مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 13 از 23 نخستنخست 1234567891011121314151617181920212223 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 121 به 130 از 223

موضوع: چادر یک تکه پارچه نیست

  1. Top | #121



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    اگه دل کندن به این آسونی بود... فرهاد کوه نمیکند!
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    شماره عضويت
    2535
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.23
    نوشته ها
    278
    تشکـر
    204
    تشکر شده 527 بار در 170 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Konjkav
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط satare نمایش پست ها
    با حرفاتون موافقم پیشرفت همه چی خوب بوده ولی کنارش افسردگی هم بزارین تا تکمیل بش
    یعنی اون زمان مردم افسرده بودن؟

    اگر اون زمان فقط افسرده بودن الان همه یه جورایی مردن...

    Sent from my SM-G900H using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    کسی حالمو نپرسه...
    دیگه حالی ندارم...
    فقط نفس میکشم...

  2. 2 کاربران زیر از _Amir_ بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #122



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    7052
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.16
    نوشته ها
    1,124
    تشکـر
    6,699
    تشکر شده 1,274 بار در 637 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    منظورم الان ک بهر طرف نگا میکنی انگار ب زور دارن زندگی میکنن انقدر ک عرصه هارو تنگ کردن با هر کی حرف میزنی ی جور افسردگی گرفته خودشونو با نت و وایبر .............. سرگرم میکنند وقتی برات نمیزارن با هرکی میخای اشنادو کلمهبحرفی میگه بیا تو فیسبوکم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. 4 کاربران زیر از satare بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #123



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    درست همونی بهت میگه نفهم که تورو نفهمیده ...
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضويت
    8203
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.15
    نوشته ها
    2,006
    تشکـر
    1,985
    تشکر شده 5,242 بار در 1,557 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    نیمه پر لیوانم ببینید خواهشا
    اصن لیوان و نیمه اش به درک
    آلان چیکار کنییم ؟؟؟
    بیایم حسرت گذشته هارو بخوریم ؟؟؟
    گذشته هر جوری که بود بدبختی های خودشو داشت
    همون 30 سال پیش به زور چادر از سر مردم میکشیدن
    من حاضرم گرسنگی بکشم ولی ناموسم آزاد باشه و آروم
    همون 30 سال پیش به زور میومدن تو خونه مردم و هر کاری دوست داشتن میکردن
    هممون 30 سال پیشم تجاوز کم نبود ازز طرفای مامورهای دولت شاه
    هر دوره ای بدی های خاص خودشو داره
    مرد اونیکه تو دوره خودش خوب زندگی کنه
    نمیخوام از کسی طرفداری کنم فقط چیزایی گفتم که جا افتاده بود
    ویرایش توسط Reepaa : 12-08-2014 در ساعت 07:24 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    عشق مهمترین امتحان خداست ..
    فرزندان آدم و حوا چندهزار سال است که عشق را حل میکنند
    اما فقط کسانی قبول می شوند که عشق را زیبا بکِشند
    بقیه فقط عشق را می کِشند و می کُشند(ReePaa)





  6. 4 کاربران زیر از Reepaa بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #124



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    مشکل درون توست راه حلم درون توست
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7249
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    630
    تشکـر
    163
    تشکر شده 1,312 بار در 477 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    حرفات حرفایک جوون که ازروی بی اطلاعی گفته میشه.مقصر هم شمانیستی مقصرمدیران ومسولین ونسل انقلاب هستن که اطلاع رسانی نکردن...پایتخت همه کشورهاشیک وزیباست حتی کشورهاافریقایی.بله قبل انقلاب قشنگترین شبها شب های تهران بود...الانم هست درشمال پایتخت تهران زیباترین رستوران ها کافی شاپ ها دیسکوهای زیرزمینی همراه باسالن بیلیارد ومشروب...مردم شمال تهران سبک زندگی مثل غربی هادارن ومثل اروپا وامریکایی ها زندگی میکنن...اماشهرهادیگر قبل انقلاب چی بودن.همین تهران قبل انقلاب مگرلایحه کاپیتولاسیون نبود که امریکایی هاروز روشن ناموس ایرانی هارو میبردن وکسی حق اعتراض ودخالت نداشت.فساددربار ایران زبانزد بود سری به اسناد ساواک بزن.الان ازادی بیان داریم...شماسری به موزه عبرت ایران بزن درخاطرات ساواکی هاخوندم که سازمان امنیت واطلاعات ایران همون ساواک به نیروهای دیگر کشورهااموزش شکنجه میداد.الان سال 88چقدرمردم هرکاری خواستن کردن هرچی خواستن گفتن الانم دارن زندگیشونومیکنن...مهمترازهم امنیتی که ماداریم کدوم یک ازکشورهاهمسایه دارن...خبری ازبمب وگلوله هست...فقر وفحشا هست رانت ومافیا هست توهمه کشورها هست بیکاری هست مشکل ازخودمونه مامردم ایران به مفت خوری عادت کردم همه چیز رو ازدولت میخواهییم کار مسکن همه دنبال کاردولتی هستیم بعدتموم شدن درسمون اون هم پشت میزی...کارافرینی رونمیریم دنبالش چون منظر دولتیم منتظریم یکی هل بده مارو...چراخارجی هااخرین مدل گوشی همراه وتبلت رو به مامیدن بااینکه تحریم هستیم اما فناوری ساخت کارخونه نمیدن چراچینی ها برامون باهزارمنت کارخونه میسازن..چون خارجی هامیدونن مانمیتونیم گوشی بسازیم حتی یک ریزپردازنده حتی یک ای سی رو...کشورچین کارگاه های زودبازده برامردمش تاسیس کرده ومحصولات اون هارو میخره وصادرمیکنه به کی هابه ماکه ازلباس زیر تامدل ماشینمون اصل چین هست.نباید ازمسولان بالایی نظام توقع معجزه داشت...زمانی که خارجی ها عصر صنعتی رو شروع کردن ماکجا بودیم اونها سیصد سال جلوتر ازما شروع مردن ماشب وروز کار کنیم به نیمه راهی که اونها رفتن نمیرسیم.ماکشورجهان سوم هستیم اونها جهان اول...کشورها عربی به ظاهر اروپایی هستن اما همه چیزشون رو مستشار ومشاوران خارجی دارن اداره میکنن به اونها موسیقی وفوتبال دادن که سرگرم باشن.ماروی پا خودمون ایستادیم ماهرکاری بکنیم درتحریم هستیم تاقیامت هدف تحریم ها امنیت اسراییل هست.دشمنی اعراب باما بدتر ازدشمنی اسراییل باماست اونها ازایرانی ها متنفرن وهنوز خاطره جنگ قادسیه1400سال پیش درذهنشون هست.هندی ها ازمابدشون میاد وهموز خاطره جنگ نادرشاه افشاروغارت الماس هاشون درذهنشون هست.نگه داشتن همچین کشوری بااین همه دشمن خارجی داخلی ها که از پشت خنجر میزنن وجمعیت جوان وطلبکاری داره کار اسونی نیست....اگر دولت پیگیر مفسدین اقتصادی بشه اقتصاد کشور سقوط میکنه مردم رو میکشونن تو خیابون...اگر هرکدوم مااین درس خوندن هاالکی دردانشگاه هاکه خارجی ها تولید میکنن علم ما فقط مصرف کننده ایم اون هم با جزوه رو با تجربه عملی قاطی کنیم در موضوع اقتصاد مقاومتی ایران بهشت میشه.وقتی کارباشه فساد کمتره فحشا کمتره رانت کمتره...زمان پیامبران فساد وفحشا بوده تاقیامتم هست مگر زمان امام زمان... خدادرسوره مایده گفته شماباید چهر شرط رو بگذرونیین تامدینه فاضله یاهمون حکومت کامل ولی معصوم رو بهتون بدم این چهار شرط گذشتن از چهار مرحله است تحریم اقتصادی جنگ حکمیت ومستجاب الدعوه ها...پیامبرمیخواست مدینه فاضله یا حکومت ولی معصوم ایجاد کنه.ازمون اول تحریم اقتصادی سه سال ونیم در شعب ابی طالب باموفقیتت گذروندن ازمون دوم جنگ باموفقیت گذروندن ازمون سوم حکمیت صلح حدیبیه باموفقیت گذروندت ازمون چهارم مستجاب الدعوه هااینم گذروندن شد فتح مکه وتشکیل حکومت ولایت فقیه که با شهادت پیامبر تموم شددوم امام علی شرو ع شد ازمون اول اقتصادی طلحه وزبیر از تقسیم بیت المال ناراضی بودن ازمون دوم جنگ سه جنگ دراین دو موفق بودن مردم ازمون سوم حکمیت که جنگ صفین شد وبرخلافنظر امام علی مردم خودشون حکمیت انتخاب کردن دراین ازمون مردم اشتباه کردن که نتیجه جنگ خوارج ودرنهایت یکی ازخوارج امام رو شهید کرد.شد زمان امام حسن ازمون اولی اقتصادی معاویه با پول نصف بیشتر سپاه امام حسن رو خرید ازمون دوم جنگ بود که مردم کنار کشیدن ازمون سوم حکمیت که معاویه خلیفه شد...شد امام حسین ازمون اول که اقتصادی بودامام حسین ومردم اطرافش رو روتحریم اقتصادی و مجبور کردن برخلاف میلش ازمدینه خارج وساکن مکه بشه ازمون دوم جنگ که خود مردم امام زمانشون رو باخانواده قتل عام کردن...گذشت وگذشت 1400 سال بعد یک مردمی بلند شدن گفتن ما حکومت ولی معصوم میخواهیم ما امام زمان میخواهییم خدا تجربه قبلی هارو داشت گفت 11امام دادم کشتین ازکجا معلوم امام زمان بیاد شما مثل 11تای قبلی نمیکشین گفت بدل به شما میدم حکومت ولی فقیه خوب سید روح الاه خمینی شروع شد ازمون اول تحریم اقتصادی مردم تحمل کردن باموفقیت رد شد وداره میشه شروع شد ازمون دوم جنگ که ایرانیا ثابت کردن مرد میدونن...بدونید ماباعراق اتش بس کردیم صلح نکردیم... شرو ع شد ازمون سوم حکمیت که فتنه88بودمردم حکمیت سیدعلی خامنه ای رو قبول کردن این مرحله با موفقیت رد شد مونده ازمون چهارم مستجاب الدعوه ها که میشنوین فلان ایت الاه منحرف شده یا خلع لباس شده...این مرحله مردم بگذرونن بی شک ظهور نزدیکتروحتمی خواهد بودچون313 نفریارخاص وفرمانده هاپیدا ونشانه دارشدن ...بااین همه فساد که دیگه نمیشه باهمش مقابله کرد دنیا منجی میخاد مسیحی یهودی بودا همه به منجی اعتقاددارن...ببخشید کلی گویی کردم حرفام براساس سخنان استاد رایفی پوربود سایت ایشان بانام مصاف هست...این اعتقاد من بود براساس تحقیقی که کردم به دید ونضروحرفا شما احترام میزارم...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. 5 کاربران زیر از ابوغفار بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #125



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    8109
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.14
    نوشته ها
    2,000
    تشکـر
    2,870
    تشکر شده 3,818 بار در 1,233 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    مجله شبانه باشگاه خبرنگاران؛

    " من توی یه خانواده ی کاملا مذهبی بدنیا اومدم . از 5 سالگی چادر سرم می کردم و اونقدر با تشویق اطرافیان مواجه میشدم که از چادر داشتن لذت می بردم. چادر واسه من یه وسیله ی جلب محبت پدرم بود. اگه سرم نمیکردم کسی بهم چیزی نمی گفت ولی اگه چادر می پوشیدم ، دیگه همه با یه نگاه پر محبت بهم نگاه میکردن.اون موقع ها همیشه چادر سرم نمیکردم، مثلا پاییز و زمستون اگه بارون بود بی چادر میرفتم مدرسه تا لباسام کثیف نشن. اما از راهنمایی به بعد دیگه همیشه چادر سرم بود.

    یه حُسن بزرگ که خانواده م داشتند این بود که توی همه ی مهمونی ها و رفت و آمد فامیل و آشنا ، سفره ی مردونه و زنونه جدا بود و من از بچگی یاد میگرفتم که نامحرم، نامحرمه!! حالا چه پسر دایی باشه چه پسر همسایه چه یه پسر غریبه و اگر قراره جلوی نامحرم چادر سرمون کنیم شامل تمام مردهای نامحرم میشه. اما خیلی ها فقط بیرون از خونه چادر سر میکردن و توی جمع فامیل دیگه راحت بودن و می گفتن فامیل که اونجوری نامحرم نیست که!!

    من چادری بودم اما در این بودن هیچ پایه ی فکری استدلالی نداشتم، دلیل نداشتم.گذشت تا سال سوم دبیرستان (علوم انسانی)هفته ی اول مهر ماه قرار بود یه معلم جدید برای درس های فلسفه و منطق ما بیاد سر کلاسمن و دوستم فاطمه کنار هم ، روی یه نیمکت می نشستیم و اون روز داشتیم از کلاسای تابستونی مون میگفتیم که یکدفعه یه آقایی در کلاس رو باز کرد بله. معلم جدید ما بودمن هم که انتظار اینکه معلممان مرد باشد رو نداشتم یکهو سریع چادرم و برداشتم و دویدم ته کلاس ( این رفتار رو بارها در مادرم دیده بودم که اگه نامحرمی بی خبر می آمد سریع چادرش رو بر میداشت)

    رفتم نیمکت آخر که خالی بود نشستم و چادرم رو سر کردم اتفاقا چون هول شده بودم برعکس سرم بود و کش چادر بر عکس ، بی قواره روی سرم مونده بود فاطمه اومد پیشم نشست و گفت :"چرا چادر سرت کردی، اذیت می شی. سر کلاس که نمیشه چادر سر کرد"!!من هی میگفتم : نامحرم نامحرم خب زنگ اول منطق بود تموم شد زنگ تفریح شروع شد حالا بچه ها هر کدوم یه چیزی می پروندن و من برام اصلا مهم نبود که چی میگن... رفتم سر جام نشستم... فاطمه چادری بود اما چون توی کلاس جو چادر سر کردن نبود ، یه جوری تردید داشت ولی دوست داشت چادر بذاره. آخرش رفت و او هم چادر گذاشت
    حالا نیمکت سوم دو تا دختر چادری نشسته بودن زنگ بعد فلسفه داشتیم باز هم با همان معلم که اسمشون آقای "باوفا" بود و اومدن سر کلاس آدم خوبی بودن؛ یه مرد چهل ساله ی مذهبی آقای باوفا ، شروع کردن اسم هایی که بچه ها زنگ قبل نوشته بودن رو خوندن به اسم من رسیدن بلند شدم و گفتم حاضر اسم و معدل سال قبل و مدرسه ی سال قبلم رو پرسیدن جو کلاس خیلی برام سنگین بود بچه ها یه جوری رفتار میکردن از نگاه کش اومده ی آقای با وفا ترسیدم ( منظورم اینه که با تعجب به من نگاه کردن که چادر سرم هست منم ترسیدم و فک کردم منظورش از این نگاه مثله بچه های کلاس تحقیر کردنه و الان اونم یه ضد مذهبیه....ضد چادره.... اما بعد ها فهمیدم خیلی هم مرد خوبی هستن و جانباز بودن و اهل جبهه ) به هر حال چون خیلی پررو بودم یا بهتر بگم اعتماد به نفسم بالا بود به روی مبارکم نیاوردم ولی با خودم عهد کردم که بهترین باشم در کلاس هم اخلاقی ، هم درسی یادمه اونقدر درس منطق و فلسفه رو خوب بلد بودم گاهی آقای باوفا اسمم رو می گفت که مثلا اون روز من به بچه ها درس بدم.غالب بچه های کلاس درس منطق رو می رفتن کلاس خصوصی اما من درس م از همه بهتر بود.یه بار چند هفته مریض شدم و نرفتم مدرسه اما پوست خودم رو کندم و نذاشتم چیزی از درسا عقب بیفتم (گرچه توی مریضی خیلی اذیت شدم) و خلاصه بعد از رفتن دوباره به سر کلاس باز هم درس م از همه ی بچه ها بهتر بود.

    یه جورایی فک میکردم اگه نمرم کم بشه آبروی چادر مشکی م رو میبرم حتی نمیذاشتم نمره ی فاطمه هم کم شه کم کم توی کلاس حرف و حدیثا سر حجاب زیاد شد و من محل مراجعه شدم واسه پاسخ دادن به شبهه ی بچه ها و مجبورم بودم برم دنباله کتاب های مختلف تا واسه ی اصل دین داری و به تبع چادر گذاشتن دلیل بیارم و همین باعث شد روز به روز نگاه من و فاطمه به دین وسعت پیدا کنه.گاهی بعد از تعطیلی مدرسه ، تا غروب سر کلاس با بچه ها می نشستیم و با هم حرف میزدیم و کتاب می خوندیم؛ از تفسیر قرآن و آیه ی سوره ی نور تا معنی "جلباب" در سوره ی احزاب . اما مهمترین چیزی که دل بچه ها رو برد کتاب داستان زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها بود
    یادمه اولین حرفها از حضرت زهرا رو از کتاب اصول کافی با بچه ها می خوندیم. خونه ی ما ، پر بود از کتاب های مامان و بابام . اصول کافی یه کتاب چهار جلدی بود که مامانم سال آخر دبیرستان ش با پول تو جیبی ش خریده بود..بعد ها معلم معارف هم وارد بجث های ما شد - ایشون طلبه و حوزوی بودن- یه حرفی زدن که انبار باروت کلاس رو منفجر کرد: " پوشش حضرت زهرا سلام الله علیها چادر بود و الان امام زمان علیه السلام خوشحال میشن اگه دختر خانمی لباس مادرشون رو بپوشن"

    این حرف واقعا من رو هم آتیش زد هنوز که هنوزه همین آتیش تو دلمه. یادمه گاهی سر کلاس آقای باوفا اشکم در می اومد و چادرم رو می بوسیدم و به چادرم می گفتم دوستت دارم. کاملا عقل و احساسم درگیر با چادرم شد و تمام اون دوران عشق به امام زمان قلب من رو گرفته بود.تا پایان اون سال تحصیلی بچه های زیادی سر کلاس چادری شده بودن،بعضی ها هم دیگه تصمیم گرفتن، حداقل دوست پسر نگیرن اون حرف زدن های کلاسی بچه ها با هم سر دین باعث شد تا غالب بچه ها نماز خون بشن چیزی که دل بچه ها رو منقلب کرد شناخت و محبت به امام زمان بود
    یادمه جشن نیمه ی شعبان اون سال رو کلاس ما چرخوند کلاس خاص و عجیبی شده بودیم بچه ها واقعا به هم محبت پیدا کرده بودن آخر سال که شد سر جدا شدن از هم گریه می کردیم و مثل فیلم "ضیافت" شماره ی تلفن های هم رو گرفتیم تا 5 سال بعد بهم زنگ بزنیم و یه جا جمع بشیم خیلی ها دانشگاه قبول شدن من و فاطمه رفتیم جامعةالزهرای قم و طلبه شدیم .برای من همه چیز از مهر ماه سوم دبیرستانم شروع شداز کلاس فلسفه از اینکه تو این کلاس یاد گرفتم استدلالی بحث کنم، از اینکه چادر سر کردنم سر کلاس باعث کنجکاوی بچه ها شد از اینکه این کلاس باعث شد محل مراجعه ی سوال بچه ها بشم و خودم هم مطالعه مو بالا ببرم و عاشق چادرم بشم آخرش هم پابند فلسفه شدم و حالا هم دارم ارشد فلسفه (حکمت صدرایی) می خونم الان حدود 12 سال از اون دوران میگذره و هنوز که هنوزه من و فاطمه با هم دوستیمو الحمدلله سعی کردیم توی ارتباط هامون مباحث دینی مطرح کنیماین روحیه ی کنکاش رو مدیون چادرم هستم این دوستی مون رو اون محبت بچه های دبیرستان که اولش ازم متنفر بودن ولی بعدها ، عاشقانه هم رو دوست داشتیم رفتن به طلبگی رو مدیون چادرم هستم چون استدلالهایی که برای چادرم می آوردم و مطالعاتم برای این مساله من رو متوجه یه چیز جدید در زندگیم کرد و اون زیبایی و لزوم نگاه عمیق داشتن به دین بود خیلی از محبت ها و احترام ها رو از چادرم دارماینقدر برام برکت داشته که نمیشه شمردشون خود چادر یه جوری معلمت میشه هر کاری رو در جمع نمیکنی هر حرفی نمیزنی هر جایی نمیری و با هر کسی نشست و برخاست نداری و با هرکسی ازدواج نمیکنی یه بار استاد پناهیان می گفتن که خانم ها خیلی توفیق دارن چون می تونن همشون لباس حضرت زهرا رو بپوشن اما مردها فقط اگه طلبه بشن می تونن لباس پیغمبر رو بپوشن من عااااااااااااااشق این توفیقم

    بعدها همسر چندتا از دوستانم بورس آمریکا شدن و چند سال رفتن اونجا زندگی کردن و هیچ کدومشون چادرشون رو بر نداشتن با همون چادر سیاه ناز ایرونی ، توی خیابون های آریزونا قدم میزدن ، و به همه با زبون بی زبونی میگفتن که نگاه امام زمان برای ما از نگاه همه ی عالم مهمتره....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

    آموخته ام که:خدا عشقست و عشق تنهاخداست!
    آموخته ام: وقتی ناامید میشوم خدا،با تمام عظمتش،عاشقانه انتظار میکشد،دوباره به رحمتش امیدوارشوم!

    آموخته ام: اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم،خدا برایم بهترش را درنظر گرفته!

  10. 4 کاربران زیر از mahastey بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #126



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Aug 2014
    شماره عضويت
    5582
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.37
    نوشته ها
    376
    تشکـر
    1,578
    تشکر شده 652 بار در 278 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    ShadOsarhal
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    نقل قول نوشته اصلی توسط _Amir_ نمایش پست ها
    خدایا...
    تمام مردم دنیات کجا...
    ما کجا!
    چقدر تو این 30 و خورده ای سال عقب مونده شدیم...
    دوست عزیز اینجا جای مطرح کردن مشکلات سیاسی نیست . 2500 سال حکومت طاغوتی کردن چه غلطی کردن جزاینکه مملکت رو تقدیم اجنبی کردن . حالا تو 30 سال عقب افتادی خو شما بدو تا عقب نمونی
    درخانه اگر کس است یک حرف بس است
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    عشق مرکب حرکت است نه مقصد حرکت . امام حسین ( ع )

  12. 3 کاربران زیر از پسرک 22 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #127



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    مشکل درون توست راه حلم درون توست
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7249
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    630
    تشکـر
    163
    تشکر شده 1,312 بار در 477 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست



    شهری پر از مزاحمت خیابانی برای زنان و دختران

    مزاحمت خیابانی بخشی از تجربه اجتماعی بسیاری از دختران و زنان جامعه ما شده است، موضوعی که مربوط به زمان، مکان و افراد خاصی هم نمی‌شود و تا دلتان بخواهد، انواع و اقسام مختلف دارد. از متلک‌پرانی‌های کوچه‌بازاری و تنه‌زنی گرفته، تا ترمز زدن با ماشین جلوی پای دختران، بوق زدن، تعقیب و گریز و حتی قمه کشیدن در خیابان و... هر کدام با شدت و ضعفی، در زمره مجموعه مزاحمت‌ها جای می‌گیرد.
    جام جم سرا: در کنار تمام عواملی که زمینه بروز آن را فراهم می‌کند، نباید از نقش و اهمیت ظاهر و برخورد خانم‌ها هم چشمپوشی کرد. به هر حال هر اقدامی که در فضای عمومی از سوی فردی در برخورد با فرد دیگر انجام شود، به گونه‌ای که زمینه آزار و اذیت وی را فراهم آورد مزاحمت خیابانی محسوب می‌شود.
    هیچ آمار رسمی دقیقی از حجم و تعداد مزاحمت‌هایی که زنان در خیابان‌ها با آن مواجه می‌شوند وجود ندارد، اما نبود این آمار دلیلی بر کتمان ماجرا نیست. در انواع مزاحمت‌ها، حقی از حقوق شهروندان ضایع می‌شود، اما در بسیاری از موارد، نه کار به دادگاه و تنبیه مزاحم می‌کشد و نه فرهنگسازی گسترده‌ای برای کاهش بار مزاحمت‌ها اندیشیده شده است.
    براساس آخرین تحقیقاتی که چندسال پیش توسط یک مرکز تحقیقاتی خصوصی انجام شد، هر زن یا دختری در جوامع شهری در ایران به میزان مسافتی که طی می‌کند یا مدت زمان حضورش در سطح خیابان‌ها، در هر تردد شهری، بین یک تا ۲۰ بار به لحاظ مزاحمت‌های کلامی، فیزیکی و چشمی (نگاه نامناسب و آزاردهنده) از سوی برخی مردان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد (به نقل از روزنامه ابتکار).
    تقریباً می‌توان گفت بیشتر زنان در هر موقعیت سنی و با هر نوع پوششی و با هر ترکیب ظاهر و چهره، در تمام ساعات شبانه روز با انواع گسترده مزاحمت‌های خیابانی روبه رو می‌شوند. هر چند این اتفاق می‌تواند برای خانم‌هایی که پوشش مناسبی دارند، بمراتب کمتر پیش بیاید.
    در این پرونده نگاهی مستند داریم به این معضل اجتماعی که بخش اعظم افراد جامعه هر روز بنحوی با آن سر و کار دارند و به سراغ این می‌رویم که ببینیم چه عواملی می‌تواند بازدارنده باشد و نقش مردمی که ناظر ماجرا هستند، چیست و...

    برخی از زمینه‌ها و انگیزه‌های مزاحمت‌های خیابانی
    لذت بردن یا تحقیرکردن؟
    متلک پرانی را شاید بتوان یکی از رایج‌ترین و دم‌دستی‌ترین شکل‌های مزاحمت در ایران دانست. گرچه مردان هم در تیررس انواع متلک‌ها از سوی زنان قرار می‌گیرند اما بیشترین قربانیان متلک‌ها در کشور ما خانم‌ها هستند.
    به نظر باید جالب باشد که بدانیم هدف برخی آقایان از حرکاتی که از آن به عنوان مزاحمت‌های خیابانی برای زنان یاد می‌شود، از چه انگیزه‌ای نشأت می‌گیرد. شاید در نگاه اول به نظر برسد، هدف سوء استفاده است، اما مطالعات گوناگونی که در کشورهای متفاوت روی این نوع مزاحمت‌ها انجام شده و نظر بسیاری از روان‌شناسان و جامعه‌شناسان، حاکی از آن است که حقیقت این است که هدف افراد از ایجاد مزاحمت، ارضای نیازهای جنسی نیست!
    در واقع نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد که بیشترین لذت مردانی که قصد ایجاد مزاحمت‌های خیابانی را دارند، احساسِ قدرت و برتری و تحقیر جنسی طرف مقابل است که در قالب کلام یا تماس کوتاهی بروز پیدا می‌کند. این تحقیر کردن از ویراژ دادن در مقابل دخترخانم‌ها برای به رخ کشیدن به اصطلاح توانایی‌هایشان، ترمز کردن و متلک پرانی و تمسخر و گاهی هم فحاشی شروع می‌شود تا تنه زدن و تعرض‌های جسمی در حد و حدود مختلف.
    این مزاحمت‌ها، از تنها یک صدا و آوای آزار دهنده یا یک کلام تا آزار‌های جسمی و جنسی، احساس نامطلوبی را در زنان ایجاد می‌کند و احساس آرامش و امنیت روانی آنان را دستخوش تزلزل می‌کند. در حقیقت ایجاد مزاحمت امری غیرعادی محسوب می‌شود.

    مشکلات شخصیتی یا ساختاری؟
    نگاه تخصصی دو گروه جامعه‌شناس و روان‌شناس به این موضوع جالب و کمی با یکدیگر متفاوت است؛ برخی روان‌شناسان مشکلات شخصیتی و روانی را عامل مهمی در ایجاد مزاحمت خیابانی می‌دانند و در مقابل جامعه‌شناسان مشکلات ساختاری و مسائل بنیادین را که جامعه با آن‌ها درگیر است به عنوان مهم‌ترین عامل این موضوع مطرح می‌کنند.

    فاصله زیاد بلوغ طبیعی و اجتماعی
    تغییر سبک زندگی در جامعه ما و ورود فناوری جدید ارتباطی که از جلوه‌های زندگی مدرن است؛ نوعی دوگانگی فرهنگی ایجاد کرده است. در یک سو ارزش‌های سنتی جامعه خودمان قرار دارد و در سوی دیگر دریافت آخرین تصاویر و محصولات فرهنگی غرب. در واقع این نبود تعادل بین فرهنگ وارداتی و فرهنگ خودی، بین بلوغ طبیعی و بلوغ اجتماعی فاصله ایجاد کرده است.
    فارغ از مشکلات جسمی و روحی افراد، اگر به گذشته مزاحمان خیابانی نگاهی بیندازیم قاعدتا درمی‌یابیم که این افراد از نوع پرورش، تربیت صحیح، سبک زندگی و الگوپذیری مناسبی در خانواده برخوردار نبوده‌اند
    از آنجا که هیچ طرح فراگیری هم برای پر کردن این فاصله وجود نداشته است، اختلالاتی همچون مزاحمت‌های خیابانی به کرات اتفاق می‌افتد. البته نوع و شکل مزاحمت‌ها همیشه در حال تغییر است.
    شاید در یک دهه گذشته، مزاحمت‌های تلفنی را می‌شد در صدر رایج‌ترین نوع مزاحمت در ایران به حساب آورد، اما حالا با گسترش ضریب نفوذ اینترنت در میان خانواده‌ها و همچنین برخورداری تعداد بیشتری از افراد جامعه به ویژه جوانان از خودرو، این مزاحمت‌ها به محیط‌های مجازی و تمام خیابان‌ها و کوچه‌های شهر‌ها کشیده شده است. در این شرایط خودرو می‌تواند به عنوان یک ابزار برای ایجاد مزاحمت به کار آید.

    مردان متأهل غیر متعهد
    جای بسی تاسف دارد که بخش قابل ملاحظه‌ای از مزاحمت‌های خیابانی توسط مردان متأهل انجام می‌شود. نداشتن تعهد و پایبندی اخلاقی، باعث می‌شود برخی از مردان متاهل به دنبال این باشند که کمبودهای روحی و روانی خود را این گونه رفع کنند. می‌توان این نوع رفتار ناهنجار و شاید تجربه نوعی ارتباط غیر صحیح و غیر طبیعی با جنس مخالف را نوعی از انواع انحرافات جنسی دانست.

    نقش زنان در مزاحمت‌های خیابانی
    تحصیل و اشتغال غیر مناسب دختران و به تبع آن بالا رفتن سن ازدواج، متلاشی شدن خانواده‌ها، احساس بی‌هویت بودن، تعهد پذیر نبودن زن و مرد در محیط خانواده، سرخوردگی در دوران کودکی و مشکلاتی از این قبیل به بروز عقده‌های جنسی در افراد و میل به ایجاد مزاحمت منجر می‌شود که بر همین اساس برخی از مردان از طریق آزاررسانی خیابانی سعی می‌کنند به نوعی نیاز خود را برطرف کنند.
    در این راستا شاید زنان نیز بی‌تقصیر نباشند. مزاحمان خیابانی در بیشتر موارد مزاحم زنانی می‌شوند که پوشش و رفتاری مغایر با عرف جامعه دارند و حتی در موارد غیر ضروری، در زمان و مکان نامناسب تردد می‌کنند.
    رفتار مردی که برای زن یا دختری مزاحمت ایجاد می‌کند، توجیه‌پذیر نیست، اما برخی از زنان نیز خودشان زمینه این مزاحمت‌ها را فراهم می‌کنند.

    عفت و تقوای گمشده
    خشکاندن ریشه این رفتار نابهنجار و آسیب رسان اجتماعی، شاید نیازمند طی مسیری بس طولانی و اندیشیدن راهکارهای متعدد باشد. بسیاری از کار‌شناسان، تربیت اسلامی را بهترین راهکار رفع این آسیب اجتماعی می‌دانند.
    فارغ از مشکلات جسمی و روحی افراد، اگر به گذشته مزاحمان خیابانی نگاهی بیندازیم قاعدتا درمی‌یابیم که این افراد از نوع پرورش، تربیت صحیح، سبک زندگی و الگوپذیری مناسبی در خانواده برخوردار نبوده‌اند.

    تربیت دینی در خانواده
    با دقت به آموزه‌های قرآنی در داستان حضرت یوسف نیز می‌فهمیم که حتی اگر زنی خودش را عرضه کرد، تقوای مرد باید مانع او شود. در واقع اگر مردان جامعه تقوا و خویشتن داری را در خود تقویت کنند و زنان عفت را در خود پرورش دهند و ظاهر، پوشش و حتی رفتار خود را در خیابان از راه رفتن و شیوه برخورد تا صحبت کردن را از عرف جامعه دور نکنند و برمبنای عفت و اخلاق عمل کنند مزاحمت‌های خیابانی به حداقل می‌رسد.

    گذر در شهری که پر از مزاحمت‌هاست
    برای آنکه بدانیم مزاحمت‌های خیابانی چقدر زیر پوست شهر اتفاق می‌افتد باید حضوری میدانی در شهر داشته باشیم، در ادامه روایتی مستند از آنچه رخ داده تقدیم می‌کنیم:

    داخل یک کوچه فرعی – ساعت ۳ ظهر
    دختر خانم جوانی که البته پوششش کمی با عرف جامعه فاصله دارد، با گام‌های بلند می‌رود و به دنبالش خودرویی آرام آرام حرکت می‌کند و گاهی هم برای او بوق می‌زند، ولی او به حرکتش ادامه می‌دهد.
    خودرو از حرکت می‌ایستد و سرنشین پیاده می‌شود و چند لحظه‌ای با دختر صحبت می‌کند. بعد از این مکالمه، دختر باز به مسیرش ادامه می‌دهد تا به خانه‌اش می‌رسد و داخل می‌شود. اما سرنشین خودرو که گویی موقعیت جدیدی را در‌‌ همان کوچه پیدا کرده، با سرعت زیاد حرکت می‌کند نرسیده به انتهای کوچه، دختر جوانی با دختر دیگری با فرم رسمی و اداری در حال عبور است. این بار‌‌ همان دفعه اول، دختر دوم سوار می‌شود و خودرو حرکت می‌کند.

    دور میدان اصلی شهر – ساعت ۱۰ شب
    در ترافیک سنگین میدان، دو دختر جوان با ظاهری خارج از عرف، در میان خودرو‌ها حرکت می‌کنند و پیاده از این سوی میدان به آن طرف می‌روند و در این میان کمتر راننده خودرو و راکب موتورسواری است که به این دو دختر کم سن و سال نگاه نکند یا کنایه‌ای نثارشان نکند. حتی یکی از موتورسواران که به نظر نمی‌رسد، بیشتر از ۱۸ سال داشته باشد، به یکی از دختران دستدرازی هم می‌کند و با چهره‌ای شاد و راضی، سریع از میدان عبور می‌کند.
    البته دختران انگار از این موضوع خیلی هم ناراحت نمی‌شوند و این سوژه را به دستمایه‌ای برای جلب توجه بیشتر تبدیل می‌کنند و با سر و صدا و ایستادن وسط میدان، نگاه‌های بیشتری را به سمت خود دعوت می‌کنند. چند لحظه بعد آرام آرام به مسیر خود ادامه می‌دهند و در لابلای ترافیک و شلوغی، گم می‌شوند اما هنوز هم مسیر حرکتشان را می‌توان از راهبندان و صدای بوق خودروهایی با سرنشینانی از تمام گروه‌های سنی، تشخیص داد.

    جلوی در ورودی یک مرکز خرید- ساعت ۶ بعدازظهر
    از در ورودی یک مرکز بزرگ خرید در ساعات میانی عصر و اوایل شب، دختران جوانی تردد می‌کنند که یا به قصد خرید آمده‌اند یا به قصد دور زدن و تفریح کردن. سر و صدا و همهمه‌ای که در مقابل یکی از در‌های ورودی این مرکز به گوش می‌رسد حاکی از ایجاد مزاحمت پسر نوجوانی برای یک دختر دانشجوست.
    دختر که مورد مزاحمت جنسی پسر ۱۶-۱۵ ساله‌ای قرار گرفته است و توانسته، به کمک دوستانش او را به انتظامات مرکز خرید تحویل دهد، با چهره‌ای برافروخته در حال گرفتن شماره تلفن نیروی انتظامی است. حتی در همین حین هم هستند کسانی که با دیدن این صحنه، از کنار دختران ایستاده در محل عبور می‌کنند و با خنده می‌گویند: در خدمت باشیم...

    ساعت ۸ شب نزدیک یکی از مراکز آموزش عالی
    هوا سرد و بارانی است و دختر دانشجویی لابلای خودروهایی که در مقابل پایش ترمز می‌زنند، به انتظار رسیدن تاکسی ایستاده است. از بعضی جمله‌هایی که می‌شنود برافروخته می‌شود اما سکوت را ترجیح می‌دهد. هم‌کلامم که می‌شود، می‌گوید: مزاحمت خیابانی نه ساعت دارد و نه جا و مکان خاص. همین که تنها باشی و بخصوص پیاده، این اجازه را به خودشان می‌دهند که هر حرفی را نثارت کنند. شاید هم خیلی‌ها به این رفتار‌ها چراغ سبز نشان می‌دهند و از شنیدن حرف‌هایشان می‌خندند که آن قدر بی‌پروا مزاحم می‌شوند.
    دختر جوان دیگری که متوجه شغل من و علت این مکالمه می‌شود، جلو می‌آید و گویی که سر درددلش باز شده باشد، می‌گوید: نمی‌دانم هدف از این همه مزاحمت‌های رکیک و ایجاد مزاحمت چیست که تکرار هر روز آن، خسته‌شان نمی‌کند. در این یک سالی که دانشجوی این مرکز شده‌ام، احساس می‌کنم هر دانشگاه و مرکز و خیابانی، به یک شعبه ایجاد مزاحمت برای تعداد ثابتی از افراد تبدیل شده است که در ساعت‌های مختلف شبانه روز به محدوده خود سر می‌زنند و تا صدای اعتراض دختران را نشنوند، دور نمی‌شوند. یعنی ما این همه جوان بیکار داریم؟!

    چه باید کرد؟
    قبل از هر چیز فردی که به چنین رفتارهایی اقدام می‌کند باید با خودش فکر کند با به خطر انداختن امنیت روانی قشر وسیعی از جامعه و خانواده‌‌هایشان چه چیزی نصیبش می‌شود و اگر در موقعیت مشابه همین اتفاق برای خانواده‌اش می‌افتاد چه واکنشی داشت؟
    در کنار آن خانم‌ها هم تا حد امکان با رفتار و پوشش مناسب باید پیشگیری‌های لازم را داشته باشند. خانواده‌ها هم تمهیدات لازم را برای حضور دور از آسیب همسر، فرزند و... در جامعه فراهم کنند. خیلی نگذشته از زمانی که اگر یک دختر بنا بود به مدرسه یا دانشگاه برود پدر یا برادرانش تا جایی که امکان داشت او را مشایعت می‌کردند یا اگر زمان بازگشت او بود حداقل سر کوچه یا دم در می‌ایستادند تا محیط کوچه را که نا‌امن‌تر از خیابان‌های اصلی است برای تردد دختر امن کنند.
    البته در این کار هم نباید آن قدر زیاده‌روی و وسواس به خرج داد که زمینه رفتار پنهانی طرف مقابل فراهم شود.
    از طرفی هر کدام از اعضای جامعه به عنوان کسانی که با دیگران سوار بر یک کِشتی هستند و سرنوشت مشترکی دارند ولو به اندازه تذکر زبانی، یا با نگاهی که حاکی از تاسف باشد باید به این رفتار‌ها واکنش نشان دهند تا هنجارهای جامعه در نظر مزاحمان خیابانی تغییر یافته به نظر نرسد و یک نوع نظارت همگانی و اجتماعی ایجاد شود.
    نهادهای آموزشی مثل رسانه‌ها هم باید آموزش‌های لازم را به مخاطبان خود که هر کدام در جایگاهی با این موضوع در ارتباط هستند بدهند و از آن طرف قانونگذار هم باید با در نظر گرفتن یکسری محرومیت‌های اجتماعی و... زمینه ارتکاب مجدد چنین رفتارهای ناهنجار را از بین ببرد.
    از میان بردن زمینه‌های اجتماعی این معضل همچون افزایش سن ازدواج، مفید به نظر می‌رسد.
    البته مزاحمت خیابانی در قانون مجازات اسلامی جرم محسوب می‌شود و برای آن محکومیت حبس از ۲ تا ۶ ماه و تا ۷۴ ضربه شلاق در نظر گرفته شده است.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 2 کاربران زیر از ابوغفار بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #128



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    مشکل درون توست راه حلم درون توست
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7249
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    630
    تشکـر
    163
    تشکر شده 1,312 بار در 477 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. 3 کاربران زیر از ابوغفار بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #129



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    مشکل درون توست راه حلم درون توست
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7249
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    630
    تشکـر
    163
    تشکر شده 1,312 بار در 477 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. 3 کاربران زیر از ابوغفار بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #130



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    مشکل درون توست راه حلم درون توست
    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره عضويت
    7249
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.66
    نوشته ها
    630
    تشکـر
    163
    تشکر شده 1,312 بار در 477 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : چادر یک تکه پارچه نیست

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. 3 کاربران زیر از ابوغفار بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. حالم خوب نیست.
    توسط saye در انجمن سایر مشکلات زن و شوهر
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 06-09-2014, 08:49 PM
  2. حساس بودن زیاد
    توسط saye در انجمن مشاوره های فردی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 03-26-2014, 06:10 PM
  3. فقط سخن گفتن کافی نیست!
    توسط Artin در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-03-2014, 01:11 AM
  4. اشتباه نکنید! شادی خریدنی نیست
    توسط Artin در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 03-01-2014, 10:32 PM
  5. دلایل آرایش بیش از حد برخی از خانمها چیست!؟
    توسط Artin در انجمن روانشناسی شغلی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 02-12-2014, 12:57 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

الهام چرخنده قبل وبعدش

پارچه چادر

چادر براق

چادر جلابیب

چادری شیک

باچادرکتو نی میپوشم

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

چادر,  چادر خاکی,  چادر مسافرتی,  چادرت از سرت افتاده,  چادر ايراني,  چادر چاو پيس,  چادر مسافرتی ارزان,  چادر خاكى,  چادر براق,  چادر ملی,  چادر یک نفره,  چادر یک نفره کوهنوردی,  چادر یکبار مصرف,  چادر مسافرتی یک نفره,  چادر مسافرتی درجه یک,  قیمت چادر یک نفره,  فروش چادر یک نفره,  خرید چادر یک نفره,  خاطرات یک چادر مشکی,  یکی با چادر خاکی,  چادر ماشین,  چادر ماشین 206,  چادر ماشین پراید,  چادر ماشین شاسی بلند,  چادر ماشین ضد آب,  چادر ماشین سمند,  چادر ماشین پژو پارس,  چادر ماشین ال 90,  چادر ماشین سانتافه,  چادر ماشین دنا,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید