مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 34

موضوع: یه مشکل بزرگ و نگفتنی

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    سلام، من دختری 29ساله هستم، 5ساله ک ازدواج کردم، هیچ لذتی از زندگیم نمیبرم، همسرم خیلی مهربون اما دست و پا چلفتیه، همه کاراش مورد تمسخر بقیه قرار میگیره، 3سال پیش با پسری آشنا شدم ک عاشقش شدم و میخواستم باهاش ازدواج کنم، هرکاری کردم، همسرم قبول نکرد منو طلاق بده و ازین طرفم عشقم ب اون پسر خیلی زیاد شد و من حامله شدم و شب زایمانم اون پسره ولم کرد و رفت، الان یک سال و نیمه ک اون رفته و من هرشب گریه میکنم هر لحظه ب فکرشم ی لحظه خوش توی زندگیم ندارم حتی دیگه از روابط جنسی باهمسرم متنفر شدم، هیچی برام حذابیت نداره، ازین زندگی متنفرم، هرکاری میکنم نه فراموشم میشه نه آدم میشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از Mahziii بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    612
    تشکـر
    147
    تشکر شده 249 بار در 182 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    سلام

    خب شما که از زندگیتون راضی نبودید چرا بچه دار شدید؟
    ویرایش توسط shahriar : 11-03-2017 در ساعت 11:27 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نمیدونم همه زندگیم حماقت بوده تا الان، ولی الان فقط ی چیز و میخوام، که ی روزم ک شده مثل آدمای دیگه ب خودم فکر کنم نه کس دیگه ای
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    612
    تشکـر
    147
    تشکر شده 249 بار در 182 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    نمیدونم همه زندگیم حماقت بوده تا الان، ولی الان فقط ی چیز و میخوام، که ی روزم ک شده مثل آدمای دیگه ب خودم فکر کنم نه کس دیگه ای
    اصلا از روز اول علت خیانت به همسرتون چی بود؟ فقط دست و پا چلفتی؟!!

    خیلی ببخشید که جسارت میکنم ولی این بخش از جملتون مبهمه واضح تر میفرمایید؟؟

    " ازین طرفم عشقم ب اون پسر خیلی زیاد شد و من حامله شدم"
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نه فقط دست و پا چلفتی، هر بار توی رابطه زناشویی من ب اوج میرسیدم همسرم کارش تموم میشد و کنار میکشید، من همیشه توی اون حالت باقی میموندم، خیلی وقتا توی اون حالت گریه میکردم، بچم از شوهرم بود، اما برای دوست پسرم فرقی نداشت، تا شبی هم ک بچم ب دنیا اومد منتظر ب دنیا اومدن بچم بود و یهو دیگه جواب زنگامو نداد، همسرم هیچوقت احساساتم و ندید توی تمام روابط زناشویی کم گذاشت، من خانواده حساسی دارم، بیشتر بخاطر اونا مجبور شدم ادامه بدم و بچه دارشم
    ویرایش توسط Mahziii : 11-04-2017 در ساعت 12:09 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    من هنوز هیچ روزی توی زندگیم نیومده ک بهش فکر نکنم و برای دلم تنگ نشه، نمیتونم فراموشش کنم، من تا آخر عمرم با این غم باید بسوزم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    612
    تشکـر
    147
    تشکر شده 249 بار در 182 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    من هنوز هیچ روزی توی زندگیم نیومده ک بهش فکر نکنم و برای دلم تنگ نشه، نمیتونم فراموشش کنم، من تا آخر عمرم با این غم باید بسوزم؟
    میتونم سن همسرتون و اون آقا رو بپرسم؟ و همچنین طریقه آشنایی با همسرتون و آقای دوم؟؟

    آیا تا الان قدمی برای بهبود روابط زناشویی با همسرتون برداشتید؟ مثلا رفتن پیش مشاور یا بحث و گفتگو با همسرتون در مورد این نارضایتی ها؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    همسرم متولد 65 هستش
    اون آقا هم 63
    خودم 68
    من خیلی سعی کردم روابطم توی این یک سال اخیر باهمسرم متعادل باشه اما همیشه با رفتاراش باعث دلسردیم میشه، خیلی سرش داد میزنم، از در وارد میشه دلم میخوادخفش کنم، خیلی مظلومه شوهرم، یکی از مشکلاتشم همین آرامش و صبوریه بیش از حدشه، اصلا عصبانی نمیشه یا خیلی جزیی، اما اون آقاپر از شور و هیحان بود، همیشه در حال گفت و خند بود، یا حتی دعوا کردن، همه کاراش هیجان داشت، همسرم حتی از شنیدن ی جوک خنده دار هم با صدای بلند نمیخنده، خسرت ب دلم گذاشته ی بار قاه قاه بخنده، یا حتی ی بار سرم داد بزنه
    بیشتر برای حل مشکلم مطالعه کردم ک چ کارایی باید انجام بدم ک اون آقا رو فراموشش کنم، اما هیچ راهی موثر نبود، حتی بعضی وقتا یواشکی سیگار میکشم
    طریقه آشناییم با همسرم توی ی سفر به قشم بود، اونجا همدیگرو دیدیم و من خونم شهرستان بود، اونن تهران، بعد از ی ماه ک تلفنی حرف میزدیم اومدن خواستگاریم،و با آقای دوم توی شبکه های اجتماعی آشنا شدم، اولش برای سرگرمی بود برای هردومون ولی بعدا خیلی ب هم علاقه مند شدیم، نمیدونم چطور تونست یهویی اونجوری ازم جداشه و بره، شاید چون بچه من سد تمام راه ها بود براش
    ویرایش توسط Mahziii : 11-04-2017 در ساعت 12:41 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #9

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    612
    تشکـر
    147
    تشکر شده 249 بار در 182 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    امان از دست شبکه های اجتماعی

    خب ببینید الان فرزند دلبندتون بهترین انگیزه برای فراموش کردن اون آقا هست...بیشتر تمرکزتون رو واسه بچه بزارید

    آیا میتونید چندتا نکته مثبت هم از همسرتون بشمارید؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #10

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    تمام زندگیم شده بچم، اصلا هیچی ازون عزیزتر ندارم
    همسرم اصلا اعل رفیق بازی و اینچیزا نیست، خیلیم مهربونه، اهل هیچگونه دود و هیچ کاری منفی ای نیست، تمام اختیارات زندگی و ب من داده، ولی من بازم نمیتونم عاشقش باشم، متأسفانه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Feb 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.67
    نوشته ها
    612
    تشکـر
    147
    تشکر شده 249 بار در 182 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    جالبه آدم واقعا کیف میکنه از خصوصیات مثبتی که همسرتون داره...در مورد مشکلات جنسی هم حتما به یک مشاور مراجعه کنید...زندگی رو به کام خودتون تلخ نکنید

    و عجیب اینکه فقط از آقای دوم تعریف و تمجید کردید اما بزرگترین ایرادش (یعنی عدم داشتن جرات واسه موندن به پای کسی که زندگی خودشو براش به خطر انداخته)، زیاد پررنگ نکردید!

    یادتون باشه که اون فرد بدون هیچ توضیحی شما رو تنها گذاشت و رفت در حالی که شما سه سال به این فرد وقت گذاشتید و حتی اصرار به طلاق هم داشتید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #12

    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.17
    نوشته ها
    1,604
    تشکـر
    72
    تشکر شده 1,283 بار در 726 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    سلام، من دختری 29ساله هستم، 5ساله ک ازدواج کردم، هیچ لذتی از زندگیم نمیبرم، همسرم خیلی مهربون اما دست و پا چلفتیه، همه کاراش مورد تمسخر بقیه قرار میگیره، 3سال پیش با پسری آشنا شدم ک عاشقش شدم و میخواستم باهاش ازدواج کنم، هرکاری کردم، همسرم قبول نکرد منو طلاق بده و ازین طرفم عشقم ب اون پسر خیلی زیاد شد و من حامله شدم و شب زایمانم اون پسره ولم کرد و رفت، الان یک سال و نیمه ک اون رفته و من هرشب گریه میکنم هر لحظه ب فکرشم ی لحظه خوش توی زندگیم ندارم حتی دیگه از روابط جنسی باهمسرم متنفر شدم، هیچی برام حذابیت نداره، ازین زندگی متنفرم، هرکاری میکنم نه فراموشم میشه نه آدم میشم
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    نمیدونم همه زندگیم حماقت بوده تا الان، ولی الان فقط ی چیز و میخوام، که ی روزم ک شده مثل آدمای دیگه ب خودم فکر کنم نه کس دیگه ای
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    نه فقط دست و پا چلفتی، هر بار توی رابطه زناشویی من ب اوج میرسیدم همسرم کارش تموم میشد و کنار میکشید، من همیشه توی اون حالت باقی میموندم، خیلی وقتا توی اون حالت گریه میکردم، بچم از شوهرم بود، اما برای دوست پسرم فرقی نداشت، تا شبی هم ک بچم ب دنیا اومد منتظر ب دنیا اومدن بچم بود و یهو دیگه جواب زنگامو نداد، همسرم هیچوقت احساساتم و ندید توی تمام روابط زناشویی کم گذاشت، من خانواده حساسی دارم، بیشتر بخاطر اونا مجبور شدم ادامه بدم و بچه دارشم
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    من هنوز هیچ روزی توی زندگیم نیومده ک بهش فکر نکنم و برای دلم تنگ نشه، نمیتونم فراموشش کنم، من تا آخر عمرم با این غم باید بسوزم؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    همسرم متولد 65 هستش
    اون آقا هم 63
    خودم 68
    من خیلی سعی کردم روابطم توی این یک سال اخیر باهمسرم متعادل باشه اما همیشه با رفتاراش باعث دلسردیم میشه، خیلی سرش داد میزنم، از در وارد میشه دلم میخوادخفش کنم، خیلی مظلومه شوهرم، یکی از مشکلاتشم همین آرامش و صبوریه بیش از حدشه، اصلا عصبانی نمیشه یا خیلی جزیی، اما اون آقاپر از شور و هیحان بود، همیشه در حال گفت و خند بود، یا حتی دعوا کردن، همه کاراش هیجان داشت، همسرم حتی از شنیدن ی جوک خنده دار هم با صدای بلند نمیخنده، خسرت ب دلم گذاشته ی بار قاه قاه بخنده، یا حتی ی بار سرم داد بزنه
    بیشتر برای حل مشکلم مطالعه کردم ک چ کارایی باید انجام بدم ک اون آقا رو فراموشش کنم، اما هیچ راهی موثر نبود، حتی بعضی وقتا یواشکی سیگار میکشم
    طریقه آشناییم با همسرم توی ی سفر به قشم بود، اونجا همدیگرو دیدیم و من خونم شهرستان بود، اونن تهران، بعد از ی ماه ک تلفنی حرف میزدیم اومدن خواستگاریم،و با آقای دوم توی شبکه های اجتماعی آشنا شدم، اولش برای سرگرمی بود برای هردومون ولی بعدا خیلی ب هم علاقه مند شدیم، نمیدونم چطور تونست یهویی اونجوری ازم جداشه و بره، شاید چون بچه من سد تمام راه ها بود براش
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    تمام زندگیم شده بچم، اصلا هیچی ازون عزیزتر ندارم
    همسرم اصلا اعل رفیق بازی و اینچیزا نیست، خیلیم مهربونه، اهل هیچگونه دود و هیچ کاری منفی ای نیست، تمام اختیارات زندگی و ب من داده، ولی من بازم نمیتونم عاشقش باشم، متأسفانه
    سلام

    عزیز نطلب شما را خواندم و متاسفم. ولی حرف بد میخوام بزنم شما خیلی گیج و گنگی عزیز!!!!؟؟

    اخه مگه میشه یک خانم 29 ساله اینقدر کم دان!!!!؟؟

    نمیدانم از چه خانواده ای میای و تحصیلاتت چیه ولی شما عزیزم نه توانایی عشق ورزی رو داشتی و داری و نه توان ازدواج رو!!!!!

    یک اقایی رو توسفر دیدی 1 ماه تلفنی صحبت کردین ایشون امده خواستگاری بدون شناخت کافی ازدواج, بعد از 3 سال تو شبکه اجتمایی یکنفر دیگه و روابطی داشتید که نمیدانم در چه سطحی بوده!!!

    بعد یدفعه بچه دار شدید و نمیدانید چرا!!!! بعد اون آقا رفته و حالا هم شما با فرزند میخواین فقط به فکر خودتان باشید و هنوز تو فکر ایشونید!!!!! بابا ایوالا!!!؟؟

    نه عزیزم شما سخت گیری و گرفتار!!!

    میگی از همسرم رو دوست ندارم, میگم بیخود ازدواج کردی!

    میگی تو روابط جنسی ارضام نمیکنه میگم اینهمه روشهای علمی و دکتر و قرص و.... برای رفع اختلالات!!

    میگی عاشق دیگری شدم, میگم عزیز از عشق هیچی نمیدانی شما!!! فقط یک هوس بوده و هست!!

    میگی اون اقا ولم کرد و رفت میگم,اختمالا به مقصودش رسیده (جنسی) و دیده مادر شدی کمی وجدانش یه درد امده رفته!!

    خلاصه حالا دیگه مادری و یک زن متعهل و بهتره این رو بپذیری... و حتما نیاز به مشاوره و دارو و مطالعه داری برای شناخت یسشتر خودت.

    موفق باشی

    سپاس
    دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  14. 2 کاربران زیر از شهرام2014 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #13

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    همه اینارو میدونم، خیلی وقتا ازش متنفر میشم، ولی خاطراتش ی لحظه هم تنهام نمیذاره، انگار لذت زندگیمو با خودش برده، خیلیا حسرت زندگی منو میخورن، اما خودم ازش لذتی نمیبرم، اصلا نمیتونم منطقی باشم، راه درست و کار درست و میدونم اما نمیتونم با خودم کنار بیام، نمیتونم خوب شم و خوب زندگی کنم، نمیتونم دوس داشته باشم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #14

    دلنوشته کاربر
    گذشته در گذشته و فردا نیز ناپیداست در حال زندگی کن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.17
    نوشته ها
    1,604
    تشکـر
    72
    تشکر شده 1,283 بار در 726 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    همه اینارو میدونم، خیلی وقتا ازش متنفر میشم، ولی خاطراتش ی لحظه هم تنهام نمیذاره، انگار لذت زندگیمو با خودش برده، خیلیا حسرت زندگی منو میخورن، اما خودم ازش لذتی نمیبرم، اصلا نمیتونم منطقی باشم، راه درست و کار درست و میدونم اما نمیتونم با خودم کنار بیام، نمیتونم خوب شم و خوب زندگی کنم، نمیتونم دوس داشته باشم
    عرض کردم کاملا معلومه اسیب دیدین!!!

    بنابراین مریضید عزیز, مثل شخصی که سردرد شدید داره و حالا باید بره دکتر برای انجام ازمابشات مختلف و ام. ار .ای و..... و تشخیص و درمان.

    شما نیز باید برید پهلوی روانشناس جهت معاینه بالینی و تشخیص و درمان

    موفق باشید

    سپاس دکتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    وقتی که بدن فیزیکی بیمار شد باید به پزشک رجوع کرد

    و وقتی که بدن روانی مجروح و بیمار شد باید به روانشناس رجوع کرد

  17. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.36
    نوشته ها
    5,409
    تشکـر
    617
    تشکر شده 3,072 بار در 1,723 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    بیچاره همسرتون هوفففففففف
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    شاید از دور ک نگاه کنین، خق با شما باشه ولی من توی این زندگی خیلی دردا کشیدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. Top | #17

    تاریخ عضویت
    Sep 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.81
    نوشته ها
    267
    تشکـر
    46
    تشکر شده 122 بار در 95 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    سلام به نظرم کاش از اول جدا می شدین قبل اینکه بچه دار بشین،الانم اگه احساس میکنید بازم امکان داره با فرد دیگری برای پر کردن خلاهای زندگیتون وارد رابطه می شید، همین الان به فکر جدا شدن باشید،شوهرتون هر چی باشه شریک زندگیتونه بهش خیانت نکنید راهتونو ازش جدا کنید،
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. کاربران زیر از shirin danai بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Nov 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    15
    تشکـر
    4
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    خیلی تلاش کردم، حتی بهش گفتم دوست ندارم، اما حاضر ب جدایی نشد، اینقدر توی مسئله طلاق از خودش ضعف نشون داد و التماس کرد ک زندگیم بیشتر داره روی پایه ترحم جلو میره، علاقه ای ک ب فرزندم دارم و ترحمی ک ب همسرم دارم، الان هیچ خیانتی توی زندگی من نیست، ولی دیگه قلبم برای این زندگی نیست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.20
    نوشته ها
    13,265
    تشکـر
    10,599
    تشکر شده 13,347 بار در 6,794 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    شاید از دور ک نگاه کنین، خق با شما باشه ولی من توی این زندگی خیلی دردا کشیدم
    هرررر دردری هررررر دردی که کشیدید حق خیانت نداشتید ِِِِِِ الانم همه این درد هاتون زجر هاتون لذت نبردم از زندگیتون بخاطر خیانتتون بوده !!!!

    واقعا فکر میکردید پسره میامد میگرفتت, ؟,سخت در اشتباهی مردی که به یه زن متاهل دوست میشه. اسمش گذاشت مرد ؟؟؟!!!!!!! شما کلا ادم ساده ای هستید از روش زندگیتون مشخصه به جای اینکه بخواید زندگی همه رو بهم بریزی سعی کن خودت تغیبر بدی

    بعضی موقع ادم داغ نمیفهمه وقتی میفهمه که خیلی عزیزاش از دست داده و خیلی خیلی پشیمون از زندگی!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  24. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #20

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    51
    تشکـر
    3
    تشکر شده 23 بار در 15 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : یه مشکل بزرگ و نگفتنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mahziii نمایش پست ها
    خیلی تلاش کردم، حتی بهش گفتم دوست ندارم، اما حاضر ب جدایی نشد، اینقدر توی مسئله طلاق از خودش ضعف نشون داد و التماس کرد ک زندگیم بیشتر داره روی پایه ترحم جلو میره، علاقه ای ک ب فرزندم دارم و ترحمی ک ب همسرم دارم، الان هیچ خیانتی توی زندگی من نیست، ولی دیگه قلبم برای این زندگی نیست
    امثال زنهایی مثل شما باید یک مرد خائن رفیق باز هرزه گیرتون بیاد که حسرت ارامش تو دلتون بمونه!! بهش گفتید دوستش ندارید باز باهاتون مونده و ادامه میده!!!من اگر زمانی همسرم همچین حرفی بهم بزنه یک کاری میکنم خودش بذار بره!!!لجن بگیرن این زندگی های امروزی رو !!من مجردم و روزی هزار بار شکر میکنم از این که ازدواج نکردم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. 2 کاربران زیر از captive بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
یه کیتی,  یه,  یه ریفان,  یه كێتی,  یهلهنشمش,  یهود,  یهرشق,  یه كگرتوو,  یه ذره یواش,  یه شب مهتاب,  یه مشکل خیلی بزرگ دارم,  یه مشکل بزرگ دارم,  یه مشکل,  یه مشکلی دارم,  یه مشکل بزرگ,  یه مشکلی برام پیش اومده,  یه مشکلی,  یه دل هه مشکل,  من یه مشکل دارم,  من یه مشکلی دارم,  متنفرزنيش,  متنفرم ازت,  متنفرم از آدمایی که,  متنفرم از خودم,  متنفرم از زندگی,  متنفرم از عشق,  متنفر در جدول,  متنفرم از دروغ,  متنفرم شاهین,  متنفرم ازش,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید