مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 67

موضوع: میخواهم برگردم به زندگیم

  1. Top | #21



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14931
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    186
    تشکـر
    97
    تشکر شده 113 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Asal ziba نمایش پست ها
    از یه طرف هم مدونم که برگشت من به اون خونه بعد 2 ماه قهر یعنی دیگه هر کاری میخواهید میتونید با زندگی من انجام بدید. یعنی هر چی گفتن و دخالت کردن دیگه باید من لال مونی بگیرم و دیگه کلا به خودشون اجازه میدن که تو زندگی من باشن. و همینطور هم پیش همه فامیل همسرم و خودم خراب میشم و شوهرم هم دیگه حسابی میدون میگیره تو زندگی. از یه طرف هم خونمو دوست دارم توش راحت بودم. خونه های دیگه رو میبینم اصلا دوست ندارم و توشون احساس آرامش و امنیت ندارم. چیکار کنم خیلی درمونده ام
    سلام. خودتون بهتر از همه فهمیدید. پس با چیزی که میدونید، کنار بیاید و تصمیم بگیرید.
    ببینید، این شوهر شما نیست که پولداره. شخص پولدار پدرشوهرتونه. پس اگه میخواید مرفه زتندگی کنید باید گوش به فرمانشون باشید و همیشه بهشون احترام بذارید و دوستشون هم داشته باشید. حتما قبول دارید که ایشان ولی نعمت شما هستند.
    اما اگر نمیتونید اینجوری باشید پس نمیتونید از پول ایشان استفاده کنید. میمونه پول شوهرتون که اندکه.
    اگر زیرک باشید با یک احترام و فروتنی (اگرچه از ته دل هم نباشه) زندگیتون رو بدست میارید. بعد هم کم کم پول جمع کنید و مستقل شید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از s.vs بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    ببینید همسر من تا وقتیکه امیدواره به پول پدرش هیچ وقت نمیتونه خودش پول جمع کنه و مستقل بشه چون خیلی ناز پرورده بارش آوردن چون یکی یدونه بوده هیچ وقت کار نکرده و 1000 تومان هم تو زندگیش در نیاورده و الان که میره سر کار دیگه واقعا مجبور شده که میره چون از وقتی با من ازدواج کرد و پدرش دید من از اون عروس ها نیستم که گوش به فرمان ها و خودخواهی هاش بدم(پدر شوهرم یه چیزی تو مایه های پدر سالاره) دیگه حمایت پولی به شوهرم رو قطع کرد و شوهرم هم دیگه اینقدر تو زندگی بهش فشار اومد که رفت کار کرد. و با توجه به عرضه ای که در شوهرم میبینم میدونم که اگه پدرش بهش خونه نده عمرا نمیتونه خودش خونه بخره هیچ وقت. چون آدمیه که فقط واسه خرج روزمره زندگیش تلاش میکنه و نه بیشتر. من هم الان موندم این وسط. من دوست دارم که تو خونه پدرشوهرم زندگی کنم ولی اونجا زندگی کردن خیلی سختی و همینطور مزیت ها داره که سختی هاش بیشتره. پدرشوهرم از این آدماس که واسه آدم هر کاری که انجام میده میشینه تو همه فامیل میگه و آبروی آدمو میبره. مثلا فیش های آب و برق و گاز ما رو که میداد همه جا میگفت. دیگه آبرومون رفته بود هرکی مارو میدید میگفت. از یه طرف هم من چون الان 3 ساله که تو اون خونه به اون بزرگی و مجهزی زندگی کردم و الان میرم خونه های اجاره ای رو میبینم واقعا نمیتونم ... . نمیدونم چیکار کنم یعنی شما اگه جای من بودید بر میگشتید به خونه پدر شوهر با این وضعیت. و با این مسائلی که پیش اومده و احترام ها از بین رفت
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #23



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    واقعا یه راه چاره میخوام. دوری از همسرم و همینطور 2 ماه بلاتکلیف موندن تو خونه پدرم و از یه طرف هم بچم که اینجا زندگی کردن براش سخته هر کاری میکنه بقیه بهش میگن دست نزن و اینکارو نکن و ... تو خونه 2 تا خواهر دارم که مجرد هستن و از صبح تا شب به کار های بچم ایراد میگیرن و سرش داد میزنن بیچاره بچم عصبی شده. همه اینا اعصابمو خورد کردن . خدایا چیکار کنم دارم داغون میشم. از یه طرف هم حس میکنم که عشق شوهرم به من مثل سابق نیست یه خورده سرد شده دیگه مثل قدیم عاشقانه نگام نمیکنه وقتی تو ماشین پیش هم نشستیم دیگه هر 2 مون انگار حرفی واسه گفتن نداریم و هر 2 مون بیشتر ساکتیم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #24



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16357
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.59
    نوشته ها
    486
    تشکـر
    301
    تشکر شده 248 بار در 171 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    عذر ميخوام ولي بنظر شما دنبال اين هستيد كه يكنفر حرفاتون رو تاييد كنه تا اينكه راه چاره بهتون بده.
    اگه اطمينان داريد شوهرتون نميتونه پس با خانواده شوهرتون مصالحه كنيد تا برگرديد به همون خونه و بزاريد خرجتون رو پدر شوهرتون بده. اينكه تو فاميل بگه هم عملا آبروي بچشو ميبره نه شما، چون ميگن پسر خودش بي عرضه بوده.


    Sent from my iPhone using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #25



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16588
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    0
    تشکر شده 15 بار در 11 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    عزیز من شما واقعاً هم خدا رو میخواید هم خرما . 80 تومن رو یکجا میخوای اگه من جای شما بودم به پدذر شوهر و مادر شوهر میگفتم که من حوصلم سر رفته از بیکاری شوهرم عصبی شدم بخاطر بیکاریش حالام هرچند که اون خونرو دوست دارم اما میدونم که دیگه تو دل شما جایی ندارم و مطمئنم دیگه نمیخواید منو ببینید برای همین هم قبول کردم برم مستأجری یه خونه 60 تومنی پیدا کنید ببینید حاضر میشه یه کم بیشتر پول بده یا نه مستقل بودن خیلی خوبه تازه ما مستقلیم و باز هم مشکلات هست یا باید بری و هی تظاهر کنی و تشکر کنی و احساس ندامت از اتفاقاتی که افتاده یا بری مستأجری کمر همت رو هم ببند چون آدم وقتی یه چیزی رو خراب میکنه باید این هنر رو داشته باشه که دوباره درستش کنه خودتو بین فامیل و خانواده ها بد نکن از اول شروع کنید نذارید بحث هر کسی بشید اگر هم کسی سوال کرد بگید که تو هر خانواده ای پیش میاد دلیل اصلیش هم بیکاری شوهرم بوده .اما میدونم شما اگه برین مستأجری دلتون میخواید به همه بگید اینقدر بهتون سخت گذشته که حاضر شدید برید مستأجری
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. کاربران زیر از سیندخت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #26



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16588
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    16
    تشکـر
    0
    تشکر شده 15 بار در 11 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    تو ناراحتی از اینکه میگه پول قبض میده .میفهممت ولی به خودت تلقین کن که اینها یه تلنگر هست به پسرش پسرش یه مرده و باید بهش بربخوره نه شما من اگه جای شما بودم میگفتم بخدا شرمنده ایم همه زحمتها افتاده گردن شما ازش تشکر میکردم و دیگران هم که میگفتم و میخندیدن میگفتم دوست داره مارو دیگه و چی از این بهتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. 2 کاربران زیر از سیندخت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #27



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14759
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.10
    نوشته ها
    90
    تشکـر
    136
    تشکر شده 107 بار در 50 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    سلام
    راستش ما خودمونم اینجویم یعنی خونه کناری منزل مادر بزرگمه و پایینیمونم عمه هامون هستن ولی خونه مال خودمونه
    اگه تونستین برین یه عذرخواهی بکنین تا مدتی که تونستین یه مقدار سرمایه گذاری کنین شاید تونستین خونه ای رهن یا خرید کنین
    اگر تا مدت زیادی اونجا باشن دیگه بهتون اجازه ی بلند شدن نمیدن
    دقیقا مشکلی که ما داریم نمی ذارن خونمونو عوض کنیم
    ولی باید عذر خواهی رو بکنین چون نمیشه تا اخر عمر با فامیل شوهرتون مشکل داشته باشین
    چون حالا خودتون به کنار ولی بچه تون که در اینده بزرگ شد اگه از فامیل پدریش بپرسه چرا نمیریم اونجا اونا از شما بدمیگن و برای خودتون بد میشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از mitra1379 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #28



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14931
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    186
    تشکـر
    97
    تشکر شده 113 بار در 76 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Asal ziba نمایش پست ها
    واقعا یه راه چاره میخوام. دوری از همسرم و همینطور 2 ماه بلاتکلیف موندن تو خونه پدرم و از یه طرف هم بچم که اینجا زندگی کردن براش سخته هر کاری میکنه بقیه بهش میگن دست نزن و اینکارو نکن و ... تو خونه 2 تا خواهر دارم که مجرد هستن و از صبح تا شب به کار های بچم ایراد میگیرن و سرش داد میزنن بیچاره بچم عصبی شده. همه اینا اعصابمو خورد کردن . خدایا چیکار کنم دارم داغون میشم. از یه طرف هم حس میکنم که عشق شوهرم به من مثل سابق نیست یه خورده سرد شده دیگه مثل قدیم عاشقانه نگام نمیکنه وقتی تو ماشین پیش هم نشستیم دیگه هر 2 مون انگار حرفی واسه گفتن نداریم و هر 2 مون بیشتر ساکتیم
    بنابراین زیاد معطل نکنید. اگه تو این جدایی همسرتون (که به علت تنهایی کاملا مستعد هم شده) عاشق کسی شد چکار می کنید؟ این سرد شدن ها نشانه خوبی نیست! " شنیدید که "نو که آمد به بازار کهنه میشه دل آزار". اونوقت شما میمونید و یک بچه....
    در ضمن بچه رو باید و نباید گفتن اشکال نداره. بچه با اون سن عصبی نمیشه (اصلا اعصاب بچه چی هست؟) ولی راحت لوس میشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. کاربران زیر از s.vs بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #29



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    14456
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.64
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    خانم عزیز شما باید اول تکلیف خودتون رو با زندگیتون مشخص کنین بعد دنبال تصمیمگیری باشین. شما هنوز خودتونم نمیدونین از زندگی تون چی میخواین. از یه طرف مایلین خونه مستقلی داشته باشین، از طرف دیگه از خونه مجهزی که قبوضش رو هم خونواده شوهرتون پرداخت میکنن، دل نمیکنین.
    از یه طرف میخواین برگردین پیش شوهرتون، از طرف دیگه علاقه سابق رو بهش ندارین.
    از یه طرف میگین پدرشوهرم مثل پدرسالاره، از طرف دیگه میگین حمایت مالی زیادی ازتون میکنه و شوهرتون بدون حمایت پدرش کاری از پیش نمیبره.

    تو هر تصمیمی آدم یه سری چیزا رو از دست میده و یه سری چیزا رو بدست میاره. حالا باید یه مقایسه بکنه ببینه چیزایی که بدست آورده ارزش یه سری محرومیتها رو داشته یا نه؟
    قبل از هر اقدامی باید بدونین چه نوع زندگی مد نظرتون هست.
    اولویت زندگیتون ترمیم روابط زناشویی و خانوادگیتونه یا صرفا میخواین فقط از جنبه مالی تامین باشین.
    پیشنهاد میکنم اول شما و همسرتون پیش یه مشاور برین تا هدفتون از زندگی با هم مشخص بشه تا بعد بتونین با کمک هم یه تصمیم عاقلانه بگیرین.
    مطمئن باشین اگه همسرتون به زندگی با شما دلگرم باشه، تمام تلاشش رو برای خوشبختی شما میکنه.
    اگه تونستین این انگیزه رو در همسرتون ایجاد کنین، میتونین امیدوار باشین که بدون حمایتهای خونواده ایشون هم میتونین از صفر شروع کنین و زندگی شیرینی برای خودتون و دخترتون بسازین.
    نکته دیگه اینکه یاد بگیرین مسائل زندگیتونو توی فامیل پخش نکنین چون بعد از اون حتی اگه خودتونم مثل حالا مایل به بازگشت باشین، بقیه اجازه نمیدن.
    ویرایش توسط talieh : 05-25-2015 در ساعت 04:28 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #30



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضويت
    16436
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    102
    تشکـر
    3
    تشکر شده 44 بار در 31 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : میخواهم برگردم به زندگیم

    خانم talieh شما اگر جای من بودید کدومو انتخاب میکردید زندگی خونه پدرشوهر با امکانات یا زندگی مستقل در خانه رهن با امکانات کمتر؟ البته با توجه به تعاریف و توصیفاتی که کردم از شرایطمون؟ خواهشا یه لحظه عمیقا فکر کنید و همه چیزو در نظر بگیرید و پاسخ بدید. از دوستای دیگه هم خواهش میکنم که جواب بدن برام مهمه چون دیگه میخوام که تصمیم آخرو بگیرم. مرسی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

میخواهم به زندگی ام برگردم

میخوام زندگیم با شوهرم به گذشته برگرده

میخوام برگردم خونه بابام

میخوام به زندگی برگردم

میخوام برگردم به زندگی

میخام برگردم به زندگی

میخوام بع زندگی برگردم

میخوام به شوهرم برگردم

جهیزیه نداریم چیکارکنیم

میخواهم به زندگی برگردم

خودم بایدبیام دنبالت

اگه مستاجری بدبختی

برم مستاجری یا خونه بابام؟

میخوام برگردم به زندگیم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

میخواهمت,  میخواهم چاق شوم,  میخواهم زنده بمانم,  میخواهم مسیحی شوم,  میخواهم بمیرم,  میخواهم,  میخواهمت بمان,  میخواهم به انگلیسی,  میخواهم لاغر شوم,  میخواهم پولدار شوم,  میخواهم برگردم به کودکی,  میخواهم برگردم به روزهای کودکی,  میخواهم برگردم,  میخواهم برگردم به دوران کودکی,  میخواهم برگردم به کودکی حسین پناهی,  میخواهم برگردم به روزهای کودکی ام,  میخواهم برگردم به زمان کودکی,  میخواهم برگردم به,  میخواهم برگردم به کودکی آن زمان,  خدایا میخواهم برگردم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید