مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 21 به 35 از 35
  1. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نمیدونم شاید من خیلی بد دارم راجب خانوادم توضیح میدم یا شایدم عادت کردم ب این شرایط!
    ولی هرچی هست بین همه معروفه که خیلی دوسم دارن و روم حساسن!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.94
    نوشته ها
    12,826
    تشکـر
    10,136
    تشکر شده 12,956 بار در 6,566 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    همه پدر مادر ها به بچشون علاقه دارن و روشون حسان

    واقعا چرا پدرتون مخالفت میکنه
    فکر کردی برای چی؟؟

    من اگه الان به بابام بگم میخوام برم فلان جا

    اگه بدون به اون مکان بخوام برم برا تفریح خونه فامیل یا برای هدف یا برای علاقم بخوابم برم بدون شک بلیط میگیره تا برم



    ملکه اسمان ها

    اول از همه باید اعتمادشون جلب کنی

    دوم اینکه

    شاید عیب از خودت که هیچ وقت. به علاقه هاتو هدفت به خانوادت توضیح ندادی تو طول عمرت که بدونن چقد مشتاقی که الان بهش. یهویی بگی مخالفت کنه



    تنها تنها راه حل این با پدرت صحبت کنی هرووز دم به دیقه اگه مخالفت کرد دیگه هیچی نگو خودت و ناراحت جلوه بده بدونن جقد برات مهمه



    دختره خوب توهم یاد بگیر همه چیز به خانوادت بگی که یه چیز اینطور غیر منتظره بهشون بگی مخالفت سریع نکنن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  3. Top | #23

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    غیر منتظره نگفتم که! اصن همه عالم میدونن من علایق و اهدافم چیه!
    میگه میترسم صدجور اتفاق بیفته!! یعنی میخوای بگی بهم اعتماد ندارن پریماه؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    فقط چیزایی رو توضیح نمیدم که توضیح دادانشون بیفایده اس و ممکنه عکس العملشون ناراحتم کنه! دیگه چی میخوان بدونن که نمیدونن و نگفتم؟!!!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.94
    نوشته ها
    12,826
    تشکـر
    10,136
    تشکر شده 12,956 بار در 6,566 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه اسمان نمایش پست ها
    غیر منتظره نگفتم که! اصن همه عالم میدونن من علایق و اهدافم چیه!
    میگه میترسم صدجور اتفاق بیفته!! یعنی میخوای بگی بهم اعتماد ندارن پریماه؟


    ببین اینکه میگم اعتماد ندارن

    یعنی میترسن که تو بری اونجا اتفاقی برات بیافته

    نه اعتمادی که بری ازشون سو استفاده کنی که

    منظورم این همش ترس دارن برات اتفاقی بیافته چون تاحالا دور نبودی ازشون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  6. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    اره میترسن!!!

    اما خب این ترس تو وجود اوناست و داره خستم میکنه! همیشه هم سعی کردم نگرانشون نکنم.بیرون که میرم کلی بهشون زنگ میزنم یا زنگ میزنن ببینن همه چیز خوبه کی میام!!!

    از رفتارای بابام همه فک میکنن بابام قراره دوماد سرخونه بیاره یا اصن دخترشو شوهر نمیده!
    هرچند خودم تناقض زیاد میبینم!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #27

    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    1,516
    تشکـر
    71
    تشکر شده 1,181 بار در 667 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه اسمان نمایش پست ها
    سلام.وقت بخیر.
    قبلا راجب این مشکلم یه تایپیکایی گذاشتم ولی انگار که نیست.
    خیلی اعصابم داغونه و ناامید شدم!


    بابام با اینکه من برم شهرستانی دیگه مخالفه!
    همیشه همینطور بوده!
    حرف هیچکسی رو هم قبول نداره!!!

    کلی حرص خوردم استرس داشتم مسابقات مقام بیارم که بتونم مسابقات کشوری و خارجی رو برم.جالبه مسابقات خارجی هم قراره ایران برگزار بشه.

    اما بابام بازم نمیزاره برم! :-(

    واسه خودش هم دلایل خودشو داره و اصلا حرف گوش نمیده!

    یکی از مسابقات مشهد برگزار میشه من ب عشق امام رضا خیلی دوس داشتم حداقل اونو برم ولی نمیزاره!
    سلام

    عزیز یادمه سر مشکل شما با هم صحبت کرده ایم وخیلی متاسفم و میدونم برای دختری با هوش شما این شرایط خیلی سخته.

    ولی خوب پدر شما بیمارند و متاسفانه به علت کم دانی قابل به درک شرایط شما نیستند و از دست بقیه نیز که کاری بر نمیاد(خودتان فرمودید نه پیش نماز محل نه بزرگان فامیل ونه.......)
    د
    پیش مشاور هم که نمیایند و اگر هم بیایند فرمودید حرف حرف خودشونه!!!!

    کوتاه سخن اینکه این معادله جواب نداره مگی اینکه صورت مسئله عوض بشه. پس چاره نداری تا اینکه به نحوی(ازدواج یا مستقل از خانواده)بشی و سپس بتوانی کاری را که دوست داری و صلاح میدانی

    انجام بدی.پ

    سپاس

    ph.d
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  8. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    سلام

    عزیز یادمه سر مشکل شما با هم صحبت کرده ایم وخیلی متاسفم و میدونم برای دختری با هوش شما این شرایط خیلی سخته.

    ولی خوب پدر شما بیمارند و متاسفانه به علت کم دانی قابل به درک شرایط شما نیستند و از دست بقیه نیز که کاری بر نمیاد(خودتان فرمودید نه پیش نماز محل نه بزرگان فامیل ونه.......)
    د
    پیش مشاور هم که نمیایند و اگر هم بیایند فرمودید حرف حرف خودشونه!!!!

    کوتاه سخن اینکه این معادله جواب نداره مگی اینکه صورت مسئله عوض بشه. پس چاره نداری تا اینکه به نحوی(ازدواج یا مستقل از خانواده)بشی و سپس بتوانی کاری را که دوست داری و صلاح میدانی

    انجام بدی.پ

    سپاس

    ph.d
    سلام.صبح بخیر..بله انگار حق با شماست.با تمام خوبیاش اینا موارد هم داره متاسفانه.
    باشه مرسی سعی میکنم مستقل بشم.دنبال کار میگردم. و اینکه از امروز شروع کنم برنامه نویسی اندروید یاد بگیرم و ان شاء الله که بشه از این طریق درامد کسب کنم.و اینکه هرروز باهاش صحبت کنم تا شاید این چیزا براش عادی بشه(مسابقات شاید اوایل مهر ماه باشه.)
    مرد خیلی خوبیه.اتفاقا همه میگن از من بیشتر از بقیه حرف شنوی داره! برا ازدواج داداشم که راضی شدنش از نگاه بقیه محال بود فقط من تونستم براحتی راضیش کنم.امیدوارم بتونم حتی شده تا یه حدی کاری کنم که با من همجهت بشه.


    مررررررررسی و خیییییییلی ممنون از لطف و محبت شما. زحمت کشیدین دستتون درد نکنه.

    متشکرم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از ملکه اسمان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #29

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    راستی فقط نمیدونم برا ارشدم برم یه رشته ی دیگه بخونم که شهرمون اون رشته رو داشته باشه یا رشته خودمو بخونم؟! و اگه قبول شدم ببینم چی میشه.ببینم رضایت میده یا تا اون موقع ازدواج کردم و یا شرایط یه جور دیگه میشه؟!!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. کاربران زیر از ملکه اسمان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #30

    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    1,516
    تشکـر
    71
    تشکر شده 1,181 بار در 667 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه اسمان نمایش پست ها
    راستی فقط نمیدونم برا ارشدم برم یه رشته ی دیگه بخونم که شهرمون اون رشته رو داشته باشه یا رشته خودمو بخونم؟! و اگه قبول شدم ببینم چی میشه.ببینم رضایت میده یا تا اون موقع ازدواج کردم و یا شرایط یه جور دیگه میشه؟!!!!
    سلام

    با توجه به گزارش شما بهتره رشته ای رو بخوانید که در شهر خودتان بتوانید ادامه تحصیل بدهید والا با توجه به روحیات پدر ممکنه واخوردگی دیگری برایتان پیش بیاید!؟

    موفق و سربلند باشید.

    با آرزوی بهترینها

    سپاس


    PH.d
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  14. Top | #31

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    سلام

    با توجه به گزارش شما بهتره رشته ای رو بخوانید که در شهر خودتان بتوانید ادامه تحصیل بدهید والا با توجه به روحیات پدر ممکنه واخوردگی دیگری برایتان پیش بیاید!؟

    موفق و سربلند باشید.

    با آرزوی بهترینها

    سپاس


    PH.d
    خیلی ممنونم مرسی.اقای دکتر فک نمیکنم اینجا در مقطع ارشد رشته ی خوب داشته باشه.بجز برق که اونم اساتیدش چندان جالب نیستن.
    ولی چشم.میرم تحقیق میکنم که چه رشته هایی داره و من کدومو میتونم.
    درضمن مدیر گروهمون بهم قول داده اگه ارشد رشته ی خودمو بگیرم یعنی دوسال دیگه منو استخدام میکنه که تو دانشگاه تدریس کنم.
    به هرحال متشکرم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. کاربران زیر از ملکه اسمان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #32

    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    1,516
    تشکـر
    71
    تشکر شده 1,181 بار در 667 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه اسمان نمایش پست ها
    خیلی ممنونم مرسی.اقای دکتر فک نمیکنم اینجا در مقطع ارشد رشته ی خوب داشته باشه.بجز برق که اونم اساتیدش چندان جالب نیستن.
    ولی چشم.میرم تحقیق میکنم که چه رشته هایی داره و من کدومو میتونم.
    درضمن مدیر گروهمون بهم قول داده اگه ارشد رشته ی خودمو بگیرم یعنی دوسال دیگه منو استخدام میکنه که تو دانشگاه تدریس کنم.
    به هرحال متشکرم.

    سربلند و بهروز و پیروز باشید.

    سپاس
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  17. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #33

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    سربلند و بهروز و پیروز باشید.

    سپاس
    خیلی ممنونم.مرسی.شما هم موفق باشین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. Top | #34

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    103
    تشکـر
    0
    تشکر شده 62 بار در 44 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    سلام عزیزم
    قصه خودمو می گم شاید به دردت خورد ...
    من از بچگی عزیز پدرم بودم سر همین قضیه هم الان که بزرگ شدم خیلی کینه و عقده داداشم نسبت بهم داره و خلاصه بیچاره ام کرده روزی نیست که کل کل و بحث نشه تازه اگه به دعوا نکشه .
    پدرم حتی نمی ذاشت من اردو برم اگر بچه ها حتی یه سینمای ساده سطح شهر می خواستن برن حتی وقتی مادر کلی واسطه میشدن می گفت نمیذارم بره ...اگر یه بلایی سرش بیاد من میمیرم و این حرفا دیگه چه برسه به وقتی که میخواستن ببرن خارج از شهر . تا اینکه از وقتی اومدم راهنمایی و داداشم دانشجو شد بحث خارج رفتن داداشم و در ادامه رفتن من مطرح شد ... پدر من دوره خودشون آمریکا بورسیه شدنو رفتن تحصیل کردن ... اخلاقمون به ایران نمی خورد واسه همین همه تلاشمونو کردیم حتی با اینکه توی دوره سنی ما خیلی مرسوم نبود من از 9 سالگی زبان انگلیسی رو یاد گرفتم .

    وقتی اسم من مطرح شد به پدرم گفتم شما نمیذاری حتی دبیرستان با بچه ها اردو برم مطمئنی میذاری از ایران برم ؟ گفتن آره اینجا ایرانه که نمی ذارم،ایران نباشه هر جای بخوای بری میذارم و ... .
    تا اینکه دانشگاه قبول شدم رفتم سراسری از ترم 2کارشناسی درسای ارشد و غیره میخوندمو واسه ارشدا کتاب مینوشتمو با استادم همراهی می کردم قرار بود برای دانشگاه استادم که دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود بورسیه بشم . دانشجوهای دیگه ای هم بودن که استادم فرستاده بود ... وقتی همه کارهامو انجام دادم بابام گفت نه با اینکه با استادم کلی جفت و جور شده بودن و همدیگه رو میشناختن ... می دونی وقتی تمام هدف من حداقل برای 10-12 سال یک چیز بود چی کشیدم ؟؟؟؟ تازه بعدش متوجه شدم دم و دود استادمو هم دیده که اگر منم اصرار کردم خود استادم مانع بشه...

    بعدشم اسمم برای کانادا در اومد ولی با اینکه با موافقت خودش اسم نویسی کرده بودم بازم مخالفت کرد و چیزی که همیشه خودش ازش متنفرم کرده بود و نفرتشو تو دلم گذاشته بود گذاشت برای شرط رفتنم ...گفت اول ازدواج کن بعد برو می دونی چقدر زجر داره و درد داره کاری که ازش متنفری رو شرط کار مورد علاقه ات بذارن ؟؟؟؟ اما بازم گفتم باشه کلی مشاور اینا رفتم تا بشن یه دختر معمولی ... اینجا بود که اکثر خواستگارایی که اومدن می گفتن ما اهل رفتن نیستیم .

    بعد از کلی آسیب روحی و جسمی که بر اثر نتیجه ندادن زحماتم بهم وارد شد الان خیلی وقته خودمو پیدا کردمو دارم قانونی کارهامو انجام میدم و مطمئنم به هدفم می رسم فقط ساکتم مطمئنم فکر می کنن پر و بال منو شکستن و مثل ذلیلا تنها هدف زندگیم ازدواج شده ...حرفای احمقانشونو پشت سرم شنیدم ...اما خودم با خودم می دونم که چنان همه چیز رو مرتب چیدم که در زمانی کوتاه تر از چیزی که اونا فکر می کنن چنان می رم که تا سالها توی شوکش باقی می مونن .

    من اعتقادم اینه زندگی رو یک بار بهم میدن ... اون مال منه پس باید چیزایی که می خوام توش رخ بده باید خودم بچینمش ...تو هم فکراتو بکن سیاست زنانه تو به کار بنداز و ببین چطور می تونی چرخ گردون رو توی زمینه مسابقاتی که دوست داری قانونی مطابق میل خودت کنی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. کاربران زیر از رزیتا 69 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #35

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.42
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن
    نقل قول نوشته اصلی توسط رزیتا 69 نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    قصه خودمو می گم شاید به دردت خورد ...
    من از بچگی عزیز پدرم بودم سر همین قضیه هم الان که بزرگ شدم خیلی کینه و عقده داداشم نسبت بهم داره و خلاصه بیچاره ام کرده روزی نیست که کل کل و بحث نشه تازه اگه به دعوا نکشه .
    پدرم حتی نمی ذاشت من اردو برم اگر بچه ها حتی یه سینمای ساده سطح شهر می خواستن برن حتی وقتی مادر کلی واسطه میشدن می گفت نمیذارم بره ...اگر یه بلایی سرش بیاد من میمیرم و این حرفا دیگه چه برسه به وقتی که میخواستن ببرن خارج از شهر . تا اینکه از وقتی اومدم راهنمایی و داداشم دانشجو شد بحث خارج رفتن داداشم و در ادامه رفتن من مطرح شد ... پدر من دوره خودشون آمریکا بورسیه شدنو رفتن تحصیل کردن ... اخلاقمون به ایران نمی خورد واسه همین همه تلاشمونو کردیم حتی با اینکه توی دوره سنی ما خیلی مرسوم نبود من از 9 سالگی زبان انگلیسی رو یاد گرفتم .

    وقتی اسم من مطرح شد به پدرم گفتم شما نمیذاری حتی دبیرستان با بچه ها اردو برم مطمئنی میذاری از ایران برم ؟ گفتن آره اینجا ایرانه که نمی ذارم،ایران نباشه هر جای بخوای بری میذارم و ... .
    تا اینکه دانشگاه قبول شدم رفتم سراسری از ترم 2کارشناسی درسای ارشد و غیره میخوندمو واسه ارشدا کتاب مینوشتمو با استادم همراهی می کردم قرار بود برای دانشگاه استادم که دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود بورسیه بشم . دانشجوهای دیگه ای هم بودن که استادم فرستاده بود ... وقتی همه کارهامو انجام دادم بابام گفت نه با اینکه با استادم کلی جفت و جور شده بودن و همدیگه رو میشناختن ... می دونی وقتی تمام هدف من حداقل برای 10-12 سال یک چیز بود چی کشیدم ؟؟؟؟ تازه بعدش متوجه شدم دم و دود استادمو هم دیده که اگر منم اصرار کردم خود استادم مانع بشه...

    بعدشم اسمم برای کانادا در اومد ولی با اینکه با موافقت خودش اسم نویسی کرده بودم بازم مخالفت کرد و چیزی که همیشه خودش ازش متنفرم کرده بود و نفرتشو تو دلم گذاشته بود گذاشت برای شرط رفتنم ...گفت اول ازدواج کن بعد برو می دونی چقدر زجر داره و درد داره کاری که ازش متنفری رو شرط کار مورد علاقه ات بذارن ؟؟؟؟ اما بازم گفتم باشه کلی مشاور اینا رفتم تا بشن یه دختر معمولی ... اینجا بود که اکثر خواستگارایی که اومدن می گفتن ما اهل رفتن نیستیم .

    بعد از کلی آسیب روحی و جسمی که بر اثر نتیجه ندادن زحماتم بهم وارد شد الان خیلی وقته خودمو پیدا کردمو دارم قانونی کارهامو انجام میدم و مطمئنم به هدفم می رسم فقط ساکتم مطمئنم فکر می کنن پر و بال منو شکستن و مثل ذلیلا تنها هدف زندگیم ازدواج شده ...حرفای احمقانشونو پشت سرم شنیدم ...اما خودم با خودم می دونم که چنان همه چیز رو مرتب چیدم که در زمانی کوتاه تر از چیزی که اونا فکر می کنن چنان می رم که تا سالها توی شوکش باقی می مونن .

    من اعتقادم اینه زندگی رو یک بار بهم میدن ... اون مال منه پس باید چیزایی که می خوام توش رخ بده باید خودم بچینمش ...تو هم فکراتو بکن سیاست زنانه تو به کار بنداز و ببین چطور می تونی چرخ گردون رو توی زمینه مسابقاتی که دوست داری قانونی مطابق میل خودت کنی
    سلام.اووووه شرایط شما هم چقد سخت بوده!!
    امیدوارم موفق بشین راهی که درسته رو کامل برین.
    اتفاقا امروز داشتم ب این فک میکردم که این زندگیه منه.بیشتر از هرکسی من باید ازش راضی باشم یا نه! باید بشه که تویه این یه بار بودنم اون چیزی باشم که خودم دلم میخواد.و میتونم اون باشم.نه اون چیزی که بقیه دوس دارن و خیلی اون مدلی بودن رو بلد نیستم!!!



    اما خیلی وقتا تا ب شرایطم فک میکنم زودی عصبی میشم! بی اشتها میشم! هم دوسشون دارم و هم دلم ب حالشون میسوزه و هم ارزوهای خودم...

    گاهیم فک میکنم شاید بشه شرایطو تغییر بدم!

    شما ازدواج کردنتون انگار مانع اهدافتون میشه اما برا من میتونه یه سکوی پرواز باشه.البته با کسی که میخوام.
    چون نتونستم خیلی چیزارو بی پرده باهاش درمیون بزارم امروز درمورد ازدواجمون خواستم که زودتر اتفاق بیفته.که البته اونم شرایط خودشو داره و زیاد هم مهیا نیست!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 10:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

کردن مامان در مسافرت

مخالفت پدر و مادر مسافرت

کردن مامانم در مسافرت

کردن مامان تو مسافرت

کردن مامانم تو مسافرت

مسافرت تنهایی

کردن مامان تو سفر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مخالفات,  مخالفات المرور,  مخالفات السير,  مخالفات دبي,  مخالفات مروريه,  مخالفات قطر,  مخالفات ابوظبي,  مخالفتين ساهر بنفس الوقت,  مخالفات سير,  مخالفات الكويت,  مخالفت پدر با ازدواج دختر,  مخالفت پدر با ازدواج,  مخالفت پدر دختر,  مخالفت پدر در ازدواج,  مخالفت پدر با ازدواج پسر,  مخالفت پدر مادر با ازدواج,  مخالفت پدر دختر در ازدواج,  مخالفت پدر شوهر مهناز افشار,  مخالفت پدر پسر در ازدواج,  مخالفت پدر برای ازدواج,  مخالفت پدر مادر با ازدواج,  مخالفت پدر و مادر با ازدواج,  مخالفت پدر و مادر با ازدواج,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید