مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از 81 به 94 از 94

موضوع: عشق اول

  1. Top | #81

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    سلام یلدا خانوم من خیلی احساساتی هستم وقتی بچه کوچولو میبینم دلم میخواد بخندونمش و همیشه تو روی بچه های کوچیک میخندم وقتی غمگین باشم هیچی نمیگم و از صورتم مشخصه مثل داییم هستم دقیقا اون مشاور خیلی مهربون بود و بیشتر از زیباییش جذب مهربونیش شدم من خیلی احساساتی هستم ولی دلم نمیخواد هیچ دختری این موضوع را بدونه چون میدونم سو استفاده میکنه ولی بار اولمه همه توجه و احساساتم برای دختر خرج شده دست خودم نیست من اصلا دعوا کردن را دوست ندارم و همیشه میخندم و خیلی کم ناراحت میشم ولی دوری از این خانم مرز ناراحتی منو تا گریه برد مخصوصا از وقتی گفت میخواد به امریکا بره ولی تا حالا فکر نکرده بودم که به خاطر کار های اون عاشق شدم

    تا حدود زیادی درکتون می کنم
    چون خودم هم از این دسته آدم ها هستم!
    میدونین آدم های احساسی تر شاید زندگی رو زیباتر و راحت تر میبینن
    ولی گاهی به خاطر همین احساسات زیادی و لطیف آسیب هایی میبینن

    سعی کنین احساساتتون رو بهتر و قوی تر مدیریت کنین
    و تو هر جمع و برای هر کسی این رو بروز ندید که سوع استفاده ای هم نشه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #82

    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    3
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : عشق اول

    ولی باید بگم اصلا به قیافه من نمیاد اینقدر احساساتی باشم من در بروز احساسات مشکل دارم و به خانم مشاور هم روی کاغذ ابراز علاقه کردم نه مستقیم
    ویرایش توسط amirhussain : 05-14-2018 در ساعت 12:48 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #83

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    ولی باید بگم اصلا به قیافه من نمیاد اینقدر احساساتی باشم من در بروز احساسات مشکل دارم و به خانم مشاور هم روی کاغذ ابراز علاقه کردم نه مستقیم

    متوجه ام
    بعضی ها اینجوری هستن دیگه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #84

    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    3
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : عشق اول

    به نظر من زیباترین لحظه های زندگی وقتی هستند که به یه بچه محبتی میشه وقتی یه پدر با بچش بازی میکنه وقتی به یه پیره زن یا پیره مرد کمکی میشه وقتی دوباره بعد از چند سال دوستت را میبینی و ..... یلدا خانم راهی نیست که مشکلم در ابراز احساساتم حل بشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #85

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    به نظر من زیباترین لحظه های زندگی وقتی هستند که به یه بچه محبتی میشه وقتی یه پدر با بچش بازی میکنه وقتی به یه پیره زن یا پیره مرد کمکی میشه وقتی دوباره بعد از چند سال دوستت را میبینی و ..... یلدا خانم راهی نیست که مشکلم در ابراز احساساتم حل بشه

    تو این مورد باهاتون موافقم
    شاید به این آدم ها بگن مهربون، مهرطلب
    خلاصه هر چی که هست به نظر من هم زیباترین لحظه ها
    اینایی هستن که آدم ها به هم مهربون باشن
    دوست ها، خواهربرادرها، زن و وشوهرا

    اینکه یاد بگیریم دل نشکنیم و حرمت هم رو بگیریم
    اینکه گاهی وقتا از بین سکوتی که داره خفه مون میکنه حرفی که سال هاست توی دلمونه رو به زبون بیاریم
    بدون خجالت بدون فکر به قضاوت دیگران، بدون هیچ دغدغه ای..!

    خب ببینین راستش تو این مورد هم من خودم زمانی مشکل داشتم!
    اما یه مدت روی خودم کار کردم
    حالا نه صرفا تو عشق و عاشقی توی تمام ارتباطاتم
    اون کتابی رو که خدمتتون گفتم بهتون میتونه کمک کنه که مدیریت درستی روی احساساتتون داشته باشید
    مطالعه کنید و تلاش کنید که جاهایی که باید و لازم هست حرف دلتونو بزنید و احساستون رو بروز بدید


    بعضی وقت ها باید آدم مهارت هاش رو همه جانبه قوی کنه که به مشکل برنخوره
    تا اینکه اساسی پی این موضوع رو گرفتم و مطالعه کردم و توی خودم کنجکاش کردم و به خاطرش با مشاور حرف زدم
    وقتی بهم گفتم حتی مادرت هم ازت خواست بری بیرون ولی کار خودت مهم تر بود قاطع بگو نه!
    اون موقع دیدم گاهی چقدر دیگه از خودم به خاطر بقیه گذشتم...

    حالا نمی دونم دقیقا مشکل شما توی ابراز احساسات همین ماجرای خانوم مشاور هستش؟
    اینکه گفتید نتونستید مستقیم بهش بگید دوسش دارید؟
    یا توی روابط دیگه تون هم نه گفتن و براز احساسات براتون سخت هستش؟
    من به شخصه وقتی ببینم پدرمادرم به هم مهربونن و حرمت هم رو میگیرن واقعا انگاری بهترین لحظه ی عمرم همون موقع است!
    ویرایش توسط یلدا 25 : 05-15-2018 در ساعت 12:52 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #86

    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    3
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : عشق اول

    میتونم نه بگم ولی بیشتر در ابراز علاقه مشکل دارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #87

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    من قبلا توی نه گفتن مشکل داشتم
    یعنی حتی برادرم میگفت فلان کارو برام انجام بده ، با اینکه سرم شلوغ بود و اولویت رو باید میدادم کارای خودم
    قبول میکردم
    بعد گاهی به مشکل برمیخوردم، میگفتم شاید من زیادی مهربونم چرا هیچوقت به درخواست کمک بقیه نه نمیگم!؟
    یعنی فکرش رو بکنید من آدمی هستم که دوست دارم با همه ی آدم های اطرافم و فامیل ارتباط داشته باشم
    چه یه بچه ی یه ماهه باشه چه یه پیرمرد پیرزن 90 ساله!
    حالا گاهی وقت ها من با بچه ها وقت میگذرونم و واقعا از بودن باهاشون لذت میبرم
    و گاهی حتی توی خونه عین بچگی هام گرگم به هوا باهاشون بازی میکنم!!
    دیگه چند تاشون همیشه میگن من خیلی ادم مهربونی هستم
    ولی دیگه درست نیست هر چی بخوان و بگن من قبول کنم!
    با اینکه اگه تا حالا ازدواج می کردم و بچه ای داشتم هم سن همین بچه ها بود
    ولی گاهی دیگه خارج از وقتی که براشون در نظر میگیرم که باهاشون باشم
    فکر میکنن هر چی بگن من قبول میکنم
    مثلا بعد بازی دارم کار خودمو انجام میدن با کلی اصرار و جیغ داد میان میگن باید بای باهامون بازی کنی!
    منم با مهربونی خب متقاعدشون می کنم
    حالا یکیشون بود من خونه شون بودم چند روز،
    بعد من به خواب بعدازظهر عادت دارم و باید یه چرتی بزنم هر جا باشم
    بعد این پسر بچه خودش تا 12 ظهر میخوابید بعد ساعت یک و دو که وقت خواب من بود
    میومد میگفت نباید چشاتو ببندی و بخوابی، باید بیای با من بازی کنی!
    ولی دیگه من با مهربونی قانع میکردم یه بچه ی سه ساله رو!
    این ها شاید خنده دار باشه ولی خب به نظرم در جای خودش اهمیت داره.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #88

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    میتونم نه بگم ولی بیشتر در ابراز علاقه مشکل دارم
    مثلا میتونید به خواهر یا برادرتون یا پدر مادرتون ابراز علاقه کنید؟
    بهشون میگید دوسشون دارین؟

    اگه منظورتون از ابراز علاقه این خانوم هست
    من تا حدودی بهتون حق میدم، چرا!؟
    چون شما الان تازه اول سن جوونی تون هستش و تازه دارین یاد میگیرن به کسی علاقه مند بشین!
    و چون به خاطر شرایط شما و این خانوم خب نمیشه ازدواج کنین،
    طبیعیه که زیاد راحت نباشین و انتظار داشته باشین تو چشماش نگاه کنین و بگید دوسش دارین!

    شاید بگین ایشون تو این مورد قوی تر عمل میکنن
    خب ایشون مشاور هستن و کتاب های زیادی راجب این موارد مطالعه کردن
    شما هم میتونید راحت روی خودتون کار کنید
    فن بیانتون رو قوی کنید
    اعتماد به نفس بالایی داشته باشید
    دیگه یه مدت از این قضیه بگذره و نفر دومی بیاد توی حیطه ی احساسی شما
    به نظرم خیلی راحت تر عمل میکنید و این هایی رو که الان یاد گرفتید اونجا به کارتون میاد!
    خب کاری که اشتباهات به ما یاد میدن ، همین تجربه ای هست که ازشون یاد میگیریم.
    ویرایش توسط یلدا 25 : 05-15-2018 در ساعت 01:59 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #89

    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    3
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : عشق اول

    الان حالم خیلی بهتر شده به خاطر حرف های شما ازتون ممنونم کاش یه خواهر بزرگتر مثل شما داشتم و میتونستم باهاش درد و دل کنم خود خانم مشاور هم میگفت من مثل خواهرتم و نباید عاشق من میشدی ولی نمیدونم چرا باز هم به همون کارهاش ادامه داد باورتون میشه؟گاهی وقت ها دلم میخواست بهش زنگ بزنم و داد بزنم که عاشقتم ولی بعد جلوی خودمو میگرفتم و احساسمو سرکوب میکردم و این اولین باری بود که اینطوری عاشق کسی میشدم من تا حالا شدیدا نگران کسی نشده بودم ولی اگر این خانم چند روز جوابمو نمیداد از شدت نگرانی میرفتم دم محل کارش تا ببینمش اونوقت میگفت همه ی این چیز ها بلوغ عاطفیه نه عشق اون وقت من موندم چی تو نظر این خانم میتونه عشق باشه؟ و من خواننده ای که خیلی صداش رادوست دارم و گوش میدم میثم ابراهیمی است یلدا خانم شما هم که ادم احسساتی هستید میشه بگید خواننده مورد علاقتون کیه؟
    ویرایش توسط amirhussain : 05-15-2018 در ساعت 04:09 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #90

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    الان حالم خیلی بهتر شده به خاطر حرف های شما ازتون ممنونم کاش یه خواهر بزرگتر مثل شما داشتم و میتونستم باهاش درد و دل کنم خود خانم مشاور هم میگفت من مثل خواهرتم و نباید عاشق من میشدی ولی نمیدونم چرا باز هم به همون کارهاش ادامه داد باورتون میشه؟گاهی وقت ها دلم میخواست بهش زنگ بزنم و داد بزنم که عاشقتم ولی بعد جلوی خودمو میگرفتم و احساسمو سرکوب میکردم و این اولین باری بود که اینطوری عاشق کسی میشدم من تا حالا شدیدا نگران کسی نشده بودم ولی اگر این خانم چند روز جوابمو نمیداد از شدت نگرانی میرفتم دم محل کارش تا ببینمش اونوقت میگفت همه ی این چیز ها بلوغ عاطفیه نه عشق اون وقت من موندم چی تو نظر این خانم میتونه عشق باشه؟ و من خواننده ای که خیلی صداش رادوست دارم و گوش میدم میثم ابراهیمی است یلدا خانم شما هم که ادم احسساتی هستید میشه بگید خواننده مورد علاقتون کیه؟

    خواهش می کنم
    خیلی خوشحال شدم که حالتون بهتره
    خب به هر حال ما اینجا هستیم که بهم دیگه توی مسائلمون کمک کنیم
    منم مثل شما خواهر ندارم و بعضی وقت ها خودم رفتم دنبال مسائلم و باهاشون روبرو شدم و تجربه کردم
    همیشه باید سعی کرد تو بازی روزگار قوی و محکم بود
    و همین طور که می دونیم دنیا جایی برای آدم های ضعیف نداره،
    اگه بخوایم در مقابل مسائلمون کم بیاریم و تسلیم بشیم که بازنده ایم

    من شاید تو این تاپیک گاهی به خاطر فشاری که شما از دست این خانم متحمل میشدید عصبانی شدم و چیزی گفتم
    ولی واقعا نمی دونم حالا قصدش از این کارا چی بوده
    خلع عاطفی؟ یا اینکه به قول خودشون شما رو جای برادرش فرض کرده!؟
    خدا داند به هرحال از دل هر کس، ولی خب کارشون واقعا درست نبوده
    وگرنه غیر ممکنه خودش متوحه نمیشده که داره با احساس شما چیکار میکنه!

    اما به هر حال من هم دخترم و زیاد پیش میاد حتی لفظ داداش رو به پسرهای اطرافم میگم
    ولی هیچوقت به خودم اجازه نمیدم خارج از چهارچوب باهاشون گرم بگیرم و یا پیششون زیاد راحت باشم یا حتی آرایش کنم!
    بعد هم آدم پسری رو مثل برادرش ببینه یه حجب و حیایی اون بین حس میکنه
    مطمئنن نمیره با ساپورت و اون مدلی که گفتید جلوی پسره بشینه!
    والا ما از این کارا پیش برادرهامون هم نمی کنیم!
    چون به هرحال هر رابطه ای یه حرمتی داره و بالاخره آدم جوون هست
    و پسرای جوون به هرحال یه سری شرایط خاص خودشون رو دارن، شاید یه لحظه وسوسه بشن!

    در هر حال منظور ایشون از شما هر چی که بوده زیاد مهم نیست
    ولی برخوردهاشون خیلی مهم بوده که شما رو اینقدر وابسته و دلبسته ی خودش کرده
    بعد هم وقتی متوجه شده جای اینکه بیاد خرابکاری هاش رو درست کنه، گفته میرم خارج از کشور!
    خب حداقل بی وجدان میومدی ببینی چه گندی زدی به رابطه ات!
    یا حداقل کمکی چیزی!

    من واقعا موندم یعنی این دختره یه ذره هم باکش نیست که شما رو این حالی کرده و الان اینجوری بیخیاله؟!
    وجدانش کجاست پس!؟
    همه میدونن تو هر رابطه ای تا دختره هم نخواد حداقل ادامه دار نمیشه!


    در مورد خواننده ی مورد علاقه پرسیدید
    راستش خواننده ی خاصی نیست که من فقط آهنگ های ایشون رو گوش بدم
    ولی خیلی وقت ها کلا هر آهنگی و به هر زبونی و برای هر وقتی باشه
    و حتی اگه خوب متوجه نشم وقتی یه بار گوش میدم
    ببینم بهم حس خوبی میده دیگه گوش می کنم و خیلی وقت ها آهنگ های شاد گوش میدم

    اما چند تا هستن گاهی گوش می کنم آهنگ هاشون رو
    مثل مرحوم پاشایی، احمدوند، محسن یگانه، چاووشی و ...
    بعضی خواننده ها به زبان خودم، بعضی انگلیسی و امریکایی
    بعضی وقت ها هم قدیمی ها مثل هایده، مهستی، گوگوش و...
    از سنتی ها هم شجریان، ناظری و ...
    کلا هر چی که شاد باشه و ریتم شادی داشته باشه و بهم احساس خوبی بده رو گوش میدم
    و معمولا بعدش هم خودم با آهنگ میخونم!
    گهگاهی هم توی خونه با برادرم با گیتار میخونیم ولی خب متاسفانه فرصت نکردم براش حسابی وقت بذارم
    حالا اگه امکانش بود شاید خوانندگی هم می کردم ولی خب اسلام دست و پا رو بسته دیگه!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #91

    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    3
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : عشق اول

    من خیلی دوستش داشتم حیف من حاضر بودم حتی جونم را براش بدم ولی اطمینان دارم دختر بی حیایی نیست چون خیلی از ماشین های گرون قیمت را دیدم که میخواستن سوارش کنند ولی حاضر نشد سوارشون بشه و مجذوب این حیا داشتنش شدم چون هر دختر خوشگلی دیده بودم بی حیا بوده ولی نمیدونم چرا این حیا را جلوی من نداره یادمه یه بار رفته بودم نزدیک محل کارش و اومد بی توجه از کنار من رد شد و من تا خونه گریه کردم و جلسه ی بعد هم حالم خیلی بد بود و جلوی خودش هم گریه کردم و هر چی ازم دلیل خواست نگفتم من اینقدر دوستش دارم که وقتی بهم بی توجهی کرد فکر کردم که دیگه دنیا به اخرش رسیده و یه مورد جالب اینه که من فهمیدم در رابطه با دختر خیلی جنبه دارم و همچنین شرم و حیا چون با وضع این خانوم حتی حاضر نشدم بهش دست بزنم با اینکه شرایط جور بود و من با اون تنها بودم واقعا خدا را به خاطر این همه جنبه و شرم و حیا شکر میکنم فهمیدم اگر ازدواج کنم هم وفادارم چون تو این یک سال به کس دیگه ای فکر نکردمو این خانوم علاوه بر خوشگل بودن قد بلند و خوش اندام هم بودند ولی با این اوصاف باز هم شرم و حیای من اجازه نداد بهش دست بزنم خدارا شکر واقعا از این همه جنبه و حیا و شرم خودم تو این مواقع تعجب هم میکنم و یه نکته جالبتر اینکه با این وجود که این خانم دو تا برادر و دوتا خواهر داره نمیدونم چرا من باز هم جای برادرش بودم بهش گفتم خیلی شبها براش گریه کردم و با بی رحمی گفت این مسخره بازی ها را کنار بذار و احساسمو نادیده گرفت
    ویرایش توسط amirhussain : 05-16-2018 در ساعت 12:31 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #92

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    متوجه ام
    قطعا خیلی کار خوبی کردین با این وضع پیش اومده
    باز هم سعی کردین خودتون رو کنترل کنین

    همه ی دخترهای خوشگل هم بی حیا نیستن
    و خوبه ایشونم جزو این ها نبودن!
    اما خب کارشون واقعا نادرست بوده
    و بدتر اینه که خودش مشاور هست و حداقل میتونست
    وقتی موضوع رو فهمید عاقلانه تر و مهربون تر حلش می کرد که شما کمتر اذیت بشید.

    خیلی خوبه که عاقلانه و منطقی دارین به قضیه نگاه میکنین
    با اینکه سنتون زیاد نیست ولی پسر عاقل و با حیایی هستین.
    خداروشکر کنین از این بابت.
    و سعی کنین حالتونو هر چی زودتر بهتر و بهتر کنین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #93

    تاریخ عضویت
    May 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.67
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    3
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghamgin

    پاسخ : عشق اول

    چند روز پیش دیدمش گفت میخواد بره منم وقتی این حرف را زد توی خیابون در حالی که همه داشتن نگاه میکردند حتی دوستم گریه کردم من توی یه برگه نوشته بودم که عامل این عشق خود شما و کارهاتون هستید برگه را بهش دادم ولی چندروزه شوکه هستم و نمیتونم رفتنش را باور کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #94

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.38
    نوشته ها
    1,961
    تشکـر
    1,924
    تشکر شده 1,145 بار در 836 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : عشق اول

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirhussain نمایش پست ها
    چند روز پیش دیدمش گفت میخواد بره منم وقتی این حرف را زد توی خیابون در حالی که همه داشتن نگاه میکردند حتی دوستم گریه کردم من توی یه برگه نوشته بودم که عامل این عشق خود شما و کارهاتون هستید برگه را بهش دادم ولی چندروزه شوکه هستم و نمیتونم رفتنش را باور کنم
    سلام
    میخواد بره؟
    اونوقت کی تشریفشون رو میبرن؟!
    چرا گریه کردین آخه!؟؟

    یه مقدار محکم باش پسر
    درسته علاقه مند شدی و برات آسون نیست این موقعیت ها
    ولی باز دلیلی نمیشه تو خیابون و پیش دوستت بزنی زیر گریه!


    بعد هم من فکر می کنم شاید به خاطر این میگه که میخواد بره که شما بهش فکر نکنین دیگه
    وگرنه امریکا رفتن کار اینقدر زود آدم تصمیم رفتن نمیگیره
    و خب یه چند وقت هم زمان نیازه که کاراشو انجام بده

    مگه اینکه از چند وقت پیش تصمیم داشته و کاراشو کرده و شما بی خبر بودی.
    بهتر بود از همون اول میگفت میخواد بره که شمام بهش دل نمیبستید.
    ویرایش توسط یلدا 25 : امروز در ساعت 01:47 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
عشق اول,  عشق اول مهدی احمدوند,  عشق اول مهدي احمدوند,  عشق اول نیما,  عشق اول میکند دیوانه ات,  عشق اولی,  عشق اول واخر,  عشق اول زن چندم,  عشق اولم,  عشق اولم عشق آخرم اندی,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید