مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3
  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    22
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Pakar
    Unhappy شک پدر و مادر به فرزند
    سلام.من 1سال پیش متاسفانه باپسری دوست بودم که والدینم بعدمدتی فهمیدن.بعدازاون ماجراتوبه کردموبه شدت پشیمون شدموخداروشکرالان خیلی خوبم.اماپدرومادرم هنوزبهم شک دارن وازخیلی کارهامنعم میکنن.دیگه خسته شدم...چون من دیگه پاکه پاکم ولی اونادرکم نمیکنن.......نمیدونم چیکارکنم..نمیدونم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از بارانا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.95
    نوشته ها
    12,825
    تشکـر
    10,135
    تشکر شده 12,955 بار در 6,565 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    پاسخ : گذشته
    سلام دوست عزیز

    ممیفهمم چی میگی خیلی ها همینجوری مشکل شما رو دارن. ...اشتباه شما اینجا بوده. دوستش شما. برای ازدواج نبود. اگه ازدواج بود شاید پدر و مادر شما. کمتر. به این مسعله گیر میدادند

    اعتمادی که رفته بدست اوردنش سخته. اگه میبینی. خیلی داره ازارت میده. یه روز بشین با جفتشون صحبت کن.

    بگو که. اشتباه کردی از کارت پشینونی. بگو بهشون که رفتاراشون. خیلی اذیتت میکنه. قطعا باهاشون با ارومی حرف بزنی قانع میشن.

    هیچ پدر و مادری بد بچشگن نمیخوان. ازشون بخواه یه فرصت دیگه بهت بدن

    موفق باشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  4. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,612
    تشکـر
    4,074
    تشکر شده 9,694 بار در 4,782 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گذشته
    نقل قول نوشته اصلی توسط بارانا نمایش پست ها
    سلام.من 1سال پیش متاسفانه باپسری دوست بودم که والدینم بعدمدتی فهمیدن.بعدازاون ماجراتوبه کردموبه شدت پشیمون شدموخداروشکرالان خیلی خوبم.اماپدرومادرم هنوزبهم شک دارن وازخیلی کارهامنعم میکنن.دیگه خسته شدم...چون من دیگه پاکه پاکم ولی اونادرکم نمیکنن.......نمیدونم چیکارکنم..نمیدونم

    خب دیگه تا نتونی اعتمادشونو به خودت جلب کنی پس نمیتونی واقعا" نظرشونو عوض کنی

    گاهی کاری که انسان میکنه خیلی کمه و ناچیزه ولی تبعاتش خیلی گسترده میشه

    و باید در این مورد صبور باشید و کاری رو انجام بدید که مدنظر خانواده است ...

    به هرحال خودت رو یک لحظه جای اونا بذار واقعا" چقدر سخته که بخوان خیلی راحت از کنار این مورد بگذرن

    ولی میتونی در وقتی مناسب با هاشون حرف بزنی ... صریح و روشن و قاطع
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

شک در فرزند

شک والدین به فرزند

شک مادر به من

پدرم.به.دخترش.شک ميکنه

شک مادر

شک ب والدین

شک پدر به نوزاد خود

شک کردن مادر به پسر

شک کردن مادر

شك بدر مادر به فرزند

شک به فرزند

شک داشتن به فرزند

شک پدر به فرزند

علل شک پدر ب فرزند

با شک پدر چه کنم؟

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

شکیلا,  شکس,  شکیرا,  شکسپیر,  شکری رێکانی,  شک,  شکرا,  شکار,  شکست,  شکل,  به پدرم شک دارم,  به دعاهای پدر شک دارم,  شک به پدر,  شک نکن پدرام زرین پور,  شک نکن پدرام,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید