مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش موضوعات: شماره 1 تا 38 , از مجموع ‍93 موضوع

خارجی

  1. بخشی از کتاب قدرت عادت

    آغاز شده توسط nazanin1371, 03-18-2017 01:38 AM
    این نوشته ها از کتابیه که خیلی دوست داشتم . تایپ و تقدیم میکنم به رز مریم عزیزم که با حرف هاش خیلی چیزهارو بهم یاد داد ... امیدوارم دوست داشته باشی »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 156
    03-18-2017, 02:51 PM
  2. داستانک: سوال استاد

    آغاز شده توسط hamideh banoo, 12-26-2016 07:29 PM
    2 صفحه ها
    1 2
    استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند. آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟ شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد" استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟" ...
    • پاسخ: 34
    • نمایش ها: 1,006
    01-22-2017, 01:06 PM
  3. راز شادی دانمارکی ها!

    آغاز شده توسط رزمریم, 12-23-2016 04:44 PM
    راز شادی دانمارکی ها، لحظات دنج و ساده است مدت ها است که دانمارک در صدر لیست راضی ترین جوامع بشری قرار دارد. وقتی از مراکز تحقیق تا مردم کوچه و بازار دانمارک بپرسید می گویند دلیلش ایجاد...
    • پاسخ: 5
    • نمایش ها: 463
    12-24-2016, 02:09 PM
  4. کلمات فارسی که انگلیسی ها استفاده میکنند!

    آغاز شده توسط JOY, 09-16-2016 12:15 PM
    Sugar/شکرخود واژه شکر در زبان فارسی از زبان سنسکریت ریشه گرفته بعدها از زبان فارسی به عربی با عنوان«سکر» و از عربی به اروپا و بعد به زبان انگلیسی راه پیدا کرده است. Orange/نارنگاین کلمه در زبان...
    • پاسخ: 4
    • نمایش ها: 241
    JOY
    09-18-2016, 11:00 PM
  5. هندوانه نماد نماد خوشبختی و بخت و اقبال

    آغاز شده توسط سمیراه, 07-27-2016 03:02 PM
    هندوانه نماد خوشبختی در ویتنام در زمان های قدیم، ویتنام توسط پادشاهی به نام هونگ ونگ اداره می‌شد. وقتی پادشاه فهمید که پسرش به نام آن تی یم از او نافرمانی می‌کند، او را به جزیرهٔ...
    • پاسخ: 5
    • نمایش ها: 622
    07-28-2016, 11:33 PM
  6. داستان:كمي فكر كنيم

    آغاز شده توسط سهيل, 08-24-2015 02:27 PM
    مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد… فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند. مدتی بعد ، پدر نامه اولش را برای آن ها فرستاد....
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 179
    08-24-2015, 02:27 PM
  7. داستان : ممنون چارلز

    آغاز شده توسط سمیراه, 08-17-2015 12:31 AM
    این داستان فوق العادست چند سال پیش هنگام اهدا جایزه نوبل به یک خانم او پشت تریبون فقط یک جمله بسبار کوتاه گفت: Thanks charls هیچکس منظور وی را متوجه نشد. و در همه اذهان فقط یک سوال بود:...
    • پاسخ: 6
    • نمایش ها: 382
    08-19-2015, 01:09 PM
  8. زیبایی درون

    آغاز شده توسط CÆSAR, 08-14-2015 04:34 AM
    ( دختر )دانش آموزی صورتی زشت داشت . دندان هایی نامتناسب با گونه هایش ،موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره . روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد ، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند . نقطه مقابل او دختر زیبارو...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 350
    08-14-2015, 05:26 PM
  9. صدا

    آغاز شده توسط CÆSAR, 08-06-2015 07:09 PM
    باران خوبی باریده بود و مردم دهکده‌ی شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع، عصر یک روز آفتابی در دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند. تعدادی از شاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 212
    08-07-2015, 11:56 PM
  10. بازگو کردن راز دوست و دزدیده شدن کیسه پولها

    آغاز شده توسط masi10, 07-28-2015 02:19 PM
    در یک دهکده ای دور افتاده دو تا دوست زندگی می کردند. یکی از اونها جانسون و دیگری پیتر بود. این دو تا از کودکی با هم بزرگ شده بودند. آنقدر این دو دوست رابطه خوبی با هم داشتند که نصف اهالی دهکده...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 169
    07-28-2015, 02:50 PM
  11. مورچه و بارش!

    آغاز شده توسط ariakpg, 07-26-2015 04:23 PM
    نتیجه گیری با خودتون...! شیر داشت از جنگل بازدید میکرد، دید یه مورچه ای داره کار میکنه، بار جابجا میکنه. خوب دقت کرد، با خودش گفت: عجب راندمانی! حیفه هرز بره، باید مدیریتش کنم! یه چند وقتی...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 255
    07-26-2015, 04:23 PM
  12. بودا و زن هرزه

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-24-2015 09:16 AM
    بودا به دهی سفر کرد . زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد . کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 340
    07-24-2015, 03:42 PM
  13. دانه می کارم تا صبوری بیاموزم

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-24-2015 09:24 AM
    دو نفر بودند و هر دو در پی حقیقت ، اما برای یافتن حقیقت یكی شتاب را برگزید و دیگری شكیبایی. اولی گفت: آدمیزاد در شتاب آفریده شده، پس باید در جست وجوی حقیقت دوید. آنگاه دوید و فریاد برآورد: من...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 233
    07-24-2015, 09:24 AM
  14. حالا با من یک قهوه میخوری؟

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-24-2015 09:21 AM
    پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 291
    07-24-2015, 09:21 AM
  15. قدرت کلمات

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-24-2015 08:47 AM
    چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودالی عمیق افتادند. بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است، به دو قورباغه دیگر...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 192
    07-24-2015, 08:47 AM
  16. ببخشيد شما ثروتمنديد؟

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:42 PM
    هوا بدجورى توفانى بود و آن پسر و دختر كوچولو حسابى مچاله شده بودند. هر دو لباس هاى كهنه و گشادى به تن داشتند و پشت در خانه مى لرزيدند. پسرك پرسيد: ببخشين خانم! شما كاغذ باطله دارين كاغذ باطله...
    • پاسخ: 3
    • نمایش ها: 358
    07-18-2015, 01:30 PM
  17. راز پیروزی

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:43 PM
    كودكي ده ساله كه دست چپش در يك حادثه رانندگي از بازو قطع شده بود ، براي تعليم فنون رزمي جودو به يك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد از فرزندش يك قهرمان جودو بسازد استاد پذيرفت و به پدر كودك...
    • پاسخ: 3
    • نمایش ها: 409
    07-18-2015, 03:03 AM
  18. خب بعدش چي؟

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:40 PM
    يك تاجر آمريكايي نزديك يك روستاي مكزيكي ايستاده بود كه يك قايق كوچك ماهيگيري از بغلش رد شد كه توش چند تا ماهي بود. از مكزيكي پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تا رو گرفتي؟ مكزيكي پاسخ داد: مدت زيادي...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 231
    07-18-2015, 02:21 AM
  19. رنج یا محبت

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:28 PM
    آهنگری با وجود رنجهای متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید. روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت،از او پرسید تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 173
    07-17-2015, 06:43 PM
  20. داستان آموزنده درویش تهی دست

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:47 PM
    درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند . کریم خان گفت : این اشاره‌ های تو برای چه بود...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 262
    07-17-2015, 04:47 PM
  21. داستان کوتاه نجس ترین چیزها

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:37 PM
    گویند روزی پادشاهی این سوال برایش پیش می آید و می خواهد بداند که نجس ترین چیزها در دنیای خاکی چیست. برای همین کار وزیرش را مامور میکند که برود و این نجس ترین نجس ترینها را پیدا کند و درصورتی که آنرا...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 204
    07-17-2015, 04:37 PM
  22. داستان کوتاه ابر صورتی

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:33 PM
    میعادگاهآن صبح سرد سوم دی ۱۳۶۰، فقط دوست داشتم به تكه ابری كه در لحظه‌ی طلوع صورتی شده بود نگاه كنم. ما پشت سر هم از شیب تپه ای بالا می رفتیم و من به بالا نگاه می كردم كه ناگهان رگبار گلوله از روی...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 210
    07-17-2015, 04:33 PM
  23. عشق ثروت موفقیت

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-17-2015 04:31 PM
    زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید. به آنها گفت: من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم. آنها پرسیدند: آیا...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 153
    07-17-2015, 04:31 PM
  24. خیانت!!!

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:00 AM
    این اولین باری بود که احساس می‌کرد شوهرش به او خیانت می‌کند . او با گوش‌های خودش صدای یک زن را از داخل گوشی ، حین مکالمه با همسرش شنیده بود . باورش مشکل بود ، همه راههای ممکن را در ذهنش مرور کرد ....
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 369
    07-06-2015, 10:17 PM
  25. آواز غم انگیز قو

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 01:08 AM
    ﻗﻮ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺗﮏ ﻫﻤﺴﺮﯼ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻋﻤﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺒﻞ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﻧﮑﺘﻪ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﻏﺎﺯﯾﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺮﮒ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ، ﻗﻮﻫﺎ ﺩﺭ...
    • پاسخ: 5
    • نمایش ها: 283
    07-06-2015, 05:14 PM
  26. هنر فروشي

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 06:15 AM
    يك پسر تگزاسي براي پيدا كردن كار از خانه به راه افتاد و به يكي از اين فروشگاهاي بزرگ كه همه چيز مي فروشند در ايالت كاليفرنیا رفت. مدير فروشگاه به او گفت: «يك روز فرصت داري تا به طور آزمايشي كار كرده...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 199
    07-06-2015, 04:45 PM
  27. عشق بورزیدتابه شماعشق بورزند...

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:04 AM
    روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 291
    07-06-2015, 01:57 PM
  28. آرزوی دوهمسر60ساله....

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:09 AM
    یک زوج انگلیسی در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی...
    • پاسخ: 1
    • نمایش ها: 296
    07-06-2015, 01:52 PM
  29. نشان لیاقت عشق....

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:12 AM
    فرمانروایی که می کوشید تا مرزهای جنوبی کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهای سرداری محلی مواجه شد و مزاحمتهای سردار به حدی رسید که خشم فرمانروا را برانگیخت و بنابراین او تعداد زیادی سرباز را مامور دستگیری...
    • پاسخ: 2
    • نمایش ها: 261
    07-06-2015, 12:58 PM
  30. داستان کوتاه خجالت

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:14 AM
    مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ، آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 264
    07-06-2015, 07:14 AM
  31. داستان جالب

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:13 AM
    در یک شرکت بزرگ ژاپنی که تولید وسایل آرایشی را برعهده داشت ، یک مورد به یاد ماندنی اتفاق افتاد: شکایتی از سوی یکی مشتریان به کمپانی رسید . او اظهار داشته بود که هنگام خرید یک بسته صابون متوجه شده...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 181
    07-06-2015, 07:13 AM
  32. همسرم دیگرآن زن سابق نشد....

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:11 AM
    سخنان حکیمانه بهترین کلیدهای خوشبختی در زندگی هستند متاسفانه بیشتر ماها به این حقیقت زمانی پی می بریم که دیگه کار از کار گذشته ! در فرگرد همسر کتاب سرخ ، اندیشمند نامدار حال حاضر کشورمون حکیم ارد...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 230
    07-06-2015, 07:11 AM
  33. قلب جغدپیرشکست....

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:10 AM
    جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میکرد. رفتن و ردپای آن را. و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 196
    07-06-2015, 07:10 AM
  34. بزرگترین حکمت...

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:07 AM
    روزی سقراط در کنار دریا راه می‌رفت که نوجوانی نزد او آمد و گفت: «استاد! می‌شود در یک جمله به من بگویید بزرگترین حکمت چیست » سقراط از نوجوان خواست وارد آب بشود. نوجوان این کار را کرد. سقراط با حرکتی...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 197
    07-06-2015, 07:07 AM
  35. دعا کن گندمت آرد شود!

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:06 AM
    زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود». آسیابان گفت: «تو که چنین...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 203
    07-06-2015, 07:06 AM
  36. ما چقد زود باوریم!

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:06 AM
    دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 223
    07-06-2015, 07:06 AM
  37. شتردیدی ندیدی..

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:03 AM
    مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت . پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله . پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 242
    07-06-2015, 07:03 AM
  38. چندمیفروشی؟

    آغاز شده توسط CÆSAR, 07-06-2015 07:02 AM
    مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر...
    • پاسخ: 0
    • نمایش ها: 234
    07-06-2015, 07:02 AM

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
جستجوهای مرتبط در گوگل
خارجی دوبله فارسی,  خارجی دانلود آهنگ جدید,  خارجی دانلود فیلم جدید,  خارجی موزیک,  خارجی فیلم سینمایی,  خارجی قیمت خودرو,  خارجی دانلود رایگان فیلم,  خارجی عکس,  خارجی فیلم,  موزیک ویدیو خارجی,  

اطلاعات و گزینه های انجمن

کاربران در حال مشاهده این انجمن

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این انجمن هستند.. (0 عضو & 1 مهمان)

تنظیمات نمایش موضوعات

استفاده از این کنترل به منظور ایجاد محدودیت برای نمایش موضوعات در یک چهارچوب زمانی مشخص است.

به شما اجازه می دهد تا انتخاب کنید اطلاعات بر اساس لیست موضوع مرتب شوند.

ترتیب نمایش...

توجه : وقتی که مرتب سازی بر اساس تاریخ ، 'نزولی', جدید ترین نتایج را اول نمایش می دهد.

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

راهنمای آیکون های سایت

پست های جدید
بدون پست جدید
موضوع پربیننده شامل ارسال جدید
موضوع پربیننده بدون ارسال جدید
این موضوع بسته است
در این موضوع شرکت داشته اید

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید