نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: مشکل با مامانم

45
  1. بالا | پست 1

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Feb 2020
    شماره عضویت
    42887
    نوشته ها
    1
    تشکـر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    میزان امتیاز
    0

    مشکل با مامانم

    سلام روزتون بخیر، من یک دختر 23 ساله ام و از وقتی یادم میاد بدون اجازه مامانم هیچکاری نکردم اما الان که دارم میرم سر کار راستش دلم میخواد خودم یکسری تصمیمات رو بگیرم تو خونه ما همه باهم مشورت میکنن و من در مورد تصمیمی که میخوام بگیرم با مامانم مشورت میکنم مشکل اینجاست که مامانم اخر اون چیزی رو میگه که خودش فک میکنه درسته من از اولی که وارد کار شدم مامانم بخش زیاد حقوقم رو درگیر قسط و پس انداز برای خودم کرد و خوب من اصلا اونجوری که دلم میخواد نتونستم خرج کنم یا اصلا از حقوقم لذت ببرم باقی مونده حقوقم رو هم اگر بخوام مثلا هندسفری یا هر چیزی که دوس دارم بخرم اگر از نظر مامانم اون چیز کار امد باشه مشکلی نیست درغیر این صورت مشکل داریم اساسی و خوب من نمیخوام بی احترامی کنم و تا حرفی میزنم یا مخالفتی میکنم مبنی بر پرویی و تاثیر از بقیه و .. هست یکی دیگه از مشکلات اینه که من هر تصممیمی رو به مامانم بگم سریع پای رد دیگه ای میاد وسط مثلا اگر بگم با دوستم در این مورد صحببت کردم و این نظر من بوده ماله خودم اون این برداشت رو داره که من از تمام ادمای اطرافم تاثیر میگیرم و اصلااا این تصمیما ماله خودم نیست
    این موضوع خیلی اذیتم میکنه و خوب بعضی وتا بروز میدم که اخرش بند میشه به دعوا و خوب له خاطر جلوگیری از بی ادبی من کوتاه میام یا اخر مجبور به عذرخواهی میشم یا م تو خودم میریزم که عصبیم میکنه میشه یک راه حل به من بدین چیکار باید بکنم تا یکم کنترل مامانم کم بشه و اینجوری درموردم فک نکنه خیلییی ممنونم

  2. بالا | پست 2

    عنوان کاربر
    کاربر انجمن
    تاریخ عضویت
    Oct 2019
    شماره عضویت
    42184
    نوشته ها
    1,071
    تشکـر
    423
    تشکر شده 479 بار در 334 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با مامانم

    نقل قول نوشته اصلی توسط سعیده 123 نمایش پست ها
    سلام روزتون بخیر، من یک دختر 23 ساله ام و از وقتی یادم میاد بدون اجازه مامانم هیچکاری نکردم اما الان که دارم میرم سر کار راستش دلم میخواد خودم یکسری تصمیمات رو بگیرم تو خونه ما همه باهم مشورت میکنن و من در مورد تصمیمی که میخوام بگیرم با مامانم مشورت میکنم مشکل اینجاست که مامانم اخر اون چیزی رو میگه که خودش فک میکنه درسته من از اولی که وارد کار شدم مامانم بخش زیاد حقوقم رو درگیر قسط و پس انداز برای خودم کرد و خوب من اصلا اونجوری که دلم میخواد نتونستم خرج کنم یا اصلا از حقوقم لذت ببرم باقی مونده حقوقم رو هم اگر بخوام مثلا هندسفری یا هر چیزی که دوس دارم بخرم اگر از نظر مامانم اون چیز کار امد باشه مشکلی نیست درغیر این صورت مشکل داریم اساسی و خوب من نمیخوام بی احترامی کنم و تا حرفی میزنم یا مخالفتی میکنم مبنی بر پرویی و تاثیر از بقیه و .. هست یکی دیگه از مشکلات اینه که من هر تصممیمی رو به مامانم بگم سریع پای رد دیگه ای میاد وسط مثلا اگر بگم با دوستم در این مورد صحببت کردم و این نظر من بوده ماله خودم اون این برداشت رو داره که من از تمام ادمای اطرافم تاثیر میگیرم و اصلااا این تصمیما ماله خودم نیست
    این موضوع خیلی اذیتم میکنه و خوب بعضی وتا بروز میدم که اخرش بند میشه به دعوا و خوب له خاطر جلوگیری از بی ادبی من کوتاه میام یا اخر مجبور به عذرخواهی میشم یا م تو خودم میریزم که عصبیم میکنه میشه یک راه حل به من بدین چیکار باید بکنم تا یکم کنترل مامانم کم بشه و اینجوری درموردم فک نکنه خیلییی ممنونم


    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    دوست گرامی هر فرد در جریان زندگی شخصیش به یک سری تجربیات و استاندارد ها و باورها رسیده و بر اساس بستر اون تجارب برخی از اقدام هارو درست ارزیابی میکنه
    برای مثال :
    مادرشما بر اساس تجربیات و نظریاتش میگه باید حقوقت رو پس انداز کنی ! یا هر شخص دیگه ای میتونه نظریات خودش رو داشته باشه
    اما درست نیست که نظریات خودشون رو به دیگران تحمیل کنند
    چون دراین جریان شخص مقابل ( شما ) دچار ناراحتی میشه
    پس باید چیکار کرد ؟
    باید ریشه مشکل رو حل کرد و باور کنید ریشه مشک در خود شماست
    چرا؟
    چون شما بستر رو برای مادرت محیا کردی که ایشون میتونه توی امور شما دخالت کنه ! اگر شما خیلی محترمانه به دور از درگیری و......از خواست خودت دفاع کنی این اتفاقات رخ نمیده ! نه مادرتون نظریاتش رو به شما تحمیل میکنه
    نه شما به خاطر فشار ناشی از رفتار مادرت احساس ناراحتی میکنی
    اگر شما به این روند ادامه بدین طولی نمیکشه که از علایق خودتون در هر زمینه نمیتونید دفاع کنید ودرنهایت ابراز نظر براتون سخت میشه

    سعی کن مادرتون رو نسبت به نیاز ها و نظریات خودتون آگاه کنید و بهشون بفهمونید شما بزرگ شده وبسیاری از نظریات معقول تنها از بستر عقل و درایت خودتون هست ولاغیر
    ویرایش توسط سلطنت : 02-02-2020 در ساعت 05:32 PM
    امضای ایشان
    اَللّهُم اَشفِ کُلَّ مَریض.........

  3. بالا | پست 3

    عنوان کاربر
    تیم مشاوره
    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    39631
    نوشته ها
    792
    تشکـر
    0
    تشکر شده 240 بار در 194 پست
    میزان امتیاز
    2

    پاسخ : مشکل با مامانم

    سلام به شما دوست عزیز
    مشورت با خانواده می تواند به شما کمک کند تا از تجربیات بیشتری برای تصمیم گیری استفاده کنید اما مشورت نام مشخصی دارد به این معنا می باشد که شما دیدگاهای مختلف را می شنوید و بعد با در نظر گرفتن همه جوانب تصمیم گیری می کنید . بهتر است در کنار احترامی که برای مادرتان اقئل هستید سعی کنید احساسات و نیازهای خودتان را در احترام بیان کنید و اگر تصمیم خلاف نظر مادرتان گرفته اید بهتر است بیان کنید که دیدگاه ایشان را درک می کنید اما می خواهید این مسیر را تجربه کنید و سعی کنید از سرزنش کردن خودتان خوداری کنید و با تجربه کردن مسیر پیش رویتان را بسازید .
    اگر مداوم بخواهید نگران و اضطراب داشته باشید که دیدگاه دیگران چیست و چگونه رضایت آنها بدست بیاورید احساسات و دیدگاهای خودتان نادیده گرفته می شود .

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

لیست کاربران دعوت شده به این موضوع

کلمات کلیدی این موضوع

© تمامی حقوق برای مشاورکو محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد