مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 7 از 14 نخستنخست 1234567891011121314 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 61 به 70 از 135

موضوع: گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

  1. Top | #61



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    10389420_505258522938586_7792624359062081014_n.jpg

    سالها پیش مدتی را در جایی بیابان گونه بسر بردم.

    عزیزی چهار دیواری خود را در آن بیابان در اختیار من قرار داد.

    یک محوطه بزرگ با یک سرپناه و یک سگ.

    سگ پیر و قوی هیکلی که برای بودن در آن محیط خلوت و ناامن دوست مناسبی به نظر می رسید.


    ما مدتی با هم بودیم و من بخشی از غذای خود را با او سهیم می شدم و او مرا از دزدان شب محافظت می کرد.

    تا روزی که آن سگ بیمار شد. به دلیل نامعلومی بدن او زخم بزرگی برداشت و هر روز عود کرد تا کرم برداشت.

    دامپزشک، درمان او را بی اثر دانست و گفت که نگهداری او بسیار خطرناک است و باید کشته شود.

    صاحب سگ نتوانست این کار بکند. از من خواست که او را از ملک بیرون کنم تا خود در بیابان بمیرد.

    من او را بیرون کردم. ابتدا مقاومت می کرد ولی وقتی دید مصر هستم رفت و هیچ نشانی از خود باقی نگذاشت. هرگز او را ندیدم.

    تا اینکه روزی برگشت از سوراخی مخفی وارد شده بود، این راه اختصاصی او بود. بدون آن زخم وحشتناک.

    او زنده مانده بود و برخلاف همه قواعد علمی هیچ اثری از آن زخم باقی نمانده بود.

    نمیدانم چکار کرده بود و یا غذا از کجا تهیه کرده بود اما فهمیده بود که چرا باید آنجار ا ترک می کرده و اکنون که دیگر بیمار و خطرناک نبود بازگشته بود.



    در آن نزدیکی چهاردیواری دیگری بود که نگهبانی داشت و چند روز بعد از بازگشت سگ آن نگهبان را ملاقات کردم و او چیزی به من گفت که تا عمق وجودم را لرزاند…


    او گفت که سگ در آن اوقاتی که بیرون شده بود هر شب می آمده پشت در و تا صبح نگهبانی می داده و صبح پیش از اینکه کسی متوجه حضورش بشود از آنجا میرفته. هرشب …



    من نتوانستم از سکوت آن بیابان چیزی بیاموزم اما عشق و قدرشناسی آن سگ و بیکرانگی قلبش مرا در خود خرد کرد و فرو ریخت


    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. 2 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #62



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.78
    نوشته ها
    8,482
    تشکـر
    4,051
    تشکر شده 9,611 بار در 4,733 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    مرد کشاورزی زنی نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت می کرد.

    تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم می زد.

    یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد.

    بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد.

    ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن زد و در دم کشته شد.

    در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد.

    هر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک می شد، مرد گوش می داد و به نشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را به نشانه مخالفت تکان می داد.

    پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.کشاورز گفت:خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من می گفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق می کردم.کشیش پرسید، پس مردها چه می گفتند؟ کشاورز گفت: آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  4. 2 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #63



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    روزی سلیمان پیامبر در میان اوراق کتابش جانوران ریزی را دید که صفحات او را خورده و فرو برده اند .

    در خیال خود از خداوند میپرسد:

    غرض از خلقت اینها چه بوده است؟

    در حال به سلیمان خطاب میرسد که به جلال و جبروت خودم سوگند که هم اکنون همین سوال را این ذره

    ناچیز درباره خلقت تو از من پرسید ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. 2 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #64



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    بازمانده کشتی
    تنها بازمانده یک کشتی شکسته به یک جزیره دور افتاده رسید .او با بی قراری به درگاه خداوند دعا میکرد تا او را نجات دهد.

    ساعت ها به اقیانوس چشم می دوخت، اما هیچ چیز به چشم نمی آمد. سر انجام تصمیم گرفت کلبه ای کوچک بسازد تا از خود بهتر محافظت نماید .

    روزی پس از آنکه از جست و جوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت و شعله های آن به آسمان میرفت ،او عصبانی فریاد زد:

    خدایا چرا اینکار را با من کردی؟

    صبح روز بعد با صدای سوت یک کشتی که به جزیره نزدیک می شد

    از جا برخاست، کشتی می آمد تا او را نجات دهد.

    مرد از نجات دهندگانش پرسید:

    چطور متوجه شدید که من اینجا هستم ؟

    آنها گفتند: ما علامت دودی را که فرستاده بودی دیدیم ...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. 3 کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #65



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.78
    نوشته ها
    8,482
    تشکـر
    4,051
    تشکر شده 9,611 بار در 4,733 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    10455039_784155944950066_6893276955983767358_n.jpg

    قايقي خواهم ساخت‌،

    خواهم انداخت به آب‌.

    دور خواهم شد از اين خاك غريب

    كه در آن هيچ كسي نيست كه در بيشه عشق

    قهرمانان را بيدار كند.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  10. 2 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  11. Top | #66



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    "خاطرات سیاه" مثلِ دسته ی کبوترهای چاهی

    هرجا که بروند، بـاز

    سراغ آب و دانه یشان را از "تـــو" می گیرند ..!

    فرزاد شاهی زارع
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا آن حس زيباييست كه در تاريكي صحرا
    زمانيكه هراس مرگ ميدزدد سكوتت را
    يكي همچون نسيم دشت مي گويد
    كنارت هستم اي تنها...


  12. کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #67



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺭﻭﺡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﯽ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﺴﯽ

    ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺭﻭﺣﺶ ﺭﺍ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﮐﻨﺪ . ﮐﺴﯽ

    ﮐﻪ ﻫﺪﯾﻪ ﻧﻤﯿﺪﻫﺪ ﻗﺪﺭ ﻫﺪﯾﻪ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ .

    ( ﭘﻨﻪ ﻟﻮ ﭘﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ) ﺍﻭﺭﯾﺎﻧﺎ ﻓﺎﻻﭼﯽ
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا آن حس زيباييست كه در تاريكي صحرا
    زمانيكه هراس مرگ ميدزدد سكوتت را
    يكي همچون نسيم دشت مي گويد
    كنارت هستم اي تنها...


  14. کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  15. Top | #68



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3829
    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    ميانگين پست در روز
    1.01
    نوشته ها
    1,254
    تشکـر
    954
    تشکر شده 1,174 بار در 689 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Mehraboon
    میزان امتیاز
    5

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    فقیری از کنار دکان کباب فروشی میگذشت. کباب فروش گوشت ها را در سیخها کرده و به روی آتش نهاده باد میزند و بوی خوش گوشت کباب شده در بازار پیچیده بود.

    فقیر گرسنه بود و سکه ای نداشت پس تکه نانی از توبره اش در آورد و در مسیر دود کباب گرفته به دهان گذاشت. به همین ترتیب

    چند تکه نان خورد و براه افتاد, کباب فروش به سرعت از دکان خارج شده دست او را گرفت و گفت:

    کجا ؟ پول دود کبابی را که خورده ای بده. رندی آنجا حاضر بود و دید که فقیر التماس میکند ولی کباب فروش ول کن نبود. دلش

    سوخت و جلو رفته به کباب فروش گفت:

    این مرد را رها کن من پول دود کبابی را که او خورده میدهم. کباب فروش قبول کرد .

    مرد چند سکه از جیبش خارج کرده و در حال که آنها را یکی پس از دیگری به روی زمین انداخت به مرد کباب فروش گفت: بیا این

    هم صدای پول دودی که آن مرد خورده، بشمار و تحویل بگیر.

    کباب فروش گفت: این چه پول دادن است؟

    گفت: کسی که دود کباب را بفروشد باید صدای سکه را تحویل بگیرد....
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    خدا آن حس زيباييست كه در تاريكي صحرا
    زمانيكه هراس مرگ ميدزدد سكوتت را
    يكي همچون نسيم دشت مي گويد
    كنارت هستم اي تنها...


  16. کاربران زیر از mahsa42 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  17. Top | #69



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.78
    نوشته ها
    8,482
    تشکـر
    4,051
    تشکر شده 9,611 بار در 4,733 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    10445456_1445425269057175_2418071283046941186_n.jpg

    زن مغرور شعرهای من!

    حسرتم را ببین و باورکن تو اگر درکنار من بودی اینهمه غم نبود، میفهمی؟!

    مثلا فکرکن تو آرژانتین مثلا فکرکن که من ایران مثلا فکرکن خدا داور! باخت حقم نبود! میفهمی؟!

    امید صباغ نو
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

  18. 3 کاربران زیر از farokh بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #70



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    May 2014
    شماره عضويت
    3710
    عنوان کاربر
    مدیر کل
    ميانگين پست در روز
    6.78
    نوشته ها
    8,482
    تشکـر
    4,051
    تشکر شده 9,611 بار در 4,733 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Relax
    میزان امتیاز
    10

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    تاكنون در جهان هيج تحول تاريخی به وقوع نپيوسته است، مگر عوض شدن نام اربابان !


    1984 | جورج اورول
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    از پاسخ به سوالات در پیام خصوصی معذورم.
    سوال‌تون رو یک‌بار و با عنوان مناسب در تاپیک مرتبط مطرح کنید و منتظر پاسخ بمانید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

جملات زیبا از کتاب های معروف

متن های زیبا از کتاب های معروف

جملات برگزیده کتاب ها

تکه هایی از کتابهای معروف

جملات زیبا از کتابهای معروف دنیا

قسمت هایی از کتاب های معروف

برشی از کتابهای معروف

قسمت هایی از کتاب

جملات زیبا از کتاب شازده کوچولو

گزیده هایی از کتابهای معروف

جملاتی از کتاب های معروف

بهترین قسمت های کتاب شازده کوچولوقسمت های زیبای کتاب شازده کوچولوتکه هایی از کتابجملات زیبای کتاب شازده کوچولوقسمت هایی از کتاب شازده کوچولومتن هایی از کتاب شازده کوچولوقسمت های زیبا از کتاب هابهترین قسمت های رمانمتن از کتاب های معروفجمله های زیبا از کتاب های معروفقسمت های زیبای کتابهاقسمتهای زیبای کتابهابهترین قسمت کتاب شازده کوچولومتن های شازده کوچولوبرش هایی از کتابگزیده ای از کتاب های معروفقسمتهایی از کتاب های معروفمتنهای زیبا از کتابهای معروفمتن زیبا از کتاب های معروفتیکه کتابقسمت هایی زیبا از کتاب شازده کوچولوقسمت های قشنگ کتاب شازده کوچولومتن هایی از کتابهای معروفمتن هایی از کتاب

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

گلچینی از بهترین آهنگهای شادمهر,  گلچینی از بهترین آهنگ ها,  گلچینی از بهترین مداحی ها,  گلچینی,  گلچینی از آهنگ های قدیمی,  گلچینی از بهترین نوحه ها,  گلچینی از اهنگ های شاد,  گلچینی از مداحی,  گلچینی از بهترین های هایده,  گلچینی از آهنگهای شاد,  گلچینی از بهترین آهنگهای شادمهر,  گلچینی از بهترین آهنگ ها,  گلچینی از بهترین مداحی ها,  گلچینی از آهنگ های قدیمی,  گلچینی از بهترین نوحه های محرم,  گلچینی از بهترین نوحه ها,  گلچینی از اهنگ های شاد,  گلچینی از بهترین آهنگ های قدیمی,  گلچینی از مداحی,  گلچینی از بهترین های هایده,  moshaverinia,  moshaver,  moshaverfa,  moshaverin,  moshaver129,  moshaverinia alireza,  moshavere,  moshaverparsiteb,  moshaveran,  moshavereh,  قدرات,  قدرت تعوفني بالعافيه,  قدرة قادر,  قدرت تعوفني,  قدرة الله,  قدرت بسرعه تنساني,  قدرت في الداخل,  قدرت خلاص,  قدرت تبعد,  قدرت تعوفني بالعافيه على الخير,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید