مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 35

موضوع: مردی که تغییر کرد ولی همسرش تغییر نکرد

  1. Top | #1

    دلنوشته کاربر
    I'm a man who get everything except LOVE
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    76
    تشکـر
    13
    تشکر شده 32 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Akhmoo

    مردی که تغییر کرد ولی همسرش تغییر نکرد

    با عرض سلام خدمت همه مشاورین و خوانندگان گل
    همانگونه که شاید قبلا بعضی از دوستان با من آشنا شدند عرض کرده بودم که زندگی خیلی خوبی دارم (داشتم)
    یک همسر خوب و مهربان و زندگی موفق و بدون دعوا و درگیری و همه چیز مناسب که باسختی و با کمک همسرم ساختیمش
    امام بعداز حدود یک دهه از زندگی و رفع شدن مشکلات اولیه کم کم گویا اسب زیاده خواهی های من زین شد و تازه دیدم که با یک خانمی که فقط فکر و ذکرش زندگی غذا پحتن ، تمیز کردن خونه و رسیدگی به بچه هاس طرفم .نه عشوه ای نه نازی نه آرایشی خلاصه از خصوصیات زنانگی هیچ نداشت.(البته از نظر جنسی هیچ گونه کم کاری مشاهده نمیشه)
    اگه یادتون باشه به فکر گرفتن زن دوم افتادم و به لطف دوستان از این کار پشیمون شدم و سمتش هم نرفتم.
    با توصیه های شما تلاش کردم که خلقیاتش و تغییر بدم و هرکاری که دوستان و مشاوران گرام گفتن انجام دادم

    اما فقط کمی در لباس پوشیدن تغیر کرد ولی خیلی جزیی
    من هم از این موضوع گذشتم و بخاطر خوبی های زیادش دیگه بهش فکر نکردم و تصمیم گرفتم که بسوزم و بسازم
    تا این که چند روز پیش برای اولین بار با شروع یه بجث نامناسب از طرف ایشون تو روش زدم که من می سوزم و می سازم
    حالا روابطمون سرد و بی روح شده
    من که علاوه بر اون داغی که داشتم و امروزی بودنم خودمو در حد یه مرد ساده وخیلی مظلوم تنزل دادم دیگه باید چکار می کردم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    180
    تشکـر
    197
    تشکر شده 286 بار در 121 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط dearalone نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت همه مشاورین و خوانندگان گل
    همانگونه که شاید قبلا بعضی از دوستان با من آشنا شدند عرض کرده بودم که زندگی خیلی خوبی دارم (داشتم)
    یک همسر خوب و مهربان و زندگی موفق و بدون دعوا و درگیری و همه چیز مناسب که باسختی و با کمک همسرم ساختیمش
    امام بعداز حدود یک دهه از زندگی و رفع شدن مشکلات اولیه کم کم گویا اسب زیاده خواهی های من زین شد و تازه دیدم که با یک خانمی که فقط فکر و ذکرش زندگی غذا پحتن ، تمیز کردن خونه و رسیدگی به بچه هاس طرفم .نه عشوه ای نه نازی نه آرایشی خلاصه از خصوصیات زنانگی هیچ نداشت.(البته از نظر جنسی هیچ گونه کم کاری مشاهده نمیشه)
    اگه یادتون باشه به فکر گرفتن زن دوم افتادم و به لطف دوستان از این کار پشیمون شدم و سمتش هم نرفتم.
    با توصیه های شما تلاش کردم که خلقیاتش و تغییر بدم و هرکاری که دوستان و مشاوران گرام گفتن انجام دادم

    اما فقط کمی در لباس پوشیدن تغیر کرد ولی خیلی جزیی
    من هم از این موضوع گذشتم و بخاطر خوبی های زیادش دیگه بهش فکر نکردم و تصمیم گرفتم که بسوزم و بسازم
    تا این که چند روز پیش برای اولین بار با شروع یه بجث نامناسب از طرف ایشون تو روش زدم که من می سوزم و می سازم
    حالا روابطمون سرد و بی روح شده
    من که علاوه بر اون داغی که داشتم و امروزی بودنم خودمو در حد یه مرد ساده وخیلی مظلوم تنزل دادم دیگه باید چکار می کردم؟
    سلام دوست عزیز
    با توجه به مطلبی که ازتون خوندم احساس کردم مشکل خانم شما بیش از هر چیز اینه که خودش رو فراموش کرده، خودش رو وقف وظیفه همسری و مادریش کرده و دیگه برای خودش هیچ وقتی نمیذاره... قبل از هرچیز شما باید ایشون رو متوجه این مسئله بکنید که برای خودش ارزش قائل باشه و بدونه اول باید به خودش اهمیت بده و در مرحله بعد به امور زندگی برسه. شما به عنوان یک همسر خوب باید به ایشون کمک کنی، گاهی به ایشون بگین غذای خونگی رو ول کن امشب شام مهمون من باش... گاهی ازشون بخواید بره به کارهای خودش برسه و شما آشپزی و نگه داری از فرزندانتئن رو به عهده بگیرید. گاهی بچه ها رو ببرید پیش مادر و پدرخوتون یا همسرتون و دو تایی با هم برید خرید، گردش ، رستوران و بعد هم یه بعداز ظهر یاشب رمانتیک رو رقم بزنید. زن بودن واقعا کار سختیه، همه از یه زن میخوان مادر خوبی باشه و همسر خوبی باشه این میشه که اون زن خودش رو فدای خانواده میکنه و متوجه نمیشه این فدا شدن در نهایت چیزی جز از یادبردن خودش و در آخر هم سرزنش همسر و فرزند چیزی براش نداره... بهش یاد بدید که خودش رو دست کم نگیره.
    امیدوارم مشکلتون حل شه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. 3 کاربران زیر از mahsa_bestgirl87 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.79
    نوشته ها
    821
    تشکـر
    399
    تشکر شده 778 بار در 447 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    متاسفانه مردا زنی می خوان که هم کدبانو باشه هم به بچه ها برسه هم خانه داری کنه
    هم رابطه جنسی عالی داشته باشه مثل سوپراستارهای پورنو گرافی
    هم نازو عشوه داشته باشه مثل دخترهای 18 ساله نازپرورده
    هم خوشتیپ و خوش هیکل باشه انگار نه انگار که بدنیا اوردن فرزند تاثیر میزاره رو اندامش
    و خیلی توقعات دیگه
    شما خیلی کمال گرا هستیدهمیشه ام دست بالای دست زیاده
    فکر کردید زندیگه ای اگر میگرفتید بدون هیچ عیبی عالی و پرفکت باهاتون مثل یه عروسک باربی زندگی میکرد؟
    نه اقای محترم زندگی یعنی همسرتون رو با تمام خوبی ها و بدی ها بپذیرید
    الانم که با جملتون زیرپاشو خالی کردین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. 7 کاربران زیر از فرشته مهربان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4

    دلنوشته کاربر
    دلم زمینی میخواهد صاف… دلی میخواهد پاک وآسمانی آبی من باشم و آسمان و خدا …! چشمانم را میبندم به هر چه که خواهد شد چون او به برگشت بنده اش امیدواراست و… من به آغوش دوباره اش…
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.56
    نوشته ها
    279
    تشکـر
    178
    تشکر شده 170 بار در 109 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط dearalone نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت همه مشاورین و خوانندگان گل
    همانگونه که شاید قبلا بعضی از دوستان با من آشنا شدند عرض کرده بودم که زندگی خیلی خوبی دارم (داشتم)
    یک همسر خوب و مهربان و زندگی موفق و بدون دعوا و درگیری و همه چیز مناسب که باسختی و با کمک همسرم ساختیمش
    امام بعداز حدود یک دهه از زندگی و رفع شدن مشکلات اولیه کم کم گویا اسب زیاده خواهی های من زین شد و تازه دیدم که با یک خانمی که فقط فکر و ذکرش زندگی غذا پحتن ، تمیز کردن خونه و رسیدگی به بچه هاس طرفم .نه عشوه ای نه نازی نه آرایشی خلاصه از خصوصیات زنانگی هیچ نداشت.(البته از نظر جنسی هیچ گونه کم کاری مشاهده نمیشه)
    اگه یادتون باشه به فکر گرفتن زن دوم افتادم و به لطف دوستان از این کار پشیمون شدم و سمتش هم نرفتم.
    با توصیه های شما تلاش کردم که خلقیاتش و تغییر بدم و هرکاری که دوستان و مشاوران گرام گفتن انجام دادم

    اما فقط کمی در لباس پوشیدن تغیر کرد ولی خیلی جزیی
    من هم از این موضوع گذشتم و بخاطر خوبی های زیادش دیگه بهش فکر نکردم و تصمیم گرفتم که بسوزم و بسازم
    تا این که چند روز پیش برای اولین بار با شروع یه بجث نامناسب از طرف ایشون تو روش زدم که من می سوزم و می سازم
    حالا روابطمون سرد و بی روح شده
    من که علاوه بر اون داغی که داشتم و امروزی بودنم خودمو در حد یه مرد ساده وخیلی مظلوم تنزل دادم دیگه باید چکار می کردم؟

    با سلام
    خدمت شما کمی بهتون حق میدم ولی نه کلا

    بنظر من همسر شما خودش رو فدای خونه داری کرده

    شما بهش فرصت بدین همسرتون حق داره وقتی یه عمر با این روال زندگی کرده

    چطور یه شبه خودش شبیه کسایی کنه که شما میخاید


    آیا شما می خواهید همسرتون بیرون خونه آرایش کنه ؟

    بستگی داره چه چیز هایی ازش درخواست کردین؟

    و اینم بدونید اگر همسرتون تغییر کنه توقعاتش بالا میره


    دقت کنید همسر شما کمک کردن به شما که الان به اینجا رسیدین

    الانم قدرشو بدونید

    اصلا خودتون آرایشش کنید بعد ازش تعریف کنید بگید که چقدر زیبا شدی


    چون اینطور که مشخص خانومتون اهل آرایش نیستند
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. 3 کاربران زیر از masoume بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.79
    نوشته ها
    821
    تشکـر
    399
    تشکر شده 778 بار در 447 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط 9821 نمایش پست ها
    قسمتایی که نوشته رو درشت کردم، بله، می خوایم
    بله
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.95
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,082 بار در 2,140 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    سلام دوست عزیز

    هر از گاهی تاپیکاتون رو میخونمو با خودم میگم آخر چیکار کردید ، تصمیم خودتون رو گرفتید یا نه ، خداروشکر که منصرف شدید از زن دوم گرفتن چون ضررش بیشتر از سودشه .


    و در مورد این مشکلتون .

    خیلی خوبه که نهایت تلاشتون رو کردید تا درستش کنید و تا حدودی موفق هم شدید

    ولی این رو بدونید هیچکس رو نمیشه 100% تغییر داد.

    هم شما حق دارید هم خانمتون

    ولی خانمتون اگه وظایف مادری و خانه داریش رو به درستی انجام نده به نظر شما از طرف خود شما مواخذه نمیشه ?!

    چرا لباس نشستی ؟ چرا ناهار آماده نیست ؟ چرا خونه کثیفه؟ چرا ...

    خب مگه یه زن چقدر جون داره که در روز هم به خونه برسه هم به شوهر برسه هم به خودش و هیکلش و رنگ پوستش و لباسش و موهاشو ....

    ولی نباید از اینها هم غافل شه .

    این رو مطمئن باشید که شما هم کامل نیستید .

    پس به همسرتون هم این اجازه رو بدید که کامل نباشه

    یه سری چیزهارو میشه تغییر داد ، مثلا اگه آرایش نمیکنن ازش بخواید آرایش کنه ، یا لباسهاشون رو طبق سلیقه ی خودتون انتخاب کنید ، ولی یه سری چیزها باید تو ذات آدم باشه مثل ناز و عشوه

    به نظر من همسر شما فوق العاده کامل و ایده آل هستن ولی فقط بلد نیستن ناز و عشوه داشته باشن .

    که این ناز و عشوه هم یه خلق و خو هستش . سخت میتونید جزء خلق و خوش کنید .

    از خانمتون گلایه نداشته باشید وقتی توی رابطه جنسیتون کم نمیزاره این خیلی عالیه ، این یعنی بلده و کارش حرف نداره . خیلی از آقایون میان گلایه میکنن از اینکه همسرشون سرده ، علاقه ای به رابطه نداره حتی ماهی یه بار ، همسرشون توی رابطه کارایی که میخوان رو واسشون انجام نمیده ، یا بعد از یک بچه دیگه خانمشون علاقه ای به رابطه نشون نمیدن و بهونه ی کار و بچه و خستگی میارن .

    خداروشکر کنید که همسرتون از این نظر مشکلی ندارن و بعد اینهمه سال دارن پا به پاتون میان و واستون کم نزاشتن .

    سعی کنید کمتر گوشزد کنید این مورد رو بهشون . چون اونم شاید خودش ناراحته از اینکه ناز و عشوه بلد نیست . یه چندروز بگذره دوباره یختون آب میشه و رابطتون دوباره گرم میشه .


    اگر فکرتون رو تغییر بدید مطمئن باشید رضایت 100% از زندگیتون پیدا میکنید .
    ویرایش توسط love : 10-05-2016 در ساعت 01:32 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. 2 کاربران زیر از love بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #7

    دلنوشته کاربر
    I'm a man who get everything except LOVE
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    76
    تشکـر
    13
    تشکر شده 32 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Akhmoo

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    متشکرم از همه
    اصلا از مردایی که زنشون و مثل عروسک میارن بیرون متنفرم
    همین ***************زندگی خیلی ها رو خراب کردن
    ولی من هیج چی برا همسرم کم نزاشتم
    از گردش و تفریح و مسافرت خارج حتی تا سورپرایز و خیلی کارهای دیگه
    مثلا امروز صبح زود بلند شدم یه تصویر خیلی رمانیتیک براش درست کردم گذاشتم پشت آفتابگیر ماشین
    وقتی دید برداش بدون هیچ عکس العملی گذاشت پایین
    این فقط یه مثاله
    بقیشو نمی دونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. کاربران زیر از dearalone بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.95
    نوشته ها
    3,137
    تشکـر
    6,908
    تشکر شده 4,082 بار در 2,140 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط dearalone نمایش پست ها
    متشکرم از همهاصلا از مردایی که زنشون و مثل عروسک میارن بیرون متنفرمهمین ***************زندگی خیلی ها رو خراب کردنولی من هیج چی برا همسرم کم نزاشتماز گردش و تفریح و مسافرت خارج حتی تا سورپرایز و خیلی کارهای دیگه مثلا امروز صبح زود بلند شدم یه تصویر خیلی رمانیتیک براش درست کردم گذاشتم پشت آفتابگیر ماشین وقتی دید برداش بدون هیچ عکس العملی گذاشت پاییناین فقط یه مثالهبقیشو نمی دونم
    حق دارید اگه تو ذوقتون بزنه اینکارشون .اگه من بودم حودمو ناراحت میگرفتم میگفتم فکر میکردم خوشحال میشی و دوسش داری آخه با کلی ذوق درستش کردم .خب اونم باید متوجه بشه که باید عکس العمل نشون بده و اگر شما سکوت کنی فکر میکنه واسه شما هم مهم نیست .راجب هرچی که ناراحتتون میکنه با زبون خوش و مهربونی باهاش صحبت کنید و بهش بگید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.72
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,200 بار در 750 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط dearalone نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت همه مشاورین و خوانندگان گل
    همانگونه که شاید قبلا بعضی از دوستان با من آشنا شدند عرض کرده بودم که زندگی خیلی خوبی دارم (داشتم)
    یک همسر خوب و مهربان و زندگی موفق و بدون دعوا و درگیری و همه چیز مناسب که باسختی و با کمک همسرم ساختیمش
    امام بعداز حدود یک دهه از زندگی و رفع شدن مشکلات اولیه کم کم گویا اسب زیاده خواهی های من زین شد و تازه دیدم که با یک خانمی که فقط فکر و ذکرش زندگی غذا پحتن ، تمیز کردن خونه و رسیدگی به بچه هاس طرفم .نه عشوه ای نه نازی نه آرایشی خلاصه از خصوصیات زنانگی هیچ نداشت.(البته از نظر جنسی هیچ گونه کم کاری مشاهده نمیشه)
    اگه یادتون باشه به فکر گرفتن زن دوم افتادم و به لطف دوستان از این کار پشیمون شدم و سمتش هم نرفتم.
    با توصیه های شما تلاش کردم که خلقیاتش و تغییر بدم و هرکاری که دوستان و مشاوران گرام گفتن انجام دادم

    اما فقط کمی در لباس پوشیدن تغیر کرد ولی خیلی جزیی
    من هم از این موضوع گذشتم و بخاطر خوبی های زیادش دیگه بهش فکر نکردم و تصمیم گرفتم که بسوزم و بسازم
    تا این که چند روز پیش برای اولین بار با شروع یه بجث نامناسب از طرف ایشون تو روش زدم که من می سوزم و می سازم
    حالا روابطمون سرد و بی روح شده
    من که علاوه بر اون داغی که داشتم و امروزی بودنم خودمو در حد یه مرد ساده وخیلی مظلوم تنزل دادم دیگه باید چکار می کردم؟



    سلام
    خیلی غم انگیزه !!!!!!!
    دیدگاه شما غم انگیزه !!!
    نه دیدگاه شما ؛بلکه دیدگاه اکثر مردان سرزمینم غم انگیزه !!!!!!

    غم انگیزه که دختری باشی پاک و افتاب مهتاب ندیده که تو خونه پدرت هم با شرم و حیا

    زندگی کنی و همیش اماده باشیخودت رو از نامحرم بپوشونی و جلوی پدر و برادرت

    هم حجب و حیای دخترانت رو حفظ کنی ...

    وقتی وارد جامعه میشی مدرسه یا دانشگاه ؛ اگر دوستات خارج شان خانوادگیت و حد

    و حدود و خط قرمزهات رفتار میکنن تنهایی رو ترجی بدی و

    اسه بری ؛اسه بیای که مبادا تقوات خدشه دار بشه و از خودت ناراصی بشی و پیش خدات سربلند نباشی !!!!

    وقت ازدواجت با کمال احترام به نظر خانواده و کمترین توقع ازدواج کنی برای :
    عشق
    ارامش
    خوشبختی
    حس مقدس مادری
    وفاداری
    گذشت
    صبر
    لحظه لحظه زندگیت رو صرف تامین نیازهای همسرت کنی و مهربانانه براش چیزی کم

    نزاری چون بهت یاد دادن همسرت خدای دوم تو روی زمینه و تو وظیفه داری از همه لحاظ تامینش کنی تا شاکی نش !!!

    خانه داری و کدبانو یی و نظم و ترتیب و والاتر از همه مادری رو خوب بلدی ؛چون تو خونه پدرت زره زرشو از مادرت آموختی !!!

    پس خوب بلدی همسر کدبانو و مادر مهربان باشی!!

    بعد از ده سال زندگی مشترک ؛وقتی موهات دارن روز بروز بیشتر سفید میشن و

    عمیق تر به همسرو فرزندانت وابسته میشی و خداروشاکری که یک دهه از زندگیتو با

    سلامتی و دل خوش پشت سر گزاشتی و داری برا موفقیت بچه هات برنامه ریزی و

    رویا پردازی میکنی .
    .
    .
    یروز روز یهو به خودت میای ؛شاید از خودت در میای !!!!

    میبینی تو تمام این مدت که فکر میکردی و مطمین بودی خوشبخت ترینی و چیزیبرای

    خانوادت کم نزاشتی و وفادارترین و پاک ترین بوده ای
    جامعه هم کم کم عوض شده و تو اصلااااا متوجه نشدی !!!!

    جامعه پر شده از زنهای رنگارنگی که شبیه عروسک های پشت ویترین با هر قدمی که ور میدارن یک گونی عشوه میریزن پای مردانی که قلبون و نفسشون تحت کنترل تک تک اونها هس الی خودشون !!!!

    مردهایی که یا هنوز ازدواج نکردن و میخوان قبلش از لوندی های این زنها سیراب

    بشن و بعد برن دست بزارن رو پاک ترین دختر شهر و با نقاب های دروغین و حرفهای

    عاشقانه ای که قبلش خوووووب یاد گرفتن و توش دستی بر اسیاب دارن ؛اونها رو سهم خودشون کنن .

    و یا مردانی که عمری پاک بودن و رنگخوشبختی واقعی رو با زنانی وفادار و پاک تر از

    آب روان دیدن و حالا با دیدن اینهمه رنگ و ناز و لوندی هوش از سرشون میره و اونرو

    تو همسرشون جستجو میکنن و میبینن همسرشو بوی عشق میده ؛بوی وفاداری میده ؛

    بوی ناب مادری مید ؛بوی گدشت صبر فداکاری ؛میده اما چرا بوی عطر این زنها رو

    شیوه راه رفتن غمیشانه اینهارو ؛لباس ای دل برندشونو نمیده ؟؟؟

    و اینجوری میشه که سالهاست زنان سرزمینم بخاطر احساس حسادت غریزی

    وحودیشون و روحیه لطیف و نازک و رنجر وجودشون ؛ شبیه تمام باربی های اروپایی میشن و هوش از ر تمام مردان کوچه و خیابان مبرن تا مبادا فردا روز همسرشون کمبودی از ای دست حس کن و اونها رو به باد مقایسه و خدای نکرده خیانت بگیره !!!!!

    و سالها بعد میبینیم ک عملا مادرانی که بخان مانند خانوم وفادار قصمون بهشون عشق و وفاداری و مادری یاد بدن وجود نخواهندداشت !

    غم انگیزه که با این توقعاتی که با شکننده ترین حالت بر قلب همسرتون میکوبید ؛تمام

    ارزش ای والاش رو زیر باد سوختن و ساختن ببرید که چرا شبیه زنا رنگارنگ خیابان نیست و چرا مثل فلان دختر باشما چت نکرد !!!!!

    شما کاملید !!!شما همه ی مه ی اونچه مردان کامل دارن با م دارید ؟؟؟

    من میشه مدافع حقوق اقایون بوده و هستم ولی نه در مقابل زن این قصه و زنهای شبیه اون !!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. 7 کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #10

    دلنوشته کاربر
    I'm a man who get everything except LOVE
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    76
    تشکـر
    13
    تشکر شده 32 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Akhmoo

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    اشکم و در اوردی خیلی نوشته ت قشنگ بود
    اصلا فوق العاده بود
    ولی اصلا ذات کلمه زناشویی مفهوم این رو می رسونه که زن و مرد برای هم طوری باشند که خدایی نکرده فکر طرف مقابلشون دنبال کس دیگه ای نره
    کجای اسلام اجازه داده که زنی غیر شوهرش خودشو برای نامحرم بزک کنه
    والا ما توقع زیادی که نداریم
    دوست داریم تو محیط خونه نه بیرون زیبایی زن و همسز مون رو ببینیم و خودش وخودمون احساس شادی بیشتری کنیم
    آیا به نظر شما مادران ما نباید یاد بدن به دخترا شون که کجا و چه وقت چ************ه عمل کنند و برا شوهرشون چه رفتاری داشته باشند؟

    ولی در کل نوشته شما خیلی خوب بود و قانع کننده ولی فکر کن یه مرد هم تو اون چند سال پا به پای همسرش و گاهی چند برابر زحمت کشیده و انتظاراتی که داره زیاد غیر منطقی نیست
    شما باشید
    در مقابل زنی که فقط تو دو سه تا عروسی نزدیکان چهرشو با ارایش زیبا دیدید چه می کنید؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. کاربران زیر از dearalone بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.72
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,200 بار در 750 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط dearalone نمایش پست ها
    اشکم و در اوردی خیلی نوشته ت قشنگ بود
    اصلا فوق العاده بود
    ولی اصلا ذات کلمه زناشویی مفهوم این رو می رسونه که زن و مرد برای هم طوری باشند که خدایی نکرده فکر طرف مقابلشون دنبال کس دیگه ای نره
    کجای اسلام اجازه داده که زنی غیر شوهرش خودشو برای نامحرم بزک کنه
    والا ما توقع زیادی که نداریم
    دوست داریم تو محیط خونه نه بیرون زیبایی زن و همسز مون رو ببینیم و خودش وخودمون احساس شادی بیشتری کنیم
    آیا به نظر شما مادران ما نباید یاد بدن به دخترا شون که کجا و چه وقت چ************ه عمل کنند و برا شوهرشون چه رفتاری داشته باشند؟

    ولی در کل نوشته شما خیلی خوب بود و قانع کننده ولی فکر کن یه مرد هم تو اون چند سال پا به پای همسرش و گاهی چند برابر زحمت کشیده و انتظاراتی که داره زیاد غیر منطقی نیست
    شما باشید
    در مقابل زنی که فقط تو دو سه تا عروسی نزدیکان چهرشو با ارایش زیبا دیدید چه می کنید؟

    پاسخ بالای من به تایپیک شما ؛برای این بود که میخواستم بهتون نشون بدم اگر این کمبودها رو از طرف همسرتون حس میکنید ؛ در عوص ارزشهای والای ایشون رو زیر سوال نبرید وبهس فکر کنید !

    فکر کنید و حتی شده به همون ها دلخوش باشید ولی هرگز فکر نکنید سوخنید و ساختید !

    شما زندگی کردید ؛پادشاهی کردید با این همسر !

    قرار نیست یک زن همه ی همه ی فاکتورهاب خوب دنیا رو با هم جمع داشته باشه !

    اگر میخوای همسرتون خمیشه ارایس داشته باشه ؛باید قبول کنی که نمازشم کمتر میشه ازونور(به عنوان مثال میگم فقط)

    اینکه شما با ندتشتن فاکتورهایی که کشش جنسی رو در شما ایجاد میکنن و از طرفی از روابط چیزی هم براتون کم نمیزارن ؛به فکر زن دوم ؛زنی که شاید فقط همون یک فاکتور رو داراست باشید غم انگیزه !

    اینکه بهش بگید من سوختم و ساختم و دلشو بشکنید و بیاید بگید همسرم با من سرد شده غم انگیزه !

    میدونین شبیه چیه ؟شبیه اینکه تو اوج رویاهایی باشی که به واقعیت دراوردیش و از اون بالا با عشق و اه به پایین و راهی که اومدی نگاه کنی و سختی هایی که کشیدی و یه نفس عمیق از شوق بکشی و در همین حال یهو یکی محکم هلت بده و پرتت کنه پایین !!!!
    و اون عزبزترین کست باشه
    و نفهمی برای چی ....
    گفتید چرا مادرش بهش یاد نداده که همسر دقیقا چی میخواد ...خب شاید مادرش خم بلد نبوده !

    خب در قدیم اصلا معیارهای زنه همچی تموم زمین تا اسمون با الان فرق میکرد اینو قبول کنین .

    همسر شمام من دارم میگم چون یک زن معصوم و پاک بوده نتونسته از جامعه یاد بگیره و خب خیلی زودم درگیر پیچ و خم زندگی و بچه داریو ...شده و
    شاید تا بحال شمام ازش نخواستین و به یکباره خواستین عوضش کنین .

    من همه اینها رو گفتم که بگم اگر واقعا همسرتون نخواست تغییر کنه و البته نتونست ؛شما چیزی از دست ندادید که در حقش بی معرفتی کنید .

    وگرنه کشش و جاذبه برای همسر ؛از غذا بختن و بچه داری که مطمینا راحت تره .

    حالا :
    براش هدیه بگیرید ..بی تفاوت بود مسیله ای نیست .
    هدیتون هم لباس های خونگی و جدتبی باشه که دوست دارین تنش ببینید .
    بدید دستش و محکم ازش بخواین که همه لباس های قبلی رو دور بریزه و از اونها استفاده کنه .

    براش لوازم ارایش جدید بخرید و ازش بخواین قبل اومدنتون خودش رو اراسته کنه .

    هفته ای حداقل یک شب شام قرار بیرون بزارید و اینو میتونین با قدرت هم ازش بخواین چون عموما اینطور خانوم ها مقاومت میکنن .

    برای بچه هاتون پدری رمانتیک باشین .

    اونچیزی که شما میخواین تنها با تغییر همسرتون بدست نمیاد ..باید خودتونم تلاش کنید و گاهی از قدرت کلمات و نگاهتون استفاده کنید .

    وقتی در برابر این خاسته هاتون کوتاهی میکنه و شما ایشونو در عمل انجام شده قرار میدید متوجه میشن که نیاز شما در چه حدی هست .

    گاهی بگید من میل به نها ندارم برا من نهار نزار برو فلان لباسو بپوش و بیا بریم باهم گپ بزنیم ..
    اینطوری متوجه میشه که گاهی تغذیه روح براتون واجب تر از تغذیه جسمه ا!

    زود جا نزنید و پیگیر باشیو و رمانتیک و مهربان ..مطمین باشید شاید در کوتاه مدت نه ؛ولی بعد از مدتی حتما جواب میده .

    موفق باشید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #12

    دلنوشته کاربر
    I'm a man who get everything except LOVE
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    76
    تشکـر
    13
    تشکر شده 32 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Akhmoo

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    از غزل باز تشکر لازم و کافی رو نمیتتونم بکنم.ت ا حدی قبول دارم صحبت های ایشان را.ولی ما که نخواستیم هر روز تیپ بزنن.ماهی یه بار که میشه.
    البته امروز از دلش درآوردم.نگرانش نباش اینقدر با معرفت هستم.
    دیگه نظر بقیه دوستان رو مایلم بشنوم
    متشکرم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. کاربران زیر از dearalone بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #13

    دلنوشته کاربر
    دلم زمینی میخواهد صاف… دلی میخواهد پاک وآسمانی آبی من باشم و آسمان و خدا …! چشمانم را میبندم به هر چه که خواهد شد چون او به برگشت بنده اش امیدواراست و… من به آغوش دوباره اش…
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.56
    نوشته ها
    279
    تشکـر
    178
    تشکر شده 170 بار در 109 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal1 نمایش پست ها
    سلام
    خیلی غم انگیزه !!!!!!!
    دیدگاه شما غم انگیزه !!!
    نه دیدگاه شما ؛بلکه دیدگاه اکثر مردان سرزمینم غم انگیزه !!!!!!

    غم انگیزه که دختری باشی پاک و افتاب مهتاب ندیده که تو خونه پدرت هم با شرم و حیا

    زندگی کنی و همیش اماده باشیخودت رو از نامحرم بپوشونی و جلوی پدر و برادرت

    هم حجب و حیای دخترانت رو حفظ کنی ...

    وقتی وارد جامعه میشی مدرسه یا دانشگاه ؛ اگر دوستات خارج شان خانوادگیت و حد

    و حدود و خط قرمزهات رفتار میکنن تنهایی رو ترجی بدی و

    اسه بری ؛اسه بیای که مبادا تقوات خدشه دار بشه و از خودت ناراصی بشی و پیش خدات سربلند نباشی !!!!

    وقت ازدواجت با کمال احترام به نظر خانواده و کمترین توقع ازدواج کنی برای :
    عشق
    ارامش
    خوشبختی
    حس مقدس مادری
    وفاداری
    گذشت
    صبر
    لحظه لحظه زندگیت رو صرف تامین نیازهای همسرت کنی و مهربانانه براش چیزی کم

    نزاری چون بهت یاد دادن همسرت خدای دوم تو روی زمینه و تو وظیفه داری از همه لحاظ تامینش کنی تا شاکی نش !!!

    خانه داری و کدبانو یی و نظم و ترتیب و والاتر از همه مادری رو خوب بلدی ؛چون تو خونه پدرت زره زرشو از مادرت آموختی !!!

    پس خوب بلدی همسر کدبانو و مادر مهربان باشی!!

    بعد از ده سال زندگی مشترک ؛وقتی موهات دارن روز بروز بیشتر سفید میشن و

    عمیق تر به همسرو فرزندانت وابسته میشی و خداروشاکری که یک دهه از زندگیتو با

    سلامتی و دل خوش پشت سر گزاشتی و داری برا موفقیت بچه هات برنامه ریزی و

    رویا پردازی میکنی .
    .
    .
    یروز روز یهو به خودت میای ؛شاید از خودت در میای !!!!

    میبینی تو تمام این مدت که فکر میکردی و مطمین بودی خوشبخت ترینی و چیزیبرای

    خانوادت کم نزاشتی و وفادارترین و پاک ترین بوده ای
    جامعه هم کم کم عوض شده و تو اصلااااا متوجه نشدی !!!!

    جامعه پر شده از زنهای رنگارنگی که شبیه عروسک های پشت ویترین با هر قدمی که ور میدارن یک گونی عشوه میریزن پای مردانی که قلبون و نفسشون تحت کنترل تک تک اونها هس الی خودشون !!!!

    مردهایی که یا هنوز ازدواج نکردن و میخوان قبلش از لوندی های این زنها سیراب

    بشن و بعد برن دست بزارن رو پاک ترین دختر شهر و با نقاب های دروغین و حرفهای

    عاشقانه ای که قبلش خوووووب یاد گرفتن و توش دستی بر اسیاب دارن ؛اونها رو سهم خودشون کنن .

    و یا مردانی که عمری پاک بودن و رنگخوشبختی واقعی رو با زنانی وفادار و پاک تر از

    آب روان دیدن و حالا با دیدن اینهمه رنگ و ناز و لوندی هوش از سرشون میره و اونرو

    تو همسرشون جستجو میکنن و میبینن همسرشو بوی عشق میده ؛بوی وفاداری میده ؛

    بوی ناب مادری مید ؛بوی گدشت صبر فداکاری ؛میده اما چرا بوی عطر این زنها رو

    شیوه راه رفتن غمیشانه اینهارو ؛لباس ای دل برندشونو نمیده ؟؟؟

    و اینجوری میشه که سالهاست زنان سرزمینم بخاطر احساس حسادت غریزی

    وحودیشون و روحیه لطیف و نازک و رنجر وجودشون ؛ شبیه تمام باربی های اروپایی میشن و هوش از ر تمام مردان کوچه و خیابان مبرن تا مبادا فردا روز همسرشون کمبودی از ای دست حس کن و اونها رو به باد مقایسه و خدای نکرده خیانت بگیره !!!!!

    و سالها بعد میبینیم ک عملا مادرانی که بخان مانند خانوم وفادار قصمون بهشون عشق و وفاداری و مادری یاد بدن وجود نخواهندداشت !

    غم انگیزه که با این توقعاتی که با شکننده ترین حالت بر قلب همسرتون میکوبید ؛تمام

    ارزش ای والاش رو زیر باد سوختن و ساختن ببرید که چرا شبیه زنا رنگارنگ خیابان نیست و چرا مثل فلان دختر باشما چت نکرد !!!!!

    شما کاملید !!!شما همه ی مه ی اونچه مردان کامل دارن با م دارید ؟؟؟

    من میشه مدافع حقوق اقایون بوده و هستم ولی نه در مقابل زن این قصه و زنهای شبیه اون !!
    بسیار عالی گفتی

    چوخ چوخ چوخ چوخ عالی بود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. Top | #14

    دلنوشته کاربر
    دلم زمینی میخواهد صاف… دلی میخواهد پاک وآسمانی آبی من باشم و آسمان و خدا …! چشمانم را میبندم به هر چه که خواهد شد چون او به برگشت بنده اش امیدواراست و… من به آغوش دوباره اش…
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.56
    نوشته ها
    279
    تشکـر
    178
    تشکر شده 170 بار در 109 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    بنظر من شما خودتون دست بکار بشید و آرایشش کنید


    بگید که خودت زیبای الانم زیبا شدی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.72
    نوشته ها
    538
    تشکـر
    727
    تشکر شده 632 بار در 364 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal1 نمایش پست ها
    سلام
    خیلی غم انگیزه !!!!!!!
    دیدگاه شما غم انگیزه !!!
    نه دیدگاه شما ؛بلکه دیدگاه اکثر مردان سرزمینم غم انگیزه !!!!!!

    غم انگیزه که دختری باشی پاک و افتاب مهتاب ندیده که تو خونه پدرت هم با شرم و حیا

    زندگی کنی و همیش اماده باشیخودت رو از نامحرم بپوشونی و جلوی پدر و برادرت

    هم حجب و حیای دخترانت رو حفظ کنی ...

    وقتی وارد جامعه میشی مدرسه یا دانشگاه ؛ اگر دوستات خارج شان خانوادگیت و حد

    و حدود و خط قرمزهات رفتار میکنن تنهایی رو ترجی بدی و

    اسه بری ؛اسه بیای که مبادا تقوات خدشه دار بشه و از خودت ناراصی بشی و پیش خدات سربلند نباشی !!!!

    وقت ازدواجت با کمال احترام به نظر خانواده و کمترین توقع ازدواج کنی برای :
    عشق
    ارامش
    خوشبختی
    حس مقدس مادری
    وفاداری
    گذشت
    صبر
    لحظه لحظه زندگیت رو صرف تامین نیازهای همسرت کنی و مهربانانه براش چیزی کم

    نزاری چون بهت یاد دادن همسرت خدای دوم تو روی زمینه و تو وظیفه داری از همه لحاظ تامینش کنی تا شاکی نش !!!

    خانه داری و کدبانو یی و نظم و ترتیب و والاتر از همه مادری رو خوب بلدی ؛چون تو خونه پدرت زره زرشو از مادرت آموختی !!!

    پس خوب بلدی همسر کدبانو و مادر مهربان باشی!!

    بعد از ده سال زندگی مشترک ؛وقتی موهات دارن روز بروز بیشتر سفید میشن و

    عمیق تر به همسرو فرزندانت وابسته میشی و خداروشاکری که یک دهه از زندگیتو با

    سلامتی و دل خوش پشت سر گزاشتی و داری برا موفقیت بچه هات برنامه ریزی و

    رویا پردازی میکنی .
    .
    .
    یروز روز یهو به خودت میای ؛شاید از خودت در میای !!!!

    میبینی تو تمام این مدت که فکر میکردی و مطمین بودی خوشبخت ترینی و چیزیبرای

    خانوادت کم نزاشتی و وفادارترین و پاک ترین بوده ای
    جامعه هم کم کم عوض شده و تو اصلااااا متوجه نشدی !!!!

    جامعه پر شده از زنهای رنگارنگی که شبیه عروسک های پشت ویترین با هر قدمی که ور میدارن یک گونی عشوه میریزن پای مردانی که قلبون و نفسشون تحت کنترل تک تک اونها هس الی خودشون !!!!

    مردهایی که یا هنوز ازدواج نکردن و میخوان قبلش از لوندی های این زنها سیراب

    بشن و بعد برن دست بزارن رو پاک ترین دختر شهر و با نقاب های دروغین و حرفهای

    عاشقانه ای که قبلش خوووووب یاد گرفتن و توش دستی بر اسیاب دارن ؛اونها رو سهم خودشون کنن .

    و یا مردانی که عمری پاک بودن و رنگخوشبختی واقعی رو با زنانی وفادار و پاک تر از

    آب روان دیدن و حالا با دیدن اینهمه رنگ و ناز و لوندی هوش از سرشون میره و اونرو

    تو همسرشون جستجو میکنن و میبینن همسرشو بوی عشق میده ؛بوی وفاداری میده ؛

    بوی ناب مادری مید ؛بوی گدشت صبر فداکاری ؛میده اما چرا بوی عطر این زنها رو

    شیوه راه رفتن غمیشانه اینهارو ؛لباس ای دل برندشونو نمیده ؟؟؟

    و اینجوری میشه که سالهاست زنان سرزمینم بخاطر احساس حسادت غریزی

    وحودیشون و روحیه لطیف و نازک و رنجر وجودشون ؛ شبیه تمام باربی های اروپایی میشن و هوش از ر تمام مردان کوچه و خیابان مبرن تا مبادا فردا روز همسرشون کمبودی از ای دست حس کن و اونها رو به باد مقایسه و خدای نکرده خیانت بگیره !!!!!

    و سالها بعد میبینیم ک عملا مادرانی که بخان مانند خانوم وفادار قصمون بهشون عشق و وفاداری و مادری یاد بدن وجود نخواهندداشت !

    غم انگیزه که با این توقعاتی که با شکننده ترین حالت بر قلب همسرتون میکوبید ؛تمام

    ارزش ای والاش رو زیر باد سوختن و ساختن ببرید که چرا شبیه زنا رنگارنگ خیابان نیست و چرا مثل فلان دختر باشما چت نکرد !!!!!

    شما کاملید !!!شما همه ی مه ی اونچه مردان کامل دارن با م دارید ؟؟؟

    من میشه مدافع حقوق اقایون بوده و هستم ولی نه در مقابل زن این قصه و زنهای شبیه اون !!


    عالی بود غزل جان عالی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی تو فقط در خدا خلاصه کن

  25. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.72
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,200 بار در 750 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط masoume نمایش پست ها
    بسیار عالی گفتی

    چوخ چوخ چوخ چوخ عالی بود
    مرسی عزیزم ...شما لطف داری
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.72
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,200 بار در 750 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط nepo نمایش پست ها


    عالی بود غزل جان عالی
    مرسی عزیزم ..قربونت
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  27. کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.72
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,200 بار در 750 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    نقل قول نوشته اصلی توسط dearalone نمایش پست ها
    از غزل باز تشکر لازم و کافی رو نمیتتونم بکنم.ت ا حدی قبول دارم صحبت های ایشان را.ولی ما که نخواستیم هر روز تیپ بزنن.ماهی یه بار که میشه.
    البته امروز از دلش درآوردم.نگرانش نباش اینقدر با معرفت هستم.
    دیگه نظر بقیه دوستان رو مایلم بشنوم
    متشکرم
    از همون راهکار ها استفاده کنید برای همون یک روز یک ماه یا هر وقت که دلتون میخواد .
    مهم اینه که خواسته هاتون بدون کنایه و با علاقه به هم گفته بشه و اگر نشد و خریدار نداشت از قدرت کلمات استفاده بشه .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  30. Top | #19

    دلنوشته کاربر
    I'm a man who get everything except LOVE
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    76
    تشکـر
    13
    تشکر شده 32 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Akhmoo

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش را نتوانست تغییر دهد

    تمام تلاشم رو می کنم و امیدوارم که بتونم تجربه خودمو تو پستهای بعدی برا دیگران هم بزارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  31. کاربران زیر از dearalone بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  32. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.36
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : مردی که تغییر کرد ولی همسرش تغییر نکرد

    نقل قول نوشته اصلی توسط dearalone نمایش پست ها
    با عرض سلام خدمت همه مشاورین و خوانندگان گل
    همانگونه که شاید قبلا بعضی از دوستان با من آشنا شدند عرض کرده بودم که زندگی خیلی خوبی دارم (داشتم)
    یک همسر خوب و مهربان و زندگی موفق و بدون دعوا و درگیری و همه چیز مناسب که باسختی و با کمک همسرم ساختیمش
    امام بعداز حدود یک دهه از زندگی و رفع شدن مشکلات اولیه کم کم گویا اسب زیاده خواهی های من زین شد و تازه دیدم که با یک خانمی که فقط فکر و ذکرش زندگی غذا پحتن ، تمیز کردن خونه و رسیدگی به بچه هاس طرفم .نه عشوه ای نه نازی نه آرایشی خلاصه از خصوصیات زنانگی هیچ نداشت.(البته از نظر جنسی هیچ گونه کم کاری مشاهده نمیشه)
    اگه یادتون باشه به فکر گرفتن زن دوم افتادم و به لطف دوستان از این کار پشیمون شدم و سمتش هم نرفتم.
    با توصیه های شما تلاش کردم که خلقیاتش و تغییر بدم و هرکاری که دوستان و مشاوران گرام گفتن انجام دادم

    اما فقط کمی در لباس پوشیدن تغیر کرد ولی خیلی جزیی
    من هم از این موضوع گذشتم و بخاطر خوبی های زیادش دیگه بهش فکر نکردم و تصمیم گرفتم که بسوزم و بسازم
    تا این که چند روز پیش برای اولین بار با شروع یه بجث نامناسب از طرف ایشون تو روش زدم که من می سوزم و می سازم
    حالا روابطمون سرد و بی روح شده
    من که علاوه بر اون داغی که داشتم و امروزی بودنم خودمو در حد یه مرد ساده وخیلی مظلوم تنزل دادم دیگه باید چکار می کردم؟

    سلام دوست عزیز
    من تاپیک ها و مطالب قبلی شما رو نخوندم، اما از خوندن این تاپیکتون این طور برداشت کردم که همسر شما ظاهرا حسابی مشغول خونه داری و رسیدگی به کار بچه هاتون هست ، به نظرم از این لحاظ باید خوشحال باشید که همچنین همسری دارید که عاشق خونواده اش هست
    اما خب نکته ای که اینجا وجود داره اینه که به نظرم آدم ها با همه علاقه شون برای انجام دادن کارها و فعالیت ها و مسئولیت هاشون درست نیست که بقیه مسئولیت هاشون رو فراموش کنن و یا واسشون کمرنگ و کم اهمیت بشه
    همسر شما ظاهرا مادر خیلی خوب و کدبانوی خوبی هستن اما با این وجود شما با دلایلی که البته منطقی هم هستن ازشون رضایت کافی ندارید و به نظرم زیاد جای نگرانی نیست به شرطی که خیلی زودتر همسرتون رو متوجه این غفلتشون کنید
    من از تجربه ای که از چندین سال زندگی با پدرمادرم دارم و زندگی های اطرافیان که تا حدودی در جریان هستم ، خیلی وقت ها که میبینم این زوج ها با هم مشکل دارن واقعا تاسف می خورم
    واسه اینکه خیلی جاها میبینم این ها به جای اینکه بشن بانی و منبع آرامش همدیگه شدن سوهان روح برای همسرشون چه مرد و چه زن..!
    و به نظرم دلیل این مشکل تا حدود زیادی میتونه عدم شناخت کافی زوجین از همدیگه باشه چرا؟
    چون وقتی که خداوند میگه زن و مرد باید کنار هم آرامش داشته باشن و اگ تو یه زندگی این آرامش مختل بشه پس یه جای کار ایراد داره که باید خیلی زود پیدا بشه و سعی در حل اون مشکل بشه
    به قول دکتر فرهنگ اگه یه نفر به خونواده یا همسر شما یه دستگاه مایکروویو هدیه بده ، در صورتی که شما یا همسرتون قبلا از این دستگاه استفاده نکردین و واستون جدید باشه با این فرض
    همسر شما همون اول نمیان که برن باهاش کار کنن و خودشون باهاش ور برن واسه راه اندازیش
    بلکه میرن سراغ دفترچه راهنما و اگه اونجا دستشون نیاد طرز استفاده اش رو میرن از کسی از اقوام یا نهایتا نمایندگی یا مرکز خرید که بتونن کمک کنن مراجعه می کنن و طرز به کار گرفتنش رو یاد میگیرن و بعد میرن ازش استفاده می کنن
    حالا این یه هدیه بوده که شما یا همسرتون هیچ پولی واسش پرداخت نکردید ولی واستون مهم بوده که خراب نشه و یاد بگیرید چطوری کار کردن باهاش رو
    اما افسوس وقتی دو نفر میخوان با هم ازدواج کنن خیلی کم پیدا میشه برن در مورد جنس مخالف و طرف مقابلشون یه مقدار اطلاعات کسب کنن که بتونن بشناسنش و چگونه باهاش رفتار کنن که مایه آرامشش بشن و در کنارش خوشبخت باشن
    در عوض با وجود مشکلات مالی و دغدغه هاشون بعضا روی جهیزیه و خونه و مراسم و ... کلی وسواس به خرج میدن که همه چیز بهترین باشه اما اما شناخت و طرز درست رفتار و زندگی مشترک چی؟!
    این ها فقط مشکل شما نیست مشکل خیلی از زوج هاست شما یه دهه از زندگیتون میگذره، من زندگی هایی اطرافم میبینم بیشتر از عمر زندگی مشترکشون میگذره اما متاسفانه هنوز خیلی مشکلات رو دارن یدک میکشن...
    حالا من در جریان نیستم که همسر شما از همون ابتدای زندگی مشترکتون این ویژگی ها رو داشتن یا بعدا به علت زیاد شدن مشغله ها و اومدن بچه ها اینطوری شدن و یا انتظارت شما تغییر کرده
    ولی خب به نظرم همون موقع که این وضع رو دیدید به جای اینکه به فکر ازدواج مجدد باشید درستش این هست که با محبت و احترام به همسرتون بگید که چه انتظاراتی ازشون دارید
    درسته خونه داری و رسیدن به بچه ها خیلی مهمه ولی خب یه پسر تو خونه پدرش هم مادرش واسش غذا رو آماده میکنه اون هم با تجربه ای چندین ساله..!
    اما خب وقتی ازدواج می کنه علاوه بر اون نیازها یه سری انتظارات و نیاز های دیگه هم داره که باید بهشون پاسخ داده بشه وگرنه بیکار که نبوده بره زن بگیره
    البته در مورد خانم هم همینطور
    اگه دو نفر که دارن با هم زندگی میکنن از صبح که بیدار میشن تا شب به این فکر کنن که برای اینکه آرامش بیشتری که خدا بهش اشاره کرده اومدن با هم زندگی کنن و همه تلاش و هم و غمشون راضی نگه داشتن طرف مقابلشون باشه به نظرم خیلی از مشکلاتشون حل میشه
    اینکه هم رو بشناسن نیازهای یه مرد متاهل رو بشناسن و همینطور آقایون هم در مرود جنس مونث و دنیاش و نیازهاش مطالعه کنن و کاملتر یاد بگیرن
    به خصوص تو این عصر با وجود منشکلات اقتصادی و چیزای دیگه اما خب عصر ارتباطات و اطلاعات هست و این میتونه خیلی کمک کنه
    مثل برنامه های مشاوره، خوندن کتاب های مرتبط و به کار گیریشون توی زندگی، استفاده از تجارب زندگی بقیه، مراجعه به روانشناس و ...
    وقتی یه مرد یا یه زن به همسرش انتظاراتش رو میگه مطمئنن اگه همسرش دغدغه اش تامین آرامش طرف مقابلش باشه بهش توجه می کنه و سعی می کنه اون خلع و یا کوتاهی رو خیلی زود جبران کنه
    به نظرم شما هم مستقیم و با رفتارهای غیر مستقیم هم به همسرتون بگید که چه چیزایی واستون مهمه و ایشون کم اهمیت هستن در اون مورد ها
    بگید که دوست دارین واستون آرایش کنه، لباسای متنوع بپوشه، چه ایرادی داره یه زن با گذشت چند سال از زندگی مشترکش واسه همسرش به ظاهر و تیپش اهمیت بده توی خونه؟
    به قول روانشناسا بعضی ها حضور بچه ها رو بهونه می کنن خب میتونن تو اتاق خودشون و در خلوت خودشون به همدیگه اهمیت بدن با هم حرف بزنن و ابراز احساسات کنن
    خیلی مهمه ماها بدونیم علاوه بر غذاخوردن و خوابیدن و ...نیاز به محبت، توجه، عاطفه، احترام و ... داریم
    به نظرم نه تنها که ایراد نداره بلکه لازم هم هست
    چون اگه دو نفر بتونن نیازها و رضایت هم رو جوابگو باشن هیچوقت سراغ راهکارای دیگه نمیرن، حالا یا ازداوج مجدد باشه یا جدایی و یا ...
    یا مثلا یه مرد به همسرش ابراز علاقه و احترام و محبت کنه
    به هر حال هر چیزی در جای خودش حائذ اهمیت هست و مشغله های زندگی نباید باعث بشه آدم از مسئولیت های دیگه هرچند کوچیک و جزئی غافل بشه چون ممکنه باعث بوجود اومدن مشکلات بزرگی در آینده اون زندگی بشن
    با توجه به پوشش اکنون جامعه و این همه تنوع خوبه که خانوم ها سعی کنن همیشه دل همسرشون رو بدست بیارن و بعضا همون تیپ ها و مدهای جدید و به روز که گاها همسرشون خوشش میاد رو تو خونه واسش فراهم کنن
    به وفور دیدم بارها که خیلی از زن ها وقتی میخوان برن مراسم یا بیرون کلی به خودشون می رسن که خب چون توی جمع هستن و باید جلوی بقیه سنگ تموم بذارن
    اما انصافا چند درصد اون زن ها همون تیپ و آرایش و مدل مو رو واسه همسرشون تو خونه فراهم میکنن؟
    چند در صد از زوج های ما رضایت کامل از همسر و زندگیشون دارن؟
    اگه ماها مسلمون هستیم دینمون میگه برای نامحرم آرایش نکن، آرایش واسه همسر هست یه مرد غریبه نباید با آرایش یه زن یا یه دختر تحریک بشه بلکه باید همسرش واسش این موقعیت رو فراهم کنه...
    ای کاش در کنار همه دغدغه ها وقت هایی برای این چیزا در نظر گرفته بشه.
    موفق باشید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  33. کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تغییر قیافه پسرها به خواست دختران
    توسط niusha-salehi در انجمن مشاوره قبل ازدواج
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 08-26-2015, 10:07 PM
  2. مشکل تغییر قیافه
    توسط alone eagle در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 08-23-2015, 02:03 PM
  3. تغییر نظر دیگران نسبت به خود
    توسط سمیراه در انجمن آموزش مهارت های زندگی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 08-20-2015, 03:32 PM
  4. تغییر شغل
    توسط کارین در انجمن مشاوره شغلی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 04-08-2015, 02:57 PM
  5. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 02-23-2015, 11:39 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
مردی به نام اوه,  مردی که حامله شد,  مردی که اسب شد,  مردی که باردار شد,  مردی به نام ایپ,  مردی در تبعید ابدی,  مردی با کاپشن بهاری,  مردی برای تمام فصول,  مردی که لب نداشت,  مردی برای تمام فصول تالار وحدت,  مردی که میخندد,  مردی که زنش را ارضا نمیکند,  مردی که لب نداشت,  مردی که حامله شد,  مردی که اسب شد,  مردی که زیاد میدانست,  مردی که زنش را میکند,  مردی که موش شد,  مردی که صدای زنانه دارد,  مردی که شکست عشقی خورده,  فکر,  فکر آخرت,  فکرە,  فکرخانە,  فکر برتر,  فکرشم نکن,  فکر را پر بدهید,  فکرشم نکن علیزاده,  فکر و خیال خلسه,  تفکر مثبت,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من أنت؟,  من تغير عليك,  منتديات الجلفة,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید