مشاور
تبلیغات مشاور
  
  



صفحه 1 از 7 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 70

موضوع: مشکل خواستگارم

  1. Top | #1



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضويت
    34622
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    مشکل خواستگارم

    سلام. من یه دختر 22 ساله ام، دانشجوی کارشناسی از تهران و یه خانواده ی مذهبی ک ازدواج سنتی رو به ازدواج های مدرن امروزی ترجیه میدیم. سال گذشته قسمت شد همراهه پدرم برم کربلا. توی کاروانی ک بودیم یک آقایی حضور داشتن همراه خواهر وشوهرخواهر و خواهرزادشون ک ایشونم مذهبی بودن و خب با توجه به آشنایی های کمی ک توی این مدل سفرها بین هم کاروانیا به وجود میاد بنظر خانواده خوبی بودن. یعنی شبیهه ما. نه خیلی بسته و خشک بودن و نه خیلی آزاد و روشن فکر. توی اون سفر پدره من مدیرکاروان بودن و خب بخاطر مشغله هایی ک توی هتل به وجود میومد یه زمانایی من مجبور بودم همراهه کاروان تنها برم بیرون و پدرم در هتل به مشکلات رسیدگی کنن. توی همون زمانها چندباری متوجهه توجه اون آقا به خودم شدم. مثلا زمانی ک همه از اتوبوس پیاده شدن و من با 3 تا چمدون سنگینی ک برای خودمو پدرم بود موندم وسطه خیابون و اون آقا اجازه ندادن من چمدونو بلند کنمو خودشون اومدن بردن و بارها و بارها مشابه همین قضیه این توجهات تکرار شد. حقیقتشو بگم منم بهشون علاقه مند شدم ولی خب نمیتونستم کاری بکنم. حدس میزدم زمانی ک برگردیم به ایران برای خواستگاری پا پیش میذارن... ک همینم شد... حدود 2 هفته بعد از بازگشتمون یکی دیگه از خواهراشون تماس گرفتن و مادرم بهشون گفتن ک باید با منو پدرم صحبت کنن. ساکن قم بودن. 30 ساله. خانواده خوبی بودن ولی یه مشکل وجود داشت. شغلشون. با سرویس های مدارس کار میکردن و فوق دیپلم داشتن... پدرم اولش گفت بیان ولی زمانی ک متوجه شغلشون شدن به شدت مخالفت کردن. خانواده من همه تحصیلات عالیه دارن... پدرو مادرم هردو فرهنگی بازنشسته هستن و خب بنظرشون فردی ک با سرویس مدارس کار میکنه نمیتونست خرج یک زندگی مشترک رو بده و مجبورن از همون اول از دروهمسایه هی پول قرض کنن درحالی ک این قشنگ نیست.
    یک بار تماسشون شد دومین بار. خواهراشون خواهش میکردن ک فقط یکبار بیان تا منو برادرشون باهم صحبت کنیم ولی مرغ پدره من یه پا داشت... "نه"
    بعد از تماس دوم به خواهر خودم گفتم اگه یه بار دیگه زنگ بزنن به مامان میگم اجازه بده بیان تا فقط یه جلسه باهم صحبت کنیم و من خودم به برادرشون بگم ک مشکل ما شغلشونه... اگر توان تغییر دادن شغلشونو دارن من صبر میکنم تا اینکارو انجام بدن و اگر نه که انشالله خوشبخت بشن. پنج دقیقه از حرفم نگذشت ک تلفن زنگ خورد. خواهرشون بودن... قلبم تندتند میزد... مطمئن شدم ک این خواستگاری اصراره برادرشون بوده یعنی اون خواهرشون ک توی سفر همراهمون بودن معرف نبودن. خود برادرشون خواسته بودن ک پا پیش بذارن و دوباره زنگ بزنن. اما اینبار هم پدرم نذاشت. فردای اونروز دوباره زنگ زدن و مادرم بالاخره گفت ک بخاطر شغلشونه. خواهرشون گفت شما حق دارید اما اوایل زندگی ما هم کمکشون میکنیم اجازه بدین باهم صحبت کنن. ولی بازهم پدرم گفتن نه.
    چندوقت بعدش دوباره تماس گرفتن با گوشیه پدرم. اول ک پدرم به گوشی نرسید و قطع شد. بعد ک فهمیدن تماس از قم بوده و شماره همون خواستگاره خیلی اهمیت ندادن. رفتن سرنماز. دوباره بهشون زنگ زدن اما انقدر نمازشونو طول دادن ک دوباره تلفن قطع شه و جواب ندن. من خیلی داغون شدم. دلم میخواست حداقل یکبار بیان. با یک جلسه خواستگاری اتفاقی نمیفتاد ولی حداقلش این بود ک باعث میشد هردومون آرومتر شیم...
    گذشت...
    من خیلی توی فکرشون بودم... توی اینستاگرام دنبالشون گشتمو صفحشونو پیدا کردم... تا زمانی ک از کربلا برگشته بودن پست هاشون عادی بود اما از اون به بعد... یعنی از همون زمانه خواستگاری به بعد پست هاشون مرتبط با همین قضیه بود... متن هایی ک نمیدونم چرا ولی به خودم میگرفتم و همش با خودم فکر میکردم شاید اصلا منظورشون با من نیست... تا دیروز... "سیزده به در" ک یه پستی گداشتن راجع به شهریار ک میره خواستگاریه معشوقش و چون درآمد خوبی نداشته پدر دختره اجازه نداده برن خواستگاری و اون شعر زیبای "من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم" رو سروده و اشاره کرده بودن به اینکه شهریار بعدها معشوقه ش رو در کنار یه مرد پولدار با بچه میبینه و بیتی ک نوشته بود: "پدرت گوهر خود را به زر و سیم فروخت" در حالی ک پدر من بخاطر پول نگفت نه، بخاطر شغلشون بود و آینده ای ک میدیدن
    با دیدن این پست مطمئن شدم تمام پست های قبلی هم مخاطبش من بودم... اون نمیدونه ک این علاقه دوطرفه ست... ک من صفحه اجتماعیشو چک میکنم... ک من منتظرم یکبار دیگه تماس بگیرن تا اینبار جدی تر از مادرم بخوام ک اجازه بدن بیان... و الان من به عنوان یه دختر مذهبی دست و پام بسته ست... نمیدونم باید چیکار کنم... دلم میخواد برم براش کامنت بذارم ک بفهمه منم اینور منتظرشم ولی نمیشه. با هرکی ام مشورت کردم بی نتیجه بوده... اومدم توی گوگل سرچ کردم "مشاوره" ک یکیو پیدا کنم باهاش حرف بزنم، این سایتو برام آورد... راهنماییم کنید.. خیلی دارم اذیت میشم از این موضوع...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضويت
    32142
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    28
    تشکـر
    8
    تشکر شده 5 بار در 5 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    سلام دوست عزیز
    یکی از اصلی ترین ملاک ها میزان تامین زندگی از جانب مرد هست نمی گم که امکان رشد واسه این اقا وجود نداره خیلی از افراد ثروتمند بودن که به علت تجربه و... ثروتشون از بین رفته و چه بسیار افراد که با تلاش ثروتمند شدن
    از نظر من بهتر خودتون منطقی با خانوادتون صحبت کنین و شرایط و بگید و به نظر من با صلاحدید خانوادتون جلو برید
    اینکه شما برای این اقا کامنت بزارید به نظر من کار درستی نیست
    و از طرفی که می گید بیاد خاستگاری اگر امدن و گفتن که نه امکان تغییر شغل وجود نداره چه تصمیمی می گیرید؟ به این مسائل فکر کنین که ممکنه با دیدن دوبار علاقه تشدید بشه و زمانی که با واقعیت امکان نبودن شغلشون مواجه بشید سخت تر بشه شرایط براتون
    یه نصیحت خواهرانه هم بکنم که زندگی زناشویی مثل میز میمونه و به پایه های متععدی مثل اخلاق، طرز تفکر، خانواده و... نیازمنده پس فقط به مسائل مالی و مدرک تحصیلات بسنده نکنین
    امدیوارم تونسته باشم کمکی بهتون کرده باشم
    موفق باشید
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  3. Top | #3



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    شماره عضويت
    34538
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    2
    تشکر شده 12 بار در 8 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    یکی از اصلی ترین ملاک ها میزان تامین زندگی از جانب مرد هست نمی گم که امکان رشد واسه این اقا وجود نداره خیلی از افراد ثروتمند بودن که به علت تجربه و... ثروتشون از بین رفته و چه بسیار افراد که با تلاش ثروتمند شدن
    از نظر من بهتر خودتون منطقی با خانوادتون صحبت کنین و شرایط و بگید و به نظر من با صلاحدید خانوادتون جلو برید
    اینکه شما برای این اقا کامنت بزارید به نظر من کار درستی نیست
    و از طرفی که می گید بیاد خاستگاری اگر امدن و گفتن که نه امکان تغییر شغل وجود نداره چه تصمیمی می گیرید؟ به این مسائل فکر کنین که ممکنه با دیدن دوبار علاقه تشدید بشه و زمانی که با واقعیت امکان نبودن شغلشون مواجه بشید سخت تر بشه شرایط براتون
    یه نصیحت خواهرانه هم بکنم که زندگی زناشویی مثل میز میمونه و به پایه های متععدی مثل اخلاق، طرز تفکر، خانواده و... نیازمنده پس فقط به مسائل مالی و مدرک تحصیلات بسنده نکنین
    امدیوارم تونسته باشم کمکی بهتون کرده باشم
    موفق باشید
    آن چیزی که ما از آموزه های دینی استفاده می کنیم و دین به ما یاد داده است ، این است که در مسائل مالی مثل مهریه ، میزان پول خواستگار ، ماشین و منزل فرموده اند که سخت نگیرید .اگر خواستگار شما
    ، از نظر اعتقادی ، ارزشی ، اخلاقی و ارزش های فرهنگی با شما همتا هستند و یک امکانات اولیه ی مادی هم دارند ، پدر و مادر شما مخالفت می کنند و خواستگاران را رد می کنند قطعا کار شایسته ای نیست . همین که امکانات اولیه مادی داشته باشند کافی است . گاهی خود جوانان و پدر و مادر های عزیز از این مسئله ی مشکلات مادی ترس دارند . اگر یک امکانات اولیه مادی باشد چون بدون این نمیشود . خانواده ی دختر خانم هم حق دارند که اگر امکانات اولیه ی مادی برای یک مراسم ساده در حد شان نباشد قبول نکنند . ولی اگر یک امکانات مادی اولیه ساده باشد سخت نگیرند . این جوان خودش با انگیزه شروع کند . آرام آرام زندگی اش را بسازد . ما هم برای ارتقاء معنوی و هم مادی در زندگی باید انگیزه داشته باشیم . ارتقائ معنوی که پیدا می کنند . برای ارتقاء مادی هم آرام آرام تلاش می کنند و این خودش در زندگی موضوعیت دارد و لذت بخش است . اگر دو تا جوان کمبودهایی هم در زندگی داشته باشند و خودشان زندگی شان را بسازند و بعد که به گذشته بر می گردند و به گذشته نگاه می کنند ،همان کمبود ها و سختی ها برایشان لذت بخش است . چیزی که اینجا دین بر آن تاکید کرده است اخلاق و دیانت خواستگار است . ما در این زمینه چقدر روایت داریم. پیامبر فرمود : اگر کسی آمد که از اخلاق و دینش راضی هستید ، دخترتان را به ازدواج آن طرف در بیاورید .(این را خطاب به پدرها و مادرها می گوید) که اگر این کار را نکنید در زمین فساد و آشوب بزرگی اتفاق می افتد .
    شما هم اول تمام جوانب خواستگارتون رو بسنحید اینکه اعتقاداتشون،فرهنگشون،افکا رشون،شرایط سنی و...باشما تفاهم دارد یاخیر.واگر خوب بودند شرایط شغلی ایشان مهم نیست مهم پول حلالی است که به دست می آید و اینکه خود شخص اهل کار کردن باشد که با گذشت زمان میتوانید زندگی خودتان رابسازید وپیشرفت کنید.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #4



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضويت
    34622
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    ...
    ویرایش توسط na22 : 04-03-2017 در ساعت 09:46 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #5



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضويت
    34622
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    ...
    ویرایش توسط na22 : 04-03-2017 در ساعت 09:47 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  6. Top | #6



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضويت
    34622
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط کریسی نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    یکی از اصلی ترین ملاک ها میزان تامین زندگی از جانب مرد هست نمی گم که امکان رشد واسه این اقا وجود نداره خیلی از افراد ثروتمند بودن که به علت تجربه و... ثروتشون از بین رفته و چه بسیار افراد که با تلاش ثروتمند شدن
    از نظر من بهتر خودتون منطقی با خانوادتون صحبت کنین و شرایط و بگید و به نظر من با صلاحدید خانوادتون جلو برید
    اینکه شما برای این اقا کامنت بزارید به نظر من کار درستی نیست
    و از طرفی که می گید بیاد خاستگاری اگر امدن و گفتن که نه امکان تغییر شغل وجود نداره چه تصمیمی می گیرید؟ به این مسائل فکر کنین که ممکنه با دیدن دوبار علاقه تشدید بشه و زمانی که با واقعیت امکان نبودن شغلشون مواجه بشید سخت تر بشه شرایط براتون
    یه نصیحت خواهرانه هم بکنم که زندگی زناشویی مثل میز میمونه و به پایه های متععدی مثل اخلاق، طرز تفکر، خانواده و... نیازمنده پس فقط به مسائل مالی و مدرک تحصیلات بسنده نکنین
    امدیوارم تونسته باشم کمکی بهتون کرده باشم
    موفق باشید
    ممنونم از پاسختون دوست عزیز. حرفتون کاملا صحیحه. من خودم هیچوقت بین خواستگارایی ک داشتم مسائل مادی برام مهم نبوده چون اعتقادم بر اینه ک دختروپسر اگر از نظر اخلاقی و شخصیتی و رفتاری کفویت داشته باشن میتونن باهم آیندشون رو بسازن. پدرمادر هامونم هیچکدوم از اول همه چی نداشتن. سالها کار کردن در کناره هم تا تونستن این زندگی رو بسازن. فکر میکنم اگه یک جلسه خواستگاری بیان صحبت کنیم به مراتب از این دوریو فکرای آزاردهنده بهتر باشه. حداقل با همون یک جلسه میفهمیم اصلا کفویت داریم باهم ک بعد بتونیم مسائل مالی و شغلشون رو هم حل کنیم. حتی اگر بگن من نمیتونم شغلمو عوض کنم، خب هزارتا راهه دیگه هست... اینکه در کنار همون کارشون کار دیگه ای هم پیدا کنن یا اینکه هردومون بریم سرکار تا جایی ک بتونیم یک زندگیه ساده و دونفره رو بسازیم... یک آینده ی شیرین... فقط مشکل الان اینه ک اونها دیگه نا امید شدن و زنگ نمیزنن... و من نمیدونم چه جوری باید بهشون بگم ک یکبار دیگه تماس بگیرن... ک چه جوری بهشون بفهمونم منم منتظرشونم در حالی ک من یک دختر مذهبی ام و خب نمیتونم بهشون پیام بدم... نمیدونم تونستم منظورمو بگم یا نه... ذهنم خیلی درگیر شده... شرمنده
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #7



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضويت
    34622
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط faezeh.. نمایش پست ها
    آن چیزی که ما از آموزه های دینی استفاده می کنیم و دین به ما یاد داده است ، این است که در مسائل مالی مثل مهریه ، میزان پول خواستگار ، ماشین و منزل فرموده اند که سخت نگیرید .اگر خواستگار شما
    ، از نظر اعتقادی ، ارزشی ، اخلاقی و ارزش های فرهنگی با شما همتا هستند و یک امکانات اولیه ی مادی هم دارند ، پدر و مادر شما مخالفت می کنند و خواستگاران را رد می کنند قطعا کار شایسته ای نیست . همین که امکانات اولیه مادی داشته باشند کافی است . گاهی خود جوانان و پدر و مادر های عزیز از این مسئله ی مشکلات مادی ترس دارند . اگر یک امکانات اولیه مادی باشد چون بدون این نمیشود . خانواده ی دختر خانم هم حق دارند که اگر امکانات اولیه ی مادی برای یک مراسم ساده در حد شان نباشد قبول نکنند . ولی اگر یک امکانات مادی اولیه ساده باشد سخت نگیرند . این جوان خودش با انگیزه شروع کند . آرام آرام زندگی اش را بسازد . ما هم برای ارتقاء معنوی و هم مادی در زندگی باید انگیزه داشته باشیم . ارتقائ معنوی که پیدا می کنند . برای ارتقاء مادی هم آرام آرام تلاش می کنند و این خودش در زندگی موضوعیت دارد و لذت بخش است . اگر دو تا جوان کمبودهایی هم در زندگی داشته باشند و خودشان زندگی شان را بسازند و بعد که به گذشته بر می گردند و به گذشته نگاه می کنند ،همان کمبود ها و سختی ها برایشان لذت بخش است . چیزی که اینجا دین بر آن تاکید کرده است اخلاق و دیانت خواستگار است . ما در این زمینه چقدر روایت داریم. پیامبر فرمود : اگر کسی آمد که از اخلاق و دینش راضی هستید ، دخترتان را به ازدواج آن طرف در بیاورید .(این را خطاب به پدرها و مادرها می گوید) که اگر این کار را نکنید در زمین فساد و آشوب بزرگی اتفاق می افتد .
    شما هم اول تمام جوانب خواستگارتون رو بسنحید اینکه اعتقاداتشون،فرهنگشون،افکا رشون،شرایط سنی و...باشما تفاهم دارد یاخیر.واگر خوب بودند شرایط شغلی ایشان مهم نیست مهم پول حلالی است که به دست می آید و اینکه خود شخص اهل کار کردن باشد که با گذشت زمان میتوانید زندگی خودتان رابسازید وپیشرفت کنید.
    من اصلا باهاشون صحبت نکردم... دلم میخواست حداقل یکبار باهاشون صحبت کنم ک بفهمم اصلا کفویتِ اخلاقی داریم یا نه و بعد بریم سراغ مسائل مادی... تحصیلات برای من مهم نیست... دیدم آدمی رو ک دکتری داره ولی حتی در صحبت کردن روزانش مشکل داره و آدمی ک دیپلم داره و متانت و شخصیت از سر و روش میباره. پدرمادرم مخالفت کردن در حالی ک من اصلا از پدرم انتظار نداشتم انقد غیرمنطقی مخالفت کنه... پدرم مذهبیه... و فک نمیکردم در رابطه با ازدواجم اینجوری برخورد کنن... بخاطر تحصیلاتشونم نبود... فقط شغلشون... حالا من نمیدونم چه جوری به اون آقا و خانوادشون بگم ک یک بار دیگه بیان... مخصوصا وقتی این پست آخرشون رو دیدم و فهمیدم ایشون فکر میکنن ما مادی هستیم و درآمدشون مانع از رسیدن به عشقشون شده درحالی ک خداشاهده ما اصلا به مسائل مادی فکر نمیکنیم... ایشون دلشون شکسته و حقم دارن ولی من نمیدونم چه جوری باید بهشون بگم ک منم تا حدودی درگیر این علاقه هستم و منتظرشونم ک دوباره برگردن و صحبت کنیم ک حتی اگر بهم نمیخوردیم هم هردو با رضایت و خشنودی بریم سراغ زندگیمون نه با ناراحتی و عشقی ک معلوم نیست آخرش چیه فقط هردوی مارو داره میخوره و این حجب و حیا و مسائل مذهبی ک توی خانواده ها هست دست و پای هردومون رو بسته... نمیدونم چیکار کنم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  8. Top | #8



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Mar 2017
    شماره عضويت
    34538
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    12
    تشکـر
    2
    تشکر شده 12 بار در 8 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط na22 نمایش پست ها
    من اصلا باهاشون صحبت نکردم... دلم میخواست حداقل یکبار باهاشون صحبت کنم ک بفهمم اصلا کفویتِ اخلاقی داریم یا نه و بعد بریم سراغ مسائل مادی... تحصیلات برای من مهم نیست... دیدم آدمی رو ک دکتری داره ولی حتی در صحبت کردن روزانش مشکل داره و آدمی ک دیپلم داره و متانت و شخصیت از سر و روش میباره. پدرمادرم مخالفت کردن در حالی ک من اصلا از پدرم انتظار نداشتم انقد غیرمنطقی مخالفت کنه... پدرم مذهبیه... و فک نمیکردم در رابطه با ازدواجم اینجوری برخورد کنن... بخاطر تحصیلاتشونم نبود... فقط شغلشون... حالا من نمیدونم چه جوری به اون آقا و خانوادشون بگم ک یک بار دیگه بیان... مخصوصا وقتی این پست آخرشون رو دیدم و فهمیدم ایشون فکر میکنن ما مادی هستیم و درآمدشون مانع از رسیدن به عشقشون شده درحالی ک خداشاهده ما اصلا به مسائل مادی فکر نمیکنیم... ایشون دلشون شکسته و حقم دارن ولی من نمیدونم چه جوری باید بهشون بگم ک منم تا حدودی درگیر این علاقه هستم و منتظرشونم ک دوباره برگردن و صحبت کنیم ک حتی اگر بهم نمیخوردیم هم هردو با رضایت و خشنودی بریم سراغ زندگیمون نه با ناراحتی و عشقی ک معلوم نیست آخرش چیه فقط هردوی مارو داره میخوره و این حجب و حیا و مسائل مذهبی ک توی خانواده ها هست دست و پای هردومون رو بسته... نمیدونم چیکار کنم
    خب شما باید زودتر نظرتون رو به خانوادتون میگفتید.اونها شاید اگر میدونستد شما خواستگارتون رو پسندیدید مخالفت نمیکردند.درحال حاضر شما با مادر خودتون صحبت کنید و از ایشون بخواهید نظر شما رو به عرض پدرتون برسانند.واگر موافقت کردند منتظر بمانید اگر خواستگارتون تماس گرفتند که هیچ اگر نه که پدرتون زنگ بزنند و بگویند که درباره این موضوع فکر کرده اند وموافقت میکنند که به خواستگاری بیایند
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  9. Top | #9



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضويت
    34622
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط faezeh.. نمایش پست ها
    خب شما باید زودتر نظرتون رو به خانوادتون میگفتید.اونها شاید اگر میدونستد شما خواستگارتون رو پسندیدید مخالفت نمیکردند.درخال حاضر شما با مادر خودتون صحبت کنید و از ایشون بخواهید نظر شما رو به عرض پدرتون بگذارند.واگر موافقت کردند منتظر بمانید اگر خواستگارتون تماس گرفتند که هیچ اگر نه که پدرتون زنگ بزنند و بگویند که درباره این موضوع فکر کرده اند وموافقت میکنند که به خواستگاری بیایند
    من همون زمان خیلی به مادرم گفتم ولی چون مادرم خیلی حرفای پدرمو قبول دارن اصلا به حرفای من توجه نکردن... خیلی باهاشون صحبت کردم.. گفتم بر اساس حرفای بابا قضاوت نکن... بذار بیان خودت ببینشون... باهاشون صحبت کن... بهشون بگیم مشکل شغلشونه ولی نه که نه... الانم گفتنم فایده ای نداره چون مسخرم میکنن میگن عاشق راننده سرویس شدی... درحالی ک اصل مطلب رو نمیتونم براشون عنوان کنم... بعدم با شناختی ک از پدرم دارم میدونم ک به هیچ عنوان باهاشون تماس نمیگیرن و میگن حتما خواست خدا بوده ک برن... نمیدونم...
    مطمئنم ک پدرمادرم توی این زمینه کمکی نمیکنن ک اونها برگردن...
    ممنونم از راهنمایی و پاسختون دوست عزیز... لطف کردید واقعا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  10. Top | #10



    نمایش مشخصات کاربری
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    شماره عضويت
    34622
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.18
    نوشته ها
    30
    تشکـر
    0
    تشکر شده 4 بار در 4 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    میزان امتیاز
    0

    پاسخ : مشکل خواستگارم

    من الان از طریق همون صفحه اجتماعیشون متوجه شدم شغلشونم عوض کردن... نمیدونم دختری توی این سایت هست ک درک کنه من چقد حالم خرابه یا نه... امیدوارم این مسئله برام تبدیل به شکست و آسیب نشه... همین...
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

صفحه 1 از 7 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا خواستن توانستن است ؟؟
    توسط ali502902700 در انجمن بحث آزاد
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 08-02-2016, 03:06 AM
  2. عشق شما از چه نوعي است؟ دلبستگی یا وابستگی؟
    توسط pari123 در انجمن روانشناسی فردی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 11-30-2015, 12:42 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل

مشکل,  مشکل وقت کی دعا,  مشکل گیتی,  مشکله قطر,  مشکل الفاظ کے معنی,  مشکل گیتی فیلم کامل,  مشکل زیرنویس در kmplayer,  مشکلات زناشویی,  مشکل گشا,  مشکلات بازی gta v,  من ما كنتي تكوني,  من و تو,  من فضلك,  منشن الكايد,  من اللي اختار اسمك,  منتدى فتكات,  من النظرة الثانية,  منال العالم,  منتدى الجلفة,  من سيربح المليون,  موضوع,  موضوع للنقاش,  موضوع تعبير,  موضوعات,  موضوع تعبير عن الوطن,  موضوع تعبير عن الام,  موضوع تعبير عن التعاون,  موضوع عن بر الوالدين,  موضوع عن الصداقة,  موضوع عن الاخلاق,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید