مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 61 به 72 از 72

موضوع: ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

  1. Top | #61

    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    27
    تشکر شده 27 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    دقیقا. و من هیچ وقت اینو بهشون نمیگم که اشکال نداره بری سراغ یکی دیگه. درسته


    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    بله من متوجه حرف شما هستم

    و قبول دارم که خیلی از زندگی ها از هم پاشیده و خیلی هاشون هم دارن با وصله کردن ادامه میدن

    اما منظور من اینها نبود

    که اصلا درست نیست اینجوری فک کنیم...که وای اگه بعدا اینجوری بشه چی میشه...چون هیچکس هیچکس هیچکس از بعد زندگی خودش هم خبر نداره چه برسه به زندگی دیگران

    منظور من خود شما بودی...که بعدا از لحاظ عاطفی کم نیارید تو زندگی

    اینکه مبادا خدایی نکرده بخاطر همین منطقتون این توقع واقعا در این فرد ایجاد بشه که خب واقعا چه اشکالی داره که من برم یه زن دیگه بگیرم؟؟؟؟

    اگرچه شما این حق رو بهشون میدین....ولی جوری نباشه که براشون یه توقع بشه

    منظور من فقط عواطف و احساسات شما بود

    گفتم من خودمم آدم منطقیم و خیلی وقتا بخاطر منطقم از احساسم گذشتم و واقعا دردناکه اون لحظه

    حرف من این بود که بخاطر منطقی بودنتون اون احساسات قشنگ زنانه تون رو نادیده نگیرید

    به خودتون به عواطفتون و قلبتون هم توجه کنین....چون منطقی ترین زن ها هم دوس ندارن شریک داشته باشن

    نمیدونم چقدر منظورم رو رسوندم...امیدوارم واضح گفته باشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از narcis بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #62

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    47
    تشکـر
    3
    تشکر شده 17 بار در 13 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    به احتمال زیاد به فکر ازدواج با شما نیست و اگرم باشد دنبال پول شماست و خوشی .....
    چون پسر هستم و دیدم اقایان را که چرا با زنان بیشتر از خودشان دوست میشن اینو میگم حالا من نمیگم 100 این طور خواسته ای دارن ولی احتمال بالاست .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #63

    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    27
    تشکر شده 27 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    اینو قبول دارم که خوب اون اولش به هر حال رشته تحصیلی من و طبقه اجتماعی من در چشم خیلیها تاثیر گذار بوده. این گریز ناپذیر هست و در چشم همه خاستگارها بوده. ولی اینکه پیدا کنی که کدوم یکی از اونها عاشق واقعی هست نیاز به مهارت داره و وقتی که 100 تا کیس دیده باشی و پسر مورد نظر رو هم نزدیک 2 سال به انواع مختلف محک زده باشی و به انواع مختلف گفته باشی که مثلا در آینده ممکنه کار نکنی و درامد نداشته باشی. و اینکه ایشون واقعا از اون مقدار اموالی که من دارم خبر نداره. اونوقت عشق واقعی رو دیده باشی که فکر میکنم دیگه به سن و تجربه من قابل تشخیص هست و شخصیت و رفتار پسر رو طی این 2 تا 3 سال در شرایط مختلف سنجیده و دیده باشی دیگه باید شک رو کنار گذاشت و بقیه اش رو توکل به خدا کرد. ضمن اینکه ایشون هم تحصیلات بالا و هوش تحصیلی و اجتماعی بالایی داره و پتانسیل درامدزایی بالایی داره. یک آدم علاف و مفت خوری که چشمش به دست بقیه باشه نیست. من کلیه جوانب رو ریز به ریز سنجیدم. و اینکه همونطور که گفته بودم قیافه من واقعا شبیه یه دختر 28 تا 30 ساله هست. هیچکس باور نمیکنه که سنم بیشتر از اینه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Name12 نمایش پست ها
    به احتمال زیاد به فکر ازدواج با شما نیست و اگرم باشد دنبال پول شماست و خوشی .....
    چون پسر هستم و دیدم اقایان را که چرا با زنان بیشتر از خودشان دوست میشن اینو میگم حالا من نمیگم 100 این طور خواسته ای دارن ولی احتمال بالاست .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از narcis بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #64

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.36
    نوشته ها
    12,967
    تشکـر
    10,256
    تشکر شده 13,096 بار در 6,650 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    رابطه دوستی دختر و پسر قبل ازدواج خیلی فرق میکنه وقتی وارد زندگی شدن میفهمن اون چیزی که تو رابطه دوستی هست به هیچ وجه نیست

    ادم واقعا باید با عقل و منطق تصممی بگیره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  7. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #65

    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    27
    تشکر شده 27 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    سلام به دوستان عزیزم. بیشتر از 6 ماه از آخرین پست این موضوع میگذره. خیلی دوست داشتم تجربه ای رو که با این پسر 14 سال کوچکتر از خودم داشتم باهاتون درمیون بذارم. چون از نظر احساسی خیلی نزدیک شده بودیم و تماس بدنی هم باهم داشتیم در حد محدود من به ایشون گفتم که از لحاظ شرعی رابطه ما مشکل داره و من نمیتونم ادامه بدم. قرار شد یه صیغه محرمیت بخونیم. در یک دفترخانه اینکار انجام شد و فردا صبحش رفتیم مشهد که تولد امام رضا بود. هتل گرفتیم. در هر حال رابطه بین ما پیش اومد ولی نه بطور کامل. خیلی باهم خوب و خوش بودیم و در ابرها قدم میزدیم. در همون یک شبانه روز من متوجه یکسری نکات ریزی شدم. اول اینکه ایشون حالت سرزنش گر داشت. مثلا گفت اگه این حرف رو نمیزدی فلان طور نمیشد که کاملا هم حرفش بی پایه بود. دوم اینکه متوجه شدم آدم تمیزی نیست. به بهداشت و پاکیزگی اهمیتی نمیده. سوم اینکه تنبل هست و یکی از دلایل اهمیت ندادن به بهداشت همین تنبلی هست. چهارم اینکه حس مسوولیت پذیری نداشت. مثلا شب موقع خواب من سردم بود ولی نرفت بگه که کولر رو خاموش کنن. پنجم اینکه اون عشق رمانتیک که ادعاش رو داشت حس نکردم. فقط رابطه ای بود برای خالی کردن خودش. ششم اینکه اضطراب داشت و حاضر بود منو دچار اضطراب کنه که زود باش کاراتو بکن که مبادا اتاق رو 1 دقیقه زود تحویل بدیم. هفتم اینکه گفته بود من اگه به تو برسم مثل ملکه فقط تو میشینی و من کارها رو میکنم ولی حتی ظرفها و آشغالها رو میذاشت بمونه و دست نمیزد. تمام اینها رو در ذهن داشتم و ما روز بعد برگشتیم تهران. روز بعدش به خونه اش رفتم. افتضاح بود. فهمیدم پسر تنبل و کثیفی هست. اون چهره تمیز و معطر و شیک پوشی که دیده بودم متفاوت از طرز زندگیش بود. حتی به خاطر ورود من هم به خونه رسیدگی نکرده بود. 3 تا 4 روز به همین منوال گذشت. ما رابطه داشتیم ولی من در درونم اصلا لذت نمیبردم چرا که از اون معاشقه های قبلی خبری نبود. روز 4 یا 5 بود که سر مساله ای بین ما بهم خورد. من لب تاب رو برای تعمیر پیشش بردم. چون دیر کرده بودم ناراحت بود. بی توجهی نشون داد و سرگرم لب تاب خودش بود. اونجا فهمیدم که بی توجهی مرد چقدر سخت و سنگینه. بعد هم ازم پرسید این صفحه چیه که باز کردی. چون به هلندی بود متوجه نمیشد. منم گفتم چیز خاصی نیست و اون اصرار کرد و وقتی نگفتم به شدت مثل بچه ها رفت تو حالت قهر و ناراحتی. بعد بهش گفتم که چی بوده اون صفحه. جوابش مثل یه پتک بر سر من کوبیده شد. گفت: چون تو هیچ وقت دروغ نمیگی میخواستم بدونم که این چیه؟ یعنی از صداقت من سو استفاده کرده بود. من برای اولین بار در عمرم قلب درد گرفتم جوری که به اورژانس زنگ زدم و راهنمایی خواستم. خلاصه حتی با اون حال بد من رعایتم رو نکرد و یه کم که بهتر شدم باز شروع کرد به ایجاد رابطه. از فردای اونروز دیگه نرفتم که ببینمش. زنگ زد. ناراحت. عصبانی. به خودش بد گفت. پیامهای طولانی میداد و در هیچ کدام از زنک یا پیام یک معذرت کوچیک هم نخواست. تا 10 روز هیچ پیامی نداد و من بی نهایت احساس خوبی داشتم. احساس آزادی داشتم چون همیشه منو کنترل میکرد و نمیذاشت به قرارهام خوب برسم یا حتی دیدن خواهرم برم. بعدم پیام دادم که دارم میرم امشب پرواز دارم. و اومدم خارج از کشور. روزها تو شوک بود. چند بار بیمار شد. الان میفهمم که اون یک کودک آسیب دیده بوده و دنبال یه مامان خوب میگشته. اینو گفتم که دوستانی که ازدواج نکردن حواسشون رو جمع کنن. حداقل 1 سال با طرف رفت و امد کنین و به نظر من چند روز باهم محرم بشین. من اونچیزی رو که در 5 روز رابطه نزدیک با این پسر دیدم هرگز طی 3 سال دوستی باهاش متوجه نشدم. دقیقا خود واقعیش رو به من نشون داد. ببخشید سرتون رو درد آوردم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. 3 کاربران زیر از narcis بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #66

    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    266
    تشکـر
    857
    تشکر شده 421 بار در 195 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    ضمن عرض سلام و احترام
    اتفاقا بنده هم منتظر همین بودم.و خیلی دلم میخواس بعد از اون توضیحات با آب و تابی که شما بعد از 3 سال میدادین ببینم چی شده
    و مثل روز برام روشن بود که توی این رابطه به هیچ وجه نتیجه ی خوبی در کار نخواهد بود...که اگر بود واقعا از عجایب خلقت میشد...
    این رابطه از همون اول داشت به شدت اشتباه شکل میگرفت و جلو میرفت و حالا دلیلش چی بود ؟ الان بهتون میگم...با بحث فاصله
    سنی که کاری نداریم.اصلا و ابدا به این قضیه ربطی نداشت و نداره و بزارین همین اول کار اینرو مشخص کنیم که نتیجه ای که شاهدش
    بودین به هیچ عنوان ربطی به سن و سال و فاصله سنی نداره..تاریخ ثابت کرده که درک و شعور و فهم و منطق انسانی و توانایی انجام
    کارها ربطی به سن و سال نداره و چه بسا پیرمردها و پیرزنهایی که بلانسبت هیچی از زندگی نفهمیدن و یاد نگرفتن و برعکس چه کودکان
    یا نوجوانان و جوانانی که با رفتار و منش و ویژگیهای اکتسابی یا انتسابی دیگران رو حیرت زده کردند.حداقل تا جاییکه خودم میدونم شخصا
    مصداق بارزی برای این قضیه هستم که در کودکی و نوجوانیم کارهایی کردم که جوان 30 ساله ی امروز برای فهمیدنش هنگ کرده...و تا
    جاییکه شما میدونید مصداق دیگش خود شما و اون پسر که از یک طرف شما با 40 سال سن علی رغم خیلی ویژگیهای خوب و درک و فهم
    بالا که بنده از صحبتهاتون متوجه اون شدم و قابل تحسین هست ولی باز هم اونقدر ناپخته و بی تجربه در درک نوع درست رابطه با مردها
    که نتیجشم شد این...و از اونطرفم اون پسر که با 25 سال سن حداقل اونقدر از لحاظ اجتماعی و ظاهری درست و موفق ظاهر شده بود
    که تونست شمارو مُجاب کنه که انقدر ازش تعریف و تمجید کنید و اونرو خاص بدونید و در همین پستهای بالاتر با اصرار تاکید کنید که
    مطمئن هستید که انتخابتون درسته و هیچ شکی بهش ندارید و همه جوره تستش کردین و بقول معروف طرف ایده آل آرمانیتونه و تمام...
    حالا بزارین بریم سر اصل مطلب.میدونید اولین بار بنده از کجا فهمیدم که رابطه و نوع عشقی که بیان میشه اشتباهه ؟ اول گفتید با
    پسری آشنا شدید متفاوت و موقر و تحصیلکرده و موفق و اینها..تا اینجا همه چیز خوبه و نرمال..بعد گفتید با اینکه اموال زیادی نداره
    و روی پای خودش وایساده و تلاش زیادی داره و هوش اقتصادی و اینها که تا اینجا هم همه چی خوبه و ما میگیم مرحبا...بعد میگین
    رفتار و کردارش خیلی از هم سن و سالای خودش بهتر و فهمیده تر و پخته تر و باشخصیت تر که بازم میگیم مرحبا و چه عالی...
    و بعد میگین از بنده هم خوششون اومده و رابطه ای برقرار شده برای شناخت بیشتر و تست همدیگه و اینکه مناسبیم یا نه که
    بازم تا اینجا همه چیز اوکی هست و خوب و کاملا عاددی ...اما یه دفعه شما وسط صحبتها اشاره به این کردی که وقتی شما
    خیلی منطقی و ساده خواستی بهشون بفهمونی که شاید این رابطه درست نباشه و نتیجه ای نداشته باشه یه دفعه این پسری
    که تا اینجا همه چیزش به ظاهر اوکی بود و یه مرد جوون خوب به نظر میرسید...یه دفعه زده زیر گریه و زاری و التماس و خواهش و
    تمنا که نه اگه تو نباشی من نمیتونمو...یا اگه نباشی من میمیرمو...فلان و بمدان...دقیقا اینجا بود که یدفعه بنده برای اولین بار
    جا خوردم و با خودم گفتم : ( اِ ... چی شد ؟ زِرتش در رفت که ) اینجا بود که همون لحظه فهمیدم تمام توصیفات شما از ایشون
    فقط ظاهری هست و بببخشید اگه بنده صریح میگم...اما همش کشک بوده...میدونید چرا ؟ بزارید اینجوری بگم..بنده خودم مرد هستم
    و اصلا و ابدا و به هیچ عنوان درست و منطقی نیست همچین حرکتی..نه برای مرد و نه برای زن..مخصوصا برای مرد.حالا اگه ما بخوایم
    فرض رو بر این بزاریم که زنها احساساتی ترن...(که واقعا هم هستن و باید باشن) اصلا چه معنی داره که مرد گریه و زاری کنه ؟
    اونهم برای همچین چیزهایی ؟ برای شروع یک رابطه ؟ یک آدم منطقی و عاقل خیلی خوب میدونه که اساس هر رابطه یا زندگیه مشترکی
    کاملا بر اساس انتخاب و سبک سنگین کردنه دو طرفه و تماما آزادانه هست..و اینکه یکی بخواد گریه کنه و با خواهش و تمنا مخاطبش
    رو راضی به زندگیه مشترک یا رابطه ای کنه کاملا غلط و از بیخ و بن اشتباه و بسیار حرکتی بچگانه هست..یعنی تمام تعریف و
    تمجیداتون و ویژگیهای مثبتی که شما از ایشون با آب و تاب تعریف میکردی و از صبر و شخصیت ایشون میگفتی با همین یه حرکته کوچیک
    همه و همش به باد رفت...حالا از ایشون بگذریم و بریم سراغ شما.کسیکه به استنباط بنده مقصر اصلی این قضایا هست.البته شرمنده
    اگه اینطوری میگم.اما این حقیقته و دیگه از شما هم گذشته که بخواین ازش دلگیر بشین و یا انکارش کنین.پس با آغوش باز بپذیرینش
    چیو میگم ؟ اون احساس ملکه بودن و چند سرو گردن برتر و بالاتر بودنی که شما از اول این رابطه بارها بهشون اشاره میکردین و خودتون
    میگفتین..اینکه بارها اشاره میکردین شما رتبه اجتماعی یا تحصیلات و درامد و ثروت و حتی ظاهر بالاتری دارین...اینکه تو صحبتهای آخرتون
    همش اشاره میکردین که این پسر داره برای بهتر شدن توی چشم من یا چشم خونواده ی من فلان کار رو میکنه..فلان هنر رو یاد میگیره
    فلان ورزش رو میکنه که تناسب اندامش بخاطر من خوب بشه..نکته ی جالبی که توی صحبتهاتون بود اینکه شما هم به اندازه ی اون پسر
    ادعای علاقه و عاشقی میکردین و همش تحسین و تمجید ازش میکردین اما در عمل اینگونه بود که شما دست به سیاه سفید نمیزدین
    و هیچ تلاشی برای رسیدن به اون یا بهتر شدن برای اون نمیکردین و انگار شما ملکه یا الهه ای بی نقص و دست نیافتنی بودین که
    فقط باید یه گوشه روی صندلی پادشاهی بشینین و این فقط اون پسره که باید خودش رو خوار و حقیر کنه و به هر دری بزنه که شاید
    اونهم شاید بعد از 3 سال مثلا مناسب و ایده آل شما بشه و به آرمان و کمال شما نزدیکتر بشه.مساله ای به شدت زشت و اشتباه
    که از نظر بنده تمام نتیجه ای که الان شاهدش هستین بخاطر همون بوده..چون بالاخره هرچقدرم اون آدم بلانسبت بدون عزت نفس
    و غرور بوده و حاضر بوده هر تحقیری رو به جون بخره و صداش در نیاد و در ظاهر تمام تلاشش رو کنه که شایسته ی انتخاب شما بشه
    باز هم حداقل اون روزها و اون کارها توی ذهنش ناخودآگاه ثبت میشدن و در آینده انتظار یه جبران رویایی رو از شما داشته...یا بهتره
    بهش بگیم تلافی.مگه اینکه یه آدمی باشه که دیگه هیچ عزت نفس و غروری توی وجودش نباشه که تا ابد همونطوری بمونه و صداش
    در نیاد و هیچ تغییری در رفتارش ایجاد نشه که در اونصورت دیگه اسم اونرو مرد نمیشه گذاشت...احیانا اون میشه بچه گربه...یا موش
    به شدت بدم میاد از این حرفهایی که مجبور شدم بزنم و واقعا درست نیستن.اصلا هم اهل غیبت کردن در مورد اون پسر و هیچکسی نیستم
    و اگر بخوام حرفی یا انتقادی در مورد کسی بزنم همیشه اونرو جلوی طرف و رُک و راست توی روی طرف بهش میگم.مثل همین الان با شما
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. 2 کاربران زیر از YAshin.SAhAkiyAn بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #67

    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.22
    نوشته ها
    266
    تشکـر
    857
    تشکر شده 421 بار در 195 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    چون صحبتها طولانی بود در 2 پست اونهارو نوشتم...دیگه اگه کمی و کاستی داشتن یا ناقص ارسال شدن احتمالا از انجمن بوده...
    یعنی واقعا کار شما از اول درست نبود.اول اینکه به دلایلی که هنوز معلوم نیست شما تا 40 سالگی از مردان جامعه و رابطه با اونها دوری کردین
    اونهم با عناوینی از این قبیل که مردی با شخصیت پیدا نکردین..بزارین یه چیزی رو رک و راست و صادقانه بگم...شما خودتونم توی دلتون میدونید
    این جمله ای که گفتین از بیخ اشتباهه و اصلا خنده داره..دیگه شما تو باغ وحش یا جنگل که زندگی نمیکردین..یعنی چی که هیچ مردی رو
    ندیدین که اونطور که شما میخواین باشخصیت باشه؟ یعنی وضع جامعه انقدر خرابه ؟ پس اینهمه آدم چطوری دارن باهم زندگی میکنن الان؟
    پس اگه بخوایم قضیه رو بشکافیم و موشکافانه تر نگاه کنیم..حرف اصلی و ته دل شما احتمالا این بوده که نه تنها طرف با شخصیت باشه..
    بلکه بزار اینطوری بگیم : احتمالا شاهزاده ای با ظاهری بسیار آرمانی و ایده ال و تحصیلاتی آنچنانی و درجه اجتماعی آنچنانی و ثروت و سرمایه ای
    آنچنانی و .....و.... و... باشه که خب شما تو صحبت اولیه بقیه ی موارد و خواستهای قلبیتون رو مثل خیلی از دخترهای دیگه در جامعه ی ما
    فاکتور گرفتین و به طرز زیرکانه و فریبنده ای فقط به کلمه ی ( باشخصیت ) بسنده کردین.بزارین یچیزیرو بگم.اینچیزا دیگه داره بیش از حد تو جامعه
    ما رایج میشه و از حد میگذره.نگاه کردن به ظواهر و انتخاب و قضاوت کردن از روی ظواهر داره جامعه ی مارو از بیخ و بُن نابود میکنه و هر روزم
    بیشتر میشه و اینکه یه نفر بعد 40 سال هنوز درگیر این چیزها باشه دیگه چقدر بدتر و تاسف بارتر...این چیزها برای هیچکس عاقبت به خیری
    نداشته..شما میگی سرمایه و ثروت و جاه و مقام بالایی دارین...بنده چشم بسته به شما میگم که کسیرو میشناسم که نه تنها خیلی بالاتر و
    اشرافی تر از شماست..از لحاظ اجتماعی و فرهنگی و ویژگیهای فردی چیزهایی رو میدونه و هنرها و تجربیاتی داره که نه تنها شما فرسنگها
    باهاش فاصله دارین...که حتی از لحاظ ظاهری در جایگاهی بود که در نوجوانی دخترها برای دیدنش صف میکشیدن.خونوادش آسایش نداشتن
    از مزاحمتها و حتی تهدید به خودکشی ها.ولی باتمام این حرفها اون آدم حتی یک لحظه به خودش اجازه نداد که فکر اینرو به سرش بیاره که
    از این موقعیتها و موارد به سود خودش استفاده ای کنه...که اگر میخواست میتونست پادشاهی کنه اونهم در جامعه ای که تقریبا همه عقلشون
    به چشمشونه..پس بیایم تموم کنیم این نگاه به مادیات و ظواهر رو..دیگه منو شما فرهیخته تر از استاد الهی قمشه ای که نیستیم..ایشون
    میگن : تمام عمرتون رو صرف این بدنی که میخواد غذای کرمها و حشرات بشه نکنید..صرف چیزی کنید که فردا فرشتگان میخواهند ببرند...
    البته این چیزها بستگی به اعتقادات فرد هم داره ها.یکی خیلی یا ذره ای اعتقاد داره و برای این حرف ارزش قائله و یکی هیچ اعتقادی نداره و
    بقول معروف دیگه وِل معطله.اینها همه انتخاب خود شخص هست.و همه آزادن.امّا..امّا..آیا قرار نیست درس بگیریم؟ آیا اینهمه اشتباه کافی نیست؟
    نتیجه ی رابطه ی 3 ساله ی شما با توجه به صحبتهایی که بالاتر کردم خارج از این موارد نیست : گزینه ی 1 : یا این پسر از اول عشقی در
    کارش نبوده و فقط میخواسته به یک خانمی حالا از نگاه خودش آرمانی و بالاتر از خودش برسه و تمام که حالا خرش از پل گذشته...
    گزینه ی 2 : یا اون شخصیت و رفتار همه چیزهایی ظاهری بودن و ایشون هنوز کودکی آشفته بودن بقول شما که بعد از گسترده تر شدن رابطه دیگه
    فهمیدن که گزینه ی مناسبشون اونیکه فکر میکردن نیست و انتخابشون از اول اشتباه بوده و به نحوی دلسردی و عواقبش رو دارن میبینن
    و یا گزینه ی 3 : همونطور که بالاتر اشاره کردم اونهمه تلاش و تحقیر و دنبال کردنه شما برای اینکه مثلا مناسب و شایسته ی انتخاب شدن از طرف
    شما بشن کینه ای عمیق و طبیعی رو در اعماق دلشون گذاشته و حالا که دیگه به مرحله ای از صمیمیت رسیدن که میتونن اونرو آزادانه نشون
    بدن و به معرض نمایش بزارن دارن همین کار رو میکنن و البته این بازهم نشون دهنده ی اینه که هم ایشون واقعا بچه بودن از لحاظ شخصیتی و
    فرسنگها برای مردی که بخواد تکیه گاه باشه و زندگی مشترک رو مدیریت کنه فاصله داشتن اونهم از همون قدمهای اولیه ی رابطه...و هم شما
    به شدت رفتارتون با ایشون استباه بوده.حالا هرچقدرم که با خودتون فکر کنید که نه خیلی جاها واقعا شما ملاحظه ی ایشون رو کردید اما نه.
    بنده به عنوان کسیکه بی طرف از بیرون داره با توجه به صحبتهای خودتون به این رابطه نگاه میکنه به شدت و اکیدا میگم نحوه ی نگاه و رفتار و
    افکار از بالا به پایینه شما در آخر کار دستتون داد و به احتمال بسیار زیاد نتیجه ای که دیدین همون گزینه ی سوم هست...و اینا درس هستا
    یعنی اینا درس روزگاره...میگن چوب خدا صدا نداره همینه..یعنی شما دقیقا از همونجاییکه بیشتر از همه ازش میترسیدی و تنفر داشتی
    ضربه خوردی...یعنی به شدت از بی شخصیت بودن بدت میومد..به شدت از تمیز نبودن و تنبل بودن بدت میومد..به شدت از عاشقانه نبودن
    بدت میومد..به شدت از نگاهی هوس گونه و ابتدایی داشتن نسبت به نحوه رابطه زناشویی بدت میومد..به شدت نسبت به سرد شدن و بی
    محلی شدن از طرف اون پسر بدت میومد..به شدت از بی شخصیت بودن یا رفتارهای بچگانه بدت میومد..و حالا ببین نتیجه چی شد؟
    دقیقا تموم اونهایی که ازشون بدت میومد و به شدت ازشون در تمام زندگی ترس و وحشت داشتی به طرز عجیبی در چند روز و در
    بدترین حالته ممکن براتون اتفاق افتاد..و حالا شما به من بگو اسم اینارو چی میزاری؟ شما اومدی میگی بقیه از این مطلب درس بگیرن ؟
    اما من از خود شما میپرسم.به عنوان اولین نفر آیا خودتون از این تجربه و رابطه به اندازه ی کافی درس گرفتین؟ آیا لذتی که انتظارش رو داشتین
    به دست آوردین ؟ آیا ارزشش رو داشت ؟ آیا اینکه میگفتین نه خوبه خوبه مطمئنم که خوبه هیچ شکی ندارم و 40 سال صبر کردم حالا میخوام
    چند سال باقی مونده ای که توانش رو دارم ازش لذت ببرم رو تونستین جوری که میخواین تا اینجا لذت ببرین ؟ پس ببینید...بیایم واقع بین باشیم
    انقدر نگاه به ظواهر و مادیات و کارش چیه و تحصیلاتش چیه و قیافش چیه و اینها نکنیم..درس بگیریم از زندگیه بقیه...از آینه های عبرت اطرافمون
    با نگاهی ساده و فروتنانه به دنبال فطرتها و ارزشهای سالم انسانی باشیم.با همه ی عزیزان هستم.هرکیکه میخونه.دست بردارید از ظواهر دنیا
    عمیق و ماورای سطح به مسائل نگاه کنید...امیدوارم که این صحبتها در آخر مفید واقع بشه...سلامت و سربلند باشید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. 3 کاربران زیر از YAshin.SAhAkiyAn بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #68

    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    27
    تشکر شده 27 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    ممنون از جواب کامل و بادقت شما. البته یکسری مسایل هست که شاید برداشت نادرست از نوشته من شده ولی در هر صورت ترجیح میدم زیاد توضیحی ندم. دوست داشتم در آنزمان که موضوع خودم رو مطرح کرده بودم از شما هم راهنمایی دریافت میکردم. چون ظاهرا اون زمان از نوشته های من به نتایجی رسیده بودین که الان مطرح کردین. در هر حال بینهایت سپاسگزارم برای وقتی که گذاشتین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از narcis بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #69

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.37
    نوشته ها
    5,167
    تشکـر
    580
    تشکر شده 2,950 بار در 1,642 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    حدثش کاملا راحت بود این موضوع
    پوزش بدون رودرواسی حرفامو میزنم شما از نظر پسرایی که دنبال این نیستن که ازدواج را به معنی واقعی تجربه کنند کیس فوق مناسبی هستید به چند دلیل :


    1. شهروند یک کشور دیگه هستید و میتونن با استفاده شما از این امتیاز استفاده کنند


    2.تو رابطه جنسی خیالشون راحته نگران نیستن دختره حالا باردار بشه یا از دختر بودن بیوفته بعد ترس داداش و بابا داشته باشن


    3.چی بهتر از این یه زن در اختیارشونه هم آشپزی میکنه هم خرجشون میکنه هم رابطه باهاشون برقرار میکنه نه باید پول بدن نه مهریه واقعی نه باید سرکار برن
    ویرایش توسط sam127 : 01-04-2018 در ساعت 10:21 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. Top | #70

    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    27
    تشکر شده 27 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    البته از اول آشنایی با این آقا من ایران بودم و الان 1 ساله که اومدم خارج برای درس. هنوز هم شهروند نیستم. چون باید حداقل 7 تا 8 سال صبر کرد برای شهروندی. من متوجه شدم که عشق این آقا دقیقا بخاطر کمبود محبت مادری بود و ایشون هم مانیک دپرسیو بودند و هم شخصیت مهر طلبی داشتن که نتیجه آسیبهای دوران کودکی بوده.
    البته این حرف شما رو قبول دارم که موقعیت، شغل و ظاهر من خیلی ها رو به سمت من میکشه ولی من کلا حواسم همیشه بوده. تنها نکته در مورد این پسر این بود که به خاطر سن کمش از اول من چون تنها بودم و فکر نمیکردم که او بهم اینطور وابسته بشه دوستی باهاش رو شروع کردم. به همین علت اولین دوست پسری بود که داشتم با این سن زیادم. به هر حال تجربه خوبی بود و تو این رابطه خیلی چیزها یاد گرفتم و همینطور در مورد شخصیت خودم هم چیزهای جدیدی کشف کردم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. Top | #71

    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    برای ازدواج سن هم خیلی مهمه و هم ذات طرفhttps://samakegholhak.com/%D9%82%DB%...%A7%D9%84/amp/
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. Top | #72

    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    68
    تشکـر
    27
    تشکر شده 27 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ازدواج با پسری که 14 سال کوچکتر از من

    بله کاملا درسته ولی تفاوت سن هم حدی داره. حداکثر دیگه تا 7 سال. الان با پسری آشنا شدم که فکر میکنم 5 تا 7 سال کوچکتره ولی فوق العاده بالغ و مسوولیت پذیره. با اینکه از نظر قیافه و هیکل اصلا جذاب نیست ولی ازش خوشم اومده. چون بعنوان شوهر کاملا حمایتگر هست و حس خوبی به آدم میده
    QUOTE=mary69;265546]برای ازدواج سن هم خیلی مهمه و هم ذات طرفhttps://samakegholhak.com/%D9%82%DB%...%A7%D9%84/amp/[/QUOTE]
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوستی پسر با پسر
    توسط Ahmad2016 در انجمن مشاوره آنلاین
    پاسخ: 90
    آخرين نوشته: 01-03-2018, 07:53 PM
  2. دوستی پسر با پسر
    توسط مهدی دانش پژوه در انجمن مشاوره آنلاین
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-03-2017, 04:52 PM
  3. ادامه دوستی پسر با پسر
    توسط Ahmad2016 در انجمن مشاوره آنلاین
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 11-26-2016, 06:57 AM
  4. پسر پسر قند عسل
    توسط ستیلا در انجمن تربیت کودک
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-23-2015, 07:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

آیا ازدواج با پسری که 14سال کوچکتره ممکنه؟

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
ازدواجية المعايير,  ازدواجية,  ازدواج,  ازدواج الشخصية,  ازدواج الرؤية,  ازدواجية العمل,  ازدواج سفید,  ازدواجية اللغة,  ازدواجية القضاء,  ازدواجية المعايير كلمات,  ازدواج با دختر عراقی,  ازدواج بازیگران ایرانی با هم,  ازدواج با زن مطلقه,  ازدواج با دختر بزرگتر,  ازدواج با خواهر زن,  ازدواج با حیوانات,  ازدواج با اجنه,  ازدواج با خواهر,  ازدواج با مادر,  ازدواج باران و شهیاد,  مالیزیا,  مالیسیا,  مالی,  مالیات,  مالی خلق,  مالیات بر ارزش افزوده,  مالیسا,  مالیبۆ,  مالیخولیا,  مالی دایکم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید