مشاور
تبلیغات مشاور
  
  

نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: گذشته ی تلخ

  1. Top | #1

    دلنوشته کاربر
    مرگ فقط یه آغازه | ای کاش سنگی بودم و در کف دریا مدفون میشدم
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.07
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    سیستم عامل و مرورگر

    گذشته ی تلخ

    سلام
    یه آدم ام اگه خدا قبول کنه ، پسرم
    در کودکی با یه دختر هم سن خودم رابطه جنسی داشتم
    از یه طرف عاشق شم و میخوام باهاش ازدواج کنم
    از یه طرف شنیدم که عقد کرده
    همیشه خواستم بهش بگم باهاش حرف بزنم ولی یه چیزی مانع شده
    از یه طرفی من خیلی راحت از همه چیز دل میکنم
    عواطف و احساسات کمی دارم
    از یه طرف قبلا عذاب وجدان شدیدی داشتم و یه نفر یه چیزایی بهم گفت و این عذاب وجدان رو از دست دادم
    و بی میل شدم نسبت به دختره یعنی تمایل قبل رو بهش ندارم
    ولی باز دوست دارم باهاش ازدواج کنم
    از یه طرف دوست دارم زن زیاد داشته باشم.

    دروغ چرا من کشته مرده دخترام ولی همیشه یه چیزی باعث شده با احساسات درونیم مبارزه کنم
    همیشه دوست داشتم با موهای دخترا بازی کنم
    ولی هرگز این کار رو نکردم


    اصولا از صحبت کردن با یه خانوم فرار میکنم یعنی تا حالا نشده با یه خانوم صحبت کنم
    میخوام تو یکی دو روز آینده باهاش حرف بزنم ولی نمی دونم چکار کنم
    عقلم میگه باهاش ازدواج کن
    ولی نه پولی هست نه خونه ای نه شغلی
    برام حرف مردم ارزش نداره


    تنها چیزی منو تسکین میده آهنگ های inna ست.


    در ضمن بگم خیلی راحت می تونم از همه چیز و از همه کس دل بکنم.

    ولی هیچ وقت خودکشی نمی کنم مطمئن باشید.


    همچنین اجتماعی نیستم


    معتاد نیستم - مشروبات الکلی تا حالا ندیدم و تاحالا مصرف نکردم

    داروی خاصی هم مصرف نمی کنم

    خودزنی و ... هم نداشتم و ندارم


    مذهب شیعه 12 امامی

    ------------------------

    نمی دونم این متن در آینده برام دردسر بشه یا نه به هر حال خدا عاقبت مون ختم به خیر کنه
    ویرایش توسط سایه نشین : 11-05-2018 در ساعت 11:18 PM
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.

  2. Top | #2

    دلنوشته کاربر
    دلم هوای زندگی کرده.
    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    ميانگين پست در روز
    0.89
    نوشته ها
    220
    تشکـر
    219
    تشکر شده 119 بار در 82 پست
    سیستم عامل و مرورگر
    حالت من
    Ghafelgir

    پاسخ : گذشته ی تلخ

    نقل قول نوشته اصلی توسط سایه نشین نمایش پست ها
    سلام
    یه آدم ام اگه خدا قبول کنه ، پسرم
    در کودکی با یه دختر هم سن خودم رابطه جنسی داشتم
    از یه طرف عاشق شم و میخوام باهاش ازدواج کنم
    از یه طرف شنیدم که عقد کرده
    همیشه خواستم بهش بگم باهاش حرف بزنم ولی یه چیزی مانع شده
    از یه طرفی من خیلی راحت از همه چیز دل میکنم
    عواطف و احساسات کمی دارم
    از یه طرف قبلا عذاب وجدان شدیدی داشتم و یه نفر یه چیزایی بهم گفت و این عذاب وجدان رو از دست دادم
    و بی میل شدم نسبت به دختره یعنی تمایل قبل رو بهش ندارم
    ولی باز دوست دارم باهاش ازدواج کنم
    از یه طرف دوست دارم زن زیاد داشته باشم.

    دروغ چرا من کشته مرده دخترام ولی همیشه یه چیزی باعث شده با احساسات درونیم مبارزه کنم
    همیشه دوست داشتم با موهای دخترا بازی کنم
    ولی هرگز این کار رو نکردم


    اصولا از صحبت کردن با یه خانوم فرار میکنم یعنی تا حالا نشده با یه خانوم صحبت کنم
    میخوام تو یکی دو روز آینده باهاش حرف بزنم ولی نمی دونم چکار کنم
    عقلم میگه باهاش ازدواج کن
    ولی نه پولی هست نه خونه ای نه شغلی
    برام حرف مردم ارزش نداره


    تنها چیزی منو تسکین میده آهنگ های inna ست.


    در ضمن بگم خیلی راحت می تونم از همه چیز و از همه کس دل بکنم.

    ولی هیچ وقت خودکشی نمی کنم مطمئن باشید.


    همچنین اجتماعی نیستم


    معتاد نیستم - مشروبات الکلی تا حالا ندیدم و تاحالا مصرف نکردم

    داروی خاصی هم مصرف نمی کنم

    خودزنی و ... هم نداشتم و ندارم


    مذهب شیعه 12 امامی

    ------------------------

    نمی دونم این متن در آینده برام دردسر بشه یا نه به هر حال خدا عاقبت مون ختم به خیر کنه
    سلام
    خب اگه اون خانم عقد کرده باشن که دیگه شما نمی تونی باهاش ازدواج کنی بهتره بری سراغ یه نفردیگه وایشون روفراموش کنی.
    به فکرگرفتن چنتا زنم نباشید یکی بگیرید همون کافیه.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و راهنمایی می توانید با متخصصان ما تماس بگیرید.
    تنها چیز غیر ممکن درجهان خود کلمه غیر ممکن است.

    منی که، نام شراب ازکتاب می شستم

    زمانه چنان کرد،که کاتب دکان میفروش شدم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

بازدید کنندگان با جستجو های زیر این صفحه را پیدا کرده اند

مشاوره, روانشناسی,مشاوره جنسی ,مشاوره کودک, مشاوره خانواده,روانشناس ,روانپزشک, مشاور خانواده

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

جستجوهای مرتبط در گوگل
گذشته,  گذشته استمراری,  گذشته ساده,  گذشته کامل,  گذشته read,  گذشته ها گذشته,  گذشته think,  گذشته کامل استمراری,  گذشته در حل جدول,  گذشته go,  گذشته ی read,  گذشته ی think,  گذشته ی can,  گذشته ی go,  گذشته ی استمراری در انگلیسی,  گذشته ی ساده,  گذشته ی want,  گذشته ی buy,  گذشته ی فعل read,  گذشته ی have,  مانع الاعلانات,  مانع الحمل,  مانع بن شلحاط,  مانع,  مانعة الصواعق,  مانع بن شلحاط شيعي,  مانع الانزلاق,  مانع حمل طبيعي,  مانع الخبر,  مانع ودواس,  

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
twitter Google Plus facebook


آدرس ایمیلتان را بدون دابلیو دابلیو وارد کنید