مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2013
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    Thumbs up یاد آوری گذشته تلخ بعد از ازدواج
    با سلام. من 26 سالمه و 7 ماه ازدواج کردم . و همش تو ذهنم خاطراته بد گذشته مرور میشه. مثلا اذیت های که تو جمع اوری پایان نامه کشیدم یا رفتار بد استاد با من.یا معلم دوران دبیرستان ,یا پسری که تو دوران دانشجو باهم دوست بود و خیلی خیلی اذیتم کرد و چون من نمیخواستمش تهدیدم میکرد و اسایشمو ازم گرفته بود و بهد 2 سال الان هم تو خیابون از دور کسی رو شبیه اون میبینم و از ترس دلم میریزه در حالی که اون یه شهر دیکه است من یه جای دیگه.نمیدونم از اون موقع ترس تو دلم مونده یا چی ؟الان هم شبا تو خونه میترسم اگه تنها باشم یا با شوهرم تو اتاق میخوابم از هال میترسم ولی اگه کسی مثلا خواهر شوهر یا برادر شوهر تو هال بخوابه منم با خیال اسوده تو اتاقمون میخوابم و اصلا ترس دیگه یادم نمیوفته . شبا احساس میکنم کسی به چشم میخوره یا کسی هست ولی خودمم میدونم همش فکرهای بده که سراغم مییاد. ممنونم از راهنماییتون.<img src="http://forum.moshaver.co/images/smilies/moshaver/biggrinsmiley.gif" alt="" title="Biggrin Smiley" smilieid="13" class="inlineimg" border="0">
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,612
    تشکـر
    4,074
    تشکر شده 9,695 بار در 4,783 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گذشته ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط nasr نمایش پست ها
    با سلام. من 26 سالمه و 7 ماه ازدواج کردم . و همش تو ذهنم خاطراته بد گذشته مرور میشه. مثلا اذیت های که تو جمع اوری پایان نامه کشیدم یا رفتار بد استاد با من.یا معلم دوران دبیرستان ,یا پسری که تو دوران دانشجو باهم دوست بود و خیلی خیلی اذیتم کرد و چون من نمیخواستمش تهدیدم میکرد و اسایشمو ازم گرفته بود و بهد 2 سال الان هم تو خیابون از دور کسی رو شبیه اون میبینم و از ترس دلم میریزه در حالی که اون یه شهر دیکه است من یه جای دیگه.نمیدونم از اون موقع ترس تو دلم مونده یا چی ؟الان هم شبا تو خونه میترسم اگه تنها باشم یا با شوهرم تو اتاق میخوابم از هال میترسم ولی اگه کسی مثلا خواهر شوهر یا برادر شوهر تو هال بخوابه منم با خیال اسوده تو اتاقمون میخوابم و اصلا ترس دیگه یادم نمیوفته . شبا احساس میکنم کسی به چشم میخوره یا کسی هست ولی خودمم میدونم همش فکرهای بده که سراغم مییاد. ممنونم از راهنماییتون.
    دوست عزیز این طبیعیه الان که در ارامش فکری و ذهنی هستید ...

    ذهنتون برگشت به گذشته داشته باشه ...

    این یک حالت کاملا" طبیعیه ...

    و باید اصلا" اجازه وارد شدن بهشون ندید ... وگرنه هر بار که به ذهن شما هجوم میارن باعث میشه که تعال و ارامشتون به هم بریزه ...

    در ضمن در مورد این مشکل چون ذهنتون خیلی درگیر بود ترشح هورمونهایی مثل کورتیزول دچار مشکل شده ...

    پس توصیه میکنم پیش یک متخصص روانپزشک برید ...

    این مورد با دارو قابل حل شدنه ... اصلا" نگران نباشید ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  3. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.98
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : گذشته ها
    راستش قبول دارم ترس داره ...

    چه میشه کرد این اتفاقات در پس زمینه ذهنمون باقی می مونه ...

    و هر از گاهی با ترس نمود پیدا میکنن... البته باید بگم این حالت همچینم بدک نیست یاد روزای سخت گذشته که میفتی بعد میبینی الان در یک

    آرامش جذاب هستی ... خب خودش یه حال خوشمزه داره ....

    خب برای اینکارم میتونی به موسیقی دلخواهت گوش بدی و به آینده روشنت فکر کنی و به اینکه چطور در کنار همسرت خوشبخت میشی ...

    چون تو به این هورمونای شادی بخش نیاز داری ...

    در ضمن میتونی این هورمونا رو با ورزش و یا پیاده روی بدست بیاری ...

    خب دیگه لازمه ما دخترا یه خورده قوی باشیم و اینقدر ترسو نباشیم ...

    واست ارزوی خوشبختی میکنم ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    دلنوشته کاربر
    اين نيز بگذرد ...
    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    583
    تشکـر
    61
    تشکر شده 355 بار در 246 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard
    پاسخ : گذشته ها
    به خاطر اينكه در گذشته خيلي عذاب كشيدي هنوز مغزت نميتونه آرامش الانو هضم كنه . وقتي به ياد گذشته ها ميفتي اشكالي نداره بهش فكر كن و با الان مقايسه اش كن . اينكه بخواي از خاطرات گذشته فرار كني بدتره و دوباره مياد سراغت و باعث تضعيف روحيه و اعتماد به نفست ميشه . بابت همه خوشبختي هاي الانت از خدا تشكر كن و با خدا حرف بزن اين خيلي بهت آرامش ميده .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. کاربران زیر از بهار شريف بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #5

    دلنوشته کاربر
    .:: تا خدا هست تنهایی چیست ؟ ::. .: There is a God What are alone :.
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    279
    تشکـر
    12
    تشکر شده 171 بار در 125 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : گذشته ها
    شما ذهن پریشان و ناآرامی دارید و کمی هم دارای توهمات کاذب هستید که شاید ناشی از اتفاقاتی است که در گذشته برای شما رخ داده .
    اول اینکه دوستی شما با یک پسر به سبک امروزی که دیگه رونق پیدا کرده باعث این موضوع شده و اگر شما کمی پاکدامنی و کنترل پیشه میکردید و سمت دوستی با جنس مخالف نمیرفتید الان به این وضع دچار نمیشدید . یکی از عوارض همین نوع دوستی ها سخت فراموش کردنشونه . و شاید حتما به همسرتون هم راجبه این موضوع چیزی نگفتید و پنهان کاری کردید که اصلا کار درستی نیست .
    دوم برای درمان این موضوع اول به یاد خدا باشید و از او کمک خواسته و نمازتون رو ترک نکنید . یاد خداوند آرامش بخش قلب هاست .
    دوم سعی کنید خودتون رو متقاعد کنید که دیگر آن پسر وجود نداره و آن معلم هم نیست و الان شما در کنار همسرتون زندگی خوبی دارید . اگر از تاریکی میترسید یک شب دل به دریا بزنید و به تاریکی برید و با ترستون رو در رو شوید و خواهید فهمید که هیچ کس در تاریکی وجود نداره .
    البته تا توهمات و ذهن خودتون رو از گذشته پاک نکنید این رویه امکان پذبر نیست . چون توهمات مانند برچسبی رو روی ذهن و دیده شما قرار میگیرن و تا این برچسب کنده نشه شما واقعیت رو نمیبینید
    از غم و غصه خوردن دوری کنید و با همسرتون به سفر و گردش برید و کاری که دوست دارید انجام بدید و هر وقت به یاد گذشته افتادید سریعا شروع به انجام کاری کنید که مشغله ذهنی شما رو بهم بزنه .
    در آخر این ساخته ذهن شماست . خرابش کنید
    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    "اگر امیدی نداری ... امید بساز "
    "あなた
    望を作る希望しない場合は"
    ..........................................
    "جهت مشاوره پیغام خصوصی داده شود "


  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : یاد آوری گذشته تلخ بعد از ازدواج
    .......
    ویرایش توسط M.ghezel : 11-15-2016 در ساعت 09:30 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

یاد گذشته بعد از ازدواج

یاد آوری گذشته در زندگی زناشویی

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

یادگار خالیدی,  یادگاری,  یادی لەدایک بوون,  یادی هاوسەرگیری,  یادی خوا,  یاد,  یا دنیا,  یادی تۆ,  یادت ئەکەم,  یادگیری زبان فارسی,  یادآوری,  یادآوری در جدول,  یادآوری کامل,  یادآوری مطلق,  یادآوری عددنویسی و محاسبات عددی,  یادآوری به انگلیسی,  یادآوری خاطرات,  یاد آوری عدد نویسی ششم,  یادآوری دارو,  یادآوری عشق,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید