مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 67

موضوع: میخواهم برگردم به زندگیم

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    پدر شوهرم کل خرج مارو نمیداد همسرم تا به الان با مسافر کشی کم و بیش خرجمونو در آورده و خانوتده همسرم هم فقط اون خونه رو داده بودن و چون میدونستن که همسرم کار و بار درست و حسابی نداره از ما پول فیش ها رو هم نمیگرفتن. همین. بعدشم گناه من چیه که پسرشون بی عرضه است. خوب خودشون این پسرو اینطوری بزرگ کردن باید تاوان اینجوری بزرگ کردن بچشونم بدن. اینا وقتی اومدن خواستگاری من به دروغ گفتن که داریم براش گلخانه راه می اندازیم. پول ریختیم خدمتشو بخریم و براش آپارتمان میخریم. ولی همین که ماعقد کردیم هیچ کدومو که انجام ندادن هیچ. تازه یادشون افتاده بود برای خودشون خونه نو بسازن که این خونه رو ساختن و خودشون نشستن طبقه پایین و بالا رو هم دادن به پسرشون. منم بعد 1.5 سال عقد دیگه چاره ای نداشتم و رفتم توی اون خونه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    به نظرتون برم مستاجری؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    یا همینجوری بمونم خونه بابام تا چند ماه تا شاید اونا دلشون واسه پسرشون بسوزه و برن براش خونه بخرن. به نظرتون اینکارو کنم و این دوری چند ماه طول بکشه همسرمو از دست نمیدم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16100
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    57
    تشکـر
    51
    تشکر شده 100 بار در 43 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    خیالتون رو راحت کنم:
    شما نمیخواهید برگردید به زندگیتان.
    .
    میگید میخوام برگردم به زندگیم، اما در کنارش میگین:
    "منم رفتم سر قرار با همسرم و من گفتم که باید خونه بخرید(پدر شوهرم از لحاظ مالی وضعش بد نیست.)"
    مگه میخواید برگردید سر زندگی پدر شوهرتون؟ این سطح انتظارات و مطالبات از خانواده شوهر رو از کجا آوردید؟

    میگید: "خوب خودشون این پسرو اینطوری بزرگ کردن باید تاوان اینجوری بزرگ کردن بچشونم بدن."
    میدونستید توی تقریبا همه جای دنیا خانواده ها فقط تا 18 سالگی در قبال بچه ها مسئولیت دارند؟ یعنی بعدش لطف بسیار بزرگیه که اجازه بدن بچشون (خصوصا پسرها) در کنارشون زندگی کنه...

    میگید: "تو منطقه ما خونه های 40 تومانی زیاد خوب نیستن. من راضی ام که همون طبقه بالا رو که داده بودن به مترو بدن 80 رهن و یه جا همونطوری رهن کنن ولی پدرشوهرم اینکارو نمیکنه یعنی همسرم میگه که لج کرده. راستش منم از مستاجری و خونه به دوشی با اون همه اثاث و یه بچه کوچیک میترسم. تا به حال حتی 1 روز هم مستاجری زندگی نکردم"
    .
    به نظرم بالا بودن سطح توقعات شما از خانواده همسرتون تقصیر شما نیست... جمله قرمز بالا نشون میده که همسرتون این دیدگاه رو در شما القا کرده...
    شما مستاجری رو خونه به دوشی میدونید! درسته کیفیت زندگی مستاجری پایین تره اما خونه به دوشی یه مقوله دیگست...
    به عقیده شما خونه های 40 تومنی زیاد خوب نیستن، این یعنی وجود دارن! و شما همچنان فراتر از تعهدات خانواده همسرتون رو مطالبه میکنید و ناز میکنید و... و همچنان مدعی هستید که : "
    میخواهم برگردم به زندگیم "

    .................................................. .................................................. ....................
    "یا همینجوری بمونم خونه بابام تا چند ماه تا شاید اونا دلشون واسه پسرشون بسوزه و برن براش خونه بخرن. به نظرتون اینکارو کنم و این دوری چند ماه طول بکشه همسرمو از دست نمیدم؟"
    شما تا همینجا هم خیلی روی زندگی مشترکتون قمار کردید. واقعا فکر میکنید خانواده توهین شنیده ی همسرتون چقدر دیگه میتونن ادامه بدن؟
    بنا به توصیفاتی که کردید میگم: مطمئن باشید تا همین جا هم همسرتون درحال خرج کردن آخرین قطرات نفوذش توی خانوادشه...
    ویرایش توسط Hectorious : 05-19-2015 در ساعت 09:39 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از Hectorious بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14528
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    133
    تشکـر
    52
    تشکر شده 158 بار در 84 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Asal ziba نمایش پست ها
    سلام خانمی هستم 28 ساله. 4 ساله که ازدواج کردم و 1 دختر 1.5 ساله دارم و همسرم هم 31 سال دارد. ما از روزی که ازدواج کردیم در طبقه بالای منزل همسرم زندگی کردیم. ما همیشه سر پول و بیکاری و مادیات با همسرم دعوا داشتیم. اوایل خانواده ها دخالت نکردند ولی کم کم خانواده ها هم وارد دعوا هامون شدند که مقصر هم خودمان بودیم. من همیشه گزارش کامل هر روزمون رو به مامانم میدادم و اونم به مامانش. خلاصه طی چند دعوای آخر خانواده ها هم اومدن وسط. تا این دعوای آخر که عمه های منم منزل ما بودند و خانوادم که دعوامون به کتک کاری رسید خانواده ها درگیر شدند و من هم فحش های بدی به پدر شوهرم دادم چون همیشه تو زندگیمون دخالت میکرد.خلاصه هر 2 طرف فحش و فحش کاری و بزن بزن کردیم.خانواده من که دیگه اصلا نمیخوان همسرمو ببینند و مطمئنم خانواده اون هم دیگه منو نمیخوان. من الان 2 ماهه که اومدم خونه بابام. بعد 20 روز قهر همسرم اس ام اس داد که بیا بریم خونه اجاره کنیم و بریم از اینجا. منم رفتم سر قرار با همسرم و من گفتم که باید خونه بخرید(پدر شوهرم از لحاظ مالی وضعش بد نیست.) خلاصه اینطور که فهمیدم اونا نمیخوان خونه بخرن و میخوان همون طبقه بالا رو بدن رهن به قیمت 80 میلیون و 40 بدن واسه ما جایی رو رهن کنن و بقیشم پدرشوهرم خودش میخواد میگه لازم داره. منم به همسرم گفتم که اصلا مستاجری نمیرم. خلاصه چند وقت دنبال خونه واسه خرید گشتیم قیمت ها بالاست ما که خودمون 1 قرون نداریم پدرشوهرم هم پول نقد نداره و زمین داره. هرجا رفتیم و به املاک ها گفتیم واحدی دارید برای معاوضه با زمین همه گفتن نه. همسرم هم میگه اگه واحدی پیدا بشه بالاخره یه جوری راضیشون میکنم که یه تیکه زمین بدن برای معاوضه. خلاصه هر جارو گشتیم تیرمون به سنگ خورد. الان نمیدونم چیکار کنم 2 ماهه آواره ام همسرم هم همینطور. دخترم هم که دیگه حسابی عصبی شده از بس اینجا مادر و پدر و خواهرهام همش بهش میگن اینکارو نکن، دست نزن به چیزی. منم دیگه تحمل اینجا و غر های مادرمو ندارم. از یه طرف هم همه فامیل های من و همسرم هم فهمیدن و همه منتظرن ببینن چی میشه آخرش، من پیروز میشم، اونا خونه میخرن یا نه؟ خلاصه منم دیگه تحمل دوری همسرمو ندارم میخوام باهاش زندگی کنم میخوام دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم.ولی چیکار کنم . میدونم اگه برم مستاجری بدبخت تر میشم. از یه طرف هم خونمو دوست دارم همون مدلی ساختن که خودم میخواستم. دوست ندارم اون خونه رو از دست بدم. از یه طرف هم زندگی کردن تو اون خونه به خاطر دخالت هاشون واقعا سخته . از این به بعد هم که بچم بزرگتر بشه میدونم تو اون خونه مشکلات بیشتری خواهم داشت. از یه طرف هم که دیگه همه احترام ها از بین رفت و اونا هم دیگه مثل گذشته منو نمیخوان. الان هم واقعا مستاصلیم.هم من و هم همسرم. نمیدونیم چیکار کنیم. شما راهنماییمون کنید. این دوری ها هم باعث شده که کم کم داریم از هم سرد میشیم. ولی من همسرمو دوست دارم و نمیخوام از دستش بدم. البته به تازگی چند وقته که همسرم هم میره یه شرکت سر کار. الان آواره ایم و خونه نداریم چیکار کنیم؟
    چرا فکر میکنی با مستاجری بدبخت میشی؟؟
    خیلیا تو این دوره مستاجر هستن و خیلیم خوشبخت دارن زندگی میکنن
    اون چیزی ک مهمه رابطه خودت و همسرت هس نه این موضوع
    درست ک موضوع مهمیه ولی نه اون قدری ک بخاطرش مجبور باشی از همسرت جدا زندگی کنی
    ب فکر دخترت باش...گناه اون طفلی چیه؟
    اون الان تو این سن ب محبت شما و پدرش نیاز داره
    ب نظرم ی مدت مستاجر باش..
    تو این مدت شوهرت کار میکنه ایشالا زندگی رو روال میفته
    و تو هم میتونی کمکش کنی
    سعی کن تو این مدت دل خانواده شوهرتو ب دست بیاری
    خودتونم میگید که میخواهید برگردید سر زندگیتون پس برگرد
    موفق باشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    فردا با همسرم میرم دنبال خونه واسه رهن. خداکنه یه جای خوب پیدا کنم. برام دعا کنید که همه چی درست بشه و با همسرم زندگی خوبی رو از نو شروع کنیم . برامون دعا کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از Asal ziba بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    سلام خیلی خونه هارو رفتیم دیدیم به این قیمت خونه ها افتضاح بودن من واقعا نمیتونم تو اینجور خونه ها زندگی کنم به نظرتون چکار کنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضويت
    9968
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    5.65
    نوشته ها
    4,849
    تشکـر
    5,806
    تشکر شده 5,909 بار در 2,770 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    9

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    عسل خانوم بیاین واقع بین باشین اینکه هم خدا را میخواین و هم خرمارا ک نمیشه
    حتی اگه تو ی اتاق هم شده برو اجاره کن و زندگی کن هرچقدر از شوهرت بیشتر جدا باشی داری پایه های زندگیت را نابود میکنی فک میکنی شوهرت تاابد تنهایی را تحمل میکنه
    به قول قدیمیا نباید حتی ی شب دور از شوهرت بمونی چون شوهرت باید با شنیدن صدای نفس های تو آروم بشه و نفسهاش به نفست بند باشه
    اگه زن زندگی باشی تو ی اتاق هم میتونی زندگی کنی
    فک کنم هنوز آمادگی ازدواج را نداری یاد بگیر دیگه دختر خونه بابات نیسی ک ی آخ بگین صدنفر برات جون بدن و نازت را بکشن
    ازدواج یعنی گذشت و پذیرش سختی ها و ساختن بهترینها تو بدترین شرایط
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    سلام دوستان. الان چند روزه که با همسرم میریم دنبال خونه. مورد هایی که میدیدیم خوب نبودن. یعنی فکرشو که میکنم من واقعا با اون همه اثاث نمیتونم تو این خونه ها زندگی کنم. دوست دارم برگردم به خونه خودم. چیکار کنم؟ تورو خدا راهنماییم کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    از یه طرف هم مدونم که برگشت من به اون خونه بعد 2 ماه قهر یعنی دیگه هر کاری میخواهید میتونید با زندگی من انجام بدید. یعنی هر چی گفتن و دخالت کردن دیگه باید من لال مونی بگیرم و دیگه کلا به خودشون اجازه میدن که تو زندگی من باشن. و همینطور هم پیش همه فامیل همسرم و خودم خراب میشم و شوهرم هم دیگه حسابی میدون میگیره تو زندگی. از یه طرف هم خونمو دوست دارم توش راحت بودم. خونه های دیگه رو میبینم اصلا دوست ندارم و توشون احساس آرامش و امنیت ندارم. چیکار کنم خیلی درمونده ام
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

میخوام زندگیم با شوهرم به گذشته برگرده

میخواهم به زندگی ام برگردم

میخوام به زندگی برگردم

میخوام به شوهرم برگردم

میخام برگردم به زندگی

میخوام بع زندگی برگردم

جهیزیه نداریم چیکارکنیم

میخواهم به زندگی برگردم

خودم بایدبیام دنبالت

اگه مستاجری بدبختی

برم مستاجری یا خونه بابام؟

میخوام برگردم به زندگی

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

میخواهمت,  میخواهم چاق شوم,  میخواهم زنده بمانم,  میخواهم مسیحی شوم,  میخواهم بمیرم,  میخواهم,  میخواهم زرتشتی شوم,  میخواهمت بمان,  میخواهم لاغر شوم,  میخواهم به انگلیسی,  میخواهم برگردم به کودکی,  میخواهم برگردم به روزهای کودکی,  میخواهم برگردم,  میخواهم برگردم به دوران کودکی,  میخواهم برگردم به کودکی حسین پناهی,  میخواهم برگردم به روزهای کودکی ام,  میخواهم برگردم به زمان کودکی,  میخواهم برگردم به,  میخواهم برگردم به کودکی آن زمان,  خدایا میخواهم برگردم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید