مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: عدم تمایل به بچه دار شدن

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضويت
    20264
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    عدم تمایل به بچه دار شدن

    سلام
    من حدود سه ساله که ازدواج کردم و خیلی از زندگی و همسرم راضی هستم و زندگی آرومی داریم. همسر من به شدت بچه دوست داره و تمایل داره به زودی بچه دار شیم. البته من هم بچه دوست دارم اما مشکلم اینجاست که نگران بعد از زایمان هستم.
    دلایلم رو مطرح میکنم و امیدوارم شما عزیزان بنده رو راهنمایی کنین.
    خانواده من خارج از ایران هستن و من فامیل نزدیک ندارم و این موضوع که مادرم در کنارم نیست خیلی منو آزار میده مخصوصا برای دوران نقاهت زایمان، خانواده همسرم خوب هستند و همسرم همیشه میگه برای اون دوران مادرش پیش من میمونه اما مشکل من برادر همسرمه که همه جا و در هر لحظه از فرصت به خونه ی ما اومدن غفلت نمیکنه و من اصلا با ایشون راحت نیستم چون خیلی من رو آزار داده. 24 سالشه و رفتار بسیار بچگانه ای داره، من تعدادی از مشکلاتم با ایشون رو میگم، کلید یدک منزل ما پیش پدر شوهرم هست و مواقعی که ما منزل نیستیم متاسفانه برادرشوهرم به خونه ما میره و توی همه جا سرک میکشه چون وقتی برمیگردیم خودش تعریف میکنه و یا وسایلی از کمدها برداشته بدون اجازه، مورد دیگه اینکه ایشون یک مدت به دلایل بی مورد من رو لمس میکردن مثلا روی مبل کنار من مینشستن و با انگشت پا روی پای من میزدن یا مدام سرشونه ی من رو لمس می کردن یا میچسبیدن به من که البته اینها همه جوری بود که مثلا مخفی باشه و کسی متوجه نشه که همیشه من جای خودم رو عوض می کردم و سعی میکنم کلا نزدیک ایشون نباشم، مورد دیگه اینکه به شدت بی ادب و گستاخن و واقعا نمی فهمه که چی داره میگه و خیلی بی ملاحظه اس، دوست داره هرروز خونه ما باشه و من از این موضوع معذب میشم چون بی اجازه هر کاری میکنه و متاسفانه خانواده اصلا بهش چیزی نمیگن و موارد بسیار دیگه
    حالا من میدونم که ایشون اگر مادرشون بیاد برای اون دوران چیش ما حتما برادرشوهرم هم وسایلشو جمع میکنه و میاد خونه ما ساکن میشه و با توجه به مسائلی که عرض کردم من اصلا دوست ندارم ایشون بیان و من توی شرایط نامناسب باشم با شناختی که ازش دارم از هر لحظه برای آزار من استفاده میکنه
    وقتی صحبت میشه که مادرشوهرم میگه نوه دار که شدم میام خودم بزرگش می کنم برادر شوهرم سریع میگه آخ جون دیگه منم میام یک جا زندگی کنیم و این موضوع حتمیه چون واقعا بی ملاحظه اس
    نمیدونم نگرانیم درسته یا غلط اگر امکانش هست راهنماییم کنین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضويت
    19577
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    11
    تشکـر
    17
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم تمایل به بچه دار شدن

    نقل قول نوشته اصلی توسط elidavan نمایش پست ها
    سلام
    من حدود سه ساله که ازدواج کردم و خیلی از زندگی و همسرم راضی هستم و زندگی آرومی داریم. همسر من به شدت بچه دوست داره و تمایل داره به زودی بچه دار شیم. البته من هم بچه دوست دارم اما مشکلم اینجاست که نگران بعد از زایمان هستم.
    دلایلم رو مطرح میکنم و امیدوارم شما عزیزان بنده رو راهنمایی کنین.
    خانواده من خارج از ایران هستن و من فامیل نزدیک ندارم و این موضوع که مادرم در کنارم نیست خیلی منو آزار میده مخصوصا برای دوران نقاهت زایمان، خانواده همسرم خوب هستند و همسرم همیشه میگه برای اون دوران مادرش پیش من میمونه اما مشکل من برادر همسرمه که همه جا و در هر لحظه از فرصت به خونه ی ما اومدن غفلت نمیکنه و من اصلا با ایشون راحت نیستم چون خیلی من رو آزار داده. 24 سالشه و رفتار بسیار بچگانه ای داره، من تعدادی از مشکلاتم با ایشون رو میگم، کلید یدک منزل ما پیش پدر شوهرم هست و مواقعی که ما منزل نیستیم متاسفانه برادرشوهرم به خونه ما میره و توی همه جا سرک میکشه چون وقتی برمیگردیم خودش تعریف میکنه و یا وسایلی از کمدها برداشته بدون اجازه، مورد دیگه اینکه ایشون یک مدت به دلایل بی مورد من رو لمس میکردن مثلا روی مبل کنار من مینشستن و با انگشت پا روی پای من میزدن یا مدام سرشونه ی من رو لمس می کردن یا میچسبیدن به من که البته اینها همه جوری بود که مثلا مخفی باشه و کسی متوجه نشه که همیشه من جای خودم رو عوض می کردم و سعی میکنم کلا نزدیک ایشون نباشم، مورد دیگه اینکه به شدت بی ادب و گستاخن و واقعا نمی فهمه که چی داره میگه و خیلی بی ملاحظه اس، دوست داره هرروز خونه ما باشه و من از این موضوع معذب میشم چون بی اجازه هر کاری میکنه و متاسفانه خانواده اصلا بهش چیزی نمیگن و موارد بسیار دیگه
    حالا من میدونم که ایشون اگر مادرشون بیاد برای اون دوران چیش ما حتما برادرشوهرم هم وسایلشو جمع میکنه و میاد خونه ما ساکن میشه و با توجه به مسائلی که عرض کردم من اصلا دوست ندارم ایشون بیان و من توی شرایط نامناسب باشم با شناختی که ازش دارم از هر لحظه برای آزار من استفاده میکنه
    وقتی صحبت میشه که مادرشوهرم میگه نوه دار که شدم میام خودم بزرگش می کنم برادر شوهرم سریع میگه آخ جون دیگه منم میام یک جا زندگی کنیم و این موضوع حتمیه چون واقعا بی ملاحظه اس
    نمیدونم نگرانیم درسته یا غلط اگر امکانش هست راهنماییم کنین
    به نظر من خیلی صریح با همسرتون مطرح کنین. مثلا اینجوری : برادرت بچه اس ، از رو نادونیشه و ....
    اینجوری مطمئنا ایشون حلش میکنه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. کاربران زیر از banoo7 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6350
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.54
    نوشته ها
    531
    تشکـر
    883
    تشکر شده 606 بار در 301 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عدم تمایل به بچه دار شدن

    خواهر من شما بچه دار بشو تا نه ماه دیگه خیلی اتفاقا میافته ادم از فردای خودش اطلاع نداره چه برسه به تقریبا یکسال دیگه
    برای مشکل برادرشوهرتم باید هرچه زودتر با شوهرت صحبت کنی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    Who looses today, won’t find tomorrow, There is nothing important as today

  5. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    15035
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    54
    تشکر شده 15 بار در 12 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم تمایل به بچه دار شدن

    وقتی که مشکل درست میکنه با صداي بلند و جدی ازش بخواه که دیگه تکرار نکنه. تا بقیه هم متوجه مشکل شما بشن.
    حتما با شوهرتون در میون بزارید و کلید رو از دسترسش دور کنید.
    اگه من بودم همچین میخوابوندم زیر گوشش که چرخ چرخی برسه خونه باباش.
    حیف نیست آدم بچه نیآره و لذتشو نبره بخاطر یه ابله دیگه.
    ببخشید.

    فرستاده شده از C6602ِ من با Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

بچه دارشدن از برادرشوهرم

عدم تمایل مرد به بچه دار شدن

عدم تمایل به بچه دار شدن

عدم بچه در خانواده

عدم بچه

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

عدم تمایل به ازدواج,  عدم تمایل مرد به زن,  عدم تمایل به بچه دار شدن,  عدم تمایل مردان به ازدواج,  عدم تمایل زن به شوهر,  عدم تمایل زن,  عدم تمایل به رابطه زناشویی,  عدم تمایل جوانان به ازدواج,  موضوع,  موضوع تعبير عن الام,  موضوع تعبير عن التعاون,  موضوع تعبير,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع تعبير عن الربيع,  موضوع تعبير عن الرياضة,  موضوع عن عيد الام,  موضوع تعبير عن العلم,  نگران مني,  نگران مني مرتضي پاشايي,  نگران مني پاشايي,  نگرانت میشم ابی,  نگران نباش امیرعلی بهادری,  نگرانت میشم رمان,  نگرانی من مرتضی پاشایی,  نگرانتم فرزاد فرزین دانلود,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید