مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 41 به 60 از 135
  1. Top | #41

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.33
    نوشته ها
    422
    تشکـر
    207
    تشکر شده 215 بار در 138 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa42 نمایش پست ها
    من ... سس دل پذیر
    شیطون
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. 3 کاربران زیر از M@hta بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #42

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس به خانه ی مولانا رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟

    مولانا حیرت زده پرسید:مگر تو شراب خوارهستی؟!


    شمس پاسخ داد:بلی.

    مولانا:ولی من از این موضوع اطلاع نداشتم!!

    ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.

    ـ در این موقع شب ،شراب از کجا گیر بیاورم؟!

    ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود و تهیه کند.

    - با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام از بین خواهد رفت.

    - پس خودت برو و شراب خریداری کن.


    - در این شهر همه مرا میشناسند،چگونه به محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!

    ـ اگر به من ارادت داری باید وسیله راحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب نه میتوانم غذا بخورم ،نه صحبت کنم و نه بخوابم.

    مولوی به دلیل ارادتی که به شمس دارد خرقه ای به دوش می اندازد، شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان میکند و به سمت محله نصاری نشین راه می افتد.


    تا قبل از ورود او به محله مذکور کسی نسبت به مولوی کنجکاوی نمیکرد اما همین که وارد آنجا شد
    مردم حیرت کردند و به تعقیب وی پرداختند.آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شد و شیشه ای شراب خریداری کرد و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارج شد.


    هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بود که گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به راه افتادند و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شد تا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود و مردم همه روزه در آن به او اقتدا می کردند رسید.در این حال یکی از رقیبان مولوی که در جمعیت حضور داشت فریاد زد:"ای مردم!شیخ جلاالدین که هر روز هنگام نماز به او اقتدا میکنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است." آن مرد این را گفت و خرقه را از دوش مولوی کشید. چشم مردم به شیشه افتاد.

    مرد ادامه داد:"این منافق که ادعای زهد میکند و به او اقتدا میکنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود به خانه میبرد!"


    سپس بر صورت مولانا آب دهان انداخت و طوری بر سرش زد که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد. زمانی که مردم این صحنه را دیدند و به ویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنها را با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده و درنتیجه خود را آماده کردند که به او حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.در این هنگام شمس از راه رسید

    و فریاد زد:"ای مردم بی حیا!شرم نمیکنید که به مردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری میزنید،این شیشه که میبینید حاوی سرکه است زیرا که هرروز با غذای خود تناول میکند."

    رقیب مولوی فریاد زد:"این سرکه نیست بلکه شراب است."


    شمس در شیشه را باز کرد و در کف دست همه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزی جز سرکه نیست.


    رقیب مولانا بر سر خود کوبید و خود را به پای مولانا انداخت ،دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.آنگاه مولانا از شمس پرسید:برای چه امشب مرا دچار این فاجعه نمودی و مجبورم کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟


    شمس گفت:برای این که بدانی آنچه که به آن مینازی جز یک سراب نیست،تو فکر میکردی که احترام یک مشت عوام برای تو سرمایه ایست ابدی، در حالی که خود دیدی،با تصور یک شیشه شراب همه ی آن از بین رفت و آب دهان به صورتت انداختند و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را به قتل میرساندند.این سرمایه ی تو همین بود که امشب دیدی و در یک لحظه بر باد رفت.

    پس به چیزی متکی باش که با مرور زمان و تغییر اوضاع از بین نرود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. 5 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #43

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    دوست داشتن را فقط باید نوشید.

    باید حس کرد. باید بوئید. باید گفت بی آن که کسی و حتی معشوق ات معنای آن را بفهمد.

    باید سوخت. باید دود شد.

    باید پروانه شد. باید پروانه شد. باید پروانه شد. باید ... دوست ات دارم.


    " چند روایت معتبر __ مصطفی مستور / نشر چشمه "
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  6. 5 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #44

    دلنوشته کاربر
    دورافتاده ام! دور از کسی که دوستش دارم هیچ وقت فاصله ها را نمی بخشم…
    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.15
    نوشته ها
    187
    تشکـر
    171
    تشکر شده 209 بار در 124 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    آدم بزرگ ها دیگر وقت شناختن هیچ چیز را ندارند. همه چیزها را ساخته و آماده می خرند. ولی چون كسی نیست كه دوست بفروشد آدم ها دیگر دوستی ندارند.
    شازده کوچولو
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. 6 کاربران زیر از nasimi بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #45

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    سخن دو پهلو ( سخن رندانه )
    می گویند شاعر معروف اسدی طوسی را به دربار سلطان محمود غزنوی آوردند و سلطان محمود به شعرای دربارش میگوید من از این پله ها بالا میروم و میخواهم پا به هر پله ای که میگذارم مصرعی شعر بگوئید که حکم قتل گوینده را داشته باشد و چون پا به پله بعدی میگذارم مصرع دوم را سروده که شایسته خلعت و پاداش باشد .

    شعرا درمانده و تنها اسدی طوسی میگوید من میتوانم چنین اشعاری را بسرایم , پس سلطان حرکت کرد و پا به پله اول گذاشت و اسدی طوسی فرمود:

    خواهم اندر تو کنم ای بت پاکیزه خصال

    که سلطان از شدت غضب به رنگ سرخ درآمد و چون قدم به پله دوم گذاشت شاعر گفت:

    نظر از منظر خوبی شب و روز و مه و سال

    و به همین طریق سلطان بقیه پله ها را بالا رفت و شاعر میگفت:

    یاد داری که تو را شب همه شب میکردم
    صد دعا از دل مجروح پریشان احوال
    وه که در پشت تو افتادن و جنبش چه خوش است
    کاکل مشک فشان در اثر باد شمال
    مادرت خوان کرم بود, بداد از پس و پیش
    به فقیران لب نان و به یتیمان زر و مال ....


    که در نهایت تمامی حاضران و من الجمله خود سلطان محمود زبان به مدح شاعر گشوده و او را شایسته بهترین خلعتها دانستند .....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  10. 4 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #46

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    منجم لویی چهاردهم، زمان مرگ یکی از نزدیکان او را پیش بینی کرده بود.

    از قضا پیشگویی او درست از آب درآمد و آن شخص در زمان اعلام شده مرد.

    لویی از این قضیه برآشفت و درصدد کشتن منجم برآمد. به همین دلیل او را احضار کرد و گفت:

    تو که این همه مهارت در نجوم داری آیا نمی دانی خودت چه وقت خواهی مرد؟

    منجم که دریافته بود چه خوابی برایش دیده اند، فورا گفت:

    « زمان دقیقش را نمی دانم .اما در طالع خود دیده ام که سه روز قبل از اعلیحضرت خواهم مرد....»
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  12. 3 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #47

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    دیر زمانی است که ما در عکس ها زندگی می کنیم. عکس هایی از زمان های دور و نزدیک که شادی های

    کوچک و اندوه های بزرگ را به خاطرمان می آورند....

    رمان با این دوجمله شروع می شود...

    کتاب خواندنی این روزهایم...

    " ما در عکس ها زندگی می کنیم " نوشته پری ناز رئیسی، به گمانم کار اولش باشد، بخوانیدش که مثل قند

    شیرین است این کتاب...

    " مادر عکس ها زندگی می کنیم __ پری ناز رئیسی / نشر هیلا "
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  14. 4 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #48

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.98
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    از قلب کوچک تو تا من یک راه مستقیم است،

    اگر گم شدی از این راه بیا.بلندشو.

    از دلت شروع کن.

    شاید دوباره همدیگر را پیدا کنیم.
    در سینه ات نهنگی می تپد/عرفان نظر آهاری
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. 3 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #49

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.98
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم


    پرونده اش را زیر بغلش گذاشتند و بیرونش کردند

    ناظم با رنگ قرمز و چهره برافروخته فریاد کشید : بهت گفته باشم ، تو هیچی نمی شی ، هیچی مجتبی

    نگاهی به همکلاسی هایش انداخت ،آب دهانش را قورت داد خواست چیزی بگوید اما ، سرش را پایین انداخت و رفت

    برگه مجتبی ، دست به دست بین معلم ها می گشت اشک و خنده دبیران در هم آمیخته بود

    امتحان ریاضی ثلث اول


    سئوال : یک مثال برای مجموعه تهی نام ببرید
    جواب : مجموعه آدم های خوشبخت فامیل ما

    سئوال : عضو خنثی در جمع کدام است ؟جواب : حاج محمود آقا ، شوهر خاله ریحانه که بود و نبودش در جمع خانواده هیج تاثیری ندارد و گره ای از کار هیچ کس باز نمی کند

    سئوال : خاصیت تعدی در رابطه ها چیست ؟
    جواب : رابطه ای است که موجب پینه دست پدرم بیماری لاعلاج مادرم و گرسنگی همیشگی ماست معلم ریاضی اشکش را با گوشه برگه مجتبی پاک کرد

    و ادامه داد


    سئوال : نامساوی را تعریف کنید
    جواب : نامساوی یعنی ، یعنی ، رابطه ما با آنها ، از مابهتران اصلا نامساوی که تعریف و تمجید ندارد ، الهی که نباشد

    سئوال : خاصیت بخش پذیری چیست ؟جواب : همان خاصیت پول داری است آقا که اگر داشته باشی در بخش بیمارستان پذیرش می شوی و گرنه مثل خاله سارا بعد از جواب کردن بیمارستان تو راه خانه فوت می کنی

    سئوال : کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه چه خطی است ؟
    جواب : خط فقر ، که تولد لیلا ، خواهرم را ، سریعا به مرگش متصل کرد

    برگه در این نقطه کمی خیس بود و غیر خوانا ، که شاید اثر قطره اشک مجتبی بود

    معلم ریاضی ، ادامه نداد برگه را تا کرد ، بوسید و در جیبش گذاشت

    مجتبی دم در حیاط مدرسه رسیده بود ، برگشت با صدای لرزانش فریاد زد آقا اجازه : گفتید هیچی نمی شیم ؟ هیچی ؟ بعد عقب

    عقب رفت ، در حیاط را بوسید و پشت در گم شد...



    تو هیچی نمیشی مجتبی ، هیچی !
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. 3 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #50

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    ھﻤﯿﺸﻪ راه ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺑﺮای ﺷﻤﺎ ﺑﺎز اﺳﺖ و ﺟﺎی رﺷﺪ دارﯾﺪ.

    ﺧﯿﻠﯽ از آدﻣﮫﺎ زﻧﺪﮔﯽ ﺷﺎن را ﺑﻪ ﺣﺴﺎدت و ﺳﺮﺧﻮردﮔﯽ ﻣﯽ ﮔﺬراﻧﻨﺪ و از اﯾﻨﮑﻪ دﯾﮕﺮان ﺑﻪ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ھﺎﯾﯽ دﺳﺖ ﯾﺎﻓﺘﻪ اﻧﺪ ﻧﺎراﺿﯽ ھﺴﺘﻨﺪ.

    ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ زﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﭘﯿﺘﺰای ﭘﭙﺮوﻧﯽ اﺳﺖ و ھﺮﮔﺎه ﮐﺴﯽ ﻣﻮﻓﻖ ﻣﯽ ﺷﻮد، ﯾﮏ ﺗﮑﻪ آن ﮐﻢ ﺷﺪه و ﺳﮫﻤﯽ ﺑﺮای آﻧﺎن ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﺪ.

    ﻧﮑﺘﻪ ای ﮐﻪ ﺑﻪ آن ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﯿﺘﺰا ﺗﻨﮫﺎ ﯾﮑﯽ از ﻏﺬاھﺎی ﻣﻮﺟﻮد در ﺑﻮﻓﻪ آزاد اﺳﺖ.

    ﺑﺎز ھﻢ ﭘﯿﺘﺰاھﺎی دﯾﮕﺮی در ظﺮف ﺧﻮاھﻨﺪ ﮔﺬاﺷﺖ.

    وﻗﺖ و ﻧﯿﺮوﯾﺘﺎن را ﺑﯽ ﺧﻮدی ھﺪر ﻧﺪھﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﺮا دﯾﮕﺮی ﻗﺒﻞ از ﺷﻤﺎ آﻣﺪ و آن ﺗﮑﻪ را زودﺗﺮ ﺑﺮد.

    ﺳﮫﻢ ﺷﻤﺎ در ﺗﻨﻮر اﺳﺖ...!


    برگرفته از کتاب "ﺧﻨﺪﯾﺪن ﺑﺪون ﻟﮫﺠﻪ" | ﻓﯿﺮوزه ﺟﺰاﯾﺮی (دوﻣﺎ) | ﻣﺘﺮﺟﻢ: ﻧﯿﻼ واﻻ



    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  20. 3 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  21. Top | #51

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    34
    تشکـر
    0
    تشکر شده 25 بار در 14 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    قلبم کاروانسرایی قدیمی است
    قلبم کاروانسرایی قدیمی است . من نبودم که این کاروانسرا بود . پی اش را من نکندم . بنایش را من بالا نبردم ، دیوارش را من نچیدم . من که آمدم ، او ساخته بود و پرداخته ، و دیدم که هزار حجره دارد و از هر حجره قندیلی آویزان ، که روشن بود و می سوخت . از روغنی که نامش عشق بود .
    قلبم کاروانسرایی قدیمی است . من اما صاحبش نیستم . صاحب این کاروانسرا هم اوست . کلیدش را به من نمیدهد ، درها را خودش می بندد ، خودش باز می کند ، اختیارداری اش با اوست . اجازه ی همه چیز .


    قلبم کاروانسرایی قدیمی است . همه می آیند و می روند و هیچ کس نمی ماند . هیچ کس نمی تواند بماند ، که مسافر خانه جای ماندن نیست . میروند و جز خاک رفتنشان چیزی برای من نمی ماند . کاش قلبم خانه بود ، خانه ای کوچک و کسی می آمد و مقیم می شد . می آمد و میماند و زندگی می کرد .سال های سال شاید . هر بار که مسافری می آید ، کاروانسرا را چراغان می کنم و روغن دان قندیلها را پر از عشق . هر بار فراموش می کنم که مسافر برای رفتن آمده است .
    نمی گذارد ، نمی گذارد که درنگ هیچ مسافری طولانی شود . بیرونش می برد ، بیرونش می کند . و من هر بار در کاروانسرای قلبم می گریم . غیور است و چشم دیدن هیچ مهمانی را ندارد . همه جا را برای خودش می خواهد ، همه ی حچره ها را ، خالی خالی .
    و روزی که دیگر هیچ کس در کاروانسرا نباشد او داخل می شود . با صلابت و سنگین و سخت . آن روز دیوارها فرو خواهد ریخت و قندیلها آتش خواهد گرفت و آن روز ، آن روز که او تنها مقیم من باشد ، کاروانسرا ویران خواهد شد . آن روز دیگر نه قلبی خواهد ماند ونه کاروانسرایی .
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  22. 4 کاربران زیر از shoko بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  23. Top | #52

    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.03
    نوشته ها
    34
    تشکـر
    0
    تشکر شده 25 بار در 14 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    - وقتی آدم کسی را دوست نداشته باشد،نه در این سوی زندگی و نه در آن سو ، اهمیتی ندارد که نمی تواند او را ببیند. - وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند، تا آخر عمر. -آنچه ترس را برمی انگیزد، ناشناخته هاست. - شما حقیقت را می گوئید و حقیقت سیلی یا تبریک و تحسین برایتان به ارمغان می آورد. از همه بدتر اینکه در هر صورت هیچکس حرفتان را باور نمی کند. حقیقت، باور نکردنی است. - یک زن به تنهایی وقتی که عاشق باشد ، زمین و آسمان را پر می کند، حتی اگر دخترکی هشت ساله باشد.

    ابله محله / كريستيان بوين

    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  24. 4 کاربران زیر از shoko بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  25. Top | #53
    a
    a آنلاین نیست.

    دلنوشته کاربر
    زندگی یعنی بخند هر چند که غمگینی . ببخش هر چند که مسکینی . فراموش کن هر چند که دلگیری. عشق بورز حتی با دیدنِ بی مهری
    تاریخ عضویت
    Dec 2013
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.19
    نوشته ها
    1,720
    تشکـر
    315
    تشکر شده 1,183 بار در 703 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    نقل قول نوشته اصلی توسط shoko نمایش پست ها
    - وقتی آدم کسی را دوست نداشته باشد،نه در این سوی زندگی و نه در آن سو ، اهمیتی ندارد که نمی تواند او را ببیند. - وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند، تا آخر عمر. -آنچه ترس را برمی انگیزد، ناشناخته هاست. - شما حقیقت را می گوئید و حقیقت سیلی یا تبریک و تحسین برایتان به ارمغان می آورد. از همه بدتر اینکه در هر صورت هیچکس حرفتان را باور نمی کند. حقیقت، باور نکردنی است. - یک زن به تنهایی وقتی که عاشق باشد ، زمین و آسمان را پر می کند، حتی اگر دخترکی هشت ساله باشد.

    ابله محله / كريستيان بوين

    دلنشین بود مرسی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  26. 4 کاربران زیر از a بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  27. Top | #54

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.33
    نوشته ها
    422
    تشکـر
    207
    تشکر شده 215 بار در 138 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoshhal
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    نقل قول نوشته اصلی توسط shoko نمایش پست ها
    - وقتی آدم کسی را دوست نداشته باشد،نه در این سوی زندگی و نه در آن سو ، اهمیتی ندارد که نمی تواند او را ببیند. - وقتی آدم کسی را دوست دارد، همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند، تا آخر عمر. -آنچه ترس را برمی انگیزد، ناشناخته هاست. - شما حقیقت را می گوئید و حقیقت سیلی یا تبریک و تحسین برایتان به ارمغان می آورد. از همه بدتر اینکه در هر صورت هیچکس حرفتان را باور نمی کند. حقیقت، باور نکردنی است. - یک زن به تنهایی وقتی که عاشق باشد ، زمین و آسمان را پر می کند، حتی اگر دخترکی هشت ساله باشد.

    ابله محله / كريستيان بوين

    ممنون عاااالی بود
    دقیقا همینطوره
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  28. 4 کاربران زیر از M@hta بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  29. Top | #55

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪ :
    ﺁﻳﺎﺗﺎﺑﺤﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﺟﺎﻥ ﻛﺴﻲ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯽ ﮔﺮﻳﻪ
    ﻧﻜﺮﺩﻱ؟
    ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :

    ﯾﮏ ﺑﺎﺭﺧﻨﺪﯾﺪﻡ،،ﯾﮏ ﺑﺎﺭﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻭﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ
    ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ".. ﺧﻨﺪﻩ ﺍﻡ " ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻓﺮﻣﺎﻥ
    ﺩﺍﺩﯼ ﺟﺎﻥ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍﺑﮕﯿﺮﻡ،ﺍﻭﺭﺍﺩر کنار ﮐﻔﺎﺷﯽ
    ﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﮐﻔﺎﺵ ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﮐﻔﺸﻢ ﺭﺍ ﻃﻮﺭﯼ
    ﺑﺪﻭﺯ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺩﻭﺍﻡ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ ! ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ
    ﻭﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍﮔﺮﻓﺘﻢ.

    "ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ "
    ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﯼ ﺟﺎﻥ
    ﺯﻧﯽ ﺭﺍﺑﮕﯿﺮﻡ،ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭﺑﯿﺎﺑﺎﻧﯽ ﮔﺮﻡ ﻭﺑﯽ ﺁﺏ ﻭ
    ﺩﺭﺧﺖ ﯾﺎﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ .. ﻣﻨﺘﻈﺮﻣﺎﻧﺪﻡ
    ﺗﺎ ﻧﻮﺯﺍﺩﺵ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪ ﺳﭙﺲ ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ
    ﮔﺮﻓﺘﻢ .. ﺩﻟﻢ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺁﻥ ﻧﻮﺯﺍﺩ ﺑﯽ ﺳﺮﭘﻨﺎﻩ ﺩﺭﺁﻥ
    ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﮔﺮﻡ ﺳﻮﺧﺖ ﻭﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ..

    " ﺗﺮﺳﻢ "

    ﺯﻣﺎﻧﯽﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻣﺮﮐﺮﺩﯼ ﺟﺎﻥ ﻓﻘﯿﻬﯽ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻡ
    ﻧﻮﺭﯼ ﺍﺯﺍﺗﺎﻗﺶ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﻣﯿﺸﺪﻡ ﻧﻮﺭ
    ﺑﯿﺸﺘﺮﻣﯽ ﺷﺪ ﻭﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺮﻓﺘﻢ
    ﺍﺯﺩﺭﺧﺸﺶ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺵ ﻭﺣﺸﺖ ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻡ ..

    ﺩﺭﺍﯾﻦﻫﻨﮕﺎﻡ ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﻓﺮﻣﻮﺩ:ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺁﻥ ﻋﺎﻟﻢ
    ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﮐﯿﺴﺖ؟ ..ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﻮﺯﺍﺩﯼ ﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ
    ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺭﺍﮔﺮﻓﺘﯽ . ﻣﻦ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺣﻤﺎﯾﺘﺶ ﺭﺍ
    ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻡ .

    ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﮑﻦ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺟﻮﺩ ﻣﻦ،ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﺩﺭﺟﻬﺎﻥ ﺑﯽ ﺳﺮﭘﻨﺎﻩ ﺑﻤﺎﻧﺪ
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  30. 4 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  31. Top | #56

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.98
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    درویشی بی سروپا خواجه ای را گفت:

    اگر من بر در سرای تو بمیرم با من چه میکنی؟

    گفت: ترا کفن کنم و به گور بسپارم .

    درویش گفت:

    امروز زندگی مرا پیراهنی پوشان و چون بمیرم بی کفن برخاک بسپار .

    خواجه خندید و او را پیراهنی بخشید...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  32. 2 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  33. Top | #57

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.98
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    اینجا

    بعضی ها زندگی نمی کنند، مسابقه ی دو گذاشته اند ،

    می خواهند به هدفی که در افق دور دست است برسند

    و در حالیکه نفسشان به شماره افتاده

    می دوند و زیبایی های اطراف خود را نمی بینند ؛

    آن وقت روزی می رسد که پیر و فرسوده هستند

    و دیگر رسیدن و نرسیدن به هدف برایشان بی تفاوت است ...

    بابا لنگ دراز ... جین وبستر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  34. 2 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  35. Top | #58

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    10469371_699645623436726_8486457266169735360_n.jpg

    اولش رنج می کشی ، یه خورده بیشتر یا یه خورده کمتر ...

    بعد جدایی ها برات عادی می شن ، زندگی همینه دیگه !

    جدایی پشت جدایی ... زندگی جمع شدن نیست ، جدا شدنه ...


    آب سوخته | کارلوس فوئنتس | ترجه از علی اکبر فلاحی | انتشارات ققنوس |
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  36. 2 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  37. Top | #59

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    0.98
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    این حرف که آدم ها هر چه بیشتر همدیگر را بشناسند ،

    بیشتر همدیگر را دوست دارند از آن دروغ های بزرگ است !

    همیشه حقیقت های کوچک ، تبدیل به دروغ های بزرگ می شود ...

    پوست انداختن | کارلوس فوئنتس | ترجمه از عبدا.. کوثری | انتشارات آگه |
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  38. 2 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  39. Top | #60

    تاریخ عضویت
    May 2014
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.72
    نوشته ها
    8,622
    تشکـر
    4,075
    تشکر شده 9,698 بار در 4,784 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم
    زندگی به من آموخت آدم ها نه دروغ می گویند، نه زیر حرفشان می زنند

    اگر چیزی می گویند صرفا احساسشان درهمان لحظه ست، نباید رویش حساب کرد !

    خانواده‌های خوشبخت | کارلوس فوئنتس |
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  40. کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


صفحه 3 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
اطلاعات موضوع
کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

جملات زیبا از کتاب های معروف

متن های زیبا از کتاب های معروف

جملات برگزیده کتاب ها

تکه هایی از کتابهای معروف

جملات زیبا از کتابهای معروف دنیا

قسمت هایی از کتاب های معروف

برشی از کتابهای معروف

قسمت هایی از کتاب

جملات زیبا از کتاب شازده کوچولو

گزیده هایی از کتابهای معروفجملاتی از کتاب های معروفبهترین قسمت های کتاب شازده کوچولوقسمت های زیبای کتاب شازده کوچولوتکه هایی از کتابجملات زیبای کتاب شازده کوچولوقسمت هایی از کتاب شازده کوچولومتن هایی از کتاب شازده کوچولوقسمت های زیبا از کتاب هابهترین قسمت های رمانمتن از کتاب های معروفجمله های زیبا از کتاب های معروفقسمت های زیبای کتابهاقسمتهای زیبای کتابهابهترین قسمت کتاب شازده کوچولومتن های شازده کوچولوبرش هایی از کتابگزیده ای از کتاب های معروفقسمتهایی از کتاب های معروفمتنهای زیبا از کتابهای معروفمتن زیبا از کتاب های معروفتیکه کتابقسمت هایی زیبا از کتاب شازده کوچولوقسمت های قشنگ کتاب شازده کوچولومتن هایی از کتابهای معروفمتن هایی از کتاب

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

گلچینی,  گلچینی از بهترین آهنگ ها,  گلچینی از بهترین مداحی ها,  گلچینی از آهنگ های قدیمی,  گلچینی از بهترین نوحه ها,  گلچینی از تاریخ,  گلچینی از بهترین های هایده,  گلچینی از مداحی,  گلچینی از اهنگ های شاد,  گلچینی از سخنان امام حسین,  گلچینی از بهترین آهنگ ها,  گلچینی از بهترین مداحی ها,  گلچینی از آهنگ های قدیمی,  گلچینی از بهترین نوحه های محرم,  گلچینی از بهترین نوحه ها,  گلچینی از تاریخ,  گلچینی از بهترین های هایده,  گلچینی از مداحی,  گلچینی از اهنگ های شاد,  گلچینی از سخنان امام حسین,  moshaver,  moshaverfa,  moshavere,  moshaveran,  moshaverparsiteb,  moshaver129,  moshavereh,  moshaverin,  moshaver41,  moshaveranesharif,  قدرات,  قدرت تعوفني بالعافيه,  قدرت تعوفني,  قدرة قادر,  قدرة الله,  قدرت بسرعه تنساني,  قدرت تعوفني بالعافيه وعلى الخير,  قدرت خلاص,  قدرت تبعد,  قدرت ازاى,  
کلمات کلیدی این موضوع
علاقه مندي ها (Bookmarks)
علاقه مندي ها (Bookmarks)
مجوز های ارسال و ویرایش
  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید