مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: داستان کوتاه : کمی حقیقت!

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Jun 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.89
    نوشته ها
    427
    تشکـر
    146
    تشکر شده 264 بار در 189 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Gerye

    داستان کوتاه : کمی حقیقت!

    راستش را که بگویم اگر بیست و شش پیراهن جر داده باشم اگر بیست و شش بار سالمرگم رقم خورده باشد و اگر بیست و شش سال هربار آرزوی مرگ کرده باشم واقعیت این است که هیچگاه به آن نرسیدم!(بلواقع همین حالا که مینویسم شاهد همین است!)
    جهان جالبی داریم جهانی که معتقدید بر اساس عدل و عدالت بنا شده کدام عدل کدام عدالت؟ این را باید از کدخدای آسمان ها پرسید...
    اگر باشد و باشیم یا اگر نباشد و نباشیم و یا حتی اگر هیچ چیز خاصی نباشد باید باور کنیم این همه اتفاقات همه اش براساس اتفاقات تصادفی رخ میدهد!
    قبلاها باور داشتم که شاید حکمتی بوده و یا شاید حکیمی بوده اما حالاها فهمیدم خیلی سخت است بتوانم به خود بقبولانم که کسی دارد صحنه زجر و نکبت زمین را مینگرد درحالی که مهربان مطلق است! بگزریم....کلا از این مدل تفکرات خارج بشویم!
    خودت تنها با خودت بنشین و چرتکه کن ، لازم نیست بیایی زیر داستانک بنده نظر بدهی خودت و خودت باش و هرطوری که فکر میکنی فکر کن!
    به هزار و یک دلیل حاضری برایش توجیه بیاوری که "بله بله بله من میدانم او هست!" اگرچه خودت هم هیچگاه به خودت نقبولانده ای اصلا از کجا انقدر مطمئنی؟!
    خودم را که نگریستم دریافتم اگر روزی اویی باشد این من هستم که باید یقه او را بگیرم بگویم به کدامین گناه!
    حتی اگر آدم گناه را باور هم نداشته باشد و یا به هر ضرب و زور ممکنی به خود بقبولاند"حکمت" است بازهم ته دلش زجر میکشد.
    چند روز پیش بود داشتم از خیابان به منزل میامدم چند پسر جوان از همینها که در زندگیشان هیچ چیز کم ندارند را دیدم که یک بچه مظلوم از همین ها که گلفروشی میکنند را گرفته بودند زیر کتک...
    نمیدانم ته دل پسرک آش و لاش شده چه میگذشت اما ، مطمئنم شاکر اوضاع فعلیش نبود!
    شما را نمیدانم اما اینجانب در این داستان نه حکمتی دیدم و نه مهربان مطلقی...
    حال خودم را هم که مینگرم دست کمی از آن پسرک گلفروش نداشتم (یعنی ندارم) شما را نمیدانم اما طبیعتا از پشت گرمها و آنهایی که تمام تمام فکرشان مدل خودرو و لباس است این موضوع را درک بکنند.
    این داستانک از خودمان بود، بی مزه بود؟ بی معنی بود؟ اهمیتی ندارد.
    اصلا خواستیم خواننده هم نداشته باشد دلمان پر بود نوشتبم، باز هم خواهیم نوشت.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خطرناک ترین آدمها آنهایی هستند که درک و فهمشان کم و ایمان اعتقادشان زیاد است!
    *آنتوان چخوف

  2. کاربران زیر از Aamir2121 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    5.99
    نوشته ها
    9,671
    تشکـر
    4,201
    تشکر شده 10,159 بار در 5,094 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : داستان کوتاه : کمی حقیقت!

    ممنون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.21
    نوشته ها
    50
    تشکـر
    95
    تشکر شده 8 بار در 8 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghafelgir

    پاسخ : داستان کوتاه : کمی حقیقت!

    حرف های شما همش تایید میشه
    ما هم یکی از افراد همین داستان هستیم
    حیف و صد ها حیف ......
    حیف که باید خفه شد و زندگی را گذراند
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.48
    نوشته ها
    1,480
    تشکـر
    2,229
    تشکر شده 1,856 بار در 964 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان کوتاه : کمی حقیقت!

    وقتی یه چیزی از خدا میخوایم هزارتا نذرو دعا و خواهش و وقتی بهمون میده یادمون میره، وقتی بهمون نمیده میگیم خدا عادل نیست یا اصلن خدا وجود داره !!! چه داستان تراژدی دردناکی از زندگی خودمون ساختیم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    ارباب صدای قدمت می آید...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
داستان کوتاه,  داستان کوتاه عاشقانه,  داستان کوتاه انگلیسی,  داستان کوتاه کودکانه,  داستان کوتاه زیبا,  داستان کوتاه فارسی,  داستان کوتاه آموزنده,  داستان کوتاه ایرانی,  داستان کوتاه برای کودکان دبستانی,  داستان کوتاه انگلیسی برای مبتدیان pdf,  لباس,  لباس داخلي,  لباس المحجبات,  لباس ريال مدريد,  لباس شرعي,  لباس تقليدي,  لباس البحر,  لباس هندي,  لباس نسائي,  لباس عروس,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من فضلك,  من سيربح المليون,  مناسك الحج,  من الوزارات,  منتخب مصر,  منتدى الجلفة,  مناسك العمرة,  منصور السالمي,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید