مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: همسرمو دوست ندارم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    همسرمو دوست ندارم

    بنده سال ۹۲ تو سن ۲۱ سالگی با اقایی ۳۰ ساله عقد کردم و قبلش فقط ۲/۳ ماه باهم اشنایی داشتیم،و من قصد ازدواج نداشتم تا اینکه یه شب وختی کسی تو خونه نبود و ما از ورزش برمیگشتیم بهش گفتم میخای بیا یه چای باهم بخوریم
    داشتیم چای میخوردیم که این گفت میتونم ببوسمت و من خیلی احمقانه گفتم باشه و ادامه داد،داشت نفس نفس میزد و من تا اون موقع با هیچ پسری رابطه نداشتم و اصلا هیچ چیزی نمیفهمیدم.اون شب تموم شد و من صبحش نمیدونستم چیکار کنم و یه تصمیم احمقانه ی دیگه ای گرفتم که چون دچار گناه شدم پس باید باهاش ازدواج کنم و اینو به خونوادم نگفتم و در عرض ۵ روز عقد کردیم.موقع عقد خیلی هم ناراضی نبودم.اصلا ادم بدی نیست ولی هرچقد زمان میگذره من میفهمم که من عاشق این ادم نیستم و فقط مث یه دوست،دوستش دارم
    و یک سال بعد ازدواجم اومدم یه کشور دیگه برای ادامه تحصیل و اون فعلا ایرانه و خیلی همو نمیبینیم و فقط هرشب یک ساعت صحبت میکنیم
    ۴ساله از هم دوریم و من در همه این مدت خیانتی بش نکردم ولی جدیدا تو کلاسمون یه پسری بهم خیلی توجه میکنه و انگار خوشش میاد و منم بعد از ۳ ماه متوجه شدم انگار منم بدم نمیاد ازش
    این موضوع فقط در حد نگاه بوده ولی بازم احساس گناه میکنم و نمیدونم چجوری خودمو جمع و جور کنم.چون نمیخام وقتی تو یه رابطه هستم خیانت کنم.نامزدم ادم خیلی خوبیه و هیچی برام کم نذاشته ولی من عاشقانه دوسش ندارم.و دوس دارم اگه یه روز جرات گفتنش رو داشتم بهش بگم و ازش جدا شم و بعد برم سراغ کس دیگه ای.
    کمکم کنید،چیکار کنم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.51
    نوشته ها
    2,251
    تشکـر
    3,073
    تشکر شده 2,982 بار در 1,552 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : خیانت

    سلام
    ممنون از دعوت دوستمون
    خیلی خوبه که هنوز وارد رابطه ای نشدین و به نظرم فعلا اقدامی نکنید چون خیانت حساب میشه.
    اینکه میگین همسرتون رو دوست ندارین مواردی بود که شما باید قبل ازدواج بهش توجه داشته باشین نه الان که دیگه ازدواج کردین.علاقه چیزی نیست که به مرور زمان ایجاد بشه باید از همون اول یه جرقه اولیه داشته باشه.من حس میکنم شما یا از روی حس ترحم یا سبک سنگین کردن یکسری معیار ها ازدواج کردین نه از روی علاقه که حالا سرد شدین.
    فعلا وارد رابطه ای نشین و با همسرتون صحبت کنید و چند جلسه هم مشاوره حضوری برین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. کاربران زیر از saba95 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Jun 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    311
    تشکـر
    148
    تشکر شده 266 بار در 156 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : خیانت

    سلام
    به نظرم اگر واقعا حسی به همسرتون ندارین خیلی منطقی بهش بگید و ازش جدا شید
    خیلی سخته و آدم نمیتونه با کسی زندگی زناشویی داشته باشه و به عنوان همسر باهاش باشه وقتی حسی بهش نداره و فقط مثله یه دوست قبولش داره اینجوری تا آخر عمر هم خودتون رو عذاب میدید هم اون رو اذیت میکنید
    یه نکته هم اینکه به نظرم ۴ سال دوری و پیش هم نبودن خیلی از عاشق های دو آتیشه رو سرد میکنه چ برسه به شما یه علت سردیتون هم فک میکنم همین باشه شاید اگر پیش هم بودید و محبتهاش رو میدید و ارتباط فیزیکی بیشتری داشتید علاقتون بهش بیشتر میشد
    با توجه به اینکه گفتید ویژگیهای خوبی دارند و اولش بدتون هم نمیومده به نظرم اگه فکر میکنید این علاقه میتونه بعد از این ایجاد بشه و علاقه مندی بوجود بیاد سعی در حفظ این رابطه بکنید و به نظرم مشاوره حضوری خیلی میتونه بهتون کمک کنه ولی اگه میدونید این حس ایجاد نمیشه خودتون رو عذاب ندید و به خاطر دلسوزی با کسی زندگی نکنید چون این به نفع اونم هست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از moeinvk بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    5.99
    نوشته ها
    9,671
    تشکـر
    4,201
    تشکر شده 10,159 بار در 5,094 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : همسرمو دوست ندارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط shimaferi نمایش پست ها
    بنده سال ۹۲ تو سن ۲۱ سالگی با اقایی ۳۰ ساله عقد کردم و قبلش فقط ۲/۳ ماه باهم اشنایی داشتیم،و من قصد ازدواج نداشتم تا اینکه یه شب وختی کسی تو خونه نبود و ما از ورزش برمیگشتیم بهش گفتم میخای بیا یه چای باهم بخوریم
    داشتیم چای میخوردیم که این گفت میتونم ببوسمت و من خیلی احمقانه گفتم باشه و ادامه داد،داشت نفس نفس میزد و من تا اون موقع با هیچ پسری رابطه نداشتم و اصلا هیچ چیزی نمیفهمیدم.اون شب تموم شد و من صبحش نمیدونستم چیکار کنم و یه تصمیم احمقانه ی دیگه ای گرفتم که چون دچار گناه شدم پس باید باهاش ازدواج کنم و اینو به خونوادم نگفتم و در عرض ۵ روز عقد کردیم.موقع عقد خیلی هم ناراضی نبودم.اصلا ادم بدی نیست ولی هرچقد زمان میگذره من میفهمم که من عاشق این ادم نیستم و فقط مث یه دوست،دوستش دارم
    و یک سال بعد ازدواجم اومدم یه کشور دیگه برای ادامه تحصیل و اون فعلا ایرانه و خیلی همو نمیبینیم و فقط هرشب یک ساعت صحبت میکنیم
    ۴ساله از هم دوریم و من در همه این مدت خیانتی بش نکردم ولی جدیدا تو کلاسمون یه پسری بهم خیلی توجه میکنه و انگار خوشش میاد و منم بعد از ۳ ماه متوجه شدم انگار منم بدم نمیاد ازش
    این موضوع فقط در حد نگاه بوده ولی بازم احساس گناه میکنم و نمیدونم چجوری خودمو جمع و جور کنم.چون نمیخام وقتی تو یه رابطه هستم خیانت کنم.نامزدم ادم خیلی خوبیه و هیچی برام کم نذاشته ولی من عاشقانه دوسش ندارم.و دوس دارم اگه یه روز جرات گفتنش رو داشتم بهش بگم و ازش جدا شم و بعد برم سراغ کس دیگه ای.
    کمکم کنید،چیکار کنم؟

    دوست عزیز اولین کار شما اینه که بدونید در این زندگی دنبال چی هستید ؟
    شما از سال 92 تا سال 96 با تردید پیش رفتید .
    و این با گفته ها شما سازگار نیست .
    چطور ممکنه وقتی لباسی رو دوست ندارید به هر ترتیبی شده به تن نمیکنید .
    ولی یک رابطه رو 4 ساله ادامه دادید و باز در این مورد تردید دارید ؟
    اشکال کار در اینجاست که شما با تردیدتون باعث سرگردانی یک زندگی مشترک شدید .
    زندگی مشترکی که نسبت بهش مسئول هستید .
    چون جایی که باید سخن میگفتید سکوت کردید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 91
    آخرين نوشته: 12-17-2015, 12:36 AM
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-28-2015, 02:01 PM
  3. فقط ميخواد دوست پسر دوست دختر باشيم
    توسط آگرين در انجمن روابط دختر و پسر
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 06-23-2015, 02:50 PM
  4. بحث آزاد:پیشنهاد رابطه جنسی بین دختر و پسر
    توسط saeed021 در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 05-20-2015, 01:05 AM
  5. نمیتونم به خانواده بگم دختری رو دوست دارم
    توسط fardayenik در انجمن سایر موارد ازدواجی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 11-11-2014, 03:08 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
همسرمو چی صدا کنم,  همسرمو دوست ندارم,  همسر مونا فرجاد,  همسرمو خیلی دوست دارم,  همسرمو دوست ندارم چکار کنم,  همسر مورات بوز,  همسر مونیکا بلوچی,  همسر موقت هلو,  همسرتونو چی صدا بزنیم,  همسر موقت اصفهان,  همسرمو دوست ندارم,  همسرمو دوست ندارم چکار کنم,  همسرمو خیلی دوست دارم,  همسرمو دوست دارم چون,  من همسرمو دوست دارم,  چرا همسرمو دوست ندارم,  پروفایل همسرمو دوست دارم,  ظاهر همسرمو دوست ندارم,  شغل همسرمو دوست ندارم,  قصد ازدواج دارم,  قصد ازدواج ندارم,  قصد ازدواج,  قصد ازدواج ندارم یعنی چه,  قصد ازدواج داشتن به انگلیسی,  قصد ازدواج داشتن,  قصد ازدواج ندارم به انگلیسی,  قصد ازدواج ندارد,  قصد ازدواج دختر,  من قصد ازدواج دارم,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من فضلك,  من سيربح المليون,  مناسك الحج,  من الوزارات,  منتخب مصر,  منتدى الجلفة,  مناسك العمرة,  منصور السالمي,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید