مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 24

موضوع: پدر

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4319
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    21
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر

    بچه ها میخام باهاتون راحت باشم . اسمم محسن ، 16.5 سالمه ، دوم دبیرستان ، بچه ی شیراز ، ساکن در افسریه تهران ،محصل در دبیرستان تیزهوشان علامه حلی 2 (تعریف از خود نباشه ) . این از مشخصات خودم . حالا پدرم : شغل آزاد با درآمد پایین ، 44 سال سن و اینکه وقتی من 3.5 سالم بود و در شیراز زندگی میکردیم بابام برای کار به تهران آمد ( فک کنم اون موقع با اون نامرد دوست شد که این عوضی یه بار ازدواج کرده ولی طلاق گرفت .. خوش به حاله زنه ... حالا نمیدونم زن داره . راستی قبلا بابام بیشتر باهاش بود ولی الآن نه طوری که بعضی از تلفوناشم جواب نمیده . یه بار یادمه بابام بهش گفت :مرتیکه عوضی ... البته با خودش.. قبلا دوتایی کار میکردن حالا انفرادی... ) . چند بار یادمه که من و داداش کوچیکم بچه بودیم ما را پیش زنای غریبه میبرد ( یادم نیس چنتا بودن یا یکی ) ، یه بار منو پیش یه زن برد که خونش خیلی به ما نزدیک بود و زنه(دارای پسری تقریبا همسن من) به من گفت : به مامانت نگی اومدی اینجا . من مثه چی گفتم باشه . اینم بگم فک کنم مامانم میدونه که بابام رابطه دارد ولی فک کنم اینکه بابام س ک س داشته نمیدونم . قبلا یه چیزایی به مامانم گفتم و بهش گفتم طلاق بگیر ولی اون گفت شماها رو چیکار کنم . خیلی دوس دارم بابامو بعدظهرا تعقیب کنم ولی یا یادم میره یا تنبلی میکنم . یا وقتی که با گوشیش اروم صحبت میکنه ، گوشی رو یه دفعه ازش بگیرمو ببینم کی پشت خط . اینم بدونید که من از بابام به خاطر موضوعاتی به غیر از اینا ترس دارم . ببخشید که انقدر حرف زدم چون اینا حدود 4 ، 5 سال تو گلوم گیر کرده بود . امیدوارم زندگی خوبی داشته باشید .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اين نيز بگذرد ...
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3884
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.52
    نوشته ها
    584
    تشکـر
    61
    تشکر شده 355 بار در 246 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : پدر

    ما اينجا فقط ميتونيم راه حل هايي كه به ذهنمون ميرسه بهت بگيم داداشي . در نهايت اين توئي كه بايد واسه ادامه زندگي و خانواده راه حلي رو پيدا كني . ولي ميتوني بياي توي جمع ما . باهامون حرف بزني و ما هم خوشحال ميشيم كه توي اين گروه هستي
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اگه ميخوايي خدارو بخندوني از برنامه هات براش حرف بزن
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4385
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.48
    نوشته ها
    531
    تشکـر
    1,425
    تشکر شده 863 بار در 371 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : پدر

    عزيزم خوب حالا كه مادرت خبر داره تو ديگه نبايد احساس مسئوليت كني چون هر كاري كه لازم باشه مادرت انجام ميده و اون صلاح شماها و خودشو بهتر ميدونه.ما فكر ميكرديم كه خبر نداره وبه خاطر همين ميخواستيم مطمئن بشي.اما حالا ديگه نيازي به تعقيبو گريز و به قول دوستمون عمليات نيست
    حالا هم كه ميگي رابطش با دوستش كمتر شده خوب خدارو شكر اين خودش يه حسنه الان ميتونيد با محبت با رابطه عاطفي بيشتر با گردشهاي خانوادگي البته با كمك مادرت كه خيييلي بايد نقششو خوب اجرا كنه تا پدرتو به گرمي خانواده برگردونيد.
    عزيزم براي اين كار لازمه اون احساس نفرتيكه از پدرت داريو از خودت دور كني و به عنوان پسر ارشد خانواده اول رابطه پدرو پسري رو تقويت كني.
    سعي كن رو اعتقاداتش هم انگشت بگذاري و يادش بندازي كه پايه زندگي اگر رو اعتقاد بنا نشه زمين خوردن آدم تو زندگي قطعيه.
    الهي قربونت برم كه تو اين سن انقدر بزرگو مردونه رفتار ميكني.
    حواست به پيشرفت درستم باشه با اين هوش خوبي كه داري حيفه بخوايي حالا كه مادرت در جريانه مشغوليات ديگه اي براي خودت درست كني.
    شاد باشي عزيييييييييييزم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #14
    a
    a آنلاین نیست.



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    زندگی یعنی بخند هر چند که غمگینی . ببخش هر چند که مسکینی . فراموش کن هر چند که دلگیری. عشق بورز حتی با دیدنِ بی مهری
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    شماره عضويت
    1338
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.33
    نوشته ها
    1,721
    تشکـر
    315
    تشکر شده 1,179 بار در 703 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط zbahane نمایش پست ها
    عزيزم خوب حالا كه مادرت خبر داره تو ديگه نبايد احساس مسئوليت كني چون هر كاري كه لازم باشه مادرت انجام ميده و اون صلاح شماها و خودشو بهتر ميدونه.ما فكر ميكرديم كه خبر نداره وبه خاطر همين ميخواستيم مطمئن بشي.اما حالا ديگه نيازي به تعقيبو گريز و به قول دوستمون عمليات نيست
    حالا هم كه ميگي رابطش با دوستش كمتر شده خوب خدارو شكر اين خودش يه حسنه الان ميتونيد با محبت با رابطه عاطفي بيشتر با گردشهاي خانوادگي البته با كمك مادرت كه خيييلي بايد نقششو خوب اجرا كنه تا پدرتو به گرمي خانواده برگردونيد.
    عزيزم براي اين كار لازمه اون احساس نفرتيكه از پدرت داريو از خودت دور كني و به عنوان پسر ارشد خانواده اول رابطه پدرو پسري رو تقويت كني.
    سعي كن رو اعتقاداتش هم انگشت بگذاري و يادش بندازي كه پايه زندگي اگر رو اعتقاد بنا نشه زمين خوردن آدم تو زندگي قطعيه.
    الهي قربونت برم كه تو اين سن انقدر بزرگو مردونه رفتار ميكني.
    حواست به پيشرفت درستم باشه با اين هوش خوبي كه داري حيفه بخوايي حالا كه مادرت در جريانه مشغوليات ديگه اي براي خودت درست كني.
    شاد باشي عزيييييييييييزم
    ااااااااااااااای جان واسه مشاوره دادنت .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اگه ميخوايي خدارو بخندوني از برنامه هات براش حرف بزن
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4385
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.48
    نوشته ها
    531
    تشکـر
    1,425
    تشکر شده 863 بار در 371 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط amin نمایش پست ها
    ااااااااااااااای جان واسه مشاوره دادنت .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4319
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    21
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط zbahane نمایش پست ها
    عزيزم خوب حالا كه مادرت خبر داره تو ديگه نبايد احساس مسئوليت كني چون هر كاري كه لازم باشه مادرت انجام ميده و اون صلاح شماها و خودشو بهتر ميدونه.ما فكر ميكرديم كه خبر نداره وبه خاطر همين ميخواستيم مطمئن بشي.اما حالا ديگه نيازي به تعقيبو گريز و به قول دوستمون عمليات نيست
    حالا هم كه ميگي رابطش با دوستش كمتر شده خوب خدارو شكر اين خودش يه حسنه الان ميتونيد با محبت با رابطه عاطفي بيشتر با گردشهاي خانوادگي البته با كمك مادرت كه خيييلي بايد نقششو خوب اجرا كنه تا پدرتو به گرمي خانواده برگردونيد.
    عزيزم براي اين كار لازمه اون احساس نفرتيكه از پدرت داريو از خودت دور كني و به عنوان پسر ارشد خانواده اول رابطه پدرو پسري رو تقويت كني.
    سعي كن رو اعتقاداتش هم انگشت بگذاري و يادش بندازي كه پايه زندگي اگر رو اعتقاد بنا نشه زمين خوردن آدم تو زندگي قطعيه.
    الهي قربونت برم كه تو اين سن انقدر بزرگو مردونه رفتار ميكني.
    حواست به پيشرفت درستم باشه با اين هوش خوبي كه داري حيفه بخوايي حالا كه مادرت در جريانه مشغوليات ديگه اي براي خودت درست كني.
    شاد باشي عزيييييييييييزم
    عزیزم مثله اینکه درست متوجه نشدی . مامان فک میکنه بابام فقط یه رابطه ی دوستی داره نه رابطه ی جنسی اونطوری . وقتی که من اینو فهمیدم داشتم سکته میزدم وای به حال مامانم و مادرش مه با ما زندگی میکنه . اینم بگم از داداشم تا مادر بابام همگی به بابام شک دارن ولی نمیدونم چرا یه کار درست حسابی انجام نمیدن یا شاید بیخیال دردسر شدن میخان همون زندگی لعنتی رو ادامه بدم . آخه مشکل اصلی اینکه هر روز از بابام متنفرتر میشم و میخام یا خودمو بکشم یا اونو . نمیدونم چیکار کنم . یا شاید هروقت سروسامون گرفتم اون موقع درس درستی بهش بدمو داداش و برادرمو بردارم برم اما خوب با وضعیت مملکت سر و سامون گرفتن سختی و ممکنه چند سالی زول بکشه . نمیدونم .... راستی ممنون از محبتی که از شما دارم . جالبه تا الآن حتی یه بار بابام به من نگفته بود :دوست دارم یا عزیزم یا قربونت برم و خیلی چیزای دیگه . کلا بابام به مهر و محبت و فک میکنه من زندگیو سخت میگرم و ناز نازیم . باورتون میشه . دوستون دارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره عضويت
    4670
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    23
    تشکـر
    3
    تشکر شده 3 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر

    به نظر من بگو همچین ادمایی لایق اسم پدری نیستند همیشه میگند کاری کن پدر مادر ازت راضی باشه اما اگر پدری حق بچه و زنش ضایع کرد چی؟
    اگر واقعا مادرتو دوس داری نذار تحمل کنه این مرد و
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    بیستون کنده شدو عشق ب جایی نرسید/دیگرازتیشه ی فرهاد بدم می آید

  8. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اگه ميخوايي خدارو بخندوني از برنامه هات براش حرف بزن
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4385
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.48
    نوشته ها
    531
    تشکـر
    1,425
    تشکر شده 863 بار در 371 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mohsen76 نمایش پست ها
    عزیزم مثله اینکه درست متوجه نشدی . مامان فک میکنه بابام فقط یه رابطه ی دوستی داره نه رابطه ی جنسی اونطوری . وقتی که من اینو فهمیدم داشتم سکته میزدم وای به حال مامانم و مادرش مه با ما زندگی میکنه . اینم بگم از داداشم تا مادر بابام همگی به بابام شک دارن ولی نمیدونم چرا یه کار درست حسابی انجام نمیدن یا شاید بیخیال دردسر شدن میخان همون زندگی لعنتی رو ادامه بدم . آخه مشکل اصلی اینکه هر روز از بابام متنفرتر میشم و میخام یا خودمو بکشم یا اونو . نمیدونم چیکار کنم . یا شاید هروقت سروسامون گرفتم اون موقع درس درستی بهش بدمو داداش و برادرمو بردارم برم اما خوب با وضعیت مملکت سر و سامون گرفتن سختی و ممکنه چند سالی زول بکشه . نمیدونم .... راستی ممنون از محبتی که از شما دارم . جالبه تا الآن حتی یه بار بابام به من نگفته بود :دوست دارم یا عزیزم یا قربونت برم و خیلی چیزای دیگه . کلا بابام به مهر و محبت و فک میکنه من زندگیو سخت میگرم و ناز نازیم . باورتون میشه . دوستون دارم
    عزيزم بذار يه چيزي در مورد خانوما بهت بگم هيييييچ خانومي نيست كه به ارتباط نامناسب همسرش با جنس مخالفي شك كنه و ته تشت اين ماجرارو در نياره،ما خانوما حس ششم خيييلي قوي نسبت به آقايون داريم بدون كه اگه تو احساس كردي مادرت شك كرده به اين معنيه كه اون از همه ماجرا با خبره و همونطور كه خودت تو صحبتات گفتي ،بزرگترين دليل ادامه اين زندگي بچه هاش هستن...
    خوب اين مادر يه پسر تيز هوش داره و يه بچه ديگه كه دلش نميخواد ذهنشونو مشغول كنه و با مشكلات خانواده مانع پيشرفتتون بشه.
    راستي اينو ميدونستي كه اكثرباباها به خاطر غرور مردونشون با پسراشون خييلي احساسي رفتار نميكنن برعكس با دخترشون...
    به قول بهار تو داداشي ما هستي ما هم دوست داريم عزيييييييزم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4319
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    21
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط zbahane نمایش پست ها
    آخه عزيز دلم تو اين جو نامناسب وبا اين چيزهايي كه اين پسر ميبينه و ميشنوه از پدري كه بايد الگوش باشه چه طور ميتونه سالم زندگي كنه و بي خيال به زندگيش برسه اگه خداي نكرده ما جاي اون بوديم ميتونستيم؟ اصلا اين جو براي يه پسر جوون مناسبه؟به نظر شما اين مشكل بي اخلاقي نبايد يه جوري برطرف بشه؟
    من پدرمو از بچگی الگوی خودم قرار ندادم و از بعضی کاراش و اخلاقاش خوشم نیومد .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    شماره عضويت
    4319
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    21
    تشکـر
    0
    تشکر شده 5 بار در 3 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : پدر

    نقل قول نوشته اصلی توسط farokh نمایش پست ها

    یه سوال منبع درامد خونه رو کی تامین میکنه ؟ پدر یا مادر؟
    منبع در آمدمون فقط پدرمه و مادر بنده شاید باورتون نشه حافظ کل قرآنه و همین طور معلم قرآنه (بدون حقوق) و کلاس حوزه میره . مامانم این طوریه ولی بابام .. نمیدونم این دو تا اصن تفاهمی هم دارن ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

رابطه زناشویی مادر و پدر

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

پدر,  پدر و مادر,  پدرم,  پدر یعنی,  پدر و دختر,  پدرم رفت,  پدرخوانده,  پدرام,  پدر بزرگ,  پدرام کریمی,  پدر و مادر,  پدر یعنی,  پدر و دختر,  پدر خوانده,  پدر بزرگ,  پدر جان,  پدر سالار,  پدر آن دیگری,  پدر يعني,  پدر احسان علیخانی,  موضوع,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع تعبير عن التعاون,  موضوع تعبير عن العمل,  موضوع تعبير عن النظافة,  موضوع عن الصداقة,  موضوع عن النظافة,  موضوع عن الصدق,  موضوع تعبير عن الرياضة,  مردم ریپورت,  مرد عنکبوتی,  مرد روز,  مردم سالاری,  مرد متولد فروردین,  مرد متولد اردیبهشت,  مردم چت,  مرد متولد شهریور,  مرد متولد مهر,  مرد عنکبوتی شگفت انگیز 2,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید