مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

موضوع: من مقصرم یا میترا؟

  1. Top | #1

    دلنوشته کاربر
    یه جو معرفت. همین رو میخوام
    تاریخ عضویت
    Sep 2018
    عنوان کاربر
    کاربر محروم
    ميانگين پست در روز
    0.08
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    من مقصرم یا میترا؟

    من مقصرم یا مامان پناه؟

    دنبال این نیستم که یار جمع کنم یا با نظرای شما بزنم تو سر کسی؟ نمیخوام حتی خودم رو دلداری بدم. حقیقتش رو بخواین من ته دلم سهم زیادی از تقصیر رو به خودم نمیدم. اصلا هم دنبال این نیستم بگم زنها اینجوری ان. نه زنها اتفاقا خیلی خوب جوری هستن. راستیاتش فکر میکنم من خودم مقصر بودم. انتخابم درست نبود. بذارین از اول قصه رو براتون بگم.
    من یه همه کاره و هیچ کاره بودم. همه چی رو امتحان کردم تا شغل دلخواهم رو به دست بیارم ولی روحم بی قرار بود همیشه. ته دلم دوست داشتم نویسنده بشم. هم شدم هم نشدم. یعنی نتونستم خیلی کتاب چاپ کنم. ولی نویسنده-خبرنگار شدم. وقتی با میترا آشنا شدیم دیگه تقریبا تو کارم جا افتاده بودم. نمیگم آدم خوبی هستم ولی کوچکترین دروغی بهش نگفتم. همه چیز من رو میدونست. میزان درآمدم، جنس کارم همه چی. اوایل میگفت بهش افتخار میکنه ومن رو آدم با فرهنگی میدونه. شاید برای اولین بار توی زندگیم داشتم من هم به خودم افتخار میکردم که میترا اینقدر به من افتخار میکنه.
    تقدیر، من رو که به هیچ وجه دوست نداشتم ازدواج کنم به شدت بی قرار میترا کرده بود. جوری که تا گفت اینجوری که نمیشه پرسیدم چجوری میشه. گفت ازدواج. گفتم چشم. تا بریم خواستگاری و برگردیم و کار جلو بره بارها و بارها از خودم و زندگیم براش گفتم. همه حقیقتها رو همه تلخیاش رو. همه ضعفهام رو بلند بلند گفتم تا بشنوه. گفت همین رو میخواد. اصلا عاشق همین خل بازیای من شده.
    خوشحال بودم. تا قبل از اون شده بود کسی من رو دوست داشته باشه ولی خب اینجوری بی قید و شرط نه. ازدواج کردیم و تا چشم به هم زدم میترا باردار بود.
    تلاش کردم به خاطر میترا اوضاع رو بهتر کنم. رفتم شدم کپی رایتر. فکر میکردم میترا خوشحال میشه. نمیدونم میدونید کپی رایتر چیه یا نه. یه نفریه که میره تو سایتی استخدام میشه براشون تولید محتوا میکنه و اونا میگن راجع به شامپو یا فرش یا هر چی برامون بنویس. اینم صبح به صبح مث مورچه دنبال کلمه ها میگرده و مینویسه. باید خوب بنویسه. نمیخوام بگم برای کسی که میخواست یه روزی نویسنده بشه رویای بزرگیه ولی خب میترا اینقدری برام رویای شیرین و بزرگی بود که خوشبختیش رو به همه آرزوهام ترجیح بدم و تلاش کنم تو رفاه باشه.
    اصلا دیگه برام مهم نبود بهم چی میگن. یه جایی رو میخواستم که حقوقش رو به موقع بدن و من بتونم برای میترا زندگی خوبی رو فراهم کنم. یه سایت شارژ رایگان من رو استخدام کرد و منم از کله سحر میرفتم نوک میزدم تو لپتاپ. ظاهرا داشتم موفق میشدم و به سمت روزای خوب میرفتم که یهو نق زدنا شروع شد.
    اوایل تیکه و متلک بهم مینداخت. میرفتیم مهمونی من از میزبان که میخواستم خداحافظی کنم میگفتم ببخشید من باید زود برم که فردا کله سحر سر کار باشم. یهو میترا متلک مینداخت میگفت آره خسته میشه شارژ رایگان میده دست مردم خسته میشه. من اوایل میخندیدم تا اینکه کم کم شور قضیه درومد.
    نشستم باهاش حرف زدم. گفتم از کار من خجالت میکشی؟ میرم یه سایت دیگه کپی رایتر سایت دیگه ای میشم. شارژ رایگان نه مثلا میرم تو یه سایت فروش موبایل. یا مثلا خودرو. باز متلکا شروع شد. یه مدت من رو به اسم صدا نمیزد میگفت پلی کپی.
    سعی مردم براش توضیح بدم کپی رایتر چیه ولی انگار درد چیز دیگه ای بود. رفتیم مشاور. بی فایده بود.
    من هر چی آرومتر برخورد میکردم اوضاع بدتر میشد. یه روز بالاخره دهن باز کرد و گفت نون و عشق که نمیشه خورد. گفتم یعنی چی. گفت تا کی باید صبر کنیم تا تو کلمه کلمه بنویسیم بتونیم یه خونه بخریم یا بریم سفر خارج.
    باور کنید انگار یه مشت خورده بود تو گیج گاهم. باور نمیکردم. بهش گفتم مگه صد بار از اول توضیح ندادم برات. مگه روز اول بهت وعده وعید دادم. گفت آدمیزاده بالاخره اشتباه میکنه و منم اشتباه کردم.
    جوابش رو برای بار اول دادم. گفتم فکر میکنم اونی که تو انتخابش اشتباه کرده منم. این رو که شنید رفت خونه باباش. جوری قهر کرد که برگشتی تو کار نباشه.
    پناه که به دنیا اومد. موقع زایمان گفت نمیخوام ببینمش که وابسته بشم. شیرش هم نداد. باباش با وسایل اورد داد دستم پناه رو. وسایل که چه عرض کنم...
    نمیدونم شاید حق با میترا باشه . الان تو گیر و دار کارای دادگاهیم. شاید من فقط یه کپی رایترم و قدر و قیمتم در حد یه شارژ رایگان باشه. شایدم میترا خودخواهه. الان حق با هر کسی باشه. پناه بیشترین لطمه رو خواهد خورد و من بزرگ که بشه نمیدونم جواب سوالاش رو چی بدم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    ميانگين پست در روز
    1.49
    نوشته ها
    1,454
    تشکـر
    2,212
    تشکر شده 1,828 بار در 947 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : من مقصرم یا میترا؟

    تبلیغ ممنوع
    برای تبلیغ سایتت همچین داستانی نوشتی چه حوصله ای داری
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    ارباب صدای قدمت می آید...

  3. کاربران زیر از eli2 بابت این پست مفید تشکر کرده اند


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.37
    نوشته ها
    240
    تشکـر
    119
    تشکر شده 79 بار در 64 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : من مقصرم یا میترا؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط eli2 نمایش پست ها
    تبلیغ ممنوع
    برای تبلیغ سایتت همچین داستانی نوشتی چه حوصله ای داری
    اووه واقعا تبلیغه من باور کرده بودم
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  5. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.19
    نوشته ها
    124
    تشکـر
    44
    تشکر شده 82 بار در 56 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Bitafavot

    پاسخ : من مقصرم یا میترا؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط alonefather نمایش پست ها
    من مقصرم یا مامان پناه؟

    دنبال این نیستم که یار جمع کنم یا با نظرای شما بزنم تو سر کسی؟ نمیخوام حتی خودم رو دلداری بدم. حقیقتش رو بخواین من ته دلم سهم زیادی از تقصیر رو به خودم نمیدم. اصلا هم دنبال این نیستم بگم زنها اینجوری ان. نه زنها اتفاقا خیلی خوب جوری هستن. راستیاتش فکر میکنم من خودم مقصر بودم. انتخابم درست نبود. بذارین از اول قصه رو براتون بگم.
    من یه همه کاره و هیچ کاره بودم. همه چی رو امتحان کردم تا شغل دلخواهم رو به دست بیارم ولی روحم بی قرار بود همیشه. ته دلم دوست داشتم نویسنده بشم. هم شدم هم نشدم. یعنی نتونستم خیلی کتاب چاپ کنم. ولی نویسنده-خبرنگار شدم. وقتی با میترا آشنا شدیم دیگه تقریبا تو کارم جا افتاده بودم. نمیگم آدم خوبی هستم ولی کوچکترین دروغی بهش نگفتم. همه چیز من رو میدونست. میزان درآمدم، جنس کارم همه چی. اوایل میگفت بهش افتخار میکنه ومن رو آدم با فرهنگی میدونه. شاید برای اولین بار توی زندگیم داشتم من هم به خودم افتخار میکردم که میترا اینقدر به من افتخار میکنه.
    تقدیر، من رو که به هیچ وجه دوست نداشتم ازدواج کنم به شدت بی قرار میترا کرده بود. جوری که تا گفت اینجوری که نمیشه پرسیدم چجوری میشه. گفت ازدواج. گفتم چشم. تا بریم خواستگاری و برگردیم و کار جلو بره بارها و بارها از خودم و زندگیم براش گفتم. همه حقیقتها رو همه تلخیاش رو. همه ضعفهام رو بلند بلند گفتم تا بشنوه. گفت همین رو میخواد. اصلا عاشق همین خل بازیای من شده.
    خوشحال بودم. تا قبل از اون شده بود کسی من رو دوست داشته باشه ولی خب اینجوری بی قید و شرط نه. ازدواج کردیم و تا چشم به هم زدم میترا باردار بود.
    تلاش کردم به خاطر میترا اوضاع رو بهتر کنم. رفتم شدم کپی رایتر. فکر میکردم میترا خوشحال میشه. نمیدونم میدونید کپی رایتر چیه یا نه. یه نفریه که میره تو سایتی استخدام میشه براشون تولید محتوا میکنه و اونا میگن راجع به شامپو یا فرش یا هر چی برامون بنویس. اینم صبح به صبح مث مورچه دنبال کلمه ها میگرده و مینویسه. باید خوب بنویسه. نمیخوام بگم برای کسی که میخواست یه روزی نویسنده بشه رویای بزرگیه ولی خب میترا اینقدری برام رویای شیرین و بزرگی بود که خوشبختیش رو به همه آرزوهام ترجیح بدم و تلاش کنم تو رفاه باشه.
    اصلا دیگه برام مهم نبود بهم چی میگن. یه جایی رو میخواستم که حقوقش رو به موقع بدن و من بتونم برای میترا زندگی خوبی رو فراهم کنم. یه سایت شارژ رایگان من رو استخدام کرد و منم از کله سحر میرفتم نوک میزدم تو لپتاپ. ظاهرا داشتم موفق میشدم و به سمت روزای خوب میرفتم که یهو نق زدنا شروع شد.
    اوایل تیکه و متلک بهم مینداخت. میرفتیم مهمونی من از میزبان که میخواستم خداحافظی کنم میگفتم ببخشید من باید زود برم که فردا کله سحر سر کار باشم. یهو میترا متلک مینداخت میگفت آره خسته میشه شارژ رایگان میده دست مردم خسته میشه. من اوایل میخندیدم تا اینکه کم کم شور قضیه درومد.
    نشستم باهاش حرف زدم. گفتم از کار من خجالت میکشی؟ میرم یه سایت دیگه کپی رایتر سایت دیگه ای میشم. شارژ رایگان نه مثلا میرم تو یه سایت فروش موبایل. یا مثلا خودرو. باز متلکا شروع شد. یه مدت من رو به اسم صدا نمیزد میگفت پلی کپی.
    سعی مردم براش توضیح بدم کپی رایتر چیه ولی انگار درد چیز دیگه ای بود. رفتیم مشاور. بی فایده بود.
    من هر چی آرومتر برخورد میکردم اوضاع بدتر میشد. یه روز بالاخره دهن باز کرد و گفت نون و عشق که نمیشه خورد. گفتم یعنی چی. گفت تا کی باید صبر کنیم تا تو کلمه کلمه بنویسیم بتونیم یه خونه بخریم یا بریم سفر خارج.
    باور کنید انگار یه مشت خورده بود تو گیج گاهم. باور نمیکردم. بهش گفتم مگه صد بار از اول توضیح ندادم برات. مگه روز اول بهت وعده وعید دادم. گفت آدمیزاده بالاخره اشتباه میکنه و منم اشتباه کردم.
    جوابش رو برای بار اول دادم. گفتم فکر میکنم اونی که تو انتخابش اشتباه کرده منم. این رو که شنید رفت خونه باباش. جوری قهر کرد که برگشتی تو کار نباشه.
    پناه که به دنیا اومد. موقع زایمان گفت نمیخوام ببینمش که وابسته بشم. شیرش هم نداد. باباش با وسایل اورد داد دستم پناه رو. وسایل که چه عرض کنم...
    نمیدونم شاید حق با میترا باشه . الان تو گیر و دار کارای دادگاهیم. شاید من فقط یه کپی رایترم و قدر و قیمتم در حد یه شارژ رایگان باشه. شایدم میترا خودخواهه. الان حق با هر کسی باشه. پناه بیشترین لطمه رو خواهد خورد و من بزرگ که بشه نمیدونم جواب سوالاش رو چی بدم
    دوست داشتم نویسنده بشم

    همون بهتر که نویسنده نشدی ! چیه نوشتی ؟
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    هیچ کس ، هرگز ، به هدفی که نمی بیند ، نخواهد رسید

  6. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    1.80
    نوشته ها
    21
    تشکـر
    11
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : من مقصرم یا میترا؟

    مرتیکه پفیوس وقت من رو گرفتی نشستم کل متنت رو خوندم بعد داری تبلیغ میکنی الاغ ؟
    تو روح خودت و میترااااا
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  7. Top | #6

    تاریخ عضویت
    May 2017
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.05
    نوشته ها
    25
    تشکـر
    9
    تشکر شده 19 بار در 16 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    پاسخ : من مقصرم یا میترا؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط [B
    Tarah2019[/B];277256]مرتیکه پفیوس وقت من رو گرفتی نشستم کل متنت رو خوندم بعد داری تبلیغ میکنی الاغ ؟
    تو روح خودت و میترااااا
    نقل قول نوشته اصلی توسط [B
    Tarah2019[/B];277263]یا امام حسین
    خیلی چاکرتم
    ما رو به غلامی قبول کن

    آفرین
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. مراسم ازدواج دیجیتالی بگیرید !
    توسط سمیراه در انجمن مشاوره قبل ازدواج
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 08-24-2016, 02:00 PM
  2. عکس/مارمولک گیتار زن
    توسط ASSASSIN در انجمن عکس های دیدنی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 03-06-2015, 04:11 PM
  3. آیا دندان هایتان حالت لقی دارند؟
    توسط m@ede در انجمن سلامت دهان و دندان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 07-17-2014, 05:32 PM
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 06-24-2014, 09:46 PM
  5. باورهایتان و تأثیر آن بر رفتار شما
    توسط R e z a در انجمن سایر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 08-05-2013, 12:21 AM

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
من مقصرم,  من مقصرم خودم میدونم,  من مقصرم یا تو,  من مقصرم یا هردومون,  اره من مقصرم,  چرا همیشه من مقصرم,  عکس من مقصرم,  عکس نوشته من مقصرم,  میگی فقط من مقصرم,  همیشه من مقصرم,  فکرە,  فکر,  فکر تو پیرم کرد,  فکر آخرت,  فکر برتر,  فکرآموز,  فکرونی ام کلثوم,  فکره مشروع,  فکر تو محسن یگانه,  فکرشم نکن محمد علیزاده,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید