مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

موضوع: انتظار بالای خانواده

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    14122
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    انتظار بالای خانواده

    از وقتی بچه بودم یادم میاد ک همیشه جلو خواسته هام کوتاه میومدم
    کم میخریدم کم میپوشیدم
    ب مامان بابام کمک میکردم حتی شبی ک امتحان داشتم
    هیچوقت نمیفهمیدن ک کی دردم میاد کی ناراحتم چون همیشه میخندیدم
    اما الان کم اوردم
    یجورایی انگار وظیفمه ک همه کارا با من باشه
    باید چایی بیارم اشپزی کنم ب مامان کمک کنم ب دعواهای بابام گوش بدم و جیکم در نیاد
    باید چیزای بیخود مثل النگ دولنگ جوونی نخرم
    باید لباس رسمی بپوشم
    باید همیشه ب مامان بابام چشم بگم
    میدونید با اینکه این کارا رو میکنم اخر سر ی ایرادی ازم میگیرنو هی تو سرم میزنن
    خب منم گاهی دلم میخواد لباسی ک دلم میخوادو بخرم و بپوشم اما...
    خواهرم هر چی میخواد میخره ب اینم کاری نداره ک مامان بابام پول دارن یا ن اما من همیشه باید کوتاه بیام چون واسه من پول ندارن چون من باید مراعات جیب بابا رو بکنم
    گیر کردم بین احترام اونا و احترام خودم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از nnmm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.54
    نوشته ها
    7,880
    تشکـر
    3,914
    تشکر شده 9,073 بار در 4,452 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط nnmm نمایش پست ها
    از وقتی بچه بودم یادم میاد ک همیشه جلو خواسته هام کوتاه میومدم
    کم میخریدم کم میپوشیدم
    ب مامان بابام کمک میکردم حتی شبی ک امتحان داشتم
    هیچوقت نمیفهمیدن ک کی دردم میاد کی ناراحتم چون همیشه میخندیدم
    اما الان کم اوردم
    یجورایی انگار وظیفمه ک همه کارا با من باشه
    باید چایی بیارم اشپزی کنم ب مامان کمک کنم ب دعواهای بابام گوش بدم و جیکم در نیاد
    باید چیزای بیخود مثل النگ دولنگ جوونی نخرم
    باید لباس رسمی بپوشم
    باید همیشه ب مامان بابام چشم بگم
    میدونید با اینکه این کارا رو میکنم اخر سر ی ایرادی ازم میگیرنو هی تو سرم میزنن
    خب منم گاهی دلم میخواد لباسی ک دلم میخوادو بخرم و بپوشم اما...
    خواهرم هر چی میخواد میخره ب اینم کاری نداره ک مامان بابام پول دارن یا ن اما من همیشه باید کوتاه بیام چون واسه من پول ندارن چون من باید مراعات جیب بابا رو بکنم
    گیر کردم بین احترام اونا و احترام خودم
    دوست عزیز در خانواده ها خیلی از افراد هستند که چنین رفتاری با خانواده دارن و

    در واقع خانواده هاشون رو درک میکنن و همین باعث میشه سطح توقع خانواده نسبت بهشون بالا بره

    تغییر رویه کاری در این حالت بسیار سخته چون اونا نمیتونن رفتار دیگه ای رو از شما بپذیرن

    به همین خاطر در برخورد با شما طبق روال سابق ازتون انتظار مراعات دارن

    و دوای چنین رفتاری صبر همراه با احترامه ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. 2 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    14122
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    دوست عزیز در خانواده ها خیلی از افراد هستند که چنین رفتاری با خانواده دارن و

    در واقع خانواده هاشون رو درک میکنن و همین باعث میشه سطح توقع خانواده نسبت بهشون بالا بره

    تغییر رویه کاری در این حالت بسیار سخته چون اونا نمیتونن رفتار دیگه ای رو از شما بپذیرن

    به همین خاطر در برخورد با شما طبق روال سابق ازتون انتظار مراعات دارن

    و دوای چنین رفتاری صبر همراه با احترامه ...
    درست میگین مطمئنن من زیاده خواهم بیچاره ها چیزی برام کم نذاشتن نباید اینطوری فکر میکردم
    اخلاقم تند شده بود اوضاع از کفم رفته بود , دیگه تکرار نمیشه

    ممنون ازتون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. 2 کاربران زیر از nnmm بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    13931
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.13
    نوشته ها
    96
    تشکـر
    108
    تشکر شده 35 بار در 21 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها
    دوست عزیز در خانواده ها خیلی از افراد هستند که چنین رفتاری با خانواده دارن و

    در واقع خانواده هاشون رو درک میکنن و همین باعث میشه سطح توقع خانواده نسبت بهشون بالا بره

    تغییر رویه کاری در این حالت بسیار سخته چون اونا نمیتونن رفتار دیگه ای رو از شما بپذیرن

    به همین خاطر در برخورد با شما طبق روال سابق ازتون انتظار مراعات دارن

    و دوای چنین رفتاری صبر همراه با احترامه ...
    من کل دوستان و اشنایان و... همه ازم تعریف میکردن به نوعی اسوه بودم
    خودم دوست نداشتم تویه جمع ازم تعریف شه ولی همه هرجاازم تعریف میکردن
    الان یه خورده توشرایط بدی هستم و درواقع درحال درجا زدن هستم همون فامیلا میگن تو مارو پیش اشناهاشون خجالت زده کردی و..
    منم میگم خوب به من چه..
    داستان داریما...
    الان موندم چیکارکنم همه رو من حساب میکردن الان دیگه زیاد روم حساب نمیکنن حرفی ازم نیست اصلا انگار شبیه قبل نگام نمیکنن نمیگم بی احترامی میکننا و طوری برخوردمیکنن انگار انتظاراتی که ازم داشتن براورده نکردم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از sinaalaman بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    e.v

  9. Top | #5
    e.v
    e.v آنلاین نیست.



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    13337
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.63
    نوشته ها
    471
    تشکـر
    1,756
    تشکر شده 1,444 بار در 412 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط nnmm نمایش پست ها
    از وقتی بچه بودم یادم میاد ک همیشه جلو خواسته هام کوتاه میومدم
    کم میخریدم کم میپوشیدم
    ب مامان بابام کمک میکردم حتی شبی ک امتحان داشتم
    هیچوقت نمیفهمیدن ک کی دردم میاد کی ناراحتم چون همیشه میخندیدم
    اما الان کم اوردم
    یجورایی انگار وظیفمه ک همه کارا با من باشه
    باید چایی بیارم اشپزی کنم ب مامان کمک کنم ب دعواهای بابام گوش بدم و جیکم در نیاد
    باید چیزای بیخود مثل النگ دولنگ جوونی نخرم
    باید لباس رسمی بپوشم
    باید همیشه ب مامان بابام چشم بگم
    میدونید با اینکه این کارا رو میکنم اخر سر ی ایرادی ازم میگیرنو هی تو سرم میزنن
    خب منم گاهی دلم میخواد لباسی ک دلم میخوادو بخرم و بپوشم اما...
    خواهرم هر چی میخواد میخره ب اینم کاری نداره ک مامان بابام پول دارن یا ن اما من همیشه باید کوتاه بیام چون واسه من پول ندارن چون من باید مراعات جیب بابا رو بکنم
    گیر کردم بین احترام اونا و احترام خودم
    سلام
    سال نوت مبارک
    برای اینکه بتونم بهتر کمکت کنم نیازه که به چند سوال جواب بدی:

    معمولا انتظارات روی بچه های اول زیاده، آیا شما هم بچه اولی هستید؟
    سنتون چقدره!؟
    چند تا خواهر و برادر هستید؟
    چی باعث می شد که از همون بچگی از خواسته هات کوتاه بیای؟ چون اینطوری تایید می شدی یا اینکه دوست نداشتی به خاطرت بحث و دعوا اتفاق بیوفته؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


  10. 2 کاربران زیر از e.v بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    14122
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط e.v نمایش پست ها
    سلام
    سال نوت مبارک
    برای اینکه بتونم بهتر کمکت کنم نیازه که به چند سوال جواب بدی:

    معمولا انتظارات روی بچه های اول زیاده، آیا شما هم بچه اولی هستید؟
    سنتون چقدره!؟
    چند تا خواهر و برادر هستید؟
    چی باعث می شد که از همون بچگی از خواسته هات کوتاه بیای؟ چون اینطوری تایید می شدی یا اینکه دوست نداشتی به خاطرت بحث و دعوا اتفاق بیوفته؟
    سلام
    سال نوی شما هم مبارک
    اینجانب 19 ساله دارهی یک خواهر و یک برادر و فرزند اول خوانواده هستم
    ن اونطور نیست مامانم همیشه میگه از اول درکشون کردم
    اره زیاد ازم تمجید میکنن ولی ن خونواده فامیلو دوستانو و... !
    خداییش تا حالا بهم نگفتن دستت درد نکنه .. بچگیو یادم نمیاد اما از اون وقتی ک یادمه نگفتن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. کاربران زیر از nnmm بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    e.v

  13. Top | #7
    e.v
    e.v آنلاین نیست.



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    13337
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.63
    نوشته ها
    471
    تشکـر
    1,756
    تشکر شده 1,444 بار در 412 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط nnmm نمایش پست ها
    اینجانب 19 ساله دارهی یک خواهر و یک برادر و فرزند اول خوانواده هستم
    ن اونطور نیست مامانم همیشه میگه از اول درکشون کردم
    اره زیاد ازم تمجید میکنن ولی ن خونواده فامیلو دوستانو و... !
    خداییش تا حالا بهم نگفتن دستت درد نکنه .. بچگیو یادم نمیاد اما از اون وقتی ک یادمه نگفتن
    خب خوبه.
    ببین همونطور که گفتم معمولا انتظارات تو همه خوانواده ها از بچه های اول بیشتره بنابراین یه جور فشار روشون وجود داره.
    از طرفی هم موضوعی که بوجود میاد اینه که بچه اول بعد از یه مدتی که پای خواهر و برادر کوچکتر تو زندگیشون باز میشه حس می کنن که دیگه پدر مادر مثل قبل دوسش نداره و دیگه تو مرکز توجه قرار نداره. در واقع یک جور حسادت تو ناخود آگاه بوجود میاد (ممکنه این حسادت تو ظاهر اصلا مشخص نباشه) و این حسادت به شکل حساسیت روی رفتار های پدر و مادر یا برادر خواهر کوچک تر نشون داده می شه.

    مطمئن باش پدر و مادرت دوست دارند منتهی شکل دوست داشتنشون فرق داره با دوست داشتن برادر و خواهر کوچکترت.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.


  14. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    14122
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط e.v نمایش پست ها
    خب خوبه.
    ببین همونطور که گفتم معمولا انتظارات تو همه خوانواده ها از بچه های اول بیشتره بنابراین یه جور فشار روشون وجود داره.
    از طرفی هم موضوعی که بوجود میاد اینه که بچه اول بعد از یه مدتی که پای خواهر و برادر کوچکتر تو زندگیشون باز میشه حس می کنن که دیگه پدر مادر مثل قبل دوسش نداره و دیگه تو مرکز توجه قرار نداره. در واقع یک جور حسادت تو ناخود آگاه بوجود میاد (ممکنه این حسادت تو ظاهر اصلا مشخص نباشه) و این حسادت به شکل حساسیت روی رفتار های پدر و مادر یا برادر خواهر کوچک تر نشون داده می شه.

    مطمئن باش پدر و مادرت دوست دارند منتهی شکل دوست داشتنشون فرق داره با دوست داشتن برادر و خواهر کوچکترت.
    بله مچکر قانع شدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از nnmm بابت این پست مفید تشکر کرده اند

    e.v

  16. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6071
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.16
    نوشته ها
    149
    تشکـر
    41
    تشکر شده 155 بار در 83 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    نقل قول نوشته اصلی توسط nnmm نمایش پست ها
    از وقتی بچه بودم یادم میاد ک همیشه جلو خواسته هام کوتاه میومدم
    کم میخریدم کم میپوشیدم
    ب مامان بابام کمک میکردم حتی شبی ک امتحان داشتم
    هیچوقت نمیفهمیدن ک کی دردم میاد کی ناراحتم چون همیشه میخندیدم
    اما الان کم اوردم
    یجورایی انگار وظیفمه ک همه کارا با من باشه
    باید چایی بیارم اشپزی کنم ب مامان کمک کنم ب دعواهای بابام گوش بدم و جیکم در نیاد
    باید چیزای بیخود مثل النگ دولنگ جوونی نخرم
    باید لباس رسمی بپوشم
    باید همیشه ب مامان بابام چشم بگم
    میدونید با اینکه این کارا رو میکنم اخر سر ی ایرادی ازم میگیرنو هی تو سرم میزنن
    خب منم گاهی دلم میخواد لباسی ک دلم میخوادو بخرم و بپوشم اما...
    خواهرم هر چی میخواد میخره ب اینم کاری نداره ک مامان بابام پول دارن یا ن اما من همیشه باید کوتاه بیام چون واسه من پول ندارن چون من باید مراعات جیب بابا رو بکنم
    گیر کردم بین احترام اونا و احترام خودم
    به به چه دختری
    حیف که داداشم کوچیکه

    درسته تو هم حق زندگی داری,... پس شرو کن دفعه بعد مانتو شلوارتو اونجور ک دوس داری بخر, من مطمئنم دختر باهوش و با ذوقی هستی و سلیقت عالیه پس سعی کن سلیقتو بهشون نشون بدی
    شاید اولش سخت باشه اما نباید تا اخرش اینطوری بمونه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضويت
    14122
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    5
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : انتظار بالای خانواده

    مرسی نهال خانم خدا کنه
    البته خدا کنه خوششون بیاد و بهم اطمینان کنن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

انتظار,  انتظارك صعب,  انتظار الحبيب,  انتظار الفرج,  انتظارك صعب كلمات,  انتظار بالانجليزي,  انتظار المكالمات,  انتظار الياسمين,  انتظار مولود,  انتظارك صعب واشواقي تزيد,  انتظار بارداری,  انتظار برای بارداری,  انتظار دوران بارداری,  نه ماه انتظار بارداری,  در انتظار بارداری,  9ماه انتظار بارداری,  خاطرات انتظار بارداری,  بارداری زینب در انتظار افتاب,  بارداری و انتظار,  بارداری بعد از انتظار,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید