مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 38
موضوع: مشکل نازایی
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    مشکل نازایی
    سلام. 27 سالمه و 6 ساله ازدواج کردم. عاشق همسرم هستم و شوهرم هم بی نهایت منو دوست داره، جوری که علاقه ما به هم بین فامیل و آشنا مثال زدنیه. خونواده همسرم از نظر مالی حمایتمون کردن و یه خونه بهمون دادن تا مشکل اجاره نداشته باشیم. وضع مالی مون هم جوری نیست که مجبور باشم کار کنم، البته تا پارسال شاغل بودم ولی بعد از اتمام کارم دیگه جایی مشغول نشدم.
    در ظاهر زندگی ایده آلی داریم. همسری مهربان و دست و دلباز و خانواده هایی خوب و همگی تحصیلکرده ایم.
    اما یه قضیه ای شدیدا منو آزار میده و متاسفانه زندگیمونو تحت تاثیر قرار داده. مطمئنم اگه همینجور پیش بره مشکلات حادی ایجاد میکنه.
    من یکسال بعد از ازدواجم برای یه مساله ای مراجعه کردم به دکتر زنان. با اینکه قصد بارداری نداشتم اما دکتر اصرار کرد آزمایش برامون بنویسه.
    از فردای روزی که جواب آزمایش ها اومد زندگی برای من تیره و تار شد. من پلی کیستیک بودم و همسرم واریکوسل حاد داشت.
    وقتی فهمیدم دنیا دور سرم چرخید.
    به جای اینکه از جوونیم لذت ببرم، کارم شده بود از این مطب به اون مطب رفتن.
    داروهای من که فیل رو هم از پا مینداخت. خونریزی های شدیدی پیدا کرده بودم چون دکترم قرصهایی برام نوشته بود که تخمک گذاریم بیشتر شه تا شانس بارداریم بره بالا و کیستهام برطرف شه.
    همسرم هم به اصرار من عمل کرد. ولی فقط 6 ماه حالش خوب بود، تو آزمایش مجدد همه چی برگشته بود سر جای اولش.
    از طب نوین و سنتی و عرفانی و..... هرچی بگین رفتیم.
    رویان هم جواب نداد. فقط کیسه های قرص و آمپول بارمون میکردن. آزمایشاتی که برام مینوشتن وحشتناک بود، آدمو یاد شکنجه های قرون وسطا مینداخت. هنوزم از یادآوری شون حالم بد میشه و عصبی میشم.
    خلاصه کنم 4 سال از بهترین دوران عمرم تو مراکز ناباروری گذشت. اون هم با اشک و آه.
    هزینه های سرسام آورش یه طرف، دردی که میکشیدم هم یه طرف.
    تو این میون هرکسی از اطرافیانم که باردار میشد باید خودمو شاد نشون میدادم و غصه هامو مخفی میکردم. بعد هم مثل یه خاله خوب براشون کادو میبردم و قربون صدقه شون میرفتم که نگن حسوده.

    الان 5 سال از اون زمان میگذره. همه دوستام بی دردسر بچه دار شدن. کسایی که بعد از من ازدواج کرده بودن یا باردارن یا بچه دار شدن. اما من خیلی خسته م. حسرت روزایی رو میخورم که بیخودی دنبال چیزی رفتم که نتیجه ای نداشت.
    به جایی رسیدم که به طرز احمقانه ای نسبت به مادران اطرافم حسادت میکنم. از خودم بدم میاد.
    همسرم کلافه شده از بس گریه های منو تحمل کرده. حسابی بلاتکلیفم. یه بار زدم به سیم آخر. رفتم پرورشگاه درخواست بدم ولی چون سند ششدانگ به نام خودمون نداشتیم نشد.
    روزای بدی رو میگذرونم.
    کارم شده گریه. نمیتونم از فکرش بیرون بیام. دارم افسرده میشم. همش کارایی که واسه بچه دار شدن کردم یادم میفته و حالم بد میشه. این اواخر دکترا میگفتن دیگه نمیدونیم چکار کنیم. تو خوب شدی و همسرت هم با اینکه ضعیفه ولی در حدی نیست که نازایی ایجاد کنه، نمیدونیم مشکل چیه.
    به همین راحتی، آب پاکی رو ریختن رو دستمون! آخرین دکتری که رفتم گفت اگه عجله داری بیا IVF. رفتم تموم آزمایشاتشم دادم. هفته آخر استرس بدی گرفتم. من که به استخاره اعتقاد نداشتم، زنگ زدم دفتر آقای جعفری تبار. جوابش خیلی بد اومد و علنا میگفت نباید اینکارو کنم. ولش کردم و نرفتم. اونقدر داغون بودم که حس میکردم چیزی برای از دست دادن ندارم.
    یکدفعه تصمیم گرفتیم تمام داروهامونو قطع کنیم. همینکارم کردیم. الان بیشتر از 1 ساله همه چیزو تعطیل کردم. نه دکتر میرم نه دارو میخورم. از اون روز هرکسی زایمان میکنه قیافه مهربون میگیرم، از درون خرد میشم ولی با خوشحالی بهش تبریک میگم. خیلی دردناکه ولی چاره ای نیست. اما این دوماه اخیر به خاطر فوت چند نفر از عزیزانم خیلی حساستر شدم و بی اختیار مدام گریه میکنم. حس میکنم بزودی همسرم یا پدرومادرمو از دست میدم و دیگه انگیزه ای برای ادامه زندگیم ندارم. همسرم از این بابت خیلی ناراحته و اصرار داره درمان هامونو مجددا پیگیری کنیم ولی من از یادآوری اونچه که تو این سالها برما گذشته، تنم میلرزه و نمیخوام دوباره تکرار شه.
    بگین من چکار کنم. خیلی حالم بده.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    131
    تشکـر
    0
    تشکر شده 89 بار در 60 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : نازایی
    عزیزم میشه بپرسم کجا زندگی میکنید؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.47
    نوشته ها
    546
    تشکـر
    885
    تشکر شده 616 بار در 308 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    پاسخ : نازایی
    واقعا از چیزی که خوندم ناراحت شدم عزیزم توکل بر خدا داشته باش درست میشه. یه سوال بالاخره شما یه روز خودتون صاحب خونه میشید و یه خونه به اسمتون میخوره پس یکم صبر کن بعدشم هنوز سنت زیاد نیست میدونم تحملش سخته ولی ما داشتیم تو 40 سالگی و بعد از 15 سال ازدواج بطور کاملا طبیعی بچه دار شدن با توکل بر خدا و ائمه شماهم بچه دار میشید
    . یه چیزی که من شندیم اینه که بخاطر مصرف قرص و دواهای هرمونی و نازایی و ... احتمال افسردگی بیشتر میشه بخصوص اینکه الانم بخاطر فوق عزیزانی که گفتی انرژی منفی هم داری پس سعی کن شاد زندگی کنی و به این فکر کن که بالاخره یکروز بچه دار میشی پس بهتر از حالا جوون و شاد بمونی چون بچه ها حوصله یه مامان پیر و زشت و غر غرووووو رو ندارن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    Who looses today, won’t find tomorrow, There is nothing important as today

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : نازایی
    تهران هستیم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    131
    تشکـر
    0
    تشکر شده 89 بار در 60 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : نازایی
    یه مرکز ناباروری توی اصفهان هست که خیلیا ازش نتیجه دیدن،زن دایی منم 16 سال باردار نمیشد به این بیمارستان که اومد مشکلش حل شد و الان 3تابچه داره ویکی دیگه از آشناهامون که ازهمه جا قطع امید کرده بود در سن44سالگی با مراجع به این بیمارستان باردار شد به صورت کاملا طبیعی،اگه دوس دارین یه سری به این بیمارستان بزنید ایشالا شمام جواب بگیرید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : نازایی
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ti Ti نمایش پست ها
    یه مرکز ناباروری توی اصفهان هست که خیلیا ازش نتیجه دیدن،زن دایی منم 16 سال باردار نمیشد به این بیمارستان که اومد مشکلش حل شد و الان 3تابچه داره ویکی دیگه از آشناهامون که ازهمه جا قطع امید کرده بود در سن44سالگی با مراجع به این بیمارستان باردار شد به صورت کاملا طبیعی،اگه دوس دارین یه سری به این بیمارستان بزنید ایشالا شمام جواب بگیرید
    راستش اونقدر زجر کشیدم که اصلا دلم نمیخواد دوباره پام به این مراکز باز بشه.
    کسایی که این مشکلو دارن میفهمن من چی میگم. خیلی چیزارو تو فضای عمومی نمیشه مطرح کرد. همینقدر بگم که از خوابیدن رو تخت معاینه و باقی قضایا چندشم میشه. چند بار اینکارو کرده باشم خوبه؟ کدومتون تاحالا عکس رنگی رحم گرفتین؟ تصورشم وحشتناکه. اصلا نمیتونم خودمو راضی کنم که برگردم سر خونه اول. فقط یه راهی میخوام که لااقل بهش فکر نکنم. خودمم خسته شدم. من دختر شاد و شیطونی بودم. همسرم همیشه میگه به خاطر این اخلاقت عاشقت شدم.
    اما حالا از اون دختر شاد، تبدیل شدم به یه آدم ناامید که گاهی آرزوی مرگ میکنم. میترسم همسرم خسته بشه و ولم کنه. به خدا دست خودم نیست. هر لحظه خاطرات دکترایی که رفتم میاد تو ذهنم و بهم میریزم.
    یه راهی بگین بهش فکر نکنم. حتی برای فرار از فکروخیال مشغول کارای گرافیکی شدم که ساعات زیادی از روزمو پر کرده و با علاقه انجامش میدم ولی جدیدا حین نقاشی کشیدن هم افکار منفی تو ذهنم میچرخه و کلافه م میکنه.
    نمیدونم چطوری از دستشون خلاص شم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    131
    تشکـر
    0
    تشکر شده 89 بار در 60 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : نازایی
    نقل قول نوشته اصلی توسط talieh نمایش پست ها
    راستش اونقدر زجر کشیدم که اصلا دلم نمیخواد دوباره پام به این مراکز باز بشه.
    کسایی که این مشکلو دارن میفهمن من چی میگم. خیلی چیزارو تو فضای عمومی نمیشه مطرح کرد. همینقدر بگم که از خوابیدن رو تخت معاینه و باقی قضایا چندشم میشه. چند بار اینکارو کرده باشم خوبه؟ کدومتون تاحالا عکس رنگی رحم گرفتین؟ تصورشم وحشتناکه. اصلا نمیتونم خودمو راضی کنم که برگردم سر خونه اول. فقط یه راهی میخوام که لااقل بهش فکر نکنم. خودمم خسته شدم. من دختر شاد و شیطونی بودم. همسرم همیشه میگه به خاطر این اخلاقت عاشقت شدم.
    اما حالا از اون دختر شاد، تبدیل شدم به یه آدم ناامید که گاهی آرزوی مرگ میکنم. میترسم همسرم خسته بشه و ولم کنه. به خدا دست خودم نیست. هر لحظه خاطرات دکترایی که رفتم میاد تو ذهنم و بهم میریزم.
    یه راهی بگین بهش فکر نکنم. حتی برای فرار از فکروخیال مشغول کارای گرافیکی شدم که ساعات زیادی از روزمو پر کرده و با علاقه انجامش میدم ولی جدیدا حین نقاشی کشیدن هم افکار منفی تو ذهنم میچرخه و کلافه م میکنه.
    نمیدونم چطوری از دستشون خلاص شم.
    عزیزم میدونم سخته چون من زن داییمو دیدم که چقد سختی کشید،ولی باردار شدنم به آرامش روحی کامل نیاز داره چون استرس و افسردگی مانع این کار میشه پس اولین کسی که میتونه بهت کمک کنه خودت هستی،عزیزم زندگی جریان داره دنیا که به آخر نرسیده تو شوهرتو دوس داری پس الان اون انگیزه زندگیته باهم شاد باشید و تنوع برای هم ایجاد کنید مسافرت برید مهمونی برید با دوستاتون باشید باخانوادتون باشید،ایشالا وقتی از لحاظ روحی م خودتون و هم همسرتون خوب شدید دوباره اقدام کنید
    یه چیزی رو فراموش نکنید اینکه از داشته هاتون لذت ببرید ونزارین حسرت نداشته ها زندگی الانتونو تحت تاثیر قرار بده،تو تاپیکا یه سر بزنید ببینید چقد کسایی هستن که از اخلاق شوهر و زندگیشون راضی نیستن،پس خدارو شکر کنید که همسر خوب و زندگی ایده آلی دارید پس ازش لذت ببرید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    42
    تشکـر
    0
    تشکر شده 15 بار در 12 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    عزیزم منم خواهرم مشکل تورا داره دقیقا هم سن وسال شماس وباردار نمیشه شوهرشم واریس بیضه داره وتنبلی تخمدان واقعا نمیدونم چیکار کنیم سخته میدونم اما ............فقط میتونم باهات همدردی کنم و بگم صبور باش چون ادمایی هستن که بعداز 15 سال بچه دار شدن وبرات از صمیم دل دعامیکنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    من همیشه برای کارام برنامه ریزی دارم و خیلی بهم میریزم اگه کاری طبق برنامه ریزی پیش نره.
    تو زندگی مجردی هم چه خودم چه همسرم خیلی منظم و آینده نگر بودیم. حالا تصور کنین یه دفعه همه چی خراب بشه. من همیشه فکر میکردم تا قبل از سی سالگی 2 تا بچه داشته باشم. اما الان حتی نمیتونم یکی شو داشته باشم. وقتی میریم پارک و بچه ها رو میبینم که مادراشون قربون صدقه شون میرن، یا تو مهمونیا همه از بچه هاشون تعریف میکنن و من باید برو بر نگاه کنم و نمیتونم تو بحث هاشون شرکت کنم، هرکسی هم میپرسه چرا نی نی نمیاری، دروغکی بگم هنوز تصمیم نداریم، یا شوهرم دوست نداره، یه وقت هم که درددل میکنم همیشه چندتا جواب تکراری میشنوم.
    یا میگن همسن های تو هنوز شوهر نکردن (که البته من دورو برم پر از دخترای کم سن و ساله که بچه هم دارن)
    یا میگن توکل کن به خدا (آخه 5 سال چشم انتظاری کم نیست. تا کی رو هوا منتظر امداد غیبی باشم)
    یا میگن بیا دکتر خوب بهت معرفی کنیم. (بعید میدونم جایی مونده باشه که نرفته باشم)
    دلم میخواد از همه چی بکنم برم یه جای دور، از همه دور باشم زندگیمو بکنم. نه بچه ای دور و برم ببینم نه نگاه های کنجکاو بقیه رو حس کنم.
    واقعا کلافه م. وقتی میبینم دیگرون چقدر راحت برای زندگیشون برنامه ریزی میکنن، کی خونه بخرن، کی ادامه تحصیل بدن، کی بچه اول و کی دومی رو بیارن و.....
    دلم به حال خودم میسوزه. اونقدر اعتماد به نفسم رو از دست دادم که کم کم خودمو از جمع کنار کشیدم و تنهایی رو ترجیح میدم. حس میکنم منزوی شدم. حوصله کارای عادی روهم ندارم. خیلی میترسم. از اینکه 15 سال انتظارم طول بکشه وحشت زده میشم. آخه تو 40 سالگی که مردم بچه هاشونو عروس و داماد میکنن، من زنگوله پای تابوت میخوام چکار؟
    من دیگه بریدم. فقط بگین چکار کنم که فکرم آزاد بشه. همینکه بهش فکر نکنم برام کافیه ولی نمیدونم چجوری.
    ببخشید اینقدر منفی بافی میکنم. آخه دلم خیلی گرفته. کسی رو ندارم دردمو بهش بگم. همسرم که بدتر از من خیلی عاطفیه و طاقت یه قطره اشک منم نداره. دلم نمیاد ناراحتش کنم.
    مامانم هم همینجوری غصه منو میخوره، یکی دوبار هم که بهش گفتم خیلی غصه خورد.
    خواهرم هم دیگه از دستم خسته شده، میگه عین پیرزن های غرغرو شدی. هیچکس درک نمیکنه چقدر ناراحتم.
    خودمم از دست خودم خسته شدم. میخوام مثل قبل باشم. شاد و پرانرژی. فقط بگین چکار کنم از فکرش بیام بیرون، همین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    53
    تشکـر
    80
    تشکر شده 26 بار در 18 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    عزیزم خیلی ناراحت شدم و از ته دل واستون دعا میکنم
    ولی شما داری همه چیز رو فدای بچه دار شدن میکنی
    شوهرت خیلی ادم خوبیه چرا با اینکارا و گریه ها آزارش میدی ... خیلیا بچه هاشون شدن بلای جونشون
    شما که میگی دکتر گفته هیچ مشکلی ندارین و نمیدونن چرا حامله نمیشین
    من بهت پیشنهاد میدم توی فکر این باشین که شرایط بچه گرفتن از بهزیستی رو تکمیل کنید و به هیچ وجه هم جلوگیری نکنید
    خدارو چه دیدی شاید بعد اینکه یه بچه گرفتین و ثواب کردین خدا به خودتونم یه هدیه الهی و یه فرزند خوب داد
    از پدر مادر همسرت بخواین که خونه رو به اسمتون کنن تا بتونید بچه بیارین و به عوضش کم کم پول خونه رو بهشون برگردونید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara_1993 نمایش پست ها
    عزیزم خیلی ناراحت شدم و از ته دل واستون دعا میکنم
    ولی شما داری همه چیز رو فدای بچه دار شدن میکنی
    شوهرت خیلی ادم خوبیه چرا با اینکارا و گریه ها آزارش میدی ... خیلیا بچه هاشون شدن بلای جونشون
    شما که میگی دکتر گفته هیچ مشکلی ندارین و نمیدونن چرا حامله نمیشین
    من بهت پیشنهاد میدم توی فکر این باشین که شرایط بچه گرفتن از بهزیستی رو تکمیل کنید و به هیچ وجه هم جلوگیری نکنید
    خدارو چه دیدی شاید بعد اینکه یه بچه گرفتین و ثواب کردین خدا به خودتونم یه هدیه الهی و یه فرزند خوب داد
    از پدر مادر همسرت بخواین که خونه رو به اسمتون کنن تا بتونید بچه بیارین و به عوضش کم کم پول خونه رو بهشون برگردونید
    امشب با همسرم دوتایی رفتیم گردش. بعد هم از پاساژ یه جفت کفش نوزاد خریدم و با شوق و ذوق گفتم اینو برای دختر یکی از اقوام همسرم که به تازگی باردار شده خریدم تا خوشحالش کنم.
    همسرم چشماش گرد شده بود از تعجب پرسید انگار تو بیشتر از مادر بچه ذوق داری.
    سعی کردم خودمو نبازم.راجع به چیزای خوب باهم کلی گپ زدیم.بعدم برگشتیم خونه و کفشها رو با دقت کادو کردم.
    همسرم امشب خیلی خوشحال بود. شاید باورتون نشه ولی چشماش از شادی برق میزد.
    خودمم حس بهتری دارم. شاید اگه با خوشحالی دیگرون تلاش کنم شاد بشم، خدا به خودم هم یه نی نی داد.
    فقط توروخدا برام دعا کنین. خیلی دلم شکسته.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. 2 کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    312
    تشکـر
    116
    تشکر شده 140 بار در 94 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    کار بسیار خوبی کردید.
    این افکار و پرورش نده- وقت خودتو صرف رهایی از این افکار نکن-
    خدارو چی دیدی ناممکن رو ممکن میکنه-امیدت به خدا باشه-
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از absh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    126
    تشکـر
    369
    تشکر شده 145 بار در 78 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    سلام دوست عزیز اینو تازگی برای یه دوستام خوندم
    از شیخ بهایی منقول است که به جهت حمل زنان سوره رعد ایه31"ولو قرانا...جمیعا"را به حروف مقطعه بنویسد "و ل و ا ن ق ر ا ن اً..."و بر پهلوی زن بندد حامله شود."فرمودند برای 900 زن نسخه کردم همگی حامله شدند."
    باورت میشه من خیلی وقت ندارم برای کسی چیزی بفرستم چون یه بچه اتیش پاره دارم اگه ناشکری نباشه که هست به نظرم تا بچه نیومده نفس بکش البته میدونم میگی نفست از جای گرم بلند میشه اما برو خوش باش.البته بچه برکت خدا برکت زندگیتو زیاد کنه اما تا نیومده برو خوش باش
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    نقل قول نوشته اصلی توسط zramzni نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز اینو تازگی برای یه دوستام خوندم
    از شیخ بهایی منقول است که به جهت حمل زنان سوره رعد ایه31"ولو قرانا...جمیعا"را به حروف مقطعه بنویسد "و ل و ا ن ق ر ا ن اً..."و بر پهلوی زن بندد حامله شود."فرمودند برای 900 زن نسخه کردم همگی حامله شدند."
    باورت میشه من خیلی وقت ندارم برای کسی چیزی بفرستم چون یه بچه اتیش پاره دارم اگه ناشکری نباشه که هست به نظرم تا بچه نیومده نفس بکش البته میدونم میگی نفست از جای گرم بلند میشه اما برو خوش باش.البته بچه برکت خدا برکت زندگیتو زیاد کنه اما تا نیومده برو خوش باش
    ممنون که به فکر افتادین برای مشکل من چاره ای پیدا کنین.
    راستش از این کارا زیاد کردم. دعای فلان امام و انگشتر فیروزه و نماز فلانی و....
    گفتم که دنبال طب عرفانی هم رفتم و فایده ای نداشت.
    نمی دونم والا. اگه قراره تا آخر عمر بدون بچه بمونم، بالاخره مجبورم یه جوری باهاش کنار بیام. الان فقط راه کنار اومدن با این مساله رو نمیتونم پیدا کنم.
    به خودم باشه بالاخره یه جوری سر خودمو گرم میکنم ولی حرفای بقیه چه از رو بدجنسی، چه از رو دلسوزی و چه از رو کنجکاوی خیلی آزارم میده.
    یه عده تا منو میبینن پچ پچ میکنن. تاسف میخورن و ترحم آمیز بهم زل میزنن. لابد با خودشون میگن چطور حاضر شده با این نقصی که داره، تو جمع حاضر شه!
    یه سری دیگه میگن تو و شوهرت حتما بچه خوشگلی خواهید داشت چون هر دوتون خوش قیافه این، پس چرا یکی نمیارین.
    بعد هم شروع میکنن به نشون دادن عکس بچه های چشم رنگی تو ژورنالها. انگار آپشن دارم که قیافه بچه مو تعیین کنم. تمام مدت هم باید با یه لبخند تصنعی تظاهر کنم فعلا قصد بارداری ندارم تا وقتی عکساشون تموم شه!
    یه سری دیگه هم که نمیدونم در گذشته چه مسائلی با خونواده همسرم یا گاهی خونواده خودم داشتن، دیگه ملاحظه رو کنار میذارن و علنا زیر زبونت رو میکشن که قضیه چیه و...

    اینا برای من عادی شدن. امکان نداره تو یه جمعی برم و حداقل یکی از این موارد پیش نیاد. همین چیزا بیشتر آدمو داغون میکنه.
    من خودم میدونم بچه ما میتونه خیلی خوشگل، باهوش، مهربون یا هر چیز دیگه ای باشه. ولی وقتی بچه ای در کار نیست، فکر کردن به این چیزا چه دردی از ما درمون میکنه؟ مردم چرا اینقدر بی ملاحظه با عواطف دیگرون بازی میکنن.
    منم وقتی یه بچه خوشگل میبینم اولین فکری که میکنم اینه که این میتونست بچه من باشه ولی چه فایده....
    بدبختی من اینه که بین شونصدتا نوه های خانواده همسرم، فقط 4 تا پسر هست. که از بد روزگار، یکیش هم شوهر منه. حالا بچه ما قراره نام خانوادگی اینا رو یدک بکشه. چون یکی از کاندیدا هنوز به سن ازدواج نرسیده. اون 2 تای دیگه هم بعید میدونم حال و روزی بهتر از من داشته باشن چون سن شون خیلی بیشتر از ماست.
    خلاصه کنم. کم کم متلک های مادرشوهرم هم شروع شده. دیگه این یکی رو نمیدونم کجای دلم بذارم.
    هر روز صبح تا چشمام را باز میکنم، هنوز مغزم روشن نشده، اول فکرم میره سمت همین قضیه. برای همین میگم زندگیم مختل شده. عین دیوونه ها گاهی با یه بچه خیالی حرف میزنم. براش قصه میگم. قول پارک رفتن بهش میدم و کارایی که مامانا برای بچه هاشون میکنن، برای بچه فرضیم انجام میدم.
    از وقتی داروهامو قطع کردم، نزدیک 5 کیلو کم کردم. از بس هورمون میزدن بهم. لااقل الان برگشتم به تنظیمات کارخونه!!!!!
    حرفای همه تون درسته. قبول دارم. اشتباه بزرگی میکنم که زوم کردم رو این موضوع و قدر زندگی مو نمیدونم.
    ولی چکار کنم. خودمم میخوام خلاص بشم. کمکم کنین بهش فکر نکنم. اینجوری پیش بره گمونم پست بعدی رو از تیمارستان براتون بذارم!!!!
    بازم ممنون که برام وقت میذارین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    126
    تشکـر
    369
    تشکر شده 145 بار در 78 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    این کارو با اعتقاد راسخ انجام بدید مطمئن باشید جواب میگیرید.برای ارامشتونم 5تا ایه الکرسی بخونید معجزه میکنه خبرای خوش را هم با ما درمیون بگذارید التماس دعا.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    53
    تشکـر
    80
    تشکر شده 26 بار در 18 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    چرا از روش لقاح مصنوعی و کاشتن استفاده نمیکنید ؟؟ یکم به خودتون استراحت بدین و این روشم امتحان کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    555
    تشکـر
    1
    تشکر شده 567 بار در 296 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara_1993 نمایش پست ها
    چرا از روش لقاح مصنوعی و کاشتن استفاده نمیکنید ؟؟ یکم به خودتون استراحت بدین و این روشم امتحان کنید
    راستش نمی خواستم این موضوع رو عنوان کنم ولی بهتره بگم.
    به دو دلیل اصلا نمی خوام سراغ درمانهای پزشکی برم.

    دلیل اول اینکه تو این سالها اونقدر رو تخت معاینه خوابیدم و دستمالی شدم که از تصور تکرارش سردرد میگیرم. بلاهایی به سرم اومده که از لحاظ روحی و روانی تحمل ادامه این مسائل رو ندارم. قبلا هم اشاره کردم، هرچیزی رو نمیشه مطرح کرد. فقط در همین حد بگم، نمیتونم ادامه بدم. یه جورایی فوبیا گرفتم. از اینکه لمس بشم، و...متنفرم.

    2. اینجا کاربرانی هستن که شاید از نظر مذهبی، تفاوت نظر باهم داشته باشیم. همینطور که شاید من بعضی حرفای اونارو درک نمیکنم، شاید اونام همین نظرو راجع به من داشته باشن. پس لطفا به خاطر اعتقاد شخصی، ملامتم نکنین.
    دوسال قبل تو اوج درمانهامون، رفتم پیش یه حاج آقایی که میگن با یه تکه نبات شفا میده. شاید بعضی هاتون بشناسید.
    چون به چشم دیدم مریض سرطانی مونو شفا داد، تو اوج درماندگی رفتیم پیششون. قبلش به همسرم گفتم بهشون بگو هفته دیگه وقت ivf. دارم، چکار کنم؟
    وقتی نوبت مون شد، همسرم گفت ما برای نازایی اومدیم.
    هنوز اشاره ای به وضعیت درمان و... نکرده بود، اون آقا انگار فکرو میخونه، فوری پرید وسط حرف همسرم، گفت به هیچ وجه دیگه دنبال دوا و درمون نرین. خداخودش بهتون بچه میده فقط هنوز وقتش نشده. اگه برین سراغ اینکار (هنوز ما نگفته بودیم چه قصدی داریم) یه بلایی سرتون میاد که دیگه نمیشه کاریش کرد!
    حسابی شوکه شدیم. واسه همین هم زنگ زدم دفتر آقای جعفری تبار و باقی قضایا پیش اومد.

    بعد از این جریانات یهو همه داروهامونو قطع کردم. تا چند وقت قبل هم پر از انرژی مثبت بودم. تازه به اونایی که باردار نمیشدن، قوت قلب هم میدادم.ا ما اتفاقات ناگواری که تو این مدت برامون افتاد حالم روحسابی بد کرد. بعد هم چند نفر از نزدیکانم باردار شدن و انگار دوباره داغ دلم تازه شد.
    واسه همین تاکید کردم دنبال دوا و درمون نیستم، فقط یه آرامش فکری لازم دارم.
    حتما اگه فرجی شد پست میذارم.
    ممنون از همدلی تون. خواهشا برام دعا کنین. دستی دستی دارم زندگیمو فدای بچه میکنم. خودمم میدونم ولی نمیتونم جلوشو بگیرم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. 2 کاربران زیر از talieh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    53
    تشکـر
    80
    تشکر شده 26 بار در 18 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    بت حق میدم
    بنظرم توی فکرش نرو
    هر چی خدا بخواد و صلاح بدونه همون میشه
    یه مدت بیخیال باش ... مثل دوران نامزدیت برو با شوهرت خوش بگذرون
    حتی اگر تظاهر کنی مطمن باش کم کم این شادی واست درونی میشه
    مطمنم مشکلت حل میشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    203
    تشکـر
    122
    تشکر شده 249 بار در 117 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    سلام دوست عزیز
    اینهمه هول و غم و نا امیدی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!واقعا برای چی؟ما واسه چی داریم زندگی میکنیم و آخرش به کجا میرسه؟غیر این هست که بعدا حسرت هر روزی و هر ثانیه ای که از دست دادیم رو خواهیم خورد؟فکر نکن من از بیرون گود دارم نگاه میکنم و نصیحت میکنم.منم شرایط تو رو دارم.با این تفاوت که من از تو هم بزرگترم.منم دارم پا میزارم تو 30 سال.پلی کیستیک دارم.کم کاری تیروئید هم دارم.دکتر نازایی هم رفتم.معاینه هم شدم و خوب میدونم چقدر چندش آوره دستیار دکتر آماده ت کنه بعد دکتر بیاد و اون دستمالیت کنه و ... تازه تو اون حالت هم باید منتظر بمونی تا خانوم دکتر کی کارشون تموم شه تشریف بیارن معاینه کنن.
    منم وقتی خبر بچه دار شدن یا بارداری کسی رو میشنوم تا شب حالم بده.حتی گریه میکنم.ولی از فرداش دیگه خوب میشم.من اینقدرز بخاطر بچه به خودم فشار آوردم که افسردگی و پانیک گرفتم.چقدر هزینه صرف روانشناس کردم که فایده نداشت و آخرشم رفتم روانپزشک.و چقدر هزینه صرف روانپزشک و داروهای خارجی غیر بیمه کردم و میکنم تا اینکه خوب باشم.روزی 6 تا قرص اعصاب میخورم.اما شکر خدا خیلی خوب شدم.الان شادم و سرزنده.به نظر من شمام حتما به روانپزشک مراجعه کن.چون افسردگی شدید داری و حتما باید درمان شی.کمی که آرامش نسبی پیدا کردی میتونی بری مشاوره و طرز فکرتو عوض کنی.قرار نیست همه ازدواج کنن و قرار نیست همه هم بچه دار شن.زندگی زناشویی فقط تو بچه داشتن خلاصه نشده اینم که میگن آدم بدون بچه زندگیش بدون حاصله حرف چرنده.اینا از فقر فرهنگیه.چه بسا تو جوامع پیشضرفته خیلی ها خودشون هیچوقت نمی خان بچه دار شن و نمیشن هم.شمام به خدا توکل کن و بگو هرچه پیش آید خوش آید.یادت باشه که دنیا رو هر جور بگیری اونجوری میگذره.من یه بار خواب دیدم بچه دار شدم اما بچه م مریض بود داشتم میبردمش اتاق عمل.نارسایی قلبی داشت خیلی کوچولو بود 3 روز بود شیرم نخورده بود میگفتم تورو خدا بزارید شیر بدم بهش دکتر میگفت نه قبل عمل نمیشه.اینقدر معصوم و مظلوم بود گریه هم نمیکرد.فقط دوتامون بودیم تو بیمارستان.مامانم اینا داشتن با بچه خواهرم بازی میکردن.ولی اصلا محل بچه منت که داشت میرفت اتاق عمل نمیزاشتن.چون بچه من مریض بود و بچه خواهرم سالم.اونم با حسرت بهشون نگاه میکرد.اونقدر تو خواب گریه کردم.تا چند روز تو جو خوابم بودم و همش غصه میخوردم.به خودم گفتم این خواب یه هشداره.گفتم خدایا شکرت راضیم به رضای تو.هر چی صلاح بدونه حتما خوبه.گذاشتم به عهده خدا.دنبال دکتر و دارو و درمانم نرفتم.گفتم صلاح بدونه میده ندونه نمیده.هر وقتم خواست بده بازم شکر.شمام واگذار کن به خدا.غصه نخور.ببین اونایی که بچه دارن چقدر مشکل دارن و نمیتونن واسه خودشون باشن؟اما بچه ندارا راحتن و هر کاری بخوان میکنن و هرجا بخوان میرن.یکم به مزایای نداشتن بچه فکر کن.همش فکرتو رو فاجعه سازی متمرکز نکن.بچه نداشتن فاجعه نیست.خیلی ناراحتی میتونی یه سگ بگیری بزرگش کنی همدمت شه .خیلی تو درمان افسردگی موثره.در ضمن میتونی سرپرستی موقت بگیری.همون خانواده امین.شرایطشو ببین تو سایت.هر وقتم خونه ششدانگ داشتی میتونی سرپرستی دائمشو بگیری.اصلا مصیبت نیست اینا.بخدا مصیبت چیزای دیگه س.نهایتش میشه رحم اجاره ای هم استفاده کنی.اما چیزی رو به زور از خدا نخواه و شاکی نشو.یه کم بارتو بزار به عهده خدا.توکل کن.توکل واقعی.ایمان داشته باشه هر چی خدا برات میخاد صلاحه و بهترینه.کمی ول کن این قضیه رو راحت میشی به خدا.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. کاربران زیر از RANAA بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    203
    تشکـر
    122
    تشکر شده 249 بار در 117 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مشکل نازایی
    خداوند کلاغ و طوطی را در یک شب و هردو را سیاه آفرید.طوطی اعتراض کردو زیبا و قشنگ شد.ولی کلاغ به رضای خدا قانع شد.حالا کلاغ آزاد است ولی طوطی در قفس.پس راضی باشید به رضای خدا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. کاربران زیر از RANAA بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-27-2015, 04:05 PM
  2. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 10:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

خاطرات خوابيدن رو تخت معاينه زنان

خدایاشکرت هرچی صلاحه

3تابچه كافيه براي ما

مادرشوهر و نازایی من

چگونگي خوابيدن رو تخت معاينه

3تابچه

تاثیر برادرشوهر نازا در بقیه پسران خانواده در بچه دارشدن

نازایی شیخ بهایی به زن دادم گوسفند سیاه

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مشکل,  مشکل پہیلیاں,  مشکل گیتی,  مشکل گشا,  مشکل clash royale,  مشکلات زندگی در گرجستان,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکلیں اتنی پڑیں,  مشکل اسنپ چت,  مشکل نازایی در مردان,  مشکل نازایی,  مشکل نازایی مردان,  مشکل نازایی دارم,  رفع مشکل نازایی,  حل مشکل نازایی,  کیا مشکل نازایی دارن,  علت مشکل نازایی,  علایم مشکل نازایی,  نازایی بدون مشکل,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید