تعریف توهم؟
توهم از جمله اختلالات درک (Perception) (درک به معنای درک حسی، نه فهمیدن) هست که در شاخه ی فریب های حسی (Sensory Deception) قرار میگیره. توهم عبارت است از درک کردن بدون محرک. یعنی محرک خارجی مثل شی ای که دیده بشه، چیزی که لمس بشه، بویی که استشمام بشه و ... وجود نداره ولی شما چیزهایی رو درک میکنین. توهم عین درک واقعیه الا اینکه از درون سرچشمه میگیره و شخص بهش واقف نیست که توهم و غیر واقعیه. اگر شخص آگاه باشه که چیزهایی که میبینه غیر واقعیه، دیگه توهم نیست بلکه شبه توهمه و اگر آگاه باشه که این تصاویر از درون منشا دارند تصویر روشن نام دارد.

انواع توهم : 1- شنوایی (توهم آمرانه (امر کننده) که از جمله توهم های شنوایی میباشد، خطرناکترین توهم است) 2- بینایی 3- بویایی 4- چشایی 5- لمسی 6- درد و حس عمقی (Cenesthetic) 7- احساس های دهلیزی (Kinaesthetic) 8- احساس حضور نابهنجار
توهمات خاص (به این دلیل خاص هستند که شامل آن تعریف قبلی نمی شوند) :
1- Functional 2- Reflex 3- Extracampine 4- Authoscopy 5- Psychomotor 6- Slowmotion


تعریف هذیان؟

هذیان (Delusion) نوعی اختلال تفکر در حوزه ی محتوای فکر می باشد و عبارت است از عقیده ای با ثبات و نادرست که با منطق اصلاح شدنی نیست و با فرهنگ همخوانی ندارد
(به تک تک عبارات این تعریف بالا دقت کنین، مهمه).
باثبات و نادرسته، یعنی عقیده ای نادرست داره، که اون عقیده رو تغییر نمیده، اگر میگه من خدا هستم، من ثروتمند ترین فرد دنیا هستم، این عقیده ثبات داره. با منطق اصلاح شدنی نیست، یعنی هرچقدر دلیل بیارین باز هم قانع نمیشه، اگر قوی ترین دلیل های ممکن رو براش بیاری که مثلا تو خدا نیستی، بازم میگه نه، من خدا هستم. با فرهنگ اصلاح شدنی نیست، اگر یک نفر مثلا در انگلیس بگه آقا روز 13 فروردین (نمیدونم به میلادی چی میشه ) نحسه، یا عقایدی شبیه این داشته باشه، و ثابت و پابرجا بر این عقیده باشه , و سایر معیارهای مد نظر رو داشته باشه، هذیانه، اما اگر یکی در ایران چنین عقیده ای رو داشته باشه چطور؟ نه. این بخشی از فرهنگ ماست، به درست و غلطش کاری ندارم، اما چیزیه که در فرهنگمونه .

هذیان ها بر اساس کیفیت شروع به سه دسته ی : 1- اولیه 2- ثانویه 3- مشترک تقسیم میشن.
هذیان های اولیه، هذیان های ساده هستند. بطور ناگهانی و بدون هیچگونه جریان روانی قبلی که موجب ساخته شدن آن گردد (هسته ی اولیه) ظاهر می شود. هذیان اولیه در تشخیص گذاری اسکیزوفرنی از اهمیت زیادی برخوردار است.
هذیان ثانویه، از تجارب بیمارگونه ی قبلی ریشه میگیرند. تجمع هذیان های ثانوی ممکن است به یک سیستم هذیانی پیچیده منجر شود که در آن ریشه باورهای تازه تر را در عقاید قبلی بیمار میتوان پیدا کرد (هسته ی اولیه دارند). وقتی یک رشته باورهای مرتبط و پیچیده از این نوع بوجود آمد، گفته می شود هذیان های بیمار نظام یافته (سیستماتیک) است.
هذیان مشترک، یعنی اعتقاد هذیانی به فرد دیگری که ارتباط زیادی با فرد بیمار داره سرایت کنه. به ندرت، شریک زندگی بیمار، شریک هذیان های او میگردد که البته پس از جدا شدن از وی، این هذیان ها به زودی از بین میروند.

انواع هذیان ها از نظر محتوا :
1 - هذیانهای ظلم و ستم (Delusions of persecution) : هذیان انتساب – هذیان اهمیت - هذیان مسمومیت – هذیان نفوذ – هذیان محرومیت – هذیان خسارت یا جادو – هذیان اتهام – هذیان حسادت – هذیان شهوانی – هذیان شناخت عوضی یا اشتباهی
2 - هذیانهای بزرگ منشی (Delusions of grandeur) : هذیان اختراع – هذیان دگرگون سازی – هذیان ثروت – هذیان قدرت – هذیان مرافعه جویی هم فکر کنم داریم
3 - هذیانهای افسردگی (Delusions of Depression) : هذیان گناه – هذیان نفی وجود – هذیان شرارت – هذیان فقر – هذیان خود بیمارانگاری


شباهت مهم توهم و هذیان اینه هر دو سایکوز هستن، یعنی ارتباط فرد با واقعیت دچار اختلال میشه و فرد به نادرست بودن ادراکات یا تفکراتش واقف نیست.
تفاوت مهمشون اینه که هذیان اختلال فکر هستش و توهم اختلال درک (درک حسی). یک مثال ظریف براتون میزنم، فرض کنین یک نفر میگه توی غذای من سم ریختن (حالا شاید واقعا همچین اتفاقی بیفته، اما فرض میکنیم فرد مورد نظر بیماره)، اگر بگه من بو و مزه ی سم رو حس میکنم، بهش میگیم توهم، اما اگر بگه من بو یا مزه ای حس نمیکنم اما میدونم که در غذام سم ریختن، این هذیانه.
در تهیه ی این مطلب از کتاب ((نشانه شناسی بیماری های روانی)) تالیف دکتر نصرت اله پورافکاری نیز کمک گرفته شده است.
[برای مشاهده لینک ها شما باید عضو سایت باشید [replacer_a]]