مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از 31 به 35 از 35

موضوع: مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن

  1. Top | #31



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضويت
    9782
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.50
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    سلام

    با توجه به گزارش شما بهتره رشته ای رو بخوانید که در شهر خودتان بتوانید ادامه تحصیل بدهید والا با توجه به روحیات پدر ممکنه واخوردگی دیگری برایتان پیش بیاید!؟

    موفق و سربلند باشید.

    با آرزوی بهترینها

    سپاس


    PH.d
    خیلی ممنونم مرسی.اقای دکتر فک نمیکنم اینجا در مقطع ارشد رشته ی خوب داشته باشه.بجز برق که اونم اساتیدش چندان جالب نیستن.
    ولی چشم.میرم تحقیق میکنم که چه رشته هایی داره و من کدومو میتونم.
    درضمن مدیر گروهمون بهم قول داده اگه ارشد رشته ی خودمو بگیرم یعنی دوسال دیگه منو استخدام میکنه که تو دانشگاه تدریس کنم.
    به هرحال متشکرم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از ملکه اسمان بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #32



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8594
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.38
    نوشته ها
    1,438
    تشکـر
    70
    تشکر شده 1,132 بار در 633 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملکه اسمان نمایش پست ها
    خیلی ممنونم مرسی.اقای دکتر فک نمیکنم اینجا در مقطع ارشد رشته ی خوب داشته باشه.بجز برق که اونم اساتیدش چندان جالب نیستن.
    ولی چشم.میرم تحقیق میکنم که چه رشته هایی داره و من کدومو میتونم.
    درضمن مدیر گروهمون بهم قول داده اگه ارشد رشته ی خودمو بگیرم یعنی دوسال دیگه منو استخدام میکنه که تو دانشگاه تدریس کنم.
    به هرحال متشکرم.

    سربلند و بهروز و پیروز باشید.

    سپاس
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  4. کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #33



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضويت
    9782
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.50
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن

    نقل قول نوشته اصلی توسط شهرام2014 نمایش پست ها
    سربلند و بهروز و پیروز باشید.

    سپاس
    خیلی ممنونم.مرسی.شما هم موفق باشین.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #34



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضويت
    15384
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.12
    نوشته ها
    103
    تشکـر
    0
    تشکر شده 62 بار در 44 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن

    سلام عزیزم
    قصه خودمو می گم شاید به دردت خورد ...
    من از بچگی عزیز پدرم بودم سر همین قضیه هم الان که بزرگ شدم خیلی کینه و عقده داداشم نسبت بهم داره و خلاصه بیچاره ام کرده روزی نیست که کل کل و بحث نشه تازه اگه به دعوا نکشه .
    پدرم حتی نمی ذاشت من اردو برم اگر بچه ها حتی یه سینمای ساده سطح شهر می خواستن برن حتی وقتی مادر کلی واسطه میشدن می گفت نمیذارم بره ...اگر یه بلایی سرش بیاد من میمیرم و این حرفا دیگه چه برسه به وقتی که میخواستن ببرن خارج از شهر . تا اینکه از وقتی اومدم راهنمایی و داداشم دانشجو شد بحث خارج رفتن داداشم و در ادامه رفتن من مطرح شد ... پدر من دوره خودشون آمریکا بورسیه شدنو رفتن تحصیل کردن ... اخلاقمون به ایران نمی خورد واسه همین همه تلاشمونو کردیم حتی با اینکه توی دوره سنی ما خیلی مرسوم نبود من از 9 سالگی زبان انگلیسی رو یاد گرفتم .

    وقتی اسم من مطرح شد به پدرم گفتم شما نمیذاری حتی دبیرستان با بچه ها اردو برم مطمئنی میذاری از ایران برم ؟ گفتن آره اینجا ایرانه که نمی ذارم،ایران نباشه هر جای بخوای بری میذارم و ... .
    تا اینکه دانشگاه قبول شدم رفتم سراسری از ترم 2کارشناسی درسای ارشد و غیره میخوندمو واسه ارشدا کتاب مینوشتمو با استادم همراهی می کردم قرار بود برای دانشگاه استادم که دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود بورسیه بشم . دانشجوهای دیگه ای هم بودن که استادم فرستاده بود ... وقتی همه کارهامو انجام دادم بابام گفت نه با اینکه با استادم کلی جفت و جور شده بودن و همدیگه رو میشناختن ... می دونی وقتی تمام هدف من حداقل برای 10-12 سال یک چیز بود چی کشیدم ؟؟؟؟ تازه بعدش متوجه شدم دم و دود استادمو هم دیده که اگر منم اصرار کردم خود استادم مانع بشه...

    بعدشم اسمم برای کانادا در اومد ولی با اینکه با موافقت خودش اسم نویسی کرده بودم بازم مخالفت کرد و چیزی که همیشه خودش ازش متنفرم کرده بود و نفرتشو تو دلم گذاشته بود گذاشت برای شرط رفتنم ...گفت اول ازدواج کن بعد برو می دونی چقدر زجر داره و درد داره کاری که ازش متنفری رو شرط کار مورد علاقه ات بذارن ؟؟؟؟ اما بازم گفتم باشه کلی مشاور اینا رفتم تا بشن یه دختر معمولی ... اینجا بود که اکثر خواستگارایی که اومدن می گفتن ما اهل رفتن نیستیم .

    بعد از کلی آسیب روحی و جسمی که بر اثر نتیجه ندادن زحماتم بهم وارد شد الان خیلی وقته خودمو پیدا کردمو دارم قانونی کارهامو انجام میدم و مطمئنم به هدفم می رسم فقط ساکتم مطمئنم فکر می کنن پر و بال منو شکستن و مثل ذلیلا تنها هدف زندگیم ازدواج شده ...حرفای احمقانشونو پشت سرم شنیدم ...اما خودم با خودم می دونم که چنان همه چیز رو مرتب چیدم که در زمانی کوتاه تر از چیزی که اونا فکر می کنن چنان می رم که تا سالها توی شوکش باقی می مونن .

    من اعتقادم اینه زندگی رو یک بار بهم میدن ... اون مال منه پس باید چیزایی که می خوام توش رخ بده باید خودم بچینمش ...تو هم فکراتو بکن سیاست زنانه تو به کار بنداز و ببین چطور می تونی چرخ گردون رو توی زمینه مسابقاتی که دوست داری قانونی مطابق میل خودت کنی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. کاربران زیر از رزیتا 69 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #35



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضويت
    9782
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.50
    نوشته ها
    1,515
    تشکـر
    1,321
    تشکر شده 935 بار در 561 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : مخالفت پدر با تنهایی مسافرت کردن

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزیتا 69 نمایش پست ها
    سلام عزیزم
    قصه خودمو می گم شاید به دردت خورد ...
    من از بچگی عزیز پدرم بودم سر همین قضیه هم الان که بزرگ شدم خیلی کینه و عقده داداشم نسبت بهم داره و خلاصه بیچاره ام کرده روزی نیست که کل کل و بحث نشه تازه اگه به دعوا نکشه .
    پدرم حتی نمی ذاشت من اردو برم اگر بچه ها حتی یه سینمای ساده سطح شهر می خواستن برن حتی وقتی مادر کلی واسطه میشدن می گفت نمیذارم بره ...اگر یه بلایی سرش بیاد من میمیرم و این حرفا دیگه چه برسه به وقتی که میخواستن ببرن خارج از شهر . تا اینکه از وقتی اومدم راهنمایی و داداشم دانشجو شد بحث خارج رفتن داداشم و در ادامه رفتن من مطرح شد ... پدر من دوره خودشون آمریکا بورسیه شدنو رفتن تحصیل کردن ... اخلاقمون به ایران نمی خورد واسه همین همه تلاشمونو کردیم حتی با اینکه توی دوره سنی ما خیلی مرسوم نبود من از 9 سالگی زبان انگلیسی رو یاد گرفتم .

    وقتی اسم من مطرح شد به پدرم گفتم شما نمیذاری حتی دبیرستان با بچه ها اردو برم مطمئنی میذاری از ایران برم ؟ گفتن آره اینجا ایرانه که نمی ذارم،ایران نباشه هر جای بخوای بری میذارم و ... .
    تا اینکه دانشگاه قبول شدم رفتم سراسری از ترم 2کارشناسی درسای ارشد و غیره میخوندمو واسه ارشدا کتاب مینوشتمو با استادم همراهی می کردم قرار بود برای دانشگاه استادم که دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بود بورسیه بشم . دانشجوهای دیگه ای هم بودن که استادم فرستاده بود ... وقتی همه کارهامو انجام دادم بابام گفت نه با اینکه با استادم کلی جفت و جور شده بودن و همدیگه رو میشناختن ... می دونی وقتی تمام هدف من حداقل برای 10-12 سال یک چیز بود چی کشیدم ؟؟؟؟ تازه بعدش متوجه شدم دم و دود استادمو هم دیده که اگر منم اصرار کردم خود استادم مانع بشه...

    بعدشم اسمم برای کانادا در اومد ولی با اینکه با موافقت خودش اسم نویسی کرده بودم بازم مخالفت کرد و چیزی که همیشه خودش ازش متنفرم کرده بود و نفرتشو تو دلم گذاشته بود گذاشت برای شرط رفتنم ...گفت اول ازدواج کن بعد برو می دونی چقدر زجر داره و درد داره کاری که ازش متنفری رو شرط کار مورد علاقه ات بذارن ؟؟؟؟ اما بازم گفتم باشه کلی مشاور اینا رفتم تا بشن یه دختر معمولی ... اینجا بود که اکثر خواستگارایی که اومدن می گفتن ما اهل رفتن نیستیم .

    بعد از کلی آسیب روحی و جسمی که بر اثر نتیجه ندادن زحماتم بهم وارد شد الان خیلی وقته خودمو پیدا کردمو دارم قانونی کارهامو انجام میدم و مطمئنم به هدفم می رسم فقط ساکتم مطمئنم فکر می کنن پر و بال منو شکستن و مثل ذلیلا تنها هدف زندگیم ازدواج شده ...حرفای احمقانشونو پشت سرم شنیدم ...اما خودم با خودم می دونم که چنان همه چیز رو مرتب چیدم که در زمانی کوتاه تر از چیزی که اونا فکر می کنن چنان می رم که تا سالها توی شوکش باقی می مونن .

    من اعتقادم اینه زندگی رو یک بار بهم میدن ... اون مال منه پس باید چیزایی که می خوام توش رخ بده باید خودم بچینمش ...تو هم فکراتو بکن سیاست زنانه تو به کار بنداز و ببین چطور می تونی چرخ گردون رو توی زمینه مسابقاتی که دوست داری قانونی مطابق میل خودت کنی
    سلام.اووووه شرایط شما هم چقد سخت بوده!!
    امیدوارم موفق بشین راهی که درسته رو کامل برین.
    اتفاقا امروز داشتم ب این فک میکردم که این زندگیه منه.بیشتر از هرکسی من باید ازش راضی باشم یا نه! باید بشه که تویه این یه بار بودنم اون چیزی باشم که خودم دلم میخواد.و میتونم اون باشم.نه اون چیزی که بقیه دوس دارن و خیلی اون مدلی بودن رو بلد نیستم!!!



    اما خیلی وقتا تا ب شرایطم فک میکنم زودی عصبی میشم! بی اشتها میشم! هم دوسشون دارم و هم دلم ب حالشون میسوزه و هم ارزوهای خودم...

    گاهیم فک میکنم شاید بشه شرایطو تغییر بدم!

    شما ازدواج کردنتون انگار مانع اهدافتون میشه اما برا من میتونه یه سکوی پرواز باشه.البته با کسی که میخوام.
    چون نتونستم خیلی چیزارو بی پرده باهاش درمیون بزارم امروز درمورد ازدواجمون خواستم که زودتر اتفاق بیفته.که البته اونم شرایط خودشو داره و زیاد هم مهیا نیست!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 25 نکته طلایی برای رسیدن به وزن رویایی
    توسط mahsa42 در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-27-2015, 10:56 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

کردن مامان در مسافرت

مخالفت پدر و مادر مسافرت

کردن مامانم در مسافرت

کردن مامان تو مسافرت

کردن مامانم تو مسافرت

مسافرت تنهایی

کردن مامان تو سفر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مخالفات,  مخالفات دبي,  مخالفات السير,  مخالفتك,  مخالفات السيارات,  مخالفات ابوظبي,  مخالفت المرور قطر,  مخالفة قطع الاشاره,  مخالفات المرور الكويت,  مخالفات السرعة,  مخالفت پدر با ازدواج دختر,  مخالفت پدر با ازدواج,  مخالفت پدر دختر,  مخالفت پدر در ازدواج,  مخالفت پدر با ازدواج پسر,  مخالفت پدر مادر با ازدواج,  مخالفت پدر دختر در ازدواج,  مخالفت پدر شوهر مهناز افشار,  مخالفت پدر پسر در ازدواج,  مخالفت پدر برای ازدواج,  مخالفت پدر مادر با ازدواج,  مخالفت پدر و مادر با ازدواج,  مخالفت پدر و مادر با ازدواج,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید