مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

صفحه 10 از 10 نخستنخست 12345678910
نمایش نتایج: از 181 به 198 از 198

موضوع: ...داستان ترسناک : شبح...

  1. Top | #181

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    2,251
    تشکـر
    3,073
    تشکر شده 2,985 بار در 1,552 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    یجور باشه مث سیریش بیفتم رو زندگی همه زندگیشونو نابود کنم
    مثلا بعد پری بیام سراغ تو و زنت زندگی شما رو خراب کنم.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #182

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    8.86
    نوشته ها
    13,373
    تشکـر
    10,725
    تشکر شده 13,461 بار در 6,860 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    صبا مبخواد یه تنه گند بزنه به هممون ولمون کن انگار تقصیر ما عجبا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  3. Top | #183

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    2,251
    تشکـر
    3,073
    تشکر شده 2,985 بار در 1,552 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    صبا مبخواد یه تنه گند بزنه به هممون ولمون کن انگار تقصیر ما عجبا
    اشالا اینبار دوتایی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  4. Top | #184

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.19
    نوشته ها
    5,476
    تشکـر
    646
    تشکر شده 3,124 بار در 1,753 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    شبح قسمت دوازدهم و سیزدهم :

    ميدونم دركم ميكني...ميخوام چند روز ديگه با الی ازدواج كنم...بلكه اينطوري بتونم يكم آروم بشم..


    نگران نباش هيچكس نميتونه جاي تورو برام بگيره..تو هميشه تو قلبمي دوست دارم..


    از جا بلند شد و همراه غروب از آنجا دور شد و به شهر و مردمان پيوست

    2 سال گذشت....

    ستاره اي را در مشت گرفته بود و لبخند روي لب داشت ، روي ابرها قدم برداشته بود


    و آسمان رو رج ميزد ... حسابي در روياهايش غرق شده بود


    كه صدايي از دور دست با هاله نامرئي بسمت زمين كشاندش..سامممممم
    از خواب پريد...الی با صورتي خيس و رنگ پريده لرزان نگاهش ميكرد..


    سام كمي بخودش اومد و در آغوش گرفتش: چي شده عزيزم ؟ خواب بد ديدي؟؟


    الی آرام گفت: كابوس ميديدم...ميترسم بچمو ببرن..ميترسم سام


    سام چراغ رو روشن كرد و سعي كرد دلداريش بده: عزيزم مگه زير بالشتت چاقو نزاشتيم؟؟؟‌


    تازه بوجود من آل چجوري جرعت ميكنه بياد سراغ بچمون؟؟؟


    اين يك ماه رو هم طاقت بياري ديگه تمومه و كوچولومون دنيا مياد...


    .پس مامان خوبي باش براش باشه؟


    الی چيزي نگفت و با نگراني به سام خيره ماند.


    صبح فرا رسيد و آفتاب بيرون آمد...مهوش خانوم و آقا اسماعيل


    عمو و زن عموي سام كه حالا پدرزن و مادرزنش هم بودند از راه رسيدند...


    الی با آب و تاب كابوسهايش رو براي مادرش تعريف ميكرد و مهوش خانوم


    هم دعاهايي كه تازه از دعا نويس گرفته بود راه تحويلش داد...آقا اسماعيل هم با سام راجب كاروبارش صحبت ميكرد..آنروز هم به شب رسيد و بعد از شام مفصل آقا اسماعيل و مهوش رفتن..


    سام زودتر از آنكه فكرشو كنه خوابش برد و الی در كنارش حس خوبي نداشت...ترس ورش داشته بود هر روز كه به تولد بچه نزديكتر ميشد اين اضطراب بيشتر و بيشتر ميشد. كم كم پلكهايش سنگين شد و به خواب رفت...دوباره آن كابوس...زن جواني با چادر سياه بسر و رويي گرفته روبرويش بود: تو سامو ازم گرفتي... تو....!!! روبنده چادر رو برداشت قلب الی بشدت شروع به تپيدن كرد..اون روح پریماه بود...بايد به محله قديمي برگردي....رازهايي هست كه بايد بدوني...تصميم داشتم بچه ات رو از بين ببرم اما....به محله قديمي برگرد...خونه قديمي ...سپس روح ناپديد



    شد...بار ديگر الی از خواب پريد..نيمه شب بود و ماه ميان آسمان دويده بود... با آرنجش به پهلو سام كوبيد..بيدارشوووو


    سام قر قر كنان از جا بلند شد: باز چي شده؟؟؟‌ الی به ميان حرفش پريد: بايد بريم تهران!!!


    محله قديمي پریماه اينا.؟!؟!؟ سام خواب از كلش پريد و بلند گفت:‌چييي؟ الی با پافشاري گفت: همينكه گفتم..يه چيزي هست كه بايد بفهمم ...سام با كلافگي گفت: اما آخه من نميفهمم ...الی با لحني آرام گفت: خواهش ميكنم..فردا صبح بريم..ظهر برگرديم.سام كه چاره ديگري نداشت تسليم شد.صبح زودتر از اينكه فكرش رو بكنه فرا رسيد و هردو به تهران رفتند..


    جاده خلوت و مه آلود بود به صورتی که خورشید به سختی دیده میشد


    ناگهان
    تلپ تلپ
    سام محکم به فرمون کبوند واز ماشین پیاده شد لعنتی چرخ عقب ماشین ترکیده خدارو شکر یه چرخ دیگه تو صندوق عقب هست
    الی از ماشین پیاده شد همراه با پیاده شدن او رعد و برق و باران شروع شد پشیمون شدو به داخل ماشین برگشت صدای غر غر سام به هفت اسمان هم میرسید سام به علی رضا زنگ زد


    در همین حال
    الی حالت عجیبی داشت یکدفعه روحی با چشمانی از حدقه درامده در جلوی ماشین ظاهر شد این این چهره برای الی اشنا بود این چهره چهرهی پریماه بود که ان را در خواب دیده بود می خواست سام را صدا بزند صدایی از گلویش خارج نشد دردی تمام بدنش را فرا گرفته بود _روح پری باچادر مشکی ....... این چه مفهومی داشت_ روح بر روی قطرات اب موجود تر شیشه نوشت
    زیر زمین پایین شومینه
    روح ناپدید شد و الی شروع به جیغ زدن کرد
    سام با چهره ای متعجب به کنارش امد و گفت چی شده چته؟
    الی باکلماتی بریده بریده گفت ا-ا-ا-و-و-ن-ج –لو


    سام جلو ی ماشین را نگاه کرد قبلا این قدر از دست لاستیک ماشین عصبانی بود که متوجهی جلوی ماشین نشده بود چیزی را که میدید باورش نمیشد
    ماشین مامان بابای الی را دید
    با عجله به طرف ماشین شان رفت و گفت سلام عمو شما اینجا چیکار میکنید
    -تو اینجا چیکار میکنی
    الی می خواد بره تهران محله ی قدیمی پری اینا
    -پری؟ چرا؟
    نمیدونم ولی مهم نیست شما چرا این جایید
    شام خونه ی رز مریم خانم دعوتیم
    اهان
    ولی ماشین جوش اورده نمی دونیم چیکار کنیم
    علی رضا توراهه داره میاد میگم ماشین شما رو هم ببره


    تعمیر گاه خب من خیس شدم شما ه بیاین تو ماشین ما الی داشت شما رو نشون میدادو جیغ میزد


    باشه
    بوغ بوغ
    علی رضاهم اومد
    باران کمکم داشت بند میاومد که پنچر گیری ماشین تمام شد و پس از خداحافظی باعلی رضا به راه افتادند


    سام
    چیه
    یه چیز خیلیییییییی ترسناک دیدم که جیغ کشیم
    مامانش گفت:فهمیدیم تو مارو دیده بودی
    نه نه روح پریماه بود

    پایان قسمت سیزدهم و چهاردهم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #185

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.48
    نوشته ها
    1,487
    تشکـر
    2,246
    تشکر شده 1,859 بار در 967 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    ...
    ویرایش توسط eli2 : 08-13-2018 در ساعت 12:46 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    ارباب صدای قدمت می آید...

  6. Top | #186

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    8.86
    نوشته ها
    13,373
    تشکـر
    10,725
    تشکر شده 13,461 بار در 6,860 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    اولا راحت شذم از دستت سام بعدشم من اصلا درکت نمیکنم باید چندسال وایمیسادی

    بعدشم زرتی گذاشتی بچه گیرت بیاد بی ادب

    بعدشم من چیکار طفل معصوم دارم


    ولی الی از اولش موزی بود ولی بهتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  7. Top | #187

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    8.86
    نوشته ها
    13,373
    تشکـر
    10,725
    تشکر شده 13,461 بار در 6,860 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    سام ، پری رو بامن بد کردی دلت اومد. پری نگران نباش طلاقش میدم مهریمم میزارم اجرا
    ولی فکر کنم اخرش میخای منو بکشی
    از اولشم نقشت بود
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  8. Top | #188

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.48
    نوشته ها
    1,487
    تشکـر
    2,246
    تشکر شده 1,859 بار در 967 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    از اولشم نقشت بود
    من بیگناهم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    ارباب صدای قدمت می آید...

  9. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  10. Top | #189

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    2,251
    تشکـر
    3,073
    تشکر شده 2,985 بار در 1,552 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    حدسم درست بود پری تو هم قراره تو گند زدن با زندگی دیگران همدستم بشی
    سام میگم ملیتتو تو داستان عرب میزدی خوب بود داستان واقعی تر به نظر میومد.
    فک کنم سام منتظره ما الی رو هم ببریم تجدید قوا کنه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  11. Top | #190

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.17
    نوشته ها
    2,459
    تشکـر
    2,315
    تشکر شده 1,745 بار در 1,106 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    کی به کیه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  12. Top | #191

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.19
    نوشته ها
    5,476
    تشکـر
    646
    تشکر شده 3,124 بار در 1,753 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    ادامش فردا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  13. Top | #192

    تاریخ عضویت
    May 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.50
    نوشته ها
    2,251
    تشکـر
    3,073
    تشکر شده 2,985 بار در 1,552 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    ادامش فردا
    خوب شد بهمون اطلاع دادی از بلاتکلیفی درمون اوردی.
    مرسی که هستی
    ویرایش توسط saba95 : 09-04-2018 در ساعت 01:40 AM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  14. Top | #193

    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.19
    نوشته ها
    5,476
    تشکـر
    646
    تشکر شده 3,124 بار در 1,753 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    خوب شد بهمون اطلاع دادی از بلاتکلیفی درمون اوردی.
    مرسی که هستی
    نازت بشم قابلی نداشت
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  15. Top | #194

    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    2.17
    نوشته ها
    2,459
    تشکـر
    2,315
    تشکر شده 1,745 بار در 1,106 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط sam127 نمایش پست ها
    ادامش فردا
    خدا وکیلی فقط ترسناک نیست جنایی کمدی بیشتر
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  16. Top | #195

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    8.86
    نوشته ها
    13,373
    تشکـر
    10,725
    تشکر شده 13,461 بار در 6,860 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط saba95 نمایش پست ها
    خوب شد بهمون اطلاع دادی از بلاتکلیفی درمون اوردی.
    مرسی که هستی
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  17. کاربران زیر از پریماه. بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  18. Top | #196

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.07
    نوشته ها
    5,899
    تشکـر
    7,988
    تشکر شده 8,320 بار در 3,790 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    من پولم کجا بود دعوت کنم تو این گرونی؟؟؟

    الکی خودتون دعوت نکنین

    بعدشم چیزی جز خشم و انتقام بین ما نیست

    پریماهو کشتی سرش هوو اوردی دیگه رشته وصلت بریده شد
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    و سوگند به حالی که پریشان شد
    خداوند از ما نخواهد گذشت...

  19. Top | #197

    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    8.86
    نوشته ها
    13,373
    تشکـر
    10,725
    تشکر شده 13,461 بار در 6,860 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Badhal

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط رزمریم نمایش پست ها
    من پولم کجا بود دعوت کنم تو این گرونی؟؟؟

    الکی خودتون دعوت نکنین

    بعدشم چیزی جز خشم و انتقام بین ما نیست

    پریماهو کشتی سرش هوو اوردی دیگه رشته وصلت بریده شد
    میدونی قسمت ترسناک داستان چیه که سام میخواد باذهممون یکی یه دور مزدوج شه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    زندگی سه دیدگاه داره

    دیدگاه شما
    دیدگاه من
    حقیقت

  20. Top | #198

    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    4.07
    نوشته ها
    5,899
    تشکـر
    7,988
    تشکر شده 8,320 بار در 3,790 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Sepasgozar

    پاسخ : ...داستان ترسناک : شبح...

    نقل قول نوشته اصلی توسط پریماه. نمایش پست ها
    میدونی قسمت ترسناک داستان چیه که سام میخواد باذهممون یکی یه دور مزدوج شه
    چقد خبیثه
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    و سوگند به حالی که پریشان شد
    خداوند از ما نخواهد گذشت...

صفحه 10 از 10 نخستنخست 12345678910

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. این داستان کوتاه ترین داستان جهان است.
    توسط sina210 در انجمن سرگرمی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 10-23-2016, 09:18 AM
  2. روستای کماله، استان کردستان
    توسط سوگل1 در انجمن ایرانگردی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 06-30-2015, 12:18 PM
  3. غار کرفتو، دیواندره، استان کردستان
    توسط سوگل1 در انجمن گردشگری
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 06-02-2015, 01:03 PM
  4. زیبایی های استان گلستان 11
    توسط احمد یوسفی در انجمن اس ام اس و نوشته های زیبا
    پاسخ: 59
    آخرين نوشته: 05-19-2015, 11:28 PM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
داستان کوتاه,  داستان عاشقانه,  داستان کودکانه,  داستان کوتاه عاشقانه,  داستان های عاشقانه,  داستان کوتاه آموزنده,  داستان کوتاه کودکانه,  داستان کوتاه طنز,  داستان سریال پدر,  داستان پازل بند,  داستان ترسناک,  داستان ترسناک کوتاه,  داستان ترسناک واقعی ایرانی,  داستان ترسناک جن,  داستان ترسناک واقعی کوتاه,  داستان ترسناک خارجی,  داستان ترسناک از جن,  داستان ترسناک جدید,  داستان ترسناک ایرانی,  داستان ترسناک آمریکایی,  moshaver,  moshaverfa,  moshaveran,  moshaveranpub,  moshavere,  moshaverane100,  moshavergroup,  moshaverin,  moshavertez,  moshavercity,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید