مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567
نمایش نتایج: از 121 به 135 از 135

موضوع: گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

  1. Top | #121

    دلنوشته کاربر
    این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند! زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگویدحق با توست...
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.84
    نوشته ها
    2,505
    تشکـر
    1,706
    تشکر شده 5,630 بار در 1,829 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    پیش از این هم زئوس مرا با میرا کردن تنبیه کرده بود (بله، پیش از این هم دو بار دیگر این اتفاق افتاده بود) که دست کم بخش عظیمی از نیروی ایزدی¬ام را در اختیار داشتم و امیدوارم که اکنون نیز اوضاع این چنین باشد.


    مستقیم ایستادم.

    به این امید که مایک و کید تحت تأثیر زیبایی و آرامش ایزدی من قرار بگیرند که شاید اصلاً آن ویژگی¬ها از من گرفته شده بود.

    گفتم: «من آپولو هستم. شما زمینی¬ها سه گزینه دارین.
    به من احترام بذارین، فرار کنین یا نابود بشین.»
    می¬خواستم صدایم در کوچه طنین انداز شود، برج¬های نیویورک را بلرزاند، به آسمان برسد و بارانی ویرانگر بر زمین ببارد.
    اما هیچ یک از این اتفاقات روی نداد.
    تنها پسرک مو سرخ با صدای بلندتری خندید.


    "پیشگوی پنهان"
    بازگشت به دنیای پرسی جکسون

    ویرایش توسط سمیراه : 01-04-2017 در ساعت 10:13 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


  2. 2 کاربران زیر از سمیراه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  3. Top | #122

    دلنوشته کاربر
    این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند! زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگویدحق با توست...
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.84
    نوشته ها
    2,505
    تشکـر
    1,706
    تشکر شده 5,630 بار در 1,829 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    سام از همسر زیبایش صاحب کودکی بسیار زیبا میشود ولی تمام موی سر و مژگان وبدن او چون برف سفید بود. سام از ترس سرزنش مردم کودک خود را به کوه البرز برد. جایی که سیمرغ لانه داشت گذاشت. شاید سیمرغ کودک را بخورد . ولی به فرمان خدا ،سیمرغ آن طفل را مثل جوجه های خود بزرگ کرد.
    سالها گذشت ، کودک بزرگ شد با نشانی فراوان از پدر. سام در خواب دید مردی بر اسبی تازی نشسته ، از سوی سرزمین هندوستان به سوی او می آید ومژده داد که فرزند تو زنده است.
    سام پس از نیایش با گروهی به سوی کوه البرز رفت . سیمرغ از فراز کوه سام و گروه را دید ودانست که در پی کودک آمده اند. سیمرغ نزد جوان بازگشت و داستان کودکی او را برایش تعریف کرد و گفت اکنون سام پهلوان،سرافرازترین مرد جهان به جستجوی تو آمده. جوان چون سخنان سیمرغ را شنید غمگین شد. اشک از دیدگان فرو ریخت. وبه زبان سیمرغ پاسخ داد . زیرا با انسانی هم کلام نشده بود. سیمرغ گفت: امروز نام تو را دستان نهادم. این را بدان که هرگز تو را تنها نخواهم گذارد و تو را به پادشاهی می رسانم. من دل به تو بسته ام برای آنکه همیشه با تو باشم تعدادی از پر خود را به تو میدهم تا اگر زمانی سختی پیش آمد از پرهای من یکی را به آتش افکنی ،در همان زمان نزد تو خواهم آمد. سیمرغ دل دستان را رام کرد و او را بر پشت گرفت ونزدیک سام بر زمین نشست.


    قبای پهلوانی آوردند وجوان پوشید و از کوه به زیر آمدند. وهمه باهم راهی ایرانشهر وبه دیدن منوچهر رفتند.
    منوچهر فرمانی نوشت که تمامی کابل و سرزمین هند تا دریای سند از زابلستان تا کنار رود همه از آن جهان پهلوان سام باشد. سام همراه فرزندش دستان (زال) بعد از نیایش روانه سرزمین خود شدند.
    در زابلستان سام تاج وتخت و کلید گنج را به زال سپردو بعد از نصیحت فرزند،خود به فرمان منوچهر شاهنگاه ایران برای جنگ با دیوان و دشمنان به گرگساران و مازندران رفت. روزگار گذشت تا روزی زال جوان آهنگ سیر و سفر وشکار کرد.
    مهراب شاه کابل ،مردی خردمند ودلیر ،از نژاد ضحاک و باجگزار سام شاه زابلستان بود ودختری بسیار زیبا به نام رودابه داشت. زال و رودابه ندیده عاشق همدیگر شدند ولی نژاد رودابه مشکل وصلتشان بود. بعد از مدتها نامه نگاری بین زال و سام وحتی آماده شدن سام برای جنگ با مهراب، بالاخره زال به دیدار منوچهر رفته و بعد از آزمایش او توسط موبدان، منوچهر با این مصلت موافقت میکند. سام نیز که فرزند را به کام دل خویش دید پادشاهی وتخت وتاج زابلستان را به زال سپرد.

    شاهنامه
    داستان دوازدهم
    سام و زال
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


  4. 2 کاربران زیر از سمیراه بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  5. Top | #123

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم


    سکوت مرگ از راه رسید و وزش باد متوقف شد. الیاس دیگر فریادهای بیرون از خانه و یا صدای زبانه های آتشی را که خانهء همسایه را میسوزاند، نمیشنید؛فقط صدای سکوت را میشنید و تقریبا میتوانست شدت آن را لمس کند.

    آنگاه الیاس پسر را از خود دور کرد، جامه اش را درید، رو به آسمان کرد و با تمام قدرت فریاد برآورد و گفت : ای یهوه، خدای من! به خاطر رضای تو اسرائیل را ترک کردم و نتوانستم مانند دیگر پیامبرانی که آنجا ماندند خونم را به پای تو بریزم. دوستانم مرا بزدل و دشمنانم مرا خائن نامیدند.

    به خاطر رضای تو بود که فقط از آنچه کلاغ ها برایم می آوردند، میخوردم و از صحرا به قصد صرفه، جایی که ساکنانش آن را اکبر مینامیدند، به راه افتادم. به راهنمایی تو بود که با زنی ملاقات کردم؛ با راهنمایی تو بود که قلبم آموخت عاشقش باشم. اما در هیچ لحظه ای رسالت حقیقی ام را فراموش نکردم. در طی تمام روزهایی که در اینجا بودم، برای ترک این شهر آماده بودم.

    اکبر زیبا ویرانه شده است و زنی که به من اعتماد کرد، اینک زیر آوارهایش قرار دارد. خداوندا کجا مرتکب گناه شدم؟ در چه لحظه ای از آنچه از من میخواستی غفلت کردم؟ اگر از من رضایتمندی، پس چرا مرا از این دنیا نبردی؟ به جای آن، چرا باعث درد و عذاب کسانی شدی که پناهم دادند و دوستم داشتند؟

    من از درک حکمت های تو عاجزم. هیچ عدالتی در کارهایت نمیبینم. در تحمل عذابی که به من تحمیل کردی، عاجزم. از زندگی ام دور شو چون من دیگر به ویرانه ها و آتش و خاک تبدیل شده ام.

    نوری در میان آتش و اندوه بر الیاس ظاهر شد و فرشته ی خداوند در مقابلش نمایان شد.

    الیاس پرسید: چرا اینجایی؟ مگر نمیبینی چه قدر دیر شده است؟؟

    (( آمده ام تا بگویم خداوند دعایت را شنید و آن را مستجاب کرد. دیگر نه صدای مرا خواهی شنید و نه به دیدنت خواهم آمد تا روزهای آزمایشت به پایان برسد.))
    ویرایش توسط رزمریم : 05-12-2017 در ساعت 10:31 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  6. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  7. Top | #124

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.23
    نوشته ها
    1,061
    تشکـر
    842
    تشکر شده 525 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها

    سکوت مرگ از راه رسید و وزش باد متوقف شد. الیاس دیگر فریادهای بیرون از خانه و یا صدای زبانه های آتشی را که خانهء همسایه را میسوزاند، نمیشنید؛فقط صدای سکوت را میشنید و تقریبا میتوانست شدت آن را لمس کند.

    آنگاه الیاس پسر را از خود دور کرد، جامه اش را درید، رو به آسمان کرد و با تمام قدرت فریاد برآورد و گفت : ای یهوه، خدای من! به خاطر رضای تو اسرائیل را ترک کردم و نتوانستم مانند دیگر پیامبرانی که آنجا ماندند خونم را به پای تو بریزم. دوستانم مرا بزدل و دشمنانم مرا خائن نامیدند.

    به خاطر رضای تو بود که فقط از آنچه کلاغ ها برایم می آوردند، میخوردم و از صحرا به قصد صرفه، جایی که ساکنانش آن را اکبر مینامیدند، به راه افتادم. به راهنمایی تو بود که با زنی ملاقات کردم؛ با راهنمایی تو بود که قلبم آموخت عاشقش باشم. اما در هیچ لحظه ای رسالت حقیقی ام را فراموش نکردم. در طی تمام روزهایی که در اینجا بودم، برای ترک این شهر آماده بودم.

    اکبر زیبا ویرانه شده است و زنی که به من اعتماد کرد، اینک زیر آوارهایش قرار دارد. خداوندا کجا مرتکب گناه شدم؟ در چه لحظه ای از آنچه از من میخواستی غفلت کردم؟ اگر از من رضایتمندی، پس چرا مرا از این دنیا نبردی؟ به جای آن، چرا باعث درد و عذاب کسانی شدی که پناهم دادند و دوستم داشتند؟

    من از درک حکمت های تو عاجزم. هیچ عدالتی در کارهایت نمیبینم. در تحمل عذابی که به من تحمیل کردی، عاجزم. از زندگی ام دور شو چون من دیگر به ویرانه ها و آتش و خاک تبدیل شده ام.

    نوری در میان آتش و اندوه بر الیاس ظاهر شد و فرشته ی خداوند در مقابلش نمایان شد.

    الیاس پرسید: چرا اینجایی؟ مگر نمیبینی چه قدر دیر شده است؟؟

    (( آمده ام تا بگویم خداوند دعایت را شنید و آن را مستجاب کرد. دیگر نه صدای مرا خواهی شنید و نه به دیدنت خواهم آمد تا روزهای آزمایشت به پایان برسد.))
    با این کوئیلو حال نکردم
    منطقش جور درنمیاد انگیزش اشتباهی میده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  8. کاربران زیر از آرش67 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  9. Top | #125

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    با این کوئیلو حال نکردم
    منطقش جور درنمیاد انگیزش اشتباهی میده
    شما که کامل نخوندیش...

    من از عمد این قسمتش رو گذاشتم....جایی که از خدا ناامید میشه...

    ولی باید تا آخرش بخونید تا بفهمید جریانش چی میشه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  10. Top | #126

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.23
    نوشته ها
    1,061
    تشکـر
    842
    تشکر شده 525 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    شما که کامل نخوندیش...

    من از عمد این قسمتش رو گذاشتم....جایی که از خدا ناامید میشه...

    ولی باید تا آخرش بخونید تا بفهمید جریانش چی میشه
    ایندو نمیگم دو سه سال پیش دو تاکتاب خوندم ازش اسمش خاطرم نیست یکی درباره دختره تو تیمارستان بود و...
    یکی هم مکتوب (آدمو به اشتبا میندازه) برای من اینجوری بود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  11. Top | #127

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    ایندو نمیگم دو سه سال پیش دو تاکتاب خوندم ازش اسمش خاطرم نیست یکی درباره دختره تو تیمارستان بود و...
    یکی هم مکتوب (آدمو به اشتبا میندازه) برای من اینجوری بود
    آها آخه اینو نقل قول کردین من فک کردم همین کتابو میگید

    من این دوتایی که گفتین رو نخوندم

    ولی کلا تو ایران خیلی مشکل دارن با کوئیلو و میگن عرفان .... تبلیغ میکنه ( اسم عرفانش رو یادم رفته الان ببخشید )

    خب من یه فلسفه ای دارم برای خودم...میگم آدم یه چیزیو رو میخونه، دو دوتا چهارتا میکنه...یاقبول میکنه یا قبول نمیکنه

    و این کلام امام علی هم هست که فرمودند...نگاه کنید "چه چیزی" میگوید...نه اینکه "چه کسی" میگوید..

    من کلا سه تا کتاب از پائولو خوندم...کیمیاگر، کوه پنجم و فرشته ی نگهبان

    دوتای اولی رو هرکدوم سه بار خوندم چون فوق العاده بودن...ولی کتاب سومش رو اصلا دوست نداشتم...جالب نبود برام.

    مهم اینکه یه چیزی از کتاب بگیری که به دردت بخوره...

    حتی همین که شما میگی به اشتباه میندازه خودش یه درسه...یعنی شما میفهمید که فلان چیز که داره میگه اشتباهه پس سراغش نمیرید.

    کلا مطالعه خیلی خوب است...لزومی هم نداریم هرچی میخونیم بهش معتقد باشیم حتی ممکنه مخالف باشیم..مهم اینکه بخونیم و بدونیم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  12. کاربران زیر از رزمریم بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  13. Top | #128

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.23
    نوشته ها
    1,061
    تشکـر
    842
    تشکر شده 525 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها

    و این کلام امام علی هم هست که فرمودند...نگاه کنید "چه چیزی" میگوید...نه اینکه "چه کسی" میگوید...
    یه چیز بی ربط به موضوع اصلی و هم سخن امام علی ( منظور امام علی چیز دیگس)

    من خودم یه چیزی که یه خورده می خوام جدی بخونم نگاه می کنم که کی داره چون تو معنی و مفهوم کلی تفاوت می کنه

    مثلا یه خسیس بگه فلان چیز گرونه تا یه آدم عادی بگه فلان چیز گرونه در ظاهر یک جملس ولی در واقع دو حقیقت جداست مثال دیگه تو سیاست یه راستی بیاد انتقاد کنه تا یه چپی بیاد همون انتقاد رو بگه مشخصا با دو واقعیت مختلف روبروییم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  14. Top | #129

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    یه چیز بی ربط به موضوع اصلی و هم سخن امام علی ( منظور امام علی چیز دیگس)

    من خودم یه چیزی که یه خورده می خوام جدی بخونم نگاه می کنم که کی داره چون تو معنی و مفهوم کلی تفاوت می کنه

    مثلا یه خسیس بگه فلان چیز گرونه تا یه آدم عادی بگه فلان چیز گرونه در ظاهر یک جملس ولی در واقع دو حقیقت جداست مثال دیگه تو سیاست یه راستی بیاد انتقاد کنه تا یه چپی بیاد همون انتقاد رو بگه مشخصا با دو واقعیت مختلف روبروییم
    الان اگه شما دقت کنین حرف شما خیلی بی ربط تر هست

    این چیزی که شما میگید هیچ ربطی به حدیث نداره

    منظور من استفاده از حرفای مفید بود...حالا از ذهن و دهن هرکسی که میخواد باشه

    اگه چیزی مفیده باید ازش بهره برد...نه اینکه بگیم چون فلانی تو غرب اینو گفته پس گناهه به حرفش گوش بدیم!!!!

    حدیث رو هم به این خاطر گفتم که اگر پائولو آدم درستی نیست دلیل نمیشه حرفی که میزنه نادرست باشه!!!!

    که متاسفانه کلا شما تو یه فاز دیگه ای...خیلی ببخشید انگار چپکی میخونین!!!
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  15. Top | #130

    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.23
    نوشته ها
    1,061
    تشکـر
    842
    تشکر شده 525 بار در 397 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها

    منظور من استفاده از حرفای مفید بود...حالا از ذهن و دهن هرکسی که میخواد باشه
    بی ربط بودن به موضوع اصلی که اول خودم گفتم

    اگه به سابقه افراد و دیدگاه های کلیشون توجه نکنی درنهایت یه ذهن به همریخته و افکاری پر از تناقض درونی خواهی داشت
    ویرایش توسط آرش67 : 05-13-2017 در ساعت 02:17 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    من مثل خیلی از کاربرای دیگه دانش و تخصصی تو مشاوره ندارم و فقط نظر خودمو میگم


    برای کسانی که قوانین سرسختانه در زندگی شون میذارن:

    به جای تمرکز بر روی نتایج ، به تلاش های خود بیندیشیم و برنامه ریزی کنیم.
    نگاه به گذشته، افسردگی و نگاه به آینده ، اضطراب ایجاد می کند، چون نه قادر به تغییر گذشته ایم و نه به آینده آگاهی داریم.


  16. Top | #131

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.58
    نوشته ها
    5,210
    تشکـر
    7,626
    تشکر شده 7,694 بار در 3,434 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    نقل قول نوشته اصلی توسط آرش67 نمایش پست ها
    بی ربط بودن به موضوع اصلی که اول خودم گفتم

    اگه به سابقه افراد و دیدگاه های کلیشون توجه نکنی درنهایت یه ذهن به همریخته و پر از تناقض درونی خواهی داشت
    خب منم ربطشو به موضوع گفتم و بی ربط تر بودن حرف خودتون رو البته

    اینجوری که شما میگید آدم باید همیشه درگیر و دار زندگی افرادی باشه که شاید فقط یه جمله ی مثبت گفته باشن

    ترجیح میدم فقط به لحظه و حال افراد توجه کنم تا به عقبه ای که داشتن...که لابد همون عقبه باعث گفتن حرفای ماندگار شده!!!

    اینجور که شما میگید زندگی خیلی سخت خواهد شد...

    فک میکنم بحث ما داره مسیر تاپیک رو خراب میکنه!

    اگر حرفی دارید در تاپیک دیگه ای بگید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    دوستانی که لطف میکنید و در پست کاربران نظر میذارید،

    یه مسئله رو فراموش نکنید،

    کسانی که برای مشاوره به این سایت مراجعه میکنند به اندازه کافی حالشون نامناسب هست

    پس تو حرفهاتون این نکته رو لحاظ کنید که :

    حال پریشان به آرامش نیاز دارد نه سرزنش!

  17. Top | #132

    تاریخ عضویت
    May 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.38
    نوشته ها
    353
    تشکـر
    1,102
    تشکر شده 544 بار در 260 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Khoonsard

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم

    کتابی که الان دارم می خونم «کافکا در ساحل» از هاروکی موراکامیه. بهتون توصیه می کنم حتما بخونید. فوق العاده ست
    فکر کنم تنها رمانیه که دو تا قهرمان داره و داستان هردو رو پیش میبره. قهرمان اول یه پسر 15 ساله ست به اسم کافکا که
    جشن تولد 15 سالگیش از خونه فرار می کنه و میره دنبال خواهر و مادرش که سال ها پیش از پدرش جدا شدن. داستان دوم
    درباره پیرمرد ناقص العقلیه به اسم ناکاتا که می تونه با گربه ها صحبت کنه. به همین دلیل گربه یاب خوبیه. خانواده هایی که
    گربه هاشون رو گم می کنند یه پولی به ناکاتا میدن تا گربه هاشون رو پیدا کنه. این پیرمرد تو داستان دنبال گربه ای به اسم
    گوما می گرده
    نسخه ترجمه شده ش بخش های سانسور شده زیاد داره. ولی بازم خالی از لطف نیست
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  18. 3 کاربران زیر از Blue Way بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  19. Top | #133

    دلنوشته کاربر
    این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند! زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگویدحق با توست...
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.84
    نوشته ها
    2,505
    تشکـر
    1,706
    تشکر شده 5,630 بار در 1,829 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم



    مدت هاست که دیگر با کسی درباره ی پول و هنر حرف نمی زنم. هر وقت که این دو با هم برخورد می کنند، یک جای کار لنگ است. هنر را یا گران می خرند یا ارزان.

    در یک سیرک سیار انگلیسی دلقکی را دیدم که کارش بیست برابر و هنرش ده برابر من ارزش داشت، و روزانه کمتر از ده مارک می گرفت: اسمش جیمز الیس بود و نزدیک پنجاه سال داشت، و وقتی او را به شام دعوت کردم

    -غذا عبارت بود از املت گوشت خوک، سالاد و شیرینی سیب- حالش به هم خورد. او در عرض ده سال گذشته این مقدار غذا را در یک وعده نخورده بود. از وقتی جیمز را دیده ام دیگر درباره ی پول و هنر با کسی حرف نمی زنم.

    عقاید یک دلقک
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


  20. Top | #134

    دلنوشته کاربر
    این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند! زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگویدحق با توست...
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.84
    نوشته ها
    2,505
    تشکـر
    1,706
    تشکر شده 5,630 بار در 1,829 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم



    داستان فوق العاده بی نظیر درباره بی نوایی و به رستگاری رسیدن
    هممون داستان کزت رو شنیدیم و دیدیم
    ولی پیشنهاد میکنم ورژن اصلی بینوایان مطالعه کنید
    و سرگذشت جالب بین ماریوس ژان والژان و کزت رو بخونید.
    ویرایش توسط سمیراه : 09-27-2017 در ساعت 01:20 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


  21. Top | #135

    دلنوشته کاربر
    این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد یک نفر را کشف کند! زیبایی هایش را بیرون بکشد ... تلخی هایش را صبر کند آدم های امروز دوستی های کنسروی می خواهند : یک کنسرو که فقط درش را باز کنند بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون و هی لبخند بزندو بگویدحق با توست...
    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    2.84
    نوشته ها
    2,505
    تشکـر
    1,706
    تشکر شده 5,630 بار در 1,829 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ashegh

    پاسخ : گلچیـنی از بهـترین قسمت های کتـابی که خوانـده ایم



    مدیر مدرسه به قلم جناب جلال ال احمد
    بچه ها میتونید نسخه صوتی این کتاب رو هم گوش بدید
    از برنامه نوار
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    آیا دوست دارید برای

    صلح جهانی کاری انجام دهید ؟

    به خانه بروید و به خانواده تان
    عشق بورزید


صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

جملات زیبا از کتاب های معروفجملات برگزیده کتاب هامتن های زیبا از کتاب های معروفتکه هایی از کتابهای معروفجملات زیبا از کتابهای معروف دنیاقسمت هایی از کتاب های معروف برشی از کتابهای معروفقسمت هایی از کتابجملات زیبا از کتاب شازده کوچولوگزیده هایی از کتابهای معروفجملاتی از کتاب های معروفبهترین قسمت های کتاب شازده کوچولوقسمت های زیبای کتاب شازده کوچولوتکه هایی از کتابجملات زیبای کتاب شازده کوچولوقسمت هایی از کتاب شازده کوچولومتن هایی از کتاب شازده کوچولوقسمت های زیبا از کتاب هابهترین قسمت های رمانمتن از کتاب های معروفجمله های زیبا از کتاب های معروفقسمت های زیبای کتابهاقسمتهای زیبای کتابهابهترین قسمت کتاب شازده کوچولومتن های شازده کوچولوبرش هایی از کتابگزیده ای از کتاب های معروفقسمتهایی از کتاب های معروفمتنهای زیبا از کتابهای معروفمتن زیبا از کتاب های معروفتیکه کتابقسمت هایی زیبا از کتاب شازده کوچولوقسمت های قشنگ کتاب شازده کوچولومتن هایی از کتابهای معروفمتن هایی از کتاب

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
گلچینی,  گلچینی از بهترین مداحی ها,  گلچینی از بهترین آهنگ ها,  گلچینی از اهنگ های شاد,  گلچینی از بهترین نوحه ها,  گلچینی از آهنگهای قدیمی,  گلچینی از مداحی,  گلچینی از سخنان امام حسین,  گلچینی از ابی,  گلچینی از مداحی های محرم,  گلچینی از بهترین مداحی ها,  گلچینی از بهترین آهنگ ها,  گلچینی از اهنگ های شاد,  گلچینی از بهترین نوحه های محرم,  گلچینی از بهترین نوحه ها,  گلچینی از آهنگهای قدیمی,  گلچینی از مداحی,  گلچینی از سخنان امام حسین,  گلچینی از ابی,  گلچینی از مداحی های محرم,  moshaver,  moshaverfa,  moshavere,  moshaveran,  moshaver parsiteb,  moshaver129,  moshaverin,  moshaveran sharif,  moshaverparsiteb@,  moshaver_bartar_konkur,  قدرات,  قدرت تعوفني بالعافيه,  قدرة قادر,  قدرة الله,  قدرت تعوفني بالعافيه وعلى الخير,  قدرت خلاص,  قدرت تبعد,  قدرت في الداخل,  قدرت ازاى,  قررت افرمت قلبي,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید