مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 32

موضوع: عدم میل جنسی به همسر

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط miss eli vrn نمایش پست ها
    دوست عزیز
    این طور که متوجه شدم شما از ظاهر همسرتون ناراضی هستید
    به قول خودتون این کاملا نامردی هست که الان متوجه این موضوع شدید هم در حق خودتون نامردی کردید و هم در حق همسر خوبتون
    به نظره من سعی کن جنبه های و ویژگی های مختلف و بیشتری از همسرت رو کشف کنی
    یه دفتر بردار و هر روز یکی از خصوصیات و علاقه همسرتو بنویس حتی عادتش در کار های روتین زندگی مثل غذا خوردن و ...
    درسته که به دل نشستن ظاهر مهمه اینجا دو دسته مطرحه
    یه موقع میبینی طرف از دید ما متوسطه
    یه موقع ام هست غیر قابل تحمله یعنی صد و هشتاد درجه با معیار های ظاهری که داریم متفاوته
    اگر متوسط باشه یعنی نصف معیار های ظاهریه ما رو رو داشته باشه و بقیه موارد هم مورد پسندمون باشه میشه ادامه داد و حتی در خیلی موارد به عشق رسید چون بعد از چندین سال زندگی شما مفهوم اینکه میگن اخلاق و نجیب بودن و خانواده دار بودن چقدر مهمه به وضوح برات ملموس میشه
    اما اگر از دسته غیر قابل تحمل باشه همش با خودت درگیری و حتی امکان داره به مرور زمان به خودت اجازه بدی با این توجیحات خدایی نکرده به زنت خیانت کنی

    بشین با خودت حسابی فکر کن و حتما پیش مشاور برو مسئله ایی که برات پیش اومده رو حل کن نه از ترس جواب صورت مسئله رو بخوای پاک کنی
    و در نهایت تصمیمی بگیر بقیه ی زندگیت حسرت نخوری
    نه،ازهمون دسته ی متوسطه دوست عزیز.حرفتون متینه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از mohsen.k2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    دیوانه بمانید اما عاقلانه رفتار کنید خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید بدون جلب توجه متفاوت باشید...
    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضويت
    27442
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    1,281
    تشکـر
    2,166
    تشکر شده 2,208 بار در 1,056 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Konjkav
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    آقا محسن اینکه گفتی میخوام رابطه ام جوششی باشه نه کوششی
    این و داشته باش که رابطه ایی که جوشش زیاد باشه زودم سرد میشه
    اما رابطه ایی که با کوشش درست شده باشه برای هر قدمش هر دو طرف زحمت کشیده باشند پایدار و ماندگاره

    یه متن زیبا از دکتر علی شریعتی برات میذارم :

    دوست داشتن از عشق بهتر است... عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .

    عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد .

    عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست ...

    عشق ، در هر رنگی و سطحی ، با زیبایی محسوس ، در نهان یا آشکار رابطه دارد . چنان که شوپنهاور می گوید : «شما بیست سال بر سن معشوق تان بافزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را بر روی احساس تان مطالعه کنید »!

    اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند .

    عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت .

    عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است . اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و «دیدار و پرهیز» ، زنده و نیرومند می ماند . اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست دنیایش دنیای دیگری است .

    عشق جوششی یک جانبه است ، به معشوق نمی اندیشد که کیست ؟ یک «خود جوشی ذاتی است» ، از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه ، میان دو بیگانه نا همانند ، عشق جرقه می زند ، و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن ، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجاست که گاه پس از جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند احساس می کنند که همدیگر را نمی شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پس از عشق که درد کوچکی نیست فراوان است .

    اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می آید ، و در حقیقت در آغاز ، دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند ، و پس از «آشنا شدن» است که «خودمانی» می شوند . دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عین رودربایستی ها احساس خودمانی بودن کنند .

    عشق ، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانیِ «فهمیدن» و «اندیشیدن» نیست . اما دوست داشتن در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد .
    عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در «دوست» می بیند و می یابد .
    عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق .
    عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد .
    عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر . از عشق هرچه بیشتر می نوشیم ، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر ، تشنه تر ، عشق هرچه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر .
    عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست .
    عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن ، عشق غذا خوردن یک گرسنه است و دوست داشتن «همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن» است .
    عشق گاه جابجا می شود و گاه سرد می شود و گاه می سوزاند . اما دوست داشتن از جای خویش ، از کنار دوست خویش ، بر نمی خیزد ؛ سرد نمی شود که داغ نیست ؛ نمی سوزاند که سوزاننده نیست .
    عشق رو به جانب خود دارد . خود خواه است و خود پا و حسود و معشوق را برای خویش
    می پرستد و می ستاید ، اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد ، دوست خواه است و دوست پا و خود را برای دوست می خواهد و او را برای او دوست می دارد و خود در میانه نیست .

    ... که دوست داشتن از عشق برتر است و من ، هرگز ، خود را تا سطح بلند ترین قله
    عشق های بلند ، پایین نخواهم آورد .


    دکتر علی شریعتی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    Don't GIVE UP
    if you wait for the perfect time you will never get anything done

  4. کاربران زیر از miss eli vrn بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط Aza نمایش پست ها
    سلام
    نه ازینکه برید پیش مشاور نترسیده هیچ مشاوری به شما نمیگه که راهتون طلاقه.
    شما باید دیدت رو به همسرت تغییر بدی بیشتر باهاش حرف بزنی به خوبی هاش فکر کنی. حتی اگه تلقین کنی که زیاد دوسش داری کم کم این حس ایجاد میشه.
    آره،حتماباس برم پیش مشاور.اماشما مطمئنید که تلقین باعث میشه که کسیو دوس داشته باشی؟! ینی همچین تجربه ای رودارید؟ آخه بعیدمیدونم دوست گرامی.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط miss eli vrn نمایش پست ها
    آقا محسن اینکه گفتی میخوام رابطه ام جوششی باشه نه کوششی
    این و داشته باش که رابطه ایی که جوشش زیاد باشه زودم سرد میشه
    اما رابطه ایی که با کوشش درست شده باشه برای هر قدمش هر دو طرف زحمت کشیده باشند پایدار و ماندگاره

    یه متن زیبا از دکتر علی شریعتی برات میذارم :

    دوست داشتن از عشق بهتر است... عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی ، اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .

    عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد .

    عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد ، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست ...

    عشق ، در هر رنگی و سطحی ، با زیبایی محسوس ، در نهان یا آشکار رابطه دارد . چنان که شوپنهاور می گوید : «شما بیست سال بر سن معشوق تان بافزایید، آنگاه تاثیر مستقیم آن را بر روی احساس تان مطالعه کنید »!

    اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را به گونه ای دیگر می بیند .

    عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار و سرشار از نجابت .

    عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است . اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و «دیدار و پرهیز» ، زنده و نیرومند می ماند . اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست دنیایش دنیای دیگری است .

    عشق جوششی یک جانبه است ، به معشوق نمی اندیشد که کیست ؟ یک «خود جوشی ذاتی است» ، از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه ، میان دو بیگانه نا همانند ، عشق جرقه می زند ، و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن ، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجاست که گاه پس از جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند احساس می کنند که همدیگر را نمی شناسند و بیگانگی و ناآشنایی پس از عشق که درد کوچکی نیست فراوان است .

    اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می آید ، و در حقیقت در آغاز ، دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند ، و پس از «آشنا شدن» است که «خودمانی» می شوند . دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عین رودربایستی ها احساس خودمانی بودن کنند .

    عشق ، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانیِ «فهمیدن» و «اندیشیدن» نیست . اما دوست داشتن در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد .
    عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در «دوست» می بیند و می یابد .
    عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی ، بی انتها و مطلق .
    عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد .
    عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر . از عشق هرچه بیشتر می نوشیم ، سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر ، تشنه تر ، عشق هرچه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر .
    عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست .
    عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن ، عشق غذا خوردن یک گرسنه است و دوست داشتن «همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن» است .
    عشق گاه جابجا می شود و گاه سرد می شود و گاه می سوزاند . اما دوست داشتن از جای خویش ، از کنار دوست خویش ، بر نمی خیزد ؛ سرد نمی شود که داغ نیست ؛ نمی سوزاند که سوزاننده نیست .
    عشق رو به جانب خود دارد . خود خواه است و خود پا و حسود و معشوق را برای خویش
    می پرستد و می ستاید ، اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد ، دوست خواه است و دوست پا و خود را برای دوست می خواهد و او را برای او دوست می دارد و خود در میانه نیست .

    ... که دوست داشتن از عشق برتر است و من ، هرگز ، خود را تا سطح بلند ترین قله
    عشق های بلند ، پایین نخواهم آورد .


    دکتر علی شریعتی
    این متنوتاحالا کامل نخونده بودم، ممنون ازشما، روح دکترشریعتی نازنین هم قرین رحمت بادانشاالله.

    شماروارجاع میدم به قسمت بولدشده ی صحبتتون درزیر:

    اما رابطه ایی که با کوشش درست شده باشه برای هر قدمش هر دو طرف زحمت کشیده باشند پایدار و ماندگاره

    تمام مشکل من اینه که این ازسمت هردوطرف نیست آخه. بیشترازطرف منه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. کاربران زیر از mohsen.k2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    دیوانه بمانید اما عاقلانه رفتار کنید خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید بدون جلب توجه متفاوت باشید...
    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضويت
    27442
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.25
    نوشته ها
    1,281
    تشکـر
    2,166
    تشکر شده 2,208 بار در 1,056 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Konjkav
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    این متنوتاحالا کامل نخونده بودم، ممنون ازشما، روح دکترشریعتی نازنین هم قرین رحمت بادانشاالله.

    شماروارجاع میدم به قسمت بولدشده ی صحبتتون درزیر:

    اما رابطه ایی که با کوشش درست شده باشه برای هر قدمش هر دو طرف زحمت کشیده باشند پایدار و ماندگاره

    تمام مشکل من اینه که این ازسمت هردوطرف نیست آخه. بیشترازطرف منه.
    آقا محسن میدونید مشکل خیلی از زوج ها اینکه بین خودشون یه دیوار شیشه ایی کشیدن و با هام روراست نیستند
    از کجا معلوم ، هرکسی از دید خودش نگاه میکنه شاید همسرتونم برای رابطتتون به شیوه ی خودش داره تلاش میکنه !
    از همسرتون بخواهید با هم پیش برید خواسته هاتون رو بهم بگید
    چون اگر همین خواسته های کوچک کوچک روی هم جمع بشند امکان داره تبدیل به کوهی از مشکلات بشن
    میتونید خودتونو خانمتون هر دو با هم پیش مشاور برید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    Don't GIVE UP
    if you wait for the perfect time you will never get anything done

  9. کاربران زیر از miss eli vrn بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27944
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.57
    نوشته ها
    1,371
    تشکـر
    2,311
    تشکر شده 1,052 بار در 660 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز...
    اینی که گفتین :
    بعضیا چون یکم تو لذت ارتباط با غیر همجنس فرو میرن دوست دارن این لذته بیشتر بشه

    و این میشه مشکل شما

    این ظنی بودکه تاچن ماه پیش به خودم داشتم اما الآن تقریبا مطمئنم که اینطور نیست. ینی درموردمن صدق نمیکنه. من چیزخیلی خاص وکمیابی ازیه رابطه نمیخوام، میخوام رابطم جوششی باشه نه کوششی! اینکه ابرازعلاقم، تاییدم، حمایتهام و... حرف دلم باشه نه صرفاازروی انجام وظیفه ی شوهری .همین
    سلام

    من همیشه میگم باید قبل اقدام به خواستگاری، رابطه داشت( در حد شناخت کامل طرف و دونستن میزان احساسها نسبت به هم ) و اگه احساسی شکل نگرفت میتونن راحت کات کنن تموم شه قضیه

    اما اکثر دوستان میگن باید به واسطه خانواده ها آشنا شد که به نظر من باعث بروز مشکلاتی مثل همین مشکل شما خواهد شد

    نمیدونم شایدم احساس آدما فرق داره

    برای خود منم احساس داشتن و عاشق بودن قبل از عقد از واجباته و نمیتونم منکرش بشم و باید در نظر داشته باشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از تجربه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26659
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.29
    نوشته ها
    1,399
    تشکـر
    1,533
    تشکر شده 892 بار در 647 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    سلام خدمت تمام اعضای محترم سایت. من یه پسر ۲۷ ساله ام که حدودا سه ساله عقدکردم ویه سال ونیمه که عروسی گرفتم ورفتم خونه خودم.مشکل جدی ای دارم که ممنون میشم نظرتونوبدونم.چون درفضای واقعی امکان مطرح کردنش کمترهست.فقط لطفا اگرکه خواستید لطف کنیدونظربدید حتماکل متنوبخونید.ممنون میشم...برای اینکه بتونم درست حرف ودرواقع مشکلموبیان کنم ناگزیرم که کمی به عقب برگردم وازخودم بگم.به خاطرطولانی شدن احتمالی سوالم هم عذرمیخوام.

    من مهندس مکانیکم ومحیط کارم صنعتیه ( چه حالا وچه دردوران تجرد) وتقریباهیچ همکارخانمی ندارم.شایدعجیب به نظرتون بیاد اماقبل ازدواج هم هیچگونه رابطه ای درهیچ حدی باجنس مخالف نداشتم. شده بودکه ازکسی واقعاخوشم بیاداماچون شرایط ازدواجو نداشتم هیچ اقدامی نمیکردم.اینوهم بگم که عدم رابطم باجنس مخالف به خاطرمشکل ظاهری یاعدم اعتمادبه نفس یاهیچ چیزدیگه ای نبود، من آدم رابطه داشتن نبودم.اگرنه خداروشکرهم سالمم و هم ظاهرم خوبه. جوری که هیشکی الآن باورش نمیشه من قبل خانومم به هیچ شکلی با هیچ احدالناسی رابطه نداشتم.بگذریم...

    آخرای ۹۲ من درسم تموم شده بود، سرکارم تاحدودی جاافتاده بودم وسربازیمم رفته بودم.این شدکه تصمیم به ازدواج گرفتم وباخونوادم مطرحش کردم.ازآشنایان یه خانومی که اینوفهمیده بودیکیومعرفی کرد به مادرم ومام رفتیم خواستگاری.توجلسه ی اول وباآدرسی که به ماداده بودن مشخص بودکه خونواده ی ایشون ازلحاظ اقتصادی بهترازمابودن( نه خیلی، درحدیک یا نهایتا دو دهک مثلا!).سرتونودردنیارم، خلاصش ما ۴ جلسه صحبت کردیم و یه جلسه هم رفتیم بیرون توپارک باهماهنگی خونواده ها صحبت کردیم، جهت آشنایی بیشتر.ماحصل صحبت ها این شدکه من فهمیدم ایشون دخترخیلی خوبیه، خودش وخونوادش آدمای نجیبی هستن،ازلحاظ سطح تحصیلات وخیلی مسایل تا حدودی به من میخوره، اماتوقعات اقتصادی ومعیشتیش بیشترازحدی بودکه من ازپسش بربیام. من هم اینوگفته بودم وکاملا صادقانه جلورفتم.درنهایت من یه شب به مادرایشون تماس گرفتم وگفتم شما ودخترخانوم وکلا خونوادتون خیلی محترم وشریف هستین اما حقیقتش من ازلحاظ اقتصادی خیلی خوشبین نیستم که بتونم دخترخانومتونو کامل تامین کنم. ایشون گفتن که اگرکه فقط همین مساله هستش که مشکلی نیست وما هم باشماراه میایم وماهم اونجوراکه فک کنید نیستیمو این حرفا.منم قانع شدم ودوتاخونواده هاتویه جلسه ی رسمی ترنشستیم پای صحبت و قول وقرارمجلس گذاشته شد ومام رسما زن وشوهر شدیم.

    پس ازیه مدت که ازدوران عقدمون گذشت خداروشکرمنم اوضاع کاریم بهترشدو جوری شدکه بتونم کلیات یه زندگی درشان همسرم وخونوادشو راه بندازم.بنابراین تاحدقابل توجهی ازمشکل ذهنی من درموردمسایل اقتصادی برطرف شد( الآنم خیلی عالی نیستم اما به حدلازم غنای مالی دارم.)

    اما یه مشکل اساسی دارم.همسرم خیلی خانومه، خونواده دارواصیله اما من حس خاصی نسبت بهش ندارم. من موقع ازدواج یه چیزخیلی مهمو نادیده گرفته بودم. اینکه به قول قدیمیها: علف بایدبه دهن بزی شیرین بیاد.خوب بودن دوطرف کافی نیست، جاذبه ی درونی لازمه واسه یه ازدواج موفق.بعدحدودسه سال الآن میبینم که همسرم هیچوقت اون علفی نبوده که به دهن من بز شیرین بیاد! دقیقانمیدونم چرااون موقع انقدربیتوجه بدم، شایدلازم بودحداقل یه جلسه میرفتم پیش مشاور. شایدهیچ گونه رابطه نداشتنی با جنس مخالف انقدمنوبی توجه کرده بود، وشایدم بولدشدن مساله اقتصادی توذهنم باعث شده بود سایرچیزا که ای بسا ریشه ای ترومهمترن رونبینم. نمیدونم...

    اوایلی که عروسی گرفته بودیم و اومده بودم خونه ی خودم، فک میکردم منم مثل خیلیا خوشی زده زیردلم ویه مدت بگذره درست میشه همه چیز. وقتی میدیدم که هنگام بیرون رفتن باهمسرم،خیلی ازخانومایی که توکوچه وخیابون میدیدم جذابیت بیشتری نسبت به همسرم دارن برام ( شایدبیشتر ازنصف خانوما این حسوبرام تداعی میکردن) توفکرمیرفتم وحالم گرفته میشداما به روی خانومم نمی آوردم.آخه اون بنده خدا که تقصیرومشکلی نداشت. یه مدت تصمیم گرفتم شدیداآدم سربه زیری بشم وتوخیابون سعی کنم هیشکیونبینم، سعی کردم فیلمای زبون اصلی نبینم( منظورم گلاب به روتون، فیلم پورن نیستش، اونو من ازاولشم خیلی درگیرش نبودم.منظورم فیلمای غیرفارسی مثل هالیووده)،حتی فیلمای ایرانی ای که هنرپیشه ی خانومشون منوبه وجدمیاوردنبینم!( اینوهم بگم که من سالهاست تفریح اصلیم فیلم دیدنه واین تصمیم خیلی راحتی نبودبرام). اما این کارم افاقه نکرد.ینی هیچی افاقه نمیکنه.

    الآن میبینم ومیدونم که مشکلم خیلی ریشه ای ترازاین حرفاست. شده چن روزمسافرت کاری بودم وهمسرمو ندیدم اماحتی دلم تنگ هم نشده براش.هیشکدوم ازکارهای خانومم منوبه وجدنمیاره وجذابیتی نداره واسم. اون یه مقدارحداقلی جذابیت موقع خواستگاری هم صرفا به این دلیل بود که ایشون اولین خانومی بودکه من حتی درست وحسابی همکلامش شده بودم.واگه جای ایشون هردختردیگه ای هم رواون صندلی نشسته بود چون برام یه اتفاق کاملا تازه بودیه کشش حداقلی ای میداشت.

    خیلی وقته میخوام برم پیش مشاوراما حقیقتش ترس دارم، میترسم صحبت بامشاور این حسو توم تقویت کنه که توخیلی اشتباه بزرگی کردی وتنها راه خلاصیت جداییه! واقعیتش اصلا نمیتونم راحت به جدایی فک کنم، نه مشکل مهریه اس ونه هیچ چیز.مشکل اینه که خیلی نامردیه درحق خانومم. اون چرابایدپاسوز اشتباه ابلهانه ی من شه؟! حس کسیو دارم که نه راه پس داره ونه راه پیش.

    پرواضحه که این مساله تورابطه جنسیمون هم خیلی اثرگذاشته.فک کنم تونستم درست شرح بدم مشکلمو. اینم بگم همسرم دوسال کوچکترازمنه ویه خرده چاقترازمن. ازاساتیدومشاوران واعضا سایت اگرکه کسی تجربه ی مشابه بامنو داره ویا چیزی میدونه که من ممکنه ندونم ویاهرچی. خوشحال میشم بشنوم

    سلام دوست عزیز
    از اینکه خودتون خوب بودین و همسر خوبی هم انتخاب کردین خداروشاکر باشین
    و اما بابت مسئله ای که فرمودین به همسرتون حس دوست داشتن ندارید و برای شما جذاب نیستن برعکس خیلی از خانومای دیگه
    شما فرمودین که تو محیط کارتون هیچ خانومی نبوده و این خب بی تاثیر نیست تو شناخت شما از جنس مخالف
    اما آیا خواهر دارین خودتون؟
    اگه دارین خب به تا حدودی با دنیای دخترا آشنا بودین
    ولی اگه هم نه خب کمی سخت تر میشه
    و اگه قبل قطعی شدن انتخاب یه مشاوره باشه خیلی بهتر میشه به نظر
    الان به نظرم باید ریشه یابی کنین خانوم شما با وجودی که شما فرمودین پوئن های مثبت زیادی دارن برای دوست داشته بشن اما سوال اینجاست شما چرا ایشونو دوست ندارین؟
    یعنی به چه دلایلی؟
    قبل ازدواج میخواستید همسر آینده تون چجوری باشه؟ اخلاق؟ ایمان؟ تیپ و قیافه؟ کلا معیاراتون چیه بودن؟
    همسرتون چند درصد از اون معیارارو دارند؟
    می تونید یه قلم کاغذ بیارین همه رو بنویسین که دقیقا مشخص بشه
    و اینکه چه چیزی در خانومای دیگه که براتون جذاب و دوست داشتنی هستن در همسرتون نمیبینید؟
    نحوه رفتارشون؟ تیپ و قیافه؟
    اگه تیپ و آرایش خاصی تو ذهنتونه که شما رو جذب بقیه میکنه خب به همسرتون پینشنهاد بدید انجام بدن
    اگه نه
    بیشتر بررسی کنید که ببینین مشکل چیه دقیقا چون مهم هم هست به خصوص اگه همسرتون این موضوع رو فهمیده باشن...
    شما الان به ایشون تعهد دارید و تکیه گاهشون هستید همه تلاشتونو در اسرع وقت به کار بگیرید که این موضوع براتون حل بشه و بهتره فعلا بچه دار نشین..
    اول که خواستگاری ایشون رفته بودین تو نگاه اول چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرین باهاش ازدواج کنین؟
    چقدر به دلتون نشست؟
    الان چی تغییر کرده؟
    گاهی لازمه آدم دیدش رو عوض کنه که مشکلش حل بشه
    آیا قبل عقد و تعهدتون بهش کشش داشتین و براتون جذاب بود؟ دلیلی داشتین برای این موضوع؟
    این ها رو بیشتر روشون فکر کنین که به یه نتیجه درست برسین
    می تونید از یه مشاور هم کمک بگیرید که خب سریعتر جواب میده و کارتونو راحت تر میکنه
    موفق باشین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. 2 کاربران زیر از یلدا 25 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  14. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضويت
    27944
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.57
    نوشته ها
    1,371
    تشکـر
    2,311
    تشکر شده 1,052 بار در 660 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    ظاهرا خانما میتونن با آرایش رنگ ابروهاشونو مشکی کنن

    میتونین از همسرتون بخواین همین کارو بکنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. 2 کاربران زیر از تجربه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    4.00
    نوشته ها
    3,474
    تشکـر
    3,335
    تشکر شده 6,555 بار در 2,599 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    7

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    سلام
    حتما مشاوره حضوری داشته باشید.
    مشاوره به شما پیشنهاد جدایی نمیده
    مطمئن باشید .
    به نظر من روزی چند بار تکرار کنید همسر من بهترین همسر دنیاست

    نه این که فکر کنید که خانم هستم
    ولی تجربه بیست ساله زندگی بهم میگه یه مقدار در حق همسرتون کم لطفی میکنید .
    همین الان یه ورق بردار شروع کن خواسته هات رو از همسرت لیست کن
    ویژگی های مثبت و منفی رو هم لیست کن
    اصلا از همسرت بخواه که ایشون هم این کار رو انجام بده
    خواسته و توقعاتتون رو بنویسید .
    یک ماه سعی کنید خواسته ها و توقعات هم رو حتی اگر مشکل باشه
    انجام بدید .
    به هم قول بدید که از شنیدن توقعات یکدیگر ناراحت نشید .
    برادر گرامی امروزه با رنگ و وسایل آرایش به راحتی میشه حتی
    مژه و ابرو رو رنگ کرد .
    قد هم با پوشیدن کفش پاشنه بلند حل میشه
    سعی کن ویژگی های مثبت همسرتون رو کنار هم قرار بدی
    یه دسته گل زیبا درست میشه
    شاید این دسته گل تیغ هم داشته باشه ولی وقتی محو زیبایی دسته گل بشی تیغ ها رو نمیبینی ‌.

    با مشاورین کانون در تماس باشید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  17. کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط ستیلا نمایش پست ها
    سلام
    حتما مشاوره حضوری داشته باشید.
    مشاوره به شما پیشنهاد جدایی نمیده
    مطمئن باشید .
    به نظر من روزی چند بار تکرار کنید همسر من بهترین همسر دنیاست

    نه این که فکر کنید که خانم هستم
    ولی تجربه بیست ساله زندگی بهم میگه یه مقدار در حق همسرتون کم لطفی میکنید .
    همین الان یه ورق بردار شروع کن خواسته هات رو از همسرت لیست کن
    ویژگی های مثبت و منفی رو هم لیست کن
    اصلا از همسرت بخواه که ایشون هم این کار رو انجام بده
    خواسته و توقعاتتون رو بنویسید .
    یک ماه سعی کنید خواسته ها و توقعات هم رو حتی اگر مشکل باشه
    انجام بدید .
    به هم قول بدید که از شنیدن توقعات یکدیگر ناراحت نشید .
    برادر گرامی امروزه با رنگ و وسایل آرایش به راحتی میشه حتی
    مژه و ابرو رو رنگ کرد .
    قد هم با پوشیدن کفش پاشنه بلند حل میشه
    سعی کن ویژگی های مثبت همسرتون رو کنار هم قرار بدی
    یه دسته گل زیبا درست میشه
    شاید این دسته گل تیغ هم داشته باشه ولی وقتی محو زیبایی دسته گل بشی تیغ ها رو نمیبینی ‌.

    با مشاورین کانون در تماس باشید .
    سلام وتشکر . بیست سال تجربه ی شما احتمالا درست میگه وقطعا من کم لطفی هایی داشتم به همسرم توزندگیم.میدونید مساله چیه؟! من آدم پرتوقعی نیستم به خدا.گاهی آدم باخودش صحبت میکنه و میگه فلانی،تو مثلا نمیتونی انتظارداشته باشی که خیلی آدم ثروتمندی باشی، چون هیچوقت ریسک راه اندازی یه کسب وکارمستقل روبه جون نخریدی وحتی یه دونه کتاب هم درزمینه ی تجارت ومدیریت کسب وکارنخوندی. یامثلا نمیتونی انتظارداشته باشی که عمرطولانی ای داشته باشی. چون هروقتی هرچیزی دوس داشتیوخوردی وهیچ وقت خیلی به نحوه ی خورد وخوراکت توجه نکردی، ویا هیچوقت ورزش منظم توسبک زندگیت نبوده.اما تو فلان موردتوحقته که آدمه خیلی موفقی بشی چون خیلی تلاش کردی براش وخیلی هزینه دادی پاش.اینه حکایت من...

    خانم ستیلا، من ۵ ساله بودم که پدرم به رحمت خدارفتن. توی محله ی پایین شهرکه پرازانواع فسادهابودبزرگ شدم. زندگی ماجوری بود که من توی دوران تجرد حداقل نصف زمانهایی که توخونه بودمو تنها بودم.تنهای تنها.هیچ بزرگتری هم نبودکه بخوادامرونهی ای بهم کنه. خیلی عذرمیخوام بابت این حرف.توزمونه ای که حتی مرد متاهل دنبال یه خونه خالی میگرده که یه شب هزارکارناشایستی توش کنه من مجرد کرور کرورازون زمانهاروداشتم وهیچ کنترل بیرونی هم روم نبود ولی دست ازپاخطانکردم.که صدالبته بیش ازلیاقت بنده مربوط به لطف خدابودوبس. مثه بچه ی آدم درس خوندم، رفتم سرکار ومثه آدمم ازدواج کردم.توی چندمقطع هم همزمان بادرس خوندن کارمیکردم. به سبکی که عقل، عرف وشرع هرسه میپسندن.اما توی یه مقطع حساس یه کم خردی بزرگ کردم. ازین بابت که سهم عقل روانقدرپررنگ کردم توتصمیم گیری که هیچ توجهی به دلم نکردم(اصلا اون موقع نمیدونستم که دلم هم مهمه!!!). الآن میبینم که داره جوونیم میره، پولم به راحتی هرچه تمام ترمیره چون همانطورکه عرض کردم استانداردهزینه های خانواده ی همسرم بیشترازماست که خب من باهاش کناراومدم.همه چیم داره میره که دلم واسه یکی بتپه ووقتی دوروزنمیبینمش دنیام تیره وتارشه ووقتی شماره شو میبینم روگوشیم احساس کنم دنیا روبهم دادن.اما هیچکدوم این اتفاقانمیفته. همسرم باتمام خوبی هایی که داره اما هیچ فرقی نمیکنه باآدمای دیگه ی زندگیم.من زیادپیش میادکه میرم اینوراونورماموریت کاری.بارهاشده که حدود یه هفته همسرموندیدم وروزی که برگشتم به خودم یادآوری کردم که فلانی حتما بایدوقتی رفتی بغلش کنی وببوسیش وحداقل تا ده دقیقه هیچکاری جزحرف زدن باهاش انجام ندی. انقدربیحسم نسبت بهش که اگه یادآوری نکنم به خودم وبعد یه هفته ببینمش ناخواسته رفتارسردی باهاش خواهم داشت.این اتفاق واسه ی منی که یه مرداحساساتی هستم حکم مرگ روداره.بقیه فک میکنن که من خیلی همسرمودوس دارم چون واسش همه کارمیکنم.واقعا هم همینطوره، همه کارمیکنم اما نه چون عاشقشم، چون آدم بی مسئولیتی نیستم( حداقل میتونم بگم تاالآن نبودم) وازنامردی بدم میاد. شاید فک کنیدکه فلانی چقدازخودمتشکره، اما انصافاتعهدی که من داشتم تاحالا کسایی که ادعامیکنن عاشق زنشونن خیلیاشون نداشتن. خیلی شده که تاحالا چند صدکیلومتر راه رفتم به یه شهرخیلی دورواسه کاری که میدونستم توش پول خوبیه.واسه چی؟ که بتونم رفاه بیشتری رو واسه همسرم به ارمغان بیارم.
    ببخشید.سرتونودردآوردم.میدو نین دنیاخیلی چیزعجیبیه.شایدهزاران خوبی داشته باشی وهیچکس نبینه این خوبیارو وهیشکی حتی یه تشکرخشک وخالی ازت نکنه ودنیاهم به خاطرداشتن هیشکدومشون بهت پاداش نده.امااگه یه نقطه ضعف داشته باشی امکان نداره این دنیایه جایی ویه روزی تنبیهت نکنه
    ویرایش توسط mohsen.k2 : 11-30-2016 در ساعت 07:02 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. روابط عمومی ضعیف
    توسط ali8636 در انجمن مشاوره شغلی
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 10-12-2016, 09:45 PM
  2. پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 02-01-2016, 03:29 PM
  3. در محضر حاج اسماعیل دولابی...
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 09-04-2015, 09:51 PM
  4. چطور روابط اجتماعیمو بالا ببرم؟
    توسط alireza74 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 08-25-2015, 07:50 PM
  5. ضعیف بودن همسرم از نظر عاطفی و احساسی
    توسط sepide در انجمن اخلاق و رفتار همسر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-01-2014, 12:29 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

عدم میل به ازدواج,  عدم میل به غذا,  عدم دریافت ایمیل,  عدم میل به کار,  عدم نمایش جی میل,  مهریه,  مهریه مهناز افشار,  مهریه چیست,  مهریه و دموکراسی,  مهریه حضرت زهرا,  مهریه زن,  مهریه زن خیانتکار,  مهریه عندالاستطاعه,  مهریه حضرت فاطمه,  مهریه زندان دارد؟,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید