مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش موضوعات: شماره 1 تا 38 , از مجموع ‍69 موضوع

داستانک و داستان نویسی

  1. ایرانی

    (2 مشاهده)

    عملیات انجمن:

    آمار انجمن:

    • موضوع ها: 34
    • نوشته ها: 346

    آخرين نوشته:

  2. عملیات انجمن:

    آمار انجمن:

    • موضوع ها: 93
    • نوشته ها: 201

    آخرين نوشته:

  1. داستانک؛ پند سقراط...

    آغاز شده توسط رامونا, 03-21-2018 09:51 PM
    روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 401
    03-21-2018, 09:51 PM
  2. داستان کوتاه : کمی حقیقت!

    آغاز شده توسط Aamir2121, 03-10-2018 08:54 PM
    راستش را که بگویم اگر بیست و شش پیراهن جر داده باشم اگر بیست و شش بار سالمرگم رقم خورده باشد و اگر بیست و شش سال هربار آرزوی مرگ کرده باشم واقعیت این است که هیچگاه به آن نرسیدم!(بلواقع همین حالا که...
    • پاسخ: 3
    • نمایش ها: 483
    03-14-2018, 10:19 AM
  3. داستانک: ارزیابی خود!

    آغاز شده توسط رامونا, 02-21-2018 02:09 AM
    پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد. ...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 243
    03-10-2018, 08:32 PM
  4. داستانک:خرید معجزه !

    آغاز شده توسط pesarbahal, 06-28-2017 10:41 PM
    يک دختر کوچک به داروخانه رفت و گفت: معجزه داريد؟ _ معجزه می خوای واسه چی عزیزم؟! + یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش کوچولوم گنده تر می شه ! بابام میگه فقط معجزه میتونه نجاتش بده، منم همه پول...
    • پاسخ: 9
    • نمایش ها: 478
    01-08-2018, 06:17 PM
  5. داستانک؛ گول خوردن از صداقت!

    آغاز شده توسط رامونا, 12-26-2017 04:13 PM
    کاسپارف معروف، در بازی شطرنج به یک آماتور باخت. همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند و او این گونه عنوان کرد: در بازی با او نمی‌دانستم که آماتور است. برای همین، با هر حرکت او دنبال نقشه‌ای...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 98
    12-26-2017, 04:20 PM
  6. داستانک؛ چشمان حریص!

    آغاز شده توسط رامونا, 11-05-2017 03:22 PM
    مردی پس از تماشای تصویر نقاشی از چشمان زن جوانی ٬ به حکیمی گفت: «وقتی همسرم را انتخاب کردم، در نظرم طوری بود که گویا خداوند مانندش را در دنیا نیافریده است. وقتی نامزد شدیم، بسیاری را دیدم که مثل...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 188
    11-07-2017, 08:23 PM
  7. داستانک؛ فرصت ها را دریابیم...

    آغاز شده توسط رامونا, 11-01-2017 01:24 PM
    خانم ناظم از دختر محصل پرسید: به خاطر غیبت دیروز گواهی پزشک آورده‌ای؟ دختر نوجوان پاسخ داد: نه. چون بیمار نبودم و مادرم هم اطلاع داده بود که نمی توانم به مدرسه بیایم. خانم ناظم پرسید: پس چرا...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 122
    11-01-2017, 01:30 PM
  8. داستانک: ویژگی زیبایی

    آغاز شده توسط آقای فرهمند, 10-20-2017 12:29 AM
    باغبانی باغی بسیار زیبا از گل های داوودی داشت مردم هر روز به باغ او می رفتند و باغ زیبای او را می ستودند کم کم شهرت آن باغ از خودش بزرگ تر شد به باغبان خبر دادند که فردا پادشاه برای دیدن باغ او خواهد...
    • پاسخ: 12
    • نمایش ها: 397
    10-21-2017, 02:34 AM
  9. داستانک:با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده ای

    آغاز شده توسط سایه هستی, 10-19-2017 04:38 AM
    خداوند به موسی فرمودند: با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده باشی تا دعایت مستجاب شود!!! موسی عرض کرد:چگونه؟؟؟ خداوند فرمود: به دیگران بگو برایت دعا کنند!چون با زبان آنها گناه نکرده ای..... بچه...
    • پاسخ: 7
    • نمایش ها: 274
    10-19-2017, 05:31 PM
  10. داستانک؛ فرصتی برای خودشناسی...

    آغاز شده توسط رامونا, 10-18-2017 06:26 PM
    پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. پس آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شده...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 166
    10-18-2017, 06:26 PM
  11. داستانک؛ اردک رو یادت میاد؟!!!

    آغاز شده توسط رامونا, 07-10-2017 02:37 PM
    روزی از روزها جانی با خانواده اش برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ به مرزعه رفته بودند. مادربزرگ یک تیر و کمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خانگی...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 129
    10-17-2017, 10:04 AM
  12. دو بازمانده از موش ها

    آغاز شده توسط arameshh, 07-07-2017 11:57 AM
    مادربزرگم یه جزیره داشت .. چیز با ارزشی توش نبود ، در عرض 1ساعت میتونستی کل جزیره رو بگردی ، ولی واسه ما مثل بهشت بود. یه تابستون رفتیم به دیدنش و دیدیم که جزیره پر شده از موش. با یه قایق ماهیگیری...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 155
    10-17-2017, 09:16 AM
  13. شـــاهــزاده یــــا شـــامـپــانـــزه ؟!؟!

    آغاز شده توسط رزمریم, 12-12-2016 02:29 PM
    یادم هست پیش از ازدواج‌ام، مدتی با همسرم هم‌کار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیآید. ناگفته هم نماند؛ خودم هم بدم نمی‌آمد که او این قدر شیفته‌ی یک آدمِ فراواقعی و به...
    • پاسخ: 14
    • نمایش ها: 607
    10-17-2017, 09:09 AM
  14. داستانک؛ الاغ با پوست شیر!

    آغاز شده توسط رامونا, 09-24-2017 11:04 PM
    ﺍﻻﻏﯽ، ﭘﻮﺳﺖ ﺷﯿﺮﯼ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﻫﻤﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺑﺖ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﻮﺩ... ﻭ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﻌﺮﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ. ﺭﻭﺑﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 209
    09-24-2017, 11:04 PM
  15. کوتاه‌ترین داستانک ترسناک جهان

    آغاز شده توسط سمیراه, 08-06-2015 12:41 AM
    2 صفحه ها
    1 2
    کوتاه ترین داستان ترسناک دنیا فقط با 12 کلمه داستان زیر است که نویسنده‌اش مشخص نیست!
    • پاسخ: 35
    • نمایش ها: 1,994
    09-07-2017, 02:10 PM
  16. داستانک؛ آسان بیندیش راحت زندگی کن!

    آغاز شده توسط رامونا, 08-26-2017 02:27 PM
    در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 178
    08-26-2017, 02:27 PM
  17. داستانک: جنبه!

    آغاز شده توسط رامونا, 08-19-2017 10:34 AM
    مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد. دوستش علت را جویا شد و او گفت: این زن از روز اول همیشه می خواست من را عوض کند. مرا وادار کرد سیگار و ... را ترک کنم. لباس بهتر بپوشم، قماربازی نکنم، در سهام...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 199
    08-19-2017, 01:20 PM
  18. داستانک: راهکار

    آغاز شده توسط رامونا, 08-16-2017 03:17 PM
    روزی از سوی یک مشتری٬ شکایتی به یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت رسید. او اظهار داشت که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده بود که آن قوطی خالی است. بلافاصله با تاکید و...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 149
    08-16-2017, 03:17 PM
  19. داستانک؛ دکتر حسابی

    آغاز شده توسط رامونا, 08-10-2017 01:22 PM
    یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت: شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم٬می خواهم در روستایمان معلم شوم. دکتر جواب داد: تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و...
    • پاسخ: 3
    • نمایش ها: 209
    08-11-2017, 06:00 PM
  20. خاطره ای آزار دهنده

    آغاز شده توسط Mohsen123, 08-01-2017 12:35 PM
    2 صفحه ها
    1 2
    این خاطره پایین که از تلگرام کپی کردمش خیلی آزار دهده بود واسم... مخصوصا وقتی که خودم مرد عمل نیستم... اما حتی خودمون هم مرد عمل نیستیم باید به جای چیزهای منفی و مخرب این خاطرات مثبت و آموزنده رو نشر...
    • پاسخ: 33
    • نمایش ها: 945
    08-03-2017, 10:41 PM
  21. داستانک؛ دانشجو و استاد

    آغاز شده توسط رامونا, 07-31-2017 02:36 PM
    . دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش میکنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمیکنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 153
    07-31-2017, 02:43 PM
  22. حکایتی از مولانا و شمس

    آغاز شده توسط javaheri69, 07-25-2017 03:47 PM
    می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟ مولانا...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 104
    07-25-2017, 03:47 PM
  23. داستانک؛ کوزه ترک خورده

    آغاز شده توسط رامونا, 07-25-2017 02:59 PM
    در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست… چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 96
    07-25-2017, 02:59 PM
  24. گرانبهاترین دارایی های زنان قلعه وینسبرگ

    آغاز شده توسط arameshh, 07-16-2017 03:11 PM
    بر بالای تپه‌ای در شهر وینسبرگ آلمان، قلعه ای قدیمی ‌و بلند وجود دارد که مشرف بر شهر است. اهالی وینسبرگ افسانه ای جالب در مورد این قلعه دارند که بازگویی آن مایه مباهات و افتخارشان است. افسانه حاکی...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 233
    07-16-2017, 07:48 PM
  25. داستانک؛ ببخشیم و بگذریم...

    آغاز شده توسط رامونا, 07-16-2017 03:43 PM
    کشاورزي يک مزرعه ی بزرگ گندم داشت. زمين حاصلخيزی که گندم آن زبانزد خاص و عام بود. هنگام برداشت محصول بود. شبی از شبها روباهی وارد گندمزار شد و بخش کوچکی از مزرعه را لگدمال کرد و به پيرمرد...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 129
    07-16-2017, 03:43 PM
  26. چرا تو وزیر شدی و من باغبان؟

    آغاز شده توسط arameshh, 07-10-2017 10:29 PM
    امپراطور در حال قدم زدن در باغش بود که باغبان خسته و ناراضی نزد وی رفت و گفت: امپراطور! فرق من با وزیرت چیست؟! من باید این‌گونه زحمت بکشم و عرق بریزم ولی او در ناز و نعمت زندگی می‌کند و از روزگارش...
    • پاسخ: 5
    • نمایش ها: 285
    07-12-2017, 02:48 PM
  27. داستانک؛پاره آجر!!

    آغاز شده توسط رامونا, 06-29-2017 01:20 PM
    روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتومبیل پارک شده در کنار خیابان ، یک پسر بچه پاره آجری به سمت او پرتاب کرد. ...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 121
    06-29-2017, 01:20 PM
  28. بهترین متن نیویورک تایمز

    آغاز شده توسط arameshh, 06-20-2017 09:30 PM
    ترجمه بهترین متن نیویورک تایمز در سال 2014 به قلم فرهاد زرین: ذره ذره، محبت را باختم و شکست را بردم. وقتی که در برنامه ریزی سال نو(کریسمس) همسرم را به زور با کسانی که دوست نداشت به سفر بردم، فکر...
    • پاسخ: 3
    • نمایش ها: 360
    06-24-2017, 01:48 AM
  29. داستانک؛ مرد کور!

    آغاز شده توسط رامونا, 06-20-2017 07:45 PM
    روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود؛ روی تابلو خوانده می شد:«من کور هستم،لطفا کمک کنید.» روزنامه نگارخلاقی از کنار او می گذشت،نگاهی به او...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 225
    06-21-2017, 04:55 PM
  30. داستانک؛ عاشق برنمیگردد!!

    آغاز شده توسط رامونا, 06-17-2017 01:29 PM
    دختری به کورش کبیر گفت: من عاشق شما هستم. کورش به او گفت: لیاقت تو برادر من است که از من زیبا تر است و پشت سرت ایستاده است. دختر برگشت و کسی‌ را پشت سر خود ندید. کورش به او گفت اگر عاشق...
    • پاسخ: 5
    • نمایش ها: 423
    06-19-2017, 12:58 PM
  31. داستانک؛ زندگی خروسی!!

    آغاز شده توسط رامونا, 06-15-2017 06:44 PM
    کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 205
    06-15-2017, 07:50 PM
  32. خاطرات زمستان را به بهار نیاور!!

    آغاز شده توسط رامونا, 06-10-2017 07:44 PM
    برفها آب شده بودند و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. فصل یخبندان تمام شده بود و کم کم اهالی دهکده شیوانا ( شیوانا شخصیتی خیالی و البته ایرانی است که بر اساس داستان هایش، مردی عالم و در عین حال...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 206
    06-10-2017, 10:01 PM
  33. داستانک؛ششمین دختر!!

    آغاز شده توسط رامونا, 05-26-2017 08:16 PM
    معلم مدرسه‌ای با اینکه ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ خوبی داشت هنوز ازدواج نکرده بود. ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﮐﻨﺠﮑﺎﻭ ﺷﺪند ﻭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﭼﺮﺍ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺟﻤﺎﻝ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﯽ خوبی ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﯼ؟»معلم گفت: «ﯾﮏ ﺯﻧﯽ...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 338
    05-28-2017, 11:16 AM
  34. بـیــسـکویــت ســوخــتـه!

    آغاز شده توسط رزمریم, 05-26-2017 03:44 PM
    داستان بيسكويت سوخته _________________ بچه که بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب درست کند. و من به خاطر می آورم شبی را که او صبحانه ای، پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 231
    05-27-2017, 04:46 PM
  35. داستانک؛هوش بیشتر پول بیشتر!!

    آغاز شده توسط رامونا, 05-22-2017 04:39 PM
    یك پسر برای پیدا كردن كار از خانه به راه افتاده و به یكی از این فروشگاهای بزرگ كه همه چیز می فروشند در ایالت كالیفرنیا رفت. مدیر فروشگاه به او گفت: «یك روز فرصت داری تا به طور آزمایشی كار كرده و...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 283
    05-23-2017, 10:41 AM
  36. داستانک؛ یک شانس برای تغییر زندگی!

    آغاز شده توسط رامونا, 05-06-2017 04:03 PM
    در سال های دور پادشاه دانایی یک تخته سنگ بزرگ را در وسط جاده قرار داد؛ و برای اینکه عکس العمل رهگذارن را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 283
    05-07-2017, 12:14 PM
  37. داستانک؛اکسیژن خیالی!!!

    آغاز شده توسط رامونا, 04-23-2017 02:01 PM
    اکسیژن خیالی!!! مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند...؛ پنجره های اتاق باز نمی شد. نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند. با مشت به شیشه...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 160
    04-24-2017, 09:28 AM
  38. داستانک؛چرا من!؟؟

    آغاز شده توسط رامونا, 04-10-2017 11:52 AM
    بهترین و افسانه ای ترین تنیسور جهان آرتور اش هنگامی که برای جراحی قلب خود در بیمارستان بود. با سهل انگاری پرستاران با تزریق خون آلوده به بیماری ایدز مبتلا شد. طرفداران آرتور از سر تا سر جهان...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 157
    04-10-2017, 12:05 PM

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
جستجوهای مرتبط در گوگل
داستانک طنز,  داستان کوتاه,  داستان عاشقانه,  داستان کودکانه,  داستانک های طنز,  داستانک آموزنده,  داستانک های عاشقانه,  داستانک چیست,  داستانک دفاع مقدس,  داستانک های کودکانه,  داستان واقعی,  داستانک ویکی پدیا,  داستانک وفای به عهد,  داستانک وفاداری,  داستانک و حکایت,  داستانک وحدت,  داستان وحشت,  داستان وجود خدا,  داستانک وجدان,  داستان واقعی و تاثیرگذار,  

اطلاعات و گزینه های انجمن

کاربران در حال مشاهده این انجمن

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این انجمن هستند.. (0 عضو & 2 مهمان)

تنظیمات نمایش موضوعات

استفاده از این کنترل به منظور ایجاد محدودیت برای نمایش موضوعات در یک چهارچوب زمانی مشخص است.

به شما اجازه می دهد تا انتخاب کنید اطلاعات بر اساس لیست موضوع مرتب شوند.

ترتیب نمایش...

توجه : وقتی که مرتب سازی بر اساس تاریخ ، 'نزولی', جدید ترین نتایج را اول نمایش می دهد.

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

راهنمای آیکون های سایت

پست های جدید
بدون پست جدید
موضوع پربیننده شامل ارسال جدید
موضوع پربیننده بدون ارسال جدید
این موضوع بسته است
در این موضوع شرکت داشته اید

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید