مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 63

موضوع: اعتماد بی جا به برادرم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    اعتماد بی جا به برادرم

    شاید بهتر باشه یه کم از خودم و اتفاقاتی که واسم افتاده بگم تا برسم به مشکلم ( معذرت می خوام که یه مقدار طولانیه )
    از دوران کودکیم چیز زیادی یادم نمیاد جز یه سری تصاویر مبهم،تو یه خانواده متولد شدم که می شه گفت پر جمعیت بودیم پدر، مادر،دوپسر و دو دختر و پدر بزرگ و مادر بزرگ،فرزند آخر خانواده ام ولی همیشه احساس می کردم کمتر بهم توجه می شه شایدم ناخواسته بودم یادمه کلاس سوم که بودم یه شعر گفتم در مورد فرق گذاشتن پدر و مادرم بین من و خواهر برادرام، همیشه احساس تنهایی می کردم، هر روز می گذشت و من بزرگتر می شدم و تنهاتر ،تو کنکور شرکت کردم و قبول شدم ولی ترم چهارم رفتم سرکار و نسبت به درسم سرد شدم ولی هر طور که بود بالاخره درسم تموم شد،من بودم و تنهایی و یه دنیا احساس بد،رابطه م با خواهر و برادرام خوب نبود ولی برادر دومم رو خیلی دوست داشتم به خاطر اختلاف سنی کم ولی اون همیشه منو اذیت می کرد و حتی خیلی وقتا باهام حرف نمیزد کتکم میزد منم فقط گریه می کردم و داد میزدم ولی همچنان دوسش داشتم، تا اینکه تصمیم گرفتم یه مدت برم خونه مادر بزرگم و با اون زندگی کنم یک ماه اونجا بودم ولی با اصرار مادرم برگشتم خونه و سردتر از قبل زندگی می کردم،گذشت و گذشت تا اینکه یه روز پدرم مریض شد و متوجه شدیم سرطان خون گرفته و دکترا قطع امید کردن تمام زندگیمونو فروختیم که پدرم بیشتر کنارمون بمونه ولی عمرش به دنیا نبود و بعد از ۶ ماه فوت کرد،روزای بدی بود مستاجر شده بودیم و زندگی روی دیگه اشو نشونمون میداد،همون موقع ها با پسری دوست شدم که واسم حکم پدر، برادر ، دوست و یه تکیه گاه رو داشت خیلی دوسش داشتم و بهش وابسته شده بودم بعد از یک سال و پنج ماه بهم پیشنهاد ازدواج داد و منم قبول کردم عقد کردیم ولی بعد از یه مدت همسرم گفت جدا بشیم به خاطر یه سری مشکلات و ترس از مسئولیت هر طور که بود نظرش عوض شد و رفتیم سر زندگیمون، همه چیز خوب بود و من هر روز علاقم بهش بیشتر می شد و اونم همین طور، همه چی خوب بود تا اینکه همسر برادرم گفت که می خواد جدا بشه برادرم داغون شد میومد خونه ما ولی همسرم راضی نبود من کلی با همسرم صحبت کردم تا نظرش عوض شد رفت و آمد برادرم به خونه ما زیاد شده بود منم که برادرم رو دوست داشتم از این وضعیت راضی بودم تا اینکه یه روز به همسرم گفت می خواد یه کاری رو شروع کنه و به پول نیاز داره و اگه پول جور بشه ظرف یکی دو ماه دو سه برابر سود می کنه و همش از این کار می گفت همسرم پول داد بهش بدونه هیچ مدرکی ولی قرار شد یک ماه بعد برادرم پولو برگردونه شش ماه گذشت ولی خبری نشد،یه شب همسرم به برادرم گفت بیا واسه اینکه خیالم راحت بشه بابت پول بهم دست نوشته و سفته بده اونم قبول کرد سررسید سفته ها شد ولی از پول خبری نبود یک ماه دیگه ام صبر کردیم تا اینکه شوهرم عصبانی شد و کلی داد و بیداد و فحش و بد و بیراه به برادرم داد و برادرم با پررویی گفت مگه سفته نداری برو شکایت کن، پدر همسرم فکر می کرد من از قصد پای برادرمو به زندگیمون باز کردم و باهاش همدستم واسه همین گفت برم خونه مامانم و هر وقت پول جور شد برگردم همسرم فقط گریه کرد ولی نگفت نرو بهش حق میدادم فریب برادرمو خورده بود منم همین طور، الان من ۶۰ روزه خونه مادرمم با همسرم حرف میزنم بهم پیام میدیم ولی اعصابش خیلی بهم ریخته، از برادرم شکایت کرده ولی هنوز وقت دادگاهشون نشده، همسرم می گه صبر کن درست می شه همه چی ولی من می ترسم همه چی بدتر بشه و برادرم یا نره دادگاه یا اگه بره بزنه زیر همه چی، چند روز پیشم باهاش دعوام شد گفتم واسه چی زندگیه منو خراب کردی منو کتک زد و به همسرم توهین کرد، الانم هیچ کاری از دستم برنمیاد چون مبلغ پول زیاده منم فقط کارم شده گریه و التماس به خدا دوست ندارم زندگیم خراب بشه هر چند که خودم باعثش شدم ولی خدا شاهده من از نیت برادرم خبر نداشتم اصلا" نمی توونم باور کنم زندگیمو به هم زده هر چند هنوزم هضمش واسم سخته و خودمو دلداری میدم که ناخواسته این مشکلات رو واسم پیش آورده
    واسه همین بود که ازتون خواستم واسم دعا کنید که زندگیم درست بشه و بتوونم اشتباهاتمو جبران کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,470
    تشکـر
    644
    تشکر شده 3,122 بار در 1,751 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    کلان این خاله زنک بازی ها تو خانما متاسفانه هستش که اجازه میدن تو یک کار تجارتی احساسی تصمیم بگیرن برعکس آقایون که منطقی تصمیم میگیرن.

    شما فقط باید صبر کنید و تجربه کسب کنید و قطعا داداشتون ضرر خواهد کرد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    کلان این خاله زنک بازی ها تو خانما متاسفانه هستش که اجازه میدن تو یک کار تجارتی احساسی تصمیم بگیرن برعکس آقایون که منطقی تصمیم میگیرن.

    شما فقط باید صبر کنید و تجربه کسب کنید و قطعا داداشتون ضرر خواهد کرد
    ولی من اولش دلم نمی خواست همسرم پولش رو بده به برادرم ولی اینم نمی شه انکار کرد که کی از زندگیه بهتر بدش میاد، منم قبول دارم اشتباه کردم ولی اصلا" فکرش رو نمی کردم اینجوری بشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  4. Top | #4

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.93
    نوشته ها
    1,331
    تشکـر
    1,880
    تشکر شده 1,425 بار در 806 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    سلام
    خوب شما ارتباطت را با شوهرت قطع نکن سعی کن شرایط برای برگشت به خانه شوهرت آماده کنی.محکم باش و صبور.احساس ضعف نکن گرچه اشتباه کردید ولی مقصر نیستید در کار برادرت دخالت نکن باهاش حرف نزن صبر کن و محبت کردن به شوهرت دریغ نکن ولو الان که عصبی هست زمان که بگذرد از داغی و شدت ماجرا کاسته خواهد شد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    خوب شما ارتباطت را با شوهرت قطع نکن سعی کن شرایط برای برگشت به خانه شوهرت آماده کنی.محکم باش و صبور.احساس ضعف نکن گرچه اشتباه کردید ولی مقصر نیستید در کار برادرت دخالت نکن باهاش حرف نزن صبر کن و محبت کردن به شوهرت دریغ نکن ولو الان که عصبی هست زمان که بگذرد از داغی و شدت ماجرا کاسته خواهد شد.
    ترسم از اینه که روز دادگاه همه چی خراب بشه و اوضاع بدتر از این بشه،فقط از خدا صبر می خوام و فرصت جبران
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  7. Top | #6

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.93
    نوشته ها
    1,331
    تشکـر
    1,880
    تشکر شده 1,425 بار در 806 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    ترسم از اینه که روز دادگاه همه چی خراب بشه و اوضاع بدتر از این بشه،فقط از خدا صبر می خوام و فرصت جبران
    سلام
    چو فردا آید فکر فردا کنیم. عجب چرا از قبل پیشگویی می کنید قضاوت عجولانه. هیچ کس از آینده خبردار نیست چرا به خاطر اتفاق نیافتاده خودتان را آزار میدهید فردا هزارتا واقعه بد ممکن هست پیش بیاد و ممکن هست بر عکس وقایع خوبی رخ بدهد پس حالتان را خراب فردای مجهول نکنید امیدوار باشید و اضطراب را از خودتان دور کنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. 2 کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    3.84
    نوشته ها
    5,270
    تشکـر
    6,024
    تشکر شده 6,169 بار در 2,945 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    سلام
    برگردین سر خونه زندگیتون و به همسرت بگین ک من دوستت دارم و تو دادگاه هم شهادت میدم ک پول دادی
    این دوری و جدایی باعث سردی میشه
    هرچه زودتر برو سرخونه زندگیت
    به پدرشوهرت بگو برادرم برام عزیزتر از شوهر و زندگیم نیست و من تقصیری ندارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #8

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    چو فردا آید فکر فردا کنیم. عجب چرا از قبل پیشگویی می کنید قضاوت عجولانه. هیچ کس از آینده خبردار نیست چرا به خاطر اتفاق نیافتاده خودتان را آزار میدهید فردا هزارتا واقعه بد ممکن هست پیش بیاد و ممکن هست بر عکس وقایع خوبی رخ بدهد پس حالتان را خراب فردای مجهول نکنید امیدوار باشید و اضطراب را از خودتان دور کنید
    سلام
    آخه یه طرف زندگیمه و یه طرف برادرم که نمی فهمم چرا اینکارو کرده ،من دیگه اون آدم سابق نیستم زخمی که خوردم خیلی عمیقه، مشاورم می گفت باید جلسات مشاوره رو ادامه بدم ولی دیگه حتی حوصله اونم ندارم،یه سال امیدوار بودم به اینکه همه چی درست می شه ولی آخرش اینجوری شد الان حتی از امیدوار بودنم می ترسم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  12. Top | #9

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    سلام
    برگردین سر خونه زندگیتون و به همسرت بگین ک من دوستت دارم و تو دادگاه هم شهادت میدم ک پول دادی
    این دوری و جدایی باعث سردی میشه
    هرچه زودتر برو سرخونه زندگیت
    به پدرشوهرت بگو برادرم برام عزیزتر از شوهر و زندگیم نیست و من تقصیری ندارم
    من از خدامه برم خونه ولی همسرم می گه باید تا وقت دادگاه صبر کنیم اون موقع تصمیم بگیریم،من قبل از این اتفاق حتی یک شب هم دور از همسرم نبودم ولی الان...
    من الان از جانب برادرمم می ترسم که اوضاع رو بدتر کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  13. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.29
    نوشته ها
    5,470
    تشکـر
    644
    تشکر شده 3,122 بار در 1,751 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    ولی من اولش دلم نمی خواست همسرم پولش رو بده به برادرم ولی اینم نمی شه انکار کرد که کی از زندگیه بهتر بدش میاد، منم قبول دارم اشتباه کردم ولی اصلا" فکرش رو نمی کردم اینجوری بشه
    و این شد که از حول حلیم افتادی تو دیگ
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.99
    نوشته ها
    1,062
    تشکـر
    842
    تشکر شده 526 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    ترسم از اینه که روز دادگاه همه چی خراب بشه و اوضاع بدتر از این بشه،فقط از خدا صبر می خوام و فرصت جبران
    ترس اصلیتون از چیه ؟ همسرتون تقاضای طلاق بده یا برادرتون زندان بره.

    دادگاه یا مهلت میده یا زندان رو در نظر میگیره و یا بدهی رو قستی می کنه

    متاسفانه شما و همسرتون مسائل مالی رو با زندگی خودتون قاطی کردید و مسائل رو پیچیده کردین

    موضع مناسب برای شما اینه که در جهت رفع بدهی تلاش کنین و از طرفین بخواین با حسن نیت و انصاف برخورد کنن و از یه بزرگتر بخواین پادرمیونی کنه


    برادرتون بدهکاره و آدم بدهکار هم پرخاش نمی کنه و باید به طریقی همسرتون رو راضی نگه داره

    همسرتون هم نباید گناه برادر رو به پای شما بنویسه یا حداقل انتقام برادر رو از شما بگیره و همچنین نباید تسلیم حرف پدرشون می شدن

    شما تلاش خودتون رو برای برقراری صلح انجام بدین و اگه موفق نشدین و مشکلات بیشتر شد با توجه به وضعیت پیش آمده و مواضع طرفین تصمیم بگیرین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  15. کاربران زیر از آرش67 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  16. Top | #12

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    ترس اصلیتون از چیه ؟ همسرتون تقاضای طلاق بده یا برادرتون زندان بره.

    دادگاه یا مهلت میده یا زندان رو در نظر میگیره و یا بدهی رو قستی می کنه

    متاسفانه شما و همسرتون مسائل مالی رو با زندگی خودتون قاطی کردید و مسائل رو پیچیده کردین

    موضع مناسب برای شما اینه که در جهت رفع بدهی تلاش کنین و از طرفین بخواین با حسن نیت و انصاف برخورد کنن و از یه بزرگتر بخواین پادرمیونی کنه


    برادرتون بدهکاره و آدم بدهکار هم پرخاش نمی کنه و باید به طریقی همسرتون رو راضی نگه داره

    همسرتون هم نباید گناه برادر رو به پای شما بنویسه یا حداقل انتقام برادر رو از شما بگیره و همچنین نباید تسلیم حرف پدرشون می شدن

    شما تلاش خودتون رو برای برقراری صلح انجام بدین و اگه موفق نشدین و مشکلات بیشتر شد با توجه به وضعیت پیش آمده و مواضع طرفین تصمیم بگیرین
    خوب راستش ترسم بیشتر از اینه که جدا بشیم شایدم بعد از اینکه همه چی درست بشه تاثیر این اتفاق از زندگیمون پاک نشه،همسرم الان فقط دلش می خواد برادرمو بندازه زندان تا یه کم دلش خنک بشه،من الان که خونه مادرم هستم و برادرمم اینجاس از خودم متنفر می شم یکی دوبار می خواستم از اینجا برم ولی مادرم نذاشت و شدم مثل زندانیا
    اگه همسرم بخواد جدا بشیم نمی دونم چیکار ‌کنم؟!
    از یه طرفم می ترسم برادرم توی دادگاه یه جوری برخورد کنه که اوضاع بدتر بشه،موندم بین خانواده م و زندگیم،خواستم برم با پدر همسرم صحبت کنم ولی همسرم می گه الان وقتش نیست و پدرش باهام بد برخورد می کنه
    نشستم اینجا و دارم عذاب می کشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  17. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.99
    نوشته ها
    1,062
    تشکـر
    842
    تشکر شده 526 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    خوب راستش ترسم بیشتر از اینه که جدا بشیم شایدم بعد از اینکه همه چی درست بشه تاثیر این اتفاق از زندگیمون پاک نشه،همسرم الان فقط دلش می خواد برادرمو بندازه زندان تا یه کم دلش خنک بشه،من الان که خونه مادرم هستم و برادرمم اینجاس از خودم متنفر می شم یکی دوبار می خواستم از اینجا برم ولی مادرم نذاشت و شدم مثل زندانیا
    اگه همسرم بخواد جدا بشیم نمی دونم چیکار ‌کنم؟!
    از یه طرفم می ترسم برادرم توی دادگاه یه جوری برخورد کنه که اوضاع بدتر بشه،موندم بین خانواده م و زندگیم،خواستم برم با پدر همسرم صحبت کنم ولی همسرم می گه الان وقتش نیست و پدرش باهام بد برخورد می کنه
    نشستم اینجا و دارم عذاب می کشم
    اول بگم در ضمینه متاهلی بی تجربه ام (مجردم)

    وقتی همسرتون این پیشنهاد رو به شما میدن یعنی ایشون امید به زندگی با شما دارن

    به نظرم همسرتون به شدت تحت تاثیر پدرشون هستن و رفتارهاشون به میل خودش نیست که عیب بزرگیست

    شما باید قبلا سعی می کردین که اختلافات مالی و زندگی زناشویی رو جدا کنین شاید الان هم دیر نشده باشه به همسرتون بگین که شما هم تصور نمی کردین برادرتون این رفتار رو بکنه و شما هم توقعاتتون از برادرتون چیز دیگه بود و دلگیرین و از این دست صحبتها و از اون طرف با برادرتون صحبت کنین که رضایت همسرتون رو بدست بیاره دست از لجبازی و غرور برداره
    و از بزرگتری بخواین دخالت کنه

    همسرتون (بهتر بگم پدر همسرتون ) با این رفتار به برادرتون نشون داده که خنجر رو از رو بسته ( رفتاری غیر عقلانی که در واقع درگیر کردن همه زندگی برای حل یک مشکل که معلوم نیست چطور می خواد حل بشه ) و در مورد پدر همسرتون خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طایی بدن آسان بود

    اینکه میگین قبلا بین شما و همسرتون همه چیز خوب بود با بقیه مسائل جور درنمیاد


    بدون اینکه بحث و مجادله جدیدی رو شروع کنین سعی کنین طوری رفتار نکنین که همسرتون ( ایضا پدرهمسرتون) فکر کنه شما رو از سر راه پیدا کرده یا مثلا نون خور اضافی هستین ( معذرت می خوام صریح میگم )

    الان وقت نگران بودن از تاثیر این اتفاق در صورت برگشت به زندگی نیست مشخصه همسرتون رفتارهای اشتباه زیادی داره که بعدا باید دربارش صحبت کرد سعی کنین به جای این افکار بر پیدا کردن راه حل تمرکز کنین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  18. کاربران زیر از آرش67 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #14

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    اول بگم در ضمینه متاهلی بی تجربه ام (مجردم)

    وقتی همسرتون این پیشنهاد رو به شما میدن یعنی ایشون امید به زندگی با شما دارن

    به نظرم همسرتون به شدت تحت تاثیر پدرشون هستن و رفتارهاشون به میل خودش نیست که عیب بزرگیست

    شما باید قبلا سعی می کردین که اختلافات مالی و زندگی زناشویی رو جدا کنین شاید الان هم دیر نشده باشه به همسرتون بگین که شما هم تصور نمی کردین برادرتون این رفتار رو بکنه و شما هم توقعاتتون از برادرتون چیز دیگه بود و دلگیرین و از این دست صحبتها و از اون طرف با برادرتون صحبت کنین که رضایت همسرتون رو بدست بیاره دست از لجبازی و غرور برداره
    و از بزرگتری بخواین دخالت کنه

    همسرتون (بهتر بگم پدر همسرتون ) با این رفتار به برادرتون نشون داده که خنجر رو از رو بسته ( رفتاری غیر عقلانی که در واقع درگیر کردن همه زندگی برای حل یک مشکل که معلوم نیست چطور می خواد حل بشه ) و در مورد پدر همسرتون خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طایی بدن آسان بود

    اینکه میگین قبلا بین شما و همسرتون همه چیز خوب بود با بقیه مسائل جور درنمیاد


    بدون اینکه بحث و مجادله جدیدی رو شروع کنین سعی کنین طوری رفتار نکنین که همسرتون ( ایضا پدرهمسرتون) فکر کنه شما رو از سر راه پیدا کرده یا مثلا نون خور اضافی هستین ( معذرت می خوام صریح میگم )

    الان وقت نگران بودن از تاثیر این اتفاق در صورت برگشت به زندگی نیست مشخصه همسرتون رفتارهای اشتباه زیادی داره که بعدا باید دربارش صحبت کرد سعی کنین به جای این افکار بر پیدا کردن راه حل تمرکز کنین
    ممنون از وقتی که میذارین و جواب میدین
    امیدوارم از پسش بر بیام و ضعیف نباشم ، فکر می کنم راه درازی رو در پیش دارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  20. کاربران زیر از سایه هستی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #15

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    سلام دوستان
    به راهنمایی شما نیاز دارم
    می گم با توجه به اینکه پدر همسرم منو مقصر می دونه و فکر می کنه من با برادرم دست به یکی کردم و اجازه نمیده بر گردم خونه بهش توی تلگرام پیام بدم و از اشتباه درش بیارم؟و ازش بخوام راضی بشه برگردم خونه؟
    خواهرم می گه شاءن خودتو حفظ کن و التماس نکن،من نمی خوام التماس کنم فقط واسه حفظ زندگیم می خوام از اشتباه درش بیارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  22. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.99
    نوشته ها
    1,062
    تشکـر
    842
    تشکر شده 526 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    سلام دوستان
    به راهنمایی شما نیاز دارم
    می گم با توجه به اینکه پدر همسرم منو مقصر می دونه و فکر می کنه من با برادرم دست به یکی کردم و اجازه نمیده بر گردم خونه بهش توی تلگرام پیام بدم و از اشتباه درش بیارم؟و ازش بخوام راضی بشه برگردم خونه؟
    خواهرم می گه شاءن خودتو حفظ کن و التماس نکن،من نمی خوام التماس کنم فقط واسه حفظ زندگیم می خوام از اشتباه درش بیارم
    همسرتون نباید این قدر وابسته یا بی نظر یا منفعل باشه
    در حالت عادی باید همسرتون رو متوجه اشتباهش کنین اما چون راضی کردن ایشون ظاهرا مهم نیست و ایشون با شما همنظرن به نظرم بهتره اول از همسرتون بخواین ذهن پدرش رو در مورد شما روشن کنه
    ویرایش توسط آرش67 : 11-03-2017 در ساعت 12:12 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  23. کاربران زیر از آرش67 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    بهتره بری سر خونه زندگیت بگو نتونستم بیشتر از این دوریتو تحمل کنم .اصلا دیگه به برادرت فکر نکن فکر و ذهنت باید شوهرت باشه و زندگیت .الان همسرت دور از تو هس و ممکنه بعضی از حرفای اطرافیان بیشتر عصبانیش کنه بهتره تو پیشش باشی و نذاری اطرافیان دخالتت کنن.نترس از این مشکلای مالی تو خوانواده ها زیاد پیش میاد انشاالله حل میشه فقط حتما برو خونت حتما برات دعاااااااااااا میکنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  25. کاربران زیر از eghbali بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #18

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    همسرتون نباید این قدر وابسته یا بی نظر یا منفعل باشه
    در حالت عادی باید همسرتون رو متوجه اشتباهش کنین اما چون راضی کردن ایشون ظاهرا مهم نیست و ایشون با شما همنظرن به نظرم بهتره اول از همسرتون بخواین ذهن پدرش رو در مورد شما روشن کنه
    همسرم از ناراحتیه پدرش خیلی ناراحته،سعی می کنه ذهنیت پدرش رو تغییر بده ولی احساس می کنم دور بودنه من و سکوتم و بد برداشت می کنن، نمی خوام فکر بدی نسبت به من داشته باشن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  27. Top | #19

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    572
    تشکـر
    284
    تشکر شده 302 بار در 198 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط eghbali نمایش پست ها
    بهتره بری سر خونه زندگیت بگو نتونستم بیشتر از این دوریتو تحمل کنم .اصلا دیگه به برادرت فکر نکن فکر و ذهنت باید شوهرت باشه و زندگیت .الان همسرت دور از تو هس و ممکنه بعضی از حرفای اطرافیان بیشتر عصبانیش کنه بهتره تو پیشش باشی و نذاری اطرافیان دخالتت کنن.نترس از این مشکلای مالی تو خوانواده ها زیاد پیش میاد انشاالله حل میشه فقط حتما برو خونت حتما برات دعاااااااااااا میکنم
    خیلی ممنونم
    من از خدامه که برم هر یه ثانیه داره واسم مثل یه عمر می گذره،نه خواب دارم نه خوراک،می ترسم برم ولی پذیرفته نشم،حتی این دور بودن ممکنه باعث سرد شدنه همسرم از من بشه،قبل از رفتن به پدرش پیام بدم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  28. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.38
    نوشته ها
    131
    تشکـر
    83
    تشکر شده 92 بار در 68 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    سلام دوستان
    به راهنمایی شما نیاز دارم
    می گم با توجه به اینکه پدر همسرم منو مقصر می دونه و فکر می کنه من با برادرم دست به یکی کردم و اجازه نمیده بر گردم خونه بهش توی تلگرام پیام بدم و از اشتباه درش بیارم؟و ازش بخوام راضی بشه برگردم خونه؟
    خواهرم می گه شاءن خودتو حفظ کن و التماس نکن،من نمی خوام التماس کنم فقط واسه حفظ زندگیم می خوام از اشتباه درش بیارم
    ببین گلم شما که نباید به پدرشوهر پیام بدی وقتی ازتون عصبانیه

    دل شوهرتونو بدست بیار هرچیم باشه زن و شوهرید اگ شما نتونی شوهرتو همراهت کنی هیچکی نمیتونه

    حالا یه اشتباهی کردید پدرشوهرتون فک کنه دخترشی چرا اینجوری رفتارمیکنند.ازقصد که نکردی .

    من جاتون بودم به شوهرم زنگ میزدم میرفتیم بیرون یه هدیه خوشگلم واسش میگرفتم بهش میگفتم عزیزم من خودم سرکارمیرم همه پولتو بهت برمیگردونم. چونکه داداشمم این رفتارو کرد هرجوری که تو دوست داشته باشی رفتار میکنم باهاش چون وقتی از اعتمادتو سواستفاده کرد ینی از اعتماد من سواستفاده کرد.اگ رفتارش عوض نشد

    اونم مرده غیرت داره به روتم نیاره پیش خودش میگه زنم میخواد باهمه ناخوشیها زندگیمونو از نو بسازه.مطمئن میشه ازتون


    لازم نیست حالاحتمن سرکارم بری اما.وانمود کن میخوایی همه تلاشتو بکنی.که غیر از اینم نیست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. کاربران زیر از دنیا * بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عدم اعتماد به نفس
    توسط ehsan76 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 03-19-2016, 01:08 AM
  2. اختلاف سطح اعتقادی
    توسط mrhi7 در انجمن مسائل مذهبی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 03-04-2015, 01:00 AM
  3. بی اعتمادی به افراد
    توسط روی در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 02-06-2015, 06:24 PM
  4. از بین رفتن حس اعتماد
    توسط samiiira در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 01-25-2015, 08:06 PM
  5. اعتماد به نفس ندارم
    توسط آرزو در انجمن مشاوره ازدواج
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 09-29-2013, 12:32 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
اعتماد,  اعتماد خورشيد,  اعتماد الرميكية,  اعتماد بالانجليزي,  اعتماد فيزا,  اعتماد مستندي,  اعتماد توقيع,  اعتماد منافسات,  اعتمادات مصرف ليبيا المركزي,  اعتماد بنكي,  اعتماد بی جا,  اعتماد بیش از حد,  اعتماد بیش از حد به دیگران,  اعتماد بین زوجین,  اعتماد بین فردی,  اعتماد بیش از حد مدیران,  اعتماد بین الملل تابنده,  اعتماد بین شخصی,  اعتماد بی مورد,  اعتماد بین زن و شوهر,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید