مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 15 از 15

موضوع: هشت ماه عقد و جدایی

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    31169
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    7
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : بعد هشت ماه عقد میخوام جدا شم..اما واقعا دوستش دارم..

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    سلام . خودتون میگید یه کمبودایی باعث شده رفتار شما تغییر کنه. همسریبرای شما مناسبه که شرایط روحی شما رو درک کنه و از شما که یه دلتون پره توقع نداشته باشه کوه صبر براش بشید!یا حداقلهمسرتون رو مطلع کنید و بهش بفهمونید که خانواده شما اینجور بودن و شما واقعا به یه همسر که درکتون کنه و باعث ارامش و بهبود حال شما بشه نیازمند هستید.در ضمن مشکلاتی که میگید رو خیلیا حتی بصورت بدتر دارن این دلیل نمیشه ما بگیم چون من نیازام تو خانواده تامین نشده ادم خلافی بشم یا رفتارمو تغییر بدم.شما همیشه برای خودت خوب باش نه دیگران.

    چون اشنای خانوادگی هستیم من نتونستم تمام مشکلاتم رو بگم..
    اما بخشش رو گفتم
    اما متاسفانه تو اکثر بحثامون همونارو پیش کشید
    اینکاراش برام سنگین میشه ک چرا مشکلم رو تو سرم میزنه..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.49
    نوشته ها
    1,333
    تشکـر
    64
    تشکر شده 1,031 بار در 582 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : بعد هشت ماه عقد میخوام جدا شم..اما واقعا دوستش دارم..

    نقل قول نوشته اصلی توسط nazgool نمایش پست ها
    سلام
    امیدوارم بعد مطرح کردن مشکلم بتونید کمکم کنید..
    من ی دختر 24 ساله ام همون طور ک گفتم هشت ماه عقد کردم.
    میخوام از اول اول بگم چون حسم میگه این انتخاب الان من ریشه از بچگیم داره..
    ناگفته نماند نامزدم کمیو کاستی هایی ام داره اما من اصولا تو هرمشکلی برمیگردم ب خودم اول..
    من تو ی خانواده پرجمعیت ب دنیا اومدم
    فرزند اخرم
    مادرم فوق العاده سرد اما بفکر ینی از هیچی دریغ نمیکنه برای زندگیش شاید ب جرات بگم ده برابر پدرم مایع گذاشته و میزاره اما تنها عیبش اینه از بچگی تا حالا ب من محبت نکرده ب صورت اشکار ک منم یاد بگیرم..
    خلاصه از لحاظ مادر ک اینطور از طرف پدرمم بدتر از این..
    خواهر برادرامم همه سوی خودشون بودن فقط تو مواقعی ک اشتباه میکردم سروکلشون پیدا میشد برای حقیر کردن من..
    خلاصه کسی نبود بگه خوب چیه بد چیه..
    نه محبت دیدم ن بلدم ب کسی محبت کنم..
    دوران سردو خاموشی بود دوران مدرسه و دانشگاه...
    طوری شده بودم ک ب همچی سرد بودم بنا ب ظاهر نسبتا خوبم (دور از تعریف)موردهای بدی نداشتم اما کلا ن دنبال عشق حال بودم ن دنبال تشکیل زندگی..
    دنبال شب کردن روز کذاییم بودم و ناراحتی از اینکه قرار صبح شه ..
    از طرف خانوادم خیلی تحت فشار بودم صبح ک پا میشدم تهمت های خواهرم رو میشنیدم شب ک میومدم همونطور بود...
    خیلی اذیت میشدم..
    تا اینکه سر این مورد خانوادم وحشناک اذیتم کردن طوری بود ک با خودم گفتم میرم پی زندگیم نهایتا طلاقه دیگه..
    تنها نکته مثبتش اینه از دستشون خلاص میشم و میرم ی سمتی دیگه..

    غافل از اینکه با این انتخابم داره از چاله در میام و ب چاه میفتم..

    بریم سراغ همسرم..
    29 سالشه کارمنده دستش از اول نوجوونی تو جیب خودش بوده..
    ماشینشو داره خونشم داره..
    اما دست ب خرج کردنش یکم ضعیفه..
    یکمم عصبیه..
    فقط کافیه ی بحثمون شه تا صداش بلند شه..
    دستش بلند شه..
    ناگفته نماند ب قول خودش صدبار نازتو کشیدم ی بار عصبی میشم ک نباید اسم طلاق رو بیاری..
    ب من میگه سردی غرور داری..
    من دقیقا مثل مادرم همه کار میکنم اما ب زبون نمیارم..
    میگه غرورت زندگیمون رو خراب میکنه..
    میدونم همه اینارو..
    اما نامزد من دقیقا مثل پدرمه..

    پدر من فوق العاده خسیس.پول میده اما ب زور
    اخ اینو یادم رفت تو موارد بالا ذکر کنم پدرم ی خیانت کرد ک بین اون همه بچه فقط من فهمیدم..
    خیلی از انرژیم با اون حرکت پدرم ب باد فنا رفت..

    الان با خودم میگم نامزدم ک مثل پدرم سفت اگه مثل اون حرکت های دیگرم بکنه چی؟؟؟
    اگه پس فردا تو زندگی خلاف نظرش گفت و اون منو ب باد کتک گرفت چی؟

    از همچی میترسم
    از این که ادامه زندگیم بدتر از قبل شه چی؟
    از تاریکی میترسم اگه رخنه کنه ب زندگیم چی؟

    کمکم کنید
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazgool نمایش پست ها
    ممنون عزیزم بابت راهنمایی های مفیدت
    اما در مورد غرورم واقعا نمیدونم چکار کنم من از اول انقد مغرور نبودم بخدا...
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazgool نمایش پست ها
    سلام ممنون از وقتی ک گذاشتید
    درست رفتار مادر من اشتباه بود
    من تو صحبتام توضیح دادم ازاول مغرور نبودم
    الانم میخوام خودمو درست کنم نمیشه نمونش ناراحت ک میشم حرف تا نوک زبونم میاد نمیتونم بیانش کنم..
    انگار ی چی داره خفم میکنه..
    فقطو فقط تنها صلاحی ک دارم اشکه ک این موضوع خیلی ازارم میده..
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazgool نمایش پست ها
    حتما امتحانش میکنم..
    ممنونم ک دارید بهم جسارت میدید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazgool نمایش پست ها

    نمیدونم بگم خساست یا اقتصادی بودن اما اصلا هزینه ای نمیکنه..
    اولین مسافرتم ک تو دوران عقد رفتیم دوشبه بود عین دوشبشم تو چادر خوابیدیم..
    خونشونم چون کوچیکه من احساس خوبی ندارم اصلا اما با این حال رفتم خونشون..
    من بخدا تلاش میکنم اما توقعاتش بالاست..
    نقل قول نوشته اصلی توسط nazgool نمایش پست ها

    چون اشنای خانوادگی هستیم من نتونستم تمام مشکلاتم رو بگم..
    اما بخشش رو گفتم
    اما متاسفانه تو اکثر بحثامون همونارو پیش کشید
    اینکاراش برام سنگین میشه ک چرا مشکلم رو تو سرم میزنه..

    سلام

    عزیز متاسفم از آنچه که خواندم البته متوجه جایگاه شما به عنوان بچه آخر در خانواده شلوغ که خودش ایجاد احساس حقارت و کمبود حرمت و عزت نفس و ناتوانی و..... رو میکنه هستم

    از طرفی نبود محبت و پرورش درست و شایدم هم درگیری پدر و مادر شما رو به این نتیجه فرار از خانه و ازدواج کشانده!!!!!!!!؟؟؟؟؟!!!!

    ولی عزیز ازدواج نه درمانه و نه راه فرار از مشکلات و به عبارتی خودش تازه هم مسئولیت آوره و هم چالش آور!؟

    ازدواج خوب و به موقع ودرست و از روی آگاهی خیلی خوبه ولی ازدواج غلط و نادرست میتونه خیللللللی بد باشه

    و درست فرمودید معمولا در ازدواجهای بدون آگاهی وبینش لازم دختران و پسران معمولا شخصی رو انتخاب میکنند که خصوصیات بد والدین خود آنها رو دارند!!؟؟

    کوتاه سخن:

    ازدواج درستی نداشتید عزیز

    شما بنا به علت عدم شناخت از انسان و عشق و ازدواج و صدمات دوران کودکی فعلا کالای ازدواج نیستیدبرای هیچ کس!

    بهتره در مورد انسان و عشق و ازدواج(کتب علمی) بیشتر بخوانید و بدانید

    اگر رابطه جنسی نداشته اید بهتره که حتما تا زیر یک سقف نرفتن نداشته باشید

    از یکی از همکاران حاذق مشاور خانم ما در شهر خود بهره بجوئید

    موفق باشید

    سپاس
    دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  3. 2 کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    31169
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    7
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : بعد هشت ماه عقد میخوام جدا شم..اما واقعا دوستش دارم..

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    سلام

    عزیز متاسفم از آنچه که خواندم البته متوجه جایگاه شما به عنوان بچه آخر در خانواده شلوغ که خودش ایجاد احساس حقارت و کمبود حرمت و عزت نفس و ناتوانی و..... رو میکنه هستم

    از طرفی نبود محبت و پرورش درست و شایدم هم درگیری پدر و مادر شما رو به این نتیجه فرار از خانه و ازدواج کشانده!!!!!!!!؟؟؟؟؟!!!!

    ولی عزیز ازدواج نه درمانه و نه راه فرار از مشکلات و به عبارتی خودش تازه هم مسئولیت آوره و هم چالش آور!؟

    ازدواج خوب و به موقع ودرست و از روی آگاهی خیلی خوبه ولی ازدواج غلط و نادرست میتونه خیللللللی بد باشه

    و درست فرمودید معمولا در ازدواجهای بدون آگاهی وبینش لازم دختران و پسران معمولا شخصی رو انتخاب میکنند که خصوصیات بد والدین خود آنها رو دارند!!؟؟

    کوتاه سخن:

    ازدواج درستی نداشتید عزیز

    شما بنا به علت عدم شناخت از انسان و عشق و ازدواج و صدمات دوران کودکی فعلا کالای ازدواج نیستیدبرای هیچ کس!

    بهتره در مورد انسان و عشق و ازدواج(کتب علمی) بیشتر بخوانید و بدانید

    اگر رابطه جنسی نداشته اید بهتره که حتما تا زیر یک سقف نرفتن نداشته باشید

    از یکی از همکاران حاذق مشاور خانم ما در شهر خود بهره بجوئید

    موفق باشید

    سپاس
    دکتر
    سلام اقای دکتر ممنونم ازتوجهتون
    واقعا ممنونم.

    درسته اول انتخابم برای ازدواج فراراز خونه بود اما خداشاهده الان دنبال درست کردن زندگیم هستم..
    دوست دارم تمام تلاشم رو بکن تا حداقل تهش اگه نشد پیش خودم و خدای خودم شرمنده نباشم..

    درسته تا حالا نسبت ب همچی ضعف نشون دادم و یا بعضی مواقع جا زدم اما الان نمیخوام راحت کوتاه بیام..

    دنبال مشاور خوبم هستم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از nazgool بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    دلم زمینی میخواهد صاف… دلی میخواهد پاک وآسمانی آبی من باشم و آسمان و خدا …! چشمانم را میبندم به هر چه که خواهد شد چون او به برگشت بنده اش امیدواراست و… من به آغوش دوباره اش…
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضويت
    29873
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    276
    تشکـر
    176
    تشکر شده 170 بار در 109 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : هشت ماه عقد و جدایی

    با سلام منم شخصیتم شبیه شخصیت شماست ،

    میدونم خیلی سخته ولی چن بار شجاعت کنین و احساستون به زبان بیارین بعدا میتونین

    از خدا کمک بخواهید در کنار تلاشی که میکنید ، صبر داشته باش چون زمان میخاد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. کاربران زیر از masoume بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    31169
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    8
    تشکـر
    7
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : هشت ماه عقد و جدایی

    نقل قول نوشته اصلی توسط masoume نمایش پست ها
    با سلام منم شخصیتم شبیه شخصیت شماست ،

    میدونم خیلی سخته ولی چن بار شجاعت کنین و احساستون به زبان بیارین بعدا میتونین

    از خدا کمک بخواهید در کنار تلاشی که میکنید ، صبر داشته باش چون زمان میخاد

    امیدوارم بشه..
    فقط خدا کمکم کنه
    ممنون از توجهتون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-27-2015, 03:05 PM
  2. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 09:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

هشت ماهگی کودک,  هشت ماهگی,  هشت ماهگی بارداری,  هشت ماهگی نوزاد,  هشت ماهگي بارداري,  هشت ماهگي نوزاد,  هشت ماهگی جنین,  هشت ماه چند هفته است,  هشت ماهگی یعنی چند هفته,  هشت ماهگي كودك,  ماهر زين,  ماه عسل,  ماه عسل 94,  ماهان ایر,  ماهر المعيقلي,  ماهي اعراض الحمل,  ماه های میلادی,  ماهر المعيقلي سورة يوسف,  ماهو الحب,  ماه های حرام,  محبتك لي وين,  محبت,  محبتين,  محبتك,  محبتنيش,  محبتي,  محبتي لك,  محبتك جارت علي,  محبتك جنون,  محبتكم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید