مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 10 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 181 به 200 از 265

موضوع: ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

  1. Top | #181

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.71
    نوشته ها
    12,809
    تشکـر
    10,133
    تشکر شده 12,961 بار در 6,567 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    بیچاره پسرم الکی الکی بدنامش کردن

    آقا قبول نیست... باید دیالوگ من میذاشتی :

    خودت خفه شو پریماه چشم سفید گیس بریده

    بعدشم شترررررق بزنه تو گوش پریماه
    خودت خفه شو لعنتی اوه شت

    وای انگار فیلم هندی ها

    معلوم اخرش امید دنبال پول بابام بوده بعدش با فرخ ازدواج میکنم اصلا امید چرا شب خونه ما مونده ها چه پرووووووو هنوز زنش نشدم میاد خونمون میخوابه لعنتی

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  2. Top | #182

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خودت خفه شو لعنتی اوه شت

    وای انگار فیلم هندی ها

    معلوم اخرش امید دنبال پول بابام بوده بعدش با فرخ ازدواج میکنم اصلا امید چرا شب خونه ما مونده ها چه پرووووووو هنوز زنش نشدم میاد خونمون میخوابه لعنتی

    بگیر که اومد قوووووووووووووووووووووووو ودددددددددددداااااااااااا اا به من میگی خفه شو؟ دختره ی مجهول الهویه؟؟؟

    کور خوندی رفتی با امید عشقو حال و صفا سیتی عمرا من بذارم فرخ بگیرتت
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  3. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #183

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.43
    نوشته ها
    298
    تشکـر
    274
    تشکر شده 145 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    خودت خفه شو لعنتی اوه شت

    وای انگار فیلم هندی ها

    معلوم اخرش امید دنبال پول بابام بوده بعدش با فرخ ازدواج میکنم اصلا امید چرا شب خونه ما مونده ها چه پرووووووو هنوز زنش نشدم میاد خونمون میخوابه لعنتی

    پریماه با خالت درست صحبت کن!

    The life is beautiful!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #184

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    پریماه با خالت درست صحبت کن!

    The life is beautiful!!!
    آخه اینم دختره تو تربیت کردی خواهر؟؟؟

    راه و بیراه داره به من و پسرم فحش میده

    دیگه پامو تو خونت نمیذارم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  6. Top | #185

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.43
    نوشته ها
    298
    تشکـر
    274
    تشکر شده 145 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    آخه اینم دختره تو تربیت کردی خواهر؟؟؟

    راه و بیراه داره به من و پسرم فحش میده

    دیگه پامو تو خونت نمیذارم
    نه آبجی تو رو خدا ببخش!
    نمیدونم آخه این ورپریده به کی رفته اینقدر بی ادب شده!

    The life is beautiful!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #186

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    10.71
    نوشته ها
    12,809
    تشکـر
    10,133
    تشکر شده 12,961 بار در 6,567 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    اقا عرررروسییییی منننننن
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  8. Top | #187
    JOY
    JOY آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.03
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    202
    تشکر شده 440 بار در 250 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    شفا واجب ، خدا اینا رو بزار تو اولویت @parsana , @پریماه. @رزمریم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  9. کاربران زیر از JOY بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #188

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.43
    نوشته ها
    298
    تشکـر
    274
    تشکر شده 145 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    شفا واجب ، خدا اینا رو بزار تو اولویت @parsana , @پریماه. @رزمریم
    وااااااااا

    The life is beautiful!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #189
    JOY
    JOY آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.03
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    202
    تشکر شده 440 بار در 250 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    وااااااااا

    The life is beautiful!!!
    هیچی ، شما ادامه بدید ، الان من همسایم ام ، خانم ها هیسسسسسسس
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  12. Top | #190

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.43
    نوشته ها
    298
    تشکـر
    274
    تشکر شده 145 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    اقا عرررروسییییی منننننن
    محاله بذارم با امید ازدواج کنی!
    ندیدی چطور بچه خواهرمو کتک زد!
    دیگه نمیخام امیدو دور ور خونم ببینم!

    The life is beautiful!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #191
    JOY
    JOY آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.03
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    202
    تشکر شده 440 بار در 250 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    محاله بذارم با امید ازدواج کنی!
    ندیدی چطور بچه خواهرمو کتک زد!
    دیگه نمیخام امیدو دور ور خونم ببینم!

    The life is beautiful!!!
    نه به عروسی دیشبتون نه به الان ، ای بابا ساکت دیگه میدم لولو بخرتتونا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  14. Top | #192

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    شفا واجب ، خدا اینا رو بزار تو اولویت @parsana , @پریماه. @رزمریم
    من با شما شوخی دارم؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  15. Top | #193

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.43
    نوشته ها
    298
    تشکـر
    274
    تشکر شده 145 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    نه به عروسی دیشبتون نه به الان ، ای بابا ساکت دیگه میدم لولو بخرتتونا
    جوی!میگم رز مریم بزنتااااا!!!

    The life is beautiful!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #194

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط parsana نمایش پست ها
    جوی!میگم رز مریم بزنتااااا!!!

    The life is beautiful!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  17. Top | #195
    JOY
    JOY آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.03
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    202
    تشکر شده 440 بار در 250 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    من با شما شوخی دارم؟
    ، راستی تو حرم دعات کردم
    نه عذر میخوام
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  18. Top | #196

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    ، راستی تو حرم دعات کردم
    نه عذر میخوام
    خخخخخخ چه جدی شد

    ممنون بابت دعا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  19. Top | #197
    JOY
    JOY آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.03
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    202
    تشکر شده 440 بار در 250 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    اوا غذام رو گازه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



  20. Top | #198

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.43
    نوشته ها
    298
    تشکـر
    274
    تشکر شده 145 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط JOY نمایش پست ها
    اوا غذام رو گازه
    بچه هم رو گازه من دارم میبینم!

    The life is beautiful!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  21. Top | #199

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.80
    نوشته ها
    4,766
    تشکـر
    478
    تشکر شده 2,725 بار در 1,504 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    شبح قسمت چهارم :

    رز مریم خانوم مادر فرخ با دلخوري گفت: فرخ پاشو بريم


    سپس رو به پارسانا كرد و گفت: آبجي از اول هم گفتم


    اومدن ما به اين عروسي اشتباهه... ديگه بيشتر از اين مزاحمتون نميشيم


    هر سه با دلخوري آنجا رو ترك كردند و پارسانا خانوم هم در حالي كه


    از تأسف سر تكان ميداد ميگفت: اقلا ميذاشتين صبح شه بعد ميرفتين آبجي


    در با صداي بلندي به هم كوبيده شد و سكوت بار ديگه فضاي خانه رو در بر گرفت


    فرداي آنروز روز پر جنب و جوشي بود ...همه خانه رو چراغاني كردند و كلي ميز و صندلي


    داخلش چيدند پریماه كه كمي حالش بهتر شده بود هم گوشه اتاق نشسته بود با یاسمن صحبت ميكرد


    یاسمن با كنجاوي پرسيد: واقعا فرخ ميخواست بهت تجاوز كنه


    پریماه سرشو پايين انداخت و گفت: نميدونم ....از اون بعيده كه همچين كاري بخواد بكنه


    یاسمن با فضولي گفت: اتفاقا برعكس ديروز همش داشت نگاهت ميكرد


    كاملا معلوم بود كه به آقا امید حسوديش ميشه


    پریماه لبهايش رو پيچوند و با حرس گفت: خواهش ميكنم بس كن...


    یاسمن هم ابرو بالا انداخت و گفت: خدا ميدونه و به بحثش خاتمه داد


    آنروز غروب خيلي زود از راه رسيد


    پریماه كه با آرايش زيباتر به نظر ميرسيد


    با غرور جلوي یاسمن قدم ميزد


    مهمانها همه از راه رسيده بودند و حياط كاملا پر شده بود


    چندين نفر هم مشغول ساز زدن و آواز خواندن بودند


    پریماه با دسته گلي كه در دستش بود منتظر امید ايستاده بود


    كه يكدفعه احساس كرد چيز سياه رنگي از پشت سرش با سرعت رد شد


    سريعا سرش رو برگردوند اما اثري از كسي نبود


    همين كه دوباره برگشت یاسمن رو ديد كه با خوشحالي از در وارد شد


    و در حاليكه كل ميكشيد گفت: مژده بده كه آقا داماد اومد


    در بين سرو صداي دست زدن همراهان و بوي اسفند امید با كت و شلوار


    نوع و موهاي آب شونه شده از در وارد شد و دست پریماه گرفت و به سمت خونه راه افتادند


    يك كوچه فاصله داشتند تا به آنجا دورشون رو خانواده چند نفر از اهالي پر كرده بودند


    در همان لحظه پریماه احساس كرد كه نميتواند حركت كنه و وقتي برگشت


    زبانش از ترس بند آمد ....همان شبح سياه پوش با دستان خونينش




    ته لباس عروس رو گرفته و نگه داشته بود وبا زوري وصف نشدني


    اورا به دنبال خود كشيد..پریماه كه در ميان جمعيت گويي گمشده بود


    حتي صدايش هم در نيامد ...امید هم اينقدر مشغول ماچ و بوسه با اهالي


    كه براي تبريك آمده بودند بود حواسش به پریماه نبود...


    شبح او را ده قدم به عقب كشيد تا جلوي يك خانه بسيار قديمي كه درش هم باز بود كشيد


    صاحب آن خانه پيرزني به نام love خانوم بود كه خيلي زن ساكت و گوشه گيري بود


    معمولا با زنهاي همسايه دمخور نبود و با كسي حرف نميزد...




    شبح پریماه را با خودش به داخل خانه كشاند و در با صداي مهيبي بسته شد

    این داستان ادامه دارد....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. 2 کاربران زیر از sam127 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #200
    JOY
    JOY آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود
    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.03
    نوشته ها
    524
    تشکـر
    202
    تشکر شده 440 بار در 250 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان جنایی با بازی بچه های مشاوره...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    شبح قسمت چهارم :

    رز مریم خانوم مادر فرخ با دلخوري گفت: فرخ پاشو بريم


    سپس رو به پارسانا كرد و گفت: آبجي از اول هم گفتم


    اومدن ما به اين عروسي اشتباهه... ديگه بيشتر از اين مزاحمتون نميشيم


    هر سه با دلخوري آنجا رو ترك كردند و پارسانا خانوم هم در حالي كه


    از تأسف سر تكان ميداد ميگفت: اقلا ميذاشتين صبح شه بعد ميرفتين آبجي


    در با صداي بلندي به هم كوبيده شد و سكوت بار ديگه فضاي خانه رو در بر گرفت


    فرداي آنروز روز پر جنب و جوشي بود ...همه خانه رو چراغاني كردند و كلي ميز و صندلي


    داخلش چيدند پریماه كه كمي حالش بهتر شده بود هم گوشه اتاق نشسته بود با یاسمن صحبت ميكرد


    یاسمن با كنجاوي پرسيد: واقعا فرخ ميخواست بهت تجاوز كنه


    پریماه سرشو پايين انداخت و گفت: نميدونم ....از اون بعيده كه همچين كاري بخواد بكنه


    یاسمن با فضولي گفت: اتفاقا برعكس ديروز همش داشت نگاهت ميكرد


    كاملا معلوم بود كه به آقا امید حسوديش ميشه


    پریماه لبهايش رو پيچوند و با حرس گفت: خواهش ميكنم بس كن...


    یاسمن هم ابرو بالا انداخت و گفت: خدا ميدونه و به بحثش خاتمه داد


    آنروز غروب خيلي زود از راه رسيد


    پریماه كه با آرايش زيباتر به نظر ميرسيد


    با غرور جلوي یاسمن قدم ميزد


    مهمانها همه از راه رسيده بودند و حياط كاملا پر شده بود


    چندين نفر هم مشغول ساز زدن و آواز خواندن بودند


    پریماه با دسته گلي كه در دستش بود منتظر امید ايستاده بود


    كه يكدفعه احساس كرد چيز سياه رنگي از پشت سرش با سرعت رد شد


    سريعا سرش رو برگردوند اما اثري از كسي نبود


    همين كه دوباره برگشت یاسمن رو ديد كه با خوشحالي از در وارد شد


    و در حاليكه كل ميكشيد گفت: مژده بده كه آقا داماد اومد


    در بين سرو صداي دست زدن همراهان و بوي اسفند امید با كت و شلوار


    نوع و موهاي آب شونه شده از در وارد شد و دست پریماه گرفت و به سمت خونه راه افتادند


    يك كوچه فاصله داشتند تا به آنجا دورشون رو خانواده چند نفر از اهالي پر كرده بودند


    در همان لحظه پریماه احساس كرد كه نميتواند حركت كنه و وقتي برگشت


    زبانش از ترس بند آمد ....همان شبح سياه پوش با دستان خونينش




    ته لباس عروس رو گرفته و نگه داشته بود وبا زوري وصف نشدني


    اورا به دنبال خود كشيد..پریماه كه در ميان جمعيت گويي گمشده بود


    حتي صدايش هم در نيامد ...امید هم اينقدر مشغول ماچ و بوسه با اهالي


    كه براي تبريك آمده بودند بود حواسش به پریماه نبود...


    شبح او را ده قدم به عقب كشيد تا جلوي يك خانه بسيار قديمي كه درش هم باز بود كشيد


    صاحب آن خانه پيرزني به نام love خانوم بود كه خيلي زن ساكت و گوشه گيري بود


    معمولا با زنهاي همسايه دمخور نبود و با كسي حرف نميزد...




    شبح پریماه را با خودش به داخل خانه كشاند و در با صداي مهيبي بسته شد

    این داستان ادامه دارد....
    ممنون از داستان زیباتون ، کی شبحه حالا؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    اى خدا بى تو ميسر نمى شود...

    بهش نزديکتر از هميشه ات شو تا نظرش عوض شود



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. راه اندازی پیش دبستانی
    توسط سایه هستی در انجمن مشاوره شغلی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 07-25-2016, 02:30 PM
  2. بازی زیبای گانگسترهای دیوانه
    توسط minim در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-14-2015, 09:56 PM
  3. داستان ترسناک با بازی بچه های مشاوره
    توسط sam127 در انجمن گپ خودمانی
    پاسخ: 325
    آخرين نوشته: 10-04-2015, 08:51 PM
  4. شناخت سبزی های پر خاصیت تابستان
    توسط mahastey در انجمن نکات تغذیه ای
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 08-29-2015, 06:09 PM
  5. زیبایی های استان گلستان 11
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 59
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 11:28 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

داستان جنایی واقعی

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
داستان عاشقانه,  داستان کوتاه,  داستان های عاشقانه,  داستان من و,  داستان های کوتاه,  داستان جنایی,  داستان جنایی واقعی,  داستان جنایی کوتاه,  داستان جنایی ایرانی,  داستان جنایی پلیسی,  داستان جنایی به زبان انگلیسی,  داستان جنایی کوتاه انگلیسی,  داستان جنایی خارجی,  داستان جنایی عشقی,  داستان جنایی انگلیسی با ترجمه,  مشاورة,  مشاوره ازدواج,  مشاوره مهاجرت به کانادا,  مشاوره آنلاین,  مشاوره رایگان در تلگرام,  مشاوره خانواده,  مشاوره خانواده آنلاین,  مشاوره قبل از ازدواج,  مشاوره زناشویی,  مشاوره تلفنی رایگان,  کن مون نیوز,  کنمور یخچال,  قبول میکنم,  چه کنم,  چکار کنم,  چیکار کنم,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید