هر چیزی را كه موجب تحریك او شود به آسانی و با سرعت می‌پذیرد . ذهن او سرگرم چیزهائی است كه بسیار هیجان‌انگیز هستند ( محرك‌های عاطفی یا سایر محرك‌ها ) . آرزو دارد كه دیگران وی را به عنوان یك شخصیت هیجان آور و جالب به شمار آورند كه روی هم رفته از نفوذی جذاب و موثر در دیگران برخوردار است . برای اجتناب از به خطر فرصت‌های كامیابی یا كاهش اعتماد دیگران به او ، روش‌های زیركانه‌ای را به كار می‌برد .

با اراده و سازگار است . احساس آرامش فقط موقعی در او به وجود می‌آید كه ارتباط نزدیكی با یك شخص ، یك گروه یا یك سازمان برقرار كند كه بتواند متكی بر آن باشد .

شرایط موجود او را ناگزیر به سازش ، محدود كردن خواسته‌ها و آرزوهایش و نیز چشم‌پوشی موقتی از برخی خواسته‌هایش می‌سازد .

تفسیر فیزیولوژی : سركوب كردن نیازهای جسمی و عصبی بدن .
تفسیر روانشناسی : وضع موجود برخلاف میل شخص است . نیازی برآورده نشده به دوستی با كسانی دارد كه معیارهایشان همچون خود او عالی باشد و در مقام و منزلت مشابه او قرار داشته باشند . چون غرایز لذت بردن از زندگی را مهار می‌كند لذا توانائی او از این لحاظ محدود می‌شود لكن حالت انزوائی كه زائیده آن است منجر به ضرورت تسلیم شدن و جذب در فرد دیگری می‌گردد . این وضعیت وی را مشوش می‌سازد زیرا غرایز مزبور را به عنوان نقطه ضعفی تلقی می‌كند كه باید بر آنها غلبه نماید . لذا احساس می‌كند كه فقط از طریق ادامه مسك نفس (=Self-restraint خودداری از شهوات و تمایلات جنسی ) است كه می‌تواند برتری فردی خود را حفظ نماید . دوست دارد كه دیگران او را فقط به خاطر وجودش دوست بدارند و ستایش كنند . نیاز به آن دارد كه دیگران به وی توجه كنند ، به ارزش او پی ببرند و به وی احترام بگذارند .
به طور خلاصه : توقع دارد كه به وی به عنوان یك فرد استثنائی احترام بگذارند .

قویا تحت تاثیر صفات بارز منحصر به فرد و اصیل و افراد با شخصیت قرار می‌گیرد . تلاش می‌كند كه از آنها تقلید كرده و اصالت شخصیت خود را نمایش دهد .

ذهن او مملوء از چیزهائی است كه از نوع بسیار مهیج هستند و به طرزی شیفته كننده و یا به نحو دیگری وی را تحریك می‌كنند . می‌خواهد كه شخصیتی هیجان آور و جالب باشد كه نفوذی دلپذیر و موثر در دیگران دارد . برای جلوگیری از به خطر افكندن فرصت‌های كامیابی خود یا عواملی كه موجب كاهش نفوذ وی در دیگران می‌شود ، روش‌های مهارت‌آمیزی را به كار می‌گیرد .

به آسانی تحت تاثیر محیط پیرامون خویش قرار می‌گیرد و به راحتی از عواطف دیگران متاثر می‌شود . خواستار ایجاد روابط سازگار و یافتن حرفه و شغلی است كه این روابط را گسترش دهد .

شرایط موجود او را ناگزیر به سازش ، محدود كردن خواسته‌ها و آرزوهایش و نیز چشم‌پوشی موقتی از برخی خواسته‌هایش می‌سازد .

تفسیر فیزیولوژی : سركوب كردن نیازهای جسمی و عصبی بدن .
تفسیر روانشناسی : وضع موجود برخلاف میل شخص است . نیازی برآورده نشده به دوستی با كسانی دارد كه معیارهایشان همچون خود او عالی باشد و در مقام و منزلت مشابه او قرار داشته باشند . چون غرایز لذت بردن از زندگی را مهار می‌كند لذا توانائی او از این لحاظ محدود می‌شود لكن حالت انزوائی كه زائیده آن است منجر به ضرورت تسلیم شدن و جذب در فرد دیگری می‌گردد . این وضعیت وی را مشوش می‌سازد زیرا غرایز مزبور را به عنوان نقطه ضعفی تلقی می‌كند كه باید بر آنها غلبه نماید . لذا احساس می‌كند كه فقط از طریق ادامه مسك نفس (=Self-restraint خودداری از شهوات و تمایلات جنسی ) است كه می‌تواند برتری فردی خود را حفظ نماید . دوست دارد كه دیگران او را فقط به خاطر وجودش دوست بدارند و ستایش كنند . نیاز به آن دارد كه دیگران به وی توجه كنند ، به ارزش او پی ببرند و به وی احترام بگذارند .
به طور خلاصه : توقع دارد كه به وی به عنوان یك فرد استثنائی احترام بگذارند .

از فعالیت لذت می‌برد و دوست دارد كه دیگران وی را به خاطر موفقیت‌هایش بستایند .