مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 28 از 28

موضوع: دلنوشته

  1. Top | #21



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    شماره عضويت
    6350
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.57
    نوشته ها
    526
    تشکـر
    882
    تشکر شده 601 بار در 298 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دلنوشته

    خیلی دلم گرفته خواستم یه تاپیک جداگانه بزنم ولی توهمین تاپیک دلنوشته گذاشتم
    چندتامشکل کوچیک و بزرگ دارم
    1-دوست دارم طعم مادربودنو بچشم ولی شرایط بارداری مناسبی ندارم از لحاظ جسمی دچارمشکل شدم . یه فیبروم خیلی بزرگ دارم چون تازه ازدواج کردم و هنوز بچه دارنشدم نمیشه جراحی کرد دکتر دارو داده ولی میترسم اثر نکنه و نشه . البته شرایط جراحی هم اصلا ندارم و شوهرم ازاین موضوع خبرنداره نمیتونم بهش بگم چون همینجوری ادم پراسترسی هست نمیخوام بهش بهم بخصوص اینکه یکم سنتی فکر میکنه میترسم بگم - بگه هاااا مشکل داری و از این جور حرفا درصورتی که این فیبرم تودوران عقد بخاطر فشار روحی و جسمی که زیادی داشتم یکدفعه ایجاد شد. خیلی ذهنم درگیر این موضوع هست نمیدونم چکارکنم. میترسم
    2-موضوع پدرمه بیماری پدرم همهمون رو بهم ریخته قبلا یه تاپیکی زدم و مشکل رو گفتم ولی بازم میگم پدرم بعد از جراحی دیسک کردم خوب استراحت نکرد و 7ماه بعد از عمل بدجوری خورد زمین و بعد از اون کم کم توان حرکتی پاهاش رو از دست داد جوری که الان زمین گیرشده و با ویلچره دکتراگفتن نخاع سکته کرده و پاها به خواب عمیقی رفتن اعصاب کار میکنه و لی توان حرکت ندارن و معلوم نیست کی خوب میشه تقریبا همه نوع طبی رو امتحان کردیم .طب سنتی. طب سوزنی. فیزیوتراپی و ماساژ و طب شیمیایی و .... ولی هیچ اثری نداشته بخاطر همین هم پدر و هم بقیه اعضای خانواده روز به روز افسرده تر میشیم بخصوص بابا که از شرایط کلافه شده
    3-شوهرم خیلی داره تلاش میکنه که هرچه زودتر بتونه یه زندگی خوب رو که به من قول داده رو بسازه شب و روز کار میکنه و خیلی کم همدیگرو میبینیم صبح ساعت8 میره و 2 -3 نصف شب میاد خونه وقتی هم میاد اینقدرخسته س که توان هیچ کاری رو نداره بعضی وقتا شده از زور خستگی و پادرد خوابش نمیبره (بعد منو بیدار میکنه-ساعت3 نصف شب- میگه چه خبرااا) دلم براش میسوزه وقتی هم بهش میگم اینقدر کارنکن قبول نمیکنه دوست داره راه رو یکشبه بره جلو. اینجوری به غیر از اینکه روابطمون کم شده بار زندگی هم به دوش من افتاده همه چیز زندگی پول نیست ولی اون حاضر نیست اینو قبول کنه
    بعضی وقتا از زندگی و ازدواجم پشیمون میشم دوست دارم از همه چیز و همه کس فرار کنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    Who looses today, won’t find tomorrow, There is nothing important as today

  2. کاربران زیر از بهشت بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #22



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    "خداوندا شبم را روز گردان/ چو روزم بر جهان پیروز گردان"
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17587
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    1,675
    تشکـر
    480
    تشکر شده 1,428 بار در 771 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دلنوشته

    ببینید اون نرفته در حقیقت...
    برادرم هم که بهم گفت به گذشتت برگرد
    بهم گفت کیا نمیخواستن باهم ازدواج کنید
    کیا با ازدواجتون مشکل داشتند
    متوجه شدم
    اتفاقی که افتاده از طرف نامزدم نبوده
    از طرف همون ها بوده
    درحقیقت مشکل یه جورایی اونا بودن
    فکر کنم منظور برادرم رو گرفتم
    به هرحال اونم خودش نخواست که این ازدواج انجام نشه
    یه عده ی دیگه ...
    برامون دعا کنید
    همین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من دیگه سایت نمیام...
    ببخشید که خصوصی ها رو نمیتونم جواب بدم
    آجی هایی که اذیتتون کنم حلال کنید
    خدانگهدار

  4. Top | #23



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    "خداوندا شبم را روز گردان/ چو روزم بر جهان پیروز گردان"
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17587
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    1,675
    تشکـر
    480
    تشکر شده 1,428 بار در 771 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دلنوشته

    نقل قول نوشته اصلی توسط بهشت نمایش پست ها
    خیلی دلم گرفته خواستم یه تاپیک جداگانه بزنم ولی توهمین تاپیک دلنوشته گذاشتم
    چندتامشکل کوچیک و بزرگ دارم
    1-دوست دارم طعم مادربودنو بچشم ولی شرایط بارداری مناسبی ندارم از لحاظ جسمی دچارمشکل شدم . یه فیبروم خیلی بزرگ دارم چون تازه ازدواج کردم و هنوز بچه دارنشدم نمیشه جراحی کرد دکتر دارو داده ولی میترسم اثر نکنه و نشه . البته شرایط جراحی هم اصلا ندارم و شوهرم ازاین موضوع خبرنداره نمیتونم بهش بگم چون همینجوری ادم پراسترسی هست نمیخوام بهش بهم بخصوص اینکه یکم سنتی فکر میکنه میترسم بگم - بگه هاااا مشکل داری و از این جور حرفا درصورتی که این فیبرم تودوران عقد بخاطر فشار روحی و جسمی که زیادی داشتم یکدفعه ایجاد شد. خیلی ذهنم درگیر این موضوع هست نمیدونم چکارکنم. میترسم
    2-موضوع پدرمه بیماری پدرم همهمون رو بهم ریخته قبلا یه تاپیکی زدم و مشکل رو گفتم ولی بازم میگم پدرم بعد از جراحی دیسک کردم خوب استراحت نکرد و 7ماه بعد از عمل بدجوری خورد زمین و بعد از اون کم کم توان حرکتی پاهاش رو از دست داد جوری که الان زمین گیرشده و با ویلچره دکتراگفتن نخاع سکته کرده و پاها به خواب عمیقی رفتن اعصاب کار میکنه و لی توان حرکت ندارن و معلوم نیست کی خوب میشه تقریبا همه نوع طبی رو امتحان کردیم .طب سنتی. طب سوزنی. فیزیوتراپی و ماساژ و طب شیمیایی و .... ولی هیچ اثری نداشته بخاطر همین هم پدر و هم بقیه اعضای خانواده روز به روز افسرده تر میشیم بخصوص بابا که از شرایط کلافه شده
    3-شوهرم خیلی داره تلاش میکنه که هرچه زودتر بتونه یه زندگی خوب رو که به من قول داده رو بسازه شب و روز کار میکنه و خیلی کم همدیگرو میبینیم صبح ساعت8 میره و 2 -3 نصف شب میاد خونه وقتی هم میاد اینقدرخسته س که توان هیچ کاری رو نداره بعضی وقتا شده از زور خستگی و پادرد خوابش نمیبره (بعد منو بیدار میکنه-ساعت3 نصف شب- میگه چه خبرااا) دلم براش میسوزه وقتی هم بهش میگم اینقدر کارنکن قبول نمیکنه دوست داره راه رو یکشبه بره جلو. اینجوری به غیر از اینکه روابطمون کم شده بار زندگی هم به دوش من افتاده همه چیز زندگی پول نیست ولی اون حاضر نیست اینو قبول کنه
    بعضی وقتا از زندگی و ازدواجم پشیمون میشم دوست دارم از همه چیز و همه کس فرار کنم.
    سلام ان شاالله همه ی مشکلاتتون حل بشه و خدا یاریتون بده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من دیگه سایت نمیام...
    ببخشید که خصوصی ها رو نمیتونم جواب بدم
    آجی هایی که اذیتتون کنم حلال کنید
    خدانگهدار

  5. Top | #24



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    "خداوندا شبم را روز گردان/ چو روزم بر جهان پیروز گردان"
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17587
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.56
    نوشته ها
    1,675
    تشکـر
    480
    تشکر شده 1,428 بار در 771 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    3

    پاسخ : دلنوشته

    باور نمیکنم آنقدر ساده جا زدیم
    ما که دنیایمان را روی هم تا زدیم
    شرط بسته بودند که
    دست هایمان از هم جدا شود
    حتی اگر واسطه ی بینمان خدا شود
    دیدی که میگفتیم ما عاشق همیم
    اما دست خودمان نیست و یک روز میرویم
    این مردم از عشق بینمان بیزارند
    دیدی مردم با کینه و نفرت ما بیدارم
    دیدی که میگفتم نزد مردم یاد میرویم
    از پیش هم با ناله و فریاد میرویم
    د(مرسانا)
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من دیگه سایت نمیام...
    ببخشید که خصوصی ها رو نمیتونم جواب بدم
    آجی هایی که اذیتتون کنم حلال کنید
    خدانگهدار

  6. Top | #25



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خــــدایا … دخیــل می‌بنــدم! 
نـه اینـکه گــره بگــشایی ؛ نـه ! می‌بنـدم که رهــایم نکــنی !
    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضويت
    17322
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    ميانگين پست در روز
    5.25
    نوشته ها
    3,461
    تشکـر
    3,316
    تشکر شده 6,524 بار در 2,583 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    6

    پاسخ : دلنوشته

    صبرم از کاسه دگر لبریز است

    اگر این جمعه “نیاید” چه کنم ؟

    آنقدر من خجل از کار خودم

    اگر این جمعه “بیاید” چه کنم ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا مرهم تمام دردهاست هر چه عمق

    خراش های وجودت بیشتر باشد

    خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای می گیرد

    خدایا دردهایم دلنشین می شود

    وقتی درمانم " تویی "

  7. کاربران زیر از ستیلا بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  8. Top | #26



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    خیلی تنهام...
    تاریخ عضویت
    Jun 2016
    شماره عضويت
    29032
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.24
    نوشته ها
    65
    تشکـر
    17
    تشکر شده 56 بار در 30 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دلنوشته

    الیلا چی شدههههه خدا بهت صبر بده عشقممممم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #27



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضويت
    26207
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.70
    نوشته ها
    718
    تشکـر
    1,295
    تشکر شده 664 بار در 416 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : دلنوشته

    زمان حلال همه مشکلات است. برای شما صبر آرزومندم تا زمانی معلوم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #28



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Jun 2016
    شماره عضويت
    28860
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.71
    نوشته ها
    200
    تشکـر
    135
    تشکر شده 155 بار در 105 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh
    میزان امتیاز
    1

    پاسخ : دلنوشته

    شاید هیشکی بهتر از من حالتو نفهمه.
    من نمیدونم قضیه چی بوده اما اینطور که از تاپیکا متوجه شدم ظاهرا عاشق کسی بودی که الان نمیدونی چی به سرش اومده.
    درست مثل من...
    زمانی کسی تو زندگیم بود که عاشق هم بودیم اما یه روز بهم گفتن مرده...
    من نه جسدشو نه قبرشو نه حتی آگهی ترحیمشو ندیدم اما گفتن مرده...
    من باور نمیکردم٬ اما اون نبود٬ هیچ جا نبود. هیچ وقت نفهمیدم چی به سرش اومد...
    بعدش تا مدتها داغون و آشفته بودم و شب و روز نداشتم...
    اما از به جایی به بعد چاره ای نداشتم جز اینکه خودمو جمع و جور کنم چون داشتم از هم میپاشیدم...
    کم کم یه زندگی جدید رو شروع کردم.
    این که چه اتفاقی براش افتاد بزرگترین سوالیه که هنوزم هر روز تو ذهنم میچرخه.
    اما به جز این سوال هر چی که خاطره ازش داشتمو گذاشتم کنار و دیگه بهش فک نمیکنم.
    فراموش نکردم فقط خودمو عادت دادم که دیگه بهش فک نکنم.
    شما هم به زمان نیاز داری عزیزم٬
    زمان دوای هر دردیه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

دلنوشته,  دلنوشته های زیبا,  دلنوشته های دلنشین,  دلنوشته های غمگین,  دلنوشته های عاشقانه,  دلنوشته ها,  دلنوشته کربلا,  دلنوشته هاي دلنشين,  دلنوشته غمگین,  دلنوشته های ناب,  دلنوشته های زیبا,  دلنوشته های غمگین,  دلنوشته های عاشقانه,  دلنوشته ها,  دلنوشته کربلا,  دلنوشته عاشقانه,  دلنوشته های دلنشین,  دلنوشته برای پسرم,  دلنوشته های عاشقانه زیبا,  دلنوشته های سوگلی,  moshaverfa,  moshaverinia,  moshaverin,  moshaver,  moshavere ezdevaj,  moshaverparsiteb,  moshavere,  moshaveran,  moshaver amlak,  moshaver41,  بهموت,  به,  بهشت زهرا,  به موزیک,  بهترین همسر,  بهنوش بختیاری,  بهروز وثوقی,  بهار نیوز,  بهنوش طباطبایی,  به سلامتی,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید