مشاور
تبلیغات مشاور
خودم رو با همسرم مقایسه میکنم    خودم رو با همسرم مقایسه میکنم
خودم رو با همسرم مقایسه میکنم    خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

نمایش نتایج: از 1 به 9 از 9

موضوع: خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    14
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    سلام. اول یه بیوگرافی از خودم بدم چون فکر میکنم برای راهنمایی هاتون لازمه .
    من شاغل هستم . شخصیت کمال گرایی دارم . خیلی پراحساس و حساس هستم. 34 سالمه . تحصیلاتم فوق لیسانسه . 7 سال از ازدواجم میگذره . بچه ندارم و در واقع بخاطر مسئولیت و سختی هاش دوست ندارم.
    روابطم با همسرم خیلی خوبه . یعنی جزو زوج های مثال زدنی اطرافیانمون هستیم . اما قطعا بی مشکل نیستیم و مشکلاتی وجود داره.
    یکیش اینکه همش از نظر مسئولیت های داخل خونه خودم رو با همسرم مقایسه میکنم.

    سعی میکنم جملات رو عامیانه بگم تا بهتر درک کنید . ما با هم میریم سر کار و با هم برمیگردیم. من تا میرسم خونه دنیایی از کارهای جدید مقابلم هست : شغل دوممون، مرتب کاری خونه، شام شب و ناهار فردا، فعالیت های فوق برنامه خودم و... تازه خدا رو شکر که بچه نداریم!
    یعنی یه جوری هستم که از وقتی میرسم خونه بدو بدو میکنم. یک ساعتی استراحت میکنم و برنامه هام شروع میشه . همش رو ویبره ام که به همه کارام برسم .
    اما همسرم احساس میکنم خیلی راحت داره زندگیش رو میکنه . عصر دو سه ساعت میخوابه . بعدم بلند میشه یا با گوشیش کار میکنه یا تلویزیون میبینه تاااا آخر شب.
    در مورد شغل دوممون که یه پیج اینستاگرام در زمینه زیباییه هم کمک خاصی نمیکنه . تا هم که بهش میگم میگه این چیزا با روحیات من جور نیست. من بیام برا خانوما از زیبایی چی بگم؟

    ولی اینم بگم که خودش هم شدیدا از این موضوع ناراحته . مثلا تو آشپزخونه هی میاد دور و برم . هی ازم تشکر میکنه . هی ابراز ناراحتی میکنه . هی میگه نمیخواد برا فردا ناهار درست کنی ، نون پنیر میخوریم یا از بیرون میگیریم و...
    در سایر موارد هم همش سعی میکنه قدرشناسیش رو بروز بده. مثلا برای خواسته های مادی یا معنویم به شدت حمایتم میکنه . همه تلاشش رو میکنه من خوشحال باشم. اونقدر که دیگه گاهی عصبیم میکنه از اینهمه توجه و گیر دادن.

    اما خودتون میدونید که واقعا نمیشه تو یه زندگی جاری و همیشه اینجوری چیزا رو رفع و رجوع کرد . مثلا هی میگه "خب نمیخواد اینقدر هی واستی ظرف بشوری . مرتب کاری خونه رو ولش کن. و..."
    آخه مگه میشه آدم اینا رو رها کنه؟! آخرش که گردن خودمه!!! و روی هم تلنبار شدنش خودم رو اذیت میکنه. اونم گاهی که تلمبار میشه کمکم میکنه اما همش باید حرص بخورم که بیا امروز انجامش بدیم و...

    خلاصه کلی کار سرم ریخته و خییییلی زورم میاد که من همش دارم میدوم و وقت کم میارم اما اون میتونه راحت به کارهای خودش برسه و استراحت کنه و... از اون طرف هم سال ها باهاش صحبت کردم و انگار فایده نداره
    خودم هم نمیتونم بی خیال بشم و مثلا از رسیدگی به خونه کم کنم. چون نظم خونه و مرتب بودن برنامه غذا و... روی آرامشم اثر داره.

    شغل دومم رو هم نمیتونم رها کنم. چون خیلی براش زحمت کشیدم و پیجم بازدید بالایی داره و اصلا ورای همه اینا به درآمدش نیاز داریم.


    ممنون میشم با تفاسیری که دادم راهنماییم کنید که چی بین حرفام درسته و چی غلط و من باید چیکار کنم؟
    ویرایش توسط sara222 : 12-25-2018 در ساعت 09:27 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    913
    تشکـر
    459
    تشکر شده 871 بار در 505 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    سلام
    نوشته شمارو خوندم یاد دوران نامزدیم افتادم
    تازه صیغه کرده بودیم و من میرفتم دانشگاه خیلی تاریک میشد شبها
    دیروقت میرسیدم خونه زمستونم بود
    نامزدم همش ابراز نگرانی میکرد که کی درست تموم میشه خسته شدی
    و ازین حرفا ولی من همش تو دلم بود چرا یبار نمیگه خب من میام دنبالت!!!!!
    هی گفتم زشته من بگم وقتی خودش نمیدونه اگه الان من بگک دیگه اگه انجامش بده برام ارزشی نداره!!!

    بلخره بعد چندماه بهش گفتم که به من اهمیت نمیدی میگفت میدم خیلی دوستت دارم
    دیدم باز متوجه نمیشی رک مسله رو بهش گفتم انقدررر ناراحت شد گفت فکر میکردم مثلا
    بابات ممکنه نزاره و واقعا بلد نیستم اینکارارو خیلی کوتاهی کردم ببخشید و ازین حرفا....


    حالا این داستانو گفتم حوصلتو سر بردم ببخشید
    می خواستم به اینجا برسم که مردااا خیلی خوووبن فقط گاهی بلد نیستن چیکار کنن!
    شوهر شما خوبه که میبینه زحمتای شماره

    اما بلد نیست چیکار کنه

    باهاش صحبت کن بگو نظرت چیه کارای خونرو نصف کنیم؟هرکودوم مسئولینی به عهده بگیریم
    بشوخی بگو نمیخام زود پیربشم از کارا زشت بشم واست میخام خوشگل و شاداب بمونم
    باور کن حل میشه انقدر خودتو ازار نده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دندانم شکست

    برای سنگریزه ای که در غذایم بود

    دردم گرفت

    نه برای دندانم

    برای کم شدن سوی چشم مادرم

  3. کاربران زیر از فرشته مهربان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    14
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    سلام
    نوشته شمارو خوندم یاد دوران نامزدیم افتادم
    تازه صیغه کرده بودیم و من میرفتم دانشگاه خیلی تاریک میشد شبها
    دیروقت میرسیدم خونه زمستونم بود
    نامزدم همش ابراز نگرانی میکرد که کی درست تموم میشه خسته شدی
    و ازین حرفا ولی من همش تو دلم بود چرا یبار نمیگه خب من میام دنبالت!!!!!
    هی گفتم زشته من بگم وقتی خودش نمیدونه اگه الان من بگک دیگه اگه انجامش بده برام ارزشی نداره!!!

    بلخره بعد چندماه بهش گفتم که به من اهمیت نمیدی میگفت میدم خیلی دوستت دارم
    دیدم باز متوجه نمیشی رک مسله رو بهش گفتم انقدررر ناراحت شد گفت فکر میکردم مثلا
    بابات ممکنه نزاره و واقعا بلد نیستم اینکارارو خیلی کوتاهی کردم ببخشید و ازین حرفا....


    حالا این داستانو گفتم حوصلتو سر بردم ببخشید
    می خواستم به اینجا برسم که مردااا خیلی خوووبن فقط گاهی بلد نیستن چیکار کنن!
    شوهر شما خوبه که میبینه زحمتای شماره

    اما بلد نیست چیکار کنه

    باهاش صحبت کن بگو نظرت چیه کارای خونرو نصف کنیم؟هرکودوم مسئولینی به عهده بگیریم
    بشوخی بگو نمیخام زود پیربشم از کارا زشت بشم واست میخام خوشگل و شاداب بمونم
    باور کن حل میشه انقدر خودتو ازار نده
    متشکرم که برام وقت گذاشتی مهربون .
    برات آرزوی خوشبختی میکنم
    والا برا من از این مراحل گذشته. ما 7 ساله داریم زندگی میکنیم. بارها بهش گفتم. راه حلش یکی از این حالت هاست:
    1- باشه عزیزم امشب من درست میکنم . اصلا تو نمیخواد هیچ کار بکنی. برو استراحت کن. (بعد اون شب غذا درست میکنه ولی انگار تا یه هفته کوپنش رو مصرف کرده! یعنی یک بار و دوبار چیزی رو حل نمیکنه. من روی دوشم دغدغه اش هست)
    2- اصلا عزیزم بیا بشین با هم تلویزیون ببینیم . چه لزومی داره برا فردا ناهار درست کنی . فردا نون پنیر میخوریم اصلا یا از بیرون میخریم. (اگر بخوایم نون پنیر بخوریم، دوباره شبش گرسنه میشیم و باز باید غذا درست کنم. اگر از بیرون بخریم هم بالاخره اونقدری رفاه مالی نداریم که چندبار بخوایم از بیرون بخریم)
    3- میشینیم صحبت میکنیم یه راهکاری پیدا میکنیم (دوباره مورد یک و دو تکرار میشه در راهکارهاش)

    یعنی در نهایت اقدامی انجام نمیده. به نظرم اقدام درست اینه که مثلا روز در میون کارهای خونه و آشپزی رو تقسیم کنیم. اولش قبول میکنه اما دو روز که انجام داد از روز سوم یه جوری میخواد صورت مساله رو پاک کنه . مثلا میگه فردا نون پنیر بخوریم. یا فردا از بیرون میگیریم. یا فردا شب یه چیز میخوریم. و بعد هم میفته گردن من)
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    14
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    راستی یه چیزم اضافه کنم. مقایسه کردن هام فقط در کارهای خونه نیست. روی حرف ها و رفتارش هم مقایسه میکنم. همش میگم چطور اون بهم گفت فلان اما من نگم؟ چطور اون فلان کار رو حق داره بکنه اما من حق ندارم؟
    اما به خودش هم که میگم قبول نداره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    913
    تشکـر
    459
    تشکر شده 871 بار در 505 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara222 نمایش پست ها
    متشکرم که برام وقت گذاشتی مهربون .
    برات آرزوی خوشبختی میکنم
    والا برا من از این مراحل گذشته. ما 7 ساله داریم زندگی میکنیم. بارها بهش گفتم. راه حلش یکی از این حالت هاست:
    1- باشه عزیزم امشب من درست میکنم . اصلا تو نمیخواد هیچ کار بکنی. برو استراحت کن. (بعد اون شب غذا درست میکنه ولی انگار تا یه هفته کوپنش رو مصرف کرده! یعنی یک بار و دوبار چیزی رو حل نمیکنه. من روی دوشم دغدغه اش هست)
    2- اصلا عزیزم بیا بشین با هم تلویزیون ببینیم . چه لزومی داره برا فردا ناهار درست کنی . فردا نون پنیر میخوریم اصلا یا از بیرون میخریم. (اگر بخوایم نون پنیر بخوریم، دوباره شبش گرسنه میشیم و باز باید غذا درست کنم. اگر از بیرون بخریم هم بالاخره اونقدری رفاه مالی نداریم که چندبار بخوایم از بیرون بخریم)
    3- میشینیم صحبت میکنیم یه راهکاری پیدا میکنیم (دوباره مورد یک و دو تکرار میشه در راهکارهاش)

    یعنی در نهایت اقدامی انجام نمیده. به نظرم اقدام درست اینه که مثلا روز در میون کارهای خونه و آشپزی رو تقسیم کنیم. اولش قبول میکنه اما دو روز که انجام داد از روز سوم یه جوری میخواد صورت مساله رو پاک کنه . مثلا میگه فردا نون پنیر بخوریم. یا فردا از بیرون میگیریم. یا فردا شب یه چیز میخوریم. و بعد هم میفته گردن من)
    شوهر منم همینطوریه باور کن مثلا یچیزیرو میگم اینکارو بکن من خوشم میاد دوبار میکنه یادش میره
    بعد تا واقعا عصبی نشم و باهاش دعوا نکنم یادش نمیمونه
    من نمیگم عصبی شو ولللللی یجوووری که رگ خوابشه اندفه عمل کن
    مثلا اندفه یه قلم کاغذ بیار بگو بیا کارارو تقسیم کنیم مثلا دوشنبه تو ظرفارو بشور دوشنبه من غذارو درست میکنم
    سه شنبه من ظرفارو میشورم تو گردگیری کن رو کاغذ با شککلهای بانمک بکش بعد بزنش رو یخچال
    که یادش نره ، بعد مثلا صبح روزی که قراره شبش شوهرت غذا درست کنه بهش پیام بده وای چه غذایی بخوریم امشب
    ازین شوخیاکن هم یادش میمونه هم میخنده
    بعدش وقتی یکاری انجام میده هی قربون صدقش برو دورش بچرخ بگو اگه تورو نداشتم چیکار میکردم فرشته نجاتمو ازین حرفا
    میدونی که رگ خواب اکثر مردا تشکره...

    یه ماه بگذره و کارارو انجام بده دیگه براش عادت میشه
    اما اگر بازم پشت گوش انداخت دیگه یکاره جدی انجام بده،

    مثلا من اگه جات بودم میزدم زیرگریه و میگفتم خسته شدم ازینهمه کار هیچکس نیست کمکم کنه
    تاچندروزم بی محلی میکردم
    و یه شب بیادموندنی براش میساختم تا یا برام یه کمک بیاره (کسی که هفته ای دوروز بیاد برامون غذا درست کنه و تمیز کنه)
    یا خودش کمک کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دندانم شکست

    برای سنگریزه ای که در غذایم بود

    دردم گرفت

    نه برای دندانم

    برای کم شدن سوی چشم مادرم

  7. کاربران زیر از فرشته مهربان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    913
    تشکـر
    459
    تشکر شده 871 بار در 505 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara222 نمایش پست ها
    راستی یه چیزم اضافه کنم. مقایسه کردن هام فقط در کارهای خونه نیست. روی حرف ها و رفتارش هم مقایسه میکنم. همش میگم چطور اون بهم گفت فلان اما من نگم؟ چطور اون فلان کار رو حق داره بکنه اما من حق ندارم؟
    اما به خودش هم که میگم قبول نداره
    شما چون پا به پای شوهرت داری تو اجتماع سعی و تلاش میکنی دنبال حق و حقوق برابری میفهمم
    اما خب چه از لحاظ فیزیکی چه احساسی و چه ....
    زن و مرد شبیه هم نیستن باهم از زمین تا اسمون فرق دارن انقدر مقایسه نکن

    البته تو کارای خونه حق داری.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دندانم شکست

    برای سنگریزه ای که در غذایم بود

    دردم گرفت

    نه برای دندانم

    برای کم شدن سوی چشم مادرم

  9. کاربران زیر از فرشته مهربان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    14
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    شوهر منم همینطوریه باور کن مثلا یچیزیرو میگم اینکارو بکن من خوشم میاد دوبار میکنه یادش میره
    بعد تا واقعا عصبی نشم و باهاش دعوا نکنم یادش نمیمونه
    من نمیگم عصبی شو ولللللی یجوووری که رگ خوابشه اندفه عمل کن
    مثلا اندفه یه قلم کاغذ بیار بگو بیا کارارو تقسیم کنیم مثلا دوشنبه تو ظرفارو بشور دوشنبه من غذارو درست میکنم
    سه شنبه من ظرفارو میشورم تو گردگیری کن رو کاغذ با شککلهای بانمک بکش بعد بزنش رو یخچال
    که یادش نره ، بعد مثلا صبح روزی که قراره شبش شوهرت غذا درست کنه بهش پیام بده وای چه غذایی بخوریم امشب
    ازین شوخیاکن هم یادش میمونه هم میخنده
    بعدش وقتی یکاری انجام میده هی قربون صدقش برو دورش بچرخ بگو اگه تورو نداشتم چیکار میکردم فرشته نجاتمو ازین حرفا
    میدونی که رگ خواب اکثر مردا تشکره...

    یه ماه بگذره و کارارو انجام بده دیگه براش عادت میشه
    اما اگر بازم پشت گوش انداخت دیگه یکاره جدی انجام بده،

    مثلا من اگه جات بودم میزدم زیرگریه و میگفتم خسته شدم ازینهمه کار هیچکس نیست کمکم کنه
    تاچندروزم بی محلی میکردم
    و یه شب بیادموندنی براش میساختم تا یا برام یه کمک بیاره (کسی که هفته ای دوروز بیاد برامون غذا درست کنه و تمیز کنه)
    یا خودش کمک کنه
    ممنونم عزیزم. با اینکه من خودم خدای سیاست شوهرداری هستم اما چندتا نکته خوب از این پستت یاد گرفتم. حتما بکار میگیرم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از sara222 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.07
    نوشته ها
    913
    تشکـر
    459
    تشکر شده 871 بار در 505 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sara222 نمایش پست ها
    ممنونم عزیزم. با اینکه من خودم خدای سیاست شوهرداری هستم اما چندتا نکته خوب از این پستت یاد گرفتم. حتما بکار میگیرم
    خواهش میکنم
    امیدوارم روز به روز زندگیت بهتر بشه عزیزم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دندانم شکست

    برای سنگریزه ای که در غذایم بود

    دردم گرفت

    نه برای دندانم

    برای کم شدن سوی چشم مادرم

  13. کاربران زیر از فرشته مهربان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #9

    دلنوشته کاربر
    بمان برای ساختن...
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    عنوان کاربر
    مشاور
    ميانگين پست در روز
    3.66
    نوشته ها
    194
    تشکـر
    0
    تشکر شده 52 بار در 39 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : خودم رو با همسرم مقایسه میکنم

    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    در زندگی متاهلی که هر دو فرد شاغل هستند سختی هایی وجود دارد که باید با برنامه ریزی در مسیر درست تری قرار گیرد و اینکه شما دوست دارید خانه مرتب باشد و غذا گرم بخورید قابل درک است و نشان از مسئولیت پذیری و درک ویژگی های زن بودنتان کنار شاغل بودنتان است و با توجه به گفته های شما همسرتان نیز کارهای شما را درک می کند و برایتان احترام قایل است . شما باید گاهی به خودتان نیز استراحت بدهید تا فشارهای زیاد ناشی از کار بر روی زندگیتان تاثیر نگذارذ می توان هفته ای یکبار دست از غذا پختن کشید و در کنار همسرتان به تفریح یا حتی دیدن تلوزیون بپردازید یا کارهایی انجام دهید که زندگیتان از تکراری بودن خارج شود این باعث می شود برای ادامه زندگی انرژی لازم را بدست آورید. زمان هایی که همسرتان به شما کمک می کنند با نشان دادن احساساتتان (بغل کردن،بوسیدن ، تعریف کردن و ...)او را تشویق به تکرار آن کار کنید. تشکر های همسرتان را نادیده نگیرید چون ممکن است به مرور زمان وقتی شما به تشکر های او واکنش مثبت نشان ندهید از بین بروند.
    و در مورد کمل گرایی و مقایسه خودتان باید بگویم که یکی از نیازهای اساسی هر انسانی نیاز به قدرت(پیشرفت،موفقیت،شهرتو ارزش شخصی و ...) می باشد. البته میل نیاز به قدرت افراد با همدیگر تفاوت دارد حال اگر در زندگی زناشویی، میل نیاز به قدرت هم شما و هم همسرتان بزرگ باشد با مقایسه و تلاش برای پیشی گرفتن از هم احتمالا دچار مشکلاتی خواهید شد. چون نیاز به قدرت به صورت ناهشیارانه بر نگرش و رفتارهای افراد تاثیر می گذارد و ممکن است شما در راستای قدرت طلبی و کمال طلبیتان قدرت همسرتان را در زندگی نادیده بگیرید و یا آن را تحت شعاع قرار دهید و همن به مرور زمان باعث تعارض شود . پس بهتر است نسبت به نیازهای خودتان به کسب قدرت و کمال طلبی و برتری خواهی آگاهی کسب کنید و در صورت که این احساسات بر زندگی شما تاثیر گذاشت و از حد کنترل خارج شد از یک متخصص کمک بخواهید.
    شاد باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از dehghan بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چگونگی پاک کردن دائمی اطلاعات هارد دیسک
    توسط javaheri69 در انجمن اینترنت و کامپیوتر
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 10-05-2018, 04:59 PM
  2. سادیسم و مازوخیسم از دیدگاه اریک فروم
    توسط آرمان اسليو در انجمن روانشناسی جنسی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 10-23-2015, 12:14 PM
  3. دیسک خفیف گردن
    توسط rex6 در انجمن مشاوره پزشکی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 08-23-2015, 11:36 AM
  4. نظریه فمنیسم
    توسط پسرک 22 در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 11-30-2014, 08:21 PM
  5. سادیسم
    توسط mahdi76 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 09-21-2014, 12:36 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
خودم رو دست تو سپردم,  خودم رو گم کردم,  خودم روزت مبارک,  خودم رو دوست ندارم,  خودم رو دوست دارم,  خودم رو نمیبخشم,  خودم رو نمیشناسم,  خودم رو به خنده میزنم,  خودم رو عشقه,  چگونه خودم رو بشناسم,  فکر,  فکرە,  فکری سیاسی,  فکر برتر,  فکر آخرت,  فکرونی ام کلثوم,  فکرشم نکن,  فکرآموز,  فکر چیست,  فکر تو پیرم کرد,  مقایسه گوشی,  مقایسه خودرو,  مقایسه,  مقایسه کسرها,  مقایسه مسی و رونالدو,  مقایسه محصول و نقشه,  مقایسه nova 3e,  مقایسه لپ تاپ,  مقایسه استقلال و پرسپولیس,  مقایسه اعداد اعشاری,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید