مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 32

موضوع: عدم میل جنسی به همسر

  1. Top | #21



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32417
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    4.74
    نوشته ها
    999
    تشکـر
    610
    تشکر شده 1,195 بار در 634 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    سلام
    درسته هرچقدر تو طر معیارا همو داشته باشن ولی به دل هم نشینن هیچوقت زندیشون شیرین نمیشه!
    خانومها شاید کم کم عاشق بشن با دیدن محبت ولی اقایون خیلی کم پیش میاد ..ولی اگر بخواید میشه
    این موضوع رو جدی بگیرید و پیش مشاوره برید خجالتم نکشید مشاوره حتما کمکتون میکنن .. خانومتون زن خوبی ان پس همه سعیون کنید و از دستش ندید خانوما
    خوب میفهمن مردشون چه احساسی نسبت بهشون داره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از حناء بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط حناء نمایش پست ها
    سلام
    درسته هرچقدر تو طر معیارا همو داشته باشن ولی به دل هم نشینن هیچوقت زندیشون شیرین نمیشه!
    خانومها شاید کم کم عاشق بشن با دیدن محبت ولی اقایون خیلی کم پیش میاد ..ولی اگر بخواید میشه
    این موضوع رو جدی بگیرید و پیش مشاوره برید خجالتم نکشید مشاوره حتما کمکتون میکنن .. خانومتون زن خوبی ان پس همه سعیون کنید و از دستش ندید خانوما
    خوب میفهمن مردشون چه احساسی نسبت بهشون داره
    سلام.ممنونم.مطلب کلیدی ای بودتوصحبتاتون که من کمتربهش توجه داشتم تاحالا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از mohsen.k2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #23



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    25992
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.61
    نوشته ها
    839
    تشکـر
    1,559
    تشکر شده 1,263 بار در 607 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : عدم میل جنسی به همسر

    فقط متن اولو خوندم وبقیه نظراتو نخوندم و نظر شخصی من اینه که شما اعتماد به نفس خیلی زیادی دارید به نظرم یکم بهتره متعادل تر باشید شما باتوجه به اینکه عنوان کردید چهره ی خوبی دارید و اعتماد به نفس خوبی دارید به گونه ای که هیچکس باورش نمیشه من تا حالا باکسی نبودم واینکه شما وقتی احساس کردید وقت ازدواجتونه و با خانواده در میان گذاشتن و اولین خاستگاری برابر بود با ازدواج به گونه ای که تقریبا میشه گفت تا حالا جواب نه از کسی نشنیده اید واسه همین حس میکنید میتونسید انتخابای بهتری داشته باشید و حتی با وجود اینکه به خانواده همسرتون گفتید توانایی پذیرفتن شرایط شما رو نداریم اون خانواده شما رو قبول کردن این باعث شده یه جورایی جذابیت همسرتون براتون کم بشه و به مرور احساس پشیمونی کردید و فکر کردید که شاید میتونسید گزینه های دیگری روانتخاب کنید
    پس چون اولا جذابیت خانمتون براتون کم شده به دلیل اینکه به راحتی به دستش اوردید و اونم دلیلش این بود که همسرتون عاشق شما شدن و از شما خوششون اومده . ولی اگر چندبار خاستگاری رفته بودید و نه شنیده بودید و حتی شکست عشقی خورده بودید اینجوری دلزده نشده بودید و این اعتماد به نفس کاذب ایجاد نمیشد
    چه بسا اون خانمایی که دارید با خانم خودتون مقایسه میکنید اگر دست روی هرکدام از اون ها گذاشته بودید ممکن بود که دوست پسر داشته باشن یا همسر یا شکست عشقی یا ... اینجوری کمی بیشتر با ناسالم بودن جامعه اشنا شده بودید شاید قدر همسر وفادارو عاشق خودتونو بهتر میدونسید .
    به گونه ای که ادم تا به بد نرسه قدر خوبو نمیدونه واسه همین شما چون تجربه شکست و نه شنیدن نداشتید قدر زندگی خوبو راحتتونو نمیدونید
    اینا صرفا نظر شخصی من بود موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    مسافرکوچکی هستم در جستجوی ستاره ای که از آن من است

    دل سپرده ام به رنگ آبی دریا

    خاطراتم را ولی همه جا با خود خواهم برد

  6. 2 کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #24



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.43
    نوشته ها
    1,365
    تشکـر
    64
    تشکر شده 1,067 بار در 599 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    سلام خدمت تمام اعضای محترم سایت. من یه پسر ۲۷ ساله ام که حدودا سه ساله عقدکردم ویه سال ونیمه که عروسی گرفتم ورفتم خونه خودم.مشکل جدی ای دارم که ممنون میشم نظرتونوبدونم.چون درفضای واقعی امکان مطرح کردنش کمترهست.فقط لطفا اگرکه خواستید لطف کنیدونظربدید حتماکل متنوبخونید.ممنون میشم...برای اینکه بتونم درست حرف ودرواقع مشکلموبیان کنم ناگزیرم که کمی به عقب برگردم وازخودم بگم.به خاطرطولانی شدن احتمالی سوالم هم عذرمیخوام.

    من مهندس مکانیکم ومحیط کارم صنعتیه ( چه حالا وچه دردوران تجرد) وتقریباهیچ همکارخانمی ندارم.شایدعجیب به نظرتون بیاد اماقبل ازدواج هم هیچگونه رابطه ای درهیچ حدی باجنس مخالف نداشتم. شده بودکه ازکسی واقعاخوشم بیاداماچون شرایط ازدواجو نداشتم هیچ اقدامی نمیکردم.اینوهم بگم که عدم رابطم باجنس مخالف به خاطرمشکل ظاهری یاعدم اعتمادبه نفس یاهیچ چیزدیگه ای نبود، من آدم رابطه داشتن نبودم.اگرنه خداروشکرهم سالمم و هم ظاهرم خوبه. جوری که هیشکی الآن باورش نمیشه من قبل خانومم به هیچ شکلی با هیچ احدالناسی رابطه نداشتم.بگذریم...

    آخرای ۹۲ من درسم تموم شده بود، سرکارم تاحدودی جاافتاده بودم وسربازیمم رفته بودم.این شدکه تصمیم به ازدواج گرفتم وباخونوادم مطرحش کردم.ازآشنایان یه خانومی که اینوفهمیده بودیکیومعرفی کرد به مادرم ومام رفتیم خواستگاری.توجلسه ی اول وباآدرسی که به ماداده بودن مشخص بودکه خونواده ی ایشون ازلحاظ اقتصادی بهترازمابودن( نه خیلی، درحدیک یا نهایتا دو دهک مثلا!).سرتونودردنیارم، خلاصش ما ۴ جلسه صحبت کردیم و یه جلسه هم رفتیم بیرون توپارک باهماهنگی خونواده ها صحبت کردیم، جهت آشنایی بیشتر.ماحصل صحبت ها این شدکه من فهمیدم ایشون دخترخیلی خوبیه، خودش وخونوادش آدمای نجیبی هستن،ازلحاظ سطح تحصیلات وخیلی مسایل تا حدودی به من میخوره، اماتوقعات اقتصادی ومعیشتیش بیشترازحدی بودکه من ازپسش بربیام. من هم اینوگفته بودم وکاملا صادقانه جلورفتم.درنهایت من یه شب به مادرایشون تماس گرفتم وگفتم شما ودخترخانوم وکلا خونوادتون خیلی محترم وشریف هستین اما حقیقتش من ازلحاظ اقتصادی خیلی خوشبین نیستم که بتونم دخترخانومتونو کامل تامین کنم. ایشون گفتن که اگرکه فقط همین مساله هستش که مشکلی نیست وما هم باشماراه میایم وماهم اونجوراکه فک کنید نیستیمو این حرفا.منم قانع شدم ودوتاخونواده هاتویه جلسه ی رسمی ترنشستیم پای صحبت و قول وقرارمجلس گذاشته شد ومام رسما زن وشوهر شدیم.

    پس ازیه مدت که ازدوران عقدمون گذشت خداروشکرمنم اوضاع کاریم بهترشدو جوری شدکه بتونم کلیات یه زندگی درشان همسرم وخونوادشو راه بندازم.بنابراین تاحدقابل توجهی ازمشکل ذهنی من درموردمسایل اقتصادی برطرف شد( الآنم خیلی عالی نیستم اما به حدلازم غنای مالی دارم.)

    اما یه مشکل اساسی دارم.همسرم خیلی خانومه، خونواده دارواصیله اما من حس خاصی نسبت بهش ندارم. من موقع ازدواج یه چیزخیلی مهمو نادیده گرفته بودم. اینکه به قول قدیمیها: علف بایدبه دهن بزی شیرین بیاد.خوب بودن دوطرف کافی نیست، جاذبه ی درونی لازمه واسه یه ازدواج موفق.بعدحدودسه سال الآن میبینم که همسرم هیچوقت اون علفی نبوده که به دهن من بز شیرین بیاد! دقیقانمیدونم چرااون موقع انقدربیتوجه بدم، شایدلازم بودحداقل یه جلسه میرفتم پیش مشاور. شایدهیچ گونه رابطه نداشتنی با جنس مخالف انقدمنوبی توجه کرده بود، وشایدم بولدشدن مساله اقتصادی توذهنم باعث شده بود سایرچیزا که ای بسا ریشه ای ترومهمترن رونبینم. نمیدونم...

    اوایلی که عروسی گرفته بودیم و اومده بودم خونه ی خودم، فک میکردم منم مثل خیلیا خوشی زده زیردلم ویه مدت بگذره درست میشه همه چیز. وقتی میدیدم که هنگام بیرون رفتن باهمسرم،خیلی ازخانومایی که توکوچه وخیابون میدیدم جذابیت بیشتری نسبت به همسرم دارن برام ( شایدبیشتر ازنصف خانوما این حسوبرام تداعی میکردن) توفکرمیرفتم وحالم گرفته میشداما به روی خانومم نمی آوردم.آخه اون بنده خدا که تقصیرومشکلی نداشت. یه مدت تصمیم گرفتم شدیداآدم سربه زیری بشم وتوخیابون سعی کنم هیشکیونبینم، سعی کردم فیلمای زبون اصلی نبینم( منظورم گلاب به روتون، فیلم پورن نیستش، اونو من ازاولشم خیلی درگیرش نبودم.منظورم فیلمای غیرفارسی مثل هالیووده)،حتی فیلمای ایرانی ای که هنرپیشه ی خانومشون منوبه وجدمیاوردنبینم!( اینوهم بگم که من سالهاست تفریح اصلیم فیلم دیدنه واین تصمیم خیلی راحتی نبودبرام). اما این کارم افاقه نکرد.ینی هیچی افاقه نمیکنه.

    الآن میبینم ومیدونم که مشکلم خیلی ریشه ای ترازاین حرفاست. شده چن روزمسافرت کاری بودم وهمسرمو ندیدم اماحتی دلم تنگ هم نشده براش.هیشکدوم ازکارهای خانومم منوبه وجدنمیاره وجذابیتی نداره واسم. اون یه مقدارحداقلی جذابیت موقع خواستگاری هم صرفا به این دلیل بود که ایشون اولین خانومی بودکه من حتی درست وحسابی همکلامش شده بودم.واگه جای ایشون هردختردیگه ای هم رواون صندلی نشسته بود چون برام یه اتفاق کاملا تازه بودیه کشش حداقلی ای میداشت.

    خیلی وقته میخوام برم پیش مشاوراما حقیقتش ترس دارم، میترسم صحبت بامشاور این حسو توم تقویت کنه که توخیلی اشتباه بزرگی کردی وتنها راه خلاصیت جداییه! واقعیتش اصلا نمیتونم راحت به جدایی فک کنم، نه مشکل مهریه اس ونه هیچ چیز.مشکل اینه که خیلی نامردیه درحق خانومم. اون چرابایدپاسوز اشتباه ابلهانه ی من شه؟! حس کسیو دارم که نه راه پس داره ونه راه پیش.

    پرواضحه که این مساله تورابطه جنسیمون هم خیلی اثرگذاشته.فک کنم تونستم درست شرح بدم مشکلمو. اینم بگم همسرم دوسال کوچکترازمنه ویه خرده چاقترازمن. ازاساتیدومشاوران واعضا سایت اگرکه کسی تجربه ی مشابه بامنو داره ویا چیزی میدونه که من ممکنه ندونم ویاهرچی. خوشحال میشم بشنوم
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    علیک سلام دوست عزیز.تشکربابت وقتی که گذاشتین ونظرتونوگفتین.دراینی که من میتونم با اعلام سلیقم به قول شما ازلحاظ نوع پوشش وقیافه وحتی نوع حرف زدن همسرم تغییراتی ایجادکنم شکی نیست، اما اینی که گفتین(خیلی راحت!) روقبول ندارم.کاربسیارزمانبرو فرسایشی ای هست و مهمتراز اون اینکه تاحدودی شدنیه نه اینکه انتظاریه انقلاب روداشته باشی.

    درمورد این تیکه ازصحبتتون :

    (دلیل جذابیت تمام اون زنایی که توی خیابون میبینید فقط ارایش و خوب لباس پوشیدن و

    بلانسبت بعضی از زنا و دختر خانوما،هرزه بازی هست که میخوان خودشونو توی دل مردا و پسرا جا کنن
    مطمئن باشید که هیچکدوم مثه خانومتون نمیشه و زن زندگی نیست)

    تشکربابت تعریفتون ازخانوم بنده، امامساله این نیست. اتفاقا من نسبت به آرایش غلیظ یا پوششهایی که ممکنه ازروی هرزگی باشه تحریک نمیشم، کلا اینکی که من اسم کوچه وخیابون روآوردم فقط باب مثال بود ومنظورمن هم ازجاذبه صرفا جاذبه ی جنسی نیست. اتفاقا الآن که دارم توذهنم رو مرورمیکنم میبینم که جذاب ترین خانوم ها( که من نسبت بهشون کشش دارم) موقرترین اونهان.

    من بیشترچهره ی خانوم ها منظورم بود نه تیپ وقیافشون.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    خیر، چهره ی همسرم خوبه.اما به دل من نمیشینه.به عنوان مثال الآن که فک میکنم ویه خورده مقایسه میکنم میبینم که من ازخانوم هایی باچشم وابروهای مشکی خیلی خوشم میاد( که همسرم اینطورنیستن).وباقدوقامتی کمی بلندترازخانوم خودم
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    خیر، چهره ی همسرم خوبه.اما به دل من نمیشینه.به عنوان مثال الآن که فک میکنم ویه خورده مقایسه میکنم میبینم که من ازخانوم هایی باچشم وابروهای مشکی خیلی خوشم میاد( که همسرم اینطورنیستن).وباقدوقامتی کمی بلندترازخانوم خودم
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز...
    اینی که گفتین :
    بعضیا چون یکم تو لذت ارتباط با غیر همجنس فرو میرن دوست دارن این لذته بیشتر بشه

    و این میشه مشکل شما

    این ظنی بودکه تاچن ماه پیش به خودم داشتم اما الآن تقریبا مطمئنم که اینطور نیست. ینی درموردمن صدق نمیکنه. من چیزخیلی خاص وکمیابی ازیه رابطه نمیخوام، میخوام رابطم جوششی باشه نه کوششی! اینکه ابرازعلاقم، تاییدم، حمایتهام و... حرف دلم باشه نه صرفاازروی انجام وظیفه ی شوهری .همین
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    نه،ازهمون دسته ی متوسطه دوست عزیز.حرفتون متینه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    آره،حتماباس برم پیش مشاور.اماشما مطمئنید که تلقین باعث میشه که کسیو دوس داشته باشی؟! ینی همچین تجربه ای رودارید؟ آخه بعیدمیدونم دوست گرامی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    این متنوتاحالا کامل نخونده بودم، ممنون ازشما، روح دکترشریعتی نازنین هم قرین رحمت بادانشاالله.

    شماروارجاع میدم به قسمت بولدشده ی صحبتتون درزیر:

    اما رابطه ایی که با کوشش درست شده باشه برای هر قدمش هر دو طرف زحمت کشیده باشند پایدار و ماندگاره

    تمام مشکل من اینه که این ازسمت هردوطرف نیست آخه. بیشترازطرف منه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    سلام وتشکر . بیست سال تجربه ی شما احتمالا درست میگه وقطعا من کم لطفی هایی داشتم به همسرم توزندگیم.میدونید مساله چیه؟! من آدم پرتوقعی نیستم به خدا.گاهی آدم باخودش صحبت میکنه و میگه فلانی،تو مثلا نمیتونی انتظارداشته باشی که خیلی آدم ثروتمندی باشی، چون هیچوقت ریسک راه اندازی یه کسب وکارمستقل روبه جون نخریدی وحتی یه دونه کتاب هم درزمینه ی تجارت ومدیریت کسب وکارنخوندی. یامثلا نمیتونی انتظارداشته باشی که عمرطولانی ای داشته باشی. چون هروقتی هرچیزی دوس داشتیوخوردی وهیچ وقت خیلی به نحوه ی خورد وخوراکت توجه نکردی، ویا هیچوقت ورزش منظم توسبک زندگیت نبوده.اما تو فلان موردتوحقته که آدمه خیلی موفقی بشی چون خیلی تلاش کردی براش وخیلی هزینه دادی پاش.اینه حکایت من...

    خانم ستیلا، من ۵ ساله بودم که پدرم به رحمت خدارفتن. توی محله ی پایین شهرکه پرازانواع فسادهابودبزرگ شدم. زندگی ماجوری بود که من توی دوران تجرد حداقل نصف زمانهایی که توخونه بودمو تنها بودم.تنهای تنها.هیچ بزرگتری هم نبودکه بخوادامرونهی ای بهم کنه. خیلی عذرمیخوام بابت این حرف.توزمونه ای که حتی مرد متاهل دنبال یه خونه خالی میگرده که یه شب هزارکارناشایستی توش کنه من مجرد کرور کرورازون زمانهاروداشتم وهیچ کنترل بیرونی هم روم نبود ولی دست ازپاخطانکردم.که صدالبته بیش ازلیاقت بنده مربوط به لطف خدابودوبس. مثه بچه ی آدم درس خوندم، رفتم سرکار ومثه آدمم ازدواج کردم.توی چندمقطع هم همزمان بادرس خوندن کارمیکردم. به سبکی که عقل، عرف وشرع هرسه میپسندن.اما توی یه مقطع حساس یه کم خردی بزرگ کردم. ازین بابت که سهم عقل روانقدرپررنگ کردم توتصمیم گیری که هیچ توجهی به دلم نکردم(اصلا اون موقع نمیدونستم که دلم هم مهمه!!!). الآن میبینم که داره جوونیم میره، پولم به راحتی هرچه تمام ترمیره چون همانطورکه عرض کردم استانداردهزینه های خانواده ی همسرم بیشترازماست که خب من باهاش کناراومدم.همه چیم داره میره که دلم واسه یکی بتپه ووقتی دوروزنمیبینمش دنیام تیره وتارشه ووقتی شماره شو میبینم روگوشیم احساس کنم دنیا روبهم دادن.اما هیچکدوم این اتفاقانمیفته. همسرم باتمام خوبی هایی که داره اما هیچ فرقی نمیکنه باآدمای دیگه ی زندگیم.من زیادپیش میادکه میرم اینوراونورماموریت کاری.بارهاشده که حدود یه هفته همسرموندیدم وروزی که برگشتم به خودم یادآوری کردم که فلانی حتما بایدوقتی رفتی بغلش کنی وببوسیش وحداقل تا ده دقیقه هیچکاری جزحرف زدن باهاش انجام ندی. انقدربیحسم نسبت بهش که اگه یادآوری نکنم به خودم وبعد یه هفته ببینمش ناخواسته رفتارسردی باهاش خواهم داشت.این اتفاق واسه ی منی که یه مرداحساساتی هستم حکم مرگ روداره.بقیه فک میکنن که من خیلی همسرمودوس دارم چون واسش همه کارمیکنم.واقعا هم همینطوره، همه کارمیکنم اما نه چون عاشقشم، چون آدم بی مسئولیتی نیستم( حداقل میتونم بگم تاالآن نبودم) وازنامردی بدم میاد. شاید فک کنیدکه فلانی چقدازخودمتشکره، اما انصافاتعهدی که من داشتم تاحالا کسایی که ادعامیکنن عاشق زنشونن خیلیاشون نداشتن. خیلی شده که تاحالا چند صدکیلومتر راه رفتم به یه شهرخیلی دورواسه کاری که میدونستم توش پول خوبیه.واسه چی؟ که بتونم رفاه بیشتری رو واسه همسرم به ارمغان بیارم.
    ببخشید.سرتونودردآوردم.میدو نین دنیاخیلی چیزعجیبیه.شایدهزاران خوبی داشته باشی وهیچکس نبینه این خوبیارو وهیشکی حتی یه تشکرخشک وخالی ازت نکنه ودنیاهم به خاطرداشتن هیشکدومشون بهت پاداش نده.امااگه یه نقطه ضعف داشته باشی امکان نداره این دنیایه جایی ویه روزی تنبیهت نکنه
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    سلام.ممنونم.مطلب کلیدی ای بودتوصحبتاتون که من کمتربهش توجه داشتم تاحالا
    سلام

    متاسفم عزیز از آنچه که خواندم. ولی متاسفانه باید حرف بدی رو بزنم ,گلم شما خیلی خیلی کم میدانید چه راجب انسان و چه عشق و چه ازدواج!!!

    البته متوجه هستم و میفهمم شما رو تا حدودی و متوجه اون شرایط دیدگاهی مکانیکی مغزیتون با توجه به تحصیلاتتون هم هستم ولی عزیز ما راجب مسائل انسانی و اجتمایی صحبت میکنیم و کار داریم

    شما ببخشید با این نحوه نگاه به زندگی به درد هیچ کس نمیخورید و اصولا اینطوری نگاه کردن به مسئله عشق و ازدواج غلطه مگر اینکه فقط به صورت زن گرفتن یا مرد گرفتن بهش نگاه کنیم!!!

    حتما اول باید توجه و کشش باشه تا عشق ریشه بگیره و سپس ازدواج که خود حدیثی است مفصل . پس عشق رو نمیشه کاشت!!؟؟

    از طرفی خود کشش و جذبه اولیه نیز هیچ گونه تضمینی برای پایداری و حیات اون ازدواج در دراز مدت نمیتونه باشه که خارج از حوصله و نگارش ماست

    کوتاه سخن:

    کم میدانید بیشتر راجب انسان و عشق و ازدواج امروز بخوانید و بدانید(کتب علمی)

    حتما با همسرتان به یکی از همکاران خوب مشاور ما در شهر خود بروید و تستهای مربوط به شخصیت و ازدواج رو انجام بدید تا با کمک و راهنمایی ایشون به یک بالانسی جهت ادامه زندگی برسید

    لطفا فعلا و حتما تا چند سالی از بچه داشتن بپرهیزید

    با آرزوی بهترینها

    سپاس

    دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  8. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #25



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    شماره عضويت
    26338
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.53
    نوشته ها
    1,285
    تشکـر
    2,425
    تشکر شده 2,122 بار در 1,068 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : عدم میل جنسی به همسر

    این تاپیک رو بخونید
    زن زیبا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آنکس که ظلمی بر دوش دارد، رستگار نخواهد شد.

  10. کاربران زیر از Mohammad313 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #26



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضويت
    31215
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.17
    نوشته ها
    592
    تشکـر
    829
    تشکر شده 752 بار در 394 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : عدم میل جنسی به همسر

    سلام.
    دوست عزیز به نظر من اینکه شما در مقابل علاقه همسرتون چنین نگاه بی تفاوت و بی احساسی به ایشون داری و طوری وانمود میکنی که انگار واقعا احساس کشش و علاقه ای وجود داره ؛ این از نظر من خیانته!

    لحظاتی که ایشون با همه وجودش به شما ابراز علاقه میکنه و عاشقانه خودشو در اختیار شما میزاره ٬ شما با نگاه و لبخند مصنوعی تظاهر میکنی به اهمیتی که ایشون برای شما داره!

    این ترحم از هر توهین و خیانتی برای یک زن دردناکتره...

    یا کاری کنید تا واقعا دوسش داشته باشید و این ترحم و به قول خودتون صرفا احساس وظیفه وجود نداشته باشه یا ایشون رو از احساسی که دارید مطلع کنید.

    این که میگید هر کاری میکنید به خاطر آسایش ایشونه؛
    این که میگید سخت کار میکنید و ماموریت میرید تا پول بیشتری در بیارید و صرف آرامش ایشون کنید؛
    اگه بگید اینکارا فقط به خاطر ایشونه ٬دارید خودتونو گول میزنید!

    ما آدما تو این دنیا هر کاری هر کاری میکنیم در نهایت اون کارو واسه خودمون انجام میدیم نه کس دیگه!

    شما پول بیشتر درمیارید تا به مسئولیتی که در ازدواج و زندگیتون پذیرفتید به درستی عمل کنید تا وجدان راحتی داشته باشید و همیشه سربلند باشید در برابر اطرافیانتون!

    تا کم نیارید و غرورتون لگدمال نشه!

    تا به خودتون و اطرافیانتون ثابت کنید که اگرچه در زندگی متمولانه ای رشد نکردید اما میتونید زندگی متمولانه و مرفهی برای خودتون و یک نفر دیگه بسازید و داشته باشید!

    به نظر من نگاهتون به زن و عشق سطحیه و با نظر آقای شهرام موافقم که دیدگاهتون اشتباهه و باید بیشتر در موردش فکر کنید و آگاهی کسب کنید.
    ویرایش توسط رامونا : 11-30-2016 در ساعت 07:48 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #27



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    سلام

    متاسفم عزیز از آنچه که خواندم. ولی متاسفانه باید حرف بدی رو بزنم ,گلم شما خیلی خیلی کم میدانید چه راجب انسان و چه عشق و چه ازدواج!!!

    البته متوجه هستم و میفهمم شما رو تا حدودی و متوجه اون شرایط دیدگاهی مکانیکی مغزیتون با توجه به تحصیلاتتون هم هستم ولی عزیز ما راجب مسائل انسانی و اجتمایی صحبت میکنیم و کار داریم

    شما ببخشید با این نحوه نگاه به زندگی به درد هیچ کس نمیخورید و اصولا اینطوری نگاه کردن به مسئله عشق و ازدواج غلطه مگر اینکه فقط به صورت زن گرفتن یا مرد گرفتن بهش نگاه کنیم!!!

    حتما اول باید توجه و کشش باشه تا عشق ریشه بگیره و سپس ازدواج که خود حدیثی است مفصل . پس عشق رو نمیشه کاشت!!؟؟

    از طرفی خود کشش و جذبه اولیه نیز هیچ گونه تضمینی برای پایداری و حیات اون ازدواج در دراز مدت نمیتونه باشه که خارج از حوصله و نگارش ماست

    کوتاه سخن:

    کم میدانید بیشتر راجب انسان و عشق و ازدواج امروز بخوانید و بدانید(کتب علمی)

    حتما با همسرتان به یکی از همکاران خوب مشاور ما در شهر خود بروید و تستهای مربوط به شخصیت و ازدواج رو انجام بدید تا با کمک و راهنمایی ایشون به یک بالانسی جهت ادامه زندگی برسید

    لطفا فعلا و حتما تا چند سالی از بچه داشتن بپرهیزید

    با آرزوی بهترینها

    سپاس

    دکتر
    سلام آقای دکترشهرام.ممنون به خاطروقتی که گذاشتید.متاسفانه درست میگید.من خیلی کم میدونم.الآن شهرخودم نیستم اماتصمیم دارم به محض رسیدن به یه مشاورحاذق حضوری مراجعه کنم.تصمیم دارم خودم تنهابرم.چون این مشکل وتعارض درونی خودمه.درسته به نظرتون یاباهمسرم برم؟ودوم اینکه اگرمیدونیدکه مطالعه ی کتابی میتونه مفیدحالم واقع شه لطفاراهنمایی بفرمایید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #28



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل جنسی به همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    فقط متن اولو خوندم وبقیه نظراتو نخوندم و نظر شخصی من اینه که شما اعتماد به نفس خیلی زیادی دارید به نظرم یکم بهتره متعادل تر باشید شما باتوجه به اینکه عنوان کردید چهره ی خوبی دارید و اعتماد به نفس خوبی دارید به گونه ای که هیچکس باورش نمیشه من تا حالا باکسی نبودم واینکه شما وقتی احساس کردید وقت ازدواجتونه و با خانواده در میان گذاشتن و اولین خاستگاری برابر بود با ازدواج به گونه ای که تقریبا میشه گفت تا حالا جواب نه از کسی نشنیده اید واسه همین حس میکنید میتونسید انتخابای بهتری داشته باشید و حتی با وجود اینکه به خانواده همسرتون گفتید توانایی پذیرفتن شرایط شما رو نداریم اون خانواده شما رو قبول کردن این باعث شده یه جورایی جذابیت همسرتون براتون کم بشه و به مرور احساس پشیمونی کردید و فکر کردید که شاید میتونسید گزینه های دیگری روانتخاب کنید
    پس چون اولا جذابیت خانمتون براتون کم شده به دلیل اینکه به راحتی به دستش اوردید و اونم دلیلش این بود که همسرتون عاشق شما شدن و از شما خوششون اومده . ولی اگر چندبار خاستگاری رفته بودید و نه شنیده بودید و حتی شکست عشقی خورده بودید اینجوری دلزده نشده بودید و این اعتماد به نفس کاذب ایجاد نمیشد
    چه بسا اون خانمایی که دارید با خانم خودتون مقایسه میکنید اگر دست روی هرکدام از اون ها گذاشته بودید ممکن بود که دوست پسر داشته باشن یا همسر یا شکست عشقی یا ... اینجوری کمی بیشتر با ناسالم بودن جامعه اشنا شده بودید شاید قدر همسر وفادارو عاشق خودتونو بهتر میدونسید .
    به گونه ای که ادم تا به بد نرسه قدر خوبو نمیدونه واسه همین شما چون تجربه شکست و نه شنیدن نداشتید قدر زندگی خوبو راحتتونو نمیدونید
    اینا صرفا نظر شخصی من بود موفق باشید
    تشکر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #29



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32497
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    13
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : عدم میل جنسی به همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    سلام.
    دوست عزیز به نظر من اینکه شما در مقابل علاقه همسرتون چنین نگاه بی تفاوت و بی احساسی به ایشون داری و طوری وانمود میکنی که انگار واقعا احساس کشش و علاقه ای وجود داره ؛ این از نظر من خیانته!

    لحظاتی که ایشون با همه وجودش به شما ابراز علاقه میکنه و عاشقانه خودشو در اختیار شما میزاره ٬ شما با نگاه و لبخند مصنوعی تظاهر میکنی به اهمیتی که ایشون برای شما داره!

    این ترحم از هر توهین و خیانتی برای یک زن دردناکتره...

    یا کاری کنید تا واقعا دوسش داشته باشید و این ترحم و به قول خودتون صرفا احساس وظیفه وجود نداشته باشه یا ایشون رو از احساسی که دارید مطلع کنید.

    این که میگید هر کاری میکنید به خاطر آسایش ایشونه؛
    این که میگید سخت کار میکنید و ماموریت میرید تا پول بیشتری در بیارید و صرف آرامش ایشون کنید؛
    اگه بگید اینکارا فقط به خاطر ایشونه ٬دارید خودتونو گول میزنید!

    ما آدما تو این دنیا هر کاری هر کاری میکنیم در نهایت اون کارو واسه خودمون انجام میدیم نه کس دیگه!

    شما پول بیشتر درمیارید تا به مسئولیتی که در ازدواج و زندگیتون پذیرفتید به درستی عمل کنید تا وجدان راحتی داشته باشید و همیشه سربلند باشید در برابر اطرافیانتون!

    تا کم نیارید و غرورتون لگدمال نشه!

    تا به خودتون و اطرافیانتون ثابت کنید که اگرچه در زندگی متمولانه ای رشد نکردید اما میتونید زندگی متمولانه و مرفهی برای خودتون و یک نفر دیگه بسازید و داشته باشید!

    به نظر من نگاهتون به زن و عشق سطحیه و با نظر آقای شهرام موافقم که دیدگاهتون اشتباهه و باید بیشتر در موردش فکر کنید و آگاهی کسب کنید.
    سلام.اینکه اینجا تونستم نظرات کسایی روبدونم که همجنس همسرم هستن اتفاق خوبی بودبرام.ممنون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از mohsen.k2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #30



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.43
    نوشته ها
    1,365
    تشکـر
    64
    تشکر شده 1,067 بار در 599 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : عدم میل عاطفی وجنسی به همسرم درعین خوب بودن ایشان

    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen.k2 نمایش پست ها
    سلام آقای دکترشهرام.ممنون به خاطروقتی که گذاشتید.متاسفانه درست میگید.من خیلی کم میدونم.الآن شهرخودم نیستم اماتصمیم دارم به محض رسیدن به یه مشاورحاذق حضوری مراجعه کنم.تصمیم دارم خودم تنهابرم.چون این مشکل وتعارض درونی خودمه.درسته به نظرتون یاباهمسرم برم؟ودوم اینکه اگرمیدونیدکه مطالعه ی کتابی میتونه مفیدحالم واقع شه لطفاراهنمایی بفرمایید.
    سلام

    خواهش میکنم. بهتر اینه که هر دو با هم مراجعه کنید. هر نوع کتابی در این زمینه ها که مولف و نویسنده آن از اساتید دانشگاهی و یا روانکاو و یا روانپزشک و..... باشد.

    سپاس

    دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  17. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. روابط عمومی ضعیف
    توسط ali8636 در انجمن مشاوره شغلی
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 10-12-2016, 08:45 PM
  2. پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 02-01-2016, 02:29 PM
  3. در محضر حاج اسماعیل دولابی...
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 09-04-2015, 08:51 PM
  4. چطور روابط اجتماعیمو بالا ببرم؟
    توسط alireza74 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 08-25-2015, 06:50 PM
  5. ضعیف بودن همسرم از نظر عاطفی و احساسی
    توسط sepide در انجمن اخلاق و رفتار همسر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-01-2014, 11:29 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

عدم میل به ازدواج,  عدم میل به غذا,  عدم دریافت میل در یاهو,  عدم میل به صبحانه,  عدم دریافت پیامک میلیونر شو,  من سكت سلم,  من و تو,  من ما كنتي تكوني,  منتدى فتكات,  منال العالم,  منتدى الهلال,  من النظرة الثانية,  منة شلبي,  منتدى النصر,  منتدى الاتحاد,  مهریه,  مهریه به نرخ روز,  مهریه حضرت زهرا,  مهریه عندالاستطاعه,  مهریه چیست,  مهریه مهناز افشار,  مهریه عندالمطالبه,  مهریه زن,  مهریه دختر باکره,  مهریه های خاص,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید