کردم و این نامزدی رو تمومش کردیم که ادامه پیدا نکنه.چندروز گذشت و اومد و شروع کرد به معذرت خواهی و حتی تا پای خودکشی رفت،اونم دو بار.باز نگرانش شدم و گفتم باشه.کنارم باش تا درستش کنم.وقتی من صحبت کردم با خانوادها قول نکردن،یه مدت طول کشید تا قبول کنن.دقیقا روزی که همه چیز درست شده بود،سر یه بحث بی ارزش دعوا راه انداخت و زنگ زد به پدرم که من جوابم منفیه و من نمیخوام و این منو ول نمیکنه در صورتی که خودش اومده بود جلو.باز بهمش زد و من از اون روز به بعد عصبی شدم که چرا اینجوری کرد.من رابطمو باهاش قط کردم تا یه هفته بعدش که پیام داد که میخوام ببینمت.هرکاری کرد قبول نکردم.دید من قبول نمیکنم هرچی بد و بیراه بود گفت و بعدش یه پسره زنگ زد که دست از سر این بردار،من با پسره صحبت کردم تا اینا چهارماهه باهمن و خودش هم تایید کرد،یعنی وقتی که با من بود.اینم خیانتش.دیگه تموم شد برام.الان دوهفته میگذره ازین اتفاق ولی بعضی وقتی دلم براش تنگ میشه،خاطرات خوب و خوشی هم داشتیم ولی بد هم داشتیم.کمکم کنین بهش فکر نکنم.

    Sent from my HUAWEI Y530-U00 using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    4.81
    نوشته ها
    3,473
    تشکـر
    3,326
    تشکر شده 6,542 بار در 2,595 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    من یه خانمم طبیعتا باید طرف اون خانم رو بگیرم .ولی..........

    این ازدواج از اول هم به صلاح شما نبوده وهمونطور که خودتون عنوان کردید از روی دلسوزی بوده .

    مطمئن باشید در صورت ادامه شما بیشتر لطمه میخوردید .اون خانم خیلی زود خودش رو به شما نشون داد .

    این دلتنگی شما هم نه تنها از روی عشق نیست بلکه فقط از روی وابستگی هست که به ایشون این چند وقت داشتید .

    ایشون هم عاشق شما نبوده چون بلافاصله وارد یک رابطه دیگه شده .

    ان شاالله وقتی عشق رو با یک دختر خانم پاک ونجیب تجربه کردید متوجه این تفاوت ها میشید .

    خوش بختی نگاه خداست دعا می کنم خداوند مهربان هیچگاه نگاه از شما بر نگیرد .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  10. 3 کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4839
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.20
    نوشته ها
    1,259
    تشکـر
    920
    تشکر شده 1,134 بار در 614 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen27000 نمایش پست ها
    عذر میخوام،نت قط شد،متن کامل نیومد.......خواستها و بهونها که اکثرا مالی بود زیاد شد،با بهونه های مختلف جنگ و دعوا راه مینداخت ،کوچیکترین بحثی بین ما پیش میومد همه روخبردار میکرد.بحثارو کشوند به خانواده ها و حتی زنگ زد و با مادر و خواهرم دعواش شد .مادرم فقط گفت بیشتر فکر کن درباره ی این دختر .نمیدونم واقعا چرا،ولی به بهونه های مختلف دعوا راه مینداخت.من صبوری کردم تا شاید تغییر کنه.آخرش با پدرش و پدرم صحبت کردم و این نامزدی رو تمومش کردیم که ادامه پیدا نکنه.چندروز گذشت و اومد و شروع کرد به معذرت خواهی و حتی تا پای خودکشی رفت،اونم دو بار.باز نگرانش شدم و گفتم باشه.کنارم باش تا درستش کنم.وقتی من صحبت کردم با خانوادها قول نکردن،یه مدت طول کشید تا قبول کنن.دقیقا روزی که همه چیز درست شده بود،سر یه بحث بی ارزش دعوا راه انداخت و زنگ زد به پدرم که من جوابم منفیه و من نمیخوام و این منو ول نمیکنه در صورتی که خودش اومده بود جلو.باز بهمش زد و من از اون روز به بعد عصبی شدم که چرا اینجوری کرد.من رابطمو باهاش قط کردم تا یه هفته بعدش که پیام داد که میخوام ببینمت.هرکاری کرد قبول نکردم.دید من قبول نمیکنم هرچی بد و بیراه بود گفت و بعدش یه پسره زنگ زد که دست از سر این بردار،من با پسره صحبت کردم تا اینا چهارماهه باهمن و خودش هم تایید کرد،یعنی وقتی که با من بود.اینم خیانتش.دیگه تموم شد برام.الان دوهفته میگذره ازین اتفاق ولی بعضی وقتی دلم براش تنگ میشه،خاطرات خوب و خوشی هم داشتیم ولی بد هم داشتیم.کمکم کنین بهش فکر نکنم.

    Sent from my HUAWEI Y530-U00 using Tapatalk
    سلام
    برادر من شما بايد الان يه آهنگ بندري بذاري بيوفتي وسط برقصي()
    كه اين خانم رو زود شناختي و زود از زندگيت بيرون رفت و كار به جاهاي باريك كشيده نشد
    واقعا الان بايد خوشحال باشي چون خيلي به موقع بود اگر با هم زير يك سقف ميرفتيد چي اون موقع خيلي سخت بود ميگن جلو ضرر و هر وقت بگيري
    خاطره ها هم كم كم تو ذهنت كم رنگ ميشن حتي فراموش هم ميكني به اين فكر كن دختري كه خيانت ميكنه به نامزد و شوهر آيندش لياقت زندگي با شما رو نداشته اينو مطمعن باشين پس زياد فكر نكنيد بهش
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. 4 کاربران زیر از محمدزاده بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    12.79
    نوشته ها
    12,749
    تشکـر
    10,036
    تشکر شده 12,847 بار در 6,514 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    وای خدا خیلیییی دوستت داشته که همه چیز اول کار نشونت داده خدارو هزاررر مرتبه شکر کن
    ویرایش توسط پریماه. : 12-07-2015 در ساعت 11:52 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 3 کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضويت
    11132
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.65
    نوشته ها
    3,156
    تشکـر
    6,938
    تشکر شده 4,105 بار در 2,155 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    دوست عزیز این خیلی خوبه که این قدرتو شهامتو داشتید نامزدی رو بهم بزنید ، مطمئنا بهترین کارو کردید که با این خانم وارد زندگی نشدید ، الانم از هیچی ناراحت نباش به این فکر کن که اگه باهاش زندگی میکردی یه عمر باید زجر میکشیدیو تحمل میکردی .

    سعی کن به خاطرات خوبتون فکر نکنی درعوض به دعواها و خاطرات بد فکر کن ، به این فکر کن که تفاهم نداشتید با هم ، هرچی که شمارو یاد اون میندازه حذف کن ، آهنگ گوش نده به خصوص آهنگای غمگین . خودتو شاد بگیر ، تو جمع دوستاتو خانوادت بیشتر باش تا بهش فکر نکنی ، بعد یه مدت همه چیز کمرنگ میشه تو ذهنت .

    تصور کن با مرور خاطراتتو یاد اون داری یه آتیش درست میکنیو خودتو میسوزونی تو این آتیش ، پس خودتو بیرون بکش ازش .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. 3 کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضويت
    24704
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    38
    تشکـر
    35
    تشکر شده 20 بار در 15 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خواستگاری از روی دلسوزی

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    من یه خانمم طبیعتا باید طرف اون خانم رو بگیرم .ولی..........

    این ازدواج از اول هم به صلاح شما نبوده وهمونطور که خودتون عنوان کردید از روی دلسوزی بوده .

    مطمئن باشید در صورت ادامه شما بیشتر لطمه میخوردید .اون خانم خیلی زود خودش رو به شما نشون داد .

    این دلتنگی شما هم نه تنها از روی عشق نیست بلکه فقط از روی وابستگی هست که به ایشون این چند وقت داشتید .

    ایشون هم عاشق شما نبوده چون بلافاصله وارد یک رابطه دیگه شده .

    ان شاالله وقتی عشق رو با یک دختر خانم پاک ونجیب تجربه کردید متوجه این تفاوت ها میشید .

    خوش بختی نگاه خداست دعا می کنم خداوند مهربان هیچگاه نگاه از شما بر نگیرد .
    ممنون از لطفتون و دعای خیرتون

    Sent from my HUAWEI Y530-U00 using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. کاربران زیر از mohsen27000 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. خواستگاری از روی سکوی قهرمانی (+عکس)
    توسط خليلي در انجمن خواستگاری
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 08-03-2015, 01:01 PM
  2. عکس/ علت خودسوزی دختر شیرازی
    توسط saeed021 در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 44
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 07:48 PM
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-03-2014, 06:43 PM
  4. آتش سوزی جنگل های کالیفرنیا
    توسط R e z a در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11-04-2013, 01:54 AM
  5. خود دلسوزی و مقابله با آن
    توسط R e z a در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08-09-2013, 12:18 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

خواستگاری,  خواستگاری دختر از پسر,  خواستگاری از گلزار,  خواستگاری در خواب,  خواستگاری جلسه اول,  خواستگاری استاد از دانشجو,  خواستگاری به انگلیسی,  خواستگاری دختر از گلزار,  خواستگاری ولیعهد از سولنان,  خواستگاری از میلاد عبادی پور,  خواستگاری از گلزار,  خواستگاری از میلاد عبادی پور,  خواستگاری از رضا گلزار,  خواستگاری از زن شوهردار,  خواستگاری از دختر,  خواستگاری از احمدی نژاد,  خواستگاری از کیمیا علیزاده,  خواستگاری از همکلاسی,  خواستگاری از الناز حبیبی,  خواستگاری از پسر,  خواستگاری فامیلی,  سوالات خواستگاری فامیلی,  جلسه خواستگاری فامیلی,  خواستگاری موفق,  آموزش خواستگاری موفق,  روش خواستگاری موفق,  یک خواستگاری موفق,  جلسه خواستگاری موفق,  اصول خواستگاری موفق,  موفقیت در خواستگاری,  موفقیت در جلسه خواستگاری,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید