مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 16 از 16
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    Aaa:
    دختر۲۴ساله هستم که ۵سال پیش با اقاپسری اشناشدم ۲۵سالشه
    ایشون از هرلحاظی ک ایده ال منه خوبه
    فوق العاده پسر سالم باادب بادرکو شعور صبورمستقل کاری وباخانواده ای هستند
    بخداتواین پنج سال چیزی خلاف عرف وادب انجام ندادیم و خارج از چهر چوب عمل نکردیم تعداد قرار ملاقات تواین پنجسال کلا۶باربوده چون دلمون نمیخواست مثل رابطه های دیگه خیابونی باشه
    ایشون برای اثبات حسن نیتشون یکسال بعدازاشنایی ک موضوع جدی شدخواستن ک ازدوطرف یه بزرگتر درجریان رابطه باشه وحتی اصرار داشتن ک بامادرم صحبت کنن اما من اجازه ندادم واسه همین با عمم ک مث خواهر بزرگمه صحبت کرد وشرایطو و برنامه هاشو گفت
    این اقا بخاطرسالم موندن رابطه وبنا به درخواست من حتی قبول کردن ک هیچ تماس و رابطه ای نداشته باشیم تا شرایطشون برای ازدواج محیا بشه فقط هرسال عید نوروز و تولدم رو تماس میگرفتن و من رو درجریان کارهاش میذاشت
    چونکه ایشون دانشجوبودن تازه یکساله ک درسش تموم شده و بخاطر نداشتن شغل نتونستن اقدام کنن
    البته هرررررکاری ک فکرشوبگید کردن ک کم کم پول پس انداز کنن حتی در دوران دانشجوییشون اما شغل دائم نداشتن و میگفت شغل خوب ک پیداکنم چندماه کار کنم اقدام میکنم
    بلخره هفته پیش ایشون کارپیداکردن ب لطف خدا و بامن تماس گرفتن و گفتن ک خداروشکر کارپیداکردن
    ازاونجایی ک من فوق العاده مغرورم هیچ وقت بخودم اجازه ندادم بپرسم کی میای و کی شرایطت اوکی میشه وازین حرفا اینبارم ک تماس گرفت روم نشد بپرسم ک برنامشون چیه و حالا ک کارش جور شد برنامش چیه

    من نمیدونم الان چیکارکنم
    بازهم باید صبرکنم و سکوت ک ببینم خودش کی اقدام میکنه؟
    یا چیزی بگم؟
    بااینکه همه جوره دوست داشتنشو ثابت کرده وهمیشه هرچی من خواستم بخاطر ارامشم قبول کرده و گفته من بخاطرصبر وپای من موندنت هرچی بخوای میگم چشم میگفت شرمندتم ک این همه سال منتظرم موندی همه رو به زودی برات جبران میکنم و چند قدم بیشتر ب زندگی مشترک نمونده
    اما باهمه اینا ترس برم داشته نکنه سرکار باشم
    رومم نمیشه ازش چیزی بپرسم
    توروخدا بهم بگید من تواین شرایط چیکار کنم
    نمیدونم راه و روش درست چیه
    دلم نمیخواد شان ومتانتم بره زیرسوال وبگم کی میای؟
    توروخدا کمکم کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.77
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,199 بار در 749 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط Solaris نمایش پست ها
    Aaa:
    دختر۲۴ساله هستم که ۵سال پیش با اقاپسری اشناشدم ۲۵سالشه
    ایشون از هرلحاظی ک ایده ال منه خوبه
    فوق العاده پسر سالم باادب بادرکو شعور صبورمستقل کاری وباخانواده ای هستند
    بخداتواین پنج سال چیزی خلاف عرف وادب انجام ندادیم و خارج از چهر چوب عمل نکردیم تعداد قرار ملاقات تواین پنجسال کلا۶باربوده چون دلمون نمیخواست مثل رابطه های دیگه خیابونی باشه
    ایشون برای اثبات حسن نیتشون یکسال بعدازاشنایی ک موضوع جدی شدخواستن ک ازدوطرف یه بزرگتر درجریان رابطه باشه وحتی اصرار داشتن ک بامادرم صحبت کنن اما من اجازه ندادم واسه همین با عمم ک مث خواهر بزرگمه صحبت کرد وشرایطو و برنامه هاشو گفت
    این اقا بخاطرسالم موندن رابطه وبنا به درخواست من حتی قبول کردن ک هیچ تماس و رابطه ای نداشته باشیم تا شرایطشون برای ازدواج محیا بشه فقط هرسال عید نوروز و تولدم رو تماس میگرفتن و من رو درجریان کارهاش میذاشت
    چونکه ایشون دانشجوبودن تازه یکساله ک درسش تموم شده و بخاطر نداشتن شغل نتونستن اقدام کنن
    البته هرررررکاری ک فکرشوبگید کردن ک کم کم پول پس انداز کنن حتی در دوران دانشجوییشون اما شغل دائم نداشتن و میگفت شغل خوب ک پیداکنم چندماه کار کنم اقدام میکنم
    بلخره هفته پیش ایشون کارپیداکردن ب لطف خدا و بامن تماس گرفتن و گفتن ک خداروشکر کارپیداکردن
    ازاونجایی ک من فوق العاده مغرورم هیچ وقت بخودم اجازه ندادم بپرسم کی میای و کی شرایطت اوکی میشه وازین حرفا اینبارم ک تماس گرفت روم نشد بپرسم ک برنامشون چیه و حالا ک کارش جور شد برنامش چیه

    من نمیدونم الان چیکارکنم
    بازهم باید صبرکنم و سکوت ک ببینم خودش کی اقدام میکنه؟
    یا چیزی بگم؟
    بااینکه همه جوره دوست داشتنشو ثابت کرده وهمیشه هرچی من خواستم بخاطر ارامشم قبول کرده و گفته من بخاطرصبر وپای من موندنت هرچی بخوای میگم چشم میگفت شرمندتم ک این همه سال منتظرم موندی همه رو به زودی برات جبران میکنم و چند قدم بیشتر ب زندگی مشترک نمونده
    اما باهمه اینا ترس برم داشته نکنه سرکار باشم
    رومم نمیشه ازش چیزی بپرسم
    توروخدا بهم بگید من تواین شرایط چیکار کنم
    نمیدونم راه و روش درست چیه
    دلم نمیخواد شان ومتانتم بره زیرسوال وبگم کی میای؟
    توروخدا کمکم کنید

    سلام
    پیشنهاد میکنم که شما که 5 سال با متانت تمام صبر کردید 5 ماه دیگه هم صبر کنید تا ببینید خودشون چی میگن !
    چون گفتید هفته پیش تازه کار پیدا کردن ؛پس چند ماهی بهشون فرصت بدین تا خودشون رو تو شغل جدید پیدا کنن و برنامه ریزی جدی برا اینده بچینن وو حتما برنامشونم همینه چون توی این مدت هن نه تنها شما رو فراموش نکردن بلکه به شما وعده وعید الکی هم ندادن .

    شما هم برای حفظ متانتتون ؛هر چند سوال شما هم خارج از متانت نیست ؛ولی خارج از رفتار همیشگیتون که هست ؛صبر کنید تا بهتون خبر بدن .
    باور کنید شیرینیش بیشتر از اینه که بعد از این همهصبر سر اخر اون موقع که تازه ایشون داره به ازدواج به صورت جدی فکر میکنه ؛ شما به حرف بیاید و بگید برنامتون در مورد من چیه !
    اینجوری هم ممکنه بعدش شما پشیمون بشید که کاش عجله نمیکردید و هم ممکنه تو ذوق اون اقا بخوره .

    مگر اینکه خاستگار جدی داشته باشید و بهشون بگید مثلا من خاستگار دارم و تکلیف شما چیه وگرنه من میخوام ازدواج کنم ؛که اینجوری هم درست نیست .

    وگرنه خودتون رو زیاد مشتاق و کم صبر نشون ندید بهتره ..شما باید در نظرشون در گیر کارو درس و زندگی خودتون باشید نه منتظر به خاستگاری اومدن ایشون .
    پس اگر صلاح میدونید چند ماه دیگه صبر کنید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. 2 کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    این دعوا و بحثی که اخرین بار راه انداختم بد جلوه نداده؟؟؟؟واقعا کلافه بودم دیگه نتونستم چون حرفمو نمیتونستم بزنم مجبور شدم اینطوری خودمو خالی کنم همش گفتم نمیخوام به این رابطه ادامه بدم خسته شدم فقط میگفت حق داری درکت میکنم شرمندتم درست میشه روزای قشنگ.تو راهه فقط چند صباح دیگه صبر کن نذار زحمت چند سالمون خراب شه.
    اما من بحالت قهر فعلا سکوت کردم.
    پس میگید هیچی نگم و چندماه صبرکنم؟؟؟؟؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.68
    نوشته ها
    5,207
    تشکـر
    7,627
    تشکر شده 7,685 بار در 3,432 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    اگه تا حالا صبر کردید

    و قصدتون هم حتما ازدواج هست

    تصویر خوبی که از صبوری و متانت شما داره رو خراب نکنید

    اما باید یه جورایی هم تکلیف خودتون رو مشخص کنید

    غیر مستقیم بهش بگید

    هیچوقت هم نگید که من خواستگار دارم و اینا...چون فک میکنه میخوای خودتو تحمیل کنی

    ولی با توجه به روحیاتشون و مکالماتی که بینتون پیش میاد سعی کن طوری صحبت کنی که در واقع خودش این حرف رو بزنه

    پلای پشت سرت رو خراب نکن

    چون یه روزی مجبوری دوباره از همین پل ها عبور کنی

    با همون صبوری همیشگی کنارش بمون اگه واقعا قصدتون ازدواج هست

    شما رو درک میکنم چون وضعیت مشابه ای داشتم...گاهی هم خوبه آدم جسور باشه و تکلیفش رو با خودش مشخص کنه

    پس شما هم اینو عیب ندونین که سوال پرسیدن شما رو کم میکنه

    فقط باید حواستون به کلمات و سوالاتی که میپرسید باشه که مجبور شی بعدها حسرت و پشیمونی رو تحمل کنی

    همیشه با آرامش و متانت و بهترین کلمات و در بهترین موقع حرفت رو بزن...گاهی هم حرفی میزنیم که وقتش نیست و حرفای بی موقع خیلی آزار دهند میشن

    ان شاءالله که بهترین ها براتون رقم بخوره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  6. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.45
    نوشته ها
    971
    تشکـر
    1,655
    تشکر شده 1,324 بار در 651 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    من الان درست متوجه نشدم مگه شما باهم دوست هسید که خجالت میکشی ازش بپرسی ؟ 5 سال باهاش بودی و اونم از همون اول قصدش ازدواج بوده و حتی میخواسته با خانوادتون در میان بزاره و شما مانع میشدید و میشه گفت شما تو این مدت نامزاد غیر رسمی بودین یعنی اینقدر راحت نیسی که ازش بپرسی چقدر دیگه باید صبر کنی تا بهم برسین؟ خب یه کلمه پرسیدن و تکلیفت مشخص شدن فکر نمیکنم مشکلی داشته باشه چون شما پنج سال باهم بودین و فکر میکنم باید از اخلاق و روحیات هم تو این مدت خبر داشته باشین . نظر شخصی من اینه که میتونی ازش بپرسی که چقدر باید صبر کنی تا این موضوع رو رسمی کنه تا تکلیفت مشخص بشه .
    ویرایش توسط eli2 : 08-02-2016 در ساعت 11:04 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    مسافرکوچکی هستم در جستجوی ستاره ای که از آن من است

    دل سپرده ام به رنگ آبی دریا

    خاطراتم را ولی همه جا با خود خواهم برد

  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.77
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,199 بار در 749 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط Solaris نمایش پست ها
    این دعوا و بحثی که اخرین بار راه انداختم بد جلوه نداده؟؟؟؟واقعا کلافه بودم دیگه نتونستم چون حرفمو نمیتونستم بزنم مجبور شدم اینطوری خودمو خالی کنم همش گفتم نمیخوام به این رابطه ادامه بدم خسته شدم فقط میگفت حق داری درکت میکنم شرمندتم درست میشه روزای قشنگ.تو راهه فقط چند صباح دیگه صبر کن نذار زحمت چند سالمون خراب شه.
    اما من بحالت قهر فعلا سکوت کردم.
    پس میگید هیچی نگم و چندماه صبرکنم؟؟؟؟؟؟
    خب شما از دعوا و بحث ی که داشتید تو تایپیک چیزی نگفتید !پس شما حرف خودتون رو مبنی بر اینکه ملافه شدید و چقدر باید صبر کنید زدید و ایشونم پاسخ منطقی دادن و شما در حالت قهرید !!!!

    پس دیگه حرفی برای گفتن نمیمونه !
    صبر کنید ؛روزهای خوب در راهند ؛اگر عجول نباشید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    گفتم ک ما از سال دوم دیگه باهم هیچ تماس و رابطه ای نداشتیم و فقط عید نوروز و تولدم رو تماس میگرفت ک ضمن تبریک من رو هم در جریان کاراش میذاشت و از اوضاع من باخبر میشد اون صمیمیت بیانی ک شما مد نظرتونه بین ما نیست و من همیشه محتاطانه و در چهرچوب باهاشون حرف زدم و خواسته هامو گفتم. هیچ وقت غرورم اجازه نداده بپرسم ک کی شرایطش اوکی میشه البته خودش طی هربار تماس زمان تقریبی میداد اما تاریخ دقیقو هیچ وقت روم نشده بپرسم
    سر همین شدیدا حرفام وسوالام تو دلم مونده و کلافه شدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.45
    نوشته ها
    971
    تشکـر
    1,655
    تشکر شده 1,324 بار در 651 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    اگر واقعا ایشون شما رو میخوان و شما هم ایشونو میخواین باید خاستگاری رسمی کنن و اگر قراره بازم صبر کنید بعد از خاستگاری ایشون صبرمیکنید حداقل تو این مدتم نامزاد میشید تا بیشتر همو بشناسید ایشونم تو این مدت پس انداز میکنن البته اگه خیلی براتون سخته حداکثر یک ماه ولی بیشترش من فکر نمیکنم لزومی داشته باشه ( البته اینا صرفا نظر شخصی من هس)
    البته اگه به صورت غیر مستقیم بپرسی که مثلا برنامت برای آینده چیه اینجوری حداقل میفهمی داره به چی فکر میکنه
    ویرایش توسط eli2 : 08-02-2016 در ساعت 11:32 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    مسافرکوچکی هستم در جستجوی ستاره ای که از آن من است

    دل سپرده ام به رنگ آبی دریا

    خاطراتم را ولی همه جا با خود خواهم برد

  11. 2 کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.68
    نوشته ها
    5,207
    تشکـر
    7,627
    تشکر شده 7,685 بار در 3,432 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    من فقط یه چیز بگم

    چون خودمم مثه شمام همیشه روم نشده بپرسم و میگم شاید طرف فکر بد کنه یا به غرورم برمیخوره

    ولی چیزی که هست

    نعمت روی جهان قسمت پرویان است...خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد

    اگه منتظر اون برات تصمیم بگیره باید تو این حول بمونی که پس دیگه کی

    کسی نمیگه خودتو سبک کن...اما منتظر هم نباش تا دیگران تکلیف رو مشخص کنن

    بالاخره سر و ته این رابطه باید مشخص بشه

    شما که علم غیب ندارید پس بهتره درست و اصولی ازشون بپرسید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  13. 2 کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #10

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.64
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,376
    تشکر شده 9,675 بار در 3,334 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    سلام
    نمیدونم ، فرهنگ و اعتقادات هر دوی شما در چه حده ، همچنین روش آشنایی !؟

    اما وقتی هر دو همدیگه رو پسندیدین چرا دیگه صبر میکنید ، خب ازدواج کنید رابطه رسمی و حلال داشته باشین!
    همین صبر و پیشرفت رو میتونید در حالت زن و شوهر هم انجام بدین !
    متاسفانه باور های غلط ما در مورد ازدواج باعث میشه که خوشبختی رو به تعویق بندازیم ...

    لازم نیست خودتون مستقیم بهشون پیشنهاد بدید بیان خواستگاری ، از طریق همون فرد سوم "امین" بین خودتون استفاده کنید تا از ایشون بخوان بیان خواستگاری ، به نحوی که این فرد امین از طرف خودش این درخواست رو انجام بده نه از طرف شما ...
    این ارتباط رو پایان بدین ، چون برای هر دوری شما حالت برزخ داره!
    اگر همدیگه رو میپسندید ازدواج کنید و با هم زندگی رو بسازین ...
    اگر به هر دلیلی نه ! لازم نیست وقتتون رو تلف کنید ، هم به همدیگه آسیب روحی وارد میکنید ، هم فرصت های خوب زندگیتون رو هر دو از دست میدین ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. 2 کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    درسته
    اما از نظر شما درسته چون صرفا همو پسندیدیم بدون هیچ پشتوانه شغلی ومالی یه زندگی رو شروع کنیم؟ایشون وقتی کار نداشت با چه پشتوانه ای اقدام میکردن؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. Top | #12

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.64
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,376
    تشکر شده 9,675 بار در 3,334 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط Solaris نمایش پست ها
    درسته
    اما از نظر شما درسته چون صرفا همو پسندیدیم بدون هیچ پشتوانه شغلی ومالی یه زندگی رو شروع کنیم؟ایشون وقتی کار نداشت با چه پشتوانه ای اقدام میکردن؟؟
    لازم نیست حتماً اول همون ازدواج زندگی رو شروع کنید برین زیر یک سقف !
    اما ازدواج که میتونید بکنید !
    حتی لازم نیست شغل داشته باشن ، حتی اگه هر دوی شما در حال تحصیل باشین بازم میتونید ازدواج کنید ، الان خیلی از دانشجویان دکترا چون باید وقت بیشتری رو برای درس خوندن بزارن آیا باید از ازدواج محروم باشن ، نه! ، هر دو میتونن هم درس بخونن هم ازدواج کنن ، الان حتی تو بعضی دانشگاه ها خوابگاه زناشویی داریم !
    حتی با شرایط صفر هم میشه ازدواج کرد ، خب حالا این آقا پسر شغل هم داره ، پس شرایطش صفر نیست !
    پس اگه انتظارات مالی شما زیاده بهتره به فکر همسر دیگه ای باشین .
    اگه این آقا پسر این سوال رو از من میپرسید ، بهش میگفتم با دختری ازدواج کن حاضر باشه با همین شرایط باهات ازدواج کنه ، کسی که میخواد شرایط مادی کامل بشه و حاضر نیست کمی سختی را کنارت تحمل کنه بدردت نمیخوره !
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #13

    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.88
    نوشته ها
    3,474
    تشکـر
    3,335
    تشکر شده 6,558 بار در 2,599 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    خواهر عزیزم گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ...
    اجازه بده ایشون پا پیش بزاره
    این که پایبند اصول بودید خیلی خوبه
    یه چند وقت به ایشون فرصت بدید حتما پا پیش میزاره
    ایشون قصدش ازدواج بوده که از همون ابتدا خواسته بزرگتر ها در جریان باشند .
    عزیزم بزار حداقل پول حلقه عقد ونامزدی رو جور کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  20. 2 کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    17
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    بخدا اگر میدونستم حتی ده سال دیگس اما درفلان تاریخ و فلان ساعت این انتظار برام اسون بود اما الان پرازبلاتکلیفی و کلافگی ام همش نگرانم نشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.68
    نوشته ها
    5,207
    تشکـر
    7,627
    تشکر شده 7,685 بار در 3,432 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط Solaris نمایش پست ها
    بخدا اگر میدونستم حتی ده سال دیگس اما درفلان تاریخ و فلان ساعت این انتظار برام اسون بود اما الان پرازبلاتکلیفی و کلافگی ام همش نگرانم نشه
    خب عزیزم اینجوری که کسی نمیتونه کاری برات کنه

    منکه تو پست قبلی هم بهت گفتم این خودت هستی که باید تکلیفت رو مشخص کنی

    اصن شاید اون آقا متوجه این رنج تو نباشه و چون خودش میدونه داره چیکار میکنه دیگه حواسش نباشه که برای تو هم توضیح بده

    بهتره سر صحبت رو یه جوری باز کنی

    مثلا بگو خوشحالم که دیگه کارت جور شده و این انتظار تموم میشه...کاش زودتر تموم بشه!!! از این دست حرفا

    نمیشه که همینجوری معلق بمونی

    اگه از الان نتونی حرف دلت رو بزنی فردا تو زندگی هم انتظار از تو میره بالا که همش سکوت کنی و حرفی نزنی

    یه کم باید جسور باشی...اصلا بحث و دعوا نکن

    فقط سعی کن این بحث باز بشه بینتون و تکلیفت رو بدونی که باید صبر کنی یا نه!

    اون باید بهت بگه که صبر کنی یا نه...ما که از دل ایشون خبر نداریم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  23. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    4
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : ایا صبر کنم براش یا به حرف بیام؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط Solaris نمایش پست ها
    Aaa:
    دختر۲۴ساله هستم که ۵سال پیش با اقاپسری اشناشدم ۲۵سالشه
    ایشون از هرلحاظی ک ایده ال منه خوبه
    فوق العاده پسر سالم باادب بادرکو شعور صبورمستقل کاری وباخانواده ای هستند
    بخداتواین پنج سال چیزی خلاف عرف وادب انجام ندادیم و خارج از چهر چوب عمل نکردیم تعداد قرار ملاقات تواین پنجسال کلا۶باربوده چون دلمون نمیخواست مثل رابطه های دیگه خیابونی باشه
    ایشون برای اثبات حسن نیتشون یکسال بعدازاشنایی ک موضوع جدی شدخواستن ک ازدوطرف یه بزرگتر درجریان رابطه باشه وحتی اصرار داشتن ک بامادرم صحبت کنن اما من اجازه ندادم واسه همین با عمم ک مث خواهر بزرگمه صحبت کرد وشرایطو و برنامه هاشو گفت
    این اقا بخاطرسالم موندن رابطه وبنا به درخواست من حتی قبول کردن ک هیچ تماس و رابطه ای نداشته باشیم تا شرایطشون برای ازدواج محیا بشه فقط هرسال عید نوروز و تولدم رو تماس میگرفتن و من رو درجریان کارهاش میذاشت
    چونکه ایشون دانشجوبودن تازه یکساله ک درسش تموم شده و بخاطر نداشتن شغل نتونستن اقدام کنن
    البته هرررررکاری ک فکرشوبگید کردن ک کم کم پول پس انداز کنن حتی در دوران دانشجوییشون اما شغل دائم نداشتن و میگفت شغل خوب ک پیداکنم چندماه کار کنم اقدام میکنم
    بلخره هفته پیش ایشون کارپیداکردن ب لطف خدا و بامن تماس گرفتن و گفتن ک خداروشکر کارپیداکردن
    ازاونجایی ک من فوق العاده مغرورم هیچ وقت بخودم اجازه ندادم بپرسم کی میای و کی شرایطت اوکی میشه وازین حرفا اینبارم ک تماس گرفت روم نشد بپرسم ک برنامشون چیه و حالا ک کارش جور شد برنامش چیه

    من نمیدونم الان چیکارکنم
    بازهم باید صبرکنم و سکوت ک ببینم خودش کی اقدام میکنه؟
    یا چیزی بگم؟
    بااینکه همه جوره دوست داشتنشو ثابت کرده وهمیشه هرچی من خواستم بخاطر ارامشم قبول کرده و گفته من بخاطرصبر وپای من موندنت هرچی بخوای میگم چشم میگفت شرمندتم ک این همه سال منتظرم موندی همه رو به زودی برات جبران میکنم و چند قدم بیشتر ب زندگی مشترک نمونده
    اما باهمه اینا ترس برم داشته نکنه سرکار باشم
    رومم نمیشه ازش چیزی بپرسم
    توروخدا بهم بگید من تواین شرایط چیکار کنم
    نمیدونم راه و روش درست چیه
    دلم نمیخواد شان ومتانتم بره زیرسوال وبگم کی میای؟
    توروخدا کمکم کنید
    الان اين تاپيك رو ديدم
    منم همين شرايطو دارم اما به جاي ٥ سال ٨ سال درگيرم
    ميشه بگي موفق شدي تو اين زمينه يا هنوز نه؟


    Sent from my iPhone using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

ایات,  ایام تشریق,  ایام التبویض,  ایام الزهور,  ایات قرانیه,  ایات ابطال السحر,  ایاد علاوی,  ایاد جیان,  ایاد محمد,  آیات الکرسی,  ایا عطسه نشانه صبر است,  قرار ملاقات عاشقانه,  قرار ملاقات با دختر,  قرار ملاقات با دوست دختر,  قرار ملاقات با دوست پسر,  قرار ملاقات هرتا مولر,  قرار ملاقات لوئیجی یانوتسی,  قرار ملاقات اول,  قرار ملاقات با مردان,  قرار ملاقات با پسر,  قرار ملاقات شهاب حسینی,  موضوع,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع تعبير,  موضوع تعبير عن العلم,  موضوع تعبير عن العمل,  موضوع تعبير عن حرب اكتوبر,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع تعبير عن النظافة,  موضوع عن الام,  موضوع تعبير عن التعاون,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید