مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

موضوع: تنهایی

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3746
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Narahat
    میزان امتیاز
    0

    تنهایی

    سلام
    من یه دختر بیست وپنج ساله هستم. ارشد گرفتم. از دوران بچگی به علت کار زیاد پدر و مادر همیشه تنها در خونه بودم. از طرفی مادر و پدرم به هیچ وجه رابطه خوبی بایکدیگر نداشتند. در زندگی همیشه احساس تنهایی می کردم وسعی می کردم تنهایی خودمو با دوستانم پر کنم. من هیچ وقت با مادرم رابطه صمیمی نداشتم. هیچ وقت هیچ کسی خونه ما نمیاد. همیشه دوست داشتم زودتر دکتری قبول شوم وازدواج کنم واز این خونه وبه ویژه مادرم دور بشم. ویک همراه برای زندگیم انتخاب کنم.کسیکه جای خالی همه تنهاییمو پر کنه. دیگه از تنهاییی خسته شدم اعصابم به هم ریخته به من اجازه ازدواج نمی دن و تابه حال اجازه ورود هیچ خاستگاری را ندادند. از طرف یتازگیا میگن برو خارج. از این زندگی راکد خسته شدم چه کنم؟ دارم دیوونه میشم بعضی مواقع آرزوی مرگ می کنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3638
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.34
    نوشته ها
    422
    تشکـر
    207
    تشکر شده 215 بار در 138 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : تنهایی

    سلام. آیامادر یا پدرشما سابقه ی مشکل عصبی دارند؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3746
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    2
    تشکـر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Narahat
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : تنهایی

    سلام مجدد پدرم وقتی عصبی میشه خیلی بد میشه من کلا از مرد جماعت میترسیدم تا اینکه در دوره دانشگاه با یک آقایی هم گروه شدم بعد از مدت کوتاهی ازمن خاستگاری کرد وبا جواب منفی من روبرو شد البته بارها تقاضایش را تکرار کرد ولی با توجه به اینکه میدونستم به درد هم نمیخوریم جوابه منفی دادم اما به علت رفتارهای مهربونش خیلی دیدم نسبت به آقایون و ازدواج خوب شد. اما مادرم کلا با هیشکی ارتباط صمیمی نداره یه روز خوبه یه روز بده روحییه متعادلی نداره خیلی مقرراتیه در واقع فقط به فکر غذا ومادیات ماست نه روحمون من از دوره دبیرستان ازش دور شدم. مثلا میگه دکتری بخون اما به خاطر خودش نه من وخیلی با لحن بد حرف میزنه. مثلا ازش یه سوال می پرسی یا جواب نمیده یا بهت سرکوفت میزنه یا با پشت چش نازک کردن جوابتو میده.کلا هیشکیو قبول نداره حتی وقتی بهترین بودم می گفت هنری نکردی برو بچه های مردمو ببین. به همین خاطر من وحتی خواهر برادرم کمی روحیه وسواسی داریم. چرا که شنیدم افرادیکه مادر وپدر کمال طلب دارن وسواسی میشن.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3750
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : تنهایی

    شما باهاشون خوب رفتار كنيد....الان كه دانشگاهم رفتين نگران نباشيد حتما با يه آدم خوب و مهربون ازدواج ميكنيد....چون خودتونم دنبال محبت به بقيه هستين
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از behesht بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.79
    نوشته ها
    8,474
    تشکـر
    4,051
    تشکر شده 9,608 بار در 4,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : تنهایی

    سلام... البته رفتن به خارج میتونه یه جور رهایی باشه ... ولی بهتره با یک متخصص حتما"مشاوره کنید ...
    88422495 - 021
    88472864 - 021
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3761
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    0.25
    نوشته ها
    312
    تشکـر
    197
    تشکر شده 179 بار در 115 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : تنهایی

    دوست خوبم منم شرایطی مشابه که نه،برابر تو داشتم و تمام حستو درک میکنم،حداقلش تو خواهر داری من که اونم ندارم و هیچوقت مامانم اجازه نداد باش دوست شم و با دیسیپلین و برخوردای شدیدش منو روند از خودش.متاسفانه من با کسی واسه حل مشکلم دوست شدم و الان کلی پشیمونم این خیلی خوبه که تو زجر تنهاییو به جون خریدی.مطمئن باش خدا بهترینها را برات رقم میزنه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. کاربران زیر از gOli! بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

تنهایی,  تنهایی من,  تنهایی یعنی,  تنهایی بهتره,  تنهایی شعر,  تنهایی لیلا,  تنهایی لاتی تره,  تنهایی دختر,  تنهایی پسر,  تنهایی متن,  تنهایی من,  تنهایی یعنی,  تنهایی بهتره,  تنهایی شعر,  تنهایی لیلا,  تنهایی لاتی تره,  تنهایی دختر,  تنهایی پسر,  تنهایی متن,  تنهایی شب,  مادريت,  مادريت انك اناني,  مادر,  مادري,  مادارا,  مادرنا والو,  مادريتا,  مادريت كلمات,  مادريت بيه راح اموت,  مدريد,  تنهایی من,  تنهایی یعنی,  تنهایی بهتره,  تنهایی شعر,  تنهایی لیلا,  تنهایی لاتی تره,  تنهایی دختر,  تنهایی پسر,  تنهایی متن,  تنهایی شب,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید