مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 52

موضوع: سردرگمي عاطفي

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    سردرگمي عاطفي

    سلام
    ٢٧ ساله هستم،٧ سال پيش پسري با ابراز علاقه و با قصد ازدواج به من نزديك شد، من اصلا به ازدواج با اون فكر نميكردم،چون هم ١/٥ سال از من كوچيكتر بود و هم از نظر ظاهري مورد پستدم نبود،رابطه ما به صورت خيلي معمولي ادامه پيدا كرد،هميشه و در هر حالتي به من عشق ميداد،از من مراقبت ميكرد، و من كم كم به او وابسته شدم، و شديدا شيفته اخلاقش شدم.ادر طول اين مدت نه كه خيلي رابطه ايده الي داشته باشيم ،،نه.ولي خالي از دعوا هم نبوده.و اين دعوا و قهر به ٢٤ ساعت نكشيد،توي اين مدت بارها بهش گفتم ما به درد هم نميخوريم،ممكنه خونواده ها قبول نكن،ولي هربار با اشك و التماس ازم خواست پاش بمونم.و هميشه هم ميگه تو زن مني.من به نجابتش ايمان دارم.به عشقش ايمان دارم ، البته ما با هم رابطه هم داشتيم.سه سال پيش خيلي جدي درمورد ازدواجمون و اينكه كي ميخواد بياد خواستگاري صحبت كردم،گفت يك سال وقت بده،سر يك سال هيچ كاري نكرده بود!گفت بهت قول دادم چون نميخوام ازدستت بدم و من با خونوادم صحبت كردم قبول كردن فقط ميگم صبر كن!و يك سال ديگه به من وقت بده!و سر يك سال باز هم كاري نكرد...او همون دليل كه من نميخواستم از دستت بدم....الان هشت ماهه كه به دليل نقل مكان خانوادم به شهري ديگه نتونستم ببينمش...و اون هنوز اقدامي نكرده و هنوز ميگه من بي توميميرم ، تو فقط زن مني ولي نميدونم كي ميتونم بيام خواستگاريت...


    اين هم بگم كه شرايط شغليش تازه ايجاد شده....



    من الان واقعا سردرگمم نميدونم واقعا منو ميخواد يا نه!!!خرفش يه چيزه عملش يه چيز ديگه!از طرفي بدون اون نميتونم رابطه ديگه اي رو تصور كنم(به خاطر رابطه اي مه داشتيم)از طرفي هم از اين سردرگمي كلافه ام....ديگه دارم به خودم شك ميكنم،به اتخابم...


    كمكم كنيد،من انگيزه كوچيكترين كاري ندارم.شديدا محتاج عشقشم!و شديدا ازش بخاطر اين طولاني شدن رابطه متنفر!!
    ميخوام براي ارشد بخونم ولي هربار فكرش ميكنم جز اشك ريختن كاري نميتونم بكنم....
    فقط موندم چطور اون همه عشق و اشك الان هشت ماه دوري رو تحمل كرده؟!؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.35
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    سلام
    ببینین به نظر من باید بشینین به صورت جدی مسئله رو برای خودتون حل کنید
    این هفت سال این آقا پسر شرایط ازدواج پیدا نکردن؟!
    من با رابطه ی عاطفی قبل از خواستگاری رسمی و شناخت متقابل مخالفم
    چون به این شکل آدم بین دو راهی میمونه که به حرف قبلش گوش کنه یا عقلش!
    ایشون هم باید اول فکر شرایط خودشون رو میکردن بعد برای ازدواج اقدام میکردن
    به هرحال اتفاقیه که افتاده
    اول بهتره فکرای خودتون رو تحلیل کنید ببینید آیا هنوز مایلید با این شخص ازدواج کنید اگه جواب بله هست
    به صورت جدی با ایشون حرف بزنید یا تلفنی یا حضوری
    بگید که دیگه نمیتونید این شرایط رو تحمل کنید و خیلی هم بهشون فرصت دادید
    یه مدت زمان کوتاه رو مشخص کنید که بهتون جواب بدن
    این که نشد حرف حساب این همه سال شما بهشون زمان دادید بهتر بود زودتر مسئله رو حل میکردن یا جدایی یا ازدواج

    در مورد تحمل این هشت ماه دوری هم من ایشون رو نمیشناسم ولی خب بالاخره تحمل کردن دیگه
    شما توی این هشت ماه هیچ ارتباطی با هم نداشتین؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.79
    نوشته ها
    821
    تشکـر
    399
    تشکر شده 778 بار در 447 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط شيوا نمایش پست ها
    سلام
    ٢٧ ساله هستم،٧ سال پيش پسري با ابراز علاقه و با قصد ازدواج به من نزديك شد، من اصلا به ازدواج با اون فكر نميكردم،چون هم ١/٥ سال از من كوچيكتر بود و هم از نظر ظاهري مورد پستدم نبود،رابطه ما به صورت خيلي معمولي ادامه پيدا كرد،هميشه و در هر حالتي به من عشق ميداد،از من مراقبت ميكرد، و من كم كم به او وابسته شدم، و شديدا شيفته اخلاقش شدم.ادر طول اين مدت نه كه خيلي رابطه ايده الي داشته باشيم ،،نه.ولي خالي از دعوا هم نبوده.و اين دعوا و قهر به ٢٤ ساعت نكشيد،توي اين مدت بارها بهش گفتم ما به درد هم نميخوريم،ممكنه خونواده ها قبول نكن،ولي هربار با اشك و التماس ازم خواست پاش بمونم.و هميشه هم ميگه تو زن مني.من به نجابتش ايمان دارم.به عشقش ايمان دارم ، البته ما با هم رابطه هم داشتيم.سه سال پيش خيلي جدي درمورد ازدواجمون و اينكه كي ميخواد بياد خواستگاري صحبت كردم،گفت يك سال وقت بده،سر يك سال هيچ كاري نكرده بود!گفت بهت قول دادم چون نميخوام ازدستت بدم و من با خونوادم صحبت كردم قبول كردن فقط ميگم صبر كن!و يك سال ديگه به من وقت بده!و سر يك سال باز هم كاري نكرد...او همون دليل كه من نميخواستم از دستت بدم....الان هشت ماهه كه به دليل نقل مكان خانوادم به شهري ديگه نتونستم ببينمش...و اون هنوز اقدامي نكرده و هنوز ميگه من بي توميميرم ، تو فقط زن مني ولي نميدونم كي ميتونم بيام خواستگاريت...


    اين هم بگم كه شرايط شغليش تازه ايجاد شده....



    من الان واقعا سردرگمم نميدونم واقعا منو ميخواد يا نه!!!خرفش يه چيزه عملش يه چيز ديگه!از طرفي بدون اون نميتونم رابطه ديگه اي رو تصور كنم(به خاطر رابطه اي مه داشتيم)از طرفي هم از اين سردرگمي كلافه ام....ديگه دارم به خودم شك ميكنم،به اتخابم...


    كمكم كنيد،من انگيزه كوچيكترين كاري ندارم.شديدا محتاج عشقشم!و شديدا ازش بخاطر اين طولاني شدن رابطه متنفر!!
    ميخوام براي ارشد بخونم ولي هربار فكرش ميكنم جز اشك ريختن كاري نميتونم بكنم....
    فقط موندم چطور اون همه عشق و اشك الان هشت ماه دوري رو تحمل كرده؟!؟
    سلام عزیزم عمرت رو همینطور یکسال یکسال هدر نده
    درک میکنم دوستش داری و احتمال زیاد هم میدم ایشونم شمارو دوست داشته باشه
    ولی زندگی فقط عشق و دوست داشتن نیست
    پای قول موندن خیلی مهمه خیلی مهمه که شریک ایندت پای قول و قرارش بمونه

    بنظرم بشین باهاش جدی صحبت کن بهش مهلت بده نمیدونم هرچقدر که میتونی 6ماه یک سال
    بگو این زمان بهت مهلت میدم که برای خاستگاری اقدام کنی و اگر نتونستی من با شخص دیگه ای ازدواج میکنم

    و روی حرفت هم بمون و صحبتت هم خیلی جدی باید باشه.

    برای خودت ارزش قائل شو و زندگیتو دست ادمای دیگه نده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    کرد نیستم

    اما دلم کردستان است

    سینه ام قصر شیرین

    دستانم کرمانشاه

    و پیشانی ام سر پل ذهاب پر از خطهای عمیق رنج و آوارگی این روزها....

  4. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    عزيزم من بارها جدي صحبت كردم،دوستاشو واسطه قرار داد كه من صبر كنم
    الانم حرفش اينه كه خيلي زود ميام
    يعني رفتارش طوري هست كه خودش ميخواد ولي خونوادش اقدامي نميكنن،
    از طرفي هم ميپرسم مشكل خونوادت چيه ميگه مشكلي ندارن،ميگن ميريم برات خواستگاري...
    ولي از اون زمان الان بيشتر از يك سال ميگذره
    ميدوني الان توي چه باتلاقي گير كردم؟ اينكه مطمينم مياد ولي يك درصد فقط يك درصد شك دارم.
    گفتم كه من باهاش رابطه داشتم....نميتونم فك كنم غير از اون با كس ديگه اي ازدواج كنم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    سلام
    ببینین به نظر من باید بشینین به صورت جدی مسئله رو برای خودتون حل کنید
    این هفت سال این آقا پسر شرایط ازدواج پیدا نکردن؟!
    من با رابطه ی عاطفی قبل از خواستگاری رسمی و شناخت متقابل مخالفم
    چون به این شکل آدم بین دو راهی میمونه که به حرف قبلش گوش کنه یا عقلش!
    ایشون هم باید اول فکر شرایط خودشون رو میکردن بعد برای ازدواج اقدام میکردن
    به هرحال اتفاقیه که افتاده
    اول بهتره فکرای خودتون رو تحلیل کنید ببینید آیا هنوز مایلید با این شخص ازدواج کنید اگه جواب بله هست
    به صورت جدی با ایشون حرف بزنید یا تلفنی یا حضوری
    بگید که دیگه نمیتونید این شرایط رو تحمل کنید و خیلی هم بهشون فرصت دادید
    یه مدت زمان کوتاه رو مشخص کنید که بهتون جواب بدن
    این که نشد حرف حساب این همه سال شما بهشون زمان دادید بهتر بود زودتر مسئله رو حل میکردن یا جدایی یا ازدواج

    در مورد تحمل این هشت ماه دوری هم من ایشون رو نمیشناسم ولی خب بالاخره تحمل کردن دیگه
    شما توی این هشت ماه هیچ ارتباطی با هم نداشتین؟



    حرفتونو قبول دارم نبايد ميشد ولي حالا شده...نميتونم كه بشينم توي سرم بزنم...البته زدم آ...هشت ماهه فقط اشك ريختم...بخدا همون وقتايي كه ميگفتمش نميخوامت ما به درد هم نميخوريم حتي اگه يكبار ميگفت باشه قبول...حتي اگه يكبار ميگفت هروقت خراستي برو ازدواج كن،.. من مشكلي نداشتم ...همش حرفش اينه تو فلط كردي منو نخواي تو مال مني و اين حرفا..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان نمایش پست ها
    سلام عزیزم عمرت رو همینطور یکسال یکسال هدر نده
    درک میکنم دوستش داری و احتمال زیاد هم میدم ایشونم شمارو دوست داشته باشه
    ولی زندگی فقط عشق و دوست داشتن نیست
    پای قول موندن خیلی مهمه خیلی مهمه که شریک ایندت پای قول و قرارش بمونه

    بنظرم بشین باهاش جدی صحبت کن بهش مهلت بده نمیدونم هرچقدر که میتونی 6ماه یک سال
    بگو این زمان بهت مهلت میدم که برای خاستگاری اقدام کنی و اگر نتونستی من با شخص دیگه ای ازدواج میکنم

    و روی حرفت هم بمون و صحبتت هم خیلی جدی باید باشه.

    برای خودت ارزش قائل شو و زندگیتو دست ادمای دیگه نده

    من نميتونم درك كنم كه زندگي فقط عشق و دوسداشتن نباشه....من هفت سااال منتظرم....هفتادبار گفتم نميخوامت!!هزاربار گفت تو مال مني....االانم مشكلم اينه كخ ميگه ميام خواستگاريت...ميگه ايشالله زود تموم ميشه....ميگه تو زن مني....ولي هشت ماه ميگذره...بخدا اگه ميگفت باشه برو پي زندگيت راحت ميشدم...سردرگمم....تا ميام برنامه ريزي كنم بشينم بخونم همش فكرش مياد تو ذهنم كه اگه يهو دم امتحان خونوداش راضي بشن و بيان همه برنامه هام برباد ميره...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    كسي نيست كمكم كنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.35
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط شيوا نمایش پست ها
    حرفتونو قبول دارم نبايد ميشد ولي حالا شده...نميتونم كه بشينم توي سرم بزنم...البته زدم آ...هشت ماهه فقط اشك ريختم...بخدا همون وقتايي كه ميگفتمش نميخوامت ما به درد هم نميخوريم حتي اگه يكبار ميگفت باشه قبول...حتي اگه يكبار ميگفت هروقت خراستي برو ازدواج كن،.. من مشكلي نداشتم ...همش حرفش اينه تو فلط كردي منو نخواي تو مال مني و اين حرفا..

    درسته دوست عزیز
    آدم جایزالخطاست به هر حال اشتباهیه که شده و سرزنش کردن راه حل نیست
    اما باید پی برد که کار اشتباه تکرار نشه
    به نظرم با توجه به حرفایی که در مورد این آقا میزنید ایشون ضمن علاقه شون به شما و اینکه نمیخوان شما رو از دست بدن درگیر رابطه ی عاطفی شدیدی شدن
    ولی خب درست نیست بنا بر این احساسی که بین شما و ایشون ایجاد شده همینجوری این رابطه رو بذارن بمونه
    بالاخره باید با خودشون کنار بیان و ببینن برنامه و هدفشون چیه
    بهشون بگید دیگه نمیتونید بیشتر صبر کنید مثلا دوسه ماه دیگه رو میتونید بهشون فرصت بدید که تصمیمشون رو بگیرن و با خونواده شون در میون بذارن
    چون در غیر اینصورت برداشت میشه که فقط میخوان شما رو تو همین رابطه بذارن و فقط یک درصد احتمال بدید بنا به هر دلیلی پا پس بکشن
    اون موقع خیلی بدتر برای شما تموم میشه
    پس با جدیت سنگاتونو باهاشون وا بکنید و ازشون نتیجه بخواید.
    این همه وقت گذشته و ایشون عملا اقدامی برای این علاقه و رابطه انجام ندادند
    چه تعهدی این بین وجود داره که روی حرفشون وایسن؟
    هفت سال خیلی زمان زیادی هست یک مقدار بیشتر تامل کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    درسته دوست عزیز
    آدم جایزالخطاست به هر حال اشتباهیه که شده و سرزنش کردن راه حل نیست
    اما باید پی برد که کار اشتباه تکرار نشه
    به نظرم با توجه به حرفایی که در مورد این آقا میزنید ایشون ضمن علاقه شون به شما و اینکه نمیخوان شما رو از دست بدن درگیر رابطه ی عاطفی شدیدی شدن
    ولی خب درست نیست بنا بر این احساسی که بین شما و ایشون ایجاد شده همینجوری این رابطه رو بذارن بمونه
    بالاخره باید با خودشون کنار بیان و ببینن برنامه و هدفشون چیه
    بهشون بگید دیگه نمیتونید بیشتر صبر کنید مثلا دوسه ماه دیگه رو میتونید بهشون فرصت بدید که تصمیمشون رو بگیرن و با خونواده شون در میون بذارن
    چون در غیر اینصورت برداشت میشه که فقط میخوان شما رو تو همین رابطه بذارن و فقط یک درصد احتمال بدید بنا به هر دلیلی پا پس بکشن
    اون موقع خیلی بدتر برای شما تموم میشه
    پس با جدیت سنگاتونو باهاشون وا بکنید و ازشون نتیجه بخواید.
    این همه وقت گذشته و ایشون عملا اقدامی برای این علاقه و رابطه انجام ندادند
    چه تعهدی این بین وجود داره که روی حرفشون وایسن؟
    هفت سال خیلی زمان زیادی هست یک مقدار بیشتر تامل کنید.
    تا حالا دوبار اينكار كردم...فرصت دو ساله...يك ساله...ولي اخرش چي؟!هيچي!!هيچكس جاي من نيس ببينه چه زجري ميكشم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    درسته دوست عزیز
    آدم جایزالخطاست به هر حال اشتباهیه که شده و سرزنش کردن راه حل نیست
    اما باید پی برد که کار اشتباه تکرار نشه
    به نظرم با توجه به حرفایی که در مورد این آقا میزنید ایشون ضمن علاقه شون به شما و اینکه نمیخوان شما رو از دست بدن درگیر رابطه ی عاطفی شدیدی شدن
    ولی خب درست نیست بنا بر این احساسی که بین شما و ایشون ایجاد شده همینجوری این رابطه رو بذارن بمونه
    بالاخره باید با خودشون کنار بیان و ببینن برنامه و هدفشون چیه
    بهشون بگید دیگه نمیتونید بیشتر صبر کنید مثلا دوسه ماه دیگه رو میتونید بهشون فرصت بدید که تصمیمشون رو بگیرن و با خونواده شون در میون بذارن
    چون در غیر اینصورت برداشت میشه که فقط میخوان شما رو تو همین رابطه بذارن و فقط یک درصد احتمال بدید بنا به هر دلیلی پا پس بکشن
    اون موقع خیلی بدتر برای شما تموم میشه
    پس با جدیت سنگاتونو باهاشون وا بکنید و ازشون نتیجه بخواید.
    این همه وقت گذشته و ایشون عملا اقدامی برای این علاقه و رابطه انجام ندادند
    چه تعهدی این بین وجود داره که روی حرفشون وایسن؟
    هفت سال خیلی زمان زیادی هست یک مقدار بیشتر تامل کنید.
    كارم به جايي رسيد كه ازش پرسيدم خودت بگو تا كي صبر كنم...فقط يه مدت بگو كه من انقد سرگردون نباشم...فقط ميگه نميدونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.35
    نوشته ها
    1,567
    تشکـر
    1,704
    تشکر شده 991 بار در 714 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط شيوا نمایش پست ها
    كارم به جايي رسيد كه ازش پرسيدم خودت بگو تا كي صبر كنم...فقط يه مدت بگو كه من انقد سرگردون نباشم...فقط ميگه نميدونم

    خب عزیزم وقتی میبینی اینجوری داری داغون میشی و ایشون بی تفاوته و بلاتکلیف چرا باید این رابطه رو ادامه بدی؟؟؟
    نمیدونم شد حرف حساب آخه!؟
    بگو که داری خیلی اذیت میشی و دیگه صبرت لبریز شده
    یک فرصت نهایی بهش بده اگه اقدامی کرد که خب خوبه اگه نه به نظرم بهتره این رابطه ی بلاتکلیف رو برای همیشه تموم کنی و خودتو از این برزخ نجات بدی
    اگه براش مهم باشی و واقعا برای زندگی بخوادت یه اقدامی میکنه خب.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    خب عزیزم وقتی میبینی اینجوری داری داغون میشی و ایشون بی تفاوته و بلاتکلیف چرا باید این رابطه رو ادامه بدی؟؟؟
    نمیدونم شد حرف حساب آخه!؟
    بگو که داری خیلی اذیت میشی و دیگه صبرت لبریز شده
    یک فرصت نهایی بهش بده اگه اقدامی کرد که خب خوبه اگه نه به نظرم بهتره این رابطه ی بلاتکلیف رو برای همیشه تموم کنی و خودتو از این برزخ نجات بدی
    اگه براش مهم باشی و واقعا برای زندگی بخوادت یه اقدامی میکنه خب.
    مرسي عزيزم،هنين الان ميرم صحبت ميكنم و مطمينم جوابم جز نميدونم چيزي نيست...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    خب عزیزم وقتی میبینی اینجوری داری داغون میشی و ایشون بی تفاوته و بلاتکلیف چرا باید این رابطه رو ادامه بدی؟؟؟
    نمیدونم شد حرف حساب آخه!؟
    بگو که داری خیلی اذیت میشی و دیگه صبرت لبریز شده
    یک فرصت نهایی بهش بده اگه اقدامی کرد که خب خوبه اگه نه به نظرم بهتره این رابطه ی بلاتکلیف رو برای همیشه تموم کنی و خودتو از این برزخ نجات بدی
    اگه براش مهم باشی و واقعا برای زندگی بخوادت یه اقدامی میکنه خب.

    اگه بخوام ازش حدا شم جز بي ابرويي چيزي برام نميمونه...همه دوستام حتي بعضي از فاميل حتي يكي دوتا از خواستگارام كه مامانم رد كرد ميدونن ما با هم بوديم و همه هم چيزي كه ميدونن اينه كه اين دوتا همو دوست دارن...بكشم كنار هيچي برام نميمونه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط یلدا 25 نمایش پست ها
    خب عزیزم وقتی میبینی اینجوری داری داغون میشی و ایشون بی تفاوته و بلاتکلیف چرا باید این رابطه رو ادامه بدی؟؟؟
    نمیدونم شد حرف حساب آخه!؟
    بگو که داری خیلی اذیت میشی و دیگه صبرت لبریز شده
    یک فرصت نهایی بهش بده اگه اقدامی کرد که خب خوبه اگه نه به نظرم بهتره این رابطه ی بلاتکلیف رو برای همیشه تموم کنی و خودتو از این برزخ نجات بدی
    اگه براش مهم باشی و واقعا برای زندگی بخوادت یه اقدامی میکنه خب.

    يلدا جون، باهاش رابطه داشتم!به اين راحتي نيست كه بگم جداشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از شيوا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #15

    دلنوشته کاربر
    قوی باش،مثل درخت مرده ای که کویربعد از مدتا هنوز نتونسته تنه ی خشکشو به زمین بزنه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.11
    نوشته ها
    2,247
    تشکـر
    4,225
    تشکر شده 2,926 بار در 1,460 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    سلام
    ببین بی قراری و ترساتو درک می کنم ولی یه چیزی که هست اینه که پسرا کلا تو این مسائل با دخترا خیلی فرق دارند. دخترا احساسین. کم تحمل ترند. اما پسرا باید محکم تر باشند. اون مسئولیت بیشتری رو دوششه اگه حرفی بزنه قولی بده مثلا یه تایم مشخص کنه و نتونه به موقع کاری بکنه خب پیش تو شرمنده می شه.
    الان باید بهت بگه خانوادش دقیقا مشکلشون چیه که می گن باید صبر کنی؟ خودش می خواد به چیا برسه که بعدش بیاد خواستگاریت؟
    باهاش حرف بزن. به با دعوا و گلایه. آروم باش هر چیزی که برات مبهمه رو ازش بخواه که بهت توضیح بده.

    براش تایم مشخص نکن اون چیزایی که می خواد بهشون برسه رو ازش بپرس بعدش صبر کن ببین کی اونا حل میشند. چون خودشم منتظر همینه.
    اگرم دلت تنگ شده بهش بگو بیاد یه سر ببینتت تا یکم آروم تر شی بتونی واسه ارشد بخونی یا به برنامه هات برسی.
    غیر از اونم سعی کن یکم واسه خودت زندگی کنی بیست چاری نشین بهش فکر کن غصه بخور. سر خودتو گرم کن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    "ملکه شیشه ای"

    ملکه ها همه شبیه همند
    بی اعتنا ، قوی ، مغرور
    ولی فقط یکیشون شیشه ایه..
    اونی که شکستنو باچشمای بسته ام از بر میخونه...

  17. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه شیشه ای نمایش پست ها
    سلام
    ببین بی قراری و ترساتو درک می کنم ولی یه چیزی که هست اینه که پسرا کلا تو این مسائل با دخترا خیلی فرق دارند. دخترا احساسین. کم تحمل ترند. اما پسرا باید محکم تر باشند. اون مسئولیت بیشتری رو دوششه اگه حرفی بزنه قولی بده مثلا یه تایم مشخص کنه و نتونه به موقع کاری بکنه خب پیش تو شرمنده می شه.
    الان باید بهت بگه خانوادش دقیقا مشکلشون چیه که می گن باید صبر کنی؟ خودش می خواد به چیا برسه که بعدش بیاد خواستگاریت؟
    باهاش حرف بزن. به با دعوا و گلایه. آروم باش هر چیزی که برات مبهمه رو ازش بخواه که بهت توضیح بده.

    براش تایم مشخص نکن اون چیزایی که می خواد بهشون برسه رو ازش بپرس بعدش صبر کن ببین کی اونا حل میشند. چون خودشم منتظر همینه.
    اگرم دلت تنگ شده بهش بگو بیاد یه سر ببینتت تا یکم آروم تر شی بتونی واسه ارشد بخونی یا به برنامه هات برسی.
    غیر از اونم سعی کن یکم واسه خودت زندگی کنی بیست چاری نشین بهش فکر کن غصه بخور. سر خودتو گرم کن

    دقيقا درسته حرفت،بخاطر شرمندگي نمياد بگه كه كي ميتونه بياد،چون تاحالا دو سه بار اين اتفاق افتاده و منم حسابي شرمندش كردم...من ساكت ننشستم با هر زبوني كه فكرشو كنين ازش پرسيدم،از رو عشق و محبت، دعوا،زيرزبون كشي،،نميگه كه نميگه،...خونوادشم ميگه مشكلي ندارن....انقد كه قهر كردم و اشتي كردم،اگه الان بگم ديگه نميخوامت و ميرم كه ازدواج كنم ، مطمينه دارم دروغ ميگم...اون به قول خودش روي من قسم ميخوره...همينچند ديقه پيش يه راهنمايي دوستا باز هم ازش پرسيدم ولي همونجور كه گفتم فقط ميگه نميدونم،گفتم من ديگه نميتونم پات صبر كنم، گفت باشه تو كار خودتو بكن منم ميدونم چيكار كنم...ميبينين؟ايمان داره كه من پاش ميكونم ، شايد بخاطر رابطه نزديكي كه داشتيم مطمينه....ولي من الان جز غصه چيزي برام نمونده يعني كاري هم ازم برنمياد...چون هم توي شهرستان هستم و شهرمون كوچيكه از ترس ابرو حتي نميتونم برم پيش روانشناس،حتي كسي رو ندارم باهاش دردودل كنم.خدا نياره برا هيچ دختري....الانم مثل هميشه كه قهر ميكردم و بلاكش ميكردم همينكار كردم،ولي هميشه بعد يه مدت چند روزه دلم نميومد باز از بلاك درميوردم و انگار همش چك ميكنه، اول اون پيام ميده....ولي اميدوارم اينبار براي شان خودم بتونم واقعا رابطه نداشته باشم و شايد يه روزي اومد خواستگاري...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه شیشه ای نمایش پست ها
    سلام
    ببین بی قراری و ترساتو درک می کنم ولی یه چیزی که هست اینه که پسرا کلا تو این مسائل با دخترا خیلی فرق دارند. دخترا احساسین. کم تحمل ترند. اما پسرا باید محکم تر باشند. اون مسئولیت بیشتری رو دوششه اگه حرفی بزنه قولی بده مثلا یه تایم مشخص کنه و نتونه به موقع کاری بکنه خب پیش تو شرمنده می شه.
    الان باید بهت بگه خانوادش دقیقا مشکلشون چیه که می گن باید صبر کنی؟ خودش می خواد به چیا برسه که بعدش بیاد خواستگاریت؟
    باهاش حرف بزن. به با دعوا و گلایه. آروم باش هر چیزی که برات مبهمه رو ازش بخواه که بهت توضیح بده.

    براش تایم مشخص نکن اون چیزایی که می خواد بهشون برسه رو ازش بپرس بعدش صبر کن ببین کی اونا حل میشند. چون خودشم منتظر همینه.
    اگرم دلت تنگ شده بهش بگو بیاد یه سر ببینتت تا یکم آروم تر شی بتونی واسه ارشد بخونی یا به برنامه هات برسی.
    غیر از اونم سعی کن یکم واسه خودت زندگی کنی بیست چاری نشین بهش فکر کن غصه بخور. سر خودتو گرم کن


    جواب اين دوتا سوال هم خودم ميدونم..خونوادش مشكلي ندارن ولي نميدونه چرا نميان خواستگاري.خودشم از دوسال پيش ميگه من ديگه خودم از اين دوريا خسته شدم خودم ميخوام هرچي زودتر تموم شه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. Top | #18

    دلنوشته کاربر
    قوی باش،مثل درخت مرده ای که کویربعد از مدتا هنوز نتونسته تنه ی خشکشو به زمین بزنه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.11
    نوشته ها
    2,247
    تشکـر
    4,225
    تشکر شده 2,926 بار در 1,460 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط شيوا نمایش پست ها
    جواب اين دوتا سوال هم خودم ميدونم..خونوادش مشكلي ندارن ولي نميدونه چرا نميان خواستگاري.خودشم از دوسال پيش ميگه من ديگه خودم از اين دوريا خسته شدم خودم ميخوام هرچي زودتر تموم شه
    ببین تو دیگه گرفتارشی واسه همینه که انقدر ترسیدی.
    بحث ازدواج و ابروام نیست اگه خدای نکرده واسه کسی ابروریزیم پیش بیاد، بعد چند وقت اسمش از سر زبونا حتی میفته ولی کسیو که دوست داره هیچ وقت نمی تونه فراموش کنه.
    به نظرم دعوا و قهر واسه اونی جواب می ده که واقعا دل رفتن داره یا حداقلش می تونه چند وقت تحمل کنه که نره سمت طرفش ولی شما نمی تونی.
    خب چقدر از اون شرایطش فاصله داره؟ جواب اینکه چقدر باید صبر کنی تو همین سواله. تازه دیرترم شاید بشه چون همیشه آدم نمی تونه رو برنامه هاش پیش بره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    "ملکه شیشه ای"

    ملکه ها همه شبیه همند
    بی اعتنا ، قوی ، مغرور
    ولی فقط یکیشون شیشه ایه..
    اونی که شکستنو باچشمای بسته ام از بر میخونه...

  20. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    26
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه شیشه ای نمایش پست ها
    ببین تو دیگه گرفتارشی واسه همینه که انقدر ترسیدی.
    بحث ازدواج و ابروام نیست اگه خدای نکرده واسه کسی ابروریزیم پیش بیاد، بعد چند وقت اسمش از سر زبونا حتی میفته ولی کسیو که دوست داره هیچ وقت نمی تونه فراموش کنه.
    به نظرم دعوا و قهر واسه اونی جواب می ده که واقعا دل رفتن داره یا حداقلش می تونه چند وقت تحمل کنه که نره سمت طرفش ولی شما نمی تونی.
    خب چقدر از اون شرایطش فاصله داره؟ جواب اینکه چقدر باید صبر کنی تو همین سواله. تازه دیرترم شاید بشه چون همیشه آدم نمی تونه رو برنامه هاش پیش بره.
    از هشت ماه پيش كه اومدم طوري حرف ميزنه كه امگار فاصله اي با اون شرايط نداره...هشت ماه پيش گفت خيلي زود ميام...الانم ميگه ايشالله زود تموم ميشه ولي هيچ اتفاقي نيوفتاده!يك ماه ديگه هم كه محرمه!ديگه تا سه ماه ديگه قطعا نمياد!
    اصلا اين شرايطي كه شما ميگين،اون ميگه شرايطي نيس كه فاصله ش تا اون شرايط مشخص بشه!!موندم بخدا درمونده شدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. Top | #20

    دلنوشته کاربر
    قوی باش،مثل درخت مرده ای که کویربعد از مدتا هنوز نتونسته تنه ی خشکشو به زمین بزنه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.11
    نوشته ها
    2,247
    تشکـر
    4,225
    تشکر شده 2,926 بار در 1,460 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens

    پاسخ : سردرگمي عاطفي

    نقل قول نوشته اصلی توسط شيوا نمایش پست ها
    از هشت ماه پيش كه اومدم طوري حرف ميزنه كه امگار فاصله اي با اون شرايط نداره...هشت ماه پيش گفت خيلي زود ميام...الانم ميگه ايشالله زود تموم ميشه ولي هيچ اتفاقي نيوفتاده!يك ماه ديگه هم كه محرمه!ديگه تا سه ماه ديگه قطعا نمياد!
    اصلا اين شرايطي كه شما ميگين،اون ميگه شرايطي نيس كه فاصله ش تا اون شرايط مشخص بشه!!موندم بخدا درمونده شدم
    خودت گفتی تازه شرایط کارش درست شده.
    خب اگه مشکلش مالیه که باید یه کم پس اندازه کنه بعد بیادش شایدم می خواد تو شغلش موقعیتش تثبیت شه.
    خیلی بده همه چیزو برات توضیح نمی ده. اینطوری نمی تونی درست درکش کنی. باید بی تعارف هر مشکلی داره بهت بگه نه اینکه فقط یه خط سر بسته حرف بزنه.
    حتما خیلی بی قراری که می خوای زودتر بیادش جلو. شایدم از رو دلتنگیه. اینطوری خیلی اذیت میشی. شاید باید یکمم بی خیال شی. بسپاریش به خدا. هم تو هم خدات می دونید که دل کندن بعد 7 سال وقتی دوستشم داری خیلی سخته حتی نشدنیه. همیشه دعا کن از خدا صلاحتو بخواه. دیگه آدم قدرتش یه حدی داره از یه جایی به بعد دیگه نمی تونه. توکل کن بذار یکم اروم شی. مشخصه که فعلا هیچ کاری نمیشه کرد باید زمان بگذره
    حتی اگرم چارت جدا شدن باشه الان تواناییشو نداری به نظرم. دعوا و قهر الکی وقتی نمی تونی ولش کنی بی فایده که هست هیچ بیشترم دستتو پیش عشقت رو می کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    "ملکه شیشه ای"

    ملکه ها همه شبیه همند
    بی اعتنا ، قوی ، مغرور
    ولی فقط یکیشون شیشه ایه..
    اونی که شکستنو باچشمای بسته ام از بر میخونه...

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آداب عزاداری امام حسین علبه السلام
    توسط reza1 در انجمن دینی، مذهبی و پند آموز
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 10-05-2016, 01:32 AM
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-19-2014, 09:11 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
سردرگمي,  سردرگمي در زندگي,  سردرگمي مثل فندكت,  سردرگمي در ازدواج,  شعر سردرگمي,  احساس سردرگمي,  متن سردرگمي,  درمان سردرگمي,  مظهر سردرگمي,  روانشناسي سردرگمي,  قصد ازدواج دارم,  قصد ازدواج,  قصد ازدواج موقت دارم,  قصد ازدواج در مردان,  قصد ازدواج داره,  قصد ازدواج ندارم,  من قصد ازدواج دارم,  من قصد ازدواج ندارم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید