مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 40 از 63

موضوع: اعتماد بی جا به برادرم

  1. Top | #21

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    3
    تشکـر
    0
    تشکر شده 3 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    خیلی ممنونم
    من از خدامه که برم هر یه ثانیه داره واسم مثل یه عمر می گذره،نه خواب دارم نه خوراک،می ترسم برم ولی پذیرفته نشم،حتی این دور بودن ممکنه باعث سرد شدنه همسرم از من بشه،قبل از رفتن به پدرش پیام بدم؟
    درمورد اینکه به پدرشوهرت پیام بدی نظری ندارم بهتره فقط به فکر همسرت باشی و دلشو بدست بیاری برو خونت مطمئن باش کسی نمیتونه مانع موندنت تو خونت بشه چون خونه ی خودته بگو دیگه نمیتونم برادرمو تو اون خونه تحمل کنم امیدوارم موفق و خوشبخت بشی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. 2 کاربران زیر از eghbali بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.14
    نوشته ها
    63
    تشکـر
    21
    تشکر شده 28 بار در 26 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    وای چقدر ناراحت شدم حسمو نمی تونم بگم . حق شما نیست که بخاطر برادرت زندگیت خراب بشه . بلند شو برو سر خونه زندگیت . به همسرت بگو اشتباه برادرم به من ربطی نداره . من قید زندگیمو بخاطر پول و برادرم نمیزنم . بلندشو برو پیش همسرت .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. کاربران زیر از ایتکین بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #23

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط دنیا * نمایش پست ها
    ببین گلم شما که نباید به پدرشوهر پیام بدی وقتی ازتون عصبانیه

    دل شوهرتونو بدست بیار هرچیم باشه زن و شوهرید اگ شما نتونی شوهرتو همراهت کنی هیچکی نمیتونه

    حالا یه اشتباهی کردید پدرشوهرتون فک کنه دخترشی چرا اینجوری رفتارمیکنند.ازقصد که نکردی .

    من جاتون بودم به شوهرم زنگ میزدم میرفتیم بیرون یه هدیه خوشگلم واسش میگرفتم بهش میگفتم عزیزم من خودم سرکارمیرم همه پولتو بهت برمیگردونم. چونکه داداشمم این رفتارو کرد هرجوری که تو دوست داشته باشی رفتار میکنم باهاش چون وقتی از اعتمادتو سواستفاده کرد ینی از اعتماد من سواستفاده کرد.اگ رفتارش عوض نشد

    اونم مرده غیرت داره به روتم نیاره پیش خودش میگه زنم میخواد باهمه ناخوشیها زندگیمونو از نو بسازه.مطمئن میشه ازتون


    لازم نیست حالاحتمن سرکارم بری اما.وانمود کن میخوایی همه تلاشتو بکنی.که غیر از اینم نیست
    همسرم سر لج افتاده و می خواد هر جور شده به بدترین شکل کار برادرمو تلافی کنه که البته تا حدودی حق میدم بهش،همسرم منو قبول داره منم همیشه بهش گفتم که من پشت توام و هر تصمیمی بگیری منم باهات همراهی می کنم
    الان نزدیکه یک ماهه که ندیدیم همدیگه رو،من اگه برم خونه خودم همسرم دیگه اجازه نمیده با خانواده م رابطه داشته باشم
    شرایط بدی دارم،نمی دونم واقعا" چی درسته و چی غلط؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  6. Top | #24

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط eghbali نمایش پست ها
    درمورد اینکه به پدرشوهرت پیام بدی نظری ندارم بهتره فقط به فکر همسرت باشی و دلشو بدست بیاری برو خونت مطمئن باش کسی نمیتونه مانع موندنت تو خونت بشه چون خونه ی خودته بگو دیگه نمیتونم برادرمو تو اون خونه تحمل کنم امیدوارم موفق و خوشبخت بشی
    اگه برم و در و روم باز نکنه چی؟ حتی کلید خونه رو هم ندارم،چون خونه مادر بزرگه همسرم زندگی می کنیم پدرش کلیدامو گرفته
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  7. Top | #25

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ایتکین نمایش پست ها
    وای چقدر ناراحت شدم حسمو نمی تونم بگم . حق شما نیست که بخاطر برادرت زندگیت خراب بشه . بلند شو برو سر خونه زندگیت . به همسرت بگو اشتباه برادرم به من ربطی نداره . من قید زندگیمو بخاطر پول و برادرم نمیزنم . بلندشو برو پیش همسرت .
    من الان ۱۵ روزه از خونه بیرون نرفتم، کارم همش شده گریه
    می ترسم از روزی که دیگه نه پیش خانواده خودم جایی داشته باشم نه دیگه همسرم اون علاقه سابق رو بهم داشته باشه،می ترسم برم خونه درو به روم باز نکنه ، از خیلی چیزای دیگه می ترسم که ممکنه تو آینده به خاطر این کار برادرم سرم بیاد،می ترسم از سرکوفتایی که قراره بزنن بهم،حتی همه فامیلاشونم متوجه شدن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  8. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.60
    نوشته ها
    1,062
    تشکـر
    842
    تشکر شده 525 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    اگه برم و در و روم باز نکنه چی؟ حتی کلید خونه رو هم ندارم،چون خونه مادر بزرگه همسرم زندگی می کنیم پدرش کلیدامو گرفته

    گفتید تلفنی با هم در ارتباطید

    حتما قراری با هم بزارید و بیرون همدیگه رو ببینید ، در مورد همدیگه و زندگیتون حرف بزنید هم یکم سبک میشید هم دیدار دوباره می تونه خیلی چیزا رو تغییر بده که امیدوارم تغییرات مثبت باشه

    اگه به هر دلیلی خانه خودتون نرفتید ملاقاتها رو کنسل نکنید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  9. Top | #27

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    گفتید تلفنی با هم در ارتباطید

    حتما قراری با هم بزارید و بیرون همدیگه رو ببینید ، در مورد همدیگه و زندگیتون حرف بزنید هم یکم سبک میشید هم دیدار دوباره می تونه خیلی چیزا رو تغییر بده که امیدوارم تغییرات مثبت باشه

    اگه به هر دلیلی خانه خودتون نرفتید ملاقاتها رو کنسل نکنید
    وای نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت نمی دونم دعاهام داره مستجاب می شه یا نه
    پنج دقیقه پیش زنگ زدم بهش ولی نتوونستم جلوی گریه مو بگیرم (نمی دونم از روی ضعیفیمه یا دلتنگی) پرسید چرا گریه می کنی گفتم می خوام فردا بیام خونه،گفت باشه وسایلاتو جمع کن فردا میام دنبالت گفت اگه تا الانم این دوری رو تحمل کردم واسه این بوده که خانواده ات به فکر باشن و پولو جور کنن ولی انگار تو و زندگیت خیلی واسشون مهم نیست
    سه روز مونده به دادگاهشون
    نمی دونم چه عکس العملی نشون بدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  10. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    6
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    مگه شما شوهرتونو مجبور کردید ؟ خب شما زنشید ینی از ی خواهر به برادر نزدیکترچرا باید ازش جدا باشید ! میشه کنار هم باشیدو شما هم بگید که دیگه چش دیدن برادرتونو نداریدو همه جوره طرف اون هستید ! مگه پدر شوهرتون قراره کمکی کنه یا پول اون بوده که شمارو از شوهرتون جدا کرده ؟ خب شوهرتون خودشم بدش نیومده بود دیگه ؟ حالا اگه قضیه برعکس بود شما قهر میکردید اگه مادرتون یا پدرتون میگفت دیگه نمون خونه شوهر چون مثلا برادرش زندگیتونو خراب کرده ؟ اگه اون پول شوهرتون بوده و زندگیتونم به عهده ی خودتون بوده کسی حق نداره شمارو از هم جدا کنه حتی پدرو مادرم باشه !
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. کاربران زیر از آتریس بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  12. Top | #29

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آتریس نمایش پست ها
    مگه شما شوهرتونو مجبور کردید ؟ خب شما زنشید ینی از ی خواهر به برادر نزدیکترچرا باید ازش جدا باشید ! میشه کنار هم باشیدو شما هم بگید که دیگه چش دیدن برادرتونو نداریدو همه جوره طرف اون هستید ! مگه پدر شوهرتون قراره کمکی کنه یا پول اون بوده که شمارو از شوهرتون جدا کرده ؟ خب شوهرتون خودشم بدش نیومده بود دیگه ؟ حالا اگه قضیه برعکس بود شما قهر میکردید اگه مادرتون یا پدرتون میگفت دیگه نمون خونه شوهر چون مثلا برادرش زندگیتونو خراب کرده ؟ اگه اون پول شوهرتون بوده و زندگیتونم به عهده ی خودتون بوده کسی حق نداره شمارو از هم جدا کنه حتی پدرو مادرم باشه !
    بله حق با شماست ولی اونا اینجوری فکر نمی کنن و پول براشون از هر چیزی مهم تره،هر چند اگه برادر من انقدر بد با همسرم رفتار نمی کرد شاید اونا رفتار بهتری می داشتن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  13. Top | #30

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.06
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    6
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    بله حق با شماست ولی اونا اینجوری فکر نمی کنن و پول براشون از هر چیزی مهم تره،هر چند اگه برادر من انقدر بد با همسرم رفتار نمی کرد شاید اونا رفتار بهتری می داشتن
    خب مهم نیست اونا چی فکر میکنن مهم شوهرتونه ! اگه خونه شما جداستو این پولم مال شوهرتون بوده اصلا اونا همچین حقیو ندارن که تو زندگیتون دخالت کنن ! فوقش باهاتون قطع ارتباط میکنن ....
    اخه پول شما چ ربطی ب اونا داره ! ازین موردا دیدم ک بعدش اینطور شده ک مرده نذاشته کلا زنه بره خونه باباش و کلا گفته قطع ارتباط ....
    انشالا که درست میشه خدا بزرگه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. کاربران زیر از آتریس بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #31

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آتریس نمایش پست ها
    خب مهم نیست اونا چی فکر میکنن مهم شوهرتونه ! اگه خونه شما جداستو این پولم مال شوهرتون بوده اصلا اونا همچین حقیو ندارن که تو زندگیتون دخالت کنن ! فوقش باهاتون قطع ارتباط میکنن ....
    اخه پول شما چ ربطی ب اونا داره ! ازین موردا دیدم ک بعدش اینطور شده ک مرده نذاشته کلا زنه بره خونه باباش و کلا گفته قطع ارتباط ....
    انشالا که درست میشه خدا بزرگه
    منم احتمالا" باید قطع ارتباط کنم یه مدت تا همه چی درست بشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  16. Top | #32

    دلنوشته کاربر
    خدای من... این روزها بیشتر حواست به من باشد...میگویند بزرگترین شکست از دست دادن ایمان است...حواست باشد که من شکست نخورم... من هنوز هم تورا به نام قاضی الحاجات میخوانم... خدای خوب من...! برای دلم امن یجیب بخوان...!
    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.83
    نوشته ها
    1,103
    تشکـر
    1,330
    تشکر شده 1,307 بار در 710 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    سلام.

    من درک نمیکنم شما چرا رفتی خونه مادرت!

    اونجا خونه شماست هر کسی از شما یا خانوادت ناراحتم باشه به هیچ عنوان نباید خونتو ترک کنی .

    اصلا چه اهمیتی داره که خونواده شوهرت پول براشون مهمه و به این دلیل ازت ناراحتن! وقتی ناراحتیشون بی منطقه و تو تقصیری نداری چرا باید اجازه بدی باهات اینجوری رفتار بشه؟

    نمیگم با بحث و دعوا جلوشون بایستی٬

    بحث نکن٬ جوابم نده فقط بمون توی خونه ت و به همه حتی به همسرت ثابت کن هیچ قدرتی نمیتونه تو رو از خونه و همسرت جدا کنه.
    ویرایش توسط رامونا : 11-04-2017 در ساعت 12:34 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. کاربران زیر از رامونا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #33

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رامونا نمایش پست ها
    سلام.

    من درک نمیکنم شما چرا رفتی خونه مادرت!

    اونجا خونه شماست هر کسی از شما یا خانوادت ناراحتم باشه به هیچ عنوان نباید خونتو ترک کنی .

    اصلا چه اهمیتی داره که خونواده شوهرت پول براشون مهمه و به این دلیل ازت ناراحتن! وقتی ناراحتیشون بی منطقه و تو تقصیری نداری چرا باید اجازه بدی باهات اینجوری رفتار بشه؟

    نمیگم با بحث و دعوا جلوشون بایستی٬

    بحث نکن٬ جوابم نده فقط بمون توی خونه ت و به همه حتی به همسرت ثابت کن هیچ قدرتی نمیتونه تو رو از خونه و همسرت جدا کنه.
    تو اون لحظه همه عصبانی بودیم،ولی واسم درس عبرت شد دیگه هیچ وقت تحت هیچ شرایطی اجازه نمی دم کسی بخواد منو از همسرم و زندگیم دور کنه و بخواد تو زندگیمون دخالت کنه
    من تو اون لحظه فکر می کردم واسه حفظ حرمتا بهتره که برم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  19. Top | #34

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    سلام دوباره
    الان که دارم مطلبم رو می نویسم تو خونه خودمون هستم
    روزی که همسرم می خواست بیاد دنبالم قبلش پدرش باهام تماس گرفت و گفت اگه می خوای برگردی باید مهریه تو ببخشی!!! منم جا خوردم و چند لحظه نتوونستم صحبت کنم بعدش گفتم این مسئله ای نیست که بخوایم تلفنی در موردش صحبت کنیم گفت باشه الان میایم دنبالت،منم وسایلامو که از قبل آماده کرده بودم با مادرم خداحافظی کردم و ازش حلالیت خواستم چون تو این مدت با رفتارم باعث ناراحتیش شده بودم ، اومدن دنبالم و رفتیم سمت خونه همچنان پدرش می گفت مهریه تو ببخش که خانواده ات متوجه بشن که باعث شدن تو آسیب ببینی و طرف شوهرتی،منم گفتم هزار جور راه واسه اثبات هست من مهریه مو نمی بخشم و این مسئله ای نیست که حتی بخوام بهش فکر کنم،گفتم اگه پسر شما پولشو از دست داده منم خانواده مو گذاشتم و اومدم چه پشتوانه ای تو زندگیم دارم جز همین مهریه ای که هیچ ارزشی واسه من نداره و منم آدم مهریه گرفتن نیستم،خلاصه دیگه حرفی از مهریه زده نشد و موقع پیاده شدن پدر همسرم باهام روبوسی کرد و گفت به خونه خودت خوش اومدی
    دیروز دادگاهشون بود،همسرم با پدرش رفت و برادر منم با مادرم،نمی دونم اونجا چی شد که همسرم وقتی اومد خونه عصبانی بود و گفت من تا ته این قضیه میرم و گفت مامانت خوب داره از پسرش حمایت می کنه منم دیگه سوالی نکردم،امروز خواهرم تو تلگرام می گفت مثل اینکه همسرم با مادرم بد و با صدای بلند صحبت کرده
    منم که اجازه ندارم به خانواده م زنگ بزنم و از دل مامانم در بیارم
    اگه بخوام به انصاف بگم همسرم رفتارش تو این چند روز باهام خیلی خوب بوده حتی بهم سرکوفت هم نزده که بگه من مقصرم یه وقتایی یه چیزی به برادرم گفته ولی به من نه همشم می گه ما تا آخر عمر با همیم و ...
    من از اینکه نمی توونم با مادرم صحبت کنم دارم دیوونه می شم،مادرم خیلی غصه می خوره الان چون قبلا" حداقل روزی دو سه بار با هم صحبت می کردیم و من یه جورایی سنگ صبورش بودم ولی الان
    نمی دونم چیکار کنم؟با خودم می گم یواشکی زنگ بزنم و حالشو بپرسم ولی بعد منصرف می شم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  20. Top | #35

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    سلام بچه ها
    انگار خدا بدجوری می خواد گوش مالی بده بهمون
    به هر دری میزنیم بسته س و اوضاع بدتر می شه
    تو این مدت خیلیا رو شناختم نسبت به خیلیا بی اعتماد شدم و با وجود نزدیک بودن بهشون یه دنیا فاصله گرفتم ازشون
    همسرم از برادرم شکایت کرد که خوب من صد در صد این حق رو بهش میدم (بماند که چقدر تو این مدت با هم بحث و دعوا داشتیم)
    حکم صادر شد و برادرم محکوم شد ولی اعتراض زد مبنی بر اینکه توانایی پرداخت نداره و ... دو ماه دیگه دوباره دادگاه دارن،تو تعطیلات عید همسرم رفت دم خونه ی فامیلامون و جریان رو واسه همه تعریف کرد بدون اینکه من در جریان باشم اولش کلی گریه زاری کردم ولی بعد گفتم اشکال نداره پولش رو از دست داده فکر می کنه اینجوری زودتر به پولش می رسه تا اینکه فهمیدم با پدر زن سابق برادرم نقشه کشیدن که هر طوری شده برادرم رو بندازن زندان این درحالیه که مادرم و برادر بزرگم دارن وام جور می کنن که پولش رو بدن وقتی ام به همسرم می گم خوب تو بی خیاله پدر زنه شو و پولتو بگیر می گه نه من برادرتو بیچاره می کنم
    حالا من موندم و یه عالمه علامت سوال تو سرم
    مهم تر از همه این که کسی که نه بخشندگی بلده و نه گذشت کسی که پر از سیاهی و کینه و انتقامه کسی که با دشمنای ما دمخور شده و هم صحبت می توونه واسه من تکیه گاه باشه؟!!!اگه تو آینده اتفاقات و مشکلات دیگه ای رخ بده می توونم بهش اعتماد کنم؟!!!!
    برای چندمین بار پیش خانواده ش منو تحقیر کرده و گفته از زندگیم برو بیرون هر بار گفتم عصبانیه آروم می شه ،مادرشم که فقط منو خانواده مو مسخره می کنه و انگ کلاهبرداری و دروغ گویی میزنه بهمون
    اینبار بدجوری دلم شکسته و از ضعف خودم بیزار شدم
    نمی دونم باید چیکار کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  21. Top | #36

    دلنوشته کاربر
    همیشه با خودمان مهربان باشیم
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.85
    نوشته ها
    1,046
    تشکـر
    1,224
    تشکر شده 992 بار در 591 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه هستی نمایش پست ها
    سلام بچه ها
    انگار خدا بدجوری می خواد گوش مالی بده بهمون
    به هر دری میزنیم بسته س و اوضاع بدتر می شه
    تو این مدت خیلیا رو شناختم نسبت به خیلیا بی اعتماد شدم و با وجود نزدیک بودن بهشون یه دنیا فاصله گرفتم ازشون
    همسرم از برادرم شکایت کرد که خوب من صد در صد این حق رو بهش میدم (بماند که چقدر تو این مدت با هم بحث و دعوا داشتیم)
    حکم صادر شد و برادرم محکوم شد ولی اعتراض زد مبنی بر اینکه توانایی پرداخت نداره و ... دو ماه دیگه دوباره دادگاه دارن،تو تعطیلات عید همسرم رفت دم خونه ی فامیلامون و جریان رو واسه همه تعریف کرد بدون اینکه من در جریان باشم اولش کلی گریه زاری کردم ولی بعد گفتم اشکال نداره پولش رو از دست داده فکر می کنه اینجوری زودتر به پولش می رسه تا اینکه فهمیدم با پدر زن سابق برادرم نقشه کشیدن که هر طوری شده برادرم رو بندازن زندان این درحالیه که مادرم و برادر بزرگم دارن وام جور می کنن که پولش رو بدن وقتی ام به همسرم می گم خوب تو بی خیاله پدر زنه شو و پولتو بگیر می گه نه من برادرتو بیچاره می کنم
    حالا من موندم و یه عالمه علامت سوال تو سرم
    مهم تر از همه این که کسی که نه بخشندگی بلده و نه گذشت کسی که پر از سیاهی و کینه و انتقامه کسی که با دشمنای ما دمخور شده و هم صحبت می توونه واسه من تکیه گاه باشه؟!!!اگه تو آینده اتفاقات و مشکلات دیگه ای رخ بده می توونم بهش اعتماد کنم؟!!!!
    برای چندمین بار پیش خانواده ش منو تحقیر کرده و گفته از زندگیم برو بیرون هر بار گفتم عصبانیه آروم می شه ،مادرشم که فقط منو خانواده مو مسخره می کنه و انگ کلاهبرداری و دروغ گویی میزنه بهمون
    اینبار بدجوری دلم شکسته و از ضعف خودم بیزار شدم
    نمی دونم باید چیکار کنم
    سلام
    خوب شما که اشتباه نکردید برادرتان اشتباه کرده.
    ببینید شوهرتان اگر واقعا شما را دوست دارد و شما را میخواهد آنقدر نباید شما را ناراحت کند ازدواج برای رسیدن به آرامش هست به شوهرتان بگویید تکلیف خودش را مشخص کند اگر نمی تواند بگویید من یک مدت خانه پدرم میروم تا تصمیمت را بگیری اگر من را میخواهی باید بتوانی من و خانواده ام را ببخشی و گرنه با کدروت پیش آمده زندگی برایمان تلخ میشود و ادامه زندگی بدین صورت ثمری نخواهد داشت محبت رشته ای هست که باعث پیوند من و تو شده اگر دیگر محبتی به من نداری چاره ای جزء جدایی نخواهد بود بهش بگو خوب فکر کند بهش فرصت بدهید تا تصمیمش را بگیرید یا رهایی از کینه شما و خانواده تان یا جدایی و طلاق. یا بخشش یا طلاق.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. کاربران زیر از سعید62 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #37

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعید62 نمایش پست ها
    سلام
    خوب شما که اشتباه نکردید برادرتان اشتباه کرده.
    ببینید شوهرتان اگر واقعا شما را دوست دارد و شما را میخواهد آنقدر نباید شما را ناراحت کند ازدواج برای رسیدن به آرامش هست به شوهرتان بگویید تکلیف خودش را مشخص کند اگر نمی تواند بگویید من یک مدت خانه پدرم میروم تا تصمیمت را بگیری اگر من را میخواهی باید بتوانی من و خانواده ام را ببخشی و گرنه با کدروت پیش آمده زندگی برایمان تلخ میشود و ادامه زندگی بدین صورت ثمری نخواهد داشت محبت رشته ای هست که باعث پیوند من و تو شده اگر دیگر محبتی به من نداری چاره ای جزء جدایی نخواهد بود بهش بگو خوب فکر کند بهش فرصت بدهید تا تصمیمش را بگیرید یا رهایی از کینه شما و خانواده تان یا جدایی و طلاق. یا بخشش یا طلاق.
    یه وقتایی احساس می کنم از خداشه که جدا بشیم،اگه بگم برم خونه ی مامانم می گه برو و دیگه ام بر نگرد،دلش خیلی کوچیکه،هیچ کدوم از این رفتاراشو نه دیده بودم نه می توونستم پیش بینی کنم،می گه دوستم داره ولی همش تو حرفه نه عمل
    من نمی گم و نمی خوام از حقش بگذره تا قرون آخر پولش رو هم می گیره یعنی باید بگیره ولی این رفتاراش نقشه کشیدناش و ... قابل هضم نیست برام
    چند روز پیش تمام میزای خونه رو زد شکست چون بهش گفتم واسه چی با اون آقا دست به یکی کردی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

  24. Top | #38

    دلنوشته کاربر
    قوی باش،مثل درخت مرده ای که کویربعد از مدتا هنوز نتونسته تنه ی خشکشو به زمین بزنه
    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.91
    نوشته ها
    2,326
    تشکـر
    4,306
    تشکر شده 2,973 بار در 1,490 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badjens

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    انشالله همه چیز درست میشه عزیزم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    پاک کردن اسم سایت منبع از توی مقاله ها دزدی حساب میشه
    تازه این کارو بدون توضیح دادن به ادم میکنید اونم وقتی من ازتون سوال کردم
    خیلی خیلی خیلی کاراتون زشته رسما به همه کاربرا توهین میکنید انقدر که ارزشی برای کسی قائل نیستید

  25. کاربران زیر از ملکه شیشه ای بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #39

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.42
    نوشته ها
    5,093
    تشکـر
    562
    تشکر شده 2,896 بار در 1,606 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    سلام مبلغ پول چقدره؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  27. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #40

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.36
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    238
    تشکر شده 289 بار در 187 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : اعتماد بی جا به برادرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    سلام مبلغ پول چقدره؟
    سلام
    ۴۰ میلیون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اگر می خواهید قوی باشید صبر پیشه کنید ، فهیم باشید و عاقل .
    هر کسی می تواند گستاخ باشد اما قدرت واقعی در محبت و ادب نهفته است.

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عدم اعتماد به نفس
    توسط ehsan76 در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 03-19-2016, 12:08 AM
  2. اختلاف سطح اعتقادی
    توسط mrhi7 در انجمن مسائل مذهبی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 03-04-2015, 12:00 AM
  3. بی اعتمادی به افراد
    توسط روی در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 02-06-2015, 05:24 PM
  4. از بین رفتن حس اعتماد
    توسط samiiira در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 01-25-2015, 07:06 PM
  5. اعتماد به نفس ندارم
    توسط آرزو در انجمن مشاوره ازدواج
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 09-29-2013, 11:32 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
اعتماد,  اعتماد خورشيد,  اعتماد منافسات,  اعتماد بالانجليزي,  اعتماد مستندي,  اعتماد الرميكية,  اعتماد توقيع,  اعتمادات مستندية,  اعتماد مسرح مصر,  اعتماد القابضة,  اعتماد بیجا,  اعتماد بیش از حد,  اعتماد بین زوجین,  اعتماد بین فردی,  اعتماد بین شخصی,  اعتماد بین زن و شوهر,  اعتماد بی اعتماد,  خسته از اعتماد بیجا,  پرسشنامه اعتماد بین شخصی,  شعر اعتماد بیجا,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید