مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 3 از 18 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 41 به 60 از 348

موضوع: داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

  1. Top | #41

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.36
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,200 بار در 750 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    بچه ها شما اینجایین (کسی جواب منو نمیده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #42

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.28
    نوشته ها
    13,143
    تشکـر
    10,475
    تشکر شده 13,236 بار در 6,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    دونفر دیگه بیاید ببینیم کارگردان چیکارمون داره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  4. Top | #43

    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.36
    نوشته ها
    1,443
    تشکـر
    765
    تشکر شده 1,200 بار در 750 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    من که اینجا رو زیاد بلد نیستم
    یه موضوع تو مشاوره انلاین ارسال کردم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. کاربران زیر از ghazal1 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  6. Top | #44

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.28
    نوشته ها
    13,143
    تشکـر
    10,475
    تشکر شده 13,236 بار در 6,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط ghazal1 نمایش پست ها
    من که اینجا رو زیاد بلد نیستم
    یه موضوع تو مشاوره انلاین ارسال کردم

    شما منتظر باشید الان نصف شب تا دوستان هروقت تونستن بیان داخل تایپک شما و کمکتون کنن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  7. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #45

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    اون 2 نفر را اسامی غیر واقعی بزارم و داستان را شروع کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #46

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.28
    نوشته ها
    13,143
    تشکـر
    10,475
    تشکر شده 13,236 بار در 6,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    اون 2 نفر را اسامی غیر واقعی بزارم و داستان را شروع کنم
    نه بذار تا بچه ها بیان تا اخر شب

    اسم شقایقم هم اضاف کن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  10. Top | #47

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    باشه صبر میکنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #48

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.28
    نوشته ها
    13,143
    تشکـر
    10,475
    تشکر شده 13,236 بار در 6,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    اسم.. .asal.kh هم اضاف کن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  12. Top | #49

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    بزا خودشون بیان اعلام آمادگی کنند که بعدش نگن چرا بدون اجازه اسم مارو گذاشتی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #50

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.28
    نوشته ها
    13,143
    تشکـر
    10,475
    تشکر شده 13,236 بار در 6,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    بزا خودشون بیان اعلام آمادگی کنند که بعدش نگن چرا بدون اجازه اسم مارو گذاشتی
    شقایقم خودش تو یاهوم بهم گفت بگو اسممو بذارن

    عسل هم خبری نداد ولی فک کنم بیاد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  14. Top | #51

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    شقایق هم اضافه شد

    1 کاراکتر دیگه نیازه تا شروع فصل اول داستان
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. Top | #52

    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    107
    تشکـر
    76
    تشکر شده 105 بار در 73 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    منم هستم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #53

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    خب کاراکتر ها تکمیل شد میریم داشته باشیم فصل اول داستان نفرین شده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  17. Top | #54

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    9.28
    نوشته ها
    13,143
    تشکـر
    10,475
    تشکر شده 13,236 بار در 6,730 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    وای خیلی امشب خسته شدیم فردا شروع کنیم ولی یکم راجبش توضیح بده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  18. Top | #55

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    نفرین شده سکانس اول :



    نیمه شب یكی از روزهای ماه ژولای بود ابرها جلوی ماه رو گرفته بودند
    و زوزه های گرگها از دور بگوش میرسید قبرستان سنتیگو مه آلود بود
    باران نگهبان قبرستان در حالی كه با یك دستش فانوسی را گرفته بود و
    با دست دیگر قلاده سگش را به‌آرامی جلوی اتاقكش قدم میزد.
    چهرش گرفته و تا حدودی عصبی بود با نگاهی تهدید آمیز به قبری كه روبرویش بود
    نگاه كرد و با صدایی لرزان گفت: واقعا مرده - باورنكردنیه
    سپس از جیب كت خاكیش یك روزنامه ی مچاله شده را درآورد
    و در حالی كه بسمت اتاقش مبرفت آرام روزنامه را میخواند :‌
    پریماه ویشلر قاتل روانی بالاخره كشته شد.همانطور كه میدانید پریماه
    كه تا كنون 3 بار توسط نیروهای پلیس دستگیر شده بود و هر سه بار
    از زندان فرار كرده بود بالاخره توسط شلیك مامور پلیس كشته شد.
    و در قبرستان سنتیگو به خاك سپرده شد او 13 نفر را كشته
    و سابقه شرارت و دزدی و وحشی گری را در پرونده ی خود داشت
    وی شیطان پرست بوده و مدعی داشتن روابط با شیاطین هم بود.
    عده ای از دوروبریهاش میگفتند: اون خون میخورده
    باران بار دیگر كاغذو مچاله كرد و با عصبانیت بسمت قبر پریماه پرت كرد.
    و در حالی كه به او فحش میداد بسمت قبرش رفت و با لگدهای پیاپی ابراز عصبانیت كرد.
    تا اینكه صدای سگ باران در حالی كه بی امان واق واق میكرد باران به خود آورد.
    صدای خفیفی مثل جنب خوردن چیزی زیر خاك بگوش رسید.
    همان لحظه یك مار سیاه باریك از وسط قبر به بیرون زد و دور پای باران پیچید
    هنوز یك ثانیه نگذشته بود كه دست دراز پریماه از قبرش به بیرون زد و پای باران را گرفت.
    باران كه از ترس زبانش بند آمده بود مدام تلاش میكرد تا خودشو رها كنه اما بی فایده بود بدن پریماه بصورت مارگونه ای از خاك بیرون آمد و در حالی كه لبخند شیطانیش روی لبش بود گفت:با من كار داشتی بارانی و انگشتای درازشو دور گردن باران گرفت و بسمت هوا بلندش كردصورت جسد گونه ی پریماه مثل گچ بود و دور چشماش گود بودقرینه ی چشماش مثل مار نقطه ای بود

    با ناخن تیز و بلندش و موهای نارنجی رنگش یه خراش روی شاهرگ گردن باران ایجاد كرد
    كه باعث شد مقدار زیادی خون بیاد و با ولع شروع به خوردن خون كردبارن در حالی كه داشت جون میداد فریاد میزند آدم كش قاتل روانیو بعد از هر كلمه صدای قهقه پریماه بیشتر و بیشتر میشد.و در نهایت بعد از اینكه باران را خفه كرد آن را به درون گور خودش انداخت .و رویش را با خاك پوشاند سپس به درون اتاقك رفت سگ باران كه گویا ترسیده بود به اینور و آنور میپرید و زوره می كشید.پریماه از داخل اتاق یك پالتوی پوسیده و كلاه پوشید و بسمت بیرون قبرستون قدم برداشت.تا به دنیای انسان ها وارد شود

    پایان فصل 1 این داستان ادامه دارد...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  19. 4 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  20. Top | #56

    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    107
    تشکـر
    76
    تشکر شده 105 بار در 73 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    نفرین شده سکانس اول :



    نیمه شب یكی از روزهای ماه ژولای بود ابرها جلوی ماه رو گرفته بودند
    و زوزه های گرگها از دور بگوش میرسید قبرستان سنتیگو مه آلود بود
    باران نگهبان قبرستان در حالی كه با یك دستش فانوسی را گرفته بود و
    با دست دیگر قلاده سگش را به‌آرامی جلوی اتاقكش قدم میزد.
    چهرش گرفته و تا حدودی عصبی بود با نگاهی تهدید آمیز به قبری كه روبرویش بود
    نگاه كرد و با صدایی لرزان گفت: واقعا مرده - باورنكردنیه
    سپس از جیب كت خاكیش یك روزنامه ی مچاله شده را درآورد
    و در حالی كه بسمت اتاقش مبرفت آرام روزنامه را میخواند :‌
    پریماه ویشلر قاتل روانی بالاخره كشته شد.همانطور كه میدانید پریماه
    كه تا كنون 3 بار توسط نیروهای پلیس دستگیر شده بود و هر سه بار
    از زندان فرار كرده بود بالاخره توسط شلیك مامور پلیس كشته شد.
    و در قبرستان سنتیگو به خاك سپرده شد او 13 نفر را كشته
    و سابقه شرارت و دزدی و وحشی گری را در پرونده ی خود داشت
    وی شیطان پرست بوده و مدعی داشتن روابط با شیاطین هم بود.
    عده ای از دوروبریهاش میگفتند: اون خون میخورده
    باران بار دیگر كاغذو مچاله كرد و با عصبانیت بسمت قبر پریماه پرت كرد.
    و در حالی كه به او فحش میداد بسمت قبرش رفت و با لگدهای پیاپی ابراز عصبانیت كرد.
    تا اینكه صدای سگ باران در حالی كه بی امان واق واق میكرد باران به خود آورد.
    صدای خفیفی مثل جنب خوردن چیزی زیر خاك بگوش رسید.
    همان لحظه یك مار سیاه باریك از وسط قبر به بیرون زد و دور پای باران پیچید
    هنوز یك ثانیه نگذشته بود كه دست دراز پریماه از قبرش به بیرون زد و پای باران را گرفت.
    باران كه از ترس زبانش بند آمده بود مدام تلاش میكرد تا خودشو رها كنه اما بی فایده بود بدن پریماه بصورت مارگونه ای از خاك بیرون آمد و در حالی كه لبخند شیطانیش روی لبش بود گفت:با من كار داشتی بارانی و انگشتای درازشو دور گردن باران گرفت و بسمت هوا بلندش كردصورت جسد گونه ی پریماه مثل گچ بود و دور چشماش گود بودقرینه ی چشماش مثل مار نقطه ای بود

    با ناخن تیز و بلندش و موهای نارنجی رنگش یه خراش روی شاهرگ گردن باران ایجاد كرد
    كه باعث شد مقدار زیادی خون بیاد و با ولع شروع به خوردن خون كردبارن در حالی كه داشت جون میداد فریاد میزند آدم كش قاتل روانیو بعد از هر كلمه صدای قهقه پریماه بیشتر و بیشتر میشد.و در نهایت بعد از اینكه باران را خفه كرد آن را به درون گور خودش انداخت .و رویش را با خاك پوشاند سپس به درون اتاقك رفت سگ باران كه گویا ترسیده بود به اینور و آنور میپرید و زوره می كشید.پریماه از داخل اتاق یك پالتوی پوسیده و كلاه پوشید و بسمت بیرون قبرستون قدم برداشت.تا به دنیای انسان ها وارد شود

    پایان فصل 1 این داستان ادامه دارد...

    این چیه دیگه سامی؟ نصفه شبی خوابمون نمیبره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. کاربران زیر از asal.kh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  22. Top | #57

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    20
    تشکـر
    0
    تشکر شده 11 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    واااای چقد ترسناکههههه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  23. کاربران زیر از Baran98 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  24. Top | #58

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    گفته بودم که عکس هم اضافه میکنم تا بیشتر حس ترس را القا کنه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  25. 4 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  26. Top | #59

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.38
    نوشته ها
    5,312
    تشکـر
    611
    تشکر شده 3,039 بار در 1,699 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    سکانش اولش ترسناک بود باقیش خیلی خیلی هیجانیه زیاد ترسناک نیست حتی عکساش
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  27. 2 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  28. Top | #60

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.02
    نوشته ها
    20
    تشکـر
    0
    تشکر شده 11 بار در 7 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره

    آآآآآ ینی الان من مردم؟؟؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  29. 3 کاربران زیر از Baran98 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. شناخت سبزی های پر خاصیت تابستان
    توسط mahastey در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 08-29-2015, 05:09 PM
  2. غار کرفتو، دیواندره، استان کردستان
    توسط سوگل1 در انجمن گردشگری
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 06-02-2015, 12:03 PM
  3. زیبایی های استان گلستان 11
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 59
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 10:28 PM
  4. داستان لباس سربازی "صدام حسین"
    توسط Reepaa در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 12-11-2014, 09:37 AM
  5. ارجحیت عروسک بازی نسبت به ماشین بازی برای پسرها!
    توسط Artin در انجمن روانشناسی کودک و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-02-2014, 08:06 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

داستانهای ترسناک کوتاهداستان ترسناک کوتاهقضیه بازی ترسناک داستانداستان خنگولا

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
داستان ترسناک,  داستان ترسناک واقعی,  داستان ترسناک کوتاه,  داستان ترسناک جدید,  داستان ترسناک باب اسفنجی,  داستان ترسناک آمریکایی,  داستان ترسناک جن,  داستان ترسناک ایرانی,  داستان ترسناک خارجی,  داستان ترسناک طولانی,  مشاوره,  مشاوره خانواده,  مشاوره آنلاین,  مشاوره حقوقی رایگان,  مشاوره ازدواج,  مشاوره رایگان در تلگرام,  مشاوره آنلاین رایگان,  مشاوره تحصیلی,  مشاوره حقوقی,  مشاوره قبل از ازدواج,  نقشه ایران,  نقشه جهان,  نقشه عراق,  نقشه مترو,  نقشه تهران 95,  نقشه شیراز,  نقشه تهران,  نقشه مترو تهران,  نقشه اروپا,  ایران نقشه,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید