مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 25

موضوع: خیانت همسرم

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17485
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    1
    تشکر شده 9 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    خیانت همسرم

    سلام .من دنیا هستم.خیلی خوشحال میشم به من مشاوره بدید و منو به آرامش برسونید.
    من یه دختر 7ساله دارم .عاشق شوهر و بچه و زندگیم بودم.اما سه سال پیش یکروز چت ************ی همسرم رو با کسی در یاهو دیدم .شوک بدی بهم وارد شد و داغون شدم وقتی اون چت رو خوندم.از اون چت مشخص بود که رابطه داشتن چون خاطره ای از قبل را با هم مرور کردند.وقتی موضوع رو با همسرم در میان گذاشتم اول حاشا کرد اما بعد که اصرار منو دید شروع کرد به دروغ گفتن ..دروغهایی که کاملا مشخص بود برای خلاصی خودش داره ميگه .چون بعدش کارهایی کرد که همه چی و حتی اون شخص رو محو کنه و اثری ازش نزاره که من چیزی برای اثبات خیانتش نداشته باشم....من با اون حاله داغونم و افسردگی شدیدی که گرفتم و گریه های هر روزه ام فقط بخاطر دخترم بهش فرصت دوباره دادم.... اما همچنان بخاطر ضربه روحی بزرگی که خوردم خیلی افسرده بودم و بخاطر از دست دادن اعتمادی که به شوهرم داشتم و بخاطر از دست دادن زندگیمون و احتراممون گریه میکردم و حال خرابی داشتم ..
    بماند که چه چیزهایی پیش اومد و ناراحتی قلبی که گرفتم و اون همه ی حال و روز داغون منو میدید و فقط قول داد دیگه هیچوقت بهم خیانت نکنه و منو ناراحت نکنه ..اما حدودا یکسال پیش بخاطر مخفی کردن موبایلش و عوض کردن رمز گوشیش و اینکه هیچوقت گوشیشو نمیزاشت دست بزنم بهش شک کردم و خواستم ایندفعه بی گدار به آب نزنم و آخرش مچشو گرفتم و باز همه ی اون گریه ها و ناراحتیام تکرار شد..حتی میخواستم از فشار روحی خودمو بکشم و باز قول داد که دیگه تکرار نکنه .اما نمیدونم واقعا چرا وقتی اون حاله خرابه منو میدید چرا تمومش نمیکرد و قول الکی میداد و باز با اون دختره که یه روزی شاگردش بود ادامه میداد.
    به من قول داده بود اما یک روز من پوشه ای از عکسهای ************ی اون دختر رو در کامپیوتر پیدا کردم که از تاریخهای ارسال عکس مشخص بود که بعد از قول دادنش که دیگه تکرار نمیکنه و میچسبه به زندگیش باز هم با اون دختر ادامه داده و عکسهای ************ی هم داده و هم از اون گرفته ..میتونم بگم من بعد از دیدن اون عکسها کاملا نابود شدم .شکستم ..خورد شدم .تو روخدا کمکم کنید و منو راهنمایی کنید که چه باید بکنم .الان از موقعی که فهمیدم یکماه و نیم گذشته ولی بخاطر دخترم هیچ اقدامی نکردم و حتی دردم رو به کسی نگفتم و فقط ریختم توو دلم و ذره ذره داره آبم میکنه این مشکل.
    بعد از پیدا کردن عکسها فهمیدم که اون اتفاق سه سال پیش هم همین دختر بود و سه ساله همسرم منو بازیچه ی زندگیش کرده و نابود شدن منو میدیده ولی باز به ارتباطش با اون دختر ادامه میداده ..من میتونم بگم که کاملا بی اعتماد شدم به همسرم و حتی ازش بدم اومده و هیچ حسی بهش ندارم.فقط به عنوان یه همخونه دارم زندگی میکنم باهاش و باید بگم که بازهم گریه و ناراحتی ولم نمیکنه و هر روز ناراحتی میکنم که زندگیمو از دست دادم ..همسرم بهم میگه پشیمونه و ازم فرصت میخواد تا زندگیمون رو بسازه اعتماد رفته رو برگردونه ..اما من کاملا مایوس شدم ازش و ناامیدم بهش.اصلا ذره ای حرفهاشو قبول ندارم و نمیتونم دوباره اعتماد کنم چون میترسم دوباره بشکنه دلم و از اینی که هستم داغونو داغونتر بشم
    ..ازتون خواهش میکنم راهنمایی کنید منو که چکار کنم ? واقعا سردرگم و افسرده ام ..
    ممنونم از شما که برای خوندن داستان زندگی و در واقع مشکل زندگی من وقت گذاشتید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از donya asemani بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    15607
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.89
    نوشته ها
    615
    تشکـر
    1,907
    تشکر شده 455 بار در 284 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خیانت همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط donya asemani نمایش پست ها
    سلام .من دنیا هستم.خیلی خوشحال میشم به من مشاوره بدید و منو به آرامش برسونید.
    من یه دختر 7ساله دارم .عاشق شوهر و بچه و زندگیم بودم.اما سه سال پیش یکروز چت ************ی همسرم رو با کسی در یاهو دیدم .شوک بدی بهم وارد شد و داغون شدم وقتی اون چت رو خوندم.از اون چت مشخص بود که رابطه داشتن چون خاطره ای از قبل را با هم مرور کردند.وقتی موضوع رو با همسرم در میان گذاشتم اول حاشا کرد اما بعد که اصرار منو دید شروع کرد به دروغ گفتن ..دروغهایی که کاملا مشخص بود برای خلاصی خودش داره ميگه .چون بعدش کارهایی کرد که همه چی و حتی اون شخص رو محو کنه و اثری ازش نزاره که من چیزی برای اثبات خیانتش نداشته باشم....من با اون حاله داغونم و افسردگی شدیدی که گرفتم و گریه های هر روزه ام فقط بخاطر دخترم بهش فرصت دوباره دادم.... اما همچنان بخاطر ضربه روحی بزرگی که خوردم خیلی افسرده بودم و بخاطر از دست دادن اعتمادی که به شوهرم داشتم و بخاطر از دست دادن زندگیمون و احتراممون گریه میکردم و حال خرابی داشتم ..
    بماند که چه چیزهایی پیش اومد و ناراحتی قلبی که گرفتم و اون همه ی حال و روز داغون منو میدید و فقط قول داد دیگه هیچوقت بهم خیانت نکنه و منو ناراحت نکنه ..اما حدودا یکسال پیش بخاطر مخفی کردن موبایلش و عوض کردن رمز گوشیش و اینکه هیچوقت گوشیشو نمیزاشت دست بزنم بهش شک کردم و خواستم ایندفعه بی گدار به آب نزنم و آخرش مچشو گرفتم و باز همه ی اون گریه ها و ناراحتیام تکرار شد..حتی میخواستم از فشار روحی خودمو بکشم و باز قول داد که دیگه تکرار نکنه .اما نمیدونم واقعا چرا وقتی اون حاله خرابه منو میدید چرا تمومش نمیکرد و قول الکی میداد و باز با اون دختره که یه روزی شاگردش بود ادامه میداد.
    به من قول داده بود اما یک روز من پوشه ای از عکسهای ************ی اون دختر رو در کامپیوتر پیدا کردم که از تاریخهای ارسال عکس مشخص بود که بعد از قول دادنش که دیگه تکرار نمیکنه و میچسبه به زندگیش باز هم با اون دختر ادامه داده و عکسهای ************ی هم داده و هم از اون گرفته ..میتونم بگم من بعد از دیدن اون عکسها کاملا نابود شدم .شکستم ..خورد شدم .تو روخدا کمکم کنید و منو راهنمایی کنید که چه باید بکنم .الان از موقعی که فهمیدم یکماه و نیم گذشته ولی بخاطر دخترم هیچ اقدامی نکردم و حتی دردم رو به کسی نگفتم و فقط ریختم توو دلم و ذره ذره داره آبم میکنه این مشکل.
    بعد از پیدا کردن عکسها فهمیدم که اون اتفاق سه سال پیش هم همین دختر بود و سه ساله همسرم منو بازیچه ی زندگیش کرده و نابود شدن منو میدیده ولی باز به ارتباطش با اون دختر ادامه میداده ..من میتونم بگم که کاملا بی اعتماد شدم به همسرم و حتی ازش بدم اومده و هیچ حسی بهش ندارم.فقط به عنوان یه همخونه دارم زندگی میکنم باهاش و باید بگم که بازهم گریه و ناراحتی ولم نمیکنه و هر روز ناراحتی میکنم که زندگیمو از دست دادم ..همسرم بهم میگه پشیمونه و ازم فرصت میخواد تا زندگیمون رو بسازه اعتماد رفته رو برگردونه ..اما من کاملا مایوس شدم ازش و ناامیدم بهش.اصلا ذره ای حرفهاشو قبول ندارم و نمیتونم دوباره اعتماد کنم چون میترسم دوباره بشکنه دلم و از اینی که هستم داغونو داغونتر بشم
    ..ازتون خواهش میکنم راهنمایی کنید منو که چکار کنم ? واقعا سردرگم و افسرده ام ..
    ممنونم از شما که برای خوندن داستان زندگی و در واقع مشکل زندگی من وقت گذاشتید
    سلام و متاسفم که چنین مشکلی براتون بوجود اومده واقعا درد ناکه که خیانت شوهرتون رو ببینید . معذرت میخوام رک حرف میزنم . شوهر شما اینطور که پیداس یک هوسباز هست . شما خیلی زن خوبی هستید که تا الان تحملش کردید من تصورشم بران سخته که همسرم بهم خیانت بکنه اونم نه یک بار . اشتباه شما اینه که با کسی در میون نگذاشتی به خانوادت اعتماد کن اونا بهترین آرامش رو بهت میدن . شما زیادی شل گرفتی که اون بازم قول میده و خیانت میکنه. فک نمیکنم این مرد دیگه مرد قابل اعتمادی براتون بشه چون فرصت بهش زیاد دادید و خیلی بیلیاقت بوده قدر شمارو ندونسته . میدونم شما فکر دخترتم هستی ولی خودت چی؟ جوونیت چی؟ این روحیه داغونت؟ بعضی وقتی کاری جز جدا شدن نیست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از ramesh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    15607
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.89
    نوشته ها
    615
    تشکـر
    1,907
    تشکر شده 455 بار در 284 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خیانت همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط donya asemani نمایش پست ها
    سلام .من دنیا هستم.خیلی خوشحال میشم به من مشاوره بدید و منو به آرامش برسونید.
    من یه دختر 7ساله دارم .عاشق شوهر و بچه و زندگیم بودم.اما سه سال پیش یکروز چت ************ی همسرم رو با کسی در یاهو دیدم .شوک بدی بهم وارد شد و داغون شدم وقتی اون چت رو خوندم.از اون چت مشخص بود که رابطه داشتن چون خاطره ای از قبل را با هم مرور کردند.وقتی موضوع رو با همسرم در میان گذاشتم اول حاشا کرد اما بعد که اصرار منو دید شروع کرد به دروغ گفتن ..دروغهایی که کاملا مشخص بود برای خلاصی خودش داره ميگه .چون بعدش کارهایی کرد که همه چی و حتی اون شخص رو محو کنه و اثری ازش نزاره که من چیزی برای اثبات خیانتش نداشته باشم....من با اون حاله داغونم و افسردگی شدیدی که گرفتم و گریه های هر روزه ام فقط بخاطر دخترم بهش فرصت دوباره دادم.... اما همچنان بخاطر ضربه روحی بزرگی که خوردم خیلی افسرده بودم و بخاطر از دست دادن اعتمادی که به شوهرم داشتم و بخاطر از دست دادن زندگیمون و احتراممون گریه میکردم و حال خرابی داشتم ..
    بماند که چه چیزهایی پیش اومد و ناراحتی قلبی که گرفتم و اون همه ی حال و روز داغون منو میدید و فقط قول داد دیگه هیچوقت بهم خیانت نکنه و منو ناراحت نکنه ..اما حدودا یکسال پیش بخاطر مخفی کردن موبایلش و عوض کردن رمز گوشیش و اینکه هیچوقت گوشیشو نمیزاشت دست بزنم بهش شک کردم و خواستم ایندفعه بی گدار به آب نزنم و آخرش مچشو گرفتم و باز همه ی اون گریه ها و ناراحتیام تکرار شد..حتی میخواستم از فشار روحی خودمو بکشم و باز قول داد که دیگه تکرار نکنه .اما نمیدونم واقعا چرا وقتی اون حاله خرابه منو میدید چرا تمومش نمیکرد و قول الکی میداد و باز با اون دختره که یه روزی شاگردش بود ادامه میداد.
    به من قول داده بود اما یک روز من پوشه ای از عکسهای ************ی اون دختر رو در کامپیوتر پیدا کردم که از تاریخهای ارسال عکس مشخص بود که بعد از قول دادنش که دیگه تکرار نمیکنه و میچسبه به زندگیش باز هم با اون دختر ادامه داده و عکسهای ************ی هم داده و هم از اون گرفته ..میتونم بگم من بعد از دیدن اون عکسها کاملا نابود شدم .شکستم ..خورد شدم .تو روخدا کمکم کنید و منو راهنمایی کنید که چه باید بکنم .الان از موقعی که فهمیدم یکماه و نیم گذشته ولی بخاطر دخترم هیچ اقدامی نکردم و حتی دردم رو به کسی نگفتم و فقط ریختم توو دلم و ذره ذره داره آبم میکنه این مشکل.
    بعد از پیدا کردن عکسها فهمیدم که اون اتفاق سه سال پیش هم همین دختر بود و سه ساله همسرم منو بازیچه ی زندگیش کرده و نابود شدن منو میدیده ولی باز به ارتباطش با اون دختر ادامه میداده ..من میتونم بگم که کاملا بی اعتماد شدم به همسرم و حتی ازش بدم اومده و هیچ حسی بهش ندارم.فقط به عنوان یه همخونه دارم زندگی میکنم باهاش و باید بگم که بازهم گریه و ناراحتی ولم نمیکنه و هر روز ناراحتی میکنم که زندگیمو از دست دادم ..همسرم بهم میگه پشیمونه و ازم فرصت میخواد تا زندگیمون رو بسازه اعتماد رفته رو برگردونه ..اما من کاملا مایوس شدم ازش و ناامیدم بهش.اصلا ذره ای حرفهاشو قبول ندارم و نمیتونم دوباره اعتماد کنم چون میترسم دوباره بشکنه دلم و از اینی که هستم داغونو داغونتر بشم
    ..ازتون خواهش میکنم راهنمایی کنید منو که چکار کنم ? واقعا سردرگم و افسرده ام ..
    ممنونم از شما که برای خوندن داستان زندگی و در واقع مشکل زندگی من وقت گذاشتید
    کسانی رو دیدم که بچه داشتن و جدا شدن. میدونی چرا جدا شدن؟ چون دیگه هیچ راهی نداشتن همه راه هارو امتحان کردن برای یه زندگی خوب و سالم قید همه چیو زدن که آرامش داشته باشن . دیگه بریده بودن مثل شما خیانت دیدن بدی دیدن بی توجهی دیدن و خیلی چیزای بد دیگه ای . شما هم ببین اگه واقعا کاری از دستت بر نمیاد ازش جدا شو . تا مثل چی بیفته دنبالت که اشتباه کردم . بذار یکم قدر نبودنت رو بدونه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از ramesh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17485
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    1
    تشکر شده 9 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خیانت همسرم

    خیلی ممنون دوست عزیز ...واقعا برام سخته تصمیمگیری..یجورایی سردرگمم. فکر میکنم اگه طلاق بگیرم هیشکی پشتیبانم نیست و حال و روزم بدتر میشه .ولی بارها به طلاق فکر کردم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از donya asemani بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6159
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    13.62
    نوشته ها
    12,687
    تشکـر
    9,894
    تشکر شده 12,708 بار در 6,451 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    میزان امتیاز
    16

    پاسخ : خیانت همسرم

    فقط برای طلاق اقدام کن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


  10. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    15607
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.89
    نوشته ها
    615
    تشکـر
    1,907
    تشکر شده 455 بار در 284 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خیانت همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط donya asemani نمایش پست ها
    خیلی ممنون دوست عزیز ...واقعا برام سخته تصمیمگیری..یجورایی سردرگمم. فکر میکنم اگه طلاق بگیرم هیشکی پشتیبانم نیست و حال و روزم بدتر میشه .ولی بارها به طلاق فکر کردم
    خواهش میکنم . اولین کاری که میکنی این موضوع رو با خانوادت اگر مورد اعتمادت هستن درمیون بذار تا بهت کمک کنند‌ من بیشتر پدر رو ترجیح میدم چون مردا احساسی حرف نمیزنن ولی زنا اونم مادرتون ممکنه از رو احساسش حتی حرفی بزنه که شما خوشت نیاد . اگه خدای نکرده مشکلت درست نشد و تصمیم گرفتی طلاق بگیری نگران چی هستی خانواده داری که میتونی رو اونا حساب کنی میتونی کار کنی درآمد داشته باشی تو یک زن هستی زن درد و سختی رو تحمل میکنی والا ما که مردیم از اینکه تصور کنیم بچه میخوایم به دنیا بیاریم برامون ترسناکه . به زن بودنت افتخار کن و قوی باش الان زنای هستن که بهترین درآمد رو دارن و بهترین کار که مردا حسرت اون رو دارن . قوی باش خواهرم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. کاربران زیر از ramesh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17485
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    1
    تشکر شده 9 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خیانت همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahareh72 نمایش پست ها
    شما شاغل هستید ؟اگه پشتیبان و درامدی نداری بهتره فعلا به جدایی فکر نکنی
    سخته اما سعی کن بی تفاوت باشی دیگه هیچوقت پیش همسرت گریه نکن غرورتو نشکن.
    فقط بی تفاوت باش ...بخاطر دخترت تحمل کن.


    فعلا شاغل نیستم ..اما میدونم اگه جدا بشم میتونم کار و درآمد داشته باشم .متاسفانه انقدر روحیه حساسی پیدا کردم که ناخوداگاه گریه ام میگیره ..اما چشششم و ممنون از راهنماییتون دیگه غرورمو حفظ میکنم
    ویرایش توسط donya asemani : 06-11-2015 در ساعت 02:54 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 2 کاربران زیر از donya asemani بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17485
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    1
    تشکر شده 9 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خیانت همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ramesh نمایش پست ها
    خواهش میکنم . اولین کاری که میکنی این موضوع رو با خانوادت اگر مورد اعتمادت هستن درمیون بذار تا بهت کمک کنند‌ من بیشتر پدر رو ترجیح میدم چون مردا احساسی حرف نمیزنن ولی زنا اونم مادرتون ممکنه از رو احساسش حتی حرفی بزنه که شما خوشت نیاد . اگه خدای نکرده مشکلت درست نشد و تصمیم گرفتی طلاق بگیری نگران چی هستی خانواده داری که میتونی رو اونا حساب کنی میتونی کار کنی درآمد داشته باشی تو یک زن هستی زن درد و سختی رو تحمل میکنی والا ما که مردیم از اینکه تصور کنیم بچه میخوایم به دنیا بیاریم برامون ترسناکه . به زن بودنت افتخار کن و قوی باش الان زنای هستن که بهترین درآمد رو دارن و بهترین کار که مردا حسرت اون رو دارن . قوی باش خواهرم
    میدونم خانواده ام از جدا شدن منع میکنن منو .بخاطر همین چیزی نگفتم بهشون .خیلی دوست داشتم کسی مشاوره بده بهم و کمکم کنه تا اینکه امشب این سایت را پیدا کردم ..خیلی ممنونم که بهم قوت قلب میدید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. کاربران زیر از donya asemani بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17485
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    1
    تشکر شده 9 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : خیانت همسرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط bahareh72 نمایش پست ها
    الان چی ؟ نمیتونی کار داشته باشی ؟
    رشته هنری خوندم و میتونم کلاس آموزشی بگیرم و تدریس کنم و حتی خیاطی هم میکردم که بخاطر روحیه خرابم گذاشتم کنار
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. کاربران زیر از donya asemani بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    محبت تجارت پاياپاي نيست...
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    15307
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    250
    تشکـر
    1,185
    تشکر شده 204 بار در 134 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : خیانت همسرم

    سلام
    لطفا قبل از طلاق ، ب عواقبش فکر کنيد.ببينيد ميتونيد درامد داشته باشيد؟از پس هزينه ها بر مياييد!؟تحمل ناراحتي و يا حتي طرد از طرف خانواده تون رو داريد!؟
    نبايد مثال اين اين ضرب المثل باشيم ک ميگه طرف بيرون گود نشسته و ميگه لنگش کن...
    سخته جدايي و بخصوص اينکه شما اگه بخوايد جدا شيد بايد با خانواده خودتون هم مقابله کنيد.
    بنظرم ي مشاوره حضوري بريد و مشکلتون رو بازگو کنيد و مسلما بعدش ب همراه شوهرتون تشريف ببريد تا ان شالله حل شه.اگه نشد بعد واس طلاق اقدام کنيد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. کاربران زیر از atoosa66 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

http:forum.moshaver.cof140خیانت-همسرم-20331

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

خیانت,  خیانت زن به شوهر,  خیانت به انگلیسی,  خیانت به همسر,  خیانت زن,  خیانت زن شوهردار,  خیانت به عشق,  خیانت مرد به زن,  خیانت همسر,  خیانت به شوهرم,  خیانت همسرم به من,  خیانت همسرم را چگونه ببخشم,  خیانت همسرم,  داستان خیانت همسرم,  همسرم خیانت کرده,  همسرم به من خیانت کرده,  چکار کنیم همسرمان خیانت نکند,  چه کنیم همسرمان خیانت نکند,  چگونه بفهمیم همسرمان خیانت میکند,  من به همسرم خیانت کردم,  فشار روحی و روانی,  فشار روحی چیست,  فشار روحی و ناراحتی های عصبی,  فشار روحی شدید,  فشار روحی,  فشار روحی در دوران بارداری,  عوارض فشار روحی,  کاهش فشار روحی,  استرس و فشار روحی,  علائم فشار روحی,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من فضلك,  منتدى فتكات,  منال العالم,  منتدى الهلال,  من النظرة الثانية,  منة شلبي,  منتدى النصر,  منتدى الاتحاد,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید