مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 48

موضوع: سردرگمي عاطفي

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضويت
    36244
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.77
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    سردرگمي عاطفي

    سلام
    ٢٧ ساله هستم،٧ سال پيش پسري با ابراز علاقه و با قصد ازدواج به من نزديك شد، من اصلا به ازدواج با اون فكر نميكردم،چون هم ١/٥ سال از من كوچيكتر بود و هم از نظر ظاهري مورد پستدم نبود،رابطه ما به صورت خيلي معمولي ادامه پيدا كرد،هميشه و در هر حالتي به من عشق ميداد،از من مراقبت ميكرد، و من كم كم به او وابسته شدم، و شديدا شيفته اخلاقش شدم.ادر طول اين مدت نه كه خيلي رابطه ايده الي داشته باشيم ،،نه.ولي خالي از دعوا هم نبوده.و اين دعوا و قهر به ٢٤ ساعت نكشيد،توي اين مدت بارها بهش گفتم ما به درد هم نميخوريم،ممكنه خونواده ها قبول نكن،ولي هربار با اشك و التماس ازم خواست پاش بمونم.و هميشه هم ميگه تو زن مني.من به نجابتش ايمان دارم.به عشقش ايمان دارم ، البته ما با هم رابطه هم داشتيم.سه سال پيش خيلي جدي درمورد ازدواجمون و اينكه كي ميخواد بياد خواستگاري صحبت كردم،گفت يك سال وقت بده،سر يك سال هيچ كاري نكرده بود!گفت بهت قول دادم چون نميخوام ازدستت بدم و من با خونوادم صحبت كردم قبول كردن فقط ميگم صبر كن!و يك سال ديگه به من وقت بده!و سر يك سال باز هم كاري نكرد...او همون دليل كه من نميخواستم از دستت بدم....الان هشت ماهه كه به دليل نقل مكان خانوادم به شهري ديگه نتونستم ببينمش...و اون هنوز اقدامي نكرده و هنوز ميگه من بي توميميرم ، تو فقط زن مني ولي نميدونم كي ميتونم بيام خواستگاريت...


    اين هم بگم كه شرايط شغليش تازه ايجاد شده....



    من الان واقعا سردرگمم نميدونم واقعا منو ميخواد يا نه!!!خرفش يه چيزه عملش يه چيز ديگه!از طرفي بدون اون نميتونم رابطه ديگه اي رو تصور كنم(به خاطر رابطه اي مه داشتيم)از طرفي هم از اين سردرگمي كلافه ام....ديگه دارم به خودم شك ميكنم،به اتخابم...


    كمكم كنيد،من انگيزه كوچيكترين كاري ندارم.شديدا محتاج عشقشم!و شديدا ازش بخاطر اين طولاني شدن رابطه متنفر!!
    ميخوام براي ارشد بخونم ولي هربار فكرش ميكنم جز اشك ريختن كاري نميتونم بكنم....
    فقط موندم چطور اون همه عشق و اشك الان هشت ماه دوري رو تحمل كرده؟!؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.11
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 755 بار در 533 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    سلام
    ببینین به نظر من باید بشینین به صورت جدی مسئله رو برای خودتون حل کنید
    این هفت سال این آقا پسر شرایط ازدواج پیدا نکردن؟!
    من با رابطه ی عاطفی قبل از خواستگاری رسمی و شناخت متقابل مخالفم
    چون به این شکل آدم بین دو راهی میمونه که به حرف قبلش گوش کنه یا عقلش!
    ایشون هم باید اول فکر شرایط خودشون رو میکردن بعد برای ازدواج اقدام میکردن
    به هرحال اتفاقیه که افتاده
    اول بهتره فکرای خودتون رو تحلیل کنید ببینید آیا هنوز مایلید با این شخص ازدواج کنید اگه جواب بله هست
    به صورت جدی با ایشون حرف بزنید یا تلفنی یا حضوری
    بگید که دیگه نمیتونید این شرایط رو تحمل کنید و خیلی هم بهشون فرصت دادید
    یه مدت زمان کوتاه رو مشخص کنید که بهتون جواب بدن
    این که نشد حرف حساب این همه سال شما بهشون زمان دادید بهتر بود زودتر مسئله رو حل میکردن یا جدایی یا ازدواج

    در مورد تحمل این هشت ماه دوری هم من ایشون رو نمیشناسم ولی خب بالاخره تحمل کردن دیگه
    شما توی این هشت ماه هیچ ارتباطی با هم نداشتین؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    30982
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.72
    نوشته ها
    581
    تشکـر
    341
    تشکر شده 618 بار در 342 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط شيوا نمایش پست ها
    سلام
    ٢٧ ساله هستم،٧ سال پيش پسري با ابراز علاقه و با قصد ازدواج به من نزديك شد، من اصلا به ازدواج با اون فكر نميكردم،چون هم ١/٥ سال از من كوچيكتر بود و هم از نظر ظاهري مورد پستدم نبود،رابطه ما به صورت خيلي معمولي ادامه پيدا كرد،هميشه و در هر حالتي به من عشق ميداد،از من مراقبت ميكرد، و من كم كم به او وابسته شدم، و شديدا شيفته اخلاقش شدم.ادر طول اين مدت نه كه خيلي رابطه ايده الي داشته باشيم ،،نه.ولي خالي از دعوا هم نبوده.و اين دعوا و قهر به ٢٤ ساعت نكشيد،توي اين مدت بارها بهش گفتم ما به درد هم نميخوريم،ممكنه خونواده ها قبول نكن،ولي هربار با اشك و التماس ازم خواست پاش بمونم.و هميشه هم ميگه تو زن مني.من به نجابتش ايمان دارم.به عشقش ايمان دارم ، البته ما با هم رابطه هم داشتيم.سه سال پيش خيلي جدي درمورد ازدواجمون و اينكه كي ميخواد بياد خواستگاري صحبت كردم،گفت يك سال وقت بده،سر يك سال هيچ كاري نكرده بود!گفت بهت قول دادم چون نميخوام ازدستت بدم و من با خونوادم صحبت كردم قبول كردن فقط ميگم صبر كن!و يك سال ديگه به من وقت بده!و سر يك سال باز هم كاري نكرد...او همون دليل كه من نميخواستم از دستت بدم....الان هشت ماهه كه به دليل نقل مكان خانوادم به شهري ديگه نتونستم ببينمش...و اون هنوز اقدامي نكرده و هنوز ميگه من بي توميميرم ، تو فقط زن مني ولي نميدونم كي ميتونم بيام خواستگاريت...


    اين هم بگم كه شرايط شغليش تازه ايجاد شده....



    من الان واقعا سردرگمم نميدونم واقعا منو ميخواد يا نه!!!خرفش يه چيزه عملش يه چيز ديگه!از طرفي بدون اون نميتونم رابطه ديگه اي رو تصور كنم(به خاطر رابطه اي مه داشتيم)از طرفي هم از اين سردرگمي كلافه ام....ديگه دارم به خودم شك ميكنم،به اتخابم...


    كمكم كنيد،من انگيزه كوچيكترين كاري ندارم.شديدا محتاج عشقشم!و شديدا ازش بخاطر اين طولاني شدن رابطه متنفر!!
    ميخوام براي ارشد بخونم ولي هربار فكرش ميكنم جز اشك ريختن كاري نميتونم بكنم....
    فقط موندم چطور اون همه عشق و اشك الان هشت ماه دوري رو تحمل كرده؟!؟
    سلام عزیزم عمرت رو همینطور یکسال یکسال هدر نده
    درک میکنم دوستش داری و احتمال زیاد هم میدم ایشونم شمارو دوست داشته باشه
    ولی زندگی فقط عشق و دوست داشتن نیست
    پای قول موندن خیلی مهمه خیلی مهمه که شریک ایندت پای قول و قرارش بمونه

    بنظرم بشین باهاش جدی صحبت کن بهش مهلت بده نمیدونم هرچقدر که میتونی 6ماه یک سال
    بگو این زمان بهت مهلت میدم که برای خاستگاری اقدام کنی و اگر نتونستی من با شخص دیگه ای ازدواج میکنم

    و روی حرفت هم بمون و صحبتت هم خیلی جدی باید باشه.

    برای خودت ارزش قائل شو و زندگیتو دست ادمای دیگه نده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    کمتر بد جنس باشیم

    بیشتر خوش جنس باشیم

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضويت
    36244
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.77
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    عزيزم من بارها جدي صحبت كردم،دوستاشو واسطه قرار داد كه من صبر كنم
    الانم حرفش اينه كه خيلي زود ميام
    يعني رفتارش طوري هست كه خودش ميخواد ولي خونوادش اقدامي نميكنن،
    از طرفي هم ميپرسم مشكل خونوادت چيه ميگه مشكلي ندارن،ميگن ميريم برات خواستگاري...
    ولي از اون زمان الان بيشتر از يك سال ميگذره
    ميدوني الان توي چه باتلاقي گير كردم؟ اينكه مطمينم مياد ولي يك درصد فقط يك درصد شك دارم.
    گفتم كه من باهاش رابطه داشتم....نميتونم فك كنم غير از اون با كس ديگه اي ازدواج كنم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضويت
    36244
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.77
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام
    ببینین به نظر من باید بشینین به صورت جدی مسئله رو برای خودتون حل کنید
    این هفت سال این آقا پسر شرایط ازدواج پیدا نکردن؟!
    من با رابطه ی عاطفی قبل از خواستگاری رسمی و شناخت متقابل مخالفم
    چون به این شکل آدم بین دو راهی میمونه که به حرف قبلش گوش کنه یا عقلش!
    ایشون هم باید اول فکر شرایط خودشون رو میکردن بعد برای ازدواج اقدام میکردن
    به هرحال اتفاقیه که افتاده
    اول بهتره فکرای خودتون رو تحلیل کنید ببینید آیا هنوز مایلید با این شخص ازدواج کنید اگه جواب بله هست
    به صورت جدی با ایشون حرف بزنید یا تلفنی یا حضوری
    بگید که دیگه نمیتونید این شرایط رو تحمل کنید و خیلی هم بهشون فرصت دادید
    یه مدت زمان کوتاه رو مشخص کنید که بهتون جواب بدن
    این که نشد حرف حساب این همه سال شما بهشون زمان دادید بهتر بود زودتر مسئله رو حل میکردن یا جدایی یا ازدواج

    در مورد تحمل این هشت ماه دوری هم من ایشون رو نمیشناسم ولی خب بالاخره تحمل کردن دیگه
    شما توی این هشت ماه هیچ ارتباطی با هم نداشتین؟



    حرفتونو قبول دارم نبايد ميشد ولي حالا شده...نميتونم كه بشينم توي سرم بزنم...البته زدم آ...هشت ماهه فقط اشك ريختم...بخدا همون وقتايي كه ميگفتمش نميخوامت ما به درد هم نميخوريم حتي اگه يكبار ميگفت باشه قبول...حتي اگه يكبار ميگفت هروقت خراستي برو ازدواج كن،.. من مشكلي نداشتم ...همش حرفش اينه تو فلط كردي منو نخواي تو مال مني و اين حرفا..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضويت
    36244
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.77
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    سلام عزیزم عمرت رو همینطور یکسال یکسال هدر نده
    درک میکنم دوستش داری و احتمال زیاد هم میدم ایشونم شمارو دوست داشته باشه
    ولی زندگی فقط عشق و دوست داشتن نیست
    پای قول موندن خیلی مهمه خیلی مهمه که شریک ایندت پای قول و قرارش بمونه

    بنظرم بشین باهاش جدی صحبت کن بهش مهلت بده نمیدونم هرچقدر که میتونی 6ماه یک سال
    بگو این زمان بهت مهلت میدم که برای خاستگاری اقدام کنی و اگر نتونستی من با شخص دیگه ای ازدواج میکنم

    و روی حرفت هم بمون و صحبتت هم خیلی جدی باید باشه.

    برای خودت ارزش قائل شو و زندگیتو دست ادمای دیگه نده

    من نميتونم درك كنم كه زندگي فقط عشق و دوسداشتن نباشه....من هفت سااال منتظرم....هفتادبار گفتم نميخوامت!!هزاربار گفت تو مال مني....االانم مشكلم اينه كخ ميگه ميام خواستگاريت...ميگه ايشالله زود تموم ميشه....ميگه تو زن مني....ولي هشت ماه ميگذره...بخدا اگه ميگفت باشه برو پي زندگيت راحت ميشدم...سردرگمم....تا ميام برنامه ريزي كنم بشينم بخونم همش فكرش مياد تو ذهنم كه اگه يهو دم امتحان خونوداش راضي بشن و بيان همه برنامه هام برباد ميره...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضويت
    36244
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.77
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    كسي نيست كمكم كنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.11
    نوشته ها
    1,154
    تشکـر
    1,299
    تشکر شده 755 بار در 533 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط شيوا نمایش پست ها
    حرفتونو قبول دارم نبايد ميشد ولي حالا شده...نميتونم كه بشينم توي سرم بزنم...البته زدم آ...هشت ماهه فقط اشك ريختم...بخدا همون وقتايي كه ميگفتمش نميخوامت ما به درد هم نميخوريم حتي اگه يكبار ميگفت باشه قبول...حتي اگه يكبار ميگفت هروقت خراستي برو ازدواج كن،.. من مشكلي نداشتم ...همش حرفش اينه تو فلط كردي منو نخواي تو مال مني و اين حرفا..

    درسته دوست عزیز
    آدم جایزالخطاست به هر حال اشتباهیه که شده و سرزنش کردن راه حل نیست
    اما باید پی برد که کار اشتباه تکرار نشه
    به نظرم با توجه به حرفایی که در مورد این آقا میزنید ایشون ضمن علاقه شون به شما و اینکه نمیخوان شما رو از دست بدن درگیر رابطه ی عاطفی شدیدی شدن
    ولی خب درست نیست بنا بر این احساسی که بین شما و ایشون ایجاد شده همینجوری این رابطه رو بذارن بمونه
    بالاخره باید با خودشون کنار بیان و ببینن برنامه و هدفشون چیه
    بهشون بگید دیگه نمیتونید بیشتر صبر کنید مثلا دوسه ماه دیگه رو میتونید بهشون فرصت بدید که تصمیمشون رو بگیرن و با خونواده شون در میون بذارن
    چون در غیر اینصورت برداشت میشه که فقط میخوان شما رو تو همین رابطه بذارن و فقط یک درصد احتمال بدید بنا به هر دلیلی پا پس بکشن
    اون موقع خیلی بدتر برای شما تموم میشه
    پس با جدیت سنگاتونو باهاشون وا بکنید و ازشون نتیجه بخواید.
    این همه وقت گذشته و ایشون عملا اقدامی برای این علاقه و رابطه انجام ندادند
    چه تعهدی این بین وجود داره که روی حرفشون وایسن؟
    هفت سال خیلی زمان زیادی هست یک مقدار بیشتر تامل کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضويت
    36244
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.77
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    درسته دوست عزیز
    آدم جایزالخطاست به هر حال اشتباهیه که شده و سرزنش کردن راه حل نیست
    اما باید پی برد که کار اشتباه تکرار نشه
    به نظرم با توجه به حرفایی که در مورد این آقا میزنید ایشون ضمن علاقه شون به شما و اینکه نمیخوان شما رو از دست بدن درگیر رابطه ی عاطفی شدیدی شدن
    ولی خب درست نیست بنا بر این احساسی که بین شما و ایشون ایجاد شده همینجوری این رابطه رو بذارن بمونه
    بالاخره باید با خودشون کنار بیان و ببینن برنامه و هدفشون چیه
    بهشون بگید دیگه نمیتونید بیشتر صبر کنید مثلا دوسه ماه دیگه رو میتونید بهشون فرصت بدید که تصمیمشون رو بگیرن و با خونواده شون در میون بذارن
    چون در غیر اینصورت برداشت میشه که فقط میخوان شما رو تو همین رابطه بذارن و فقط یک درصد احتمال بدید بنا به هر دلیلی پا پس بکشن
    اون موقع خیلی بدتر برای شما تموم میشه
    پس با جدیت سنگاتونو باهاشون وا بکنید و ازشون نتیجه بخواید.
    این همه وقت گذشته و ایشون عملا اقدامی برای این علاقه و رابطه انجام ندادند
    چه تعهدی این بین وجود داره که روی حرفشون وایسن؟
    هفت سال خیلی زمان زیادی هست یک مقدار بیشتر تامل کنید.
    تا حالا دوبار اينكار كردم...فرصت دو ساله...يك ساله...ولي اخرش چي؟!هيچي!!هيچكس جاي من نيس ببينه چه زجري ميكشم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضويت
    36244
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.77
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    درسته دوست عزیز
    آدم جایزالخطاست به هر حال اشتباهیه که شده و سرزنش کردن راه حل نیست
    اما باید پی برد که کار اشتباه تکرار نشه
    به نظرم با توجه به حرفایی که در مورد این آقا میزنید ایشون ضمن علاقه شون به شما و اینکه نمیخوان شما رو از دست بدن درگیر رابطه ی عاطفی شدیدی شدن
    ولی خب درست نیست بنا بر این احساسی که بین شما و ایشون ایجاد شده همینجوری این رابطه رو بذارن بمونه
    بالاخره باید با خودشون کنار بیان و ببینن برنامه و هدفشون چیه
    بهشون بگید دیگه نمیتونید بیشتر صبر کنید مثلا دوسه ماه دیگه رو میتونید بهشون فرصت بدید که تصمیمشون رو بگیرن و با خونواده شون در میون بذارن
    چون در غیر اینصورت برداشت میشه که فقط میخوان شما رو تو همین رابطه بذارن و فقط یک درصد احتمال بدید بنا به هر دلیلی پا پس بکشن
    اون موقع خیلی بدتر برای شما تموم میشه
    پس با جدیت سنگاتونو باهاشون وا بکنید و ازشون نتیجه بخواید.
    این همه وقت گذشته و ایشون عملا اقدامی برای این علاقه و رابطه انجام ندادند
    چه تعهدی این بین وجود داره که روی حرفشون وایسن؟
    هفت سال خیلی زمان زیادی هست یک مقدار بیشتر تامل کنید.
    كارم به جايي رسيد كه ازش پرسيدم خودت بگو تا كي صبر كنم...فقط يه مدت بگو كه من انقد سرگردون نباشم...فقط ميگه نميدونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 5 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آداب عزاداری امام حسین علبه السلام
    توسط reza1 در انجمن دینی، مذهبی و پند آموز
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 10-05-2016, 12:32 AM
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-19-2014, 08:11 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

سردرگمي,  سردرگمي مثل فندكت,  سردرگمي در ازدواج,  شعر سردرگمي,  متن سردرگمي,  درمان سردرگمي,  مظهر سردرگمي,  روانشناسي سردرگمي,  جملات سردرگمي,  اس سردرگمي,  قصد ازدواج دارم,  قصد ازدواج,  قصد ازدواج موقت دارم,  قصد ازدواج در مردان,  قصد ازدواج داره,  قصد ازدواج ندارم,  من قصد ازدواج دارم,  من قصد ازدواج ندارم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید