مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

موضوع: مادر خودخواه

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4390
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    مادر خودخواه

    باسلام..
    من19سالمه ودانشجوی ترم دومم،درواقع ازابتدای امسال وارد دانشگاه شدم..پارسال که کنکورداشتم خیلی سال سخت وپراسترس وسردرگمی برام بود مخصوصابعدازاومدن نتیجه های کنکورکه معلوم شد قراره همچنان توی شهرخودم بمونم ودانشگاه برم..قبل ازنتایج ارزوم بود که یه شهردیگه قبول شم واز محیط خونه کاملا دور ومستقل شم،این ارزو تقریبا فکر کردم قراره به واقعیت تبدیل شه تا اینکه نتایج اومد..اون لحظه که نتیجمو دیدم دنیاروی سرم خراب شد؛چشام قفل شده بودن روی صفحه مانیتور...باورش خیلی واسم سخت بود خیلی،تا نیم ساعت داشتم گریه میکردم..ازهمه دنیا شاکی بودم
    خلاصه از اون روز به بعد تقریبا،من دیگه خود واقعیمو گم کردم دیگه به هیچی و هیچکس تا الان اهمیت نمیدم..خیلی چیزا رو نمیبینم ،از خیلی اتفاقای ساده سر در نمیارم خلاصه بگم..شدم یه ادم بی خاصیت که خیلی حضور کم رنگی توی زندگی داره تا جایی رسیدم که از معدل 18،19دبیرستان رسیدم به مشروطی توی دانشگاه..راهمو و خودمو کاملا گم کردم،هیچی مثل قبل خوش حالم نمیکنه حتی هیچکس(کسایی که دوستشون دارم)
    و حالا دلیل اینکه میخاستم ازخونه دورباشم:من مشکلات خیلی اساسی و رابطه بدی بامادرم دارم،مخصوصااز زمان شروع نوجوانیم(از13سالگی)..هر روز بحث ودعوا داریم سر چیزای مختلف وحتی چیزای ساده وپیش پا افتاده مثل غذا خوردن یا نوع غذاو...من مثل یه خارم تو چشمای مامانم نمیدونم چرا،هرکاری که میکنم یا هرچیزی که میگم بلافاصله جبهه میگیره ودعوا راه میندازه
    بابام همیشه وساطت میکنه وپشتمه اما همونم بیچاره زیاد درامان نیست از فحشا ودری وری های مامانم خلاصه بهتون بگم بهترین راه حل واسه من دور بود که بهش دل بسته بودم اما نشد وداغونم کرد
    واینکه مشکلات من با مامانم مثل مشکلات عادی مادر دخترای نوجوون دیگه نیست مشکل من اینه که مامانم وسواس تمیزی وکاری داره و کاملا ادم خودخواهیه که روز به روزم بیماری وسواسش بدتر میشه وزندگی هممون رو فلج کرده..خیلی منفی گراست طوری که اعتمادبه نفس من و خواهرمو کامل ازبین برده و خونه نشینمون کرده..احساس میکنم کاملا توخالی وفلج شدم...
    لطفا نظرات وپیشنهاداتتون رو بهم بگید...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3761
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    0.28
    نوشته ها
    312
    تشکـر
    197
    تشکر شده 179 بار در 115 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : همه چیز به هم ریختست...

    سلام فرشته جان. این بحث و درگیریها توی اکثر خونه ها هست مطمئن باش فقط تو نیستی.منم به یه نوع دیگه همین مشکلاتو داشتم و البته دارم.منتها من دیگه الان فهمیدم که فقط باید کنار اومد با قضیه چرا که اونا تا ابد مادرمونن و هر دوری یه برگشتی هم داره فکر کن یه شهر دیگه قبول میشدی آخرش که چی بعد یه مدت برمیگشتی و چون طعم استقلال را چشیده بودی تحملش به مراتب برات سخت تر از حالا بود. پس یه حکمتی بوده که شهر خودت قبول شدی.
    اینکه میگی اعتماد به نفستو گرفته و خونه نشینت کرده را درک میکنم کاملا، سعی کن توی محیط خارج از خونه روی خودت کار کنی و اعتماد به نفستو ببری بالا بین دوستات تو محیط دانشگاه و رفت و آمد اصلا نذار این فکر که آدم بی خاصیتی هستی بر تو تسلط پیدا کنه. توی خونه هم سعی کن از کارایی که صدای مامانتو در میاره پرهیز کنی.انشالا که خدا بهت صبر میده این جو را تحکل کنی.خودتو نباز
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.11
    نوشته ها
    1,253
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,170 بار در 688 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : همه چیز به هم ریختست...

    خب عزیزم در این مورد مادرت مقصر نیست ...

    اون در واقع مریضه و مریضیشم وسواس زیادشه ... که اگه حوصله کنی شاید بتونید درمانش کنید ...

    در این مورد با یک مشاوره و یا روانپزشک مشورت کن و ازش راهکار بخواه ...

    شاید گاهی وقتا اگه جلوی کاراش در بیای و برعکس کاراشو انجام بدی درست بشه ...

    البته در مورد مادرت ممکنه جواب نده ... ولی هستن کسایکه با این درمان به ضد تونستن خوب بشن ...

    شاید خواست خدا بوده که تو تو شهرت بمونی کمکش کنی و خانواده ات رو از این مشکل رها کنی ...

    به هرحال فرار کردن کار درستی نیست و باید در این مورد کاری انجام بدی ...

    الان تو دانشجویی و با قبل کاملا متفاوتی و دیگه بچه دبیرستانی نیستی ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.18
    نوشته ها
    8,166
    تشکـر
    3,962
    تشکر شده 9,315 بار در 4,586 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : همه چیز به هم ریختست...

    ولی این یه مریضه عجیبه که در وجودشون هست ... ولی هر کسی یه راه حلی برای درمانش داره ...

    بهتره زیاد سربسرش نذارید که مطمنا" در این وسط بین شماها برخورد پیش میاد ...

    چون شما دختر دانشجو با حس و حال داشتن استقلال دیگه نمیتونید رفتارهای اونو تحمل کنید ...

    ولی یادتون نره که مادرتونه و براتون زحمت کشیده ... و باید در این میون کمکش کنید ...

    به هرحال باید مواظب خواهرتم باشی و یه جورایی هوای باباتم در این قضیه داشته باشی ....

    پس بهتره همونور که دوستان میگن مشورتی بکنی ... چون الان دیدم که با درمان خوب شدن ...

    خوب خوب نه .......... ولی تونستن از شدتش کم کنن
    ویرایش توسط farokh : 06-28-2014 در ساعت 06:00 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  5. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    .:: تا خدا هست تنهایی چیست ؟ ::. .: There is a God What are alone :.
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4128
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.25
    نوشته ها
    279
    تشکـر
    12
    تشکر شده 171 بار در 125 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : همه چیز به هم ریختست...

    شما باید اینو متوجه باشید که تنها غمخوار و کسانی که در زندگی برای شما زحمت واقعی میکشن و حرص میخورن همین پدر و مادر هستند . مادر شما هر چه باشد مادر است و از سر دلسوزی با شما مراوده میکند اما متاسفانه دلسوزی ایشون به این شیوه است . هر مادری برای فرزندش زحمت میکشه و فشار های زیادی رو تحمل میکنه . شما نباید علیه مادرتون جبهه بگیرید و بهتره کمی این حس دلسوزی مادرتون رو درک کنید و سریعا بحث رو خاتمه بدید . شما هم مانند بعضی افراد موفعیت را داشته اما متاسفانه نا امید شده اید اما نا امید نباشید و با توکل بر خدا سعی در رفع اشکالاتتون داشته باشید و برای خودتون برنامه ریزی و هدف داشته باشید و بهتره سریعا با یک مشاور تحصیلی یک برنامه دقیق و بی نقص طرح کنید .
    انشالله موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    "اگر امیدی نداری ... امید بساز "
    "あなた
    望を作る希望しない場合は"
    ..........................................
    "جهت مشاوره پیغام خصوصی داده شود "


  6. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4390
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : همه چیز به هم ریختست...

    مرسی گلی جون..اره فک میکنم صبر و تحمل بیشترین فایده رو درحال حاضر برام داره
    و به قولی سعی میکنم روی اعتماد به نفسم بیشتر ازقبل کارکنم..احتمالا تلاشام کم بوده..
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4390
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : همه چیز به هم ریختست...

    آره و یکی از مشکلات اساسی دیگه اینه که مامانم از رفتن پیش مشاور یا روانپزشک سرباز میزنه،ومیگه مگه من دیوونم که برم پیش روانشناس..حتی بابام پیشنهاد رفتن همه خانواده پیش روانشناس رو داد اما مامانم قبول نکرد...خلاصه تنها تغییراتی که میتونم ایجاد کنم از سمت خودمه..یا رفتن پیش مشاور یافوق عالی کردن صبر وتحملم..
    بچه هاباورکنید من مامانمو دوست دارم گرچه خیلی باهم دعوا میکنیم اما خونم به جوش میاد وقتی که یکی از اعضای فامیل یا هرکسی بخاد به خاطر مشکلاتش بهش چپ نگا کنن.....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4390
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    4
    تشکـر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : همه چیز به هم ریختست...

    باتشکر از همه..ممنون واقعا انرژی گرفتم از صحبت هاوراهنمایی هاتون....
    خیلی خوبه که اینجا آدم احساس تنهایی نمیکنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. کاربران زیر از Fereshteh95 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مادر خودخواه

مادران خودخواه

رفتار با مادر خودخواه

مادرخودخواه

مادرهای خودخواهخودخواهی مادرپدر و مادر خودخواهمادر هاي خودخواهمادر خود خواهمادران خودخواه و خودپرستویژگی مادر خودخواهپدر خودخواهخودخواهی خانواده شعرعلت لجبازمادر با فرزنددختران مادران خودخواهمادرم خودخواه استجواب پدرومادر ازمعدل کمخودخواهی پدرپدر و مادر های خودخواهمادر خودخواه. پرسش و پاسخ در برخورد با پدرومادر خودخواهمطلب درمورد مادرخودخواهشعر مادر خودخواهمادرم خودخواه هستپدر ومادر خودخواهمشاوره خانواده مادران خودخواهاستاتوس خودخواهی مادر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مادريت انك اناني,  مادريت,  مادري,  مادارا,  مادر,  مادرنا والو,  مادريتا,  مادريد,  مادريت كلمات,  مدري وين انطي الوجه,  مادر خودخواه,  مادر شوهر خودخواه,  پدر و مادر خودخواه,  رفتار با مادر خودخواه,  لجبازی بچه ها,  لجبازی کودک دو ساله,  لجبازی با عشق,  لجبازی مردان,  لجبازی در کودکان,  لجبازی کودک 2 ساله,  لجبازی کودکان 3 ساله,  لجبازی کودکان 2 ساله,  لجبازی کودکان 4 ساله,  لجبازی زن,  مادر لجباز,  مادر شوهر لجباز,  پدر و مادر لجباز,  لجبازی با مادر,  لجبازي كودك با مادر,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید