مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 122

موضوع: گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

  1. Top | #11



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن ... من حتی با خدا هم شرط بسته ام!
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضويت
    509
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    597
    تشکـر
    848
    تشکر شده 358 بار در 241 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    پس از دقایقی از طریق یکی از گلبرگها به درون آب سرازیر شوید آب تالاب بسیار گواراست این همان چشمه آب جوانی و سلامتیست با نوشیدن مقداری از آب آن احساسات شما بهتر و بهتر خواهد شد. اکنون از سطح آب به زیر آن بروید و در آنجا به شنا کردن مشغول شوید در زیر آب ماهیهای گوناگونی را خواهید دید که با شکلهایی جذاب و رنگهایی متنوع در حال رفت و آمد هستند با برخی از آن ماهیها بازی کنید. ناگهان دلفینی در برابر شما ظاهر می شود و با لذت در کنار شما به شنا مشغول میشود رفتار او بسیار دوستانه و صمیمانه است. آب تالاب همانند هوا بنظر می رسد بطوریکه حتی با دهان باز میتوانید در زیر آب شنا کنید احساس کنید که این آب از طریق رگهایتان وارد بدن شما شده و همه اندامها و اعضای داخلیتان را تمیز و پاک می کند.

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دلم به مستحبی خوشست
    که جوابش
    واجبست...
    السلام علیک یا فاطمة الزهرا ...

  2. 3 کاربران زیر از باران باران بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #12



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن ... من حتی با خدا هم شرط بسته ام!
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضويت
    509
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    597
    تشکـر
    848
    تشکر شده 358 بار در 241 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    بعد از اینکه مدتی در دنیای شگفت انگیز زیر آب به سیاحت پرداختید دوباره به سطح آب بیایید و و خودتان را بالای گل آفتابگردان برسانید در دوردست چندین قله کوه به چشم میاید که یکی از آنها پوشیده از برف است در سرزمین تالاب گل آفتابگردان هر کاری از دست شما بر میاید بنابراین شروع به ئرواز در سطح آب کنید و پس از اوج گرفتن در سطح آسمان پروازتان را به سمت کوهستان ادامه دهید از آن بالا حیواناتی را میتوانید ببینید که هر کدام مشغول کاری هستند ناگهان عقابی در کنار شما ظاهر شده و پس از مدتی همراهی شما در پهنه آسمان از نظر ناپدید میشود.

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دلم به مستحبی خوشست
    که جوابش
    واجبست...
    السلام علیک یا فاطمة الزهرا ...

  4. 4 کاربران زیر از باران باران بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #13



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن ... من حتی با خدا هم شرط بسته ام!
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضويت
    509
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    597
    تشکـر
    848
    تشکر شده 358 بار در 241 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    زمانیکه به نوک قله پربرف رسیدید روی برفهای سپید فرود آیید و با آنها بازی کنید بعد از آن بالا به طرف دره ای سر بخورید وقتی ته دره رسیدید دوباره از زمین بلند شوید و پس از مدتی پرواز در اطراف کوهستان به سمت تالاب برگردید و روی گل آفتابگردان فرود آیید اکنون آرامش وجودتان را فرا گرفته بنابراین دوباره از همان در بلوطی وارد اتاق شوید و با شمارش از یک تا پنج از سطح آلفا خارج شوید "

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دلم به مستحبی خوشست
    که جوابش
    واجبست...
    السلام علیک یا فاطمة الزهرا ...

  6. 2 کاربران زیر از باران باران بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #14



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن ... من حتی با خدا هم شرط بسته ام!
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضويت
    509
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    597
    تشکـر
    848
    تشکر شده 358 بار در 241 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    این تکنیک یکی از روشهایمؤثر در مقابله با تبعات نامطلوب استرس است و شما میتوانید عناصر آنرا به دلخواه تغییر دهید ممکن است عده ای این تکنیک را فقط یک تصویر سازی ساده ذهنی بپندارند که د پاسخ باید گفذ تمامی احساسات ما؛ ترس و آزردگی و حتی استرس و سایر حالات باطنی و هیجانی همگی تصوری و خیالی هستند زیرا آنها محصول کارخانه تصویرسازی ذهن است. بطور کلی هدف این تکنیک این است که تصاویر ذهنیمان را نه بر علیه خودمان بلکه در جهت آرامش و رسیدن به اهداف و رضایت مورد استفاده قرار دهیم.
    🌾🌾🌾

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دلم به مستحبی خوشست
    که جوابش
    واجبست...
    السلام علیک یا فاطمة الزهرا ...

  8. 3 کاربران زیر از باران باران بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #15



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن ... من حتی با خدا هم شرط بسته ام!
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضويت
    509
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    597
    تشکـر
    848
    تشکر شده 358 بار در 241 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    صحیفه سجادیه♥
    به نظرم از احساسی ترین کتابهایی است که خوانده ام و پنجاه و چهار مناجات از حضرت سجاد علیه السلام در آنست . گزیده ای ازآخرین مناجاتایشان با خدا در جهت زدودن غم و اندوه:
    🍀 ای زداینده اندوه و برطرف کننده غم و رحمت آورنده در دو دنیا بر محمد و آلش درود فرستو اندوه مرا برطرف ساز.خداوندا از تو میخواهم همچون کسیکه نیازش سخت و نیرویش سست است و گناهانش افزایش یافته ... از تو درخواست عملی را دارم که هر که آنرا بجا آرد دوستش داری ... و جان مرا در حال استواری بگیر و نیازم را از دنیا قطع کن... از تو بهترین سرنوشت گذشته را می خواهم و از بدترین سرنوشت گذشته به تو پناه میبرم. شوق مرا در گداییم (نیاز از خدا) مانند عاشقانت در گداییشان قرار ده... پس من روز کردم درحالیکه در همه کارها اعتماد و امیدم تویی پس برایم برنامه ای مقرر فرما که پایان آن از همه فرخنده تر باشد 🍀

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk
    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست uploadfromtaptalk1382269435023.jpg  
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دلم به مستحبی خوشست
    که جوابش
    واجبست...
    السلام علیک یا فاطمة الزهرا ...

  10. 6 کاربران زیر از باران باران بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #16



    نمایش مشخصات کاربری
    دلنوشته کاربر
    برگرد و تمام دنیا را غافلگیر کن ... من حتی با خدا هم شرط بسته ام!
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    شماره عضويت
    509
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    597
    تشکـر
    848
    تشکر شده 358 بار در 241 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    کتاب "چهار اثر از فلورانس اسکاول شین"
    این کتاب با ترجمه خانم گیتی خوشدل در سال ۱۳۸۶ به چاپ شصتم رسیده است. نویسنده آمریکایی این کتاب که دیگر در قید حیات نیستن سالیان سال در مقام هنرمند (نقاش) ، مشاور، آموزگار ماوراءالطبیعه، و خطیب نامی بلند داشت و با شفا بخشیدن هزاران تن مردمان در گشودن و حل گره ها و مسائل زندگیشان یاوری سترگ بود.
    جملاتی از کتاب:
    " هر طرحی که پدر آسمانی من در نیفکنده باشد از هم می پاشد و هم اکنون آرمان الهی چهره مینماید. "
    " اکنون خدا نه تنها آنچه را که برای دیگران کرده بلکه بیش از آن را نیز برایم می کند "
    " به یمن هدایت الهی راه درست را در پیش می گیرم. جاییکه راه نیست خدا راه می گشاید "
    " شاید همیشه نتوانیم اندیشه هامان را مهار کنیم اما کلام خود را می توانیم در اختیار گیریم تکرار بر ذهن نیمه هوشیار اثر می گذارد و آنگاه بر موقعیت تسلط می یابیم. "
    نکته جلب کننده من در این کتاب تفکیک کردن جملات تأکیدی اثر بخش برای حالات مختلف جسمی و روحی و لحن امیدوارکننده و ساده اون هست.

    Sent from my HUAWEI G510-0200 using Tapatalk
    تصاوير کوچک فايل پيوست تصاوير کوچک فايل پيوست uploadfromtaptalk1382507848611.jpg  
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دلم به مستحبی خوشست
    که جوابش
    واجبست...
    السلام علیک یا فاطمة الزهرا ...

  12. 2 کاربران زیر از باران باران بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #17



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.17
    نوشته ها
    1,251
    تشکـر
    953
    تشکر شده 1,163 بار در 687 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند…!

    شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون میزد؛
    برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه !

    حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود !!!

    به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می‌دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می‌دزدید

    داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت می‌گرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را می‌کردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری می‌شد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده!

    روزی، چطورش را نمی‌دانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد و شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که می‌خورد، سیگاری دود می‌کرد و شروع می‌کرد به خواندن رمان…

    دزدها می‌امدند؛ چراغ خانه را روشن می‌دیدند و راهشان را کج می‌کردند و می‌رفتند…

    اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود و هرشبی که در خانه می‌ماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین می‌گذارد و روزبعدهم چیزی برای خوردن ندارد !!!

    بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن می‌توانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون می‌زد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمی‌گشت؛ ولی دست به دزدی نمی‌زد ، آخر او فردی بود درستکار و اهل این کارها نبود.

    می‌رفت روی پل شهر می‌ایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه می‌کرد و بعد به خانه برمی‌گشت و می‌دید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است…

    در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود !

    چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود!

    او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانه دیگری، وقتی صبح به خانه خودش وارد می‌شد، می‌دید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد می‌زد.

    به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمی‌زد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانه مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد می‌زدند، دست خالی به خانه برمی‌گشتند و وضعشان روز به روز بدتر می‌شد و خود را فقیرتر می‌یافتند

    به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفته شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.

    به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوچه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته می‌کشد و به این فکر افتادند که چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی ؟!!!

    قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از …

    اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر می‌شدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی می‌کشیدند، فقیر می‌شدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها می‌دزدیدند.

    فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، اداره پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد…!

    به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند، صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند…

    تنها فرد درستكار، همان مرد اولي بود كه ما نفهميديم براي چه به آن شهر آمد و كمی‌بعد از گرسنگي مرد

    "ایتالو کالوینو"
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. 5 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #18



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.17
    نوشته ها
    1,251
    تشکـر
    953
    تشکر شده 1,163 بار در 687 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    10300665_688904137844208_5055097512750181407_n.jpg

    مهم نيست كه به چه چيز معتقد هستيم

    بلكه مهم اين است كه به اعتقادمان ايمان راسخ داشته باشيم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. 3 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #19



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    7.41
    نوشته ها
    7,981
    تشکـر
    3,928
    تشکر شده 9,139 بار در 4,494 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    10442375_689496011118354_5525956176031059241_n.jpg

    دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش می داری آن حس و حالتی است که در واژه ی عام و عادی خوشبختی نمی گنجد.

    محمود دولت آبادی | سلوک |
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  18. 3 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #20



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.17
    نوشته ها
    1,251
    تشکـر
    953
    تشکر شده 1,163 بار در 687 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    4

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    10334394_770203069678331_1952466575424603650_n.jpg

    ما زنان وقتی عاشق می شویم همه ی قلب و وجودمان را به مرد محبوبمان می سپاریم آنگونه همه زیبایی ها و لذات دیگر در رابطه با او معنا می یابند ...


    اما شما مردان وقتی عاشق می شوید تنها قسمتی از قلب و وجود خود را در اختیارزن محبوبتان می گذارید .. بقیه را برای موفقیتها و کسب قدرتها و خودخواهی خودنگه می دارید.



    حرفی نیست شاید اگر ما هم مرد بودیم چنین می کردیم اما آنچه از شمامی خواهیم این است که آن قسمتی از قلبتان را که به ما سپردید دیگر ملعبه هوسبازی هایتان نکنید!



    ما به همان سهم هر چند کوچک ... اگر زلال و اطمینان بخش باشد قانعیم ...

    جان شیفته - رومن رولان






    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  20. 5 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

جملات زیبا از کتاب های معروف

متن های زیبا از کتاب های معروف

جملات برگزیده کتاب ها

تکه هایی از کتابهای معروف

قسمت هایی از کتاب های معروف

برشی از کتابهای معروف

جملات زیبا از کتابهای معروف دنیا

قسمت هایی از کتاب

جملات زیبا از کتاب شازده کوچولو

گزیده هایی از کتابهای معروف

قسمت های زیبای کتاب شازده کوچولوبهترین قسمت های کتاب شازده کوچولوجملاتی از کتاب های معروفجملات زیبای کتاب شازده کوچولوتکه هایی از کتابقسمت های زیبا از کتاب هامتن هایی از کتاب شازده کوچولوبهترین قسمت های رمانقسمت هایی از کتاب شازده کوچولوجمله های زیبا از کتاب های معروفقسمت های زیبای کتابهاقسمتهای زیبای کتابهابهترین قسمت کتاب شازده کوچولومتن های شازده کوچولومتن از کتاب های معروفبرش هایی از کتابگزیده ای از کتاب های معروفقسمتهایی از کتاب های معروفقسمت هایی زیبا از کتاب شازده کوچولومتنهای زیبا از کتابهای معروفقسمت های قشنگ کتاب شازده کوچولومتن هایی از کتابهای معروفبهترین قسمت های کتابقسمتهایی از کتابمتن هایی از کتاب

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

گلچینی,  گلچینی از تاریخ,  گلچینی از اشعار مولانا,  گلچینی از بهترینهای ابی,  گلچینی از بهترینهای معین,  گلچینی از اشعار زیبا,  گلچینی از چامه ها,  گلچینی از شعرهای کارو,  گلچینی از بهترین اشعار,  گلچینی از اشعار حافظ,  گلچینی از آهنگ های قدیمی,  گلچینی از بهترین آهنگ ها,  گلچینی از اهنگ های شاد,  گلچینی از تاریخ,  گلچینی از بهترین مداحی ها,  گلچینی از بهترین دابسمش های ایرانی,  گلچینی از بهترین آهنگ های قدیمی,  گلچینی از آهنگ های جدید,  گلچینی از بهترین های هایده,  گلچینی از آهنگ های هایده,  moshaverinia,  moshaverfa,  moshaver,  moshaverin,  moshaverinia alireza,  moshaverparsiteb,  moshavere,  moshaveran,  moshaver41,  moshavere ezdevaj,  قدرات,  قدرة قادر,  قدرت بسرعه تنساني,  قدرة الله,  قدرت خلاص,  قدرت سونماز,  قدرت تبعد,  قدرت انساك,  قدرتك,  قدرت ازاى,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید