مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 3 از 13 نخستنخست 123456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 41 به 60 از 247
  1. Top | #41

    دلنوشته کاربر
    میان پرواز تا پرتاب... تفاوت از زمین تا آسمان است. پرواز که کنی، آنجا می‌رسی که خودت می‌خواهی! پرتابت که کنند، آنجا می‌روی که آنان می‌خواهند، پس پرواز را بیاموز...
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.32
    نوشته ها
    1,470
    تشکـر
    3,819
    تشکر شده 3,309 بار در 1,143 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    اعتراف میکنم یکی از دغدغه های من اون تیکه های آخر تن ماهیه که میمونه تو قوطی
    اعتراف میکنم که بچه بودم دوست داشتم دندون پزشک بشم، یه بار تو بازی بزور خواهرمو خوابوندم و دندون لقشو با نخ کندم
    اعتراف میکنم پارسال تابستان خونه خالم روضه بود زنا جوگیر شده بودن .منم رفتم تو کولرشون گلاب ریختم .وقتی
    بوی گلاب پیچید تو خونه فکر کردن امام زمان اومده .خونه رفت تو هوا
    مجلس ختم زن همکارمون بود.رفتیم خونشون . با گریه گفت فاطمه پاشو برا مهمونات چایی بیار.منکه یادم نبود اسم مرحومه فاطمه است سریع گفتم ما تازه چایی خوردیم فاطمه خانم زحمت نکش

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. 10 کاربران زیر از رهگذر زندگی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.95
    نوشته ها
    12,825
    تشکـر
    10,135
    تشکر شده 12,955 بار در 6,565 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر... نمایش پست ها
    اعتراف میکنم یکی از دغدغه های من اون تیکه های آخر تن ماهیه که میمونه تو قوطی
    اعتراف میکنم که بچه بودم دوست داشتم دندون پزشک بشم، یه بار تو بازی بزور خواهرمو خوابوندم و دندون لقشو با نخ کندم
    اعتراف میکنم پارسال تابستان خونه خالم روضه بود زنا جوگیر شده بودن .منم رفتم تو کولرشون گلاب ریختم .وقتی
    بوی گلاب پیچید تو خونه فکر کردن امام زمان اومده .خونه رفت تو هوا
    مجلس ختم زن همکارمون بود.رفتیم خونشون . با گریه گفت فاطمه پاشو برا مهمونات چایی بیار.منکه یادم نبود اسم مرحومه فاطمه است سریع گفتم ما تازه چایی خوردیم فاطمه خانم زحمت نکش

    ایول ایول اون گلاب و اخری خعلی باحال بود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  4. 6 کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #43

    دلنوشته کاربر
    میان پرواز تا پرتاب... تفاوت از زمین تا آسمان است. پرواز که کنی، آنجا می‌رسی که خودت می‌خواهی! پرتابت که کنند، آنجا می‌روی که آنان می‌خواهند، پس پرواز را بیاموز...
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.32
    نوشته ها
    1,470
    تشکـر
    3,819
    تشکر شده 3,309 بار در 1,143 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    اعتراف میکنم تا سنه ۱۳-۱۲ سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری میشستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!
    اعتراف میکنم بچه که بودم شبا پیش خواهرم میخوابیدم وسطای شب که مطمئن میشدم که خوابش سنگین شده دستشو میکردم تو دماغم!!
    اعتراف میکنم بچه که بودم با دختر و پسر خاله هام لباس کهنه میپوشیدیم میرفتیم گدایی با درامدش بستنی میگرفتیم که همسایمون مارو لو داد و کتک خوردیم!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. 8 کاربران زیر از رهگذر زندگی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #44
    prv
    prv آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    واژه ای برای توصیف حالم نیست گم شدم پیدایم کن انگار این راه راهم نیست.
    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.26
    نوشته ها
    277
    تشکـر
    590
    تشکر شده 390 بار در 180 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط رهگذر... نمایش پست ها
    اعتراف میکنم تا سنه ۱۳-۱۲ سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری میشستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!
    اعتراف میکنم بچه که بودم شبا پیش خواهرم میخوابیدم وسطای شب که مطمئن میشدم که خوابش سنگین شده دستشو میکردم تو دماغم!!
    اعتراف میکنم بچه که بودم با دختر و پسر خاله هام لباس کهنه میپوشیدیم میرفتیم گدایی با درامدش بستنی میگرفتیم که همسایمون مارو لو داد و کتک خوردیم!!
    تو رو خدا دیگه اعتراف نکن. شاید 11 سپتامبر هم کار تو بوده!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. 3 کاربران زیر از prv بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #45

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.91
    نوشته ها
    5,219
    تشکـر
    6,011
    تشکر شده 6,150 بار در 2,933 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    اعتراف میکنم وقتی 12-11سالم بود روزه میگرفتم یواشکی خوراکی میخوردم خخخخخ
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. 5 کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #46

    دلنوشته کاربر
    میان پرواز تا پرتاب... تفاوت از زمین تا آسمان است. پرواز که کنی، آنجا می‌رسی که خودت می‌خواهی! پرتابت که کنند، آنجا می‌روی که آنان می‌خواهند، پس پرواز را بیاموز...
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.32
    نوشته ها
    1,470
    تشکـر
    3,819
    تشکر شده 3,309 بار در 1,143 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط prv نمایش پست ها
    تو رو خدا دیگه اعتراف نکن. شاید 11 سپتامبر هم کار تو بوده!
    حالا بده 4 تا چیزمیگم بقیه میخندن دلشون وا میشه والا ایششش بدم میاد از اونایی که جلو پیشرفت آدم هارو میگیرن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. 7 کاربران زیر از رهگذر زندگی بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #47

    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.32
    نوشته ها
    376
    تشکـر
    1,578
    تشکر شده 652 بار در 278 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    بچه بودیم کلی سیگارکشیدیم
    از رو پشت بوم مامور انتظامی رو با تیر کمان زدیم و در رفتیم خخخ
    از فروشگاه ها کلی چیز کش می رفتیم . بچه بودیم دیگه
    لاستیک ناظم رو پنچر میکردم دیدم از پنچره داره نگام میکنه
    کلی بال مگس و زنبور قطع کردیم . نیش زنبور دراوردیم
    پای عنکبوت قطع کردیم .
    دخترای فامیل رو با عنکبوت و قورباغه میترسوندیم
    اکثرا رو یادم نمیاد
    یادش بخیر
    کل خلافمون همین یه ذره بود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت . امام حسین ( ع )

  14. 4 کاربران زیر از پسرک 22 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #48

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.91
    نوشته ها
    5,219
    تشکـر
    6,011
    تشکر شده 6,150 بار در 2,933 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط پسرک 22 نمایش پست ها
    بچه بودیم کلی سیگارکشیدیم
    از رو پشت بوم مامور انتظامی رو با تیر کمان زدیم و در رفتیم خخخ
    از فروشگاه ها کلی چیز کش می رفتیم . بچه بودیم دیگه
    لاستیک ناظم رو پنچر میکردم دیدم از پنچره داره نگام میکنه
    کلی بال مگس و زنبور قطع کردیم . نیش زنبور دراوردیم
    پای عنکبوت قطع کردیم .
    دخترای فامیل رو با عنکبوت و قورباغه میترسوندیم
    اکثرا رو یادم نمیاد
    یادش بخیر
    کل خلافمون همین یه ذره بود
    اخی نازی همین ی ذره
    شری بودی واسه خودت
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. 5 کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #49

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.95
    نوشته ها
    12,825
    تشکـر
    10,135
    تشکر شده 12,955 بار در 6,565 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    اعتراف میکنم یه همچین دوستای دارم من

    مکالمه من و دوستم همین الان


    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۴] سحر:
    پرپری واسه دختر بور عکس و نوشته ای نداری

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۴] پری:نوچ

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۵] سحر2: خاک توسرت

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۵] پری: گمشو خاک توسر خودت

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۵] سحر: پیداکن

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۵] پری: از کجا پیدا کنم

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۶] سحر: نمیدونم باید باید برام پیدا کنی

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۵]پری: نکبت تو قبرم پیدا کنم میگم ندارم

    [۴/۲۶،‏ ۱۹:۵۶] سحر:
    باید داشته باشی من این حرفها نمیفهمم




    :|
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  18. 5 کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #50

    دلنوشته کاربر
    دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقد دورم از تو که دنیا فراموشم شده
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.97
    نوشته ها
    1,129
    تشکـر
    5,298
    تشکر شده 3,313 بار در 981 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    هموووووووون میگم تو به کی رفتی که انقد قفلی هستی!!!!

    کمال هم نشینه که روت اثر کرده.

    مث اینا که حشیش میکشن قفل میکنن رو ی چیز ول نمیکنن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. 5 کاربران زیر از sr1494 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #51

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.95
    نوشته ها
    12,825
    تشکـر
    10,135
    تشکر شده 12,955 بار در 6,565 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    سعیددددد کووووووووفت
    همنشینی اونا با من اثر کرده البته فقط یه دندگی و لجبازیشون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.



    arash.AP


  22. 3 کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #52

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    4
    تشکر شده 14 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    • یبار یه شهرستانی دعوت بودیم سوییچ بابامو برداشتم نشستم پشت رول ماشین رو روندم سرعت زیاد بود جایه اینکه ترمز بگیرم هول شدم گاز رو گرفتم زدم به سطل اشغال سطل برگشت منم خودم ماشین رو ول کردم دوویدم سمت خونه هیچی دیگه همین




    • یبارم مدرسه بودیم شیر بهمون میدادن سر دسته همه بچه ها شدم شیر هارو جمع کردیم پنکه کلاس رو روشن کردیم شیرارو کوبیدیم به پنکه میترکید شیر بعد میریخت روی سره خودمون



    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. 5 کاربران زیر از Paria.Es بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #53

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.91
    نوشته ها
    5,219
    تشکـر
    6,011
    تشکر شده 6,150 بار در 2,933 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    پریسا چندسالته مگه
    اخه جدیدا رسم شده ک شیر میدن به مدارس
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. 3 کاربران زیر از fateme.68 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. Top | #54

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکـر
    4
    تشکر شده 14 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme.68 نمایش پست ها
    پریسا چندسالته مگه
    اخه جدیدا رسم شده ک شیر میدن به مدارس
    پریا هستم الان که نع این باسع زمانی که راهنمایی بودم من 21 سالمه عزیزم


    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  28. 6 کاربران زیر از Paria.Es بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. Top | #55

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.64
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,376
    تشکر شده 9,675 بار در 3,334 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    یک روز تو بچگی گفتم ببینم فرق موتور با دوچرخه چیه ؟ !

    آخه هنوز کوچیک بودم بهم نمیدادن ، موتورش از این 125 ها بود راحت روشن میشد سوار شدم یکی از پاهام به زور به زمین میرسید اونم باید موتور رو کج میکردم
    خلاصه از تنهای استفاده کردم موتور برداشتم و روشن کردم ، کلاجو گرفتم زدم دنده ، گاز دادم کلاج رو که ول کردم با تمام سرعت یهو رفت زمین هم سنگ فرش خیس شده بود ، با سرعت داشتم میرفتم سمت درخت
    ترمز گرفتم جواب نداد ، سُر خورد رفتم تو درخت ، منو درخت یکی شدیم

    موتور چراغ جولوش با راهنما هاش شکست ، منم یکم زخمی شدم و داغون

    خودمو جمو جور کردم و رفتم لوازم یدکی قطعه های که شکسته بود رو خریدم فستی اومدم عوضشون کردم ، درست مثل روز اول شد ، کسی هم چیزی نفهمید

    فقط پرسیدن خودت چی شدی؟ گفتم: با دوچرخه خوردم زمین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  30. 11 کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  31. Top | #56

    دلنوشته کاربر
    <<< الهم عجل لولیک الفرج >>>
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    3.64
    نوشته ها
    4,210
    تشکـر
    18,376
    تشکر شده 9,675 بار در 3,334 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط naghme نمایش پست ها
    دبیرستان که بودم مدرسه مون 4 طبقه بود، 27 تا کلاس، 1000نفر جمعیت...

    اعتراف میکنم طبق یه نقشه کاملا حساب شده یروز از کلاس زدم بیرون و یواشکی کلیدای کنتور برق مرکزی مدرسه رو دستکاری کردم!

    کل 4طبقه برقش برا مدتی قطع شد، بچه ها هم که همیشه منتظر یه فرصت بودن کلاسارو را بهم بریزن وقتی برق میرفت همه شروع میکردن بیخودی جیغ کشیدن و سر و صدا کردن!

    کل مدرسه رفت رو هواا، خیلییی حال داد...

    جالبیش اینه که شیطونیای من هیییچ وقت لو نمیره، چون اینقدر آروم و مثبت میزنم که عمرا کسی بهم شک کنه
    مدیونم اگه فکر کنم شر نیستی ، تازه مال خاطره سوتی ها رو هم خوندم دمت گرم

    منم قیافم مظلومه ، اما نیستم ، هر جای رو آتیش هم بزنم باور نمیکنن کار من باشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  32. 5 کاربران زیر از reza1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  33. Top | #57

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.30
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    365
    تشکر شده 395 بار در 163 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    اعتراف میکنم،....
    12 ،13 ساله ..که بودم دوست داشتم همه چیو تجربه کنم ،

    موتورسواریو خیلی دوست داشتم و چون واسه دختر مرسوم نبود،نمیتونستم!

    برای همین طی یک عملیات انتحاری ،با دوستم تصمیم گرفتیم،موتور سواری کنیم...

    یه بار که هیچکس نبود خونمون،یه لباس پسرونه ی گشاد پوشیدیم و کلاه کاسکت گذاشتیم با موتور رفتیم بیرون

    البته هیچی بلد نبودم،اعتراف میکنم تا سر کوچه بیشتر نرفتم،

    آخه خیلی سنگین بود،نمیتونستم تعادلشو حفظ کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  34. 7 کاربران زیر از atrin1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  35. Top | #58

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.30
    نوشته ها
    284
    تشکـر
    365
    تشکر شده 395 بار در 163 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    یه بارم مدرسم دیر شده بود،بابام خواب بود من ماشینو برداشتم رفتم مدرسه،اوله دبیرستان بودم...بابام پا شده بود،دیده بود ماشین نیست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  36. 6 کاربران زیر از atrin1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  37. Top | #59

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    127
    تشکـر
    42
    تشکر شده 125 بار در 54 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط غزل1010 نمایش پست ها
    اعتراف میکنم خیلیییی شنیدنیه:من که کوچیک بودم هول و هوش 6 یا 7 ساله بودم که یکی از فامیلای پدرم تو بیمارستان بودش میخواست بچه بیاره اون موقع از زمان شب بود و من و مادر و پدرم هم خواستیم بریم این اشنای پدر رو مرخصش کنیم بالاخره وقتی رسیدیم بیمارستان انقدر شلوغ و غلغله بود که نگو.. من و مادرم داخل بیمارستان نرفتیم بیرون پشت در وایساده بودیم بین این همه جمعیت در وردی بیمارستان هم از میله های اهنی بود بصورت نرده نرده من جلوی مادرم بودم بودم بطوری که نرده رو بادوتا دستام گرفته بودم توی اون شلوغی من حس کنجکاویم گل کرده بودم میخواستم بدونم عرض لای نردها چقده بالاخره گفتیم چیکار کنیم چیکار نکنیم که سرمو کردم لای نردها اخه سرم کوچیک بود راحت رفت بین نردها اقا چشمتون روز بد نبینه حالا هرکاری کردم که سرمو در بیارم مگه در میومد گیر کرده بود حالا یهو مادرم متوجه من شد حالا شروع کرد به شیون دادو بیداد که کمک کمک سر بچه من اینتو گیر کرده اره خلاصه یه اقایی که کنار ما بود تو اون شلوغی کمک کرد و سر من رو از لای نردها خارج کرد و من شادمان شدم البته کلی مادرم بیشگونم گرفت که بچه سرت اونجا چیکار میکرد یه دقیقه نمیتونی اروم بگیری البت منم که اخر شیطنت ولی جای همتون خالی بوداااا چه شبییی بود
    شبیه خاطرات آقوی همساده بود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  38. 6 کاربران زیر از روح اله بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  39. Top | #60

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.11
    نوشته ها
    127
    تشکـر
    42
    تشکر شده 125 بار در 54 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : اعتراف میکنم ...
    اعتراف میکنم خیلی آدم خوبیم و کلا کار بدی تو عمرم انجام نداده ام
    ویرایش توسط روح اله : 04-28-2015 در ساعت 03:45 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  40. 5 کاربران زیر از روح اله بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 3 از 13 نخستنخست 123456789101112 ... آخرینآخرین
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شوهر معتاد
    توسط tara1 در انجمن اعتیاد
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-19-2015, 01:32 AM
  2. دارم معتاد میشم
    توسط ahmadreza در انجمن مشکل یا اختلاف خانوادگی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 02-24-2015, 12:23 PM
  3. اعترافات جالب و خنده دار
    توسط mahastey در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-20-2014, 05:01 PM
  4. اعتراف میکنم ....
    توسط Reepaa در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 11-21-2014, 11:22 PM
  5. من اعتراض دارم
    توسط ♥رویا♥ در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 09-13-2014, 10:38 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

پسرا مدیونین

اعتراف میکنم وقتی بچه بودم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

اعترافات,  اعتراف,  اعترافات تويتر,  اعتراف بالحب,  اعتراف زوج اديبة,  اعترافات زوج,  اعترافات زوجية,  اعترافات منحرفه,  اعترافات شخصية,  اعترافات سرية,  اعتراف میکنم عشقم بهترینه,  اعتراف میکنم,  اعتراف میکنم دوستت دارم,  اعتراف میکنم عاشقانه,  اعتراف میکنم پوتک,  اعتراف میکنم هیچکاک,  اعتراف میکنم ک,  اعتراف میکنم طنز,  اعتراف میکنم از پوتک,  اعتراف میکنم من روانیم,  پسته,  پست,  پسته تازه,  پستو,  پستہ,  پست بانک,  پستول,  پسته کوهی,  پسته خام,  مسته ربین,  اعترافات,  اعتراف,  اعترافات تويتر,  اعتراف بالحب,  اعتراف زوج اديبة,  اعترافات زوج,  اعترافات زوجية,  اعترافات منحرفه,  اعترافات شخصية,  اعترافات سرية,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید