مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: دوران عقد و مشکلات

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    دوران عقد و مشکلات

    با سلام و خسته نباشید

    حدود 18ماه ک عقد کردیم

    زمانی ک خانواده همسرم اومدن خواستگاری گفتن خونه داره فلان جا ما حمایتش میکنیم پدر شوهرم گفت ماهی اینقدر بهشون پول ماهانه میدم چون همسرم سرباز بود خانواده خودم ناراضی بودن اما با این شرایط قبول کردن الان حدود 18ماه ک عقد هستیم نه پول تو جیبی درست حسابی بمن دادن نه یه لباس برای من خریدن همه هزینه ها خانواده من تقبل کردن زمانی خرج میکنن ک خودم با زبون بی زبونی بگم لباس میخوام تا میل همسرم بکشه و بخر ........خانواده من در تکاپو خریدن جهیزیه هستیم ما جا داخل منزل نداریم ک بذاریم به حرف ک اینک باباش گفت پسرم خونه داره خواستیم وسایل بخریم ک پدرش گفت پسرم سرباز و فعلا سربازیش تموم بشه کارش مشخص بشه اصلا ببینیم کجا قرار سر کار بره بعد همون جا خونه میگیرم اصلا این حرفش درست اما وقتی ما قرار تو اون شهر ازدواج کنیم همون شهر ک پدر و مادرش هستن قرار شد اونجا باشه اگه بفرض پسرشون یه شهر دیگه اصلا بره سرکار نباید خونه همون جا بگیرن ما وسایل بذاریم حالا هر جا سرکار رفتن جا عوض میکنیم به همسرمم میگم بابات فلان روز خواستگاری گفت اینجوری اون جوری ما جا نداریم وسایل بذاریم میگه من نمیدونم من دخالت نمیکنم هر چی هست خانوادت بگن من میگم بابات گفت خونه داری پس چی شد میگه من دخالت نمیکنم میخواد میده نخواد نمیده تو با من ازدواج کردی اگه منو بخوای تو چادرم با من زندگی میکنی حرفش بدون منطق من بخاطر اینک سرباز بود هیچ فشار مالی روش نیوردم هر چی بود سوختم و ساختم اما اینک سرزندگیمون ک زودتر بریم خونه خودمون تلاش نمیکن خسته ام کرد از این وضع خسته شدم تا کی قرار اینجوری باشه ما کلا تو خانواده زسم طولانی شدن عقد نداریم اما من تحمل کردم حرف و حدیث اما دیگه واقعا خسته شدم ازدواج کردم ک برم سر خونه زندگیم ن خونه بابام باشم .بعد انتظار داره با این شرایط من طرف اون بگیرم و نقش زن و شوهر براش اجرا کنم ک مستقل شدم جای با خانوادم نرم ...هر وقتم میگم بابات خونه کی میگیره کی بریم سر خونه زندگی مون امسال می ریم دیگه میگ من تو کار بابام دخالت نمیکنم .سر خونه زندگی مون ایشالا میریم حالا خسته شدم دیگه از این وضع لطفا راهنمایی کنید دو ماه دبگه خدمتش تموم میشه اما هیچ تلاشی برای اینک باباش خونه بده ما وسایل بذاریم داخلش یا دنبال کار باشه نیست من ک انتخابای بهتری داشتم با عشق و علاقه ازدواج کردم احساس میکنم اشتباه کردم پشیمون شدم اصلا با تشکر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.02
    نوشته ها
    9,552
    تشکـر
    4,197
    تشکر شده 10,128 بار در 5,066 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : دوران عقد و مشکلات

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره 4190 نمایش پست ها
    با سلام و خسته نباشید

    حدود 18ماه ک عقد کردیم

    زمانی ک خانواده همسرم اومدن خواستگاری گفتن خونه داره فلان جا ما حمایتش میکنیم پدر شوهرم گفت ماهی اینقدر بهشون پول ماهانه میدم چون همسرم سرباز بود خانواده خودم ناراضی بودن اما با این شرایط قبول کردن الان حدود 18ماه ک عقد هستیم نه پول تو جیبی درست حسابی بمن دادن نه یه لباس برای من خریدن همه هزینه ها خانواده من تقبل کردن زمانی خرج میکنن ک خودم با زبون بی زبونی بگم لباس میخوام تا میل همسرم بکشه و بخر ........خانواده من در تکاپو خریدن جهیزیه هستیم ما جا داخل منزل نداریم ک بذاریم به حرف ک اینک باباش گفت پسرم خونه داره خواستیم وسایل بخریم ک پدرش گفت پسرم سرباز و فعلا سربازیش تموم بشه کارش مشخص بشه اصلا ببینیم کجا قرار سر کار بره بعد همون جا خونه میگیرم اصلا این حرفش درست اما وقتی ما قرار تو اون شهر ازدواج کنیم همون شهر ک پدر و مادرش هستن قرار شد اونجا باشه اگه بفرض پسرشون یه شهر دیگه اصلا بره سرکار نباید خونه همون جا بگیرن ما وسایل بذاریم حالا هر جا سرکار رفتن جا عوض میکنیم به همسرمم میگم بابات فلان روز خواستگاری گفت اینجوری اون جوری ما جا نداریم وسایل بذاریم میگه من نمیدونم من دخالت نمیکنم هر چی هست خانوادت بگن من میگم بابات گفت خونه داری پس چی شد میگه من دخالت نمیکنم میخواد میده نخواد نمیده تو با من ازدواج کردی اگه منو بخوای تو چادرم با من زندگی میکنی حرفش بدون منطق من بخاطر اینک سرباز بود هیچ فشار مالی روش نیوردم هر چی بود سوختم و ساختم اما اینک سرزندگیمون ک زودتر بریم خونه خودمون تلاش نمیکن خسته ام کرد از این وضع خسته شدم تا کی قرار اینجوری باشه ما کلا تو خانواده زسم طولانی شدن عقد نداریم اما من تحمل کردم حرف و حدیث اما دیگه واقعا خسته شدم ازدواج کردم ک برم سر خونه زندگیم ن خونه بابام باشم .بعد انتظار داره با این شرایط من طرف اون بگیرم و نقش زن و شوهر براش اجرا کنم ک مستقل شدم جای با خانوادم نرم ...هر وقتم میگم بابات خونه کی میگیره کی بریم سر خونه زندگی مون امسال می ریم دیگه میگ من تو کار بابام دخالت نمیکنم .سر خونه زندگی مون ایشالا میریم حالا خسته شدم دیگه از این وضع لطفا راهنمایی کنید دو ماه دبگه خدمتش تموم میشه اما هیچ تلاشی برای اینک باباش خونه بده ما وسایل بذاریم داخلش یا دنبال کار باشه نیست من ک انتخابای بهتری داشتم با عشق و علاقه ازدواج کردم احساس میکنم اشتباه کردم پشیمون شدم اصلا با تشکر

    مشکلات دوران عقد

    دوست عزیز بدونید اینکه رسم نیست در خانواده زیاد عقد بمونید حرف گذشتگانه.
    شما تا مشکلاتتون حل و فصل نشه کاری از پیش نخواهد رفت .
    همسر شما باید در وهله نخست کار و درآمد مشخصی رو داشته باشه.
    و گرنه ادامه این زندگی با شکست مواجه خواهد شد .
    پس تمام فعالیتهای شما برای خرید جهیزیه و ... منوط به داشتن کار و استقلال مالی همسر شماست .
    به همین خاطر باید تمام تمرکزتون روی این موضوع باشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    461
    تشکـر
    142
    تشکر شده 414 بار در 230 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : دوران عقد و مشکلات

    سلام
    لطفا این تاپیکتون رو ملاحظه بفرمایید.
    اختلاف خانوادگی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
vhk,  vhk3,  vhk-rmd-r-k,  vhk3-06f-06f,  vhk2-06f-06f,  vhk-3ku,  vhk-rmc-r,  vhk3-06f-06frl,  vhk3-04f-04f,  vhk-rma-s,  دوران عقد طولانی,  دوران عقدم طولانی شده,  دوران عقدی,  دوران عقد چگونه ارضا شویم,  دوران عقد خانواده برتر,  دوران عقد مهشاد لسانی,  دوران عقد بارداری,  دوران عقد طلاق,  دوران عقد نفقه,  دوران عقد دخول,  فشار مالی,  فشار مالیاتی,  فشار مالیات,  فشار مالیاتی بر اصناف,  تحمل فشار مالی,  مقاله فشار مالی,  مالیزیا,  مالیسیا,  مالی,  مالیات,  مالی خلق,  مالیات حقوق,  مالیات بر ارزش افزوده,  مالیخولیا,  مالیسا,  مالیبۆ,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید